• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادب و هنر > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادب و هنر (بازدید: 3433)
يکشنبه 8/5/1391 - 19:38 -0 تشکر 484451
هنر معماری گوتیک


به کوشش خودم( این مقاله کپی پیست نیست).

بنا کردن برجی که بشریت بتواند خشم و دیوانگی ، اندوه ، امیدواری  و شادی های کور اش  را از فراز آن فریاد بکشد. . .  کلیسایی نو . . . شاید این عصر بتواند یاری ام کند . . .                     مکس بکمن ، ایمان خلاقانه ،

يکشنبه 8/5/1391 - 19:40 - 0 تشکر 484452

واژه ی گوتیک نخستین بار توسط جورجیو واساری نقاش و اومانیست ایتالیایی دوره ی رنسانس در قرن شانزدهم مورد استفاده قرار گرفت . او این واژه را  به آثاری  اطلاق می کرد که از دیدگاه اش نه تنها رنگ و بویی از زیبایی و متانت کلاسیک نبرده بودند ، بلکه  نوعی وحشیگری و بربریت  در آنها به چشم می خورد . شاید استفاده ی واساری از این واژه به این دلیل بود که این آثار به شدت با همتایان معاصر ایتالیایی خود  در تضاد بودند . در سال 1910 ویلهلم وورینگر در کتاب" قالب در هنر گوتیک" ،  هنر گوتیک را سبکی در تضاد با ارزش های هنر قرون وسطایی و کلاسیک  بر شمرد . به هر حال آنچه که مسلم است این نکته است که گوتیک سبکی ست که حیات خود را وامدار شیوه ی  تفکرات فلسفی-مذهبی قرون وسطایی است . شاید درست باشد که نخستین بارقه های پیدایش این سبک را در رابطه ی راهب فرانسوی ، شوگر با دیونیسوس تئولوژیست اهل شام ( که تلاشهایی در زمینه ی یکپارچه کردن خرد نو افلاطونی و مسیحیت کرده بود )  جستجو کرد . شوگر به تفسیر و شرح نظریه ای می پراخت که در آن خدا به عنوان نوری ماورایی معرفی می شد که هر ماده و موجود فنا پذیری را به سوی روحانیت و جاودانگی رهنمون می سازد . این نظریه را می توان در  فرمان او برای ساخت محراب جدید کلیسای سنت دنیس ( نام مسیحی دیونیسوس ) در سال 1140 میلادی مشاهده کرد که به عنوان اولین مانیفست معماری گوتیک شناخته می شود . طراحی و معماری کلیساهای جامع گوتیک به نمادگرایی مسیحیت مربوط است .

يکشنبه 8/5/1391 - 19:40 - 0 تشکر 484453

. ستون و پایه ها نشان دهنده ی حواریون و پیامبرانی ست که تکیه گاه و نگه دارنده ی دگما ها و عقاید دین مسیحیت هستند. عیسی مسیح ، سنگ سر طاق است و یک دیوار را به دیگری متصل می کند .  با توجه به گفته ی ویلهلم وورینگر ، در این کلیساها تاکید بر کمال  و همگونی بوسیله ی  ماهیت زادیی از سنگ در جهت بیانی ناب و معنوی صورت می گرفته است : " بدیهی ست که سنگ در اینجا از وزن مادی و ماهوی خود رها شده ، و تنها وسیله ای برای بیانی غیر مادی و معنوی ست " .  ماهیت زدایی از سنگ، در معماری کلیساهای جامع  به معنوی کردن و معنا بخشیدن به ماده می انجامد . وورینگر هنر گوتیک را فراتر از هنر یونان باستان ارزیابی می کند . به این دلیل که به نظر او هنر یونان باستان احساس خود را با ابزار هایی مادی ابراز می کند و در مقابل هنر گوتیک ، به قالبی فراتر از ماده دست می یابد . در عصر گوتیک و رنسانس ، خود آگاهی خلاقانه و درک فردی هنرمند نقش اصلی را ایفا می کرد . نقش تصویر و دریافت آن بسته به نقش فعال بیننده در راستای فراخواندن احساسات و  آگاهی های انسانی بود .الهی شناس آلمانی ،گرگوری در یادداشتهای خود تاثیر تصویر سازی را بسیار فراتر از نوشته های مکتوب می داند . به نظر او هنرهای تصویری احساسات بشر را با نمایش  دادن صحنه ها و ماجراهای کتاب مقدس بر می انگیزند . تصاویر،  بیننده را با ابزاری مورد خطاب قرار می دهند که بر رفتار و کردار او تاثیر گذار تر است . یکی از اصلی ترین اهداف نقاشان و مجسمه سازان ، در اواخر عصر گوتیک خلق تزئیناتی برای محراب بود که در پشت محراب اصلی قرار می گرفتند و گویی  بیننده را پیش روی کتابی گشوده قرار می دادند .

يکشنبه 8/5/1391 - 19:41 - 0 تشکر 484454

با تصویر سازی محتوای مذهبی کلمات  قشار بی سواد هم قادر بود همانند قشر با سواد جامعه با مفاهیم ارتباط برقرار کرده و به آن واکنش نشان دهد . هانس بلتینگ در کتاب خود همانندی و حضور اظهار می کند که تا زمان اصلاحات مذهبی در قرن شانزدهم ، تصاویر  همچنان تاثیر گذار و الهام بخش مسیحیان بودند . تغییر مکتب از گوتیک به رمانتی سیسم ، جزئی بود و به اندازه ی تغییر از سبک رومنسک به گوتیک شایان و چشمگیر نبود . در هنر های تصویری ، تغییر عظیم گذر از نمادگرایی و رسیدن به واقع گرایی نبود ، بلکه رسیدن از یک نوع واقع گرایی به نوعی دیگر از آن بود .  در طول گذار از سبک رومنسک و رسیدن به گوتیک ، هیچ نقد هنری  که به ارزیابی هنر بپردازد و کهنه را از نو و خوب را از بد تمیز دهد ، ظاهر نشد . توسعه ی نقد هنری بخشی از دستاوردهای رنسانس بود ، که مشخصا ً به  نظریه های دفاعی از هنر کلاسیک مربوط می شد.  این بدان معنا ست که هنر گوتیک از نظر فکری در وضعیتی بی دفاع قرار گرفت . همه ی ستایش ها نصیب هنر باستان شد و بیشتر لعن و نفرین ها سهم هنری که موخرتر بود . شاید به درستی بتوان ادعا کرد که این به دلیل نبود یک پشتوانه ی نقد هنری ست که هنر گوتیک همچنان ناشناخته و مبهم به نظر می آید .

يکشنبه 8/5/1391 - 19:41 - 0 تشکر 484455

قدیسان سنگی




  • حیات مجسمه سازی گوتیک به طور جدی و دو قلو واری با معماری این سبک در هم تنیده است، تا جایی که مکان و زمان تولد هر دوی آن ها را می توان کلیسای سنت دنیس دانست . شاید این به این دلیل باشد که در ابتدای امر مجسمه ها تنها وسیله ای برای تزئین نمای بیرونی کلیساهای جامع و سایر مکان های مذهبی به شمار می رفتند . اولین مجسمه های گوتیک را پیکره ی سنگی قدیسان و خانواده های مقدس تشکیل می دادند که به منظور پیراستن راهرو ها و یا ورودی کلیساهای جامع در فرانسه ساخته شده بودند . چیزی که بر ما پوشیده نیست دانستن این نکته است که تا قبل از رواج یافتن سبک گوتیک ، مجسمه ای در فرانسه ی آن روز ساخته نمی شد و قطعاً  ریشه ی اولین پیکره تراشی را در بورگاندی و در کلیسای جامع شاترس( 55-1145 م ) باید جستجو کرد . اگر چه مجسمه های ورودی سلطنتی کلیسای جامع شاترس ، تنها تغییر اندکی نسبت به اخلاف رومنسک خود در سفتی ، صافی و درازی قالب هایشان داشتند ، اما تاثیر به سزایی در  شروع نسل جدیدی از مجسمه سازی گذاشتند .


يکشنبه 8/5/1391 - 19:41 - 0 تشکر 484456

در طول قرن دوازدهم و سیزدهم رفته رفته  در مجسمه سازی گرایش به ساده و طبیعی تر جلوه دادن آثار بوجود آمد ، این رویه در مجسمه های تزئینی کلیسای جامع ریمز (1240 م ) به اوج خود می رسد .  این پیکره ها در حالیکه همچنان عظمت و شکوه گذشتگان را در خود داشتند ، دارای چهره ها و پیکرهایی متمایز بوده و به علاوه  دارای وضعیت هایی طبیعی بودند و توازنی کلاسیک را نمایش می دادند که یادآور توجه و آگاهی هنرمندان روم باستان به جزئیات اندام پیکره های شان بود .پیکره های غول پیکری که به تعداد زیاد در نمای خارجی و طاقچه های کلیساهای جامع به چشم می خورند ، نقش زیاد و تاثیر گذاری در دوره ی اوج و  اواخر گوتیک بر عهده داشتند . رفته رفته عقاید هنرمندان فرانسوی در کل اروپا منتشر شد . در آلمان از سال 1225 میلادی و ساخته شدن کلیسای جامع بمبرگ ، به بعد تاثیر این سبک را در همه جا می توان مشاهده کرد . این کلیسای جامع در قرن سیزدهم دارای بزرگترین مجموعه ی مجسمه بود  که در سال 1240 با سوار بمبرگ (اولین مجسمه ی سوار بر اسب  در هنر غرب بعد از قرن ششم ) به اوج خود رسید .  در انگلستان مجسمه سازی به خاطر سنت بت شکنی مسیحیان دسته ی سیسترسیَن ، تنها  محدود به گور ها و تزئینات فاقد پیکر می شدند . در ایتالیا  با این که هنوز تاثیرات دوره ی کلاسیک به چشم می خورد ، اما سبک گوتیک مجسمه های منبر کلیساها ، همانند منبر تعمیدگاه پیزا ( 1269) و منبر کلیسای سیِنا را کاملاً تحت تاثیر خود قرار داد. زیبایی با شکوه و تا حدی ساختگی این سبک در مجسمه سازی ، نقاشی و تصویر گری کتاب ها در سراسر اروپای قرن چهاردهم انتشار یافت و به عنوان سبک گوتیک در سراسر جهان شناخته شد . در این زمان گرایشی متفاوت و حتی می توان گفت متضاد با سنت های گوتیک بوجود آمد که واقع گرایی شدید تری را شامل می شد . این گرایش به خوبی در مجسمه های آرامگاه های فرانسوی و همچنین آثار تاثیر گذار کلوز اسلوتر ، یکی از پیشروان هنر مجسمه سازی در اوخر دوره ی گوتیک  مشاهده کرد . اگر چه مجسمه سازی گوتیک در قرن چهاردهم و اوایل قرن پانزدهم در ایتالیا به پیشرفتهای تکنیکی و رنسانس هنر های باستانی منجر شد ، اما تا مدت ها بعد از آن همچنان با شکل و شمایل اصیل خود در نواحی شمالی اروپا  وجود داشت .

يکشنبه 8/5/1391 - 19:42 - 0 تشکر 484458

نقش های الهی


عبارت " نقاشی گوتیک " معمولاً  در ذهن تداعی گر نقاشی کلیساها در قرن های چهاردهم و پانزدهم است ، که دارای مشخصه های روشنی از قبیل پرسپکتیو تخت ، رنگهای روشن ، استفاده از ورقه های نازک طلا  و مهم تر از همه پرداختن به سوژه های مذهبی ( مانند چهره های الهی که هاله ای طلایی دور سر شان دیده می شود ) بود .نقاشی گوتیک سیر تکاملی مشابهی را با مجسمه سازی این سبک طی کرد ؛ از سادگی ، سختی و مذهبی بودن صرف به آثاری رها تر و واقع گرایانه تر . این تغییرات در اوایل قرن چهاردهم یعنی زمانی که استفاده از نقاشی در قاب های تزئینی پشت محراب ها باب شد ،  به اوج خود رسید . این نقاشی ها نشان دهنده ی صحنه ها و شخصیت هایی از عهد جدید و به طور خاص واقعه ی به صلیب کشیده شدن مسیح و مریم مقدس بودند . در این نقاشی ها  تاکید بر  جریان ، خطوط منحنی ، جزئیات ریز و تزئینات خالص به چشم می خورد و رنگ طلایی اغلب به عنوان رنگ پس زمینه در آنها انتخاب می شود .  با گذشت زمان ترکیبات  پیچیده تر شدند و نقاشان به جستجوی ابزاری پرداختند تا بتوانند به آثار خود عمق دهند . جستجویی که در نهایت به سلطه ی پرسپکتیو در سالهای اولیه ی ایتالیای دوره ی رنسانس منجر شد . در اواخر قرن چهاردهم و پانزدهم ، سوژه های غیر مذهبی همانند صحنه ی یک شکار ، درونمایه های سلحشورانه و  یا تصاویر تاریخی  به نقاشی های گوتیک راه یافتند . سوژه های مذهبی و عامیانه در تصویر گری نسخه های خطی هم استفاده می شد که یکی از رایج ترین تولیدات هنری دوره ی گوتیک به شمار می رفت و در فرانسه ی قرن چهاردهم به اوج خود رسید . شاید بتوان تصویرهای تقویم  در Très Riches Heures du duc de Berry اثر برادران لیمبرگ را ، که در دادگاه دوک بری کار می کردند ، شیوا ترین بیانیه ی سبک جهانی گوتیک ارزیابی کرد که در عین حال به عنوان معروف ترین تصویرگری کتاب هم شناخته می شوند .

يکشنبه 8/5/1391 - 19:42 - 0 تشکر 484459

در نیمه ی دوم قرن پانزدهم تصاویر چاپی جایگزین تصویرگری دستی نسخ خطی شدند .در ایتالیا در طول قرن چهاردهم و در اوائل قرن پانزدهم ، نقاشی روی قاب ها و دیوار کلیسا ها به تدریج  به سوی سبک های رنسانس پیش رفت . این در حالی ست که تا پایان قرن پانزدهم و اوایل قرن شانزدهم همچنان بسیاری از ویژگی های گوتیک  در آثار هنرمندان آلمانی ، فنلاند و نواحی شمالی اروپا حفظ می شد . به طور کلی نقاشی دوران گوتیک را در چهار زمینه ی کلی می توان تقسیم بندی کرد : آبرنگ روی گچ ، نقاشی روی قاب ، تصویر گری کتاب و شیشه های رنگی . نقاشی های آبرنگ روی گچ ( فِرِسکو ) همچون رسمی که از اوایل دوران مسیحیت به جا مانده بود و اصلی ترین ابزار داستانسرایی به روی دیوار کلیسا ها در نواحی جنوبی اروپا به شمار می رفت ، در عصر گوتیک ادامه پیدا کرد . در قرن پانزدهم هنر کار با شیشه های رنگی ، هنر پسندیده و محبوب در شمال اروپا بود . در قرن سیزدهم  نقاشی روی قاب ها در ایتالیا شروع شد و رفته رفته در سراسر اروپا گسترش یافت ، تا جایی که در قرن پانزدهم قالب رایج و جایگزین اکثر فرم های دیگر ، حتی شیشه کاری شد . نقاشی رنگ و روغن روی بوم تا قرنهای پانزدهم و شانزدهم از محبوبیت چندانی در نزد مردم برخوردار نبود و شاید آن را باید نشان  رسمی هنر دوره ی رنسانس  و نه گوتیک بدانیم .

يکشنبه 8/5/1391 - 19:43 - 0 تشکر 484460

بازگشت به آینده


شاید این ادعا اشتباه نباشد که در طول تاریخ هنر ، گوتیک پر مراجعه ترین و پر بازگشت ترین سبک هنری بوده است . از رومانتی سیسم به بعد در هر دوره ی تاریخی همواره گرایشاتی به این سبک قابل مشاهده است . جنبش احیا ی گوتیک ، که ریشه در گرایشات باستانی دارد ، همزمان و موازی با مکتب مدیوالیسم (گرایش به تفکرات قرون وسطایی ) پا به عرصه ی وجود گذاشت . در اواسط قرن هجدهم ، با اوج گرفتن رومانتی سیسم ، گرایشی دوباره به آثار قرون وسطایی در میان برخی از هنرمندان تاثیر گذار که نگرشی قدرشناسانه نسبت به هنر  ادوار تاریکی داشتند ،  به وجود آمد . این علاقه مندی ها  بیشتر به  معماری کلیساها ، بناهای یادبود و آرامگاه های اشرافی ، شیشه های رنگی  و نسخ خطی مصور گوتیک معطوف می شد . اگر چه سایر رشته هنری این سبک مانند  فلزکاری همچنان زمخت و وحشیانه ارزیابی می شد . در ادبیات قرن هجدهم  انگلستان  جنبش احیای گوتیک و همچنین رومانتی سیسم به پیدایش ژانر ادبی گوتیک انجامید . این گونه ی ادبی با نوول قصر اوترانتو (1764) اثر هورس والپول آغاز شد و در ادامه به آثاری همچون واثک اثر ویلیام توماس بکفورد ، رازهای یودولفو نوشته ی  آن رادکلیف ، راهب اثر ماتیو گرگوری لوییس و همچنین آثار شناخته شده تری همچون فرانکنشتاین مری شلی و دراکولای برام استوکر رسید . در همین دوران در فرانسه اوژن ویولت له دوک  کسی بود که باری دیگر با به کارگیری فاکتورهای گوتیک در آثار معماری خود به احیا این سبک پرداخت . ویولت له دوک در تالیف و نگارش دائرة المعارف قرون وسطی هم همکاری داشت ، که مجموعه ای از دانسته های معاصران وی درباره ی جزئیات معماری آن دوران بود . می توان او را کسی دانست که نسلی از طراحان گوتیک را پرورش داده  و چگونگی استفاده  از مصالح و مواد مدرن، مانند چدن ،  در خلق آثار گوتیک را  مورد بررسی قرار داده است . در آلمان هم کلیساهای جامع  کلن و اولم که حدود 600 سال نیمه ساز باقی مانده بودند ، بالاخره توسط فرزندان خلف این سبک تکمیل شدند. سر در رنگی کلیسای جامع فلورانس هم در همین دوران بود که ساخته شد . در دوره های مختلف قرن نوزدهم و بیستم هم می توان شاهد گرایشات جسته گریخته و بعضاً پایدار رشته های مختلف هنری به  سبک گوتیک بود . در این زمان هنرهای نوینی که پا به عرصه ی وجود نهاده بودند هم  به تجربه گرایی با رنگ و بوی گوتیک پرداختند . روشن ترین مثال در این زمینه ، سینمای اکسپرسیونیست آلمان است که خود پایه و اساس به وجود آمدن گونه های مختلف دیگر سینمایی شد. گوتیک با همه ی زمختی و خشونت ظاهری اش ، سبکی ست که علاوه بر ، برانگیختن حس زیبایی شناسانه ی مخاطب ، او را می ترساند و به فکر وادار می کند . حسی که با خلاقیت و تعمق است . حسی شبیه وقتی که هنگام تماشای هلال نازک ماه ،  در یک شب تاریک زمستانی به انسان دست می دهد .

يکشنبه 8/5/1391 - 19:43 - 0 تشکر 484461



  • هنر معماری گوتیك1
    همیشه در طول تاریخ معماری همگام با آرا و عقاید انسانها اعم از سیاسی، جنسی، اجتماعی بوده است و در رهگذر زمان بناهایی كه به جامانده اند یادی هستند از غبار اندیشه هایی دور كه بی شك دالانی است برای رسیدن به فرهنگ و هنر دیرینگان. در یك ابنیه تاریخی به جز خودنما و ساخت آن ،نقاشی ها و پیكره هایی كه در آن قرار داشتند آن نما را كامل می كردند. به عنوان مثال در مسجد همه نشانه های هنری و تصویری در بنا مستحیل است و یك آرای مذهبی و جنسی، زن و مرد را در هنگام عبادت از هم جدا می كند. بنا بر این محراب درون خودنما و نقوش روی دیوار همه و همگی درون این مجموعه است.   در كلیسای مسیحی خلاف آن را می بینیم. ارگ كلیسایی بارزترین نمونه است. موسیقی كه در جذب مردم برای آمدن به كلیسا می كند. پیكره ها و تمثال مسیح در واقع تلاش كلیسا برای ساختن فضای روحانی است گو اینكه مسجد به غیر از خطاطی ها و محراب هیچ چیز تزئینی دیگر ندارد. مسجد در اوج سادگی به هنر نابش می رسد و كلیسا در نهایت تزئینات  یكی از گونه های بسیار معروف معماری در تاریخ هنر معماری دوره گوتیك است. هنر گوتیك زاده ایمان مسیحیت بود و اصلی ترین تجلی آن كلیساهای گوتیك بود. لغت گوتیك یعنی منسوب به قوم گوتها از اقوام شمالی اروپا. این شیوه هنری در نیمه دوم سده دوازدهم پاگرفت و تا نیمه قرن پانزدهم میلادی دوام یافت و در همه كشورهای اروپایی متداول شد، در آغاز منحصر بود به شیوه نوینی از معماری كلیسایی كه از آمیخته شدن عناصر رومی وار با هلال تیزه دار اسلامی بود



از حدود سال 1140 میلادی به بعد كلیساهایی در فرانسه شمالی برپاشد كه از شیوه معماری رومی وار مجزا و متمایز بود. نخستین نمونه های معماری گوتیك- باید گفت كه تنها حاوی جزئی از عناصر شیوه نوین بودند و نه تمامی آنچه كه می بایست حدود نیم قرن بعد به مرحله تلفیق نهایی و تكوین كامل شیوه گوتیك برسد.    دیگر ضرورتی برای دیوارهای سنگی ثقیل وجود نداشت و معمار می توانست از پنجره های بزرگ استفاده كند. ایده آل معماران این بود كه كلیساها را تقریبا به شیوه امروزی ما بسازند. بنابراین در صورتی كه محاسبات درست انجام می شد می توانستند كلیسایی با سبك معماری یكسر جدید بنا كنند، یعنی عمارتی از سنگ و شیشه كه در جهان كاملابی پیشینه بود. این همان ایده پیشرو و نوآورانه كلیساهای جامع گوتیك بود كه در نیمه دوم قرن دوازدهم در شمال فرانسه متبلور شد

يکشنبه 8/5/1391 - 19:44 - 0 تشکر 484462

 از اوایل قرن سیزدهم میلادی هنر گوتیك شامل انواع معماریهای شهری و نظامی و كاخهای اربابی و نقاشی دیواری و شیشه بند منقوش، و تزئینات داخل كلیسا و محوطه مذبح (محراب) و نقاشی قابی روی تخته به صورت مجردی دو یا سه لته برای پشت مذبح، و تذهیب و مصورسازی كتاب و جلدسازی و نقش برجسته كاری و پیكره سازی با مواد مختلف چون سنگ و فلز و عاج و چوب، و زرگری بسیار ظریف، و دیگر هنرهای فرعی شد.
    مرحله اول در گوتیك متمایز شدن از هنر روح وار و خودسازی و تكامل شیوه گوتیك بود كه به انگستان نفوذ یافت. دومی آن معماری گوتیك به اوج اعتلای خود رسید. كلیسای جامع رنس، بووه و بورژ از جمله آنها بودند.    مشخصه آنها بلندی و سبكی، باریكی جرز، نازكی دیوار، كشیدگی برجها و مناره ها و تكرار تاكید قائم های ساختمانی بودند. سطح دیوارها سراسر از شیشه بند منقوش پوشیده بود تا نور بیشتری به فضای گسترده شان وارد شود.    معمارگوتیك در اساس ساختمانی خود مبتنی است بر بنای چلیپا شكل دارای دو بازوی طولی و عرضی متقاطع و شبستانی مستطیل شكل پیوسته به دو دهلیز یا راهه جانبی با سقفی بلند. معماری گوتیك در مسیر گسترش خود در هر دیار و دوران با موازین و تمایلات و پاره ای عناصر معماری محلی آمیزش یافت و به ویژگیهای نوین درآمد. گوتیك شعاع سان به خصوص در جنوب فرانسه متداول شد. در اسپانیا گوتیك با معماری اسپانیایی اسلامی درآمیخت و حاصل آن معماری هایی چون كلیسای جامع اشبیلیه، كه بر جایگاه مسجدی بنا شد و دیگر ساختمانهایی كه با طاق مقرنس اسلامی در آندلس بود. شیشه بند منقوش در معماری گوتیك اعتبار و رواج بیشتر یافت و تمایل هنری به گستردن سطح پنجره ها برای تامین تابناكی درون خانه، شیشه بندی منقوش و رنگین به رنگهای تند را در سده های دوازدهم و سیزدهم به اوج كمال رساند. به طوری كه دیگر برای پنجره های كلیساهای سن دنی و سانس (فرانسه) و كنتربوری (انگلستان) از جهت غنای رنگی و نیرومندی خطوط تصویری مانندی به وجود نیامد.
    پیكرتراشی گوتیك نیز مانند معماری در ناحیه ایل دوفرانس تكوین یافت و با گذشت اندك زمان از مرحله عادی تابعی تزئینی در خدمت معماری، به مقام بلند عاملی توصیفی ارتقا یافت كه كارایی اش بازنمایی تمامی پیكره های قدیسان و احوال مریم و كودك و تصلیب مسیح و رویدادهای مهم مسیحیت بود. تنها در كلیسای جامع شارتر بیش از هشت هزار پیكره كوچك اندام به اسلوب نقش تمام برجسته اجرا شده است كه از آن میان ردیف هیكل های خشك زده و در جامه پیچیده سدهای ورودی، نخستین مرحله تكامل پذیری آن هنر را عرضه میدارد. در مرحله بعدی نخست به سر و سپس به اندام این پیكره ها نیرو و جنبش حیاتی دمیده شد. پیكر تراشهای تمام برجسته سردرهای نوتردام و درگاههای بازوی عرضی چلیپا و سردرهای ورودی شارتر و سردرهای غربی كلیسای آمی پن همه مشخص به حالت وقار و آرامشی بزرگوارانه اند كه نگرنده را به یاد هیكلهای ارباب انواع در پیكرتراشی دوره كلاسیك یونان می اندازد. بدینسان در پیكرتراشی گوتیك، مسیح از قالب و ماهیتی كه شیوه های بیزانسی و رومی وار به وی بخشیده بودند به در می آید، و در مقام فرزند خدا بر روی زمین، با تمامی جلال ملكوتیش در هنر مغرب زمین جلوه گر می شود.

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.