• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن عمومی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
عمومی (بازدید: 395)
چهارشنبه 11/5/1391 - 1:2 -0 تشکر 487245
سحرخیزان عزیز تا اذان صبح ۵ دقیقه باقی است!

سحرخیزان عزیز تا اذان صبح 5 دقیقه باقی است!

«سحرخیزان عزیز تا اذان صبح ۵ دقیقه باقی است!» این جمله‌ حتما برای شما هم نوستالژی دارد. وقتی که همه با چشم‌های پف کرده، دور سفره سحری می‌نشستیم و از ترس تمام شدن زمان، دو لپی لقمه‌ها را پایین می‌دادیم و مدام گوشمان به رادیو و چشم‌مان به تلویزیون سیاه و سفید خانه بود تا اذان پخش شود. اما چند سالی است که شرایط تغییر کرده. حالا بسیاری از خانواده‌ها مقابل تلویزیون‌های بزرگ می‌نشینند و همراه با مرغ سحر رمضان یا همان فرزاد جمشیدی خودمان سحری می‌خورند. آقای مجری در این چند سالی که میهمان سحرگاهی خانه‌ها می‌شود، بسیاری از کلیشه‌ها را شکسته و با آنکه ۳۰ شب تمام یک تنه، بدون کارشناس و میهمان به لنز دوربین زل می‌زند و برنامه اجرا می‌کند اما هرگز کلامش خسته کننده و تکراری نمی‌شود. هیچوقت نمی‌گوید ۵ دقیقه تا سحر باقی‌است. حتما کلی ذوق و خلاقیت به خرج می‌دهد تا همین جمله ساده تغییر کند.

چهارشنبه 11/5/1391 - 1:4 - 0 تشکر 487246

گفتگوی خواندنی همشهری آیه با فرزاد جمشیدی :


آقای جمشیدی! برای من همیشه عجیب بوده که شما چگونه می‌توانید ۱۵ دقیقه تمام به لنز دوربین خیره شوید و لشکر واژگان را بدون تپق رهبری کنید. چگونه به این فرهنگ واژگانی قوی دست پیدا کرده‌اید؟


 فکر می‌کنم بعد از لطف خدا و کمک قرآن، زندگی کردن کنار علی بن موسی‌الرضا‌(ع) و توسل به حضرت باعث شده که در زمینه اجرا تقریبا موفق باشم. وجود مبارک امام رضا‌(ع) را به‌عنوان عالم آل محمد‌می‌شناسند. من هم در جوار ایشان درس خوانده‌ام. زمانی که در گروه معارف کار می‌کنیم و می‌خواهیم در مورد معارف اهل بیت(علیهم‌السلام) حرف بزنیم باید بهترین واژه‌ها را دستچین کنیم، چون قرار است در مورد بهترین آدم‌ها حرف بزنیم. نکته بعد، فراگیر بودن یک برنامه تلویزیونی است؛ بنابراین مجری تلویزیون نماینده‌ای از فضایل‌ یک ملت است. در جایی که کوه‌واره‌های بزرگی مثل شعرا و علما داریم و می‌خواهیم برای چنین مردمی حرف بزنیم، باید در انتخاب واژه‌ها بسیار دقت کنیم. از سوی دیگر، گاهی اوقات برنامه‌های ما مخاطبان خارج از کشور هم دارد، بنابراین باید به سبکی اجرا شود که آنها هم بتوانند با برنامه ما ارتباط برقرار کنند.

چهارشنبه 11/5/1391 - 1:5 - 0 تشکر 487248

البته شما با مخاطب عام هم سروکار دارید. هیچوقت نترسیدید که سطح متن‌ها بالا برود و مخاطب تلویزیونی را به قول معروف پس بزند؟


ایرانی‌ها بینندگان بسیار قوی‌ای هستند. درواقع ما از لحاظ دانش با بهترین بینندگان دنیا روبه‌روییم. به همین دلیل باید حواسمان جمع باشد. رهبرمعظم انقلاب در یکی از سخنرانی‌هایشان برای کارکنان صداوسیما به نکته بسیارظریف تفاوت عامه و عموم مردم اشاره کردند. عامه مردم کسانی هستند که از سواد کمتری برخوردارند و برنامه‌های عامه‌پسند بسیاری هم اجرا می‌شود. اما عموم مردم شامل گروه بزرگی از علما، دانشگاهیان، خانم‌های خانه‌دار و حتی یک پیرمرد و پیرزن روستایی است. بنابراین من کار فوق‌العاده‌ای انجام نمی‌دهم. باید این‌گونه حرف زده شود. اگر تا‌کنون چنین چیزی نبوده، باید پرسید چرا کم‌کاری کرده‌اند؟ چرا صحبت‌های مجریان هیچ آهنگی ندارد و چرا از سجع و وزن در آن خبری نیست؟ در پژوهشی که درباره سخن گفتن مجریان انجام شده به این نتیجه رسیدند که اکثریت قریب به اتفاق مجریان تلویزیونی متاسفانه نمی‌توانند بیشتر از ۲۲۰‌کلمه حرف بزنند، در صورتی که ادبیات غنی و سرشاری داریم که این ادبیات باید وارد تلویزیون شود.

چهارشنبه 11/5/1391 - 1:6 - 0 تشکر 487249

یعنی شما معتقدید زبان اجرای شما برای کسی سنگین نیست؟

 یادم هست در یکی از دیدارهایی که با مقام معظم رهبری داشتیم، ایشان فرمودند اگر همکارانتان با شما چالش کردند که چرا اینقدر ادبی حرف می‌زنید، بگویید که تلویزیون در این ۱۰، ۱۵سال اخیر میزان فهم مردم را پایین تصور کرده. چطور بود که ۱۵۰‌سال پیش مردم در قهوه‌خانه‌ها و جاهای دیگر به زبان شاهنامه فردوسی و سعدی با هم حرف می‌زدند؟ آن روزها که خبری از رسانه‌ها نبود، مردم این‌طوری با هم صحبت می‌کردند. نقل سعدی می‌گفتند، نقل شاهنامه می‌گفتند. احساس می‌کنم از زمانی که ما این کار را شروع کردیم، نحوه اجراها کمی تغییر کرده. البته در اینکه زبان معیار باید در تلویزیون باشد هیچ شکی نیست اما اینکه همه مردم متوجه حرف‌هایم می‌شوند یا نه، باید کمی تلاش کنند. حرفتان را تا حدودی قبول دارم ولی ما فرهنگ و ادبیاتی قوی داریم که در گذشته بیشتر رواج داشته است. از این گذشته، زبان معیار زبان خاصی نیست. مثلا اشتباه سخن نگفتن، شمرده سخن گفتن و به قواعد دستور زبان فارسی قائل بودن. بسیاری از گویندگان خبری بعضی از حرف‌های «بسم‌الله الرحمن الرحیم» را که باید مشدد خوانده شوند درست ادا نمی‌کنند. زبان معیار یعنی اینکه کلمات را تلفظ درست کنیم. البته تمام صحبت‌هایمن ادبی نیست؛ فقط یک متن ادبی در آغاز برنامه داریم. بقیه حرف زدن‌های من معمولی است. مثلا این متن که:«خدایا رفتم سری به صندوق پستی دلم زدم، دیدم تو واسه من یه ای‌میل فرستادی و برام نوشتی بنده من، از صبح تا حالا دارم نگات می‌کنم که ببینم وسط این همه کار وقت می‌کنی یه حالی هم از من بپرسی و یه ذره با من حرف بزنی». مردم متوجه این زبان می‌شوند.

چهارشنبه 11/5/1391 - 1:6 - 0 تشکر 487250

حالا چطور شد که تصمیم گرفتید کلیشه‌های رایج اجرای برنامه‌های مذهبی را بشکنید؟

 کارهای مختلفی انجام می‌دهم؛ مثلا اجرای کشورهای مختلف را می‌بینم و از آنها الگوبرداری مثبت می‌کنم. علاوه بر این، مقاله‌هایی از ۴۷‌کشور دنیا جمع‌آوری کرده‌ام که در خصوص چگونگی و مهارت اجرا نوشته شده‌اند. یادم می‌آید مقاله ترجمه شده‌ای از کشور آلمان خواندم که درباره ۲۵‌مدل خندیدن ریاکارانه مجری در آن بحث شده بود. در هیچ جای دنیا نمی‌پسندند مجری قبل از اینکه رنگ دکور را ببیند، رنگ لباسش را انتخاب کند. اصلا مگر تلویزیون را از غرب نگرفته‌ایم؟ پس چرا در انجام بعضی از کارهایی که در چارچوب قوانین دین و ایران مجاز است، از آنها الگوبرداری نمی‌کنیم؟ باید جهانی فکر کنیم و بومی عمل کنیم. البته این شعار ورد زبانمان شده ولی متاسفانه به آن عمل نمی‌کنیم! بازهم تاکید می‌کنم باید به‌روز باشیم، سپس در مورد دین و علما حرف بزنیم. این دو در کنارهم کار متفاوتی می‌شود.

چهارشنبه 11/5/1391 - 1:7 - 0 تشکر 487252

گویا شما سابقه کار مطبوعاتی هم دارید. اصلا چطور شد که از دنیای مطبوعات به دنیای اجرا آوردید؟

 از هر فوتبالیستی بپرسید چطور فوتبال را آغاز کردی، برایتان از توپ پلاستیکی و زمین خاکی صحبت می‌کند. کار من هم تقریبا همین‌طور شروع شد؛ یعنی صحبت کردن در جمع خانواده. از همین‌جا به همه خانواده‌هایی که می‌خواهند فرزندانشان خوب سخن بگویند می‌گویم کاری را که پدر من انجام ‌داد بکنند. پدرم شرایطی فراهم می‌کرد که بتوانم از همان موقع اگر غزل خوبی می‌دانستم یا حکایت خوبی از سعدی خوانده بودم و منظومه‌ای از حفظ بودم،آن را در جمع بخوانم. البته تنها قوال نبودم؛ همه اینها را اجرا می‌کردم. بعد هم به فعالیت‌های ادبی‌ام در انجمن اسلامی مدرسه ادامه دادم. سپس با دوستان حوزه هنری آشنا شدم و گزارش برنامه‌های شب‌های خاطره را می‌نوشتم؛ تا اینکه پایم به مطبوعات کشیده شد. بعد هم گزارشگری، خبرنگاری، گویندگی و مجری‌گری.

چهارشنبه 11/5/1391 - 1:7 - 0 تشکر 487253

گویا خیلی اهل مطالعه هستید، درست است؟

بله، مجری باید مطالعه عمومی داشته باشد. به‌عنوان مثال من حتما باید بازی ایران و ازبکستان را دنبال کرده باشم. از فوتبال و والیبال کشورم مطلع باشم، ازبرنامه‌های مجلس شورای اسلامی با‌خبر باشم و در خصوص نیازهای جوانان اطلاعات بیشتری داشته باشم. بعد از این اطلاعات عمومی، باید در شا‌خه‌ تخصصی خودم که فرهنگ، ادبیات و معارف است مطالعه کنم. در خانه‌ام هفت کتابخانه هست که مرتب از کتاب‌هایش استفاده می‌کنم. خواندن مقاله‌های مرتبط هم جزئی از کارمن است. بدون غلو ۱۵‌روز اول ماه شوال را به خودم استراحت می‌دهم. از ۱۵‌شوال پارسال تا ماه رمضان امسال برای ۳۰‌روز برنامه سحر، روزی ۳ الی ۴‌ساعت مطالعه می‌کنم.

چهارشنبه 11/5/1391 - 1:7 - 0 تشکر 487254

از ۱۵ شوال سال گذشته تا رمضان امسال می‌شود ۳۴۰ روز. اگر این عدد را در ۴ ضرب کنیم، یعنی حدود ۱۳۶۰ ساعت برای رمضان امسال مطالعه کرده‌اید؟


 بله، این اصلا اغراق نیست. باید مطالبم را جمع کنم تا سلام امشب من، با سلام فردا شب تکراری نشود. همین‌طور خداحافظی.

چهارشنبه 11/5/1391 - 1:8 - 0 تشکر 487257

احتمال نمی‌دهید شاید سال بعد برای اجرای برنامه سحر دعوت نشوید؟

به‌صراحت می‌گویم که حضور مجری تلویزیون ارتباط زیادی به اراده کسی ندارد. یعنی آن‌طور نیست که بگوییم فرزاد جمشیدی از حمایت یک حامی در سازمان برخوردار است که او را دعوت می‌کنند. حتی اگر مدیری یک مجری را نخواهد، بنابر سلیقه مردم او را دعوت می‌کنند. مجری باید کاری کند که در قاب تلویزیون برای مردم بماند. هیچ نگرانی‌ای در این زمینه ندارم. اگر در ماه رمضان نشد از نوشته‌هایم استفاده کنم، در حوزه‌های دیگر خرجش می‌کنم؛ مثلا در یک رسانه مکتوب چاپش می‌کنم یااینکه آنها را به یک خبرگزاری می‌دهم.

چهارشنبه 11/5/1391 - 1:8 - 0 تشکر 487258

عده‌ای‌ معتقدند رسانه نباید در هنگام سحر یا موقعیت‌های زمانی خاص دیگر وارد خلوت مردم بشود. یکی از همکارانتان گفته بود اگر یک میلیارد هم بدهند، سحرها برنامه اجرا نمی‌کنم.


 قصد پاسخگویی به آن دوست‌مان را ندارم چون فکر می‌کنم در طول ایام جوابشان را گرفته‌اند. اینکه روی آنتن بمانیم و اندیشه ما هم بماند خوب است. مضافا براینکه اجرای برنامه‌های سحر بسیار سخت دارد. دوستان هم به‌دلیل سختی کار است که اجرا نمی‌کنند، نه اینکه واقعا نگران حال و قال مردم باشند. بدون تعارف بگویم اگر می‌توانستند آنجا را هم تصرف می‌کردند. با این برنامه ثابت شد که می‌توان با اجرای متفاوتِ برنامه‌های دینی در آن زمان هم بیننده داشته باشیم؛ مثل برنامه «نود». اصلا به این فکر نمی‌کنم که نباید وارد خلوت مردم شد. اتفاقا باید به آن ساعت مردم جهت داد. دعا کردن آدابی دارد که باید آن را آموزش داد. اگر غیر از این باشد، نباید زیارتنامه نوشت.

چهارشنبه 11/5/1391 - 1:8 - 0 تشکر 487259

خاطره جالبی هم از برنامه‌های سحری‌تان دارید؟

در سحر شهادت حضرت علی‌(ع) متنی خواندم که شاید یک هفته روی آن کار کرده بودم. می‌خواهم چیزی بگویم که می‌ترسم شما و خوانندگانتان باور نکنید. به خدای علی سوگند بعد از سه چهار روز از پخش برنامه یک نفر از خوزستان تماس گرفت و گفت ۱۳‌نفر از اهالی خانواده ما که سنی بودند، شیعه شدند.

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.