انجمن ها > انجمن مهدویت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
مهدویت (بازدید: 299)
جمعه 13/5/1391 - 0:1 -0 تشکر 489272
روایت کرده اند اردیبهشتی می رسد از راه...

 ما بی آنکه مختصات آن بهشت موعود را بدانیم و مدینه فاضله حضور تو را بشناسیم، تو را دوست می داشتیم و به تو عشق می ورزیدیم.

 
خبرگزاری فارس: روایت کرده اند اردیبهشتی می رسد از راه...

 

عصر امروز، راستش را به ما نگفتند یا لااقل همه راست را به ما نگفتند: تو که بیایی خون به پا می کنی، خون به راه می اندازی و از کشته پشته می سازی و ما را از ظهور تو ترساندند. درست مثل اینکه حادثه ای به شیرینی تولد را کتمان کنند و تنها از درد زادن بگویند.

ما از همان کودکی، تو را دوست داشته داشتیم. با همان فطرتمان به تو عشق می ورزیم و با همه وجودمان بی تاب آمدنت بودیم. عشق تو با سرشت ما عجین شده بود و آمدنت، طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود. اما ...اما کسی به ما نگفت که چه گلستانی می شود جهان، وقتی که تو بیایی. همه ،پیش از آنکه نگاه مهر گستر و دست های عاطفه تو را توصیف کنند، شمشیر تو را نشانمان دادند.

آری، برای اینکه گل ها و نهال ها رشد کنند، باید علف های هرز را وجین کرد و این جز با داسی برندده و سهمگین، ممکن نیست. آری، برای اینکه مظلومان تاریخ، نفسی به راحتی بکشند، باید پشت و پوزه ستمگران را به خاک مالید و نسلشان را از روی زمین برچید. آری، برای اینکه عدالت به کرسی بنشیند، هرچه سریر ستم آلوده سلطنت را باید واژگون کرد و به دست نابودی سپرد و اینها همه، همان معجزه ای است که تنها از دست تو بر می آید و تنها با دست تو محقق می شود.

اما مگر نه اینکه اینها همه مقدمه است برای رسیدن به بهشتی که تو بانی آنی. آن بهشت را برای کسی ما ترسیم نکرد. کسی به ما نگفت که آن ساحل امید که در پس این دریای خون نشسته است ، چگونه ساحلی است؟!

کسی به ما نگفت که وقتی توبیایی: پرندگان در آشیانه های خود جشن می گیرند و ماهیان دریاها شادمان می شوند و چشمه ساران می جوشند و زمین چندین برابر محصول خویش را عرضه می کند.(۱)

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی : دل های بندگان را آکنده از عبادت و اطاعت می کنی و عدالت بر همه جا دامن می گسترد و خدا به واسطه تو دروغ را ریشه کن می کند و خوی ستمگری و درندگی را محو می سازد و طوق ذلت بردگی را از گردن خلایق بر می دارد .(۲)

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی: ساکنان زمین و آسمان به تو عشق می ورزند، آسمان بارانش را فرو می فرستد، زمین، گیاهان خود را می رویاند... و زندگان آرزو می کنند که کاش مردگانشان زنده بودند و عدل و آرامش حقیقی را می دیدند و می دیدند که خداوند چگونه برکاتش را بر اهل زمینفرو می فرستد.(۳)

به ما نگفتند که وقتی توبیایی: همه امت به آغوش تو پناه می آورند همانند زنبوران عسل به ملکه خویش و تو عدالت را آنچنان که باید و شاید در پهنه جهان می گستری و خفته ای را بیدار نمی کنی و خونی را نمی ریزی.(۴)

به ما نگفته بودند که وقتی تو بیایی: رفاه و آسایشی می آید که نظیر آن پیش از این نیامده است.مال و ثروت آنچنان وفور می یابد که هرکه نزد تو بیاید فوق تصورش، دریافت می کند.(۵)

به ما نگفته بودند که وقتی تو بیایی: اموال را چون سیل، جاری می کنی و بخشش های کلان خویش را هرگز شماره نمی کنی.(۶)

به ما نگفتند که وقتی تو بیایی: هیچ کس فقیر نمی ماند و مردم برای صدقه دادن به دنبال نیازمند می گردد و پیدا نمی کنند . مال را به هرکه عرضه می کنند، می گوید بی نیازم .(۷)

ای محبوب ازلی و ای معشوق آسمانی!

ما بی آنکه مختصات آن بهشت موعود را بدانیم و مدینه فاضله حضور تو را بشناسیم، تو را دوست می داشتیم و به تو عشق می ورزیدیم. که عشق تو با سرشت ها عجین شده بود و آمدنت طبیعی ترین و شیرین ترین نیازمان بود. ظهور تو بی تردید بزرگترین جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خیر خواهد کرد.

کلک مشاطه صنعش نکشد نقش مراد

هرکه اقرار بدین حسن خداداد نکرد

پی نوشت ها:

۱. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم : فعند ذلک تفرح الطیور فی اوکارها و الحیتان فی بحارها و تفیض العیون و تنبت الارض ضعف اکلها: ینابیع الموده ، ج۲،ص۱۳۶.

۲. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: یفرج الله بالمهدی عن الامه، بما قلوب العباد عباده و یسمعهم عدله، به یمحق الله الکذب و یذهب الزمان الکذب و یذهب الزمان الکلب و یخرج ذل الرق من اعناقکم: بحارالانوار،ج۵۱، ص۷۵.

۳. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: یحبه ساکن الارض و ساکن السماء و ترسل السماء فطرها و تخرج الارض نباتها.لاتمسک منه شیئا،یعیش فیه سبع سنین او ثمانیا او تسعا.یتمنی الاحیاء الاموات لیرو العدل و الطمانینه و ما صنع الله باهل الارض من خیره: بحارالانوار، ج۵۱

۴. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: یاوی الی المهدی امته کمال تاوی النحل الی یعسوبها و یسیطر العدل حتی یکون الناس علی مثل امرهم الاول. لا یوقظ نائما و لا یهرق دما:منتخب الاثر، ص۴۷۸ .

۵. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: تنعم امتی فی دنیاه نعیما لم تنعم مثله قط . البر منهم و الفاجر و المال کدوس یاتیه الرجل فیحثوله:البیان، ص۱۷۳.

۶. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: یفیض المال فیضا و یحثو المال حثوا ولا یعده عدا:صحیح مسلم، ج۸، ص۱۸۵

۷. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم: یفیض فیهم المال حتی یهم الرجل بماله من یقبله منه حتی یتصدق فیقول الذی یعرضه علیه:لا ارب لی به:مسند احمد، ج۲، ص۵۳۰.

سروده‌هایی از شاعران انقلابی در وصف امام زمان(عج)؛

مهدی سیار

زمین از برگ، برگ از باد، باد از رود، رود از ماه

روایت کرده‌اند اردیبهشتی می‌رسد از راه

بهاری م‍ی‌رسد از راه و می‌گویند می‌روید

گل داوودی از هر سنگ، حسن یوسف از هر چاه

بگو چله‌نشینان زمستان را که برخیزند

به استقبال می‌آییمت ای عید از همین دی‌ ماه

به استقبال می‌آییمت آری دشت پشت دشت

چه باک از راه ناهموار و از یاران ناهمراه

به استهلال می‌آییمت ای عید از محرم‌ها

به روی بام‌ها هر شام با آیینه و با آه ...

سر بسمل شدن دارند این مرغان سرگردان

گلویی تر کنید ای تیغ‌های تشنه، بسم الله!

امید مهدی نژاد

ای آخرین ستاره به فردا! تو مانده‌ای

خورشید ناپدید شد، اما تو مانده‌ای

مُردند غازیان یمین و یسارمان

سردار خستۀ شبِ هیجا! تو مانده‌ای

السابقون مصادره شد، کاخ سبز شد

تنها تو، ای اباذر! تنها تو مانده‌ای

ما گم نمی‌شویم که سکان به دست توست

ای ناخدای ورطۀ دریا! تو مانده‌ای

ما هم جگر به گوشۀ دندان گرفته‌ایم

زیرا تو ـ ای شریفِ شکیبا! ـ تو مانده‌ای

پایین نگاه می‌کنم و جمله رفته‌اند

رو می‌کنم به جانب بالا: تو مانده‌ای

تعظیم می‌کنم به بلندای حضرتت

آری، برای عرض تولّا تو مانده‌ای

تنها تویی و ما به جماعت نشسته‌ایم

مشکور نیست سعی فرادا، تو مانده‌ای

ما مانده‌ایم و معرکه، ما مانده‌ایم و تیغ

الّا همین بهانه که: آقا! تو مانده‌ای

قیصر امین پور

ای حُسن یوسف دکمه ی پیراهن تو

دل می شکوفد گل به گل از دامن تو

جز در هوای تو مرا سیر و سفر نیست

گلگشت من دیدار سرو و سوسن تو

آغاز فروردین چشمت، مشهد من

شیراز من، اردیبهشت دامن تو

هر اصفهان ابرویت نصف جهانم

خرمای خوزستان من خندیدن تو

م جز برای تو، نمی خواهم خودم را

ای از همه من های من بهتر، من تو

هرچیز و هر کس رو به سویی در نمازند

ای چشم های من، نماز دیدن تو !

حیران و سرگردان چشمت تا ابد باد

منظومه ی دل بر مدار روشن تو...

ناصر فیض

روب خیره ماند بر دریچه های روبه رو

و جاده های بی سوار و بی غبار و های و هو !

مرا به آسمان ببر، ببر به اوج بی کسی

که بگذرم ز بودنم به حرمت نگاه او

ستاره ای نمانده در شب سیاه و تلخ من

به آفتاب اگر رسیدی از طلوع من بگو

بگو که من هنوز هم به یاد صبح زنده ام

نفس نفس کنار شب دویده ام به جستجو

شکست، پشت طاقتم دروغ صادقانه ای ست

نگاه کن به چشم من که دارد از تو رنگ و بو

همیشه آرزوی من تو بوده ای هنوز هم

تو برگ و بار میدهی به ریشه های آرزو

نشسته خیره مانده ام در امتداد مبهمی

و سایه ای رسیده تا دریچه های روبه رو

فاضل نظری

ناگهان آیینه حیران شد، گمان کردم تویی

ماه پشت ابر پنهان شد، گمان کردم تویی

ردپایی تازه از پشت صنوبرها گذشت ...

چشم آهوها هراسان شد، گمان کردم تویی

ای نسیم بی‌قرار روزهای عاشقی

هر کجا زلفی پریشان شد، گمان کردم تویی

سایه ی زلف کسی چون ابر بر دوزخ گذشت

آتشی دیگر گلستان شد، گمان کردم تویی

باد، پیراهن کشید از دست گل‌ها ناگهان

عطر نیلوفر فراوان شد، گمان کردم تویی

چون گلی در باغ، پیراهن دریدم در غمت

غنچه‌ای سر در گریبان شد، گمان کردم تویی

کشته‌ای در پای خود دیدی یقین کردی منم

سایه‌ای بر خاک مهمان شد، گمان کردم تویی

یوسف علی میرشکاک

بی حضورت بس که در پسکوچه های انزوا ماندم

عاقبت در زیر بار کوهی از اندوه، جا ماندم

بی صدا می خواستی دست و دل بی ادعایم را

دست و دل را برد با خود ناامیدی، بی صدا ماندم

بودنم شد سایه ی نابودی امن و امان، برگرد

بی تو بی ایمان شدم، بی قبله بودم، بی خدا ماندم

شادی روز و شبت، روز و شبم را غم به چنگ آورد

تا جدا ماندم از آن آیینه از خود هم، جدا ماندم

ای دل دیوانه، شاید او نمی داند چرا رفته است

کاش می پرسیدی از خود، من که می دانم چرا ماندم

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

جمعه 13/5/1391 - 0:0 - 0 تشکر 489271

آقا و مولای من تمـام طـول هـفـته را در انتظار جمعه‌ام، دوباره صبح ظهر و غروب شد نیامدی.

خبرگزاری فارس: بیا که بی‌تو زمین تنگ است و آسمان دلتنگ

چه جمعه‌ها که یک به یک غروب شد نیامدی، چه بغض‌ها که در گلو رسوب شد نیامدی، خـلـیـل آتـشـین سخن، تبــر به دوش بت‌شـکن منتظر آمدنت هستیم.

آقای جمعه‌های غریب‌، دیریست صدایت می‌زنم و می‌دانم که تو هم مرا صدا می‌زنی‌، دیریست که به عشق نگاهت روزهای هفته را یک به یک سپری می‌کنم و صبح جمعه به دیدارت می‌آیم‌، می‌دانم که تو هم مرا نگاه می‌کنی‌.

مولای من‌، روزگاریست عالمی  به انتظارت نشسته‌اند‌، به این امید که روزی تقویم‌هایشان روز آمدنت را ثبت کند.

می‌گویند جمعه می‌آیی‌ و صدای «اناالمهدیت» لرزه بر اندام کفر می‌اندازد‌؟ آقای من‌،متی ترانا و نراک؟

یک هفته گذشت‌، کوله بار درد دل‌های شبانه‌ هفته‌ام را به امید جمعه به دوش می‌کشم و می‌آیم‌، می‌دانم مرا می‌بینی‌.

یا بقیه‌الله‌، عادت کرده‌ام جمعه‌ها با تو سخن بگویم‌، با تو  سخن گفتن مرا چون پَر سبک می‌کند.

آقای من‌، منتقم خون خدا‌، ظلم در جهان بیداد می‌کند‌، دختران یتیم گرسنه سر بر بالین می‌گذارند‌، بیوه زنان زیر بار فقر می‌شکنند و جوانان آواره می‌شوند.

مولای من‌، وقت آن نیست که پرده‌ی غیبت را بشکافی‌؟ هنگامه‌ی آن فرا نرسیده که انتقام سیلی زهرا را بگیری؟

بیا که دل آسمانیم سخت دلتنگ آمدن توست‌، بیا که آسمانیان غریب مانده‌اند.

بیا که بی‌تو زمین تنگ است و آسمان دلتنگ...

ای کشتی نجات اگر نیایی آسمان دلمان گرفته می‌ماند و داغ عصرهای آدینه هر هفته بر دل‌هایمان سنگینی می‌کند.

ای مهربان‌ترین منجی موعود‌، اگر تو نیایی حیات بوی ماندن ندارد و زنده بودن بوی زندگی نمی‌دهد.

ای سبزترین بهار هستی‌، بازکردن گره مشکلاتمان فقط به دست توانای توست.

بیا تا کوچه پس کوچه‌های شهرمان را عدالت پر کند‌، بیا تا هر چه زودتر جهان ما آکنده به شمیم خوش حضورت گردد.

قاصدک خبر از چه داری‌؟ مولایم را ندیدی؟ نسیم‌‌، بوی معطرش را گرفته‌، گلِ من غنچه‌ی باغ نرگس است‌، گاهی مرا به میهمانی می‌خواند‌، با وجود او جمعه‌هایم رویائیست، شور و حالم وصف نشدنی است.

ای تنها پناه لحظه‌های تنهایی و بی‌پناهیم بیا‌، بیا که بی تو از روزنه شکیبائی‌، تمام عمر به راهت نگاه کردم‌، چه وقت می‌آیی‌؟ کجاست کشتی چشمت که لنگر اندازد شبی به ساحل این چشم‌های دریایی‌ام‌، لحظه لحظه‌ این روزهای یلدایی‌، دلم گواهی آن می‌دهد که می‌آیی!

و اما اکنون‌، ذکر تعجیل فرج رمز نجات بشر است‌ و ما بر‌آنیم که این ذکر جهانی شود.

«جهت تعجیل در فرج آقا امام زمان (عج) صلوات»

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

جمعه 13/5/1391 - 0:1 - 0 تشکر 489273

«آن‌ گاه که نشانه‌های پسر انسان در آسمان پدیدار شد پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوت و جلال می‌آید، اما از آن روز و ساعت هیچ‌ کس حتی ملائکه آسمان اطلاع ندارند، جز خداوند و بس، شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی که گمان نبرید پسر انسان می‌آید»

خبرگزاری فارس: ساعتی که گمان نمی‌برید

«هم‌چنان که برق از مشرق ساطع شد تا در مغرب ظاهر شود، ظهور پسر انسان نیز چنین خواهد شد، آن گاه نشانه پسر انسان در آسمان پدیدار شود و جمیع طوایف زمین سینه‌زنی کنند و پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوت و جلال می‌آید، آسمان و زمین زایل خواهد شد، اما سخن من هرگز زایل نخواهد شد، اما از آن روز و ساعت هیچ کس اطلاع ندارد، حتی ملائکه آسمان، جز پدر من و بس، شما نیز حاضر باشید، زیرا در ساعتی که گمان نبرید پسر انسان می‌آید»

این بشارتی بر ظهور امام زمان (عج) در یکی از انجیل‌های مسیحیان است که توسط یکی از برترین حواریون حضرت مسیح به نام «برنابا» از قول حضرت عیسی (ع) آمده است و در جا به جای آن «برنابا» از قول حضرت مسیح به آمدن پیامبری به نام محمد (ص) پس از خودش و بر ظهور منجی بشریت امام زمان (عج) بشارت داده است.

کلمه پسر انسان در انجیل‌ها مطابق نوشته محقق آمریکایی مستر هاکس 80 بار در انجیل و ملحقات آن تکرار شده که فقط 30 مورد آن با حضرت عیسی تطبیق می‌کند و 50 مورد دیگر از نجات دهنده‌ای سخن می‌گوید که در آخر زمان ظهور و عیسی مسیح (ع) نیز با او می‌آید و از ساعت و روز ظهور او جز خدا کسی اطلاع ندارد.

هم‌چنین با وجود اینکه این انجیل پیش از ظهور پیامبر اکرم (ص) نوشته شده است، در بخش‌های مختلف آن از زبان حضرت عیسی (ع) به آمدن پیامبر اسلام وعده داده شده است:

«به تحقیق همه پیامبران آمدند مگر رسول‌الله، آنکه زود است بعد از من بیاید زیرا که خدا این می‌خواهد تا که من مهیا سازم راه او را "

و همانند عقاید مسلمانان در انجیل «برنابا» بشارت ظهور نور حضرت محمد (ص) بر آدم پس از آفرینش وی نیز آمده است: « پس چون آدم برخواست بر قدم‌های خود، در هوا نوشته‌ای دید که مثل آفتاب می‌درخشید که نص آن " لااله الا الله و محمد رسول‌الله بود" »

پس آدم از خداوند می‌خواهد که معنای این کلمات را بر او روشن کند و خداوند جواب می‌دهد:

« اینکه تو دیدی جز این نیست که او پسر توست، آنکه زود است بیاید به جهان بعد از این و او زود است بشود فرستاده من، آنکه از برای او آفریدم همه چیزها را، آنکه چون بیاید زود است نور بخشد جهان را»

*‌تنها دو انجیل معروف مسیحیان از زبان حواریون است

مسیحیان چهار انجیل معروف دارند که تنها دو عدد از آنها مربوط به حواریون است و در این میان اهمیت انجیل برنابا از آن جهت است که برنابا نیز از جمله حواریونی است که سران کلیسا آنها را رسل گویند اما خواندن این انجیل در مقطعی از زمان به همراه چند کتاب دیگر از سوی پاپ ممنوع اعلام شد.

این نکته حائز اهمیت است که فردی به نام پولس رسول که از مخالفان سرسخت مسیح بود بعد از مدتی از مریدان عیسی شد و تعلیمات جدید را وارد دین مسیحیت کرد که مخالف تعالیم حواریون بود اما تعالیم او بر مبانی دیگر غلبه یافت و شهرت پیدا کرد.

آ‌ن‌چنان که در دایره‌المعارف فرانسه آمده است انجیل مرقس و یوحنا از ساخته‌های پولس است، پس این موضوع شگفت‌انگیز نیست که کلیسا انجیل برنابا را غیر قانونی یا غیر صحیح بداند.

در سال 325 میلادی، یاران و پیروان پولس فرمان سوزاندن انجیل‌های چهارگانه یونانی، از جمله تنها انجیلی را که به زبان آرامی (زبان حضرت مسیح(ع)) نوشته شده بود، صادر کردند.

در این زمان مجمع کلیسا نیز بر عقیده تثلیث که کاهن اسکندری اشکاسیوس، ابداع کرده بود، به عنوان مهم‌ترین باور آیین مسیحیت تکیه کرد و هم‌چنین زادروز مسیح (ع) را به 25 دسامبر تغییر داد تا با روز تولد الهه خورشید و میترا هماهنگ باشد.

در سال 366 میلادی، فرمانی از سوی پاپ دماسوس، درباره نخواندن کتاب انجیل برنابا صادر شد، مجلس کلیسا‌های غربی نیز در سال 382 میلادی و پاپ انوسنت در سال 465 و پاپ گلاسیوس اول در سال 492 میلادی، مطالعه برخی انجیل‌ها را تحریم کردند که انجیل برنابا جزو این انجیل‌ها بود.

انجیل برنابا تا سال 325 میلادی، در کلیساهای اسکندریه خوانده می‌شد اما در همین سال شورایی شکل گرفت و فرمان داده شد همه انجیل‌هایی که به زبان عبری‌اند، نابود شود.

مرگ، جزای کسانی بود که در خانه‌هایشان چنین انجیل‌هایی پیدا می‌شد، در حالی که اسناد نشان می‌دهد، در قرن اول و دوم میلادی، از این انجیل بسیار استفاده می‌شده است.

پاپ در سال 383 میلادی، نسخه‌ای از انجیل برنابا را در کتاب خانه شخصی خویش گذاشت که قرن‌ها آن جا ماند، تا این که فرامینو راهب ایتالیایی، در پایان قرن شانزدهم، به نسخه‌ای از آن در کتابخانه «پاپ استکوس پنجم» در واتیکان دست یافت ، آن را پنهان کرد و سرانجام با خواندن آن اسلام آورد، اما از این زمان دیگر نامی از این نسخه برده نشد.

پس از منع خواندن این انجیل به همراه برخی کتاب‌های دیگر توسط پاپ ژول گلاسیوس تا سال‌ها کسی ذکری از آن نشنیده بود تا اینکه در حدود 200 سال پیش در اروپا نسخه‌ای از آن را پیدا کردند و آن را چون گنج گران‌بهایی برشمردند.

نسخه‌ای که اکنون منتشر شده و ترجمه‌های آن در دست است، نسخه‌ای است که در سال 1709 میلادی «کریمر» یکی از مستشاران تزار روسیه آن را کشف کرد و در سال 1738 میلادی این نسخه به وین منتقل شد، این نسخه در 225 صفحه،‌ در دو جلد و به زبان ایتالیایی نوشته شده است و یک قرن پیش به عربی و سپس به زبان فارسی ترجمه شد.

*‌انجیل بارنابا به ظهور پیامبر اسلام با نام محمد (ص) اشاره کرده است

تفاوتی که انجیل بارنابا با انجیل‌های دیگر دارد این است که در حالی که برخلاف انجیل یوحنا نام پیامبر گرامی اسلام به شکل احمد در آنها آورده شده است، بارها نام ایشان با لفظ محمد (ص) بیان شده است و حضرت مسیح نیز آرزوی حضور در میان امت ایشان را به شکل دعا بر زبان جاری کرده است:

« دعا کرد و فرمود ای پروردگار خدای ما رحمت کن بر کسانی که به من عطا فرموده و ایشان را از جهان خلاصی ده چرا که ضرورت است که شهادت دهند بر کسانی که انجیل مرا تباه می‌کنند، ای پروردگار جواد و غنی کرامت کن به خادم خود که در میان امت پیغمبر تو باشد در روز جزا »

از طرفی در این انجیل حضرت مسیح بر آمدن امام زمان از نوادگان پیامبر خاتم در زمانی که دنیا پر از ظلم و جور است و در زمانی که هیچ کس گمان ندارد بشارت داده است و بر این موضوع تاکید کرده است که از این موضوع هیچ ‌کس به جز خداوند متعال آگاهی ندارد و این کاملا منطبق با روایات ماست که در آن بیان شده حتی امام زمان (عج) نیز از زمان ظهور خویش آگاهی ندارد و از این موضوع تنها خداوند آگاه است.

*‌ انجیل برنابا به عقاید مسلمانان نزدیک است

کارشناس و پژوهشگر ادیان الهی در گفت‌و‌گو با خبرنگار فارس در اصفهان درباره انجیل برنابا اظهار کرد: در این انجیل از حضرت محمد (ص) با نام اصلی ایشان یاد شده است و مفاهیم آن به عقاید مسلمان بسیار نزدیک است.

حبیب‌رضا ارزانی افزود: برنابا از حواریون 12 گانه است که مانند چهار نفر از دیگر یاران مسیح سرگذشت حضرت عیسی (ع) را نگاشته است.

وی با بیان اینکه مسیحیان چهار انجیل متی، لوقا، مرقس و یوحنا را قبول دارند، تصریح کرد: تنها دو عدد از این انجیل‌ها به نام‌های یوحنا و متی توسط حواریون نگاشته شده است اما دو نفر دیگر جزو حواریون محسوب نمی‌شوند.

رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم در اصفهان تاکید کرد: با توجه به اینکه برنابا از حواریون خاص حضرت مسیح بوده است به طور مسلم حرف‌های او از دو نفر دیگر به واقعیت نزدیک‌تر است اما نمی‌توان آن را به طور کامل متضمّن حقیقت دانست.

وی با بیان اینکه انجیل کتاب مقدس مسیحیان محسوب نمی‌شود، تاکید کرد: کتاب مقدس مسیحیان شامل عهد عتیق مشتمل بر 39 کتاب و عهد جدید مشتمل بر 27 کتاب است که چهار عدد از آنها انجیل را دربر می‌گیرد.

ارزانی ادامه داد: اناجیل چهارگانه به هم‌نوا و غیر هم‌نوا تقسیم می‌شوند که یوحنا غیر هم‌نوا محسوب شده و سه انجیل دیگر هم‌نوا هستند.

این کارشناس مذهبی با بیان اینکه انجیل‌های هم‌نوا به اعتقادات مسلمانان نزدیک‌‌تر است، اظهار کرد: با توجه به اینکه این اناجیل در زمان حضرت مسیح (ع) نگاشته نشده است و از 12 سال پس از معراج تا 60 سال بعد نوشته شده است و طبیعی است که در طول زمان تغییر یافته.

وی اضافه کرد: اناجیلی که به زمان پطرس جانشین مسیح نزدیک‌تر بوده به اعتقادات مسلمانان نزدیک‌تر است اما مواردی که فلسفه یونان را نیز با تعالیم مسیح آمیخته‌اند به اسلام نزدیک نیستند.

*‌ انتظار مفهومی مشترک در تمام جهان است

ارزانی با بیان اینکه انتظار مفهومی مشترک میان مردم دنیاست، تاکید کرد: فریاد مردم در تمام جهان از اوضاع خود برای رسیدن به فرجامی خوش است و این پایان زیبا در نقشه الهی ترسیم شده است و آمدن امام زمان (عج) که در ادیان و مکاتب و مختلف به شیوه‌های مختلف درباره آن سخن رفته است تحقق آمال تمام بشریت را شامل می‌شود و می‌توان گفت تمام مردم دنیا در زمینه منجی بشریت با هم هم‌نوا هستند.

*‌صحبت‌های آیت‌الله بهجت درباره انجیل برنابا

در نقلی که از مرحوم آیت‌الله بهجت در مقدمه ترجمه انجیل برنابا آمده است: انجیل برنابا با اناجیل اربعه مخالف است، جهات عجیبه و شواهد صدقی در آن است که خدا می‌داند چقدر به اسلام نزدیک است، بله دو سه جایی یادم می‌آید که این (کتاب) با اسلام مخالفت دارد، فقط چیزی که هست این است که این دو سه جا هم داخل در انجیل برنابا شده است، اما مخالفت‌های صریحی با دیگر اناجیل دارد که سبب شده بگویند این انجیل مجعول است.

با آنکه هر کسی که این انجیل را ببیند یقین پیدا می‌کند که (قسمت) زیادش همان بیانات خود حضرت عیسی (ع) است، اگر چه الفاظ آن شبیه قرآن نیست، نه در معانی و نه در الفاظ اما خیلی شبیه به روایات عالی ما است.

من انجیل برنابا را به زبان گرجی دیده‌ام که روی پارچه بوده و جلدش هم چرم نبود بلکه تخته (چوب) بود.

آقای مرعشی‌نجفی آن را به آقا طباطبایی داد و گفت این چند سال قدمت دارد؟ آقا طباطبایی گفت: حدس می‌زنم پانصد سال! که الآن هم پنجاه سال از آن تاریخ می‌گذرد، آقا مرعشی گفت: این را نگه داشته‌ایم تا اگر کسی را یافتیم که به زبان گرجی وارد بود آن را به فارسی یا عربی ترجمه کند، که هر چه قدیمی‌تر باشد به صحت و درستی نزدیک‌تر است.»

*‌ آیا انجیل برنابا مربوط به مسلمان است؟

در انجیل برنابا فصلی نیز بر شفاعت پیامبر گرامی اسلام در روز جزا اختصاص یافته است و شباهت‌هایی که در این موارد با عقاید مسلمانان دارد سبب شده است که برخی مسیحیان این کتاب را انجیل مسلمانان بنامند و آن را انکار کنند.

در این کتاب الوهیت عیسى و پسر خدا بودن او انکار شده و در آن مطابق با روایات قرآن آمده است که ابراهیم خلیل، اسماعیل را به قصد قربانى به قربانگاه می‌برد و نه اسحاق را.

هم‌چنین در این انجیل به صراحت از حضرت محمد (ص) به عنوان مسیح موعود یاد شده و این موضوع نیز نقل شده است که عیسى کشته نشد، بلکه یهودى اسخریوطى کشته شد.

در این‌باره باید یادآوری کنیم که برای مسلمانان شباهت‌های این انجیل با قرآن و عقاید مسلمانان امری طبیعی است چرا که مسیح را پیامبر خداوند و سخنان پیامبران را در یک راستا می‌دانند اما از سویی در این انجیل مطالبی یافت می‌شود که کاملاً مخالف با نص صحیح قرآن و دین اسلام است و بدین جهت این کتاب نمی‌‌تواند توسط مسلمانان نگاشته شده باشد که به تعدادی در زیر اشاره می‌شود:

1) در فصل سوم این انجیل و در قسمت دهم وارد شده است که حضرت مریم مسیح را بدون درد و الم به دنیا آورد و این مخالف قرآن مجید است که در سوره مریم می‌فرماید مریم از درد زایمان به خارج شهر رفت و به درخت نخلی پناه برد.

2) در فصل سی و نهم وارد شده حضرت آدم و حوا از خوردن گندم و سیب نهی شدند و این موضوع نیز مخالف نص صریح قرآن مجید است که می‌فرماید آدم و حوا از نزدیک شدن به یک درخت منع شدند و آن درخت مشخص نشده است.

3) در فصل سی و پنجم از قسمت ششم تا چهاردهم وارد شده است که خدای ‌تعالی فرشتگان را امر به سجده بر آدم کرد در حالی که توده‌ای خاک بیش نبود فرشتگان به جز شیطان بر او سجده کردند، اما نص صریح قرآن این‌چنین است که وقتی او را ساختم از روح خود در او دمیدم و سپس فرشتگان بر او سجده کردند.

و از این موارد در این کتاب فراوان است که با نص صریح قرآن مخالف است.

*‌کشف نسخه جدید از انجیل برنابا

پس از کشف نسخه‌ای از انجیل در قرن شانزدهم میلادی در ایتالیا آخرین گزارش‌ها از وجود انجیل برنابا، مربوط به نسخه‌ای می‌شد که در سال 383 میلادی در کتابخانه شخصی پاپ دیده شده بود.

در طول سالیان متمادی پس از کشف نسخه ایتالیایی انجیل برنابا، کلیساهای مسیحی با این استدلال که این انجیل قدمت چندانی ندارد آن را به جعلی بودن متهم می‌کردند اما کشف نسخه جدید انجیل برنابا در ترکیه که به قرن پنجم یا ششم میلادی مربوط می‌شود همه این محاسبات را به هم خواهد ریخت و خود می‌تواند به یک موج بزرگ مذهبی در جهان تبدیل شود چرا که قبول این انجیل به عنوان یک روایت موثق تمام ادعاهای مسیحیت پولوسی را که طی سالیان دراز بر جهان مسیحیت حاکم بوده در محل تردید خواهد نشاند.

از این تأثیر مهم‌تر، مربوط به اشاراتی می‌شود که این انجیل به ظهور پیامبر خاتم (ص) دارد و خود به نوعی تأیید دین اسلام محسوب می‌شود و این خود در شرایط موجود می‌تواند بسیاری از معادلات قدرت در جهان را به هم ریخته و جهان مسیحیت را به یک‌باره دچار تشنج و تحول سازد، همین تأثیرات است که کشف انجیل برنابا در ترکیه را آن هم با این قدمت از درجه اهمیت بالایی از تأثیرگذاری بر تحولات سیاسی و اعتقادی خواهد رساند و البته لابی‌های صهیونیستی و قدرت‌های جهان از این تأثیرات آگاه هستند و سعی در محو کردن این انجیل از بازار کتاب جهانی کردند.

*‌ کمرهای خود را برای ظهور منجی بربندید

کمرهای خود را بسته، چراغ‌های خود را افروخته بدارید و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می‌کشند که چه وقت از عروسی مراجعت کند تا هر وقت آید و در را بکوبد، بی‌درنگ در را برای او باز کنند، خوشا به حال غلامان که آقای ایشان چون آید، ایشان را بیدار یابد، پس شما نیز مستعد باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمی‌برید، پسر انسان می‌آید.

«نقل از انجیل برنابا»

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

يکشنبه 15/5/1391 - 21:18 - 0 تشکر 493093

پرسش: منظور از مهدویت چیست؟

پاسخ: برای پاسخ لازم است در آغاز این واژه را از نظر لغوی مدنظر قرار دهیم و سپس ببینیم منظور از این کلمه یا به عبارت دیگر اصطلاح مهدویت چیست.

الف) تعریف مهدویت در لغت

مهدویت از نظر لغوی یا مصدر جعلی است و یا صفتی منسوب از مهدی است. یعنی؛ مهدویت، که یک کلمه عربی است و از واژه مهدی گرفته شده است؛ دو گونه استعمال می شود. یکی به صورت مصدر جعلی است با این توضیح این که هر وصفی که «یای» مشدد و «تا» (یّت) به آن اضافه شود، تبدیل به مصدر می شود مثل عالمیّت، حاکمیّت. مهدویت هم همان کلمه مهدی است که یای مشدد و تا به آن اضافه شده است و به صورت مصدر جعلی به کار می رود. یعنی مهدوی بودن.
کاربرد دیگر مهدویت به صورت نسبت و صفت منسوب است. در این حالت، «ی» آخر آن، مصدری نیست بلکه «یا»ی نسبت است و «ت» هم، تای تأنیث است که به صورت وصفی برای موصوف محذوف به کار می رود یعنی طریقه مهدویه یا نسبت مهدویه. بنابراین صفاتی نظیر حسنه، سیئه و خطیئه، صفاتی است که موصوفش محذوف یا فراموش شده است.

ب) مهدویت در اصطلاح

چنانکه گفتیم مهدویت دارای دو ساختار و دو نوع کاربرد است. اما اولین کاربرد (یعنی مهدی بودن) مطرح و ملحوظ نیست، آنچه معمولاً مطرح است، همان صفت نسبی است. یعنی؛ روش، مذهب، رفتار، فکر و عقیده ای که به مهدی انتساب داشته باشد. می توان گفت، این «ی» تقریباً معادل ایسمی است که در زبان های اروپایی به کار می رود. به انگلیسی نوشته می شود «Mahdism» یا «مهدیسم».
نکته دیگر این که برای انتساب، کمترین نسبت کافی است.وقتی می گوییم مهدویت طریقه ای منسوب به حضرت مهدی یا فکر و عقیده ای منسوب به ایشان است، ممکن است این انتساب از این جهت باشد که اصلاً محور آن فکر و شخص مهدی است که اعتقاد به او می شود مهدویت.
پس مهدویت یعنی معتقد بودن به وجود مهدی، گاهی نسبت، بیش از این حیثیت لحاظ می شود یعنی رفتار هم رفتار مهدی پسند باشد یا رفتاری باشد که از او اخذ و الهام گرفته شده باشد. بدین ترتیب فکر، طریقه و یا رفتاری که انتساب به حضرت مهدی داشته باشد را مهدویت یا مهدیسم یا مهدوی می گوییم.
البته منظور ما مهدی مشخص و مهدی خاصی است؛ یعنی حضرت مهدی محمد بن الحسن العسکری که در سحرگاه نیمه شعبان سال 255 هجری برابر با 869 میلادی در سامرا به دنیا آمد، او نهمین نسل از سبط کوچک پیامبر - حسین بن علی - بود. در پنج سالگی به امامت رسید و دارای دو غیبت کوتاه مدت و بلند مدت است. غیبت کوتاه او سال 329 پایان یافت و غیبت بلند مدت او از آن سال آغاز شده و هنوز ادامه دارد. (1) او همان است که با آمدن و ظهور خویش جهان را پر از عدل و داد می کند. بنابراین آنچه به ایشان انتساب دارد، مهدویت می شود.
برخی از اندیشمندان غربی نیز نگاه مسیحاباوری و موعودگرایی را نزدیک همین معنا گفته اند، مثلاً دایره المعارف دین در این باره می گوید: «اصطلاح مسیحا باوری بر نهضت، یا نظامی از عقاید و نظرات دلالت می کند که محور آن انتظار ظهور یک مسیح (برگرفته از واژه عبری مشیاح (mashiah)، یعنی "خود تدهین شده") است.» (2)

پی نوشت:

1. شیخ مفید، ارشاد، ص 346؛ شیخ کلینی، الکافی، ج 1، ص 514؛ شیخ طوسی، الغیبه، صص 143- 141.
2. دایره المعارف دین، ویراسته میرچا الیاده، ج 9 صص 469 تا 481، مدخل Messianism، چاپ شرکت انتشاراتی مک میلان نیویورک آمریکا در سال 1987، این مقاله توسط آقای بهروز جندقی برای فصلنامه انتظار، ش 6 و 7 ترجمه شده است.

منبع: پاسدار اسلام، شماره 349

اگر آدم دنیا رو هم داشته باشه ولی اخلاق نداشته باشه هیچ فایده ای نداره
يکشنبه 15/5/1391 - 21:21 - 0 تشکر 493106


اشاره: غرب در طول قرون متمادی به اشکال و روش های مختلفی به دشمنی و خصومت با موضوع مهدویّت و امام عصر (ع) پرداخته است. گاه این دشمنی ها در عرصه ی رسانه ها بوده و گاه در لا به لای نوشته ها. دایرةالمعارف ها مجموعه هایی هستند که مخاطب خود را در کوتاه ترین مدّت با موضوعات بسیاری آشنا می سازند و از همین رو محل مراجعه ی افرای قرار می گیرند که می خواهند به طور اجمالی با برخی از موضوعات آشنا شوند. بریتانیکا یکی از چندین دایرةالمعارفی است که در این سال ها با قلم جمعی از نویسنگان منتشر شده است. در این اثر ذیل دو مدخل به موضوع مهدویّت پرداخته شده که در مقاله ی پیش رو به تحریف های آن پاسخ داده شده است. لازم به ذکر است این مقاله در نخستین جشنواره ی برترین های مهدویّت (ویژه ی مطبوعات) در سال 1381 از جمله آثار برگزیده شناخته شد.
دایرة المعارف بریتانیکا در سال 1996 میلادی به شکل لوح فشرده منتشر و در دسترس علاقه مندان آن قرار گرفت. دایرة المعارف بریتانیکا علاوه بر داشتن مقالاتی در زمینه ی علوم تجربی، دارای مقالاتی در زمینه ی علوم انسانی و علوم مذهبی نیز می باشد. تهیه کنندگان این دایرة المعارف در مورد معرفی امام زمان (ع) مقالاتی را ارائه داده اند. بررسی این مقالات نشان می دهد که نویسندگان آن ها اطلاع چندانی از موضوع مهدویّت در اسلام نداشته اند و در بسیاری از موارد، اطلاعات غلط و تحریف شده ای درباره ی ولی عصر (ع) به استفاده کنندگان از این دایرة المعارف ارائه داده اند؛ آنگونه که هر چند انسان خوش بین باشد، نمی تواند برخی از نادرستی ها را در این مقاله نادیده انگارد و جای این پرسش باقی می ماند که چرا نویسندگان دایرة المعارف، در این زمینه به منابع و مآخذ معتبر و مستند شیعی و سنّی مراجعه نکرده اند. در حالی که عالمان و پژوهندگان شیعه از صدر اسلام تا به امروز کتاب های ارزشمندی در موضوع مهدویّت تدوین نموده اند، و مقاله نویسان بریتانیکا می توانستند به راحتی با حوزه های علمی تشیع و مراکز تحقیقاتی در ایران یا سایر نقاط جهان تماس برقرار نمایند و از آثار اصیل و منابع معتبر تشیع و تسنن بهره ببرند، و اطلاعات کاملی نسبت به امر مهدویّت به دست آورند.
این مورد و دیگر موارد از این دست، نشانگر آن است که نه تنها بسیاری از مستشرقان و اسلام شناسان غربی، بلکه مراکز مهم تحقیقی غرب نیز، در بررسی عقاید آئین تشیع و مکتب اهل بیت (ع) در پی آن نبوده اند که آنچه را می نویسند، مستند به مراجع دست اوّل و مآخذ معتبر شیعه و سنی باشد. از این رو یک دانش پژوه و محقّق مسلمان ، برای دریافت معارف دینی و حتی تاریخی خود، نمی تواند به آثار تحقیقی و تجزیه و تحلیل غربیان، به چشم وثاقت و اطمینان بنگرد و به آن ها مراجعه نماید، تا چه رسد که آن ها را مبنای نگرش و تحقیق خود قرار دهد. در این نوشتار ، به نقد دو مقاله تحت عناوین: «آخر الزمان در مذاهب اسلام و زرتشت» و «مهدی»، از دایرة المعارف بریتانیکا پرداخته شده است. در این جا به یادبود، چکیده ای از بخش اوّل مقاله ی یاد شده آمده و خوانندگان گرامی برای مطالعه ی بیشتر می توانند به لوح فشرده ی ماهنامه ی موعود و اصل مقالات مراجعه کنند. ذکر این نکته ضروری است که پاسخ تمامی شبهات و اتهامات وارده در دو مقاله ی مذکور و دیگر موارد، در سخنان معصومین (ع) و آثار بزرگان و علمای تشیع و حتی برخی از علمای اهل سنت با بهترین شکل، موجود بوده و با مراجعه به آن ها جای هیچ گونه تردید و ابهامی باقی نمی ماند. بنابراین در این مقاله صرفاً به جمع آوری و نقل پاره ای از این پاسخ ها اقدام شده است. امید آنکه این تلاش ناچیز، در کنار خدمات ارزشمند مرزداران عالم تشیع مورد لطف و عنایت حضرت بقیة الله الاعظم، ارواحنا فداه، قرار گیرد.

پاسخ به شبهات

نویسندگان مقالات مزبور معتقدند: «اسلام دینی نیست که در آن ظهور منجی انتظار برود و جایی برای مسیح نجات بخش در آن وجود ندارد».
برای پاسخ می گوییم: اسلام دینی است که اساس تعلیمات خود را بر تذکرات فطری پایه گذاری کرده، از فطرت انسان ها به عنوان گنجینه ی عظیمی از ودیعه های الهی بهره برده و آن را پشتوانه ی اصول معارفی و تربیتی خود قرار داده است. یکی از اصول غیر قابل انکار فطری که همواره در طول تاریخ بشری توسط ادیان و مذاهب تکرار شده ، موضوع فرا رسیدن روز موعودی است که عموم رسالت های آسمانی با همه ی ابعادشان اجرا شوند و پس از رنج های طولانی و نگرانی های جان فرسا، انسانیت مسیری مطمئن و قرار گاهی مجهز برای تلاش های آرمانی خود بیاید. شهید صدر در این زمینه می گوید: «انتظار آینده ای این چنین، تنها در درون کسانی که با پذیرش ادیان، جهان غیب را پذیرفته اند راه نیافته، بلکه به دیگران نیز سرایت کرده است. تا آنجایی ک می توان انعکاس چنین باوری را در مکتب هایی که جهت گیری اعتقادی شان، با سرسختی، وجود غیب و موجودات غیبی را نفی می کند، مشاهده کرد. برای مثال، در ماتریالیسم دیالکتیک که تاریخ را بر اساس تضاد ها تفسیر می کند نیز روزی مطرح است که تمامی تضاد ها از میان می رود و ساز و آشتی حکم فرما می گردد.
بدین سان می بینیم که تجربه ی درونی که بشریت در طول تاریخ در مورد این احساس داشته، در میان دیگر تجربه های روحی، ازگستردگی و عمومیت بیشتری برخوردار گردیده است.
دین اسلام نیز در عین حال که به این احساس روحی همگانی، استواری می بخشد؛ با تأکید بر این عقیده که زمین همان گونه که از ظلم و بیداد پر شود؛ از عدالت و داد گردی آکنده خواهد گشت، به این احساس، ارزش عینی بخشیده و جهت فکری باورمندان به این اعتقاد را، به سوی ایمانی به آینده ی روشن، متوجه می سازد. نگاهی به ادبیات مذهبی در ادیان الهی و حتی آیین های بشری نشان دهند ی اعتقاد دیرینه ی انسان ها به روز موعود است که در آن عدالت به دست مصلحی جهانی، در سر تا سر آفاق گسترده می شود. تکرار اصل ظهور یک منجی و نیاز به آن، دلیلی بر فطری بودن این احساس است.
اعتقاد به ظهور یک منجی موعود، نه فقط در دین مسیحیت بلکه در دیگر ادیان الهی یا حتی آئین های بشری مورد بحث و تأکید قرار گرفته است. به عبارت دیگر این امر یک اعتقاد فطری است که در طول تاریخ بشری توسط سفیران الهی پیوسته تذکر داده شده است. امّا ویژگی اسلام به عنوان آخرین دین الهی در این است ک جزئیات این امر را نیز مورد بحث قرار می دهد و ریشه های فطری بودن عقیده به مهدویّت را نیز بیان می کند.
محمد بن یعقوب کلینی (م 328ق.) در «کافی» به اسناد خودش از حمران بن اعین، از ابوحمزه از امام باقر (ع) نقل می کند که فرمود: «خداوند از پیامبران میثاق و پیمان گرفت و فرمود: آیا من پرودرگار (مالک) شما نیستم؟ گفتند آری، سپس فرمود: «و اینکه این محمد (ص) رسول من است و علی (ع) امیرالمؤنین و جانشینان بعد از ولیّ امر من و(اولی به تصرف) و خزانه داران علم من هستند و همانا به وسیله ی مهدی (ع) دین خود را یاری می کنم و دولت خود را توسط او نمایان می سازم، و با او از دشمنانم انتقام می گیرم به وسیله ی او با گردن نهادن یا اکراه، پرستیده می شوم. گفتند ای پروردگار ما، اقرار کردیم و گواه هستیم».
این روایت نشان می دهد در عوالم قبل از این عالم، هنگامی که خداوند میثاق توحید را از پیامبران اخذ می کرد، میثاق ولایت چهارده معصوم را نیز از آن ها اخذ کرد. این اخذ میثاق در روایت های متعدّدی در مورد تمام انسان ها وارد شده است.
نویسنده ی مقالات بریتانیکا در مورد مهدی (ع) ادّعا کرده است که عقیده به مهدی در دروه های اغتشاش و عدم امنیت مذهبی و تحولات سیاسی اوایل اسلام (قرن های هفتم و هشتم میلادی) رواج یافته است.
با توجه به آنچه در مورد فطری بودن اعتقاد به ظهور منجی گفته شد، رواج اعتقاد به مهدی، در دوره های اغتشاش و عدم امنیت مذهبی و سیاسی، نه تنها تردیدی در اصل مهدویِت ایجاد نمی کند بلکه تاکید دیگری بر فطری بودن آن است، زیرا امور فطری هنگامی ظهور و بروز پیدا می کنند که انسان با مشکلات و مصائب شدیدی رو به رو می گردد. در آن هنگام که کشتی آسیب دیده در دل دریایی طوفانی دچار امواج می شود مسافران کشتی هر لحظه خود را در ورطه ی غرق شدن می بینند، بر اساس فطرت، ناخودآگاه متوسل به یک نجات دهنده می شوند که می تواند آن ها را نجات دهد و شروع به دعا برای نجات خود می نمایند. در صحنه ی اجتماعی نیز هرگاه امنیت و عدالت در جامعه دستخوش آسیب گردد همان یادآوری فطری باعث می شود افراد جامعه به وجود منجی که می تواند امنیت و عدالت را برقرار کند، متوسل گردند و انتظار ظهور چنین شخصی را دل بپرورانند.
البته در چنین مواقعی همواره افرادی وجود دارند که بنابر دلایل مختلف مانند حس جاه طلبی، دخالت بیگانگان یا حتی انگیزه ی اصلاح اجتماعی، خود را به نام همان منجی موعود می نامند، و مقام وی را مدّعی می شوند. در حقیقت هنگامی کالای تقلبی رواج پیدا می کند که نوع اصیل آن نیز وجود داشته باشد. و اگر طلایی وجود نداشت کسی نیز به عرضه ی طلای تقلبی اقدام نمی کرد. بدیهی است که از نظر شیعیان تمامی ادعا کنندگان در مقالات بریتانیکا غیر واقعی و دروغین می باشند، زیرا همگی آن ها علاوه بر نداشتن علایم امامت، نتوانستند به صورت جهانی به گسترش عدالت اقدام نمایند.
نویسنده ی مقاله ی بریتانیکا مدّعی است که قرآن کتاب مقدّس اسلامی اشاره ای به او یعنی مهدی (ع) ندارد و به هیچ حدیث قابل اعتمادی، یعنی گفته ی منسوب به محمد (ص) نیز در مورد مهدی نمی توان اشاره کرد!!
مراجعه به برخی آیات قرآب بطلان این ادّعا را نشان می دهد، که از جمله می توان به آیات ذیل توجه نمود: به صراحت این آیات دین اسلام به رغم خواسته ی کافران و مشرکان باید بر تمام ادیان جهان چیره شود و این هدف و اراده ی خدای متعال است. باید از مدّعیان پرسید آیا تاکنون چنین اتفاقی در جهان افتاده است؟ و اسلام بر همه ی ادیان غالب و چیره گشته یا هنوز باید برای تحقق این فرموده ی خدای متعال در انتظار بود و چشم به راه آن کس که رسول خدا (ص) به وی بشارت داده، که این کار به دست توانای او انجام خواهد شد.
انسان در شگفت می شود که چگونه حقایق نادیده انگاشته شده و افرادی که گویا از همان مصادیق بارز مخالفان در آیات فوق هستند به کتمان یکی از برجسته ترین و بارز ترین عقاید اسلامی که توسط رسول خدا بیان شد، پرداخته اند. روایات منقول از رسول خدا (ص) در امر قیام مهدی (ع) از منابع سنی و شیعی افزون بر صد ها حدیث است که در صد ها کتاب و اثر آمده است.
قیام حجّت حق در آخر الزمان تا آنجا قطعی است که اهل سنّت از رسول خدا (ص) نقل کرده اند که فرمود: «هر کس قیام مهدی را انکار کند همانا بر آنچه بر محمد نازل شد، کفر ورزیده است».
روایات انبوهی که بسیاری از آن ها فوق حد تواتراند از طریق اهل سنت در قیام مهدی (ع) از سوی رسول خدا (ص) نقل شده که از آن جمله است: «اگر از عمر جهان جز یک روز باقی نمانده باشد خداوند بزرگ آن روز را طولانی خواهد کرد تا اینکه برانگیزد در آن روز مردی را ازفرزندانم که نام او نام من است».
«مهدی حق است و از فرزندان فاطمه (س) است».
در مجلدات اوّل و دوم از دوره ی پنج جلدی «معجم احادیث الامام المهدی» بیش از پانصد و چهل حدیث به نقل از رسول خدا (ص) آمده است که بیشتر آن ها از طریق اهل سنت روایت شده است. منابع و مآخذ این دو مجلد 408کتاب و رساله می باشد که حدود بیست اثر از آن ها از شیعه و همگی مآخذ دیگر اهل سنت است. در این آثار انبوه ویژگی های فراوانی از مهدی (ع) و قیام و نهضت جهانی او ترسیم شده است.
نکته ی مهم تر آنکه امر قیام مهدی در آخر الزمان تا آن پایه قطعی بوده که اهل سنت آثار مستقل در موضوع مهدی و قیام او نگاشته اند. از جمله در خلال «کتاب نامه ی امام مهدی (ع)» نوشته ی علی اکبر مهدی پور که بیش از دو هزار اثر تألیف شده در باب مهدویّت را معرفی نموده، هفتاد نوشته مستقل از اهل سنت نیز شناسانده شده است. همچنین مؤلف این اثر، در مقدمه ی خود می نویسد: «هم اکنون بیش از یک صد جلد کتاب مستقل، از علمای اهل سنت در دست داریم که پیرامون آن موعود جهانی، نگارش یافته است».
منبع:ماهنامه ی موعود شماره ی 100

اگر آدم دنیا رو هم داشته باشه ولی اخلاق نداشته باشه هیچ فایده ای نداره
چهارشنبه 1/6/1391 - 11:40 - 0 تشکر 523142

منبع:ماهنامه موعود

آنجا كه در روایات مورد توجه بوده و به كرّات به آن اشاره شده است سیره و روش آن حضرت پس از امر ظهور است. عدالت را می‌توان شاخصة اصلی منش حكومتی حضرت مهدی(ع) دانست، در حقیقت امر ظهور ملازم با عدالت‌گستری در جهان است كه به دست آن حضرت اِعمال می‌شود. پیامبر اكرم(ص) در حدیثی می‌فرمایند:1
اگر از دنیا جز یك روز باقی نماند، خداوند آن روز را طولانی می‌كند تا مردی از فرزندان من ظهور كرده و زمین را آكنده از عدل و داد نماید همان‌گونه كه از ظلم و ستم پر شده است.2
این مطلب در روایات متعدّدی بیان شده است. ابوسعید خدری از رسول الله(ص) نقل می‌كند كه آن حضرت فرمودند:
امت (حضرت مهدی(ع)) به او پناه می‌برند همان گونه كه زنبوران عسل به ملكه خود پناه می‌برند، او زمین را پر از عدل می‌كند همان‌گونه كه از ستم پر شده است، تا اینكه مردم به مانند حالت اولشان (زمان رسول خدا(ص) یا زمان حضرت آدم)3 باشند. خوابیده‌ای را بیدار نمی‌كند و خونی را نمی‌ریزد.4
امیرالمؤمنان حضرت علی(ع) در مورد سیره و روش آن حضرت پس از امر ظهور می‌فرمایند:
زمانی كه مردم هدایت را با هواهای نفسانی خود تطبیق می‌كنند، آن حضرت هوا را با هدایت تطبیق كرده و هدایت را بر آن ترجیح می‌دهند و آرا و نظریات را با قرآن می‌سنجد این در حالی است كه مردم، قرآن را بر طبق نظریات خود معنا می‌كنند... تا آنجا كه جنگ‌هائی مانند شتر وحشی برپا شده كه دندان‌هایش را نشان داده و پستان‌هایشان از شیر پر شده و شیرش نیز شیرین می‌باشد اما نتیجه آن بد خواهد بود. بدانید كه فردائی خواهد آمد با چیزهائی كه نمی‌شناسید. آنگاه والی، عمال و كارگزاران بد و خائن را به خاطر كارهای بدشان مؤاخذه می‌نماید.
آن زمانی است كه زمین پاره‌های جگرش را (گنج‌های خود را) برای حضرت نمایان ساخته و آرام و بدون زحمت افسار و اختیار خود را به او می‌سپارد، آنگاه حضرت سیره و روش عدالت را به شما نشان داده و كتاب و سنتی را كه مرده است، زنده می‌نماید.5
پیامبر اكرم(ص) نیز در روایاتی منش و رفتار آن حضرت را پس از ظهور بیان كرده‌اند كه در اینجا به برخی از آن‌ها اشاره می‌كنیم:

1. بذل و بخشش فراوان

پیامبر اكرم(ص) می‌فرمایند:
در آخرالزمان ـ در مدت طولانی و سختی و تنگدستی ـ امامی وجود دارد كه به مردم بذل و بخشش می‌نماید، شخصی پیش او می‌رود و او با دو دست خویش مال را جمع نموده و به او می‌دهد، در آن زمان آن قدر مال و خیر به مردم می‌رسد كه همّ و غم شخص این است كه در میان فامیلیش كسی را بیابد كه صدقه مالش را از او قبول نماید.

2. بخشش بدون شمارش

آن حضرت در این زمینه می‌فرمایند: مژده باد شما را به ظهور و برانگیخته شدن مهدی (عج) در امت من، در حالی كه اختلافات، تمام مردم را در بر گرفته و فاصلة طبقاتی زیاد گشته است، آنگاه حضرتش زمین را از عدل و داد پر می‌كند، همان گونه كه از جور و ستم پر شده بود، ساكنان آسمان و زمین از او راضی و خشنود بوده، اموال را به طور مساوی بین مردم تقسیم می‌نمایند،... خداوند دل‌های امت محمّد(ص) را غنی و بی‌نیاز گردانیده و عدل آن حضرت را گسترش داده تا جایی كه دستور می‌دهد منادی فریاد زند و بگوید: چه كسی نیاز به مال دارد؟ كسی از مردم به جز یك نفر پاسخ نمی‌دهد، به او گفته می‌شود برو پیش خزانه‌دار و به او بگو كه مهدی(ع) دستور داده كه به من مال عطا كنی، خزانه‌دار به او می‌گوید: آن چه می‌خواهی بدون شمارش برگیر و ببر، تا آن اموال در اختیار او قرار می‌گیرد پشیمان می‌شود و می‌گوید من حریص‌ترین و طمع‌كارترین فرد امت حضرت محمّد(ص) بودم... آن مرد اموال را برمی‌گرداند اما از او نمی‌پذیرند و به او گفته می‌شود: و به او گفته می‌‌شود: ما آنچه را كه دادیم پس نمی‌گیریم. وضع به همین صورت هفت سال یا هشت سال یا نه سال می‌ماند و دیگر بعد از آن خبری در زندگانی نیست، یا این كه پس از آن خیری در زنده بودن نیست.7
پس از ظهور، آن قدر نعمت‌ها فزونی می‌یابد كه زنده‌ها آرزو می‌كنند كه كاش مرده‌ها زنده بودند و این فراوانی نعمت را می‌دیدند، پیامبر اكرم(ص) می‌فرمایند:
ساكنان زمین و آسمان از او (حضرت مهدی(ع)) راضی و خشنودند، آسمان تمام بارانش را فرو می‌ریزد و زمین تمام گیاهانش را خارج می‌سازد تا جایی كه زنده‌ها آرزو می‌كنند كه كاش مرده‌ها زنده بودند و موضع ما را از فراوانی نعمت می‌دیدند.8

3. محبت نسبت به مساكین

پیامبر اكرم(ص) محبت امام مهدی(ع) به مساكین را این گونه بیان می‌كنند:
حضرت مهدی(ع) به خاطر علاقة فراوانِ وی به مساكین، دوست دارد با دست خود به مساكین و فقرا طعام انفاق كند.9

4. سخت‌گیری بر كارگزاران و ترحم بر مساكین

پیامبر اعظم(ص) دربارة نحوة برخورد حضرت مهدی با كارگزاران خود و دیگر مردمان می‌فرمایند:
علامت و نشانة حضرت مهدی(ع) این است كه آن حضرت نسبت به وزراء و كارگزاران خود شدید و سخت‌گیر است، اموال را بذل و بخشش می‌كند و بر مساكین و بی‌نوایان، ترحّم و دلسوزی می‌نماید.10

5. برگرداندن حقوق غصب شدة مظلومین

حضرت مهدی(ع) حقوق مردم را گرفته، حتّی اگر آن حق، غصب شده و زیر دندان فردی باشد، آن را پس گرفته و به صاحبش برمی‌گرداند.11و سرانجام خداوند ملك و حكومتی بزرگ‌تر از ملك و حكومت ذی‌القرنین و سلیمان به حضرت مهدی(ع) عطا می‌فرماید؛ جابربن عبدالله انصاری می‌گوید كه از رسول خدا(ص) شنیدم كه آن حضرت فرمودند:
ذوالقرنین بندة صالح خداوند بود كه خداوند او را برای بندگانش راهنما قرار داده بود، قوم خود را به سوی خداوند دعوت نموده، آن‌ها را به تقوای الهی امر نمود، لكن مردم ضربه‌ای بر یك طرف سر او زدند، پس از این، مدتی از دیدگان آنها پنهان شد تا آنجا كه گفتند : ذوالقرنین مُرد یا هلاك شد، كجا رفت؟ پس از آن ظاهر شده به سوی قومش برگشت كه ضربه دیگری به طرف دیگر سر او زدند. آن گاه حضرت فرمود: در میان شما كسی است كه بر سنّت اوست (شاید مراد حضرت علی(ع) باشد كه دوبار شمشیر بر سر مباركش زدند، یك ضربه توسط عمروبن عبدود و ضربة دیگر توسط ابن ملجم مرادی كه لعنت خدا بر او باد)خداوند از هر چیزی علتی برای ذوالقرنین قرار داده و سیطرة او را بر شرق و غرب عالم كشانید، و زود است كه خداوند متعال سنت او را در قائم از فرزندان من جاری كند و او را بر شرق و غرب عالم مسلط نماید. هیچ مكانی از كوه و دشت و بیابان نخواهد ماند كه ذوالقرنین در آن قدم گذاشته باشد مگر این كه حضرت مهدی(ع) بر آن قدم خواهد گذاشت، و خداوند برای او گنج‌ها و معدن‌های زمین را ظاهر كرده و با ترس انداختن در دل دشمنانش او را یاری خواهد نمود، و زمین را پس از پر شدن از ظلم و جور از عدل و داد پُر خواهد كرد.12

پی‌نوشت‌ها:

1. بخشی از سخنان مقام معظم رهبری.
2. كمال‌الدین و تمام النعمه، ج 1، ص 317.
3. كورانی، علی، معجم احادیث الامام المهدی، ج 1، ص 229
4. منتخب الاثر، ص 478
5. علی‌ابن ابی‌طالب، نهج‌البلاغه، خطبة 138.
6. كنزل العمّال، ج 14، ص 274
7. كشف الغمه، ج 3، ص 261.
8. ابن طاووس، ملاحم، ص 69
9. منتخب‌الاثر، ص 311.
10. عقدالدّرر، ص 178
11. منتخب‌الاثر، ج 308
12. كمال‌الدّین، ج 2، ص 394.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی