• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 642)
پنج شنبه 12/5/1391 - 18:31 -0 تشکر 488901
کلیاتی در باره قران كریم و نامهای قرآن كریم

1)) قران:
نام مشهور کتاب آسمانی ما قران است و ۶۶ بار در آن بکار رفته است مانند: لو انزلناه هذا القران علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیه الله (حشر:۲۱) اگر این قران را بر کوهی نازل می کردیم می دیدی که در برابر آن خاشع می شود و از خوف خدا می شکافد.
قران از ریشه قراء هم بمعنای قرائت و خواندن است و هم بمعنای جمع کردن. اگر از مفهوم قرائت گرفته شده باشد در این صورت کلمه قران اسم خواهد بود برای آنچه خوانده می شود و اگر از مفهوم جمع کردن باشد نام مجموعه ای خواهد بود که حروف- کلمات- آیات و سوره ها در آن گرد آمده یا احکام - حقایق- معارف و تعالیم عالی دینی که در کتابهای پیشین پراکنده بود در آن جمع شده است.
۲)) کتاب:
واژه کتاب بمعنای مکتوب( نوشته شده) پس از واژه قران بیش از دیگر اسم ها بکار رفته است مانند آیه : الحمد لله الذی انزل علی عبده الکتاب و لم یجعل له عوجا (کهف:۱) ستایش مخصوص خدایی است که این کتاب ( آسمانی ) را بر بنده ( برگزیده) اش نازل کرد و هیچ گونه کژی در آن قرار نداد.
۳)) فرقان:
فرقان در اصل بمعنای چیزی است که حق را از باطل جدا می کند و وسیله شناسایی این دو می باشد: تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرا (فرقان:۱) زوال ناپذیر است کسی که قران را بر بنده اش نازل کرد تا بیم دهتده جهانیان باشد.
توصیف قران به این نام به این دلیل است که قران وسیله شناخت حق از باطل در مسیر زندگی فرد و اجتماع و معیار محکمی در زمینه افکار- عقاید- قوانین- احکام- آداب و اخلاق است. البته باید توجه داشت که فرقان اسم خاص قران نیست و به کتاب آسمانی حضرت موسی ع نیز اطلاق شده است: ولقد آتینا موسی و هارون الفرقان (انبیاء:۴۸) و ما به موسی و هارون فرقان دادیم.
۴)) ذکر:
در بعضی از آیات قران شریف ذکر ( یاد آورنده ) نامیده شده است: انا نحن نزلنا الذکر... (حجر:۹) ما ذکر ( قران ) را نازل کردیم. اطلاق این نام بر قران بدان دلیل است که قران حقایقی را که بشر با فطرت الهی خود دریافته و در مکنون وجودی او قرار دارد متذکر می شود.

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

پنج شنبه 12/5/1391 - 18:32 - 0 تشکر 488902

اوصاف قران


برای قران اوصاف متعددی نیز ذکر شده که برخی از آنها عبارتند از:
۱)) هدایتگر بسوی بهترین راه : ان هذا القران یهدی للتی هی اقوم (اسراء:۹) همانا این قران خلق را به راست ترین و استوار ترین راه هدایت می کند.
عقایدی را که قران ارائه می دهد مستقیم - روشن- قابل درک و خالی از هرگونه ابهام و خرافات است. نیروهای انسانی را بسیج می کند و میان انسان و قوانین طبیعت هماهنگی برقرار می سازد و راهی را هم که بدان هدایت می کند از نظر قوانین اجتماعی - اقتصادی و نظامات سیاسی- که بر جامعه انسانی حاکم می باشد- تکامل آفرین است هم جنبه های معنوی انسان را پرورش می دهد و هم جنبه های مادی او را از راهی که قران بدان هدایت می کند از نظر نظام حکومتی بر پا دارنده عدل و در هم کوبنده ستم و ستمگران است و خلاصه آنکه شیوه هدایت قران در تمام زمینه های اخلاقی- اجتماعی- اقتصادی و حکومتی بهترین و مستقیم ترین شیوه است.
۲)) پر برکت : و هذا ذکر مبارک انزلناه (انبیاء:۵۰) و این یاد آورنده مبارکی است که آن را فرو فرستادیم. مبارک به معنای چیزی است که دارای خیر مستمر و مداوم باشد. این تعبیر در مورد قران اشاره به دوام استفاده جامعه انسانی از تعلیمات آن دارد و چون این کلمه بصورت مطلق بکار رفته  افراط و تفریط حتی در عبادت و برنامه های اخلاقی حفظ می کند.
راهی که قران بدان هدایت می کند از نظر نظام حکومتی بر پا دارنده عدل و در هم کوبنده ستم و ستمگران است و خلاصه آنکه شیوه هدایت قران در تمام زمینه های اخلاقی- اجتماعی- اقتصادی و حکومتی بهترین و مستقیم ترین شیوه است.
۲)) پر برکت: و هذا ذکر مبارک انزلناه (انبیاء:۵۰) و این یاد آورنده مبارکی است که آن را فرو فرستادیم. مبارک به معنای چیزی است که دارای خیر مستمر و مداوم باشد. این تعبیر در مورد قران اشاره به دوام استفاده جامعه انسانی از تعلیمات آن دارد و چون این کلمه بصورت مطلق بکار رفته هرگونه خیر و سعادت دنیا و آخرت را شامل می شود.
۳)) شفا بخش و رحمت آور: یا ایها الناس قد جاءتکم موعظه من ربکم و شفاء لما فی الصدور وهدی و رحمه للمومنین(یونس:۵۷) ای مردم! اندرزی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است و درمانی برای آنچه در سینه هاست و هدایتی و رحمتی است برای مومنان. شفا اشاره به پاکسازی انواع بیماری های فکری- اخلاقی و روانی و رحمت اشاره به نوسازی و خو گرفتن به اخلاق الهی و شکوفایی فضائل در وجود انسان است و به تعبیر عرفا اولی به مقام تخلیه و دومی به مقام تحلیه اشاره دارد.
۴)) حکیم: تلک ایات الکتاب الحکیم ( لقمان: ۲) این آیات کتاب حکیم است( کتابی پر محتوا و استوار)! توصیف قران به حکیم یا بدلیل استحکام محتوای آن است که هرگز باطل به آن راه نمی یابد هرگونه خرافه را از خود دور می سازد جز حق نمی گوید و جز براه حق دعوت نمی کند و یا بدلیل آنست که این قران همچون دانشمند حکیمی است که در عین خاموشی با هزار زبان سخن می گویدذ تعلیم می دهد موعظه می نماید تشویق و انذار می کند داستانهای عبرت انگیز می گوید و خلاصه به تمام معنا دارای حکمت است.
۵)) بیانگر همه چیز: ونزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء وهدی و رحمه و بشری للمسلمین (نحل:۸۹) و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز و مایه هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمین است! تبیان یعنی: بیانگر ، با توجه بوسعت مفهوم کل شیء بخوبی می توان از این تعبیر استفاده کرد که در قران بیان همه چیز هست ولی با توجه به این نکته که قران کتاب تربیت و انسان سازی است و بمنظور تکامل فرد و جامعه در تمام جنبه های انسانی و معنوی نازل شده روشن می شود که منظور از همه چیز تمام چیزهایی است که برای پیمودن این راه لازم است و قران در این زمینه چیزی را فرو گذار نکرده است.
۶)) والا و با عظمت: بل هو قران مجید (بروج:۲۱) بلکه آن قران با عظمت است. مجید از ماده مجد بمعنای شرافت گسترده است و از آنجا که قران عظمت و شرافتی بی پایان دارد کلمه مجید از هر نظر سزاوار آن است ظاهرش زیبا - محتوایش عظیم- دستوراتش عالی و برنامه هایش آموزنده و حیاتبخش است.
۷)) نفع رساننده بی پایان: انه لقران کریم (واقعه:۷۷) که آن قران کریمی است. توصیف قران به کریم اشاره به زیبایی های ظاهری قران از نظر فصاحت و بلاغت و نیز محتوای جالب آن است که نفع رساننده به تمام مردم است زیرا در آن معارفی وجود دارد که سعادت دنیا و آخرت آنها را تامین می کند.
۸)) نور: فامنوا بالله و رسوله والنور الذی انزلناه والله بما تعملون خبیر (تغابن:۸) بخدا و رسولش و نوری که ( همراه او) نازل کردیم ایمان آورید و خداوند به آنچه انجام می دهید آگاه است. چیزی که نور باشد هم خودش آشکار است و هم سبب ظهور و شناسایی حقایق دیگر می گردد. با تامل و تدبر در آیات قران کریم هم حقانیت قران ظاهر می شود و هم افراد بوسیله آن راه حق را از باطل می شناسد و می توانند آن  راچراغ راه خود قرار دهند تا آنان را از ظلمات جهل و عناد و استکبار نجات دهد و به سرچشمه نور برساند. قران خوددر این باره میفرماید: کتاب انزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور (ابراهیم:۱) این کتابی است که بسوی تو نازل کردیم تا مردم را از تاریکی ها بسوی روشنایی ببری.

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

پنج شنبه 12/5/1391 - 18:32 - 0 تشکر 488903

تقسیم بندی های قران



تقسیم بندی هایی که برای قران مجید صورت گرفته دو گونه است:
۱)) تقسیم قران به سوره و آیه که مورد تصریح قران مجید قرار گرفته و پیامبر اکرم ص خود در تفهیم آن به مردم نقش اساسی داشته است.
۲)) تقسیماتی است که مسلمانان پس از زمان رسول خدا ص با سلیقه خود و برای اغراضی مانند سهولت در فراگیری قران اعمال نموده اند مانند تقسیم قران به سی جزء و هر جزء به چهار حزب و هر حزب به چهار ربع. در اینجا به شرح دو واژه آیه و سوره که مورد تصریح قران قرار گرفته است می پردازیم:
آیه:
آیه در اصل به معنای نشانه و علامت می باشد و از آنجا که معجزات پیامبران ع نیز یکی از نشانه های صدق ادعای آنان بوده به آنها نیز آیه اطلاق شده است مثلا در مورد معجزات حضرت عیسی ع می خوانیم: انی قد جئتکم بایه من ربکم... (آل عمران:۴۹) من با معجزه ای از پروردگارتان ( که دلالت بر پیامبری من دارد) نزد شما آمدم. معنای دیگر آیه پند و عبرت است چنانکه در قران کریم می فرماید: ان فی ذالک لایه للمومنین (حجر:۷۷) همانا در آن مایه پند و عبرتی برای مومنان است.
نکاتی که لازم است در باره آیه های قران بدانیم عبارتند از:
۱)) چگونگی تعیین حدود و ترتیب آیات: تعیین حدود و ترتیب آیات قران در زمان حیات پیامبر اکرم ص و به دستور آن حضرت صورت گرفته است.
۲)) تعداد آیات: در شماره گذاری آیات بعضی از سوره های قران- اختلاف اندکی به چشم می خورد. به نظر می رسد که منشا اختلاف تفاوت برداشتهای صحابه پیامبر ص از مواضع وقف و وصل آیات بوده است. پیامبر اکرم ص هنگامی که قران را برای مردم می خواندند بمنظور آگاه ساختن آنها از تمام شدن یک آیه اندکی مکث می کردند و سپس همان آیه را به آیه بعدی ( بعلت پیوستگی مطلب آن دو ) وصل می کردند. از این رو گاه شنونده ای آن دو آیه را یک آیه تلقی می کرد و این توهم موجب اختلافات اندکی در شمارش آیات یک سوره گردیده است. با توجه به مطالب بالا مرحوم طبرسی می نویسد: عدد اهل کوفه (۶۲۳۶) صحیح ترین عدد است چون سندش به امیر المومنین ع می رسد و روایتی نیز از پیامبر ص وارد شده که با این قول سازگار است.
۳)) کوتاهترین و بلند ترین آیات: کوتاهترین آیه مدهامتان است که یک جمله می باشد. که یک کلمه می باشد و بلندترین آیه آیه ۲۸۲ بقره است که بیش از سی جمله می باشد. این آیه به آیه دین معروف است.
۴)) اولین و آخرین آیات نازل شده: بیشتر مفسران بر این عقیده اند که آیات اول سوره فلق اولین آیاتی است که بر پیامبر اکرم ص نازل شده است. آخرین آیه نازل شده نیز آیه واتقوا یوما ترجعون فیه الی الله می باشد. از ابن عباس نقل شده است که این آیه آخرین آیه ای بود که بر پیامبر اکرم ص نازل شد و آن حضرت به گفته جبرئیل دستور داد تا آن را پس از آیه ۲۸۰ سوره بقره قرار دهند.
سوره:
سوره از ماده سور و به معنای پایگاه بلند و رفیع است. در اصطلاح نیز به قسمتی از قران گفته می شود که بر حسب وحی و نزول از دیگر قسمتها جدا شده باشد. هر سوره ای با بسم الله الرحمن الرحیم شروع می شود بجز سوره توبه که با اعلان جنگ بدشمنان پیمان شکن اسلام و اظهار برائت و بیزاری از آنان شروع شده است.
سوره نمل دارای دو بسم الله است : یکی مربوط بخود سوره و دیگری مربوط به نامه حضرت سلیمان ع به بلقیس که با بسم الله شروع شده است.
نکاتی که لازم است در باره سوره های قران بدانیم عبارتند از:
۱)) تعداد سوره های قران: قران دارای ۱۱۴ سوره است که با سوره حمد آغاز می شود و با سوره ناس پایان می یابد. در برخی از روایات سوره انفال و توبه را که بین آن دو بسم الله الرحمن الرحیم نیامده یک سوره دانسته اند. همچنین در روایات سوره های ضحی و انشراح یک سوره و سوره های فیل و ایلاف نیز یک سوره محسوب شده اند و به همین دلیل فقهای شیعه نیز با توجه به اینکه در نماز خواندن یک سوره کامل واجب است خواندن یکی از آنها را کافی ندانسته اند.
۲)) اسامی سوره ها: در باره نام گذاری سوره ها دو نظریه وجود دارد: بیشتر علما بر این عقیده اند که اسامی سوره ها به بیان رسول اکرم ص و از طریق وحی تعیین شده است ولی عده ای بسیار کمی آن را عمل صحابه می دانند.
((۳)) کوچکترین و بزرگترین سوره ها: کوچکترین سوره قران کوثر با سه آیه و بزرگترین آنها بقره با ۲۸۶ آیه است.
۴)) سوره های سجده دار: چهار سوره از قران که شامل آیات سجده دار است عبارتند از: سوره سجده آیه ۱۵ ، فصلت آیه ۳۷ ، نجم آیه ۶۲ و علق آیه ۱۹ .
این چهار سوره را عزائم می نامند و اگر انسان هر یک از چهار آیه مذکور را بطور کامل بخواند یا بدان گوش فرا دهد واجب است پس از تمام شدن آیه بی درنگ سجده کند.
چهارده آیه دیگر در قران وجود دارد که دارای سجده مستحب است. آیات سجده چه واجب و چه مستحب در حاشیه قران ها مشخص گردیده است.
گفتنی است که تعداد آیات قران های کنونی که بخط عثمان طه است همین عدد ۶۲۳۶ آیه می باشد.
منابع: تاریخ قران محمودرامیار ، تفسیر نمونه ناصر مکارم شیرازی ، الا تقان جلاالدین سیوطی ، مجمع البیان فضل بن حسن طبرسی ، تحریر الوسیله امام خمینی ره ، تاریخ قران کریم سید محمد باقر حجتی.

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

پنج شنبه 12/5/1391 - 18:32 - 0 تشکر 488904

آیات محكم و متشابه


در مورد آیات محكم و متشابه : دو بیان در قران آمده است. در یك بیان – تمام آیات قران محكم و در عین حال- تمام آیات آن متشابه معرفی شده است.(1) اما در بیان دیگر- آیات محكم بخشی از قران و آیات متشابه بخش دیگری از آن معرفی شده است.
آیه زیر به بیان دوم اشاره دارد :
// هوالذی انزل علیك الكتاب منه آیات محكمات هن ام الكتاب واخر متشابهات فاما الذین فی قلوبهم زیع فیتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة و ابتغاء تاویله و ما یعلم تاویله الا الله والراسعون فی العلم یقولون آمنا به كل من عند ربنا و ما یذكر الا اولوا الا لباب // ( آل عمران : 7 ) او كسی است كه این كتاب ( آسمانی را بر تو نازل كرد كه قسمتی ازآن – آیات / محكم / ( صریح و روشن ) است كه اساس این كتاب می باشد و قسمتی از آن / متشابه / است. اما آنها كه در قلوبشان انحراف است به دنبال متشابهاتند تا فتنه انگیزی كنند ( و مردم را گمراه سازند ) و تفسیری ( نادرست ) برای آن می طلبند در حالیكه تفسیر آنها را جز خدا نمی داند. و راسخان در علم می گویند : ما به همه آن ایمان آوردیم. همه از طرف پروردگار ماست. و جز صاحبان عقل متذكر نمی شوند.
در این تقسیم ، آیات محكم آیاتی هستند كه معنای روشنی دارند و نمی توان معانی دیگری از آنها نتیجه گرفت. این آیات // ام الكتاب : آیات مادر // هستند. همانگونه كه طفل به مادر رجوع می كند و مادر – مرجع فرزند است یا // ام القری : شهرهای بزرگ // مرجع شهرهای كوچكتر محسوب می شوند آیات محكم نیز مرجع آیات متشابه می باشند و برای درك مدلول و مفهوم درست آنها – باید از آیات محكم كمك گرفت.
آیات متشابه نیز  آیاتی هستند : كه بر چند معنا قابل حمل می باشند. آیات متشابه بیشتر در باره امور معنوی است. این امور با الفاظ قابل بیان نیستند. ولی چون زبان قران همین زبان بشری است- از این رو – آن موضوعات مادی وضع كرده است و همین سبب شده كه برخی در فهم آنها اشتباه كنند. برای جلوگیری از فهم نادرست این آیات – باید از آیات محكم كمك گرفته شود. در غیر این صورت – احتمال گمراهی وجود خواهد داشت.
بعنوان مثال : قران می خواهد از حقیقتی كه واقعیت آن درك محضر الهی است نام ببرد. بهمینن جهت – این معنا را در قالب الفاظ ذیل ریخته و فرموده است : //  وجوه یومئذ ناضرة () الی ربها ناظرة // ( قیامت : 22و23) در آن روز – چهره هایی خرم و شاداب است. آنها به پروردگار خود نظر می كنند.
قران برای بیان مطلب مورد نظر : لفظ // نظر // را بكار برده است. زیرا لفظ مناسبتری برای ادای مقصود – وجود ندارد. اما این لفظ نباید ما را به اشتباه بیندازد. زیرا در آیات دیگر – كه از آیات محكم قران مجید است نظر به خداوند به شكل نظر كردن به اجسام مادی نفی شده مانند :
// لا تدركه الابصار و هو یدرك الابصار // ( انعام : 103) هیچ چشی او را درك نمی كند ولی او دیدگان را در می یابد.
پس بدین ترتیب: آیه // وجوه یومئذ ناظرة // آیه ای متشابه و آیه // لا تدركه الابصار ... // از آیات محكم محسوب می شود.
مطلب قابل توجه در نحوه بر خورد با آیات قران مجید : بویژه آیات متشابه آن است كه خداوند در این آیات با تشریح بر خورد دو گروه اولوالالباب ( صاحبان خرد ) و // الذین فی قلوبهم زیغ // ( مریض دلان ) راه صحیح بر خورد با آیات الهی را بما نشان می دهد. در این آیات آمده است كسانی كه در دلشان میل به انحراف و كژی وجود دارد به سوی آیات متشابه رفته و بدنبال تاویل یابی برای این آیات می باشند. اینان به دلیل اینكه می خواهند به فكر خود اعتماد نمایند و از آیات روشن دیگر بهره نگیرند خواسته یا ناخواسته به دام انحراف افتاده – معانی دیگری را بر قران حمل می كنند تا شاید توجیهی برای افكار غلط خودشان باشد.
اما نحوه عمل صاحبان خرد : كه قران از آنان با عنوان // الراسخون فی العلم  : فرو رفتگان در دانش //  یاد می كند چیز دیگری است. آنان در بر خورد با آیات متشابه و محكم – ابتدا از در تسلیم و ایمان در آمده می گویند : به آن ایمان آوردیم كه همه از جانب پروردگار ماست. سپس با تضرع و زاری – از خدا می خواهند كه دلهای آنان را گرفتار انحراف نگرداند. همچنین از خداوند طلب رحمت می نمایند. (2) كه با توجه به مقام – همان درخواست عالم شدن به تاویل صحیح و درست آیات متشابه است. و البته هرگز دعای چنین گروهی كه از سر اخلاص و بندگی به درگاه الهی روی آورده اند رد نمی شود. زیرا خداوند خود استجابت دعای بندگانش را تضمین نموده است.
منابع : (1) هود : آیه 11 و زمر آیه 23 (2) آل عمران آیه 8: ربنا لا تزع قلوبنا بعد اذ هدیتنا وهب لنا من لدنك رحمة انك انت الوهاب.

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

پنج شنبه 12/5/1391 - 18:32 - 0 تشکر 488905

نسخ


// نسخ // در لغت ، به معنای نوشتن چیزی از روی چیز دیگر ، نقل ، تغییر و از بین بردن آمده است و در اصطلاح ، بمعنای بر داشتن حکمی از احکام ثابت دینی بر اثر سپری شدن مدت آن می باشد . ( آل عمران : 8 )
از دیدگاه دانشمندان اسلامی ، مساله نسخ احکام و آیات قرانی مسلم و پذیرفته شده است و آیات قران مجید نیز به آن اشاره دارد :...
// ما ننسخ من آیة او ننسها نات بخیر منها او مثلها الم تعلم انّ الله علی کلّ شیء قدیر // ( بقره : 106 ) . هر حکمی را نسخ کنیم و یا آن را به ( دست ) فراموشی بسپاریم بهتر از آن یا مانندش را می آوریم . مگر نمی دانی که خدا بر هر کاری تواناست ؟
// و اذا بدّلنا آیة مّکان آیة والله اعلم بما ینزّل قالوا انّما انت مفتر بل اکثر هم لا یعلمون // (نخل : 101 ) و هنگامی که آیه ای را به آیه دیگر مبدل کنیم (= حکمی را نسخ نماییم ) – و خدا بهتر می داند چه حکمی را نازل کند – آنها می گویند : تو افترا می بندی . اما بیش ترشان ( حقیقت را ) نمی دانند .
در این آیات ، بویژه آیه اول ، امکان نسخ در زمینه امور تکوینی و تشریعی مطرح است ؛ زیرا اصطلاح // آیه // اعم از آیات تشریعی و تکوینی است . در قران مجید ، در موارد فراوانی لفظ // آیه // بر نشانه های قدرت خداوند اطلاق شده است .(مومنون  : 50 و اعراف : 73 ) بنابراین ، در آیه اول سخن از آن است که اگر خداوند بخواهد آیات قران را و یا آیات تکوینی را نسخ و به جای آنها ، آیات دیگری را جایگزین می کند . اما در آیه دوم ، به دلیل اینکه سخن از نزول آیات از طرف خدا و افترا زدن کافران بر پیامبر ص است ، قطعا منظور نسخ آیات قرانی است ؛ بدین معنا که گاهی خداوند حکمی را که در آیه ای آمده است ، بدلیل سپری شدن مصلحت آن ، نسخ و حکم دیگری را جایگزین آن می کند . بنابراین ، امکان نسخ قطعی است .
اما در مورد وقوع آن ، باید گفت : برخی از دانشمندان مسلمان تعداد فراوانی از آیات را مشمول حکم نسخ دانسته و به منسوخ بودن آنها معتقد شده اند ، در حالی که آیات نسخ شده تعداد اندکی است و بقیه آنها تقیید یا تخصیص خورده اند . صاحب کتاب البیان از 36 موردی که ادعای نسخ آنها شده ، تنها یک مورد را می پذیرد و در بقیه موارد مناقشه کرده ، آنها را نمی پذیرد . همین مذکور که ادعای نسخ در آن ، مورد قبول همه دانشمندان اسلامی است : // یا ایّها الذین آمنوا اذا ناجیتم الرّسول فقدّموا بین یدی نجواکم صدقة ... // ( مجادله : 12 ) ای کسانیکه ایمان آورده اید ، هنگامی که می خواهید با رسول خدا نجوا کنید ( و سخنان در گوشی بگویید ) ، پیش از آن صدقه ای ( در راه خدا ) بدهید .
این آیه بوسیله آیه بعد از آن نسخ شد و تنها شخصی که پیش از نسخ ، به آن عمل نمود حضرت علی ع بود . (بحارالانوار محمد باقر مجلسی ج35ص376به بعد )
مساله ای را که باید بر آن تاکید کرد وجود مصلحت برای آیه منسوخ پیش از زمان نسخ و عدم لزوم محال در مورد مساله نسخ است ؛ زیرا برخی اشکال کرده اند که نسخ در احکام خدا ، مستلزم یکی از دو محال است : کسی که حکم را تغییر می دهد یا این کار را بر خلاف حکمت و مصلحتی که در تشریع حکم اولی بوده ، انجام می دهد و یا مصلحت و عاقبت کار را نمی دانسته و این هر دو احتمال در باره خداوند محال و غیر قابل قبول است .
در پاسخ به این اشکال ، که شبهه ای بیش نیست ، می گوییم : حکمی که از طرف خداوند تشریع می شود ، گاهی هدف از تشریع آن انجام گرفتن و یا متروک شدن آن حکم نیست ، بلکه منظور دیگری در کار است ؛ مانند آزمایش افراد که در این گونه موارد ، جز امتحان هدف دیگری در میان نیست . نسخ در این گونه موارد ، کوچکترین اشکال و محذوری ندارد ؛ زیرا هر یک از تکلیف و بر داشتن تکلیف در جای خود ، دارای حکمت و مصلحتی بوده و چنین نسخی مستلزم خلاف حکمت و یا ناشی ازبی حکمتی نیست تا در باره خداوند محال باشد .
گاهی نیز ممکن است حکمی که از روی مصلحت واقعی تشریع شده ، پس از مدتی نسخ شود ؛ ولی این نه به آن معناست که آن حکم برای همیشه تشریع شده بوده و بعدا در اثر مصلحت یابی یا بر خورد به اشکال ، تبصره خورده و یا تغییر پیدا کرده ، بلکه بدین معنا است که مدت آن حکم در علم خدا از روز اول ، کوتاه و موقت بوده و پس از تمام شدن مدت آن ، سقوط و یا تغییر آن اعلان گردیده است . نسخ بدین معنا نیز اشکال و محذوری ندارد ؛ نه با علم خدا منافات دارد و نه با مصلحت بینی و حکمت وی .
بنابراین ، نسخ در واقع ، به این معنا است که مدت حکم از ابتدا موقت و محدود بوده و بعدا بعنوان نسخ اعلان گردیده که مدت آن حکم سپری شده است . نسخ به این معنا ، هیچ اشکال و محذوری ندارد و قطعا امکان پذیر می باشد ؛ زیرا تاثیر و دخالت خصوصیات زمان در ملاک و حکمت احکام قابل انکار و تردید نیست و ممکن است زمانی دارای خصوصیتی بوده که در اثر آن خصوصیت ، مثلا روز شنبه برای پیروان حضرت موسی ع عید گردیده و زمان دیگری دارای خصوصیتی دیگر بوده که در اثر آن ، مثلا روز جمعه برای مسلمانان عید شده و احکامی برای آن جعل گردیده است . اکنون که وقوع چنین حقیقتی را در شرایع آسمانی تصور نمودیم ، باید این حقیقت را نیز تصور کنیم که همانگونه که زمان از نظر اوقات و روزها دارای خصوصیتی است ، ممکن است از نظر مدت و استمرار نیز دارای خصوصیت و امتیاز خاصی بوده و انجام دادن کاری در مدت معّین و خاصی دارای مصلحت باشد و پس از انقضای این مدت ، این مصلحت از بین برود و بالعکس .
( این اشکال و پاسخ آن را از کتاب البیان ، ترجمه محمد صادق نجمی و آیت الله دکتر هاشم هاشم زاده هریسی ص 16 تا 18 نقل کردیم ) .

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

پنج شنبه 12/5/1391 - 18:33 - 0 تشکر 488906

تاویل


واژه // تاویل // در اصل ، از ماده // اَول // بمعنای باز گشت است که به ناب تفعیل رفته و معنای // باز گرداندن // را می دهد . صاحب قاموس می نویسد : // کلام او را تاویل نمود // یعنی : آنرا بر گردانید و ارزیابی و تفسیر کرد . کلمه تاویل بمعنای تعبیر خواب و به معنای رجوع و برگرداندن به یک مرجع و ماخذ است . بنابراین ، تاویل قران یعنی : مرجع و ماخذی که معرف قران از آنجا گرفته شده و مال و مرجع قران به آن است . (1)
1) تاویل قران :
البته آیاتی که در آن تاویل به قران نسبت داده شده ، به دو صورت است : در آیه 7 سوره آل عمران ، تاویل به آیات متشابه نسبت داده شده و در آیه 53 سوره اعراف و آیه 39 سوره یونس تاویل به کل قران نسبت داده شده است .
2) تعبیر خواب :
در سوره یوسف ، چند مرتبه این کلمه به معنای رویا و خواب آمده و تاویل رویا به معنای تعبیر خواب استعمال شده است .
3) حقیقت و واقعیت اعمال :
در آیاتی ، کلمه تاویل به حوادث و اتفاقات نسبت داده شده و به معنای حقیقت و واقعیت آن قضایا آمده است ؛ مانند داستان موسی و خضر ع که حضرت خضر از واقعیت اعمالی که انجام داده به // تاویل // تعبیر می کند .
4) عاقبت و سرانجام :
در بعضی آیات نیز کلمه // تاویل // در معنای لغوی خود استعمال شده است ؛ مانند آیه 35 سوره اسراء که می فرماید : پیمانه را تمام دهید و با ترازوی درست وزن کنید که این بهتر و عاقبتش نیکوتر است .
معنای تاویل :
با دقت و توجه در آیاتی که لفظ // تاویل // در آنها آمده ، معلوم می شود که // تاویل // از قبیل معنا و مدلول لفظ نیست . بعنوان مثال ، حضرت یوسف ع در خواب دید که خورشید ، ماه و یازده ستاره بر او سجده کردند . بعدها که پدر ، مادر و برادرانش در پیشگاه او سجده شکر برای خدا بجا آوردند ، اینکار آنان را تاویل خواب خود دانست و حال آنکه ماجرای خواب او هیچگونه دلالت ظاهری بر این واقعه ندارد . یا مثلا ، پادشاه مصر در خواب ، هفت سال قحطی را به این صورت دید که هفت گاو چاق بوسیله هفت گاو لاغر خورده می شوند .
بنا بر این ، معلوم می شود که تاویل حقیقتی است خارجی که بصورت خاصی برای بیننده جلوه می کند . در قصه حضرت موسی و خضر ع ، تاویلی که حضرت خضر اظهار می کند ، حقیقتی است که کارهایی را که او انجام داده از آن سرچشمه می گیرد . همچنین آیه ای که به درستی و راستی در کیل و وزن دستور می دهد ، تاویلش حقیقت و مصلحتی است عمومی که این فرمان بر آن تکیه دارد و تحقق دهنده آن است و از آن نشات می گیرد و مال و مرجعش بدان است .
بنابراین ، تاویل هر چیزی ، حقیقتی است که آن چیز از آن سرچشمه می گیرد و آن چیز به نحوی تحقق دهنده و حامل و نشانه آن است .
این معنا در باره قران مجید نیز جاری است ؛ زیرا این کتاب مقدس از حقیقت و معنویتی سرچشمه می گیرد که از قید ماده و جسمانیت و لفظ و عبارت ، آزاد و از مرحله حس بالاتر است . ( قران در اسلام ص35و38 )
تاویل قران :
تاویل قران یعنی : حقیقت بلند مرتبه قران که مافوق فهم بشر است و در کتاب مکنون ، محفوظ و مصون است ( واقعه : آیه 77و80) و اصل و مال و مرجع این کتاب شریف است . در آیه ای می خوانیم : // کتاب احکمت آیاته ثمّ فصّلت من لدن حکیم خبیر // (هود : 1) این کتابی است که آیاتش استحکام یافته ، سپس تشریح شده و از نزد خداوند حکیم و آگاه ( نازل گردیده ) است .
علامه طباطبائی ره ذیل این آیه شریفه می نویسد :
منظور از احکام آیات ، ربط آیات جدا شده از یکدیگر بهم و ارجاع آیات به اولش می باشد ، به گونه ای که باز گشت همه به امر واحد بسیطی است که دارای اجزا و ابعاض نمی باشد .
سپس می نویسد :
این آیات می خواهد بفرماید که قران کریم در نزد خدای تعالی ، مرتبه ای بالاتر از سطح افکار بشری داشته و خدای تعالی برای اینکه ما انسانهای عادی آنرا بفهمیم ، به مرتبه ای پایین آورده که قابل فهم و تفقّه بشر عادی باشد .
در آیه 7 سوره آل عمران ، علم به تاویل قران ، مختص خدا شمرده شده است . ولی در آیاتی دیگر ، مثل آیه 80 سوره واقعه ، // مطهّرون // را مس کننده و دریابنده حقیقت قران معرفی می کند و مطهّرون هم مطابق آیه تطهیر عبارتند از : پیامبر ص و اهل بیت او ع . بنابراین ، علاوه بر خداوند ، پیامبر ص و اهل بیت ع نیز عالم به تاویل هستند ، اما خداوند بالذات و بطور استقلالی و پیامبر ص و اهل بیت بخواست خدا ، همانگونه که علم غیب که استقلالاً منحصر بخداوند است ، ولی به اذن او ، پیامبر ص و اهل بیت ع نیز علم به غیب دارند .

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

پنج شنبه 12/5/1391 - 18:33 - 0 تشکر 488907

ویژگیهای قران ››› قسمت اول
اعجاز :

پیامبران ع مدعی بودند که از جانب خداوند برای راهنمایی و هدایت بشر فرستاده شده اند و مردم باید ضمن تصدیق این ادعا – یعنی ایمان به نبوت ایشان – به تعالیم و احکامی که آورده اند ، گردن بنهند و از آنان پیروی کنند . طبیعی است که مردم شاهد و سندی بر این ادعا از انبیا ع بطلبند که نشان دهنده درستی گفته آنان باشد .
این « شاهد » در زبان قران ، « آیه » به معنای نشانه و « بیّنه » به معنای دلیل آشکار و در بیان دانشمندان ، « معجزه » نامیده می شود ؛ ( برای اطلاع از کلیات معجزه به قسمت معرفت دینی شماره 11 و 12 در همین سایت مراجعه شود ) مانند زنده ساختن مردگان و شفای بیماران بدست حضرت عیسی ع و عصا و ید بیضای حضرت موسی ع .
« آیه » یا معجزه جاودان پیامبر اسلام ص « قران مجید » است و این متفاوت با معجزات دیگری است که جنبه علمی و معنوی نداشتند و همگی مادی و عینی بودند و توسط پیامبران ع ، به اذن خدا انجام می گرفت . ( البته پیامبر اسلام ص غیر از قران ، معجزات دیگری هم داشته است که در روایات و اخبار تاریخی ، از آنها حکایت شده و به برخی از آنها مانند شق القمر در قران اشاره گردیده است ) .
وجوه اعجاز قران کریم :
الف ) فصاحت و بلاغت : قران کریم در شرایطی بر پیامبر اکرم ص نازل شد که مردم عربستان سخت شیفته ادبیات بودند ، بویژه « شعر » نزد آنان ارج و منزلت والایی یافته بود و در این زمینه ، زیباترین آثار هنری را مطابق با فرهنگ خود پدید می آوردند و ممتاز ترین شعرهای خود را به دیوار کعبه می آویختند که « معلّقات » نامیده می شد . در چنین اوضاعی ، قران کریم بر پیامبر ص نازل شد ، با این ادعا که هیچ یک از سخنوران و قهرمانان میدان فصاحت و بلاغت نخواهد توانست به رقابت با آن بپردازد و این « نشانه » و « آیه » ای است بر آنکه قران ، کلام خداست .
اعراب لجوج و متعصّب آنزمان ، که بر افتخارات خود سرسختانه پای می فشردند ، در برابر عظمت و جذابیت این « معجزه » بزرگ ، خلع سلاح شدند . سخن شناسان نکته سنج و شاعران کهنه کار که دیدند با شعر و نثر ادبی نمی توان به جنگ « معجزه » رفت ، از مقابله با قران باز ایستادند و از آن پس ، مشرکان و کفر پیشگان مکه هر چند با تمام توان و با شیوه های نا جوانمردانه تبلیغاتی ، حصر اقتصادی ، درگیری نظامی و هر گونه آزار و شکنجه ای با قران و حامیانش مبارزه می کردند ، اما در آشکار و نهان به شنیدن قران روی می آوردند ، بر حلاوت و طراوت آن اعتراف می کردند . (1) و بر آستانه بلند آن سر تسلیم می ساییدند .
قران کریم در طول بیش از چهارده قرن ، مخالفان و دشمنان را به مبارزه فرا خوانده است و ایشان را هر گز زهره آن نبوده که در میدان مبارزه با قران ، گامی به پیش نهند و این یکی از وجوه اساسی اعجاز قران کریم است . (2)
ب) اِخبار از غیب ( آینده ) : حقایقی که شناخت آنها با ابزارهای عادی – که در اختیار همگان است – میسّر نیست « غیب » نامیده می شود . بعنوان مثال ، خبر از رویدادهای آینده که راه متعارفی برای دانستن آنها در دست نیست ، از مصادیق « اخبار از غیب » بشمار می رود . یکی از وجوه اعجاز قران این است که از برخی حوادث مربوط به آینده خبر داده است . در اینجا ، به مواردی از آنها اشاره می کنیم :
(1) مرگ ابو لهب و زنش در حالت کفر : سوره تبّت ؛
(2) پیروزی رومیان در کمتر از ده سال پس از شکستی که از ایران خورده بودند : سوره روم ، آیات 2-5 ؛
(3) فتح مکه ؛ سوره فتح ، آیه 27 ؛
(4) عجز و ناتوانی ابدی کفار از مقابله با قران با لفظ « لن تفعلوا » : سوره بقره : آیه 24 ؛
(5) محفوظ ماندن قران از هرگونه دستبردی در طول تاریخ : سوره حجر ، آیه 9 .
ج) طرح مطالب علمی : انسان به کمک حواس خود ، از عالم طبیعت آگاه می شود . اما همواره دو محدودیت بزرگ در این راه وجود دارد :
(1) نارسایی حواس و ابزارهای آن از پی بردن به همه موجودات ، چه بدلیل کوچکی مثل اتم و چه بدلیل دوری مثل کهکشانها ؛
(2) ناتوانی از کشف تمامی روابط و قوانین حاکم بر جهان آفرینش .
هر چند بشر می تواند به تدریج از این محدودیتها بکاهد ، اما این موضوع نیازمند گذشت زمان و صرف سرمایه ها و داشتن وسایل و ابزار است و بدون اینها ، راهی جز « وحی » برای خبر دادن از حقایق دور دست و ناشناخته طبیعت و یا قوانین حاکم بر هستی وجود ندارد .
قران کریم در آنزمان و در محیطی آکنده از جهالت و خرافات ، با بیانی حاکی از اشراف و تسلط بر پدیده های جهان و طبیعت ، سخن گفته است که با گذشت زمان ، درستی آنها پدیدار گشته ، در حالی که مردم عصر جاهلیت هرگز توان شناخت این حقایق علمی را نداشتند .
برخی از این مسائل ، که علم بعدها به آن دست یافت ، عبارت است از :
(1) زوجیت عمومی در جانوران و گیاهان : سوره یس ، آیه 36 .
(2) نیروی جاذبه عمومی که کرات آسمانی را در مدار خود حفظ می کند : سوره رعد ، ایه 2 ؛ سوره فاطر ، آیه 41 و سوره روم ، آیه   25 .
(3) خبر دادن از مراحل تکاملی جنین انسان در شکم مادر : سوره مومنون آیات 13 و 14 .
(4) خبر دادن از کروی بودن زمین و معلق بودن آن در فضا : سوره صافّات ، آیه 5 و سوره فاطر ، آیه 41.
د) اعجاز قران از جهت آورنده آن :
با بخشی از شگفتی های قران عظیم آشنا شدیم . این شگفتی ها آنگاه به اوج خود می رسد که بدانیم آورنده چنین کتابی مردی درس نا خوانده و خط ننوشته بوده و در سرزمینی پر از جهل ، خرافات ، دختر کشی ، شرک و فساد می زیسته است .
دلیل بر درس ناخواندگی پیامبر ص علاوه بر شهرت عمومی این مساله در بین مردم معاصر آن حضرت ص ، آیاتی است که بر این مطلب دلالت دارد ؛ مانند :
« الّذین یتّبعون الرّسول النّبی الامّیّ الّذی یجدونه مکتوبا عند هم فی التّوراة والانجیل ... » ( اعراف : 157 ) همان ها که از فرستاده ( خدا ) ، پیامبرامّی ، پیروی می کنند ؛ پیامبری که صفاتش را در تورات و انجیلی که نزد شان است ، می یابند ... .
منظور از « امّی » در آیه مزبور ، کسی است که درس نخوانده است . برخی احتمال داده اند که امّی یعنی : کسی که منسوب به امّ القری ( مکه ) است . اما شهید مطهری ره این وجه را مردود دانسته و می نویسد :
این احتمال به ادلّه ای رد شده است : یکی اینکه کلمه « امّ القری » اسم خاص نیست و بر مکه بعنوان یک صفت عام ، نه یک اسم خاص اطلاق شده است . ام القری یعنی : مرکز قریه ها . هر نقطه ای که مرکز قریه هایی باشد ام القری خوانده می شود ... ( پیامبر امّی ، شهید مطهری ص50 و 51 )
روشن بر الهی بودن آن است . خداوند می فرماید : « افلا یتد بّرون القران و لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا : ( نساء : 82 ) آیا در قران تدبّر نمی کنند ؟ و اگر از پیش غیر خدا بود در آن اختلاف بسیار می یافتند .
در قوانین و احکام قران ، ناسازگاری وجود ندارد . این کتاب نظامی هماهنگ ، واقع بینانه ، قابل اجرا و جامع ارائه کرده که در آن ، هم بر عقل و استدلال و علم تکیه شده است و هم بر عواطف و روحیات و اخلاق .
منابع ) (1) کتاب دلائل النبوة ، اثر احمد بن حسین بیهقی ( 384 – 458 ه.ق ) کلام مشهوری را از ( ولید بن مغیره مخزومی ) ، یکی از سخن دانان بلیغ معاصر نزول قران ، نقل می کند که ترجمه آن چنین است : « ... بخدا قسم ، گفتار او به هیچ یک از اشعار شبیه نیست . سخنی که می گوید سخت شیرین است ؛ گویی آنرا با سحر پوشیده اند . بالا و پایین سخنش پر بار است و بر همه برتری می جوید و هیچ سخنی بر آن بر تری نمی یابد و همه چیز را فرو می شکند » . ( دلائل النبوة ج1ص288 ) . (2) طبق اسناد تاریخی ، برخی خواسته اند سخنی همانند قران بسازند ، اما آنچه بهم بافته اند خنده آور است ! به این نمونه توجه کنید که از قول مسیلمه کذاب ، مردی که دعوی پیامبری داشت ، نقل شده است ! وی در برابر سوره فیل سوره ای ساخته و می گوید : « الفیل ! ما الفیل ؟ و ما ادریک ما الفیل ؟! له ذنب و بیل ، و خرطوم طویل ! » فیل ! فیل چیست ؟ تو چه می دانی که فیل چیست ؟! دمی زمخت و خرطومی دراز دارد ! ( اعجاز قران ، سید محمد حسین طباطبائی ص87 ) .

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

پنج شنبه 12/5/1391 - 18:33 - 0 تشکر 488908

ویژگیهای قران ››› قسمت دوم
جهانی و همگانی بودن :

قران کریم بر خلاف مکتب هایی که گروه معّینی را مورد خطاب خویش قرار می دهند ، پیاپی همه انسانها را با تعبیرهایی همچون « یا ایّهاالنّاس » ، « یا بنی آدم » و « یا ایّها الانسان » مخاطب می سازد و آنها را سبب انحراف از مسیر صحیح زندگی سرزنش کرده ، با یاد آوری پاداشها و کیفرهای دنیا و آخرت ، نسبت به اعمال صالح ، تشویق و از کردارهای ناشایست نهی می کند . قران کریم در باره فرا گیر بودن دعوت اسلام از زبان پیامبر ص می فرماید : « و او حی الیّ هذا القران لانذرکم به و من بلغ » ( انعام : 19 ) و این قران بر من وحی شده است تا شما و هر کس را که ( این حقایق ) بدو برسد ، انذار کنم .
و نیز می فرماید : « ان هو الاّ ذکر للعالمین » (ص: 87 ) قران جز ذکر و یاد آوری برای جهانیان نیست .
پیامبران الهی ع ، نیز چنین بوده اند که هرگز اندیشه نجات قشر خاصی را نداشته اند ، بلکه برای هدایت همه انسانها ، از هر گروه که بوده اند ، می کوشیده اند ، گر چه بعضی از آنان امکان دعوت همه انسانها را نداشته اند . و کوشش خود را در راه هدایت مردم یک ناحیه صرف کرده اند .
جاودانگی :
قران کریم تنها برای هدایت مردم در یک زمان خاص نازل نشده است ، بلکه هدایت همه افراد بشر را در همه نقاط دنیا و تا روز قیامت بر عهده دارد .
آیات بسیاری از قران مجید به جاودانه بودن آن اشاره دارد . ( مدّثر : 31 و انعام : 19 ) خداوند متعال در آیه ای ، راه یابی باطل به قران را برای همیشه نفی کرده است : // ... و انّه لکتاب عزیز () لا یاتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حکیم حمید // ( فصّلت : 41و42 ) و این کتابی است قطعا شکست ناپذیر که هیچ گونه باطلی نه از پیش رو و نه از پشت سر ، به سراغ آن نمی آید ؛ چرا که از سوی خداوند حکیم و شایسته ستایش نازل شده است .
چنین کتابی ، که باطل هرگز بدان راه نمی یابد و مطالبش استحکام خود را از دست نمی دهد ، شایستگی دارد که در هر شرایط و هر زمانی ، راهنمای انسانها بسوی حق باشد . در آیه دیگر ، سخن از پیروزی و فرا گیر شدن دین اسلام نسبت به همه ادیان دیگر است : // هوالّذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحقّ لیظهره علی الدّین کلّه و لو کره المشرکون // ( توبه : 33 ) او کسی است که رسولش را با هدایت و آیین حق فرستاد تا آن را بر همه آیین ها غالب گرداند ، هر چند مشرکان کراهت داشته باشند .
لازمه این که خداوند پیامبری را فرستاده که دینش بر همه ادیان غالب است همین است که معارف و احکام آن دین ابدی می باشد . مفهوم ختم نبوت نیز همین است که پیامبر خاتم ص همه دستورات لازم برای زندگی بشر را که مطابق همیشگی امت اوست ، آورده و نیازی به تجدید دین نمانده است . پس دین پیامبر خاتم ص و به تبع آن ، کتاب آسمانی اش همیشگی خواهد بود و برای همه زمانها پاسخگوی نیاز انسانها می باشد . بسیاری از آیات قران گر چه در موارد خاص نازل شده و حکم آن کوارد را روشن کرده ، ولی اختصاصی به آن موارد نداشته و برای همیشه در جریانات مشابه ، جاری است .
امام صادق ع در پاسخ به سوال شخصی که پرسید : چرا قران هر چه بیش تر منتشر می شود ، طراوت و شادابی آن بیشتر می گردد ( بر خلاف سایر کتب که با گذشت زمان کهنه می شود ) ، فرمودند :
زیرا خداوند تبارک و تعالی آنرا برای زمانی خاص و مردمی خاص قرار نداده و بنابر این ، در هر زمان ، جدید و تازه است و در نزد هر مردمی ، طراوت و شادابی خود را تا روز قیامت دارد .
جامعیت :
بیشر کتاب هایی که توسط اندیشمندان بشری نوشته شده به بعدی از اباد زندگی انسان ، هستی ، جامعه و تاریخ پرداخته ، اما قران نه اختصاصا کتاب فلسفی است ، نه تاریخی ، نه داستانی ، نه فقهی و حقوقی ، نه اقتصادی یا اجتماعی ، نه سیاسی ، نه تربیتی ، نه عرفانی ، نه اخلاقی و نه مانند آن ، بلکه کتاب هدایت انسان ها است و به همه ابعاد وجود بشر توجه داشته و هر آنچه را برای هدایت انسانها لازم است ، در بر دارد ؛ یعنی : هم حاوی نکات فلسفی است و هم تاریخی ، فقهی ، اقتصادی ، سیاسی و تربیتی و از این جهت ، کتابی جامع است و برای هدایت انسانها نکته ای را فرو گذار نکرده است . از این رو ، قران در باره این ویژگی خود فرموده است : // و نزّلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء // ( نحل : 89 ) و فرو فرستادیم بر تو این کتاب را در حالی که بیان کننده و روشنگر هر چیزی است .
علامه طباطبائی ره در تبیین جامعیت قران می نویسد :
از آن جا که قران کتاب هدایت برای عموم مردم است ، ظاهرا منظور از « کلّ شیء » اموری است که مردم در امر هدایت خود بدان محتاجند ؛ مانند : معارف مربوط به مبدا و معاد و اخلاق فاضله و شرایع الهی و داستانها و مواعظ . پس قران بیانگر همه این اور است .
ایشان سپس به قول دیگری که معتقد است منظور از « کلّ شیء » اعم از معارف و احکام دینی است اشاره کرده ، می نویسد :
قران کریم با دلالت لفظی ( و ظاهر آیاتش ) بر بیش تر از آنچه گفته اند ( بیان مطالب مربوط و لازم برای هدایت ) دلالت ندارد ، لیکن در روایات آمده که قران تبیان هر چیزی است و علم آنچه بوده هست و خواهد شد ، همه در قران است و اگر این روایات صحیح باشد ، لازمه اش این می شود که مراد از « تبیان » اعم از بیان به طریق دلالت لفظی ( و ظاهر آیات ) می باشد و هیچ بعدی هم ندارد که در قران کریم اشارات و اموری باشد که آن اشارات از اسرار و نهفته هایی کشف کند که فهم عادی و متعارف نتواند آن را درک نماید .
یکی از وجوهی که در جامعیت قران مطرح است ، جامعیت آن نسبت به کتب آسمانی پیشین است ؛ یعنی : همانگونه که خداوند قران را مهیمن و مسلط بر کتب آسمانی پیشین معرفی کرده ، تمامی معارف موجود در آنها ، به نحوی کامل تر در قران آمده است . علاوه بر آن ، در قران به معارف و احکامی اشاره شده که در آن کتب نیامده است .
مصونیت از تحریف :
حفظ قران مجیدازتحریف را در دو مرحله پیش از ابلاغ به مردم و پس ازآن مورد بررسی قرار می دهیم:
الف ) صیانت در مرحله نزول و ابلاغ : واسطه نزول قران مجید ، جبرئیل ع بوده است . خداوند متعال در این باره می فرماید : « نزل به الرّوح الامین علی قلبک » (شعراء:194) روح الامین ( جبرئیل ) آنرا بر قلب تو نازل کرد .
در این مرحله ، تنها اراده الهی و وساطت جبرئیل ع در کار بوده که آنرا از مقام ربوبی گرفته و به قلب مبارک پیامبر ص رسانده است . و از آنجا که طبق تصریح قران ، ملائکه معصومند ، هیچ گونه تغییر و تصرفی در وحی الهی در این مرحله صورت نگرفته است .
مرحله ابلاغ به مردم نیز از تحریف و اشتباه مصو است ؛ زیرا پیامبر ص تمام سعی و کوشش خود را بکار گرفته تا پیام حق را به مردم برساند و در این راه ، طبق تصریح الهی ، آنقدر دل سوزی می نموده است که نزدیک بوده جان خود را نیز در این راه فدا کند . همچنین خداوند ملائکه ای را نگهبان و حافظ وحی قرار داده تا پیامبر ص وظیفه خود را بطور کامل انجام دهد : // عالم الغیب فلا یظهر علی غیبه احدا () الاّ من ارتضی من رسول فانّه یسلک من بین یدیه و من خلفه رصدا () لیعلم ان قد ابلغوا رسالات ربّهم ... // (جن : 26-27 ) دانای غیب اوست و هیچ کس را بر اسرار غیبش آگاه نمی سازد ، مگر رسولانی که آنان را برگزیده و مراقبینی از پیش رو و پشت سر برای آنها قرار می دهد تا بداند که پیامبرانش رسالتهای پروردگارشان را ابلاغ کرده اند .
ب) صیانت در مراحل پس از ابلاغ :
قران مجید تنها کتابی است که از زمان صدور آن تاکنون از تحریف و دستبرد در مطالب مصون مانده است . مقایسه این کتاب آسمانی با دیگر کتب پیامبران ع و کتب بشری این حقیقت را به ما می فهماند .
قران کریم در طول 23 سال نزول تدریجی و از زمان گرد آوری و تنظیم نهایی تا به امروز ، شرایط و اوضاع بحرانی و مخاطره آمیزی را گذرانده است و تاریخ اسلام و فرقه های مذهبی دستخوش تحولات بسیاری شده ، در حالی که تنها کتابی که بدون هیچ تحریفی باقی مانده « قران کریم » است که خداوند حفظ آنرا خود تضمین کرده است : // انّا نحن نزّلنا الذّکر و انّا له لحافظون // (حجر : 9 ) بدون شک ، ما خودمان این ذکر ( قران ) را نازل کردیم و همانا ما نگهدار آن خواهیم بود .
این آیه کوتاه خود از بزرگترین معجزات و دلایل حقانیت اسلام و حفظ قران کریم از هر گونه تحریف است ؛ چرا که از میان همه آثار و نوشته ها ، فقط یکی را از هرگونه دستبردی محفوظ دانسته و امروز پس از گذشت بیش از 14 قرن ، شاهد درستی این سخن هستیم .
شیخ صدوق می نویسد :
اعتقاد ما این است که قرانی که بر پیامبر ص نازل شده همان قرانی است که بین دو جلد است و نه بیشتر و هر کس که بما نسبت دهد که ما می گوییم قران اصلی بیش از این بوده او دروغگو است .

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

پنج شنبه 12/5/1391 - 18:33 - 0 تشکر 488910

ویژگیهای قران ››› قسمت سوم
نزول قران

قران مجید بر خلاف برخی از کتب آسمانی پیشین نظیر تورات ، که در الواحی مکتوب نازل شده ، ( با استفاده از آیات 143 و 144 سوره آل عمران ) به صورت الفاظ و معانی بر قلب مبارک پیامبر اکرم ص فرود آمده است : « نزل به الرّوح الامین () علی قلبک لتکون من المنذرین () بلسان عربی مبین » (شعرا : 193 و 195 ) روح الامین آن را بر قلب ( پاک ) تو نازل کرده است تا از انذار کنندگان باشی ؛ به زبان عربی آشکار ( نازل کرده ) .
کیفیت وحی :
قران مجید نزول وحی بر پیامبران ع را سه گونه دانسته است : « و ما کان لبشر ان یکلّمه الله الاّ و حیا او من وراء حجاب او یرسل رسولا فیو حی باذنه ما یشاء انّه علیّ حکیم » ( شوری : 51 ) و شایسته هیچ انسانی نیست که خدا با او سخن گوید ، مگر از راه وحی یا از پشت حجاب یا رسولی می فرستد و به فرمان او ، آنچه را بخواهد وحی می کند . او بلند مرتبه و حکیم است .
بر اساس این آیه شریفه ، وحیی را که خداوند بر پیامبران نازل می کند ، می توان این گونه دسته بندی کرد :
1) وحیی که در آن هیچ واسطه ای میان خدا و بشر نباشد ؛
2) وحیی که از پشت حجاب شنیده شود ؛ مانند سخن گفتن خداوند با حضرت موسی ع در کوه طور از ورای درخت ؛
3) وحیی که در آن فرشته ای واسطه نزول وحی از طرف خداوند بر پیامبرش باشد .
اکنون این پرسش مطرح می شود که وحی قرانی ، که بر پیامبر اکرم ص نازل می شد ، از کدام نوع بوده است ؟
علامه طباطبائی ره در پاسخ به این سوال ، معتقد است با توجه به آیه ی پس از این آیه که پیامبر ص را به صورت « و کذالک او حینا الیک ... » مخاطب ساخته ، وحی خداوند بر پیامبر اکرم ص به هر سه نوع مزبور بوده است . ( المیزان ج18ص75 )
هنگام دریافت وحی مستقیم و بدون واسطه حالتی بسیار سخت بر پیامبر ص عارض می شد ، آن حضرت غرق در عرق می گشت و حالتی شبیه غشوه پیدا می کرد . امام صادق ع در تفسیر آیه ی « انّا سنلقی علیک قولا ثقیلا » (مزمل:4 ) « ما بزودی سخن سنگینی بر تو القا خواهیم کرد».می فرماید :
این حالت هنگامی بود که وحی بر پیامبر ص نازل می شد و میان او و خدا ملکی واسطه نبود و در این هنگام ، حالتی شبیه غشوه بر او عارض می کردید . ( بحارالانوار ج18ص271)
آسانترین و راحترین نوع وحی برای رسول خدا ص وقتی بود که وحی توسط فرشته امین بر آن حضرت نازل می شد.در روایتی،خود آن رسول گرامی ص به این مساله اشاره کرده ، می فرماید:
گاهی نیز فرشته وحی به صورت مردی بر من ظاهر می شود و با من سخن می گوید و این آسانترین نوع وحی بر من است .
نزول دفعی و تدریجی :
قران مجید در طول 23 سال بر حسب اقتضاءات و مناسبت های گوناگون ، بر پیامبر اکرم ص نازل شد . علاوه بر گواهی تاریخ ، آیاتی از قران مجید از جمله آیه 106 سوره اسراء و آیه 32 سوره فرقان نیز به این مطلب شهادت می دهند . اما از سوی دیگر ، آیاتی نیز از جمله آیه 185 سوره بقره و آیه 3 سوره دخان حکایت از آن دارند که قران بصورت دفعی و در شب قدر ، یکجا نازل شده است . دانشمندان اسلامی برای رفع اختلاف و تفسیر صحیح این آیات به دو نزول برای قران معتقد شده و قران را دارای « نزول دفعی » و « نزول تدریجی » دانسته اند .
آنان برای جمع بین این دو دسته آیات و توجیه این دو نزول،نظرهایی داده اند که عبارتند از :
1) قران در شب قدر ، به صورت یکجا به بیت العزّه یا بیت المعمور فرود آمد و از آن جا به مناسبتهای گوناگون ، طی مدت 23 ، سال بر پیامبر اکرم ص نازل شد .
2) در هر شب قدر ، آن مقدار از آیاتی که خداوند فرود آمدنش را در یک سال مقدّر کرده و مورد احتیاج مردم دانسته بود به آسمان دنیا نازل می ساخت و پس از آن در طول سال ، به تدریج ، آن آیات بر رسول خدا ص فرود می آمد .
3) منظور از نزول قران در شب قدر ، آغاز نزول قران است ؛ چرا که همیشه حوادث و انقلابات مهم را در تاریخ ثبت می کنند و اگر آن حادثه یا انقلاب در سرنوشت مردم نیز اثر مثبت گذاشته باشد ، آن روز را بزرگ می شمردند و جشن می گیرند و چه روزی از روز نزول قران برای نجات بشریت از چنگال جهل و خرافات و هدایت آنها بسوی علم و معرفت و واقعیتها مهم تر ؛ روزی که تاریخ بشریت در آن ورق خورد و سر نوشت انسانهای بعدی در آن رقم زده شد . جای آن هست که از این سر فصل تاریخ این چنین با شان و اجلال در قران یاد شود و از نزول قران در «لیلة القدر» و در ماه مبارک رمضان به بزرگی یاد گردد .
4) قران در دو نوبت نازل شده است : ابتدا تمامی آن در ماه مبارک رمضان و در شب قدر و سپس به تدریج و قسمت به قسمت ، در طول 23 سال نبوت پیامبر اکرم ص .
علامه طباطبائی ره در ذیل تفسیر آیاتی از قران ، این نظریه را ابراز داشته و آن را توضیح داده اند .
ایشان می گویند : بین نزول دفعی و نزول تدریجی فرق است : در نزول دفعی ، حقیقت و صورت واقعی و ملکوتی قران بر پیامبر ص نازل شده و در نزول تدریجی ، آن حقیقت عالی و ملکوتی ، که برتر از درک و فهم بشر عادی بوده ، تنزل داده شده ، لباس واژه عربیّت بر آن پوشانده شده و مفصل و جزء جزء ، سوره سوره ، جمله جمله و کلمه کلمه شده و بر پیامبر ص نازل گردیده است تا بر بشر بخواند ؛ شاید بدان انس گیرد و هدایت یابد . ایشان در ذیل آیه شریفه : « انّا جعلناه قرانا عربیّا لعلّکم تعقلون و انّه فی امّ الکتاب لدینا لعلیّ حکیم » ( زخرف آیات 3و4 ) می نویسند :
قران قبل از آنکه بزبان عربی در آید ، در مرحله ای از هستی وجود داشته که در آن مرحله ، عقول بشر دسترسی بدان نداشته است . از این آیه فهمیده می شود که کتاب بر حسب موطن نفس الامری و واقعی اش ، ما فوق فکر و اجنبی از عقول بشری است و خدای تعالی آن را از آن موطن پایین آورده و در خور فهم بشر کرده و به لباس واژه عربیّت در آورده است که عقول بشر با آن انس بگیرد و حقایقش را بفهمد . پس قران در امّ الکتاب ، قدر و منزلتی رفیع تر از آن داشت که عقل ها بتوانند آن را درک کنند و مانند قران نازل شده مفصل و جزء جزء و سوره سوره و آیه آیه و جمله جمله و کلمه کلمه نبود .
بنابراین تفسیر ، قران دارای دو مقام است :
اول : مقام « امّ الکتاب » و « لوح محفوظ » که در آن مقام ، قران حقیقت بسیط و واحدی است دور از جزء و فصل و سوره و آیه ؛
دوم : مقام نازل شده ی آن که در قالب لفظ و سوره و آیه در آمده است . آن حقیقت بسیط و واحد ، که برتر از فهم و عقل بشر است ، در شب قدر بر قلب رسول خدا ص نازل شد و صورت نازله آن در طول دوران بعثت ، بر آن وجود مقدس نازل گردید .
ایشان در تفسیر آیه « انّا انزلناه فی لیلة مبارکة » ( دخان : 3 ) توضیح می دهد که ظاهر این آیه و آیات متشابه ( قدر ، آیه 1 و بقره آیه 185 ) دلالت دارد بر این که کل قران در شب قدر نازل شده ، نه بعضی یا بیش تر آن . از سوی دیگر ، آیاتی از قران ناظر به شان نزول هایی هستند که باید پس از آن وقایع نازل شده باشند ؛ مانند آیه « قد سمع الله قول الّتی تجادلک فی زوجها ... » (مجادله : 1 ) و نمی توان تصور کرد که این آیات پیش از واقعه مورد نظر نازل شده باشند .
بنابراین ، اگر بخواهیم ، هم نزول همه قران را در یک شب بپذیریم و هم نزول آنرا به تدریج و در طول زمان نبوت ، باید به اجمال و تفصیل قایل شویم و بگوییم : قران در شب قدر ، بصورت اجمال و در طول زمان نبّوت ، بصورت تفصیل نازل شده است . آیه 114 سوره طه نیز مویّد این نظر می باشد ؛ زیرا دلالت دارد که پیامبر ص پیش از نزول تدریجی آیات،نسبت به آنها علم اجمالی داشته است. ( المیزان : ج10ص202 و ج18ص198 و ج14ص300 )
فواید نزول تدریجی :
خداوند متعال در پاسخخ ایراد کسانی که می گفتند چرا قران یکباره نازل نشده است ، به اسرار نزول تدریجی قران اشاره کرده ، آنها را چنین بر می شمارد : « و قال الّذین کفروا لولا نزّل علیه القران جملة واحدة کذالک لنثبّت به فوادک و رتّلناه ترتیلا ()و لا یاتونک بمثل الاّ جئناک بالحقّ و احسن تفسیرا » (فرقان : 32 – 33 ) و کافران گفتند : چرا قران یکجا بر او نازل نمی شود ؟ این به آن دلیل است که قلب تو را بوسیله آن محکم داریم و ( از این رو ) آن را به تدریج بر تو خواندیم . آنان هیچ مثلی برای تو نمی آورند ، مگر اینکه ما حق را برای تو می آوریم و تفسیری بهتر ( و پاسخی دندان شکن که در برابر آن ناتوان شوند .)
با استفاده از آیه مزبور و دیگر منابع در این زمینه ، می توان فواید نزول تدریجی قران را اینگونه دسته بندی نمود :
1) بدون شک ، هم از نظر تلقی وحی و هم از نظر ابلاغ به مردم ، اگر مطالب بطور تدریجی و طبق نیازها اعلام شود و برای هر مطلبی شاهد و مصداق عینی وجود داشته باشد ، بسیار موثرتر خواهد بود .
اصول تربیتی ایجاب می کند که شخص یا اشخاص تربیت شونده قدم به قدم این راه را بپیمایند و برای هر روز آنها برنامه ای تنظیم شود تا از مرحله پایین شروع کنند و به مراحل عالی برسند . برنامه هایی که اینگونه پیاده می شود ، هم برای گوینده و هم برای شنونده خوشایندتر و مطلوبتر است .
2) نزول تدریجی قران سبب ارتباط دایم و مستمر پیامبر ص با مبدا وحی بود . این ارتباط دایمی قلب ایشان را قوی تر و اراده آن حضرت را نیرومندتر می ساخت و تاثیرش در برنامه های تربیتی او انکار ناپذیر بود .
3) از سوی دیگر ، ادامه وحی بیانگر ادامه رسالت پیامبر ص است و جایی برای وسوسه دشمنان نخواهد گذاشت که بگویند : او یک روز از سوی خدا مبعوث شد ، سپس خدایش او را ترک گفت ، همانگونه که در تاریخ اسلام می خوانیم که هنگام تاخیر وحی در آغاز نبوت پیامبر اکرم ص ، این زمزمه پیدا شد و سوره « والضحی » برای نفی آن نازل گردید .
4) بدون شک ، اگر بنا بود برنامه های اسلام ، همه یکجا نازل شود ، لازم بود یکجا نیز اجرا گردد ؛ زیرا نازل شدن بدون اجرا ارزش آن را از بین می برد و می دانیم اجرای همه برنامه ها اعم از عبادات ، زکات ، جهاد و رعایت تمام واجبات و پرهیز از تمام محرمات بصورت یکجا ، کار بسیار سنگینی بود که موجب فرار گروه عظیمی از اسلام می شد . پس چه بهتر که به تدریج نازل شود و قدم به قدم مورد عمل قرار گیرد و به تعبیر دیگر ، هر یک از این برنامه ها بخوبی جذب شود و اگر سوالی در باره آنها وجود دارد مطرح گردد و جواب گفته شود .
5) یکی دیگر از اثرات نزول تدریجی ، روشن شدن عظمت و اعجاز قران است ؛ چرا که در هر واقعه ای ، آیاتی که نازل می گردد ، خود دلیل بر عظمت و اعجاز است و هر قدر تکرار می شود این عظمت و اعجاز روشن تر می گردد و در اعماق قلوب مردم بیش تر نفوذ می کند . ( تفسیر نمونه ج15ص82و83 )
کلام خدا :
یکی از مسائلی که در بحث نزول باید بدان اشاره شود ، نزول الفاظ قران مجید از سوی خداوند متعال است ؛ بدین معنا که آیات قران مجید ، هم از نظر لفظ و هم از نظر معنا ، از سوی پروردگار جهانیان نازل شده است .
آیاتی را که بر آسمانی بودن الفاظ قران کریم دلالت دارند می توان به چند دسته تقسیم کرد :
1) آیاتی که در آنها از کلام و قول خدا سخن بمیان آمده است ؛ مانند « حتّی یسمع کلام الله » : (توبه : 6 تا اینکه کلام خدا را بشنوند ) « یریدون ان یبدّلوا کلام الله » (فتح :15 می خواهند سخن خدا را دگرگون کنند ) و « انّا سنلقی علیک قولا ثقیلا » ( مزمل : 5 ما بزودی بر تو سخن سنگینی القا خواهیم کرد )
2) آیاتی که سخن از عربی بودن قران نازل شده از طرف خداوند دارند ؛ مانند : « وکذالک انزلناه قرانا عربیّا .» (طه : 113 و این چنین قران عربی بر او نازل کردیم ) البته واضح است که اگر منظور فقط نزول معانی از جانب خدا بود ، سخن از نزول عربی آن معنا نداشت ؛ زیرا در صورت نزول معانی از سوی خداوند بر قلب پیامبر ص ، الفاظ دخالتی نداشت .
3) آیاتی که در آنها از تلاوت و قرائت قران سخن گفته شده است؛ مانند: « فاذا قراناه فاتّبع قرانه » (قیامت : 113 چون خواندیمش تو آن خواندن را پیروی کن ) و « تلک آیات الله نتلوها علیک بالحقّ » ( جاثیه :45 اینها آیات خداست که براستی بر تو تلاوت می کنیم )
4) آیاتی که نشان می دهد پیامبر ص اختیاری در تغییر آیات الهی نداشت ؛ مانند آیه : « و اذا تتلی علیهم آیاتنا بیّنات قال الّذین لا یرجون لقاءنا ائت بقرآن غیر هذا او بدّله قل ما یکون لی ان ابدّله من تلقاء نفسی ان اتّبع الاّ یوحی الیّ » (یونس:15) و هنگامی که آیات روشن ما بر آنها خوانده می شود ، کسانی که ایمان به لقای ما ( و روز رستاخیز ) ندارند ، می گویند : قرانی غیر از این بیاور یا آنرا تبدیل کن ( و آیات نکوهش بت ها را بردار . ) بگو : من حق ندارم که از پیش خود ، آن را تغییر دهم ؛ فقط از چیزی که بر من وحی می شود پیروی می کنم .
5) تکرار لفظ « قل » ، که در بیش از سیصد مورد در قران به پیامبر اکرم ص خطاب شده است ، نشان می دهد که او علاوه بر دریافت معانی ، مامور تلقّی و نشر الفاظ آیات نیز بوده است .
این دسته بندی آیات از کتاب قران در قران ، نوشته حجت الاسلام مهدی احمدی ص127 – 130 تلخیص شده است  .
التماس دعا

اولین مدرسه عشق که تأســـیس شده 

درس عشق علی و فاطمه تدریس شده

گـل ادم چـو سـرشـتن به کاه از عـلــی

اولـین کلمه که آمـوختن علـی بود علـی

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی