• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 396)
سه شنبه 17/5/1391 - 9:58 -0 تشکر 495892
مراجع تقلید و شعر

سلام بر شما عزیزان ادیب و فرهیخته.

تا حالا اشعار مراجع بزرگوار تقلید را خوندید؟

پس با ما باشید تا در این مبحث با توجه به وقت و بضاعتمون سروده های قشنگ مراجع عظام تقلید را بخوانیم.

 

 

سه شنبه 17/5/1391 - 10:0 - 0 تشکر 495895

استقبال از شعر معروف حافظ " بلبلی برگ گلی خوشرنگ در منقار داشت
از اشعاری زیبا و عارفانه ی حضرت آیت ا... مکارم شیرازی

زاهدى کز خمِّ ایمان جام دل سرشار داشت
خلوتى بهر عبادت، در بر کُهسار داشت

از همه غوغاى عالم رفته بودى بر کنار
خلوتى خوش، خالى از بیگانه و اغیار داشت

بامدادان تا به شب، اندر رکوع و در سجود
شب که مى شد دیده اى از خوف حق خونبار داشت

از عبادت قامت او منحنى همچون کمان
پیکرى لرزان چو بید اندر لب جویبار داشت

قلب او در آتش غم سوختى هر شب چو شمع
آرزوى جلوه نادیده «دادار» داشت

اندر این سودا صباحش تیره همچون شام بود
ناله هایى بس حزین اندر دم اسحار داشت

شامگاهى از تعب چشمان او در خواب رفت
دیده هائى کز سرشکش سیل بر رخسار داشت

ناگهان شد عالمى در پیش چشم او عیان
عالمى کز جلوه اش اوراق غم طومار داشت!

یک جهانى کان سراسر گلشن و گلزار بود
هر طرف از کوه و صحرا سبزه و اشجار داشت

جویهایش نقره بودى ریگهایش از درر
آبهائى چون عسل جارى در آن، انهار داشت

شاخ گل در گردن از نیلوفرش قَلاّده بود
همچو ترسا دخترى کان در گلو زنّار داشت

بر سر هر شاخسارى بلبلى شوریده بود
نغمه هائى بس عَجَب در گردش منقار داشت

لیک ذکر جملگى تسبیحه و تهلیل بود!
نغمه هاشان سر به سر آهنگ استغفار داشت!

غُرّش هر جویبارى ذکر یا قُدّوس بود
برگها بر شاخساران بانگ یا سَتّار داشت

هر زمان کز غنچه بشکفتى دهان بر گلبنى
با دوصد شور و شعف فریاد یا غَفّار داشت

ریگها در جویباران مرغها اندر چمن
هر یکى از بهر خود این شیوه و رفتار داشت

زاهد اندر این میان انگشت حیرت بر دهان
گفتگوها زیر لب با خالق مختار داشت

کاى شهنشاه دو عالم گرچه پنهانى ز چشم
زانکه رویت بُرقَع «لاتدرک الابصار» داشت!

لیک نزد قلب دانا آشکارى آشکار
صحن دل را جلوه روى تو پر انوار داشت

خاکیان، افلاکیان اندر تکاپو روز و شب
جمله را عشق رُخت سرگشته چو پرگار داشت

«ناصر» از این داستان دارد امید لطف تو
گرچه او را بار عصیان پشت، سنگین بار داشت


سه شنبه 17/5/1391 - 10:2 - 0 تشکر 495899

برآى اى آفتاب برج توحید

در آر از ابرِ غیبت قرصِ خورشید


ألا اى مطلع الشمس هدایت
جهان تا كى گرفتار ظلالت؟

تمام انبیاء در انتظارند
به عدل و داد تو امیدوارند

توئى آن كوكب درّى در آفاق
كه نور الرّب كند بر ارض اشراق

تو هستى قائم بالحقّ من الحقّ
تو هستى علم محض و عدل مطلق

تو هستى مهدىِ هادى الى الله
زسرِّ مستسرِّ غیب آگاه

به تو شد ختم, طومار امامت
قیام تو كند بر پا قیامت

بتابد آیه نور از جبینت
درآید دست حق از آستینت

ظهورت مظهر اسماء حسنى
جمالت جلوه امثال علیا

كمال اهل عالم در تو شد جمع
جهان پروانه و رخسار تو شمع

برون آئى اگر از پرده غیب
شود ظاهر كتاب الله بِلا ریب

هرآن چه داشت آدم تا به خاتم
نمایان گردد از آن اسم اعظم

تو موعود خدا اندر زبورى
ضیاءِ مشرقِ اللهُ نورى

مبارك برتو باد این تاج اقبال
خطابِ سیدى! از صادقِ آل

كند موسى تمناى مقامت
مسیحا، جان بكف اندر سپاهت

امین وحى باشد در ركابت
بود اعلى زهر عالى جنابت

شود پیرِ زمانه هر جوانى
زمان شد پیر و امّا تو جوانى

باسم حى، حیاتت متصل شد
زمان اینجا رسید و منفعل شد

تو سلطان زمین و آسمانى
ولى عصرى و صاحب زمانى

ملائك برتو نازل در شب قدر
سلام حق به تو تا مطلع الفجر

قضا را چون به امضایت رسانند
بفرمان تو گوش جان سپارند

توهستى پیشواى اهل عالم
امام حضرت عیسى بن مریم

چو دید از نور حق روشن روانت
خلیل الله شد از شیعیانت

بخَلق و خُلق چون تو بهترینى
بحق، طاووس فردوس برینى

خلافت از خداى حى قیوم
بنام نامى تو گشت مختوم

زصدق و عدل جانت را سرشتند
«وتمّت» را بنام تو نوشتند


شعر از: آیت الله العظمی وحید خراسانی (مدظله العالی)

سه شنبه 17/5/1391 - 10:3 - 0 تشکر 495902

مخمسی از آیت الله العظمی مرحوم علامه طباطبایی (ره)

گفت آن شاه شـهیدان که بلا شد ســویم با همین قـــــــافله ام راه فـــــنا می پویم
دست همت ز سراب دو جهان مس شویم شـــور یعقنوب کنان یوسف خود می جویم
که گمان شد ز غمش قامت چون شمشادم
گفت هر چند عطش، کنده بن و بنیادم زیــــر شمشیرم و در دام بلا افتادم
هدف تیرم و چون فاجته پر بگـــــشادم فاش می گویم و از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
من به میدان بلا روز ازل بودم طاق کــــشته یارم و با هستی او بسته وثاق
مَنِ دل رفته کجا و کجا دشت عراق طایر گلشن قدسم چه دهم شرح فراق
که در این دامگه حادثه چون افتادم
تا در این بزم بتابید مه طلعت یار من کنم خون دل و یار کند تیر نثار

پرده بدریده سرگرم به دیدار نگار نیست بر لوح دلم جر الف قامت یار
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم
تشنه وصل وی ام آتش دل کارم ساخت شربت مرگ همی خواهم و جانم بگداخت
از چه از کئی تو ام دست قصا دور انداخت کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت
یا رب ار مادر گستی به چه طالع زادم
لوحه سینه کم گر شکند سم ستور ور سرم سیر کند شهر به شهر از ره دور
باک نبود مرا نیست به جز عشق حضور ساسه طوبی و غلمان و قصور و قدحور

به هوای سر کوی تو برفت از یادم

سه شنبه 17/5/1391 - 10:7 - 0 تشکر 495904

شعر مرحوم آیت الله شیخ محمد حسین غروی اصفهانی(کمپانی)



بند اول
ای خاک ره تو خطه ی خاک / پاكی ز تو دید عالم پاک


آشفته ی موی تست، انجم/ سرگشته ی كوی تست افلاک


ای بر سرت افسر «لعمرک» / وی زیب برت قبای لولاک


تاج سرت افسر لعمرک / تشریب برت قبای لولاک


زیب سرت افسر لعمرک / دیبای برت قبای لولاک


ای رهبر و رهنمای گمراه / وی هادی وادی خطرناک


عالم ز معارف تو واله / تو نغمه سرای «ما عرفناک»


یا أعظم صورة تجلّی / فیها الله،ما أدقّ معناک!


دامان جلالت ای شهنشاه / هرگز نفتد بدست ادراک


ای بنده و مدح چون تو شاهی؟ /حاشاک از اینمدیحه حاشاک



فرموده بشأنت ایزد پاک


لولاک لما خلقت الافلاک

سه شنبه 17/5/1391 - 10:8 - 0 تشکر 495905

بند دوم





ای مظهر اسم اعظم حق / مجلای اتم و نور مطلق


ای نور تو صادر نخستین / وی مصدر هر چه هست مشتق


ایعقل عقول و روح ارواح / وی اصل اصول هر محقق


ایشمس شموس و نور انوار / وی اعظم نیرات و اشرُق


ای فاتحه ی كتاب هستی / هستی زتو یافته است رونق


در سیر تـو ای نبی ختمی / ذوالغایه بغایه گشت ملحق


ای آیه ای از محامد تست / قرآن مقدّس مصدِّق


وصف تو بشعر در نگنجد / دریا نرود میان زورق




فرموده بشأنت ایزد پاک



لولاک لما خلقت الافلاک



سه شنبه 17/5/1391 - 10:8 - 0 تشکر 495907

بند سوم






ای اصل قدیم و عقل اقدم / وی حادث با قدیم توأم

در رتبه توئی حجاب اقرب / بودی تو نبی و در گل آدم

طغرای صحیفه ی وجودی / هر چند توئی كتاب محكم

با عزم تو چیست ایخداوند / قدر قدر و قضای مبرم؟

ملک و ملكوت در كف تست / چون خاتمی ای نبی خاتم

از لطف تو شمه ایست فردوس / وز قهر تو شعله ای جهنم

قد ملک است دربرت راست / پشت فلكست در درت خم

قهم خرد و زبان گویا / در وصف تو عاجزند وابكم




فرموده بشأنت ایزد پاک

لولاک لما خلفت الافلاک



سه شنبه 17/5/1391 - 10:8 - 0 تشکر 495908

بند چهارم






ای صاحب وحی و قلب آگاه / دارای مقام «لی مع الله»


ای محرم بارگاه لاهوت / وی در ملكوت حق شهنشاه


ای بر شده از حضیض ناسوت / بر رفرف عزّ و شوكت و جاه


وانگه ز سرادقات عزّت / بگذشتی و ماند امین در گاه


ای پایه ی قدر چاكرانت / بالاتر از این بلند خرگاه


از شرم تو زرد چهره ی مهر / وز بیم تو دل دو نیم شد ماه


این بوی بهشت عنبر ینست / یا ذكر جمیل تو در افواه؟


از نیل تو پای وهم لنگست / وز ذیل تو دست فهم كوتاه






فرموده بشأنت ایزد پاک



لولاک لما خلقت الافلاک




سه شنبه 17/5/1391 - 10:9 - 0 تشکر 495909

ند پنجم






ملک و ملكوت از تو پر نور / ای در تو عیان تجلّی طور



با روی تو چیست بدر انور؟ / با موی تو چیست لیل دیجور؟


روی تو ظهور غیب مكنون / موی تو حجاب سرّ مستور



در خطّه ی ملک استقامت / قدّ تو باعتدال مشهور



ای از تو بپا نظام عالم / وی بی تو جهان هباء منثور




اول رقم تو لوح محفوظ / رشح قلمت كتاب مسطور




خر گاه تو فوق سقف مرفوع / درگاه تو رشک بیت معمور



مداحی من ترا چنانست / كز چشمه ی خورثنا كند كور






فرموده بشأنت ایزد پاک



لولاک لما خلقت الافلاک




سه شنبه 17/5/1391 - 10:9 - 0 تشکر 495910

بند ششم






ای گوهر قدس و فیض اقدس / وی صبح ازل إذا تنفّس

ذات تو ز هر بدی منــزّه / زالایش نیستی مقدّس



خاک در تست عرصه ی خاک / فرمان بر تست چرخ اطلس

دست من و دامن تو؟ هیهات / عنقا نشود شكار كركس



طبع من و وصف صورت تو؟ / معنای دقیق و طفل نورس

مدح تو چنانكه لایق تست / در عهده ی خالق تو و بس



در نعت تــو هر بلیغ ابكم / در وصف تو هر فصیح اخرس

نعت من و شأن تو؟ تعالی / وصف من و قـدر تو؟ تقدّس







فرموده بشأنت ایزد پاک




لولاک لما خلقت الافلاک




سه شنبه 17/5/1391 - 10:9 - 0 تشکر 495912

بند هفتم






ای نقطه ی ملتقاس قوسین / وی خارج از احاطه ی أین

ای واسطه ی وجوب و امكان / وی مبدء و منتهای كونین




ای رابطه ی قدیم و حادث / وی ذات تو جامع الكمالین

ای واحد بی نظیر و مانند / كز بهر تو نیست ثانی اثنین




جز تو كه نهاده پای رفعت / بر عرش، فكان قاب قوسین؟

غیر از تو كه فیض صحبت دوست / دریافت و لاحجاب فی البین؟




دیدیّ و شهیدی آنچه را «لا / اُذنٌ سمعت و لارأت عین»

با قدر تو وصف من بود نقص / با شأن تو مدح من بود شین






فرموده بشأنت ایزد پاک



لولاک لما خلقت الافلاک




برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.