• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 147)
يکشنبه 15/5/1391 - 23:53 -0 تشکر 493371
باز تاب اندیشه سیاسى عاشورا در شعر معاصر

باز تاب اندیشه سیاسى عاشورا در شعر معاصر

از آنجا كه جوهره حركت عاشورا، حركتى سیاسى بود، نگاه سیاسى، مبارزاتى و اصلاح‏طلبانه بداناز دیرباز در بین صاحبان اندیشه و قلم رواج داشته است. شاعران بسیارى نیز به بعد اجتماعى - سیاسىعاشورا توجه كرده در كنار سروده‏هاى پرسوز و نوحه‏هاى جانگداز بر مصائب سیدالشهداء و یاران آنحضرت، بعد حماسى و انقلابى آن را مورد توجه خاص قرار داده‏اند. عناصرى چون ذلت‏ناپذیرى و عزتنفس، ظلم‏ستیزى، افشاى ستم جائران، عدالت و برابرى، اصلاح جامعه و پیكار با مفاسد، و الهام‏گیرىآزادگان از مكتب عاشورا از جمله محورهاى سروده‏هاى انقلابى و سیاسى بوده است.
نویسنده در این مقاله بعد از توجه به بعد سیاسى حماسه عاشورا و ذكر محورهاى اندیشه سیاسىدر نهضت كربلا، گلگشتى در بوستان شعر شاعران داشته، آنها را با عناوین: آزادى و حریت، نپذیرفتنذلت، عدالت و آزادى، مكتب مبارزه، جاودانگى در تاریخ و... سامان داده است.

نگاه سیاسى به عاشورا

اهل ادب و قلم و شاعران و نویسندگان، به حادثه عاشورا از زاویه‏هاى مختلف نگریسته‏اند و به تبع آن «زاویه نگاه»، آثار شعرى و ادبى آناننیز همان صبغه و درونمایه را یافته است.
جوهره حركت عاشورا، حركت سیاسى بود.امام‏حسین(ع) از موضع امامت مسلمین، با نپذیرفتن بیعتیزید و نامشروع دانستن حكومت امویان و ادّعاى اینكهامامت و خلافت و رهبرى حق مسلّم، مشروع و مغصوب اهلبیت است، از مدینه بیرون شد و چند ماه در مكّه اقامت گزید ودر آن مدّت، مواضع سیاسى خویش را نسبت به حكومت، بامردم در میان گذاشت و در پاسخ به «استنصار» مردم كوفه ونامه‏هاى دعوت كوفیان و بصریان، مسلم بن عقیل را بهنمایندگى به عراق فرستاد و پس از دریافت گزارش مساعد ازاوضاع كوفه و بیعت هزاران نفر هوادار مسلّح، به قصدتشكیل حكومت اسلامى و برپایى عدل و برانداختن سلطهستم و ریشه كن ساختن غدّه شوم بنى‏امیه، عازم سرزمینعراق شد.
مبارزه با سلطه یزیدى و تلاش در راه احقاق حق ائمه واهل بیت، حركتى سیاسى الهى و از شؤون امامت بود كه آنحضرت بدان پرداخت. این، نگاه واقع بینانه به حركتعاشورااست.
امامت امّت «قدس سره»، در بعد سیاسى حركت عاشوراسخنان فراوانى دارد كه جهت نمونه به این فراز دقّت كنید:
«تكلیف بود آنجا كه باید قیام بكند و خونش را بدهد، تااینكه این ملّت را اصلاح كند، تا این‏كه این عَلَمِ یزید رابخواباند و همین طور هم كرد و تمام شد»
[1].
«تكلیف الهى خودش را تشخیص داد كه باید نهضت كند وراه بیفتد، برود و مخالفت بكند و اظهار مخالفت و استنكاركند، هر چه خواهد شد.»
[2].
«آن حضرت به فكر آینده اسلام و مسلمین بود، به خاطراینكه اسلام در آینده و در نتیجه جهاد مقدس و فداكاى او
در میان انسان‏ها نشر پیدا كند و نظام سیاسى و نظاماجتماعى آن در جامعه ما برقرار شود مخالفت نمود،مبارزه كرد و فداكارى كرد.»
[3]
نگاه سیاسى و مبارزاتى و اصلاح‏طلبانه به قیام عاشورا، ازدیرباز بین اهل اندیشه و قلم، كم و بیش بوده است، چرا كهخود سیدالشهدا(ع)، خروج خویش را براى مبارزه با ظلم وبدعت و جهت احیاى قرآن و حق و به قصد امر به معروف ونهى از منكر و اصلاح امّت معرفى كرده است:
«...انّما خرجت لطلب الاصلاح فى امّة جدّى...»
[4]
شاعران بسیارى هم به بُعد اجتماعى و سیاسى آن نهضتمقدس توجه داشته و آن را سروده‏اند، هر چند در سالهاىنزدیك به انقلاب اسلامى، این نگرش، روشن‏تر و جدّى‏تربوده است و پس از انقلاب، چنین رویكردى عمق و شفّافیتبیشترى یافته و این از بركات این نهضت است. به تعبیر مقاممعظم رهبرى:
«امروز هم شاعران و گویندگانى هستند كه براى ظلم، وفساد شعر مى‏گویند و اگر انقلاب ما و این تحوّلى كه در همهاركان ملّت ما پیدا شد به وجود نمى‏آمد، معلوم نبود كه چهمى‏شد و به كجا مى‏رسید؟»
[5]

اندیشه سیاسى در قیام كربلا

در كنار شاعرانى كه با سروده‏هاى پرسوز و نوحه‏هاىجانگداز خویش، تنها به بُعد عاطفى و نوحه گرى و مرثیه برجسم چاك‏چاك و لب عطشان سیدالشهدا(ع) مى‏پرداختند،شاعرانى هم بودند و هستند كه در آن حادثه، بُعد حماسى وانقلابى و اندیشه‏هاى سیاسى و الهام بخشى‏هاى اجتماعى ومبارزاتى آن را از نظر دور نداشته‏اند. عناصرى كه درسروده‏هاى شاعران در این محور وجود دارد، قابل
عنوان‏گذارى به صورت محورهاى زیر است:
- ذلت‏ناپذیرى و عزت نفس
- ظلم‏ستیزى و افشاگرى ستم جائران
- حق‏گرایى و دعوت به رهبرى ائمه
- عدالت و برابرى
- آزادى و آزادگى
- احیاگرى دین و سنّت‏هاى اسلامى
- رسواسازى باطل و مبارزه با بدعت
- اقامه حق و عدل و امر به معروف و نهى از منكر
- اصلاح جامعه و پیكار با مفاسد
- جاودانگى نام حسین(ع) و شهداى كربلا
- موج آفرینى حادثه عاشورا در تاریخ
- الهام‏بخشى عاشورا به انقلابیون و ستمدیدگان
- الهام‏گیرى آزادگان از مكتب عاشورا
- نقد حكومت یزید و شیوه‏هاى جاهلیت اموى
- آگاه‏سازى توده‏ها و دریدن پرده‏هاى غفلت
- تبیین مظلومیّت اهل بیت(ع)
- شایستگى امام‏حسین(ع) و عترت به امامت و پیشوایى
- ضرورت فداكارى و جهاد در راه عقیده و مرام
- شكست سلطه‏ها در برابر سلاح شهادت و مظلومیّت
- برترى شهادتِ با افتخار، بر زندگى ذلیلانه
- ضرورت پیام‏رسانى در حماسه‏هاى خونین
- دشمنى دیرینه جبهه یزیدى با اساس اسلام
و...موارد و مفاهیمى از این دست، كه هم در قیام عاشورا وجود داشته و از درس‏ها وپیام‏هاى اجتماعى و سیاسى آن به شمار مى‏رود، و هم در سروده‏هاى شاعران متعهد و آگاهعاشورایى به وضوح دیده مى‏شود.
روشن است كه پرداختن به مفاهیم سیاسى یاد شده و تحلیل و كاوش آنها در اشعار شعرا،كارى عظیم و پرحجم و بیرون از حوصله این نوشتار است. ناچار باید اشاراتى به نمونه‏هایى از سروده‏هاى شاعران داشت، تا گوشه‏اى از بازتاب این اندیشه‏ها در آینه شعر و ادب، روشنگردد. از آنجا كه بهره‏گیرى از شعر، به لحاظ زبان عام و فراگیر و جذاب و دلنشین آن، درجاودانه ساختن مفاهیم دینى و اجتماعى مؤثّر است، اهتمام جدّى‏تر در زمینه سرودنشعرهاى آیینى با نگرش‏هاى سیاسى اجتماعى به حادثه كربلا و كلاً مضامین مكتبى و حركتِمستمر و ریشه‏دار دین در جامعه، مى‏تواند یكى از گام‏هاى اساسى و ارزشمند به شمار آید.

گلگشتى در بوستان شعر

از محورهاى یاد شده به عنوان اندیشه سیاسى نهضت عاشورا، به چند نمونه اشارهمى‏شود و ابیاتى در باره آنها آورده مى‏شود:

1. آزادى و حریّت

ناظر زاده كرمانى مى‏گوید:
اى یاد تو در عالم، آتش زده بر جانها هر جا ز فراق تو چاك است گریبانها اى گلشن دین سیراب با اشك محبّانت از خون تو شد رنگین هر لاله به بستانها بسیار حكایتها گردیده كهن امّا جانسوز حدیث تو، تازه است به دورانها در دفتر آزادى، نام تو به خون ثبت است شد ثبت به هر دفتر، با خون تو عنوان‏ها این سان كه تو جان دادى، در راه رضاى حق آدم به تو مى‏نازد، اى اشرف انسان‏ها قربانى اسلامى با همت مردانه اى مفتخر از عزمت همواره مسلمانها
[6]
مرحوم خوشدل از شاعران پیش از انقلاب، در مفاهیم سیاسى اجتماعى نهضت كربلابسیار شعر سروده است. در یكى از آنها كه به فلسفه نهضت حسینى اشاره مى‏كند، مى‏گوید:
بزرگ فلسفه قتل شاه دین این است كه مرگ سرخ به از زندگى ننگین است
حسین مظهر آزادگى و آزادى خوشا كسى كه چنینش مرام و آیین است نه ظلم كن به كسى نى به زیر ظلم كه این مرام حسین است و منطق دین است همین نه گریه بر آن شاه تشنه لب كافى اگر چه گریه بر آلام قلب تسكین است ببین كه مقصد عالى وى چه بود اى كه درك آن سبب عزّ و جاه و تمكین است ز خاك مردم آزاده بوى خون نشان شیعه و آثار پیروى این است
[7]
نیز دكتر قاسم رسا، در ترجمه كلام اباعبدالله(ع) مى‏گوید:
گر شما را به جهان دینى و آیینى نیست لااقل مردم آزاده به دنیا باشید
[8]
در سروده فضل‏الله صلواتى مى‏خوانیم:
درس آزادى به دنیا داد رفتار حسین بذر همت در جهان افشاند افكار حسین با قیام خویش بر اهل جهان معلوم كرد تابع اهل ستم گشتن بود عار حسین
[9]
در یكى از سروده‏هاى محسن حافظى مى‏خوانیم:
جان فدا كردى به راه مكتب آزادگى جان هر آزاده‏اى گردد فدایت یا حسین
[10]
شاعر دیگرى چنین سروده است(در باره عباس بن على):
درس آزادگى عباس به عالم آموخت زانكه شد مست از آن باده كه در ساغر توست
[11]
احد ده‏بزرگى از زبان پیشواى آزادى چنین مى‏سراید:
منم آزاد مرد ملك هستى منم قانونگذار كشور گُل منم ویرانگر كاخ ستمگر منم روح عدالت گستر گُل
[12]

پی‌نوشت‌ها:

[1]. صحیفه نور، ج‏2، ص‏208.
[2]. همان، ج‏4، ص‏15.
[3]. ولایت فقیه، ص‏161.
[4]. مناقب، ابن شهرآشوب، ج‏4، ص‏89.
[5]. ستودگان و ستایشگران، ص‏101.
[6]. رضا معصومى، اشك شفق، ج‏1، تهران، رشیدى، 1366، ص‏339 - 340.
[7]. گلواژه، ج‏1، ص‏105.
[8]. همان.
[9]. همان، ص‏95.
[10]. چلچراغ اشك، ص‏159 و 166.
[11]. همان.
[12]. شب شعر عاشورا، ج‏1، ص‏63.

منبع: فصلنامه حکومت اسلامی شماره 27

اگر آدم دنیا رو هم داشته باشه ولی اخلاق نداشته باشه هیچ فایده ای نداره
يکشنبه 15/5/1391 - 23:54 - 0 تشکر 493374

2. نپذیرفتن ذلّت

شاید این عنوان، هم‏مضمون با آزادگى باشد، ولى به هر حال به صورت جداگانه «زیر بارظلم نرفتن» و «پذیراى ذلت نشدن» كه فلسفه شهادت اباعبدالله بود و در جمله معروف
«هیهات منّا الذلة» تجلّى یافته، در سروده‏هاى فراوانى آمده است كه به چند نمونهاشاره‏مى‏شود:
روزى كه به كوفه رو نمود از عرفات بگزید طریق عشق، بر حُبّ حیات در گوش نسیم روزگاران فرمود: آزاده، ستم‏پذیر گردد؟ هیهات!
[13]
و جواد محقق گوید:
آنكه به حق خم نگشت در بر ظالم سرو صفت، قامت رساى حسین است
[14]
در شعر خسرو نژاد هم مى‏خوانیم:
جان ز كف دادن و تسلیم به ظالم نشدن آرى، آرى به خدا همّت عالى این است جان به قربان تو اى كشته كه خود فرمودى مرگ با نام به از زندگى ننگین است
[15]
و نیز این رباعى كه از زبان سیدالشهداست:
من تن به زیر بار مذلّت نمى‏دهم نورم، عنان خویش به ذلّت نمى‏دهم جان مى‏دهم ز دست، ولى با یزید پست دست از براى دادن بیعت نمى‏دهم
[16]
قاسم سروى مى‏سراید:
كشته شد امّا نشد تسلیم نامردى و زور چون سرافرازى و مردى ایده و ایمان اوست درس رادى و جوانمردى به عالم داد و رفت كاخ حریّت به پا از درس جاویدان اوست
[17]
شاعران، اغلب با الهام از خطبه‏ها و رجزهاى امام‏حسین(ع) این مفهوم را ترسیم كرده و«ذلت‏پذیرى» را منافى شأن امام و روح بلند و آزاده او دانسته‏اند. باز هم شعرى از دكتر رسا:
من نه آن باشم كه آرم پیش دشمن سرفرود كى ز جان‏بازى بود آزادمردان را حذر عزّت و مردانگى را یاد گیرید از حسین تا چو جان گیرید در بر شاهد فتح و ظفر مظهر ناموس و غیرت، آیت مردانگى كى شوم تسلیم حكم غاصب بیدادگر
[18]
و این شعر زیباى خوشدل را همه حفظاند كه:
نه ظلم كن به كسى، نى به زیر ظلم برو كه این مرام حسین است و منطق دین است ز خاك مردم آزاده بوى خون آید نشان شیعه و آثار پیروى این است
[19]
جمله «موتٌ فى عزٍّ خیرٌ من حیاةٍ فى ذُلٍّ» كه از كلمات درخشان سیدالشهدا است،
[20] دربرخى سروده‏ها چنین انعكاسى یافته است:
(مرگ با عزّت ز عیش در مذلّت بهتر است) نغمه‏اى مى‏باشد از لعل دُرربار حسین از آستان همّت ما ذلّت است دور و اندر كُنام غیرت ما نیستش ورود بر ما گمان بردگى زور برده اند اى مرگ، همّتى كه نخواهیم این قیود

3. عدالت و آزادى

از فلسفه‏هاى مهمّ قیام كربلا، دعوت به حق و عدل و تأمین آزادى براى انسانها و شكستنسلطه ستم و گسستن حصارها و بندهاى بردگى از دست و پاى مردم بود. در زیارت‏نامه امام،گواهى مى‏دهیم كه وى دعوتگرى به سوى قسط و عدل و برپا دارنده عدالت و ایجاد امنیّتبراى ستمدیدگان بود: «اشهد انّك قد امرت بالقسط و العدل و دعوت الیهما»،
[21] «و یأمنالمظلومون من عبادك...»
[22] امثال اینگونه تعابیر در متون عاشورایى بسیار است. به تعبیر امامراحل قدس سره:
«سیدالشهدا سلام الله علیه از همان روز اول كه قیام كردند براى این امر، انگیزه‏شان اقامهعدل بود... تمام زندگیش را صرف این كرد كه این حكومت، حكومت جور بسته شود و ازبین‏برود.»
[23]
شاعرى از زبان سیدالشهدا چنین مى‏سراید:
دادن جان به ره آزادى به خدا بهتر از این زندگى است مرگ اندر ره آزادى و عدل بهتر از بندگى و بردگى است
[24]
عدالتخواهى، مفهوم ظلم‏ستیزى و مبارزه با سلطه جائر را هم با خود دارد. در اشعارشاعران، این مقوله هم زیاد به چشم مى‏خورد، بصیر اصفهانى گوید:
سر سلسله مردم آزاد حسین است آن كس كه در این ره سر و جان داد حسین است مردى كه چون كوهى به بر تیشه بیداد دامن به كمر برزد و اِستاد حسین است مردانه در این مرحله بگذاشت قدم را بر ضد ستمكار برافراشت عَلَم را
با نیروى یزدانى و با دست خدایى بشكست به هم قدرت اركان ستم را او كرد به نوع بشر این قاعده تعلیم كاندر ره آزادگى از جان نبود بیم دیگر نهراسید ز ستمكار ستمكش مظلوم به ظالم نكند كرنش و تعظیم اعلامیه از قتلگه كرب و بلا داد با زینب و سجاد سوى شام فرستاد این جمله ز خون بود در آن نشریه مسطور باید بشر از قید اسارت شود آزاد
[25]
اقبال لاهورى، متفكر و شاعر بلند آوازه از اهل سنّت، در سروده خویش از حریّتحسین(ع) و لاله كاشتن او در سرزمین كربلا و استبداد ستیزى حضرتش و بیدار ساختن ملّتدم مى‏زند و چنین مى‏گوید:
آن شنیدستى كه هنگام نبرد عشق با عقل هوس پرور چه كرد؟ آن امام عاشقان پور بتول سرو آزادى ز بستان رسول الله الله باى بسم الله پدر معنى ذبح عظیم آمد پسر بر زمین كربلا بارید و رفت لاله در ویرانه‏ها كارید و رفت تا قیامت قطع استبداد كرد موج خون او چمن ایجاد كرد ما سوى الله را مسلمان بنده نیست نزد فرعونى سرش افكنده نیست خون او تفسیر این اسرار كرد ملّت خوابیده را بیدار كرد رمز قرآن از حسین آموختیم ز آتش او شعله‏ها اندوختیم
[26]

4. مكتب مبارزه

پیوسته انقلابیون، از زندگى و شهادت سرخ‏جامگان شهید الهام مى‏گیرند و حماسه‏هاىمتجلّى در شهادت‏ها، انگیزه‏آفرین و مبارز پرور و شهیدساز بوده و خواهد بود. نگاه بهعاشورا به عنوان مكتبى كه الگوى جهاد و شهادت‏طلبى و فداكارى است و همه ملل جهان وآزادگان باید از این سرچشمه سیراب شوند، از عناصر دیگرى است كه در اشعار عاشورایى
مطرح است، به نمونه‏هایى نیز از اینگونه سروده‏ها توجه كنید:
حجة الاسلام بهجتى شفق مى‏سراید:
عالم از شور تو غرق هیجان است هنوز نهضتت مایه الهام جهان است هنوز كربلاى تو پیام‏آور خون است و قیام مكتبت راهنماى دگران است هنوز تا قیامت ز قیام تو قیامت برپاست از قیام تو پیام تو عیان است هنوز همه ماه محرّم، همه جا كرب و بلاست در جهان، موج جهاد تو روان است هنوز جاودان بینمت استاده به پیكار، دلیر لا ارى الموت ترا ورد زبان است هنوز باغ خشكیده دین را تو ز خون دادى آب نه عجب گر كه شكوفا و جوان است هنوز تربت پاك تو كازادگى آموزد و عشق سرمه دیده صاحب نظران است هنوز
[27]
جعفر نوا، در اشاره به درسهاى مكتب حسینى مى‏گوید:
ز سربازى سرافرازى بود آزاد مردان را سرافرازى و سربازى ز شاه كربلا آموز حسین آسا به دفع فتنه بیگانگان برخیز شعار آشنایى با خدا، از آشنا آموز
[28]
قاسم سروى‏ها نیز در اینكه آزادى‏خواهان جهان خوشه چین مكتب اویند، مى‏گوید:
شرح جانبازى او یكسر كتاب زندگى است جان فدا كردن نخستین مطلع دیوان اوست هر كه در عالم دم از قانون آزادى زند در حقیقت خوشه‏چین خرمن احسان اوست درس رادى و جوانمردى به عالم داد و رفت كاخ حریّت به پا از درس جاویدان اوست
[29]
این آموزه‏ها نه تنها ویژه حسین(ع)، بلكه رهنمود همه عاشوراییان و یاران شهید اوست.
عباس بن‏على(ع) در رأس اینگونه آموزگاران حریّت است. در شعر «صلواتى» مى‏خوانیم:
داد درس یارى و جانبازى و مردانگى بر همه اهل جهان، عباس، سردار حسین
[30]
قاسم رسا نیز درا ین زمینه مى‏سراید:
قامت مردانگى افراشت سبط مصطفى تا بیاموزد فداكارى به افراد بشر
[31]
از شیوه‏هاى مبارزه حق‏جویانه و مكتبى، «شهادت‏طلبى» است. با تكیه به این فرهنگ،خون بر شمشیر پیروز مى‏شود و حنجر بریده بر خنجر كین غلبه مى‏یابد. این درس نیز براىمبارزان شهادت‏طلب در سراسر جهان دستمایه الهام است. «جواد محقق» چنین مى‏سراید:
اگر چه داد به راه خداى خود سر را شكست حنجر او خنجر ستمگر را
[32]
فرهنگ «احدى الحسنیین» و خود را در همه حال پیروز دیدن، از آموزه‏هاى سیاسىعاشورا است. حسین بن‏على(ع) خود را در مسیر خیر و خداخواهانه مى‏دید، چه پیروز شود،چه كشته گردد:
«ارجو ان یكون خیراً ما اراد الله بنا قتلنا ام ظفرنا»
[33].
این تلقى خاص و پیشرو، پیوسته انگیزه‏آفرین مبارزان است و هرگز مبارزان راه خداخود را شكست‏خورده نمى‏بینند، چون به تكلیف عمل كرده‏اند.
گرچه از داغ لاله مى‏سوزیم ما همان سربلند دیروزیم چون به تكلیف خود عمل كردیم روز فتح و شكست پیروزیم
[34]
این فرهنگ، در طول زمان دعوتگر حق‏طلبان و ستم‏ستیزان است و فریاد «هل من ناصر»او پیوسته در گوش زمان جارى است.
«امام انقلاب كربلا با روح این دعوت
زمان‏ها را، مكان‏ها را به یارى مى‏زند فریاد استمداد
از آن فریاد دعوتگر كه در متن زمان جارى است
و پیغامش شعار شور و بیدارى است
میان حق و باطل، داد با بیداد
نبردى جاودان بر پاست
در این میدان و این پیكار
نداى دعوتش چشم انتظار پاسخى از ماست
كه حق تنهاست
و هر جا كربلا، هر روز عاشوراست.»
[35]
مكتب بودن عاشورا براى مبارزه دائمى علیه ستم و استبداد، تنها با همان دیدِ «كل یومٍعاشورا و كلّ ارضٍ كربلا» قابل تحقق است. این بینش سیاسى و مبارزاتى در شعرهاىبسیارى مطرح است، از جمله اینها:
تا شود این عرصه خاكى سراسر كربلا تا ابد مى‏جوشد از رگهاى عاشورا عطش
[36]
امام راحل قدس سرّه كوشید تا این بینش را در باور مردم رسوخ دهد. مى‏فرمود:
«دستور آن بود كه این برنامه، سرلوحه زندگى امّت در هر روز و در هر سرزمینى باشد.روزهایى كه بر ما گذشت، عاشوراى مكرر بود و میدانها و خیابانها و كوى و بر زنهایى كه خونفرزندان اسلام در آن ریخت، كربلاى مكرر.»
[37]

پی‌نوشت‌ها:

[13]. همان، ج‏2، ص‏132، 133.
[14]. همان.
[15]. چلچراغ اشك، ص‏172.
[16]. همان، ص‏179.
[17]. گلواژه، ج‏1، ص‏94.
[18]. همان، ص‏96.
[19]. همان، ص‏105.
[20]. مناقب، ابن شهرآشوب، ج‏4، ص‏68.
[21]. زیارت امام حسین در اول ماه رجب، مفاتیح الجنان، ص‏439.
[22]. تحف العقول، ص‏239.
[23]. صحیفه نور، ج‏20، ص‏189 و 190.
[24]. گلواژه، ج‏1، ص‏98.
[25]. همان، ج‏2، ص‏119؛ و نیز: اشك شفق، همان، ص‏201 - 200.
[26]. همان، ص‏125.
[27]. هفتاد و دو زخم كربلایى، ص‏35.
[28]. گلواژه، ج‏1، ص‏93.
[29]. همان، ص‏94.
[30]. همان، ص‏95.
[31]. همان، ص‏96.
[32]. شب شعر عاشورا، ج‏1، ص‏107.
[33]. اعیان الشیعه، ج‏1، ص‏597.
[34]. از نویسنده، برگ و بار، ص‏181.
[35]. همان، ص‏105.
[36]. هفتاد و دو زخم كربلایى، ص‏55.
[37]. صحیفه نور، ج‏9، ص‏57.

منبع: فصلنامه حکومت اسلامی شماره 27

اگر آدم دنیا رو هم داشته باشه ولی اخلاق نداشته باشه هیچ فایده ای نداره
يکشنبه 15/5/1391 - 23:54 - 0 تشکر 493377


5. جاودانگى در تاریخ

در مبارزه حق و باطل، على رغم تصوّر ستمگران كه مى‏پندارند با قتل عام و خونریزى،نداى عدالت‏خواهى را مى‏توانند خاموش كنند، شهیدان زنده جاویدند، همواره اثر گذار وپرآوازه و حیاتشان در سایه مماتشان است و به تعبیر قرآن كریم: «بل احیاء عندربهمیرزقون». مفهوم جاودانگى نام و یاد و فرهنگ شهیدان، در آثار شاعران بازتاب گسترده‏اىدارد. در شعر بلند و زیباى «صادق سرمد»، این ابیات، اشاره به این بینش است:
پایان زندگانى هر كس به مرگ اوست جز مرد حق، كه مرگ وى آغاز دفتر است آغاز شد حیات حسینى به مرگ او وین قصه، رمز آب حیات است و كوثر است آن كس كه در اقامه حق مى‏شود شهید عمر ابد نصیب وى از موت احمر است
[38]
نیز در این شعر از بهاءالدین:
خاموش گشته‏ایم و فراموش كى شویم بس این قدر كه در همه جا گفتگوى ماست هر جا كه هست روى زمین ارغوان سرخ آبش ز خون ما، گِلش از خاك كوى ماست
[39]
و دكتر رسا مى‏گوید:
فرق بین حق و باطل بین كه بعد از قرن‏ها جلوه حق مانده جاویدان و باطل بى‏اثر
[40]
این حقیقت، شكستِ سلطه‏هاى ستم را در متن حاكمیّت مى‏رساند، چرا كه در اندیشه‏هاو وجدانهاى بشرى محكومند. حضرت زینب(س) در بارگاه یزید، در خطابه‏اى صریح به آنطاغوت سر مست از قدرت، فرمود:
«فكد كیدك و اسع سعیك و ناصب جهدك فوالله لا تمحو ذكرنا و لا تمیت وحینا؛
[41]
هر چه نیرنگ و تلاش دارى به كارگیر، به خدا قسم نه یاد ما را مى‏توانى محو كنى، نه وحى ما رامى‏توانى بمیرانى!»
در شعر معروفِ «فراز»، چنین مى‏خوانیم:
دشمنت كشت، ولى نور تو خاموش نگشت آرى آن جلوه كه فانى نشود نور خداست نه بقا كرد ستمگر، نه به جا ماند ستم ظالم از دست شد و خانه مظلوم به جاست زنده را زنده نخوانند كه مرگ از پى اوست بلكه زنده است شهیدى كه حیاتش ز قفاست
[42] اى كه در كرب و بلا بى‏كس و یاور گشتى چشم بگشا و ببین خلق جهان یاور توست
[43]
قنبرعلى تابش نیز در این زمینه چنین مى‏سراید:
تا در گلوى تشنه حنجر، صدا جارى است خون گلویت، كربلا در كربلا جارى است تا آسمان كوفه پابرجاست، مى‏دانم خون تو در این خاك، چون آب و هوا جارى است
[44]
آنچه از بازتاب حماسه عاشورا در رواق تاریخ و ذهنیت بشر و وجدان انسانها باقى ماند،«حیات شهید» بود و زوال ستم. ظالمان نیز هرگز تصوّر چنین شكستى را نداشتند. «سیدمهدى حسینى» از این جاودانگى چنین مى‏گوید:
كه بود این موج، این طوفان،كه خواب ازچشم دریا برد؟ و شب را از سراشیب سكون،تااوج فردا بُرد كسى آمد، كسى آن سان كه دیروز توهّم را به سمت مشرق آبى‏ترین فرداى زیبا برد به خاك افكند ذلّت را، شرف را از زمین برداشت و او را تا بلنداى شكوه نیزه، بالا برد بگو با من، بگو اى عشق، اگر چه خوب مى‏دانم كه بوداین موج،این طوفان كه خواب ازچشم دریابرد
[45]
و این همان جلوه‏اى است كه در شعر محتشم كاشانى دیده مى‏شود و شور محشرى كهحسین بن على(ع) در تاریخ افكنده و موجى كه هرگز پایان نمى‏پذیرد: «باز این چه شورشاست كه در خلق عالم است...».

6. پیام خون

آنچه یك مبارزه را ماندگار، مؤثر، حركت‏آفرین و مصون از تحریف مى‏سازد، «تبیین»است، یعنى رساندن پیام خون و ترسیم فلسفه نهضت و مقابله با فریب‏ها و تبلیغات دروغینو تحریف چهره واقعى یك حماسه. اگر در نهضت عاشورا این بُعد از حركت كه به صورتخطابه‏هاى پرشور امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) جلوه كرد، وجود نداشت و مكمّلخون شهداى كربلا نمى‏شد، بى‏شك این حماسه نه ماندگار مى‏شد، و نه دور از تحریف.«فرید» چه زیبا به این واقعیت اشاره كرده است:
سرّ نى در نینوا مى‏ماند اگر زینب نبود كربلا در كربلا مى‏ماند اگر زینب نبود چهره سرخ حقیقت بعد از آن طوفان رنگ پشت ابرى از ریا مى‏ماند اگر زینب نبود در عبور از بستر تاریخ، سیل انقلاب پشت كوه فتنه‏ها مى‏ماند اگر زینب نبود
[46]
نقش خطابه‏هاى شورانگیز افشاگر، الهام‏بخش و رسواساز باطل، بسیار عظیم است وشاعران به این نكته وقوف كامل داشته‏اند و در پرداختن به سیماى پیام‏رسان نهضت عاشوراآن را بیان كرده‏اند. موزون اصفهانى گوید:
این همان بانوست كز نطق و بیان همچون على انقلاب از كوفه تا شام خراب انداخته دخترش در كوفه از تیغ زبان چون ذوالفقار مغز جان خصم را در التهاب انداخته
از خطابى آل سفیان را به رسوایى كشید پرده از كار پلیدان زان خطاب انداخته
[47]
مرحوم صغیر اصفهانى در اشاره به نقش خطابه‏هایش چنین مى‏سراید:
بر هم زن اساس جفا كارى یزید لحن بلیغ و نطق درخشان زینب است ابن زیاد شوم به دارالاماره‏اش رسوا ز منطق شرر افشان زینب است
[48]
«سروى» نیز چنین سروده است:
با كلام جان فزا اثبات دین حق نمود عالمى را دوستدار اهل ایمان كرد و رفت در دیار شام بر پا كرد از نو انقلاب سنگر اهل ستم را سست بنیان كرد و رفتیزید خطبه‏اى غرّا بیان فرمود در كاخ كاخ استبداد را از ریشه ویران كرد و رفت فاش مى‏گویم كه آن بانوى عظماى دلیراز بیان خویش دشمن را هراسان كرد و رفت
[49]
گاهى «اسارت»، تبدیل به «درس آزادى» مى‏شود و اسیران آزاده، با مقاومت و روحیه بالاوعزت نفس، جباران را به ستوه مى‏آورند. تبدیل كردن اسارت به آزادگى در فرهنگ‏عاشورا و در رفتار بازماندگان آن حادثه خونین جلوه‏گر است، تا آنجا كه مى‏توانزینب كبرا را «اسیر آزادى‏بخش» نامید.
[50] در برخى سروده‏ها چنین نگاهى به «كارواناسارت» شده است:
در بطن این اسارت ما خفته است آزادى تمام گرفتاران مرگ پر افتخار پدرهامان سرمایه حیات هدفداران ما وارث شهادت و ایثاریم بنیانگذار عزّت و آزادى ما شور پرشراره ایمانیم آنجا كه نیست جرأت فریادى ما رهسپار شهر خموشانیم شهرى كه سایه‏بان زده از وحشت شاید به تازیانه یك فریاد بیدارشان كنیم از این غفلت رفتیم پیشواز اسارت‏ها تا كاخ‏هاى ظلم براندازیم تا در زمان قحطى حق‏جویان آبى به آسیاب حق اندازیم
[51]

7. جهاد، رمز عزّت

از روشن‏ترین پیام‏هاى سیاسى دین كه در عاشورا هم تجلى یافته است، عزّتى است كه درسایه جهاد به دست مى‏آید. حسین بن على(ع) و یارانش چون جهاد كردند، عزیز خدا و خلقشدند و آنان كه از حمایت آن شهید مظلوم دست كشیدند، گرفتار ذلت و خوارى گشتند. قیامحسین(ع) مایه حیات دین و عزّت اسلام نیز گشت و بقاى دین در سایه خون و شهادتاوست. این نكته و نگرش، در اشعار فراوانى دیده مى‏شود كه به چند نمونه اشاره مى‏شود.
خسرونژاد چنین سروده است:
جاودان خاطره نهضت خونین تو شد چون كه دین زنده از آن خاطره خونین است بر تو و بر همه یاران شهید تو درود كه ز خون شهدا عزّت دین تضمین است
[52]
آنچه خود سیدالشهدا(ع) فرمود و از مرگى كه موجب بقاى دین گردد استقبال فرمود (انكان دین محمد لم یستقم الا بقتلى فیاسیوف خذینى) در اشعار شاعران نیز بازتاب یافته است:
وفاست وامدار تو، حماسه یادگار تو حیات دین ز خون تو، خداست خونبهاى تو اگر كه نام مصطفى(ص) هنوز در جهان به پاست از آن سر بریده توهست و از نواى تو
[53]
«حسین بود، آنكه گفت:
اگر كه دین جدّ من
به جز به كشتنم نمى‏شود به پا
اگر نهال تازه‏پاى دین حق
نیازمند خون پیكر من است
كنون من و نبرد و تیغ‏هاى تیز...»
[54]
حجة الاسلام بهجتى شفق چنین مى‏سراید:
باغ خشكیده دین را تو ز خون دادى آب نه عجب گر كه شكوفا و جوان است هنوز

تربت پاك تو كازادگى آموزد و عشق سرمه دیده صاحب‏نظران است هنوز
[55]
محمود شاهرخى (جذبه) نیز در احیاگرى جهاد حسینى نسبت به دین مى‏گوید:
در ساحل فرات كه لب‏تشنه شد شهید سیراب گشت مزرع دین ز آبروى او فرّى دوباره یافت حقیقت ز فیض وى آبى دوباره یافت شریعت ز جوى او
[56]
شاعرى دیگر چنین سروده است:
تا قیام خوب به دشت عشق برپا كرده‏اى اى مسیحا، عالمى را از دم، احیا كرده‏اى درس جانبازى به مردان خدا آموختى نهضت خونین خود سرمشق دنیا كرده‏اى خون تو در پیكر تاریخ مى‏جوشد هنوز مات خود، افكار اعصار و قرون را كرده‏اى
[57]
عبدالحسین رضایى از زبان سیدالشهدا(ع) چنین مى‏سراید:
هیهات ذلّت من و آقایى یزید بیعت به آن ستمگر رسوا نمى‏كنم در پیشگاه ظلم نیاید سرم فرود تعظیم جز به خالق یكتا نمى‏كنم من زنده و یزید كند رهبرى خلق؟ امضا من این حرمت بیجا نمى‏كنم مرگ شرف به است از این زندگى مرا چیزى به غیر مرگ تمنّا نمى‏كنم
[58]
عزت مسلمانان در سایه جهاد و فداكارى است. حسین بن على(ع) براى بازگرداندنعزت دین و شرافت مسلمین خون و جان داد و نهال اسلام را شاداب ساخت. حجة الاسلامبهجتى شفق اینگونه مى‏سراید:
باید از استاد عشق، شاه شهیدان یاد گرفتن، گذشتن از سر و تن را رهبر آزاده، پیشواى فداكار دید چو بر پاى دین ز جور، رسن را خاست چون طوفان و بر ستم بخروشید داد رهایى ز بند، دین و سنن را
ریخت چو خونش به خاك، خاست دو صد موج كند ز بنیان بناى ظلم و فتن را كرد ز باران خون سرخ وى آغاز باغ فضیلت، ز نو شكفته شدن را
[59]
همو در بیان مفهوم زندگى عزیزانه و شكستن حصار بیداد در عصر حكومت طاغوت،چنین مى‏سراید:
اندر آنجا كه باطل امیر است اندر آنجا كه حق سر به زیر است اندر آنجا كه دین و مروّت پایمال و زبون و اسیر است راستى زندگى ناگوار است مرگ، بالاترین افتخار است این اساس مرام حسین است روح و رمز قیام حسین است «یا كه آزادگى، یا شهادت» حاصلى از پیام حسین است شیعه او هم اینسان غیور است تا ابد از زبونى به دور است زان شهید سر از دست داده زان فداكار در خون فتاده جاودان آید این بانگ پر شور«لا ارى الموت الّا سعادة» آرى آزادمردان بكوشندبر ستمگر چو طوفان خروشند
[60]

8. عاشورا، پیامد تنها گذاشتن امام

رابطه دو جانبه «بیعت» و «اطاعت»، بین امام و امّت، نصرت پیشواى عدل و حمایت ازامام معصوم و حجت خدا را الزامى مى‏سازد. آنچه در عاشورا اتفاق افتاد و فرزند پیامبرمظلومانه به شهادت رسید، ثمره عمل نكردن امّت به تكلیف خویش و تنها گذاشتن امام بود.و این حادثه، ریشه در سقیفه و جریانات پس از رحلت رسول خدا(ص) دارد. این بینشسیاسى كه حادثه كربلا و ظلمى كه به اهل بیت شد، از سقیفه و شورا و عمل نكردن به سفارشپیامبر اكرم(ص) بود، و اگر آن روز چنان نمى‏شد، در سال 61 هجرى چنین نمى‏شد
[61]در آثارشاعران دیده مى‏شود.
نیّر تبریزى در ترسیم پیوند این دو حادثه مى‏گوید:
كانكه طرح بیعت شورا فكند خود همانجا طرح عاشورا فكند چرخ در یثرب رها كرد از كمان تیر كاندر نینوا شد بر نشان
مرحوم آیةالله كمپانى در اشعار عربى خود به وضوح این بینش سیاسى و تحلیل تاریخىرا تشریح مى‏كند؛ این مضمون كه: تیرى را كه حرمله رها كرد، حرمله نبود كه تیرانداخت،بلكه تیرانداز اصلى كسى بود كه زمینه ساز آن شد. تیرى از سوى سقیفه آمد كه كمانش دردست خلیفه بود، آن تیر نه بر گلوى آن كودك شیرخوار، بلكه بر جگر دین و بر دل رسول خدافرود آمد:
«سهمٌ أتى من جانب السقیفة...»
[63]
اگر پیمان مردم با «ولى» بود اگر پیوند با آل على بود نه فرمان نبى از یاد مى‏رفت نه رنج و زحمتش بر باد مى‏رفت نه خون دل نصیب مجتبى بود نه پرپر لاله‏ها در كربلا بود...
[64]
این نگرش مجموعه‏اى و تحلیل به هم پیوستگى حوادث تلخ كربلا و مظلومیّت اهلبیت، با آن رزّیه و نقطه انحراف و ظلم نخستین به خاندان عصمت، بسیارى از وقایع را روشنمى‏سازد و اگر بناست از «عبرت‏هاى عاشورا» پندى گرفته شود، با همین دید میسّر است. این،همان نكته‏اى است كه در «زیارت عاشورا» هم بر آن تأكید مكرّر شده و از نخستین كسى كه برآل پیغمبر ستم كرد و آخرین كسى كه از او پیروى نمود و هر كس كه به هر نحو و با هر وسیلهو امكانات مالى و سیاسى تبلیغاتى و زمینه سازى (والممهّدین لهم...) با نفرت و نفرین یادشده است. وقتى پیمان‏شكنى عهدى كه در غدیر بستند رخ داد، تیغ كشیدن به روى حجّتخدا در عاشورا پیامد آن خواهد بود.
على رضا قزوه مى‏سراید:
ابتداى كربلا مدینه نیست. ابتداى كربلا غدیر بود
ابرهاى خون فشان نینوا، اشكهاى حضرت امیر بود
نطفه خلافت ار چه بسته شد، در سقیفه بیعتى شكسته شد
امّت رسول، دسته دسته شد، او سكوت كرد، ناگزیر بود
بعد از آن فتوّت همیشه سبز، بركت از حجاز و از عراق رفت
هر چه دانه كاشتند سنگ شد، پشت هر كویر، صد كویر بود
بعد، مكّه و مدینه دام شد، كوفه صرف عیش و نوش شام شد
آفتاب سربلند سایه سوز، در حصار نیزه‏ها اسیر بود
[65]
اینها نمونه‏هایى از این نگرش در تسلسل و پیوست حوادث است و حادثه عاشورا را
سرشار از درس مى‏سازد.
شعار مردمىِ «ما اهل كوفه نیستیم، على تنها بماند» نیز جلوه‏اى از همین نگاهوشناخت‏است.

پی‌نوشت‌ها:

[38]. گلواژه، ج‏1، ص‏92.
[39]. همان، ص‏95.
[40]. همان، ص‏96.
[41]. مقتل الحسین، مقرّم، ص‏464.
[42]. چلچراغ اشك، ص‏162.
[43]. همان، ص‏167.
[44]. هفتاد و دو زخم كربلایى، ص‏46.
[45]. گل‏نغمه‏هاى عاشورایى، ص‏15.
[46]. فرهنگ عاشورا، ص‏217.
[47]. گلواژه، ج‏1، ص‏112.
[48]. همان، ص‏113.
[49]. همان، ص‏114.
[50]. نام شعر و مجموعه شعرى از نویسنده كه با الهام از همین نكته است.
[51]. از نویسنده، برگ و بار، ص‏131.
[52]. چلچراغ اشك، ص‏173.
[53]. از نویسنده، برگ و بار، ص‏98.
[54]. همان، ص‏100.
[55]. هفتاد و دو زخم كربلایى، ص‏35.
[56]. همان، ص‏100.
[57]. گل نغمه‏ها، ص‏55.
[58]. چهره‏هاى گلگون، ص‏49.
[59]. بهار آزادى، ص‏42.
[60]. همان، ص‏71.
[61]. در این زمینه ر.ك: «فرهنگ عاشورا»، ص‏289.
[62]. دیوانِ «آتشكده»، ص‏59.
[63]. الأنوار القدسیّه، ص‏99، فرهنگ عاشورا، ص‏291.
[64]. از نویسنده. برگ و بار، ص‏60.
[65]. هفتاد و دو زخم كربلایى، ص‏19

منبع: فصلنامه حکومت اسلامی شماره 27

اگر آدم دنیا رو هم داشته باشه ولی اخلاق نداشته باشه هیچ فایده ای نداره
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.