انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 202)
يکشنبه 8/5/1391 - 15:54 -0 تشکر 484185
تاملات فلسفی

بر گرفته از http://www.lifeofthought.com/f97.htm  پایگاه حیات ادیشه


ماخذ: مردان اندیشه - نشر طرح نو

هایدگر و پرسشهای بنیادین - بابك احمدی - نشر مركز

خداوندان اندیشه سیاسی- نشر امیركبیر

 

ضرورت تامل و طرح پرسشهای فلسفی

فیلسوفان اقدم یونانی در جهان پیرامون خویش دگرگونی مشاهده می‌كردند – چرخه فصلها، زایش و رشد و مرگ موجودات زنده، بخار شدن آب به هنگام گرما و به جای اول بازگشتن آن از هوا – و به این پرسش برانگیخته می‌شدند كه چگونه باید درباره این تغییرات سخن بگویند و سبب این امور را چطور بیان كنند. در اساطیر دیرین به همین بسنده می‌شد كه بگویند اراده متلون و بلهوسانه برخی موجودات شبیه به انسان و نامقید به قوانین عام طبیعت در این كار دخالت دارد. (یعنی ایزدان اساطیری)

يکشنبه 8/5/1391 - 15:55 - 0 تشکر 484188

فیلسوفان از زمان سقراط به بعد، پرسشهایی طرح كرده‌اند از قبیل اینكه "راستی چیست؟" یا "زیبایی چیست؟" یا "عدالت چیست؟" و ظاهراً همیشه بر پایه این فرض كه هر یك از این الفاظ نماینده چیزی است: یعنی چیزی شاید نادیدنی و مجرد، ولی به هر حال دارای وجودی متعلق به خودش و مستقل از اینكه لفظ چگونه به كار برود. گویی فلاسفه می‌خواستند به پشت مساله یا به پشت زبان نفوذ كنند و به حقیقتی غیرزبانی برسند كه در پس الفاظ ایستاده است.


یكی از سوالهای بنیادی، و شاید بنیادی‌ترین سوال در فلسفه زبان این است كه: "زبان چگونه با واقعیت مرتبط می‌شود؟"


این سوال در پرسش بزرگترین جذب می‌شود دایر به اینكه: "چه چیزی در آدمیان به ایشان امكان می‌دهد كه چنین اصواتی به زبان بیاورند و چنین نشانه‌هایی بنگارند كه دارای اینچنین پیامدهای خیره كننده‌ای باشد؟ یكی از این پیامدها این است كه انسانها با واقعیت رابطه برقرار كنند" سوال بنیادی در این مكتب، این است كه: "چگونه ما از صداهایی كه از دهانمان بیرون می‌آید، یا از نشانه‌هایی كه روی كاغذ رسم می‌كنیم، می‌رسیم به همه آن خاصیتهای معناشناختی كه به آنها نسبت می‌دهیم؟"


بیش از چهار قرن پیش "دكارت سوالی اساسی در فلسفه مطرح كرد و پرسید: "معرفت یا شناخت چیست؟ و چگونه امكان پذیر می‌شود؟"

يکشنبه 8/5/1391 - 15:56 - 0 تشکر 484189

در حدوداً چهارصد سال گذشته از دكارت تا به حال، سوال محوری همین است. بناچار به پرسش بنیادی‌تری می‌رسیم عبارت از اینكه: "ذهن ما جهان را اساساً چگونه تصور می‌كند یا می‌نمایاند؟" این سوال كه "معنا چیست؟" بر این سوال كه "معرفت چیست؟" تقدم پیدا كرده است.

يکشنبه 8/5/1391 - 15:56 - 0 تشکر 484190

معنای معنا چیست؟


پاسخ هایدگر: هایدگر نوشت كه ما در قلمرو بحث منطقی این پرسش را مطرح نمی‌كنیم اما بیرون این قلمرو نكته به صورت جدی مطرح می‌شود. ما باید پیش از پرداختن به معنای هر هستنده‌ای گونه‌ای درك قبلی با پیشا تجربی از معنا در سر داشته باشیم. او بعدها نكته را به صورت درك پیشینی‌ها از هستی در "هستی و زمان" مطرح كرد.


يکشنبه 8/5/1391 - 15:57 - 0 تشکر 484191

پرسش اینكه چیز چیست؟


معنای هستی چیست؟


هستی چیست؟


زمان چیست؟ و چه دركی می‌توان از آن داشت؟


چیست چیست؟


واقعیت یا حقیقت؟


چیستی هستی و هستی چیستی؟


چگونه ما با واقعیت رابطه برقرار می‌كنیم؟


ماهیت معنا چیست؟


چه چیز را می‌توانم به نحو استوار و وثیق بدانم؟ (كانت)


چه چیز به حال من خوب است كه بدانم؟ (نیچه)


رابطه زبان با جهان چیست؟ و اساساً رفتار لفظی چگونه رفتاری است؟


بسیاری از حكمای اخلاق، علم اخلاق را با این پرسش شروع می‌كنند كه "چه چیز برای من تكلیف است؟" یا "تكلیف اخلاقی من چیست؟"

يکشنبه 8/5/1391 - 15:57 - 0 تشکر 484192

ولی ارسطو از سوال كلی‌تری شروع می‌كند و می‌پرسد: "برای انسان خوب زندگی كردن یعنی چه؟"


این سوال به او امكان می‌دهد به تحقیق در زمینه‌هایی بپردازد كه ما معمولاً در جنب سایر شوون زندگی بشر و به مناسبت آن شوون ارتباطی بین آنها و حوزه اخلاق می‌بینیم، از قبیل تعهد فكری، محبت به اشخاص، دوستی و غیره. البته ارسطو سوالات ظریفی درباره روابط متقابل این زمینه‌ها با همدیگر مطرح می‌كند تا ببیند چگونه می‌شود با این عناصر زندگی خوبی بنا كرد.

يکشنبه 8/5/1391 - 15:58 - 0 تشکر 484193

همه چیز مانند چیزی است؟ خود این چیز مانند چیست؟ "یی – ام – فارستر"


چرا و چگونه به مرگ می‌رسیم؟ امیدواریم، بدانیم كه چرا و چگونه در حال رسیدن به مرگ هستیم.


غایات زندگی چیست؟


معنای زندگی چیست؟


آیا برای همه چیزها غایت و مقصودی هست؟


منشاء عقل و اندیشه از كجاست؟


آیا باید در پی خوشبختی باشیم، یا به پیشبرد برابری اجتماعی یا عدالت یا عبارت یا معرفت كمك كنیم، ولو این امور به خوشبختی منتهی نشود؟


همه ما خواستار رفتن به بهشت هستیم ولی هیچكدام نمی‌خواهیم از مرگ عبور كنیم.


هدف خلقت بشر و موجودات چیست؟

يکشنبه 8/5/1391 - 15:58 - 0 تشکر 484194

علم چیست؟ علم، به عقیده افلاطون، عبارت از دانایی حقیقی و معرفت خالص است و انسان این دانایی را فقط موقعی بدست می‌آورد كه بتواند دانسته خود را با دلیل و برهان عقلی ثابت كند و اگر از عهده این امر برنیاید باز ممكن است با قوی‌ترین ایمانها به صحت آن چیزی كه "می‌داند" اعتقاد داشته باشد. حتی ممكن است دانسته‌اش به حقیقت صحیح باشد ولی چون اطمینان‌اش در این باره متكی به برهان معقول نیست پس دانشی كه در خور این نام باشد ندارد و بنابراین فیلسوف هم نیست.

يکشنبه 8/5/1391 - 15:59 - 0 تشکر 484195

ذهن چیست؟ پدیده های آن كدام است؟


ماهیت ذهن چیست؟ چه چیزی نهاد ذهن را تشكیل می‌دهد؟ آیا شعور، مبنای ماهوی ذهن است؟ آیا خودآگاهی بیانی از ماهیت آن است؟ در اینصورت ناخودآگاهی چه حكمی‌ دارد؟ آیا ذهن، محصور در آگاهی است؟ آیا ذهن، حقیقتی است كه آگاهی جزیی از آن است؟ ماهیت ذهن و عین چیست؟ ساختار ذهن چیست؟


برای پاسخ به پرسشها می‌توان گفت؛ وقتی پرسش قبلی مطرح باشد، دیگر حتی تفكیك پرسش و پاسخ هم مورد ندارد بلكه پرسش عین پاسخ است.


ابتدا از خودمان می‌پرسیم: "چه نوع سوالاتی جواب دارند؟"


- سوالات تجربی: یعنی سوالات مربوط به اینكه در دنیا چه چیز هست، یا سوال از آن قسم اموری كه مشاهده عادی یا علم با آن سر و كار دارد. سوالاتی درباره جهان، چون انسان دائماً می‌خواهد از محیطش سر در بیاورد و بر آن مسلط شود.


- سوالات صوری: یعنی آنگونه سوالاتی كه ریاضیدانان یا منطق دانان طرح می‌كنند. در آنجا شما بعضی تعریفها و بعضی قواعد درباره استنتاج قضایا از قضایای دیگر و قواعد انتاج را می‌پذیرد كه به شما امكان می‌دهد از مقدمات به نتیجه برسید. این قبیل سوالات به ما هیچ اطلاعاتی درباره جهان نمی‌دهد.

يکشنبه 8/5/1391 - 15:59 - 0 تشکر 484197

بین این دو دسته بزرگ از سوالات، باز سوالات دیگری وجود دارد كه نمی‌شود به آنها به هیچ یك از این دو طریق جواب داد. بسیاری از اینگونه سوالات وجود دارد از جمله سوالات فلسفی.


در پرسشهای فلسفی نمی‌دانید از چه راهی در پی جواب بروید. فلسفه از جایی شروع می‌شود كه سوال مزاحم و سمجی داشته باشید بدون درك روشنی از اینكه چگونه به جستجوی جواب بروید.


به چالش كشیدن پیش فرضها نوعی فعالیت فلسفی است. اما معمولاً حتی با استعدادترین دانشمندان آنقدر غرق در فعالیتهایشان هستند كه نمی‌توانند فاصله بگیرند و فرضهایی را كه كارها و اعتقاداتشان بر آنها پی ریزی شده، بررسی كنند.


فلسفه می‌تواند در پی روشن كردن هر مفهوم یا تحلیل هر فعالیتی باشد. مقصود ویتگنشتاین هم همین بود كه اصرار داشت فلسفه فعالیت است، نه مجموعه‌ای از نظریه‌ها و تعالیم.

يکشنبه 8/5/1391 - 16:0 - 0 تشکر 484199

چالشها و نگرشها:


چه می‌كنیم؟


به كجا می‌رویم؟


چه باید كرد؟


از كجا شروع می‌كنیم؟


اندیشه، عشق یا اراده؟

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی