• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 337)
يکشنبه 8/5/1391 - 21:28 -0 تشکر 484543
علم ادبیات

( بعضی از اصطلاحان ادبی ) 

۱-بیت : در لغت، به معنی خانه است و در این معنی جمع مکسر آن

« بیوت » است، اما در ادبیات ،نام یک سطر کامل شعر است ، که خود، از ترکیب دو نیم بیت به وجود می آید در این معنی ، جمع مکسر عربی آن « اَبیات » گفته می شود.

2- مصراع ( مصرع ) : در اصل به معنی « یک لنگه در » است . و در ادبیات نام نیم بیت شعر است .

3- قافیه : در لغت به معنی « پیروی » است و در اصطلاح ادبی، نام کلماتی است که در آخر هر دو مصراع یک بیت و یا فقط در پایان بیتهای یک شعر ، با هم هماهنگ باشند؛ نه همسان ، ولی حداقل باید آخرین حرکتشان یکسان باشد. چون همسان کلمات قافیه ، پشت سر هم در شعر می آید و تکرار می شود ، آن را قافیه می نامند .

البته اگر دو کلمه دارای شکل یکسان و معنی متفاوت باشد ، می تواند قافیه باشد و اگر چنین کلماتی در آخر مصراع ها ، بیایند ،معمولا قافیه هستند نه ردیف.

بیتی که دارای قافیه باشد « مقفا ( مقفی ) » نام دارد.

4- مُصَرّع : بیتی که قافیه در هر دو مصراع آن وجود داشته باشد را « مُصَرّع » گویند. بنابر این ، هر بیتی که مُصَرّع داشته باشد ، مقفی هم خواهد بود ، اما مقفی ،  قافیه ها فقط در آخر بیت هاست و بدین جهت ،اینگونه بیتها مُصَرّع نیستند .

5- نام کلماتی است که در آخر ابیات آن ها و یا در پایان هر دو مصرع یک بیت ، به یک شکل و به یک معنی تکرار شوند . اگر کلمه های قبل از ردیف با یکدیگر هماهنگ باشند و شرایط قافیه شدن را با هم داشته باشند و ردیف از یک فعل ، ما دو معنی باشند ؛اشکال ندارد.مثلا ؛ از خانواده ی شدن فعل ربطی و خاص هر دو ساخته می شود.در این صورت ،اگر کلمه های قبلی آنها شکل قافیه داشته باشند ، آن فعل ، ردیف خواهد بود .

 

6- سجع : این کلمه در اصل ، به معنی « آواز کبوتر» است . چون کلمات هماهنگ در آخر جمله ها نیز آهنگی یکسان دارند ، آن را سجع نامیده اند .کبوتر معمولا یک آهنگ را تکرار می کند .و صدای کلمات سجع نیز در آخر جملات چنین است .

بر سر آنم که گر ز دست بر آید  دست به کاری زنم که غصه سر آید

همانطور که قافیه ممکن است با ردیف باشد سجع هم ممکن است با ردیف باشد .

 

بعضی از صاحب نظران، کلمات هماهنگ در آخر بخشهای یک جمله را هم سجع می شمارند

نوشته ای که دارای سجع باشد را نثر مسجّع  خوانند . سجع اختصاصا در قرآن مجید ، فاصله نام دارد .

7- منظوم : هر سخنی است که به صورت شعر سروده شده باشد .

8- منظومه :داستان یا مطلب طولانی است که به صورت نثر نوشته شده باشد و یا هر سخنی که به صورت شعر نباشد.

9- منثور : سخنی است که به صورت نثر نوشته شده باشد و یا هر سخنی که به صورت شعر نباشد .

يکشنبه 8/5/1391 - 21:52 - 0 تشکر 484546

( معرفی چند علم مربوط به ادبیات ) 

1 - عروض : علم مربوط به آهنگ شعر ، علم عروض نام دارد هر یك از آهنگ های اصلی شعر

را یك « بحر » می نامد و مجموع بحر ها « ‌بحور عروضی » نامیده می شود .

2 – علم بدیع : نام علمی است كه در آن زیبایی های ادبی مورد بررسی قرار می گیرد . از حدود

قرن 5 كه كتاب خاصی به زبان فارسی در مورد بدیع تالیف شده است . تا كنون نویسندگان

بسیاری در مورد زیبایی های ادبی سخن گفته اند . و امروزه ده ها مورد زیبایی در آثار ادبی

شناخته و شرح داده شده است .

هر یك از زیبایی های ادبی را یك صنعت می نامند . اگر آن زیبایی به آهنگ یاشكل كلمه ها

مربوط شود صنعت لفظی نام دارد . و چنانچه آن لطف و زیبایی به معنی كلمات یا جملات ارتباط

داشته باشد . « صنعت معنوی » خوانده می شود .

3 - علم معانی : علمی است كه درباره چگونگی تركیب و جای كلمات در جمله بحث می كند تا

جمله ای كه گفته می شود . بیشتر با وضع شنونده متناسب باشد . مثلا ، اگر شنونده هیچ اطلاعی

راجع به موضوع مورد نظر نداشته باشد جمله را بدون تاكید بیان می كنند . اما اگر نسبت به آن

موضوع ، تردید یا انكار داشته باشد جمله باید با تاكید همراه باشد . اگر بگوییم : ( من این كتاب

را از دوستم گرفته ام ) . تنها به شنونده سخن خود ، گرفتن كتاب را اطلاع داده ایم اما اگر بگوییم

: ( این كتاب را من از دوستم گرفته ام ) . با آوردن مفعول جمله در آغاز جمله خواستیم كه بر

گرفتن كتاب تاكید كنیم .

4 – علم بیان علمی است كه به كمك آن می توانیم یك مطلب واحد را به چند روش بیان كنیم ؛ مثلا

اگر بخواهیم قدرتمند بودن شخصی را به كسی اطلاع دهیم ، می توانیم از 5 طریق استفاده كنیم :

حقیقت : بیان یك مطلب است، به صورت صریح : فلانی قدرتمند است ؛ فلانی قدرت بسیاری دارد

مجاز : بحث مجاز در علم بیان بسیا گسترده است و شكل های گوناگونی دارد ، اگر بگوییم

فلانی ( فلانی در همه جا دست دارد ) . كلمه دست به معنی قدرت یا دخالت به كار برده ایم و چنین

معنایی در كلمه دست وجود ندارد. همچنین اگر بگوییم ( بشقابت را بخور ) و منظورمان از

بشقاب محتوای آن باشد مجاز است .

كنایه : جمله ای است كه معنی ظاهری آن در مورد نظر نیست بلكه منظور گوینده غیر از ظاهر

آن است و در حقیقت ، معنی ظاهری، اشاره ای به مفهوم اصلی و باطنی آن است وقتی می گوییم

( آبگینه خویش به سنگ آزمودم – دهخدا ) منظورمان امتحان كردن استحكام شیشه نیست ، بلكه

می خواهیم بگوییم : قدرت خودم را آزمایش كردم و این كنایه است .

تشبیه : بیان شباهت میان دو چیز است كه واقعا شباهت دارند و یا گوینده ، نوعی شباهت میان آن

ها تصور می كند : در مصراع ( كوه از درخت ، گویی مرد مبارز است كوه به مردی مبارز

تشبیه شده است .

استعاره : این است كه كلمه را به جای كلمه دیگر به كار ببریم به دلیل شباهتی كه بین آن ها است :

وقتی شاعر می گویند : ماه من از سفر آمد ...) منظورش از ماه یار اوست كه رویی چون ماه زیبا

دارد . به كار بردن لاله به جای شهید نیز استعاره است .

يکشنبه 8/5/1391 - 21:53 - 0 تشکر 484547

( انواع شعر از لحاظ شکل ) 

- مثنوی : شعری است که اولا ، تمام ابیاتش مصرع است ،یعنی ،در مصرع اول و دوم تمامی بیت ها قافیه وجود دارد ، ثانیا ، قافیه ی هر بیتی مستقل است و با بقیه ی بیت ها ی دیگر تفاوت دارد . از این رو ، هر تعداد که بخواهیم ، قافیه برای ادبیات پیدا می شود ، زیرا کلمات قافیه عوض می شوند و بدین ترتیب ، هیچ گونه کمبود قافیه پیش نمی آید و می توان هزاران بیت شعر سرود و حتی اشکالی ندارد که قافیه اشکالی ندارد که قافیه های یک بیت را پس از چند بیت بعد ، دوباره به کار ببریم . به همین دلیل ، داستان ها ، حماسه ها و اغلب مطالب طولانی به صورت مثنوی سروده شده است .حداقل مثنوی 2 بیت است ، اما حداکثر آن هیچ محدودیتی ندارد .

- حماسه ها : شاهنامه ی فردوسی ، گر شاسپ نامه ی اسدی توسی

- داستانهای عاشقانه یا عارفانه : خمسه یا پنج گنج نظامی گنجوی . هفت اورنگ جامی .

کتابهای تعلیمی عرفانی و اخلاقی : حدیقة الحقیقه ی سنایی ، گلشن راز شبستری ، مثنوی مولوی ، اسرار نامه ، الهی نامه ، منطق الطیر و مصیبت نامه عطار، و بوستان سعدی.

2- غزل : در لغت به معنی عشق بازی و گفتن سخن عاشقانه است 0غزل های اولیه ی زبان فارسی تا حدود قرن هشتم از لحاظ موضوع هم عاشقانه بود ، اما از آن پس ، موضوعات مختلف به محدوده ی غزل وارد شد ، چنان که در دوران معاصر، موضوعات سیاسی هم در حدی وسیع در غزل راه یافته است . قافیه ی غزل تا حد وسیع در غزل راه یافته است . امروزه غزل و قصیده ، تفاوت مهمی جز در تعداد بیت ندارند . در مورد تعداد ابیات غزل ، نظریات متفاوتی وجود دارد ،ولی بیشتر تعداد ابیات بین پنج تا پانزده بیت را با وضع قافیه ای که گفتیم ،غزل دانسته اند و از 16 بیت به بالا را قصیده می شمارند البته غزل های بیش از 15 بیت هم گاه گاهی دیده می شود ، اما شکل معمول آن بین 5 تا 15 بیت است . در غزل ، رعایت یک موضوع خاص و واحد ، شرط نیست ؛ یعنی ، می توان در یک غزل ، چند نکته ی جداگانه را مطرح کرد .

در مورد غزل نمی توان استاد واحدی را به عنوان بهترین نام برد ، اما می توانیم چند نفر را در هر مسیر به عنوان برگزیده نام برد .

جلال الدین محمد مولوی = غزل کاملا عارفانه شمس الدین محمد حافظ = غزل عرفانی ، اجتماعی

شیخ مصلح الدین سعدی = غزل عاشقانه صائب تبریزی = غزل به شیوه ی سبک هندی

فرخی یزدی = غزل اجتماعی – سیاسی

3- قصیده : شعری است که از لحاظ شکل و قافیه مانند غزل ؛ یعنی ،قافیه ها در مصراع اول و مصراع های زوج می آید و در آن معمولا یک قصد معین ، یعنی ، یک موضوع واحد محور سخن قرار می گیرد و از این جهت با غزل تفاوت دارد ، چون در غزل ،موضوع واحد ، شرط نیست . تفاوت قطعی غزل با قصیده در ابیات آن هاست ، زیرا غزل بین 5 تا 15 بیت است ، اما قصیده ، حد اقل شانزده بیت است و حد اکثر آن آزاد است . و تا بیش از 220 در قصاید خاقانی دیده می شود .بدیهی است که در باره ی شماره ی ابیات قصیده ، نظریات دیگری نیز وجود دارد ، اما امروزه بهترین راه شناخت قصیده نسبت به غزل ، شماره ی ابیات آن است که اگر از 16 بگذرد ، قصیده است.

سرایندگان قصیده :

قرن 4 = رودکی

قرن 5= ناصر خصرو

قرن 6= انوری ابیوردی ، خاقانی شروانی ، سید حسن غزنوی و سنایی غزنوی

قرن 7= سعدی

دوره ی معاصر= ملک الشعرا ، محمد تقی بهار

قطعه : شعری است که هیچ یک از ابیاتش مصَرّع نیست ؛ یعنی، قافیه هایش فقط در مصراع های زوج قرار دارد .نام قطعه را به این سبب به این نوع شعر داده اند که گویی قطعه ای از غزل یا قصیده را از میان آن بریده باشند ، چون قافیه غزل و قصیده فقط در آخر بیت هاست مگر نخستین که هر دو بیت هایش دارای قافیه است .

حداقل ابیات آن 2 بیت است اما حداکثر آن مشخص نشده است ؛ معمولا حد اکثر قافیه زیاد نیست.در قطعه ، غالبا موضوعات اخلاقی و اجتماعی مطرح میشود ، ام موضوع معینی ندارد .

سرایندگان قطعه :

ابن یمن فریومدی در قر ن8 بهترین سراینده ی قطعه شناخته شده است و سپس به ترتیب انوری ابیوردی قرن 6 و پروین اعتصامی (معاصر) جای دارند .

5- چهار پاره : از جهت شکل ظاهری ، یک چهار پاره ، ترکیبی است از چندین قسمت که هر کدام دو بیت باشند با وزن یکسان و در هر بخش از جهت شکل قافیه ، کاملا شبیه یک قطعه باشد ، یعنی ، قافیه هایش فقط در آخر بیتها قرار می گیرد و قافیه ی هر دو بیت مستقل و با بقیه ی دو بیت ها تفاوت دارد . تنها تفاوت یک چهار پاره با مجموعه ای از چندین قطعه دارای دو بیت ، در این است که دو بیت های چهار پاره از جهت موضوع ، به هم مربوط و در دنباله یکدیگر هستند ، اما هر قطعه باید موضوعی مستقل داشته باشد 0 چهار پاره در دوران معاصر ابداع شده است و محدودیتی در تعداد دو بیت ندارد .

6- رباعی و دو بیتی : این دو نوع شعر از جهت شکل ظاهر ، شباهت های بسیاری با هم دارند . قافیه های هر دو در مصراع های 1،2و 4 قرار دارد و در مصراع سوم ، بسته به اختیار شاعر است ؛ یعنی، حق دارد که قافیه را در هر چهار مصرع هم رعایت کند . در هر رباعی یا دو بیتی ، یک موضوع کاملا مستقل مطرح می شود .

يکشنبه 8/5/1391 - 21:54 - 0 تشکر 484548

( سبک های شعر فارسی ) 

لغت « سبک » در اصل ؛ یعنی ، قالب ریزی فلزات و ریخته گری . کسی که فلزی را قالب ریزی می کند .

اصل فلز را – که موجود است – بر می دارد و به شکل خاصی در می آورد و برای فروش عرضه می کند .

قطعه ی طلا یا نقره ی قالب ریزی شده را به همین دلیل ، « سبیکه » نامیده اند .کار شاعر هم در کاربرد لغات و بیان مقصود ، تقریبا همین گونه است ، زیرا شاعر لغات را – که در زبان وجود دارد – بر می دارد، نحوه

تلفیق و بیان مطلب در شعر هر شاعر، ویژگی خاصی دارد که همان ، سبک یا روش کار او است بنابراین،

سبک هر شاعر ؛ یعنی، شیوه ای که وی برای بیان مطالب خود به کار می برد . چون شعر فارسی بعد از اسلام تا کنون ، از جهت شیوه ی بیان ، تغییراتی داشته است ، شکلهای خاص بیان در شعر فارسی را

( سبک های آن را) به چند نوع تقسیم کرده اند.

-سبک خراسانی یا ترکستانی

پس از اسلام ، نخستین شعرهایی که به زبان فارسی باقی مانده ، از منطقه ی خراسان قدیم است . خراسان قدیم

محدوده ای بسیار گسترده تر خراسان امروزی داشته است ؛ از شمال به رود جیحون ، از جنوب به سیستان و از مشرق تا حدود چین گسترش داشته است .به همین جهت ، سبک نخستین شعرهای زبان فارسی دری را ، سبک خراسانی نامیده اند ، اما چون مدت ها مرکز حکومت سامانیان ( بخارا ) در آن سوی رود جیحون

(= ماوراء النهر ) قرار داشت و آن منطقه را ترکستان می نامیدند، به جای سبک خراسانی ، سبک ترکستانی ،

هم به کار برده می شود .

ویژگی های سبک خراسانی

1- کلمات عربی بسیار کم دارد و اگر باشد ، آسان است .

2- لغات فارسی آن گاهی شکل کهنه و حتی لهجه ای دارد مانند آبا ( = با ) یا نیلوفل (= نیلوفر )

3-   تشبیهات و استعارات آن ساده است و می توان آن را در نظر مجسم کرد مانند استعاره ی « سینه زاغ

پران» به جای « شب » در شعر فردوسی :

« چو خورشید رخشان بگسترد پر سیه زاغ پران فرو برد ، سر »

4-   مهمترین قالب شعر در این سبک ، قصیده بود.

5-   از نیمه ی قرن سوم تا آخر قرن پنجم رواج کامل داشت .

- سبک عراقی

از قرن ششم کم کم شعر فارسی در صفحات مغرب ایران گسترش یافت و در منطقه ی عراق عجم ؛ یعنی ،

تقریبا در منطقه ی بین ری، اصفهان و همدان ، سبکی تازه یافت که بعضی از شعرای خراسان مانند انوری و سید حسن غزنوی در آن پیشقدم شده بودند. به همین دلیل ، سبک شعر این دوره را عراقی نامیده اند ؛ اگر چه بعدا به وسیله ی نظامی گنجوی و خاقانی شروانی در شمال غربی ایران هم گسترش یافت و با سعدی و حافظ به کمال رسید.

ویژگی های مهم شعر سبک عراقی

1-   لغات فارسی ، شکلی ادبی یافت و از شکل کهن و لهجه ای بیرون آمد.

2-   با لغات عربی بسیار مخلوط شد که اغلب دشوار هم بود .

3-   تشبیهات آن دشوار بود و به علاوه ، اغلب صنایع شعری را در خود داشت.

4-   مهمترین قالب شعری غزل بود.

5-   از قرن 6 تا آخر نهم ادامه یافت و از آن پس هم به کلی از میان نرفت ، چنان که محتشم کاشانی ، شاعر قرن 10 به سبک عراقی شعر می گفت .

- سبک هندی یا اصفهانی

در اواخر قرن نهم با روی کار آمدن حکومت صفوی و مهاجرت بعضی از شاعران به هند ، روش تازه ای در شعر به وجود آمد که آن را سبک هندی نامیده اند ، اما چون به زودی در اصفهان ، شاعران ماهری چون صائب تبریزی پیدا شدند و اصفهان مرکز این سبک شد ، آن را سبک اصفهانی هم نامیده اند . صائب تبریزی یکی از برجسته ترین شاعران سبک هندی است ( قرن 11)؛ عرفی شیرازی ( قرن 10) و کلیم کاشانی ( قرن 11)؛ نیز از سرایندگان معروف این سبک هستند .

ویژگی های مهم سبک هندی

1- لغات فارسی مانند سبک عراقی، شکل ادبی دارد و از صورت کهنه ی سبک خراسانی خارج شده است .

2- لغات عربی بسیار دارد ، اما معمولا ساده است.

3- تشبیهات ، تخیلات مضامین آن باریک و ظریف و گاهی دور از ذهن است .

4- مهمترین نوع شعر در سبک هندی ، غزل است.

5- دوران شکوفایی آن، قرن 10 و 11 بود.

-دوره ی بازگشت ادبی

از قرن دوازدهم چهار تن از شاعران مهم آن روزگار ، هاتف ، عاشق ، مشتاق و شعله ، سبک هندی را رها کردند و دوباره به روش سبکهای قدیم بازگشتند ؛ به همین جهت این دوره را دوره ی بازگشت ادبی می نامند . اینان در سرودن قصیده ، از سبک خراسانی تقلید کردند و در سرودن غزل، از سبک عراقی .در واقع در سرودن این دو شعر به بهترین شکل آن توجه کردند که به ترتیب در سبک خراسانی و عراقی بود . در سایر اشعار هم تقلید به این دو سبک دیده می شود .این روش هنوز هم در شعر سنتی فارسی معمول است . در قرن سیزدهم سروش اصفهانی ، قاآنی ، فروغ بسطامی و محمود خان صبا ، دنباله ی کار هاتف و یارانش را ادامه دادند که هنوز ادامه دارد.

-نوگرایی در شعر

در قرن چهاردهم ، به دلیل آشنایی ایرانیان با سبکهای شعر اروپایی و ادبیات جهان و جنبش مشروطیت ، و نیز به دلیل تحولاتی که در زندگی اجتماعی کشور ایران پدید آمد در شعرهم تغییراتی راه یافت و درآن مطالب تازه ای مطرح گردید ، مانند انتقادهای سیاسی و اجتماعی . در شکل ظاهر هم تغییراتی پیدا شد که مهمترین شیوه ی آن ، سبک نیما یی نام دارد که به نام نیما یوشیج نامگذاری شده است .

يکشنبه 8/5/1391 - 21:54 - 0 تشکر 484549

( انواع نثر ) 

۱ – نثر مُرسَل : نوشته ای است که ساده و از پیرایه ها و آرایش های ادبی خالی باشد . در حقیقت ، نثر مرسل ساده ترین وسیله ای است نویسنده به کمک آن ، مقاصد خود را بیان می کند . نخستین نوشته های بازمانده ی فارسی بعد از اسلام تا آخر قرن پنجم هجری ، بجز نوشته های فارسی خواجه عبدالله انصاری ، همه به نثر مرسل است . در حقیقت ، این دوره را که حدود 150 سال طول کشید : از نیمه قرن 4 که قدیمی ترین آثار نثر فارسی باقی مانده است تا آخر قرن 5 دوره ی اول نثر فارسی نامیده اند . این نکته را باید در نظر داشت که از اواخر قرن پنجم ، بتدریج ، آثار نثر رو به دشواری نهاد و در آنها دگرگون پیدا شد . به همین دلیل ، دوره ی دوم نثر فارسی از اواخر قرن پنجم آغاز می شود . تاریخ بیهقی ، با آن که برای خواننده ی امروزی تا حدی دشوار است ، نثر مرسل ، منتها چون به دست یکی از منشیان ن رسمی ، ادیب و با ذوق نوشته شده است از نظر میزان اصطلاحات و لغات ، اندکی از نثر هایی شبیه تاریخ بلعمی دشوار تر است ، اما در مقایسه نثرهای دشوار چنین نیست . از دوره دوم نثر دوم بتدریج ، نثر مرسل به عنوان شیوه ی متداول مطرح نبود ، اما یکباره هم از میان نرفت و در سراسر دوره های نثر مسجّع و مصنوع ، آثاری به قرن هفتم آیین شهرداری در قرن هشتم به نثر مرسل نوشته شده است . از دوران معاصر ، دوباره نثر مرسل به صورت شیوه ی غالب مطرح شد و امروزه تقریبا تمامی آثار روزنامه ای ، علمی و درسی به صورت نثر مرسل است .

2 – نثر مسَجّع : همانگونه که از نام آن پیدا است ، نثر مسجع نوشته ای است که در آخر جملات آن کلمات هماهنگ ؛ یعنی ، سجع آمده باشد . بنابراین ، جمله نثر مسجع ، آهنگین است و در بعضی از موارد حتی با شعر اشتباه می شود . نثر مسجع با مناجات نامه و کنز السالکین خواجه عبدالله انصاری در قرن پنجم آغاز شد و ادامه یافت اما کمتر کتابی وجود دارد که از لحاظ سجع به اندازه ی دو کتاب مذکور به صورت یکدست ، نثر مسجع باشد ؛ مثلا ، در بخشی از کشف الاسرار میبدی با این که نثر مرسل است ، سجع هم وجود دارد ؛ همچنین در کتاب تذکرة الاولیا ، عطار ، در شروع هر بخش چند جمله ی نثر مسجع هم هست . در کتاب های مقامات حمیدی گلستان سعدی و کتابهای تقلید شده از آن ، مانند بهارستان جامی ( قرن 9 ) ، منشات ابوالقاسم قائم مقام و پریشان قاآنی ( قرن 13 ) ترکیبی از نثر مسجع و متکلف وجود دارد .

3-نثر شکسته - نوشته ای است که به همان صورت محاوره ای که بین مردم رایج است – نوشته شده باشد . نثر شکسته یا عامیانه ، در دوران معاصر به وجود آمد و کسانی چون علی اکبر دهخدا و جلال آل احمد ، در بعضی از آثار خود از آن استفاده کرده اند ، اما امروزه فقط در این موارد جایز است و حق نداریم که آن را در هر نوع نوشته ای به کار ببریم : طنز ، جمله های نقل قول مستقیم ، دیالوگ های نمایشنامه ، فیلمنامه و داستان .

يکشنبه 8/5/1391 - 21:55 - 0 تشکر 484550

( صنعت های ادبی ) 

همچنان كه قبلا در معرفی علوم ادبیات گفته شد ، بررسی زیبایی های ادبی مربوط به فن یا علم بدیع است . هر زیبایی ادبقی را یك صنعت می نامند . كهاگر به شكل ظاهری كلمات و یا آهنگ آن ها مربوط شود ، صنعت لفظی نام دارد و اگر به معنی لغات یا جمله ها وابسته باشد ، صنعت معنوی است .

صنایع لفظی

1 - سجع یا تسجیع : همان طور كه از نامش بیداست تسجیع یعنی ، به كار بردن سجع در كلام . سجع مخصوص نثر است .

سجع متوازی : در این سجع دو كلمه سجع ،‌ در تعداد حروف و آهنگ و حرف روی یكسان است .

سجع مطرف : دو كلمه سجع در حرف روی یكسان باشند . ولی آةنگ و تعدادشان دقیقا یكسان نیست . كار و شكار

سجع متوازن : یعنی دو كلمه سجع فقط در آهنگ یكسان باشند ؛ نه تعداد حروفشان یكسان باشد : كار و مال

2 - تضمین : یعنی ، ضمن اشعار خود بیت یا ابیاتی از شعر دیگران را بگنجانند. 3 – جناس : یعنی به كار بردن دو كلمه در كلام كه از جهت شكل ظاهری یكسان و یا از جهاتی یكسان باشند . اما از نظر معنی ، مختلف باشد ؛ مثلا اگر بگوییم : قصه ی شیرین ِ شیرین را خوانده ام .

انواع جناس:

جناس تام یا كامل : دو كلمه در شكل املایی و تلفظ كاملا یكسان است و در معنی مختلف اند .

بهرام كه گور می گرفتی همه عمر دیدی كه چگونه گور ، بهرام گرفت

جناس ناقص : دو كلمه از لحاظ شكل املایی یكسان اما در تلفظ مختلف هستند .

ابلهی دید اشتری به چًرا گفت : نقشت همه كژ است ؛ چرا؟

جناس خط : یعنی شكل دو كلمه مورد نظر در جمله یا بیت ، غیر از نقطه هایش یكسان است .

ای زبر دست زیر دست آزار گرم تا كی بماند این بازار

جناس لفظی : آن است كه دو كلمه در تلفظ یكسان اما از لحاظ شكل املایی متفاوت است :

از این اندیشه ناصواب در گذر و همت بر اكتساب ثواب مقصورند .

جناس مركب : چنان است كه از دو كلمه مورد نظر یكی ساده باشد و دیگری مركب ؛ یعنی یكی از آن ها یك كلمه باشد و دیگری ، تركیبی از دو كلمه یا بیشتر باشد :

خواجه می بندارد كه روزی ، ‌ده دهد این نمیداند كه روزی ده دهد

جناس مطرف : دو كلمه همجنس و مورد نظر ، فقط حرف آخرشان متفاوت باشد . آیین و آیینه

4 – ترصیع : ترصیع در لغت به معنی جواهر نشاندن است . همان طور كه مثلا هنگام جواهر نشان كردن یك شی ، نوعی قرینه سازی در آن مورد توجه قرار گیرد ، در ادبیات هم ترصیع یعنی به كار بردن دو جمله یا دو مصراع كه كلمات آن كاملا قرینه یكدیگر باشند مثلا كلمات یك مصراع نظیر به نظیر هماهنگ و دارای حرف روی باشند .

5 – ملمح : در لغت ، یعنی رنگارنگ و در ادبیات ،‌ نام شعر یا ابیاتی است كه به دو زبان سروده شده باشد .

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.