انجمن ها > انجمن روانشناسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
روانشناسي (بازدید: 741)
پنج شنبه 19/5/1391 - 19:31 -0 تشکر 500500
بررسى تحلیلى تنبیه از منظر روایى، فقهى و روان‏شناسى

تعریف «تنبیه‏»


«تنبیه‏» (Punishment) در لغت، به معناى آگاه كردن، و بیدار كردن است. و در اصطلاح تربیت و به ویژه از دید روان‏شناسان، تعاریف مختلفى براى آن ارائه گردیده كه از نظر محتوا قرین همدیگر است. در كتاب روان‏شناسى پرورشى  ، تنبیه این‏گونه تعریف شده است: «ارائه یك محرك آزارنده، یا تنبیه كننده به دنبال یك رفتار نامطلوب براى كاهش دادن آن رفتار. براى مثال، اگر بعد از انجام رفتارى نامطلوب از سوى كودك مثل گفتن یك حرف زشت، با ارائه یك محرك آزارنده مثل سیلى زدن به او، خواسته باشیم كه احتمال بروز رفتار نامطلوب را در او كاهش دهیم، او را تنبیه كرده‏ایم.» در این تعریف، از اصطلاح «محرك آزارنده‏» مى‏توان تادیب و یا تنبیه بدنى كودك را نیز استفاده كرد كه در موارد خاصى، به عنوان آخرین شیوه در اصلاح رفتار كودكان تجویز گردیده است.

پنج شنبه 19/5/1391 - 19:32 - 0 تشکر 500502

«حد» و «تنبیه‏»




«حد»، كه در لغت، به معناى حایل و حاجز میان دو چیز است، در شرع، عبارت است از وارد ساختن عقوبت و كیفرى بر مكلف به دلیل معصیتى كه مرتكب شده بدان اندازه كه شارع مقدس مقدر و مقرر داشته است. در واقع، «حد» مجازات معینى است كه در اسلام، براى برخى جرایم در نظر گرفته شده است. برخى از این مجازات‏ها تعداد مشخصى ضربه شلاق و مانند آن مى‏باشد. حدود باید زیر نظر حاكم اسلامى اجرا گردد و منظور از آن، حفظ نظام اجتماع و ریشه كن ساختن فساد و تبهكارى از جامعه انسانى و اسلامى است. حدود شامل: حد زنا، حد لواط، حد قذف، حد شرب خمر، حد دزدى و حد محارب است.


با توجه به معنا، «حد شرعى‏» اصولا براى گناهان كبیره‏اى معین گردیده است كه در آن اولا، حرمت ذات شرعى وجود دارد. ثانیا، مقدار حد و یا نوع مجازات آن معین است. ثالثا، مرتكب گناه مكلف باشد. رابعا، هیچ‏كسى، حتى حاكم شرع، نمى‏تواند آن را كم یا زیاد نماید، در حالى كه تنبیه مصطلح هیچ‏كدام از شروط مزبور را ندارد; یعنى: تنبیه درباره خطاهایى به كار مى‏رود كه نه تنها حد ندارد، بلكه حتى گاهى حرمت‏شرعیه نیز ندارند، بلكه كارهایى بوده كه از لحاظ اخلاقى، سزاوار نبوده از متربى مسلمان صادر شود.

پنج شنبه 19/5/1391 - 19:33 - 0 تشکر 500504

«تعزیر» و «تنبیه‏»




علامه مجلسى(ره) مى‏فرماید: «التعزیر و هو التادیب دون الحد و یكون براى الامام و الحاكم‏» اجماع فقهاى شیعه و حتى فقهاى عامه بر این است كه افراد غیر مكلف یا غیر بالغ و یا مجنون اگر محرمات شرعیه را، كه در قرآن براى آن حدى مشخص گردیده مرتكب شوند، باید تعزیر گردند.


اگر چه تعزیر به معنى تادیب و تنبیه بدنى مى‏باشد و به تمام مجازاتى اطلاق مى‏شود كه در اسلام، حد ثابتى ندارد و یا اگر حد ثابتى دارد، مرتكب آن غیر مكلف است، با معناى «تنبیه‏» اصطلاحى تفاوت دارد; چون اولا، تعزیر در برابر فعل حرام است. ثانیا، مقدار ضرب تازیانه آن كم‏تر از حد و منوط به نظر امام یا حاكم اسلامى است، در حالى كه «تنبیه‏» ممكن است‏براى فعل حرام و یا غیر حرام - مثل اعمالى كه عادتا به حد حرمت‏شرعى نمى‏رسد - انجام گیرد و مقدار ضرب آن هم قطعا از تعزیر كم‏تر است. همچنین تنبیه و تادیب متربى ممكن است‏به وسیله ولى او و یا معلم و مربى او كه اذن تنبیه دارد، انجام گیرد.

پنج شنبه 19/5/1391 - 19:34 - 0 تشکر 500505

تنبیه از نظر روان‏شناسى




از نظر روان‏شناسان، چون اساس زندگى كودك، به ویژه در سال‏هاى اول زندگى، مبتنى بر جلب لذت و دفع الم است، از هر چه براى او لذت بخش و خوشایند باشد، استقبال مى‏كند و از هر چه برایش دردآورد و رنج آفرین باشد، فرار مى‏نماید. بدین روى، طبیعى است كه تنبیه براى كودك امرى دردآور باشد و سبب گریز او از عملى است كه عاقبتش تنبیه است.


امروزه روان‏شناسان به دلایل اخلاقى، استفاده از تنبیه بدنى - مانند سیلى‏زدن - را توصیه نمى‏كنند و حتى هنگامى كه مى‏خواهند تاثیر این نوع محرك‏ها را در مهار و كاهش رفتار آزمایش كنند، از حیوانات كمك مى‏گیرند، سپس نتیجه اصلاح شده داده‏هاى آزمایشى خود را در مورد انسان تجربه مى‏كنند. ولى آن‏جا كه رفتار فرد از خود تنبیه به مراتب مخرب‏تر باشد، كاربرد تنبیه موجه و منطقى تلقى شده است.

پنج شنبه 19/5/1391 - 19:36 - 0 تشکر 500508

از زمان‏هاى قدیم، مساله تنبیه در آموزش و پرورش و چگونگى و كیفیت تاثیر آن مورد بحث‏بوده و موافقان و مخالفانى داشته است غالب روان‏شناسان با مقوله تنبیه به صورت محتاطانه برخورد كرده‏اند و از نظراتشان استفاده مى‏شود كه در صورت اصلاح شدن رفتار كودك با روش‏هاى مطلوب و به وسیله تقویت كننده‏هاى «مثبت و منفى‏» مربیان مجاز به استفاده از تنبیه به عنوان یك محرك آزارنده نمى‏باشند. اما اگر تمام روش‏هاى ممكن و انسانى به كار گرفته شد و نتیجه مثبت و مطلوب به بار نیاورد، همچنین رفتار ناهنجار كودك ناپسند و بسیار حاد بود، استفاده از تنبیه بدنى به نظر برخى از آنان، مفید و حتى لازم است. به عنوان نمونه، به برخى از نظرات روان‏شناسان اشاره مى‏شود:


گیج و برلاینر (Guqe & Berliner) مى‏گویند: اگر رفتارى را كه مى‏خواهید مانع آن شوید بسیار خطرناك یا ناخوشایند است،


و یا گاترى (ش‏ژس‏س‏ا) مى‏گوید: تنبیه به این علت در تغییر دادن رفتار نامطلوب مؤثر است كه رفتارى ناهمساز است.


در كتاب تغییر رفتار و رفتار درمانى، ضمن این‏كه بحث مطلوبى درباره استفاده از روش تنبیه و آثار آن مطرح شده با این حال، مؤلف عقیده دارد كه گاهى ممكن است رفتار نابهنجار فرد آن چنان وخیم و خطرناك باشد كه هیچ روش دیگرى براى تغییر رفتار و یا اصلاح آن جواب ندهد و به ناچار كاربرد روش تنبیه تنها روش ممكن باشد; مثل وقتى كه رفتار نامطلوب فرد سلامت و بقاى خود او و یا افراد دیگر را تهدید مى‏كند.


بنابراین، از نظر روان‏شناسان، تنبیه مى‏تواند یك روش تربیتى باشد، اما بر اساس مقررات و در مواردى به كار مى‏رود كه رفتار متربى ناپسند و بر خلاف مقررات است و ما مى‏خواهیم آن را تضعیف یا خاموش كنیم.

پنج شنبه 19/5/1391 - 19:38 - 0 تشکر 500511

تنبیه و تقویت




از نظر روان‏شناسان، تنبیه در اصل، فرایندى است كه با تقویت تفاوت دارد. در تعریفى ساده، «تقویت‏» را به تثبیت‏یك رفتار از راه كنترل پیامدهاى آن معنا مى‏كنند. تنبیه با تقویت، هم از لحاظ روشى و هم از لحاظ شرایط به كارگیرى تفاوت دارند، اگر چه ممكن است در برخى موارد، نتیجه یكسان داشته باشند. تقویت‏با عوامل مثبت و منفى سر و كار دارد، اما تنبیه به حضور محرك آزارنده منفى و فقدان محرك مثبت مربوط مى‏شود. همچنین در حالى كه تقویت در مورد تحكیم پاسخ به كار مى‏رود، تنبیه فرایندى است كه انجام پاسخ را تضعیف مى‏كند و یا از بین مى‏برد. به عبارت دیگر، هنگامى كه محرك براى استحكام و استمرار پاسخ به كار مى‏رود، مى‏گویند: رفتار تقویت‏شده است، اما وقتى وجود و عدم وجود محركى در موقعیتى موجب تضعیف پاسخ شود، در این صورت، تنبیه صورت گرفته است; مثلا، وقتى به شاگرد بد اخلاقى جریمه بدهند و یا او را از كلاس اخراج كنند تنبیه صورت گرفته است; در مورد اول، وجود محرك منفى و مزاحم دادن جریمه و در مورد دوم، حذف محرك مثبت و اخراج از كلاس، گرایش به پاسخ بد اخلاقى را احتمالا تضعیف مى‏كند.


تقویت در ایجاد رفتار مطلوب و یا افزایش آن مؤثر است، اما تنبیه سرانجام ممكن است هم براى تنبیه شونده و هم براى تنبیه كننده، عواقب زیان‏آورى داشته باشد. بنابراین، تنبیه به جز در مواردى خاص، وسیله مناسبى براى تغییر رفتار نامطلوب و یا ترك عادت نیست.

پنج شنبه 19/5/1391 - 19:39 - 0 تشکر 500512

تنبیه یا تشویق؟




از نظر روان‏شناسان، تنبیه وتشویق دو روش تربیتى است كه براى رعایت مقررات و حفظ انضباط، باید در آموزشگاه‏ها و محیطهاى تربیتى به كار گرفته شود. تشویق یا پاداش در مواردى به كار مى‏رود كه رفتارى دلخواه و مطلوب از متربى سر بزند و بخواهیم آن رفتار تقویت و تكرار شود و به صورت عادت درآید. اما تنبیه در مواردى به كار مى‏رود كه رفتار متربى ناپسند و بر خلاف موازین دینى و مقررات است و مى‏خواهیم آن را تضعیف یا خاموش كنیم. این دو روش باید به طرز صحیح و بجا به كار روند تا موجب آرامش خاطر و تعادل گردند.


باید از تنبیه‏ هاى شدید در برابر خطاهاى كوچك یا از تنبیه‏ هاى گروهى براى اشتباهات فردى، به ویژه تنبیه‏ هاى بدنى، كنایه‏ آمیز و توهین‏دار خوددارى كرد; چون این تنبیهات غالبا در ضمیر و روان متربى كینه و روحیه انتقام‏جویى ایجاد مى‏كند.


در واقع، تنبیه دو نقش در انضباط ایفا مى‏كند: یكى این‏كه موجب تضعیف و عدم تكرار رفتار ناپسند مى‏شود و دیگر این‏كه كودك را متوجه مى‏كند كه رفتارش مورد قبول محیط اجتماع نیست و در واقع او را با انتظارات اجتماعى آشنا مى‏كند.


براى این‏كه این روش تربیتى مؤثر واقع شود، باید متناسب با خطا باشد و بلافاصله اعمال گردد. همچنین دلیل آن نیز براى كودك و متربى روشن باشد. از جمله عوامل تاثیرگذار در این روش، ثبات و وحدت روش اولیا و مربیان است.

پنج شنبه 19/5/1391 - 19:41 - 0 تشکر 500513

از مجموع مباحث و نظرات روان‏شناسان درباب آموزش و یادگیرى كودكان چنین استفاده مى‏شود كه آنان غالبا بر تقویت مثبت و دادن پاداش در مقابل اعمال و رفتارهاى مطلوب تكیه كرده‏اند و تنبیه را به عنوان آخرین روش در تغییر رفتار، آن‏هم به شكل ساده مورد توجه قرار داده‏اند كه این به نظر اسلام نیز نزدیك است; زیرا در روایات اسلامى روش اولیه براى برخورد با رفتار نامناسب، مدارا و نرمى است; در صورتى كه نرمى سودمند نباشد، تندى و برخورد مناسب با خطا به عنوان داروى تلخ و آخرین راه حل تجویز شده است.

پنج شنبه 19/5/1391 - 19:42 - 0 تشکر 500515

اهمیت و ضرورت تنبیه از نظر اسلام

اسلام درباب تنبیه دیدگاه خاصى دارد كه از هرگونه افراط و تفریط مبراست و به شیوه‏اى اعتدالى، تنبیه را در برخى موارد به شكل محدود، براى اصلاح رفتارهاى نامطلوب و با شروطى مى‏پذیرد.


دین اسلام سفارش اكید مى‏كند كه بزرگ‏ترها در برابر كوچك‏ترها بیش‏تر احساس مسؤولیت كنند و حقوق آن‏ها را مراعات نمایند. اسلام به جامعه به صورت یك «كل‏» مى‏نگرد، به موجودیت انسان‏ها اهمیت‏خاصى مى‏دهد، خودسازى آحاد امت را لازم مى‏داند، رفق و شفقت‏با دیگران را جزء وظایف مى‏شمارد و مى‏گوید: «المسلم من سلم المسلمون من یده و لسانه.» بر این اساس، حتى تنبیه بدنى را ابتداء حتى براى حیوانات نمى‏پسندد و ترحم بر آن‏ها را از وظایف هر كس مى‏داند. پس به جاست كه اولیا و مربیان در مورد خطاهاى جزئى كودكان خشم نورزند و به آنان غضب نكنند، بلكه با قدرى مسامحه، از خطاى آن‏ها بگذرند تا آنان شخصیت واقعى خود را بیابند، اصولا معلم و مربى پیش از آن كه سخت‏گیرى كند، باید در كارش عالم و دانشمند باشد.


البته باید به این نكته توجه داشت كه در موارد خاصى، به ضرورت استفاده از تنبیه در نظام تربیتى اسلام تصریح شده است و این معنى اولا، از آیات متعددى كه رسالت‏حضرت رسول(ص) را منحصر به تبشیر و انذار مى‏داند، قابل درك است و هم از آیات و روایاتى كه حدود الهى و تعزیرات اسلامى را تبیین مى‏كنند. اما اسلام براى هر جرم و خطا تنبیه و مجازات در خور آن را ارائه مى‏كند، آن هم در صورتى كه عوامل دیگر تربیتى - همانند رفق و مدارا و نرمى كه با طبیعت و روحیات كودك هماهنگ است - مؤثر نیفتاد. در این صورت، مربى و ولى كودك ناگزیر از تنبیه و مجازات بدنى است كه در تربیت دینى و اخلاقى كودك از نظر اسلام، به عنوان یك روش احتیاطى و استثنایى تلقى مى‏شود.


ثانیا از آن‏جا كه فرزندان و متربیان نزد انسان مسلمان امانت‏اند و نسبت‏به آنان مسؤولیت دارد، همان‏گونه كه تامین نیازهاى جسمى كودك لازم است، تادیب او از آن واجب‏تر مى‏باشد، پرورش قواى فكرى، عقلانى، روحى، عاطفى و مذهبى كودكان از اهم وظایف مى‏باشد و تحصیل فضایل اخلاقى مانند، صداقت، پاك‏دامنى، امانت دارى، مراعات نظافت، طهارت و خلاصه آنچه به انسانیت انسان مربوط است ضرورت دارد كه تحقق آن‏ها گاهى نیازمند روش‏ها و مراتبى از تادیب و تنبیه غیر بدنى است.


ثالثا، همان‏گونه كه انسان در انجام تكالیف دینى و اجتماعى نسبت‏به خودش مسؤولیت دارد، نسبت‏به اهل و خانواده خودش نیز از لحاظ حفظ و نگه‏دارى آنان از عذاب آخرت مسؤولیت دارد. خداوند در قرآن كریم مى‏فرماید: «یا ایها الذین آمنوا قوا انفسكم و اهلیكم نارا و قودها الناس و الحجارة علیها ملائكة غلاظ شداد لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون.»(تحریم: 6)


رسیدن انسان به مقامات عالى و درجات رفیعه معنوى و الهى و حتى تكامل و رشد در جنبه‏هاى اخلاقى و اجتماعى به مربى و مؤدب نیاز دارد و كودك از تمام لحظات حیات، ملازم والدین و مربى خویش است. بنابراین، براى تحقق آن‏ها، همیشه و در تمام حالات، نمى‏توان از رفق، شفقت و محبت استفاده كرد. گاهى نیز لازم است از تنبیهات بدنى استفاده نمود كه حتى ممكن است گاهى استفاده از آن نه تنها مجاز، بلكه مستحب باشد.

پنج شنبه 19/5/1391 - 19:43 - 0 تشکر 500517

تنبیه به عنوان یك روش تربیتى

آنچه در نظر روان‏شناسان مشهور است و نسبت‏به آن گرایش دارند این است كه تنبیه ابتداء روش مطلوبى در تربیت نیست; زیرا عوارضى بر آن مترتب است. اما غالب دانشمندان اسلامى و مربیان تعلیم و تربیت در شرایط خاصى، از تنبیه به عنوان یك روش تربیتى نام مى‏برند; زیرا وقتى از این روش براى حل مشكل و اصلاح رفتار استفاده مى‏شود كه راه‏حل‏هاى دیگر مؤثر نبوده است.


باید به این نكته توجه كرد كه روش تادیب و تنبیه یك روش تربیتى اولى نیست تا در تمام حالات و موقعیت‏ها از آن استفاده گردد و از آن نتیجه مطلوب گرفته شود. تنبیه یك روش تربیتى ثانوى است كه از لحاظ دینى و ارزشى، متاخر از همه روش‏هاى اصلاح رفتار كودك است; یعنى: اگر تمام روش‏هاى ممكن و متناسب در موقعیت‏هاى گوناگون براى تغییر و اصلاح رفتار كودك به كار گرفته شد و نتیجه مطلوب از آن به دست نیامد، در آن صورت، مى‏توان از روش تنبیه استفاده كرد. این مطلب را مى‏توان، هم از آثار روان‏شناسان و مربیان دریافت و هم از روایات اسلامى به دست آورد.


نكته مهم و اساسى در این بحث، آن است كه تنبیه به عنوان آخرین راه درمان و اصلاح رفتار تلقى شده و هدف از تنبیه در واقع، اصلاح رفتار و تربیت كودك است، بنابراین، استفاده از این روش باید به گونه‏اى باشد كه اصلاح كننده و مؤثر در تربیت متربى باشد.

پنج شنبه 19/5/1391 - 19:52 - 0 تشکر 500537

تنبیه در روایات

روایاتى را كه درباب تنبیه آمده مى‏توان از سه جنبه مورد بررسى و بحث قرار داد:




اول. روایاتى كه اذیت و ایذا غیر را مورد نكوهش، مذمت و تحریم قرار داده است. تنبیه كودك نیز در واقع، نوعى اذیت و اضرار به غیر محسوب مى‏شود. بنابراین، استفاده از این روش، صحیح نیست و جایز نمى‏باشد. به عنوان نمونه، به این روایات توجه كنید:




- النبى(ص) : «من آذى مؤمنا فقد آذانی و من آذانی فقد آذى الله عزوجل و من آذى الله فهو ملعون فى التورة و الانجیل و الزبور و الفرقان.»


- الصادق(ع) : «قال الله تعالى عزوجل: "لیاذن بحرب منی من آذى عبدی المؤمن."»


الصادق(ع) : «قال رسول الله(ص) : ان اعتى الناس على الله عزوجل من قتل غیر قاتله و من ضرب من لم یضربه.»


- ابن ابى عمیر از معاویه نقل مى‏كند كه گفت: سالت ابا عبدالله(ع) عن قول الله عزوجل "و من یرد فیه بالحاد بظلم..." قال: «كل ظلم الحاد و ضرب الخادم من غیر ذنب من ذلك الالحاد.»


از مجموع این روایات و روایاتى كه در این سیاق‏اند، استفاده مى‏شود كه ضرب،ظلم و اذیت غیر و تنبیه بدنى و مطلقا هر نوع ایذایى ظلم محسوب مى‏گردد و حرام است. بنابراین تادیب و تنبیه كودكان و متربیان در غیر موارد نص، شرعا جایز نیست.




دوم. روایاتى كه درباب اكرام و محبت‏به كودكان و متربیان مى‏باشد و به طور كلى، در آن‏ها توصیه شده كه در ارتباط با غیر، به رفق و مدارا عمل نمایند و از هر نوع خشونت و تندى، به ویژه در برخورد با كودكان، پرهیز كنند. روایات ذیل، از این نمونه است:




- رسول الله(ص) : «من قبل ولده كتب الله له حسنة.»


- رسول الله(ص) : «لینوا لمن تعلمون و لمن تتعلمون منه.»


- شكى الى رسول الله(ص) رجل من خدمه فقال: «اعف عنهم تستصلح به قلوبهم. فقال رسول الله(ص) : یتفاوتون فى سؤ الادب. فقال: اعف عنهم.»


- رسول الله(ص) : احبوا الصبیان و ارحموهم و اذا وعدتموهم شیئا ففوا لهم فانهم لایدرون، الا انكم ترزقونهم.»


- رسول الله(ص) : «یا انس ارحم الصغیر، ود الكبیر، تكن من رفقائى.»


- الصادق(ع) : «اكرموا اولادكم واحسنوا آدابهم یغفرلكم.»


- الصادق(ع) : «ان الله لیرحم الرجل بشدة حبه لولده.»


- على(ع) : احسن الممالك الادب و اقلل الغضب و لاتكثر العتب فی غیر ذنب فاذا استحق احد منك ذنبا فان العفو مع العدل اشد من العذب لمن كان له العقل.


- قال بعضهم شكوت الى ابى الحسن(ع) : ابنا لی. فقال: «لاتضربه و اهجره و لاتطل.»


- رسول الله(ص) : «علموا و لاتغنفوا فان المعلم العالم خیر من العنف.»


- نهى رسول الله(ص) : عن الادب عند الغضب.


- امیرالمؤمنین(ع) : «الا فراط فى الملامة تشب نیران اللجاج.»


بنابراین، از بررسى روایات مزبور، به دست مى‏آید كه اكرام، محبت، رفق، مدارا و ارزش قائل شدن به كودكان باید جزو اصول تربیتى باشد. برخورد تند، غضب آلود و یا خشونت در برخورد با كودكان و متربیان ناپسند است.


همچنین مى‏توان این نتیجه را به دست آورد كه محبت، اكرام، عفو، رحم و اغماض از خطاى كودكان و متربیان در تربیت، مقدم بر سایر روش‏هاست اما اگر با این روش‏ها، غرض حاصل نشد، باید از تادیب و تنبیه در حد متعارف استفاده كرد. التبه باید در مقام تربیت و موقعیت‏هاى تادیب، همواره قاعده و قانون الهى «ادفع بالتی هى احسن‏» (فصلت: 34) را مراعات كرد و حتى در مبارزه با بدى‏هاى متربى از طریق نیكى استفاده كرد; زیرا این، روش تربیتى بسیار مهمى است و اگر از طرف مربى و معلم به موقع و بجا اعمال شود، مى‏تواند تحول عمیقى در فرد به وجود آورد و در صورت به كارگیرى بى‏موقع، نتیجه‏اى جز ترغیب و تشویق به ظلم و بدى و كمك به رواج آن در جامعه نخواهد داشت.




سوم. روایاتى كه در آن‏ها به تنبیه و تادیب كودك و متربى تصریح شده است و تعداد این روایات هم زیاد است، اما به عنوان نمونه به برخى از این روایات توجه كنید:




1- ابى عبدالله(ع) قال: «ان فی كتاب على(ع) انه كان یضرب بالسوط و بنصف السوط و ببعضه فى الحدود و كان اذا اتى بغلام و جاریة لم یدركا، لم یبطل حدا من حدود الله عزوجل‏» قیل له و كیف كان یضرب؟ قال: «یاخذ السوط بیده من وسطه او من ثلثه، ثم یضرب به على قدر اسنانهم «سنشان‏» و لایبطل حدا من حدود الله.»


2- معتبرة حماد ابن عثمان قال: قلت لابی عبدالله(ع) فی ادب الصبى و المملوك. فقال(ع): «خمسة او ستة و ارفق.»


3- ابى عبدالله(ع): «اتى على(ع) بجاریة لم تحض قد سرقت، فضربها اسواطا و لم یقطعها.»


4- ابى عبدالله(ع): «اتى على(ع) بغلام یشك فی احتلام، فقطع اطراف الاصابع.»


5- ابى عبدالله(ع): «قال امیرالمؤمنین(ع): ادب الیتیم مما تؤدب منه ولدك و اضربه مما تضرب منه ولدك.»


6- عن اسد ابن وداعه: ان رجلا یقال له جزى، اتى النبى(ص)، فقال: یا رسول الله ان اهلى یعصونى فبم اعاقبهم؟ قال: «تعفوا»، ثم قال الثانیة حتى یقال ثلاثا، قال: «ان عاقبت فعاقب بقدر الذنب و اتق الوجه.»


7- ابى عبدالله(ع): «ان امیرالمؤمنین(ع) القى صبیان الكتاب الواحهم بین یدیه لیخیر بینهم، فقال: اما انها حكومة و الجور فیها كالجور فى الحكم؟ ابلغوا معلمكم ان ضربكم فوق ثلاث ضربات فى الادب اقتص منه.»


8- رسول الله(ص): علموا الصبى الصلوة ابن سبع سنین و اضربوه علیها ابن عشر سنین.»


9- على(ع): «ادب صغار اهل بیتك بلسانك على الصلوة و الطهور، فاذا بلغوا عشر سنین فاضرب و لاتجاوز ثلاثا.»


10- النبى(ص): «ادب الصبیى ثلاث درر، فمازاد علیه قوصص به یوم القیامة‏»


11- عن فقه الرضا(ع): «التعزیر ما بین بضعة عشر سوطا الى تسعة و ثلاثینى و التادیب ما بین ثلاثة الى عشرة.»


12- رسول الله(ص): «لا یحل لوال یؤمن بالله و الیوم الآخر ان یجلد اكثر من عشرة اسواط الا فى حد و اذن فی ادب المملوك من ثلاثة الى خمسة.»


تحلیل روایات باب تنبیه و نتیجه‏گیرى


با مراجعه به روایات باب تنبیه، این مطلب به دست مى‏آید كه اولا، روایات این باب بسیار است. مرحوم كلینى در كافى بابى تحت عنوان «تادیب الولد» ذكر كرده و در آن روایات فراوانى را جمع‏آورى نموده است. همچنین مرحوم صدوق بابى تحت همین عنوان در من لا یحضر الفقیه آورده و در آن، روایات متعددى در تایید موضوع ذكر نموده است. مرحوم مجلسى نیز در روضة المتقین برخى از این روایات را به عنوان «روایات صحیحه‏» نام برده و برخى را «موثقة كالصحیح‏» تعبیر كرده است. آیة‏الله العظمى خوئى(ره) در تكملة المنهاج، از مجموع روایات مذكور، (روایات 1 - 2 - 5 - 7 - 12) برخى را تعبیر به «معتبره‏» و حتى برخى را تعبیر به «صحیحة‏» كرده‏اند. ایشان در مساله 285 مى‏فرمایند: «لا باس بضرب الصبى تادیبا خمسة او ستة مع رفق تدل على ذلك معتبرة حماد ابن عثمان (روایت 2) و معتبرة سكونى (روایت 6) و معتبرة غیاث ابن ابراهیم (روایت‏5)


این مطلب نشانگر محكم بودن اسناد روایات این باب و دلالت آن‏ها بر جواز تادیب و تنبیه كودك با رعایت‏شرایط رفق و موقعیت كودك است.


ثانیا از برخى روایات مزبور (روایات 5 - 6 - 8 - 9 - 12) در ضمن تشویق و تحریك والدین به مراقبت از كودكان، به طور غیر مستقیم جواز تادیب و تنبیه كودك نیز استفاده مى‏شود، همچنین مؤیدى قوى در موضوع مورد بحث مى‏باشند كه با مراجعه به روایات مذكور و با اندك دقت و تامل در آن‏ها، این مطلب به دست مى‏آید.


از مجموع روایات و اخبار مستفیضه درباب تادیب و تنبیه كودك، كه در این بحث از برخى آن‏ها استفاده شد، مى‏توان استنباط كرد كه روش اصلى و اولیه در تربیت اطفال و متربیان همان روش‏هاى مطلوب و انسانى است; مثل محبت، رحمت، گذشت، اكرام و تشویق. به كارگیرى روش تنبیه در مواردى جایز است كه منصوص باشد و از راه محبت و رحمت نتوان به هدف اصلى، كه همان اصلاح رفتار و تربیت كودك است، رسید.


حضرت على(ع) مى‏فرمایند: «من لم یصلحه حسن المداراة یصلحه حسن المكافاة‏»; هر كه با خوش رفتارى و برخوردهاى مطلوب اصلاح نگردد، با خوب كیفر دادن اصلاح مى‏گردد.


همچنین مى‏فرمایند: «استصلاح الاخیار باكرامهم و الاشرار بتادیبهم‏»; راه اصلاح خوبان به اكرام و بزرگ‏داشت آن‏ها و اصلاح افراد شرور به تنبیه و عقاب آن‏هاست.


بنابراین، مى‏توان گفت: تنبیه اثر اصلاحى و تربیتى دارد و اگر هم در تمام موارد اثر مطلوب نداشته باشد، دست كم، عامل بازدارنده خواهد بود. پس در مرحله اول، باید از روش محبت، رفق و مدارا استفاده كرد و اگر این روش اصلاحگر نبود، روش تادیب و تنبیه به عنوان آخرین راه حل براى اصلاح رفتار متربى، مؤثر خواهد افتاد و اگر در برخى موارد، این روش نیز در اصلاح و تربیت مؤثر نباشد، دست كم، فرد خاطى را از ارتكاب مجدد و تكرار عمل خطایى باز خواهد داشت. همین اثر و منع، خود به عنوان یك هدف جزئى و رفتارى مطلوب است.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی