• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 414)
سه شنبه 10/5/1391 - 9:30 -0 تشکر 486384
شوخ طبعی و مزاح در سیره و سخن پیشوایان علیهم السلام

خوش خلقی و گشاده رویی از ویژگیهای هر مسلمان است. این ویژگی بارز در تعاملات و معاشرتهای متقابل اجتماعی و در شوخ طبعی آشكار می‌شود و سبب صمیمانه‌تر شدن روابط اجتماعی می‌گردد، و كینه را از دل می‌زداید. آن گونه كه رسول خداصلی الله علیه وآله می‌فرماید: «حُسْنُ البُشْرِ یذْهَبُ بِالسَّخِیمَةِ؛ گشاده رویی كینه را از دل می‌بَرَد.»  به همین منظور در اسلام توجه زیادی بدان شده است. با تورقی كوتاه در احادیث و سیره اهل بیت اطهارعلیهم السلام قطره‌ای از بیكران كردار پسندیده آنان را با هم مرور می‌كنیم.

سه شنبه 10/5/1391 - 9:30 - 0 تشکر 486385

بررسی روایات مزاح

با كاوشی گذرا در احادیث امامان معصوم علیهم السلام فهمیده می‌شود كه در روایات شیعی، دو گونه برخورد با مقوله مزاح شده و از دو زاویه بدان نگریسته شده است؛ یك دسته روایاتی است كه به مدح و ستایش مزاح می‌پردازد و دسته دیگر آن را نكوهش كرده است. با نگاهی دقیق‌تر مشخص می‌شود كه دسته سومی از احادیث هم وجود دارد كه مؤمنان را از مزاحِ بسیار باز می‌دارد و مزاحِ فراوان را مورد نكوهش قرار داده و آن را برنمی تابد.

سه شنبه 10/5/1391 - 9:32 - 0 تشکر 486388

مزاح ستوده
1. ضرورت مزاح پسندیده

اسلام، دین عاطفه، صلح و امید است و همواره مسلمانان را دعوت به صمیمیت و دوستی می‌نماید. تا آنجا كه امام علی علیه السلام در ضرورت گشاده رویی می‌فرماید: «بُشْرُ المُؤمِنِ فی وَجْهِهِ وَ حُزْنُهُ فی قَلبِهِ؛ شادی و گشادگی مؤمن در چهره او [آشكار] و غمش در دل او [مخفی] است.‌»
بدین معنا كه فرد مؤمن همواره غم خویش را برای خود نگه می‌دارد ولی در برخوردهای اجتماعی، دیگران را با گشاده رویی در شادی خود سهیم می‌نماید. این نه تنها گفتار اهل بیت علیهم السلام است بلكه در رفتار آن بزرگواران نیز به گونه روشن و عینی به چشم می‌خورد. بر خلاف آنچه در برخی اذهان جا افتاده است پیشوایان معصوم علیهم السلام، نه تنها اهل شاد كردن و مزاح پسندیده با دیگران بودند بلكه به دیگران نیز آن را توصیه می‌نمودند و شاد نمودن دل مؤمن و پاك كردن غبار غم از چهره او را - اگر چه به اندازه یك شوخی ساده - سجیه‌ای اخلاقی می‌دانستند.

نوشته اند روزی «یونس شیبانی‌» از راه دوری جهت ملاقات با پیشوا و استاد خویش امام صادق علیه السلام نزد ایشان آمد و با امام دیدار و گفتگو نمود. اندكی گذشت و امام برای اینكه بداند شهر او چه حال و هوایی دارد و مؤمنان با دیگران چگونه اند، پرسید: «ای یونس شیبانی! شوخی شما با دیگران به چه اندازه است؟‌» یونس پاسخ داد: «سرورم، شوخی ما اندك است.‌» امام فرمود: «نه! این گونه نباشید، بلكه در حد متوسط شوخی نمایید؛ زیرا شوخی پسندیده نشانه خوش خلقی است، تو با شوخی با برادر مؤمنت او را شادمان می‌نمایی. بدان كه رسول خداصلی الله علیه وآله نیز با دیگران شوخی می‌نمود و هدف او از این كار شادمان ساختن آنان بود.»
به خوبی مشخص است كه امام با این سخن تلاش می‌نمود تا مزاح پسندیده را یكی از مصادیق و نشانه‌های خوش خلقی معرفی نموده و آن را سیره رسول خداصلی الله علیه وآله در دوستیهای خود بیان نماید.

سه شنبه 10/5/1391 - 9:33 - 0 تشکر 486389

. ویژگی مؤمنان

از آنجا كه مؤمن برای جامعه خود الگوی سجایای اخلاقی شناخته می‌شود، در زمینه مزاح با دیگران نیز الگوست و مزاحهای پسندیده یكی از ویژگیهای بارز او به شمار می‌رود. هم چنان كه رسول خداصلی الله علیه وآله می‌فرماید: «المؤمِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ وَ المُنافِقُ قَطَبٌ غَضِبٌ؛ مؤمن، شوخ طبع و خوش برخورد است و منافق، گرفته و خشم آلود می‌باشد.‌»
این ویژگی به اندازه‌ای بارز و نمایان است كه در میان احادیث اهل بیت عصمت علیهم السلام یك ویژگی و خصلت عمومی برای مؤمنان معرفی شده است. امام صادق علیه السلام می‌فرماید: «ما مِن مؤمن الاَّ وَ فِیهِ الدّعَابَةُ؛ هیچ مؤمنی نیست كه در او شوخی و مزاح [پسندیده] نباشد.‌»

در این راستا در بیان شوخیهای رسول خداصلی الله علیه وآله با خانواده خود نوشته اند: روزی پیامبرصلی الله علیه وآله در مقابل علی علیه السلام نشسته بود و ظرف خرمایی جلوی آنان بود. پیامبرصلی الله علیه وآله هر بار خرمایی برمی داشت و می‌خورد و هسته آن را پیش روی علی علیه السلام می‌نهاد. وقتی مقداری خرما خوردند و همه هسته‌ها جلوی امام علی علیه السلام جمع شد، پیامبرصلی الله علیه وآله به شوخی به علی علیه السلام فرمود: «ای علی! تو چه قدر پرخور هستی؟!‌» و اشاره به هسته‌های انباشته شده جلوی او كرد. امام علی علیه السلام نیز شوخی ایشان را با شوخی پاسخ داد و فرمود: «پرخور كسی است كه خرماها را با هسته بخورد‌» و اشاره به پیامبرصلی الله علیه وآله كرد كه هیچ هسته خرمایی جلوی ایشان نبود

سه شنبه 10/5/1391 - 9:34 - 0 تشکر 486391

همچنین ایشان در مزاح با اصحاب و یاران و نزدیكان خویش نیز شناخته شده بودند و نمونه‌هایی از شوخ طبعیهای پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله با یاران و نزدیكان وارد شده است كه نگاهی به چند نمونه از آنها خالی از لطف نیست:
الف. اشك شوق: روزی پیرزنی از صحابه رسول خداصلی الله علیه وآله - كه زنی مؤمن و پاكدامن بود - برای عرض ارادت تصمیم گرفت نزد پیامبر رود. پیرزن لنگ لنگان نزد پیامبر آمد تا در مورد بهشت از او بپرسد. سلام كرد و در مورد بهشت از پیامبرصلی الله علیه وآله سؤال كرد. پیامبرصلی الله علیه وآله به او فرمود: «پیرزنان به بهشت نمی‌روند.‌» پیرزن از این پاسخ یكه خورد و بسیار غمگین شد و برخاست و رفت. بلال حبشی نزد پیامبرصلی الله علیه وآله می‌رفت و دید پیرزن با چشمان اشكبار از نزد پیامبرصلی الله علیه وآله باز می‌گردد. از او پرسید: «ای مادر! چرا گریه می‌كنی؟‌» پاسخ داد: «زیرا پیامبرصلی الله علیه وآله به من فرموده پیرزنها به بهشت نمی‌روند.‌» بلال نیز از این سخن بسیار تعجب كرد. با پیرزن خداحافظی نمود و نزد پیامبرصلی الله علیه وآله آمد و درستی خبر را دوباره از پیامبرصلی الله علیه وآله سؤال كرد. پیامبرصلی الله علیه وآله به او فرمود: «سیاه‌ها نیز به بهشت نمی‌روند.‌» بلال نیز غم دلش را فرا گرفت و در گوشه‌ای نشست. اندكی گذشت و عباس، عموی پیامبر صلی الله علیه وآله كه پیرمردی سالخورده بود بلال را گریان دید. نزد بلال رفت و پرسید: «چرا گریه می‌كنی؟‌» بلال اشك از چشمانش پاك كرد و گفت: «پیامبرصلی الله علیه وآله فرمود سیاهان به بهشت نمی‌روند.‌» عباس پیش پیامبرصلی الله علیه وآله آمد و جریان را باز گفت. پیامبرصلی الله علیه وآله به عباس رو كرد و فرمود: «بدان كه پیران نیز به بهشت نخواهند رفت.» او نیز بسیار غمگین شد. اندكی گذشت. برای اینكه خبر شادمانی، بیشتر در دل آنان تأثیر گذارد، هر سه آنان را نزد خود فرا خواند و با تبسمی فرمود: «پروردگار، اهل بهشت را ابتدا به صورت جوانی آراسته در حالی كه تاجی به سر دارد درمی آورد و سپس وارد بهشت می‌سازد؛ نه به صورت انسان پیر یا سیاه چرده.‌» هر سه از این مزاح شاد شدند.

سه شنبه 10/5/1391 - 9:35 - 0 تشکر 486394

ب. ترس و خنده: روزی زنی از نزدیكان پیامبرصلی الله علیه وآله نزد ایشان آمد. پیامبرصلی الله علیه وآله با صدای بلند به گونه‌ای كه او می‌شنید فرمود: «آیا این همان زنی نیست كه در چشم شوهرش سفیدی است؟"
زن سراسیمه شد و گفت: «نه در چشم شوهر من سفیدی نیست!‌» سپس پریشان به سوی خانه دوید و آنچه از پیامبرصلی الله علیه وآله شنیده بود به شوهرش گفت. مرد منظور پیامبرصلی الله علیه وآله را فهمید و به سخن زن خندید و چشمش را به همسر خود نشان داد و گفت: «مگر نمی‌بینی كه سفیدی چشمانم بیشتر از سیاهی آن است.‌»

سه شنبه 10/5/1391 - 9:35 - 0 تشکر 486395

ج. دندان بهشتیان: پیرزنی كه دندانهایش در اثر پیری ریخته بود نزد پیامبرصلی الله علیه وآله آمد. وقتی پیامبرصلی الله علیه وآله او را دید فرمود: «پیرزن بی دندان وارد بهشت نمی‌شود.» پیرزن بسیار ناراحت شد. پیامبرصلی الله علیه وآله كه دید او بسیار ناراحت است پرسید: «چرا گریه می‌كنی؟‌» با بغض پاسخ داد: «ای رسول خدا! من دندان ندارم.‌» پیامبرصلی الله علیه وآله نیز با خنده فرمود: «غمگین مباش! منظور من این بود كه تو با این وضع وارد بهشت نمی‌شوی.»

سه شنبه 10/5/1391 - 9:36 - 0 تشکر 486397

دیگر اهل بیت عصمت و طهارت نیز مزاحهایی با اطرافیان خاص خود می‌نمودند و موجبات شادی و سرور همدیگر را فراهم می‌آوردند و یا از شوخ طبعی یاران خود مسرور می‌شدند. نوشته اند مردی در مدینه دوست امام مجتبی علیه السلام بود و زبان گویایی در شوخی و مزاح با دیگران داشت. او بیشتر اوقات نزد امام مجتبی علیه السلام می‌رسید و با شوخیهای خود امام را می‌خنداند. مدتی امام او را ندید. روزی پس از مدتها نزد امام آمد. امام از او پرسید: «حالت چه طور است؟‌» او آهی كشید و گفت: «ای فرزند رسول خدا! حال من بر خلاف آن چیزی است كه خودم و خدا و شیطان آن را دوست می‌داریم.» امام خندید و پرسید: «چه طور؟ توضیح بده!‌» مرد گفت: «خدا می‌خواهد من از او اطاعت كنم و معصیت كار نباشم، من چنین نیستم. شیطان دوست دارد من در برابر پروردگار خویش [همیشه] سركشی كنم و پا بر دستورات خدا بگذارم، اما من چنین نیستم. و خودم هم دوست دارم همیشه در دنیا باشم اما این چنین هم نخواهم بود و روزی از دنیا خواهم رفت. حال، شما بگویید حال من چگونه باید باشد.‌» امام مجتبی علیه السلام از شوخی او خندید و شاد گردید

سه شنبه 10/5/1391 - 9:36 - 0 تشکر 486398

مزاح در شب شهادت

مؤمن به خاطر پشتوانه غنی ایمان خود از مرگ هراسی ندارد و مرگ بازیچه ایمان وعشق او به پروردگار خویش است و مرگ را به منزله پلی برای گذر از سرایی به سرای دیگر می‌داند. همین موضوع بود كه سبب شد تا یاران امام حسین علیه السلام در شب عاشورا، آن گاه كه دانستند فردا در ركاب امام برحق خود به شهادت می‌رسند به شور و شعفی وصف ناپذیر دست یابند. در شب عاشورا زمزمه عاشقان از خیمه‌ها شنیده می‌شد. هر یك گوشه‌ای خلوت را یافته بودند و به راز و نیاز با معبود خویش مشغول بودند، چرا كه فردا پیك شهادت سراغ یك یك آنها را می‌گرفت. دسته‌ای نماز می‌خواندند. دسته دیگری قرآن می‌خواندند. عده‌ای می‌گریستند و گروهی دیگر غسل شهادت می‌نمودند. امام حسین علیه السلام نیز در خیمه خود مشغول نماز بود.
در آن دل شب، از دسته‌ای كه به نوبت برای غسل شهادت آماده می‌شدند صدای خنده شنیده می‌شد. «بُریر‌» با «عبدالرحمن انصاری‌» در كنار خیمه ایستاده بودند. بریر كارهایی می‌كرد كه سبب خنده دیگران می‌شد. عبدالرحمن از او پرسید: «ای بریر! آیا مزاح می‌كنی و می‌خندی؟ اكنون كه وقت مزاح و شوخی نیست!‌» بریر با خنده پاسخ داد: «تمام خویشاوندانم می‌دانند كه من اهل مزاح و خنده نیستم و حتی در جوانی نیز چنین نمی‌كردم، چه رسد به حال كه پیر شده‌ام. اما بدان كه این شوخی و خنده‌ای كه از من می‌بینی به خاطر مژده بهشتی است كه در پیش روی داریم. به خدا بین ما و بهشت فاصله‌ای نیست جز اینكه از سوی دشمن حمله‌ای شود و ما جان خویش را در پی یاری فرزند رسول خداصلی الله علیه وآله، حسین علیه السلام فدا كنیم و من چقدر منتظر این لحظه هستم.‌»

سه شنبه 10/5/1391 - 9:38 - 0 تشکر 486401

ضرورت پرهیز از شوخیهای ناروا

اسلام برای مسلمانان در همه زمینه‌های اخلاقی ضوابط و مقررات خاصی را در نظر گرفته است و مسلمانان را به رعایت دقیق آن فرا می‌خواند.
اگر چه در سیره نورانی اهل بیت علیهم السلام مزاح و شوخی جریان داشته است اما این رفتار، ضابطه مند بوده است. آنان به مسلمانان نیز سفارش می‌نمودند كه در این گونه رفتارها، مواظب باشند كه از دایره حق و حقیقت بیرون نروند و یا سبب آزار و اذیت دیگران نشوند.
رسول خداصلی الله علیه وآله می‌فرماید: «اِنّی اَمزَحُ وَ لا اقُولُ اِلاّ حقاً؛ به درستی كه من شوخی می‌كنم، اما هرگز جز حقیقت را نمی‌گویم.» بدین معنا كه دروغ گویی به خاطر شوخی را جایز نمی‌دانم. هم چنان كه دیده می‌شود برخی به خاطر شوخ طبعی حاضر هستند دروغ یا هر سخن نادرست دیگری نیز بگویند. همچنین امام باقرعلیه السلام در این باره می‌فرماید: «اِنَّ الله عزَّ وَ جَلَّ یحِبُّ المُداعِبَ فِی الجماعَةِ بِلا رَفَثٍ؛ به درستی كه خداوند بلند مرتبه و سترگ كسی را كه در جمعی بدون فحش و یا سخن نادرست شوخی می‌كند دوست می‌دارد.»
از این رو اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام برای یاد دادن و سفارش به شوخی و مزاحهای اسلامی به یاران و نزدیكان خود، توصیه‌های فراوانی در این زمینه به گونه رفتاری و گفتاری به آنان می‌نمودند. بر این مبنا، نوشته اند در بین یاران امام رضاعلیه السلام مرد شوخ طبعی بود كه گاه دیگران را می‌خنداند. روزی با خود گفت بهتر است این مسئله را از امام رضاعلیه السلام بپرسد تا ببیند آیا كارش درست است، یا نه؟ خدمت امام رضاعلیه السلام رسید و از امام پرسید: «گاه پیش می‌آید كه جمعی در جایی نشسته اند و با هم شوخی می‌نمایند و می‌خندند. آیا بر مردی كه در میان آنان نشسته است رواست كه در شوخی و خنده آنان شركت نماید یا خیر؟‌» امام لبخندی زد و فرمود: «اشكالی ندارد به شرطی كه گناه نباشد.‌» مرد دانست كه منظور امام فحش و شوخیهای زشت است.

سه شنبه 10/5/1391 - 9:39 - 0 تشکر 486403

امام برای اینكه او منظورش را بهتر بفهمد داستانی از پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله نقل كرد و فرمود: «پیامبرصلی الله علیه وآله نیز این گونه بود. گاه عربی بیابان نشین نزد ایشان می‌آمد و هدیه‌ای برایشان می‌آورد و وقتی هدیه را می‌داد به شوخی به پیامبرصلی الله علیه وآله می‌گفت: پولش را بده! رسول خداصلی الله علیه وآله نیز می‌خندید و از مزاح او شادمان می‌شد. و گاه كه او را اندوهگین می‌دیدند می‌فرمود: كجاست آن عرب بذله گوی بیابان گرد؟ كاش اكنون نزد ما بود و شوخی می‌كرد.»
اما همان گونه كه گفته شد دسته‌ای از روایات نیز به نكوهش مزاح پرداخته اند و مؤمنان را از مزاحهای ناپسند منع نموده اند. امام كاظم علیه السلام فرمودند: «اِیاكَ وَ المِزَاح فَاِنَّهُ یذهِبُ بِنُورِ اِیمَانِكَ؛ از مزاح دوری كن پس به درستی كه آن، نورِ ایمان تو را از بین می‌برد.»
در این زمینه نوشته اند: در دوران امام سجادعلیه السلام مردی اهل مدینه بود كه بسیار شوخی می‌كرد. به گونه‌ای كه شوخیهای زیاده از حد او سبب رنجش و آزار دیگران می‌شد. و در شوخی با دیگران رعایت احترام و وقار كسی را هم نمی‌نمود و گاه سخنان بیهوده نیز می‌گفت. خود اقرار می‌كرد: «من تا كنون توانسته‌ام همگان را بخندانم اما نمی‌توانم علی بن حسین علیه السلام را به خنده آورم.» روزی تصمیم گرفت با امام سجادعلیه السلام شوخی نماید. دید امام به همراه دو غلامش در حال عبور كردن از كوچه هستند، آرام از پشت به امام نزدیك شد و جستی زد و عبای امام را از دوشش برداشت و فرار كرد. امام به شوخی زشت او اهمیت نداد. غلامان امام دنبالش دویدند و عبا را از دست او گرفتند و آوردند و بر دوش امام انداختند. امام پرسید: «آن مرد كه بود؟‌» پاسخ دادند: «دلقكی كه مردم را با كارهای خود و شوخیهایش می‌خنداند.‌» امام فرمود: «به او بگویید خداوند را روزی است كه در آن بیهوده گران به زیان خود پی می‌برند.‌»

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.