• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن روانشناسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
روانشناسي (بازدید: 150)
جمعه 20/5/1391 - 15:6 -0 تشکر 502123
نگاهی روان‏شناختی به آسیب‏ شناسی دین‏ باوری جوانان

ابوالقاسم بشیری


پدیده «دین‏گریزی» یكی از مشكلات اساسی جوامع انسانی است كه همواره دغدغه‏هایی را برای رهبران دینی، دینداران و خانواده‏های متدیّن به وجود آورده و تهدیدهای جدّی برای نسل جوان محسوب می‏شود. این پدیده نامیمون مشكل امروز یا دیروز بشر نیست، بلكه سابقه دیرینه دارد و همواره جوامع بشری با آن دست به گریبان بوده‏اند. دین‏گریزی در سده‏های اخیر، به ویژه در قرن بیستم، بخش عظیمی از شرق و غرب عالم را فرا گرفت و مكاتب فلسفی الحادی گوناگونی مانند كمونیسم مولود آن هستند. اكنون این سؤال مطرح است كه چرا انسانی كه ذاتا مشتاق دین است و فطرت او با عناصر درون دینی ارتباط تكوینی و ماهوی دارد، به دین‏گریزی روی آورده است و به این پدیده شوم دامن می‏زند، و سؤال اساسی‏تر اینكه چرا دین‏گریزی در نسل جوان شیوع و نمود بیشتری دارد؟

بدون تردید در ذات دین، هیچ عنصر دین‏گریزانه وجود ندارد. اگر انسان‏ها به دریافت معارف دینی نایل آیند، در هیچ رتبه‏ای از دین نمی‏گریزند، علاوه بر این، عقل و عشق، كه دو ركن اساسی در حیات انسانی محسوب می‏شوند و همه جاذبه‏ها و دافعه‏ها در این دو حوزه و بر اساس این دو معیار رخ می‏دهند، هر دو در درون دین وجود دارد و دین با هر دو گروه باقی مانده است. دین، هم ذهن انسان را تغذیه می‏كند و هم دل آدمی را حیات و حركت و نشاط می‏بخشد. بنابراین، پدیده دین‏گریزی به عنوان یك پدیده اجتماعی، عینی و رفتاری، معلول ماهیت و ذات خود دین نیست، بلكه علت و یا علل دین‏گریزی را در خارج از قلمرو دین و آموزه‏های دینی باید جست‏وجو كرد. بدون تردید، عوامل متعددی مانند ناهنجاری‏های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و روانی زمینه گریز جوانان را از دین فراهم می‏نمایند

جمعه 20/5/1391 - 15:13 - 0 تشکر 502128

علل روان‏شناختی گریز از دین



1. ضعف معرفتی


یكی از ابعاد وجودی هر انسانی بُعد شناختی اوست. انسان در هر مرحله‏ای از مراحل رشد خود، واجد یك سلسله توانمندی‏های شناختی می‏شود. روان‏شناسان، رشدشناختی انسان را به سه دوره تقسیم می‏كنند: دوره حسی ـ حركتی (2سال اوّل)، دوره عملیات منطقی عینی (تا 12سالگی)، دوره عملیات منطق صوری یا دوره تفكّر انتزاعی.


سومین دوره تحوّل شناختی در آستانه نوجوانی آغاز و در اوایل جوانی تكمیل می‏شود. بنابراین، یكی از ویژگی‏های جوان از نظر شناختی این است كه دارای تفكّر انتزاعی است و از نظر ذهنی، به حداكثر كارایی هوشی می‏رسد. در این دوره، گرایش جوانان به «فلسفه زندگی» آنان را به سوی مسائل اخلاقی، سیاسی و مذهبی سوق می‏دهد و جوانان تلاش می‏كنند هویّت مذهبی خود را شكل دهند. اما به دلایل گوناگونی ممكن است در این هویّت‏یابی مذهبی، با بحران مواجه شوند و نتوانند هویّت مذهبی خود را خوب شكل دهند و دچار نوعی سردرگمی و در نهایت، بی‏رغبتی و گریز از دین شوند. یكی از علل این بحران ناهمخوانی سطح شناختی جوان با سطح معارف دینی است كه به او ارائه می‏شوند. جوان به خاطر توانمندی‏های ذهنی، دین تقلیدی را برنمی‏تابد و همه آن باورهای دینی كه از دوران كودكی به صورت تقلیدی از خانواده و دیگران به او القا شده‏اند به كناری می‏نهد و می‏خواهد دینی بپذیرد كه متناسب با سطح تفكّر او باشد. اما از یك سو، بسیاری از اوقات آنچه به عنوان دین به او عرضه می‏شود برای او قانع‏كننده نیست، و از سوی دیگر، در برخی موارد نیز جوان می‏خواهد همه آموزه‏های دینی، اعم از احكام و عقاید را با خطكش عقل خود بسنجد و فكر می‏كند اگر آموزه‏های دینی در قالب‏های فكری او بگنجند صحیح هستند، وگرنه درست نیستند و باید كنار گذاشته شوند. همه این عوامل دست به دست هم می‏دهند و موجب می‏شوند هویّت دینی جوان به خوبی شكل نگیرد و جوان دچار یك بحران‏شناختی نسبت به آموزه‏های دینی شود و نجات خود را از این بحران، در گریز از دین بداند.


قرآن نیز به این حقیقت اشاره می‏كند و گرایش به كفر و بی‏ایمانی را ناشی از جهل و ضعف معرفتی انسان‏ها می‏داند. حضرت نوح(علیه‌السلام) با صراحت، یكی از عوامل بی‏ایمانی قوم خود را جهل و یا عدم معرفت صحیح به آموزه‏های دینی معرفی می‏كند و در این‏باره، به قوم خود می‏فرماید: (... ولكنّی اَراكُم قوما تجهلون.) (هود: 29) در روایات نیز به این معنا اشاره شده است.


حضرت علی(علیه‌السلام) درباره علت كفر می‏فرماید: «لو اَنّ العباد حین جهلوا وقفوا، لم یَكفُروا و لم یَضلّوا»؛ اگر افراد هنگام برخورد با مسائلی كه نمی‏دانند، درنگ می‏كردند و عجولانه تصمیم نمی‏گرفتند، كفر نمی‏ورزید و گمراه نمی‏شدند. 1 بنابراین یكی از علل روان‏شناختی دین‏گریزی در همه انسان‏ها، به ویژه جوانان، ضعف معرفتی و عدم دست‏یابی به هویّت دینی است.


2. برداشت‏های غلط از دین یا سطحی‏ نگری


علاوه بر اینكه جهل و ضعف معرفتی موجب دین‏گریزی می‏شود، برداشت‏های غلط و ناصواب از معارف دینی نیز در دین‏گریزی جوانان مؤثرند. بسیاری از اوقات دین مساوی با «معنویت» در نظر گرفته می‏شود و دین را در حد یك نیاز معنوی كاهش می‏دهند و این‏گونه نتیجه می‏گیرند كه نیاز به معنویت فقط در مواقع سختی‏ها و بحران‏های شدید مفید است و در سایر مواقع، نیازی به دین نیست و برای دین نقشی در زندگی روزمرّه خود قایل نیستند. قرآن به این مطلب اشاره می‏كند و می‏فرماید: (هُوَ الَّذِی یُسَیِّرُكُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ حَتَّی إِذَا كُنتُمْ فِی الْفُلْكِ وَجَرَیْنَ بِهِم بِرِیحٍ طَیِّبَةٍ وَفَرِحُواْ بِهَا جَاءتْهَا رِیحٌ عَاصِفٌ وَجَاءهُمُ الْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِیطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ لَئِنْ أَنجَیْتَنَا مِنْ هَذِهِ لَنَكُونَنِّ مِنَ الشَّاكِرِینَ فَلَمَّا أَنجَاهُمْ إِذَا هُمْ یَبْغُونَ فِی الأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَغْیُكُمْ عَلَی أَنفُسِكُم مَّتَاعَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا... .) (یونس: 22و23) این دیدگاه ساده‏انگارانه و كاهش‏گرایانه نسبت به معارف دینی به تدریج، موجب حذف دین از زندگی انسان می‏شود 2 و جوانان، كه در حال جست‏وجوی فلسفه زندگی‏اند، وقتی احساس كنند دین در معنادهی به زندگی آن‏ها تأثیری ندارد به تدریج، آن را كنار می‏گذارند و حتی ممكن است دین را امری دست و پاگیر در مسیر زندگی تلقّی كند و حالت گریز نسبت به آن پیدا كنند.


3. احساس محدودیت نسبت به گزاره‏های دینی


نه تنها كاهش‏گرایی و ساده‏انگاری نسبت به دین موجب دین‏گریزی می‏شود، بلكه گاهی دین به گونه‏ای به جوانان معرفی می‏شود كه گویی نه تنها نیازهای انسان را تأمین نمی‏كند، بلكه مانع ارضای نیازهای واقعی او نیز می‏شود. طبیعی است كه ترسیم چنین تصویری از دین برای جوان نه تنها موجب عدم گرایش آن‏ها به دین می‏شود، بلكه موجب می‏شود روحیه گریز از دین نیز در آن‏ها به وجود آید. به دلیل آنكه جوان از نظر روانی و جسمانی در شرایطی قرار دارد كه انواع غرایز، به ویژه غریزه جنسی و لذّت‏طلبی، در او به نقطه اوج خود رسیده و عوامل بیرونی‏تحریك‏كننده نیز از هر طرف او را احاطه كرده‏اند و آتش شهوات را در او شعله‏ورتر می‏كنند، اگر دین به گونه‏ای ترسیم شود كه گویی مانع ارضای غرایز اوست و هیچ راه‏كاری برای ارضای غرایز خود ندارد، طبیعی است كه نسبت به دین گریزان شود و پذیرش دین را مساوی با عدم ارضا و تعطیلی غرایز خود بداند. علاوه بر این، روحیه استقلال‏طلبی، آزادمنشی، و قطع وابستگی‏ها از جمله ویژگی‏های روحی جوان است. جوان، كه یك دوره گذار از وابستگی به استقلال را طی كرده است و می‏خواهد با اراده آزاد خود انتخاب كند و از نظر اخلاقی نیز مرحله «اخلاق دیگرپیرو» (تقلیدی) را پشت سر گذاشته و وارد مرحله «اخلاق خودپیرو» گردیده، از هرگونه مانعی حتی موانع تخیّلی، گریزان است و می‏خواهد در رفتار، گفتار، تفكر و انتخاب آزاد باشد. هرچند عدم تربیت صحیح روحیه استقلال‏طلبی و پیروی بی‏چون و چرا از غرایز كور و لذت‏طلب افراطی برای جوان بسیار خطرناك است، اما در بدو امر، هر چیزی كه بخواهد محدودیتی برای او ایجاد كند امری ناخوشایند تلقّی می‏شود، مگر اینكه راه‏كارهای دین برای ارضای غرایز به خوبی برای جوانان ترسیم شود.


4. فقدان یا عدم دست‏رسی به الگوهای مناسب


بدون شك، در هر مقطع سنّی الگوهای جذّاب برای یادگیری و شكل‏دهی رفتار انسان‏ها، به ویژه جوانان، نقش اساسی دارد؛ زیرا الگو از یك سو، در دست‏یابی به هدف نقش مهمی دارد و از سوی دیگر، در دوره نوجوانی و جوانی تأثیرپذیری از خانواده به شدت كاهش پیدا می‏كند. گاهی بین خانواده و جوان تعارض و درگیری به وجود می‏آید. از این‏رو، جوان برای ساختن نظام ارزشی و اعتقادی خود می‏خواهد از چیزهایی غیر از خانواده و مربیّان قبلی استفاده كند. از جمله عوامل تأثیرگذار در بیرون نهاد خانواده الگوها و دوستان هستند و در این میان، نقش الگوهای مورد قبول جوان بسیار زیاد است؛ چه اینكه دوستان نیز در حال ساختن نظام ارزشی خود هستند و نیازمند الگوهای موردپسند می‏باشند و كمك زیادی احتمالا در هویت‏یابی دینی دوستان خود ندارند. در چنین شرایطی، اگر الگوهای مناسب و قابل دست‏رسی در جامعه وجود نداشته باشند، جوان دچار سردرگمی می‏شود و تعادل روانی او از مرز بهنجار خارج می‏شود و چه بسا به الگوهای مجازی پناه ببرد و یا تحت تأثیر دوستان كم‏تجربه قرار گیرد یا به دام شیّادانی بیفتد كه مترصّد جوانان سردرگم هستند و خلاصه آنكه شرایط و زمینه‏های گریز از دین برای او فراهم شود.


5. برخوردهای تند و سرزنش‏های افراطی


استقلال‏طلبی، حرّیت و عدالت‏جویی از ویژگی‏های بارز دوران جوانی است. جوانان برای اثبات این ویژگی‏ها سعی می‏كنند با بزرگ‏سالان مقابله كنند. این مقابله نه از روی لج‏بازی و پشت پا زدن به ارزش‏هاست، بلكه بیشتر جنبه اثباتی برای خود جوان دارد. اما یكی از اشتباهاتی كه در اینجا از ناحیه بزرگ‏سالان سر می‏زند سرزنش و ملامت جوان است و این سرزنش‏ها همه از نظر عاطفی برای جوان شكننده‏اند و به روحیه استقلال‏طلبی او آسیب وارد می‏كنند و نتیجه آن شعله‏ورتر شدن آتش لجاجت و طغیان است. از این‏رو، امیرالمؤمنین علی(علیه‌السلام) در این‏باره هشدار می‏دهند: «الافراطُ فی الملامةِ تَشُبَّ نیرانَ اللّجاجِ»؛ زیاده‏روی در ملامت و سرزنش، آتش لجاجت را شعله‏ورتر می‏سازد. 3


بنابراین، مقابله با روحیه استقلال‏طلبی جوان و سرزنش كردن او پیامدهای خطرناكی به دنبال دارد كه یكی از آن‏ها طغیان علیه ارزش‏های حاكم بر جامعه و گریز از آن ارزش‏ها و ادبار نسبت به منبع این ارزش‏هاست كه معمولا در جوامع دینی منشأ و منبع ارزش‏ها «دین» است.


6. عدم ارضای نیازها


جوان همان‏گونه كه از نظر ذهنی به بالاترین ظرفیت خود می‏رسد، از نظر جسمانی نیز به حدّ كافی رشد می‏كند و انواع غرایز، به ویژه غریزه جنسی، كاملا در او بیدار می‏شوند و درصدد ارضای این غرایز است. به عبارت دیگر، او یك سلسله نیازهای مادی و معنوی دارد. تأمین به موقع این نیازها نقش مهمی در تعدیل و رفتار و رشد و تكامل او دارد؛ همان‏گونه كه عدم ارضای این نیازها نه تنها باعث توقف رشد و بالندگی می‏شود، بلكه ناهنجاری‏های رفتاری زیادی را نیز به دنبال دارد. كفر به عنوان یك نابهنجاری اعتقادی همان‏گونه كه می‏تواند معلول جهل و ضعف معرفتی باشد می‏تواند معلول فقر نیز باشد، از این‏رو، معصومان: فرموده‏اند: یكی از پیامدهای احتمالی فقر، كفر و دین‏گریزی است و یا در مورد ازدواج فرموده‏اند: كسی كه ازدواج كند 4 نصف دین خود را حفظ می‏كند 5 و فراهم نبودن شرایط برای ازدواج سالم و طبیعی زمینه‏های گناه و زایل شدن ایمان را فراهم می‏كند و به تدریج، تبدیل به گریز از دین می‏گردد. قرآن هم ازدواج را مایه آرامش زن و مرد معرفی می‏كند. خلاصه اینكه، ارضای نیازهای جسمانی و روانی در بهداشت روانی انسان مؤثر است 6 و عدم ارضای به موقع و مشروع نیازها نه تنها سلامتی انسان را تهدید می‏كند، بلكه زمینه‏ساز بسیاری از نابهنجاری‏هایی است كه یكی از آن‏ها ادبار و گریز از دین می‏باشد.

جمعه 20/5/1391 - 15:15 - 0 تشکر 502130

راه‏كارهای پیش‏گیری از دین‏گریزی در جوانان



همان‏گونه كه در بررسی علل دین‏گریزی مطرح شد، عوامل گوناگونی در بروز این پدیده نقش دارند كه به طور كلی، به دو دسته تقسیم می‏شوند:


1ـ عوامل محیطی (اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و...)؛


2ـ عوامل درون فردی كه از آن‏ها به عوامل «روان‏شناختی» تعبیر می‏شود؛ یعنی قطع‏نظر از عوامل محیطی، ویژگی‏های شناختی و عاطفی هر فرد نیز در اقبال و ادبار او نسبت به معارف دینی نقش دارند.


بنابراین، برای پیش‏گیری از دین‏گریزی باید به جنبه‏های روانی و ویژگی‏های شخصیتی افراد، به ویژه جوانان، توجه شود. بدون تردید، نحوه ارائه معارف دینی، به ویژه به نسل جوان بسیار حائز اهمیت است. بنابراین، سؤال اصلی اینجاست كه چگونه می‏توان معارف دینی را به جوانان عرضه كرد تا ضعف شناختی آن‏ها نسبت به آموزه‏های دین تقویت شود و هویّت دینی آن‏ها به نحو مطلوب شكل یابد؟


پاسخ به این سؤال مستلزم چند امر است كه بدون توجه به آن‏ها، پاسخ‏گویی دشوار خواهد بود و بدون راه‏كار مناسب برای آموزش، ارائه آموزه‏های دینی به جوانان امكان‏پذیر نیست.


1ـ جوان كیست و چه ویژگی‏هایی دارد؟ مخاطب‏شناسی یكی از مهم‏ترین مسائلی است كه در تعلیم و تربیت باید مدّ نظر داشت. اگر یك سخنران یا هنرمند یا معلم و یا نویسنده مخاطب، بیننده و خواننده خود را نشناسد و نداند مخاطبان او در چه دوره‏ای از تحوّل شناختی، انگیزشی و توانشی قرار دارد، معلوم نیست مطالب او ـ هرقدر هم ارزشمند، دقیق و علمی باشند ـ مؤثر واقع گردند؛ زیرا مطالبی كه عرضه می‏كند یا در سطح شناختی مخاطبان نیست و یا تناسبی با نیازهای آن‏ها ندارد. در نتیجه، مخاطبان انگیزه‏ای برای فراگیری آن‏ها ندارند. بنابراین، شناخت مخاطب از لحاظ ویژگی‏های عاطفی، ذهنی و انگیزشی باید مدّنظر سخنران، نویسنده، هنرمند، واعظ و معلم باشد.


2ـ باید الگوها و روش‏های آموزشی متناسب با مخاطب را شناسایی كرد. به راستی، از میان روش‏های موجود، مانند روش تدریس، تبلیغ و مشاوره، كدام روش برای آموزش آموزه‏های دینی به جوانان كارآمدتر است؟ در پاسخ باید گفت: هر كدام ارتباط شناختی ـ عاطفی بیشتری بتواند با جوان برقرار كند. به عبارت دیگر، عنصر «ارتباط» ـ آن هم ارتباط دو سویه ـ مهم‏ترین عامل برای انتقال پیام است. انتقال پیام بدون ایجاد ارتباط امكان‏پذیر نیست. بنابراین، برای جذب جوانان به دین اولا، باید ویژگی‏های شخصیتی آن‏ها، اعم از ویژگی‏های جسمانی، اجتماعی، عاطفی و ذهنی، را بشناسیم؛ ثانیا، از روش یا روش‏هایی برای انتقال پیام دین به جوانان استفاده كنیم كه بهتر بتوانیم با آن‏ها ارتباط برقرار كنیم و این ارتباط، هم دو سویه بوده و هم از بار عاطفی بالایی برخوردار باشد.

جمعه 20/5/1391 - 15:16 - 0 تشکر 502132

ویژگی‏های بدنی، اجتماعی، عاطفی و ذهنی جوان



جوانان از نظر جسمانی به بلوغ كامل رسیده‏اند و همه توانایی‏های جسمانی را احراز كرده‏اند، به گونه‏ای كه احساس قوّت و قدرت می‏كنند و از لحاظ اجتماعی دوست دارند شخصیت خود را بروز دهند و به عنوان یك فرد بزرگ‏سال و مستقل، از جایگاه اجتماعی بالایی برخوردار باشند. جوانان از بُعد عاطفی نیز وضعیت خاصی دارند؛ دوست دارند عواطف خود را بروز دهند و آماده دریافت عواطف دیگران نیز هستند. از این‏رو، آماده تشكیل زندگی مشتركند و می‏خواهند زندگی مستقلانه خود را تجربه كنند، از دخالت دیگران در زندگی خود ابراز تنفّر می‏كنند و از نظر اخلاقی دارای اخلاق «خودپیرو» هستند؛ یعنی اصولی كه خود پذیرفته‏اند معیار رفتارهای اخلاقی خود قرار می‏دهند و از تقلید اخلاق «دیگرپیرو» اجتناب می‏كنند. جوانان در بُعد فكری و ذهنی نیز به بلوغ رسیده‏اند؛ می‏توانند استدلال كنند، فرضیه بسازند و خلاصه اینكه به تفكّر انتزاعی دست یافته‏اند، و در بُعد انگیزشی آن چیزی آن‏ها را برانگیخته می‏كند كه پاسخ به نیازهای عاطفی و شناختی آن‏ها باشد.


با توجه به آنچه درباره ویژگی‏ها و مؤلّفه‏های شخصیتی جوانان بیان شد، چه راه‏كارهایی برای جذب آن‏ها نسبت به آموزه‏های دین می‏توان اتخاذ كرد تا هم به شناخت آن‏ها نسبت به دین عمق بخشد و هم از نظر عاطفی و انگیزشی، آن‏ها را نسبت به دین متمایل كند؟ به نظر می‏رسد، بهترین روش برای جذب جوانان و متمایل كردن آن‏ها به ارزش‏های دینی، روشی است كه هم عنصر شناخت و هم عنصر عواطف و هم عنصر انگیزش در آن لحاظ شده باشد، علاوه بر این، ارتباط با آن‏ها ارتباطی دو سویه باشد؛ یعنی به آن‏ها اجازه سؤال كردن، انتقاد و فرصت فكر كردن و انتخاب داده شود و از تحمیل، تحقیر و تحكّم اجتناب گردد.


از میان همه روش‏های موجود، مانند روش خطابه و سخنرانی و تدریس و مشاوره در قالب بحث‏های آزاد، اما سازمان یافته، به نظر می‏رسد روش اخیر ـ یعنی روش مشاوره ـ به سبك «مراجع محور» كارآمدتر و مؤثرتر باشد.

جمعه 20/5/1391 - 15:19 - 0 تشکر 502135

روش مشاوره در قالب مراجع محوری



در این روش، از همان آغاز رابطه دو طرفه است؛ زیرا در این روش، فرض بر این است كه فرد یا افراد بر اساس نیاز، به مشاور مراجعه می‏كنند و اگر رابطه دو طرفه نباشد، اساسا فرایند مشاوره تحقق پیدا نمی‏كند. در این روش، تأثیرپذیری مراجعان متفرّع و مترتّب بر ایجاد رابطه همراه با اعتماد است؛ یعنی تا وقتی مراجع به مشاور خود اعتماد نكند، نیازهای خویش را مطرح نمی‏كند و رابطه‏ای بین آن‏ها به وجود نمی‏آید. از این‏رو، در این روش محور اصلی خود مراجعه‏كننده (جوان) است و بحث و گفت‏وگو توسط خود مراجع كنترل می‏شود. در این روش «ارزشیابی» به معنای نمره دادن و نمره گرفتن مطرح نیست و یكی از ویژگی‏های عمومی این روش آن است كه مراجع بر اساس نیاز به مشاور مراجعه می‏كند و یك الزام درونی او را به سوی مشاور سوق می‏دهد، نه الزامات خارجی و تحمیلی.

جمعه 20/5/1391 - 15:23 - 0 تشکر 502139

عناصر روش مشاوره


از آنچه گفته شد، استفاده می‏شود كه الگوی مشاوره دارای سه عنصر یا سه ركن است. این عناصر هر كدام به یكی از ویژگی‏ها و مؤلّفه‏های شخصیتی انسان، به ویژه جوانان، مربوط می‏شود: یعنی عنصر عاطفی، شناختی و انگیزشی. به دلیل اهمیت این عناصر، به اجمال توضیح داده می‏شوند:


عنصر عاطفی: همان‏گونه كه گذشت، اساس شكل‏گیری گفت‏وگوهای دینی در قالب مشاوره، بر ایجاد رابطه عاطفی همراه با اعتماد استوار است. مشاور باید بتواند با مراجع خود ارتباط برقرار كند. برای اینكه چنین فضای عاطفی به وجود بیاید، او باید از چهار راه‏كار استفاده كند. به عبارت دیگر، ایجاد فضای عاطفی مبتنی بر چهار ویژگی است: همدلی، توجه مثبت بدون شرط، صداقت، و گوش دادن فعّال.


همدلی: «همدلی» عبارت است از: توانایی درك تجربه‏های درونی دیگران و سهیم شدن در آن‏ها. اگر خود را به جای دیگران بگذاریم، می‏توانیم به دنیای درونی و تجربه پدیدارشناختی آن‏ها راه پیدا كنیم.


پذیرش مثبت بدون شرط: مشاور برای اینكه بتواند با مراجع خود ارتباط عاطفی برقرار كند، باید بدون قید و شرط به او احترام بگذارد، صرفا به دلیل اینكه انسان است و از سر نیاز به او مراجعه كرده است. این اصل بر این اساس استوار است كه انسان ماهیتی مثبت دارد و اگر بدون قید و شرط مورد پذیرش قرار گیرد او نیز بهتر و راحت‏تر پیام را دریافت می‏كند و بهتر می‏پذیرد و كمتر مقاومت می‏كند و اسلام نیز در مقام هدایت و رساندن پیام دین به انسان‏ها، به این اصل توجه دارد. (لاَ إِكْرَاهَ فِی الدِّینِ قَد تَّبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ) (بقره: 256) در پذیرش دین هیچ اجباری نیست (زیرا) راه درست از راه انحرافی، روشن شده است یا در جای دیگر می‏فرماید: (إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاكِرا وَإِمَّا كَفُورا) (انسان: 3) ما راه را به او نشان دادیم خواه شاكر باشد یا ناسپاس.


صداقت: صداقت یا درستی به معنای آگاهی از احساس‏ها و اندیشه‏های درونی واقعی خود و توانایی سهیم كردن دیگران در آن‏هاست. كسانی كه صداقت دارند، تصنّعی یا دفاعی رفتار نمی‏كنند. در نتیجه، مخاطبان آن‏ها نیز حالت دفاعی به خود نمی‏گیرند و آمادگی پذیرش بیشتری پیدا می‏كنند.


1. گوش دادن فعّال: به معنای انعكاس دادن، تكرار كردن و روشن‏سازی گفته‏ها و مقصودهای مراجع است. در انعكاس مطالب، مشاور و راهنما همچون آینه‏ای نگرش‏های مراجع را به وی نشان می‏دهد. گوش دادن فعّال در مشاوره نقش مؤثری در ایجاد ارتباط عاطفی میان مشاور و مراجع دارد.


2. عنصر انگیزشی: انگیزش به عوامل موجود در یك فرد (مانند نیازها، امیال و علایق) اشاره دارد كه رفتار را در جهت یك هدف فعّال می‏سازند، نگه‏داری می‏كنند و سوق می‏دهند.


نیازها، امیال و علایق، كه زیربنای انگیزش در رفتار آدمی هستند، شامل مجموعه نیازهای فیزیولوژیكی و روان‏شناختی می‏شوند. در الگوی مشاوره، این نیازها و امیال مورد توجه مشاور قرار می‏گیرند؛ زیرا بدون توجه به نیازهای مراجع، نمی‏توان او را راهنمایی و هدایت كرد. این نیازها از نیازهای زیستی شروع می‏شوند تا نیازهای متعالی مانند زیبایی‏شناختی، كمال‏طلبی، عشق و جاودانگی ادامه می‏یابند.


3. عنصر شناختی: برای اینكه مشاور بتواند وارد دنیای اندیشه‏ها و تفكرّات مراجع شود، باید به سطح تحوّل شناختی مراجع توجه داشته باشد. عنصر شناختی به این مطلب اشاره دارد كه مشاور باید مطالب خود را به صورت منطقی و منطبق با سطح تحوّل شناختی مراجع تنظیم كند. به عبارت دیگر، مشاوره باید هم به میزان آگاهی و هم سطح توان و استعداد مراجع توجه كند و مشاوره را با توجه به دو نكته مزبور تنظیم نماید تا برای مراجع، هم جذاب باشد و هم قابل استفاده.


به نظر می‏رسد بهترین روش برای آموزش آموزه‏های دینی به جوانان، استفاده از الگوی «مشاوره» است؛ چه اینكه این الگو نسبت به الگوهای دیگر مناسب‏تر و بیشتر قرین موفقیت است. در این الگو به مسائلی توجه شده است كه با روحیات نوجوان و جوان با مؤلّفه‏های روان‏شناختی شخصیت آن‏ها سازگارترند. علاوه بر این، تجربه عملی هم نشان داده است كه این الگو در جوانان بهتر جواب می‏دهد و سیره عملی پیامبر نیز در آموزش دین به مردم، به ویژه جوانان، مؤیّد این ادعاست. قرآن كریم در توصیف شخصیت پیامبراكرم(صلی الله علیه و آله) می‏فرماید: (لَقَدْجَاءكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنفُسِكُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ حَرِیصٌ عَلَیْكُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ)(توبه: 128) هر آینه شما را پیامبری از خودتان آمد كه به رنج افتادنتان بر او گران و دشواراست، به]هدایت[ شمادل‏بسته است وبه مؤمنان ‏دلسوز و مهربان است.


سیره عملی پیامبر این بود كه با مخاطبان خود از طریق همدلی، پذیرش مثبت بدون شرط، صداقت و گوش دادن فعّال، ابتدا ارتباط عاطفی برقرار می‏كرد، سپس معارف دین را برایشان بیان می‏نمود. (لَقَدْ جَاءكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنفُسِكُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ) این فراز از آیه قرآن كه می‏فرماید پیامبر از خود شماست؛ یعنی بسیار به شما نزدیك است؛ شما را خوب درك می‏كند و اگر رنج كوچكی به شما برسد، برای او بسیار گران است. این نهایت همدلی پیامبر(صلی الله علیه و آله) را نسبت به امّت عموما و نسبت به مردم زمان خودش بخصوص نشان می‏دهد. علاوه بر این، پیامبر به همه انسان‏ها احترام می‏گذاشت، حتی افرادی كه از روی جهالت به او توهین می‏كردند مورد توجه مثبت بدون شرط آن حضرت قرار می‏گرفتند. تاریخ زندگی پیامبر سرشار از رفتارهای احترام‏آمیز پیامبر با مردم است. پیامبر به عیادت افرادی می‏رفت كه رفتارهای نامناسبی با او داشتند و این پذیرش مثبت بدون شرط بیش از سخنرانی‏های او موجب می‏شد مردم جذب اسلام شوند و زمینه‏ساز هدایت آن‏ها بود. صداقت در رفتار، صمیمیت و دل‏سوزی پیامبر آن‏قدر زیاد بود كه قرآن می‏فرماید: (حَرِیصٌ عَلَیْكُم بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ.) (توبه: 128) او نه تنها مردم را دوست می‏داشت، حتی دل‏بسته و مشتاق هدایت آن‏ها بود و برای ایجاد ارتباط عاطفی، سر تا پا گوش بود. آن حضرت آن‏قدر در گوش دادن به سخنان مراجعان خود، اهتمام می‏ورزید كه قرآن كریم از او تعبیر به «اُذُن» (گوش) می‏كند: (یَقولونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَیْرٍ لَّكُمْ) (توبه: 61) می‏گویند: او گوش است شنوای سخن هر كسی است بگو: گوش نیكوست برای شما.


دقیق گوش كردن مهارتی است كه باید فنون آن را آموخت. این شیوه، در عین آنكه اطلاعات بیشتر به شنونده می‏دهد، تفاهم متقابل و نتایج ارزنده‏ای نیز در پی دارد. دقیق گوش كردن، جریان گفت و شنودِ یك طرفه را به كوششی دو جانبه و گروهی تبدیل می‏كند. به بیان دیگر، دقیق شنیدن نیز مانند بسیاری از فنون ارتباطی یك فرایند دو طرفه است؛ یعنی فقط كافی نیست كه شنونده سراپاگوش باشد و تمام حواس خود را به سخنان گوینده معطوف دارد، بلكه برای اطمینان از درك مطلب، باید استنباط خود را به طور خلاصه به طرف مقابل منتقل كند. گوشِ دل سپردن ارتباط را رضایت‏بخش می‏كند و بیشترین تفاهم و همبستگی را نسبت به سایر شیوه‏های شنیدن پدید می‏آورد. در حقیقت، دقیق شنیدن این پیام را دربر دارد: «من می‏خواهم هر آنچه را تو می‏گویی بشنوم» و خوب به كار بردن این فن مستلزم آن است كه با چشمان خود، حالات و حركات گوینده را زیرنظر بگیرید و پس از استماع دقیق، استنباط خود را از بیانات گوینده به او منتقل كنید. البته مفهوم این سخن آن نیست كه لزوما با سخنان وی موافقید.


ویژگی دیگری كه الگوی مشاوره را كارآمدتر از سایر الگوها می‏كند این است كه در این الگو، مشاور و راهنما وقتی با مراجع یا مراجعان ارتباط عاطفی عمیق برقرار می‏كند، زمینه بیان احساسات، نگرش‏ها و نیازها فراهم می‏شود. كار مشاور و راهنما این است كه وقتی مراجع احساسات و نیازهای خود را آشكار كرد، او راه صحیح ارضای این نیازها را به او نشان دهد. نیاز به حقیقت‏طلبی، نیاز به كمال مطلق، نیاز به زیبایی، نیاز به معنویت و به طور كلی، مجموعه این نیازها در قالب نیاز به دین و معارف الهی قابل طرح هستند از جمله نیازهای متعالی انسان می‏باشند. مشاور در مرحله نخست، مراجع را متوجه مصداق واقعی نیاز به تعالی، كه همان آموزه‏های دینی است، می‏كند. وقتی مراجع به این میزان از شناخت رسید كه معارف الهی ـ همانند آب، كه عطش مادی و فیزیولوژیكی او را برطرف می‏كند ـ عطش معنوی و نیازهای متعالی انسان را ارضا می‏كنند و تنها راه صحیح ارضای نیازهای متعالی انسان را از مجرای دین و معارف الهی می‏یابد.


در واقع، در الگوی مشاوره به عنصر «انگیزش»، كه بیانگر نیازهای آدمی است، توجه می‏شود و توجه به نیازها در زمان مناسب فرایند آموزش را برای مربّی و متربّی تسهیل می‏كند. برای مثال، دانشجوی رشته پزشكی یا رشته فنی ـ مهندسی را در نظر بگیرید كه برای رسیدن به اهدافش، به یادگیری درس‏هایی احساس نیاز می‏كند. او تلاش می‏كند در هر شرایطی با كم‏ترین امكانات، در بدترین آب و هوا، در كلاس درس حاضر شود تا مطالب موردنیاز را بیاموزد؛ چون احساس نیاز می‏كند. هدف او این است كه پزشك یا مهندس شود. از این‏رو، با خود می‏گوید: «باید این درس‏ها را در هر شرایطی كه هست بیاموزم.» مربّی دینی نیز باید این احساس نیاز را در مخاطبان خود ایجاد كند. پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در آغاز رسالتش، اولین سخنی كه به مردم فرمود این بود: «قولوا لا اله الاّ اللّه تُفلحوا.» فلاح و رستگاری سعادت‏طلبی یكی از مهم‏ترین و اصلی‏ترین گرایش‏های انسان است.  بنابراین، پیامبر بر این گرایش فطری بشر ـ كه مربوط به بُعد انگیزشی می‏شود ـ تأكید كرد و سپس مردم را متوجه این حقیقت ساخت كه توحید و یكتاپرستی، كه جوهره دین و اساسی‏ترین آموزه دینی است، شما را به این خواست فطری و ذاتی می‏رساند و به آن‏ها فهماند تنها راه سعادت شما «آموزه‏های دینی» هستند و خودِ این آموزه‏ها نیز با فطرت و سرشت شما هماهنگ می‏باشند؛ چنانكه قرآن كریم نیز به این حقیقت اشاره می‏كند: (فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّینِ حَنِیفا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا لَا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ) (روم: 30) پس روی خود را به سوی دین یكتاپرستی فرا دار، در حالی كه از هر كیش باطل روی برتافته و حق‏گرای باشی؛ همان فطرتی كه خدا مردم را بر آن آفریده است. آفرینش خدای ـ فطرت توحید ـ را دگرگونی نیست. این است دین راست و استوار، ولی بیشتر مردم نمی‏دانند.


در واقع، پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) پس از ایجاد ارتباط به عنصر «انگیزشی» در مخاطبان خود توجه كرد و این موجب شد مردم فوج فوج به سمت پیامبر بیایند و از چشمه‏سار زلال وحی، عطش كویر وجود خود را برطرف سازند و جالب اینكه بیشتر افرادی كه به پیامبر ایمان می‏آوردند، جوانان بودند. در الگوی مشاوره، علاوه بر توجه به بُعد عاطفی جوانان و همچنین به بُعد انگیزشی آن‏ها، به سطح شناختی آن‏ها نیز توجه شده است و این بیانگر این حقیقت است كه مشاور و راهنمای دینی باید به دو نكته توجه داشته باشد:


1. توجه به سطح تحوّل‏شناختی مخاطب؛


2. تنظیم آموزه‏های دینی به گونه‏ای كه متناسب با توانایی و سطح فهم مخاطب باشد.


در الگوی مشاوره، فرض بر این است كه مخاطب و مراجعان ما جوانان هستند. آن‏ها در چه سطحی قرار دارند؟ به عبارت دیگر، قدرت درك و تجزیه و تحلیل جوانان در چه سطحی است؟ روان‏شناسان رشد، به ویژه كسانی كه در زمینه رشدشناختی تحقیقات گسترده‏ای انجام داده‏اند، مانند پیاژه، بر این باورند كه جوانان از نظر تحوّل شناختی، در دوره تفكّر انتزاعی و صوری قرار دارند؛ یعنی در استدلال كردن، فرضیه ساختن، توجه به آینده، حلّ مسئله و در نهایت، تجزیه و تحلیل مسائل دقیق هستند، یعنی «به حداكثر كارآیی هوشی رسیده‏اند.»  در این الگو، مشاور و راهنما به سطح شناختی مراجعانش توجه دارد و «آموزه‏های دینی»  را متناسب با میزان فهم و درك آن‏ها تنظیم می‏كند. وقتی مطالب متناسب با فهم دانش‏پژوه و مراجع باشند فرایند یادگیری بهتر تحقق پیدا می‏كند و آموزش برای فرد لذتبخش می‏شود. پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) و سایر انبیا(علیهم‌السلام) در برخورد با مردم و آشنا كردن آن‏ها با معارف دین، به بُعد شناختی آن توجه داشتند و مطالب را در سطح فهم مخاطبان بیان می‏كردند: «اِنّا معاشرَ الانبیاءِ امرنا اَن نتكلَّم النّاسَ علی قدرِ عُقولِهم.» پیامبر فرمود: ما انبیا امر شده‏ایم كه با مردم در سطح فهمشان سخن بگوییم.


به نظر می‏رسد، در میان الگوهای موجود ـ تبلیغ، تدریس، تربیت و مشاوره ـ الگوی «مشاوره» برای آموزش و انتقال آموزه‏های دینی به جوانان از كارآیی بیشتری برخوردار است؛ چه اینكه در این الگو، مشاور و راهنما در مرحله اول، با مراجعان خود، ارتباطی عاطفی همراه با اعتماد متقابل ایجاد می‏كند. علاوه بر این، به نیازها و تمایلات و گرایش‏های مخاطب ـ یعنی بُعد انگیزشی او توجه دارد و همچنین سطح شناختی مخاطب نیز مدّ نظر اوست و متناسب با آن‏ها مطالب ارائه می‏شوند. این الگو برای جوانان نیز جذّاب است؛ زیرا جوانان در آستانه پیوستن به بزرگ‏سالی هستند. از این‏رو، علاقه‏ها و وابستگی‏های خود را از خانواده قطع كرده‏اند و در حال گذار از مرحله وابستگی به استقلال هستند. نیاز عاطفی شدیدی دارند، اما این نیاز را در خانواده جست‏وجو نمی‏كنند؛ زیرا با روحیه استقلال‏طلبی آن‏ها در تضاد است. بهترین فردی كه می‏تواند ارتباط عاطفی با او برقرار كند مشاور و راهنمای دلسوز و صمیمی است. در مشاوره، ارتباط دوسویه است و با تفكر استقلال‏طلبی جوان سازگار. علاوه بر آن، جوان می‏خواهد ابراز وجود كند؛ نظرات خود را بیان می‏كند. او دارای «اخلاق خودپیرو» 12 است و از «اخلاق دیگر پیرو» 13 فاصله گرفته است. در نتیجه، از پذیرش بی‏چون چرای حرف دیگران خودداری می‏كند، بلكه هر چیزی را فقط با معیارهای پذیرفته شده خودش می‏سنجد و در آن چهارچوب قبول می‏كند. از اینكه شنونده محض باشد یا مرید دیگران و همچنین از تقلید كوركورانه از دیگران به شدت گریزان است.


از این‏رو، الگوی «مشاوره» متكلّم وحده نیست، بلكه این مراجع است كه اول سخن گفتن را آغاز می‏كند و احساسات و نیازهای خود را بیان می‏دارد و مشاور سعی می‏نماید كه به حرف‏های او دقیقا گوش كند، در حالی كه در الگوهای دیگر، چنین فرصتی به راحتی پیش نمی‏آیند. و خلاصه اینكه همدلی، صمیمیت، دل‏سوزی و پذیرش مثبت بدون شرط از ویژگی‏هایی هستند كه بیشتر در الگوی مشاوره وجود دارند و این ویژگی‏ها، كه متناسب با روحیات جوان هستند، الگوی مشاوره را برتر از سایر الگوها نشان می‏دهند.

جمعه 20/5/1391 - 15:27 - 0 تشکر 502143

راه‏كارها و لوازم الگوی مشاوره



1. خوب گوش كردن: در الگوی مشاوره، یكی از مهم‏ترین عوامل مؤثر «هنر خوب گوش دادن» است. مشاور باید این هنر را با تمرین و ممارست كسب كند. راه‏كارهای ذیل در كسب مهارت «خوب گوش دادن» مؤثرند:


الف. تعبیر و تفسیر كردن: با استفاده از گنجینه لغات شخصی خود، مطالبی را كه شنیده‏اید برای گوینده تفسیر كنید تا مطمئن شوید كه سخنان او را درست فهمیده‏اید.


ب. انعكاس احساسات: وقتی مخاطب یا مراجع شما ناراحت، عصبانی و آشفته حال به نظر می‏رسد، همدردی خود را به او منعكس كنید. همین‏طور اگر او از شور و احساسات و هیجانات خوشایندی برخوردار است، آن‏ها را منعكس كنید.


ج. انعكاس مفاهیم: به طور خلاصه، حقایق و محتوای سخن گوینده را منعكس كنید.


د. تركیب كردن: گوینده ممكن است نكات گوناگونی را بگوید. سعی كنید نكات گوناگون سخنان گوینده را تركیب كرده، در یك جمله به او منعكس كنید.


ه. نشان دادن تصورات ذهنی: تصورات ذهنی خود را با صدای بلند نشان دهید؛ در ذهن خود مجسم كنید كه اگر به جای آن شخص بودید چه احساسی داشتید. 



2. كسب اطلاعات روان‏شناختی و تربیتی: از مهارت‏های ضروری الگوی مشاوره، «كسب اطلاعات روان‏شناختی و تربیتی» است. برای كسب این مهارت، كتاب‏های مربوط به روان‏شناسی رشد، روان‏شناسی جوان، و كاربرد روان‏شناسی در آموزش را مطالعه كنید؛ همچنان كه یك سخنور باید فنون سخنوری را با مطالعه و تمرین كسب كند، یك كارشناس دین نیز، كه می‏خواهد با الگوی مشاوره پذیرای جوانان باشد و به سؤالات آن‏ها پاسخ دهد و آموزه‏های دینی موردنیاز آن‏ها را آموزش دهد، باید بتواند با جوانان ارتباط عاطفی برقرار كند. نیازهای جوانان و همچنین دغدغه‏های آن‏ها را بشناسد و بتواند وارد فضای روان‏شناختی و دنیای جوانان شود. علاوه بر آن، باید بر آموزه‏های دینی نیز تسلّط لازم داشته باشد و آن‏ها را متناسب با سطح شناختی جوانان، به صورت منطقی و معقول بیان كند.


آنچه در الگوی مشاوره مطرح شد در واقع، بیان این حقیقت بود كه یكی از بهترین راه‏كارهای آموزشِ آموزه‏های دینی به جوانان استفاده از الگوی «مشاوره» است. اما گام‏های بعدی كه باید برداشته شوند تا به هدف اصلی مقابله با دین‏گریزی یا پیش‏گیری از دین‏گریزی نائل شویم، عبارتند از:


1. تقویت بُعد شناختی جوانان نسبت به آموزه‏های دینی؛


2. اصلاح یا تغییر شناخت‏های قبلی از دین؛


3. معرفی دین به عنوان برنامه زندگی؛


4. معرفی دین به عنوان راه منحصر به فرد برای دست‏یابی به سعادت واقعی؛


5. معرفی شخصیت‏های كاملی كه در پرتو آموزه‏های دینی به تكامل واقعی دست یافته‏اند؛


6. عملیاتی كردن دین در همه ابعاد زندگی؛


7. معرفی عوامل رهزن كه موجب انحراف می‏شوند.



علاوه بر این، توجه دادن به نكات ذیل بسیار مفید است:


الف. تفهیم این واقعیت كه معنویت و رابطه با خداوند باید فقط از طریق عمل به آموزه‏های دینی باشد و این رابطه معنوی با خداوند به روزهای سخت زندگی محدود نمی‏شود، بلكه تجلّی كامل ارتباط با خدا در همه فراز و نشیب‏های زندگی قابل مشاهده است. باید به جوان این حقیقت را تفهیم كنیم كه در روزهای خوب زندگی نیز باید به یاد خدا باشیم، تا خداوند در روزهای سخت زندگی ما را تنها نگذارد و به كمك ما بیاید و اگر خدا را در روزهای خوب زندگی فراموش كنیم، در روزهای سخت زندگی نیز او ما را به فراموشی می‏سپارد.


ب. برای تقویت بُعد انگیزشی جوانان نسبت به دین، آثار ارزنده دین‏باوری را در جنبه‏های فردی و اجتماعی برایشان بازگو كنیم تا انگیزه بیشتری برای ارتباط با خدا پیدا كنند و دین را به عنوان گران‏بهاترین هدیه خداوند به انسان تلقّی كنند.


ج. آنان را به این حقیقت آگاه كنیم كه برخورداری از معارف دینی می‏تواند بر عوامل باردارنده‏ای همچون اضطراب‏ها و استرس‏های زندگی غلبه نماید و اطمینان و آرامش را جایگزین آن كند. (آیات مربوط به ذكر و یاد خداوند را برای آن‏ها بیان كنند.)


د. شیوه‏های صحیح ارتباط با خدا را با استفاده از معارف ناب دینی و سیره عملی دین‏باوران واقعی ـ یعنی پیشوایان معصوم(علیهم‌السلام) ـ به آن‏ها ارائه دهیم؛ شیوه‏هایی كه هم از طریق عمل و هم از راه عشق می‏توانند جوان را به حقیقت مطلق واصل نمایند.


ه. به جوانان یادآور شویم كه بهره‏گیری از آموزه‏های دینی به آدمی شخصیت، اعتماد به نفس و عزّت نفس می‏دهد و همه رفتارهای او را در جهت صحیح هدایت می‏كند و جوان در پرتو چنین هدایتی قادر خواهد بود دیگران را جذب خود كند و به روابط اجتماعی خود تعالی بخشد و یك زندگی اجتماعی موفق را پایه‏ریزی كند.


و. به جوانان گوشزد شود كه مطالعه زندگی‏نامه بزرگان دین و سیره اولیای خدا بهترین الگوهای عملی را به آن‏ها نشان می‏دهد و با الگو قرار دادن آن‏ها بهترین شیوه‏های تقرّب به خدا و حضور در محضر دوست را برای آن‏ها فراهم می‏نماید.


ز. به جوانان یادآوری شود كه اگر می‏خواهند هرچه بیشتر نسبت به گذشته به خالق ازلی نزدیك شوند، رمز آن عمل به واجبات و ترك محرّمات است.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.