• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 252)
شنبه 31/4/1391 - 13:52 -0 تشکر 475328
تزكیه و طهارت نفس‏


منابع مقاله
:

کتاب : تفسیر و شرح صحیفه سجادیه جلد دوم

نوشته: حضرت آیت الله حسین انصاریان

 

 

بخش دوم آیه 164 سوره آل عمران در مسأله تزكیه است:

یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَیُزَكِّیهِمْ» «1»

آیات او را بر آنان مى‏خواند و [از آلودگى‏هاى فكرى و روحى‏] پاكشان مى‏كند.

مراد از نفس در آیات و روایات كه پیامبر عظیم الشأن اسلام مأمور بر تزكیه آن بوده، حقیقتى است كه مركز قواى حیوانى از شهوت و غضب و غرائز و امیال است، كه اگر این قوا كنترل و تزكیه نشوند تبدیل به هوا مى‏گردند و هوا ایجاد طوفان‏هاى عظیمى در عقل و قلب و روح و بدن مى‏كند كه دنیا و آخرت انسان را به باد مى‏دهد.

فاسقان، فاجران، كاذبان، خدعه گران، آلودگان، ستمكاران، ظالمان، معتدین، متكبّران، جبّاران، تبهكاران، عاصیان، خاطیان، درنده خویان، جاهلان، بى خردان، همه و همه محصول و معلول و نتیجه هواى نفسند.

غرائز و امیال و شهوات باید با قواعد تربیتى اسلام و هدایت شارع مقدّس كنترل گردند، ورنه ضربه‏هاى غیر قابل جبرانى به انسان و انسانیّت وارد مى‏سازند.

در صورت كنترل شدن، خیمه عدالت در تمام جوانب بر پا مى‏شود و در صورت عدم كنترل، عرصه‏گاه حیات آلوده به انواع ظلم و ستم و خطا و معصیت و تجاوز و زور گویى و عناد و قلدرى و هر گونه رذیلتى خواهد شد.

 

جهاد با نفس در كلام بزرگان‏

غزالى گوید:

یُطْلَقُ النَّفْسُ عَلَى الْجامِعِ الصّفاتِ الْمَذْمُومَةِ أىْ القوى الحیوانیة الْمُضادَّةِ لِلْقُوَى الْعَقْلِیَّةِ. «2»

نفس همان است كه رذایل ضدّ نیروهاى ملكوتى یعنى نیروهاى حیوانى، در آن اجتماع مى‏كنند.

اگر این رذایل علاج نشوند و بر قدرت آنها در صورت عدم كنترل افزوده شود جایى براى حكومت عقل و شرع در میدان حیات باقى نمى‏ماند.

مسأله كنترل غرایز و شهوات از اعظم مسائل الهى و انسانى است تا جایى كه مبارزه با شهوات و غرائز غلط و بى‏جا را جهاد اكبر گفته‏اند و افضل الجهاد نامیده‏اند.

انَّ رَسُولَ اللّهِ صلى الله علیه و آله بَعَثَ سَرِیَّةً فَلَمّا رَجَعُوا قالَ: مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا الْجِهادَ الْأصْغَرَ و بَقِىَ عَلَیْهِمُ الْجِهادُ الْأكْبَرُ. قیلَ: یا رَسُولَ اللّهِ و مَاالْجِهادُ اْلأكْبَرُ؟

قالَ: جِهادُ النَّفْسِ. ثُمَّ قالَ صلى الله علیه و آله: أفْضَلُ الْجِهادِ مَنْ جاهَدَ نَفْسَهُ الَّتى بَیْنَ جَنْبَیْهِ. «3»

رسول خدا صلى الله علیه و آله جمعیّتى را به جبهه جنگ فرستادند، چون از میدان رزم برگشتند فرمودند: آفرین به طایفه‏اى كه جهاد اصغر را به سر بردند ولى جهاد اكبر بر عهده آنهاست. گفته شد: یا رسول اللَّه! جهاد اكبر چیست؟ فرمود:

مبارزه با نفس. سپس فرمود: برترین جهاد، جهاد با شهوات است.

حكما و عرفاى الهى مى‏گویند:

جهاد با نفس فقط به لحاظ تعلّق آن با جسم و جسمانیّات است، كه اوصاف بهیمى و سَبُعى و شیطانى از این تعلّق پدید مى‏آید:

 

اوصاف بهیمى‏

وَالَّذِینَ كَفَرُوا یَتَمَتَّعُونَ وَیَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوىً لَهُمْ» «4»

و در حالى كه كافران همواره سرگرم بهره‏گیرى از [كالا و لذت هاى زودگذر] دنیایند و مى‏خورند، همان گونه كه چهارپایان مى‏خورند و جایگاهشان آتش است.

وَاتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِی آتَیْنَاهُ آیَاتِنَا فَانْسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِینَ* وَلَوْ شِئْنَا لَرَفَعْنَاهُ بِهَا وَلكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الأَرْضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ یَلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِآیَاتِنَا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَكَّرُونَ» «5»

و سرگذشت كسى كه آیات خود را به او عطا كردیم و او عملًا از آنان جدا شد، براى آنان بخوان؛ پس شیطان او را دنبال كرد [تا به دامش انداخت‏] و در نتیجه از گمراهان شد.* و اگر مى‏خواستیم [درجات و مقاماتش را] به وسیله آن آیات بالا مى‏بردیم، ولى او به امور ناچیز مادى و لذت‏هاىِ زودگذرِ دنیایى تمایل پیدا كرد واز هواى نفسش پیروى نمود؛ پس داستانش چون داستان سگ است [كه‏] اگر به او هجوم برى، زبان از كام بیرون مى‏آورد، واگر به حال خودش واگذارى [باز هم‏] زبان از كام بیرون مى‏آورد. این داستان گروهى است كه آیات ما را تكذیب كردند؛ پس این‏ داستان را [براى مردم‏] حكایت كن، شاید [نسبت به امور خویش‏] بیندیشند.

 

اوصاف شیطانى‏

كَمَثَلِ الشَّیْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّی بَرِی‏ءٌ مِنكَ إِنِّی أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِینَ» «6»

[داستان منافقان كه كافران از اهل كتاب را با وعده‏هاى دروغ فریفتند] چون داستان شیطان است كه به انسان گفت: كافر شو. هنگامى كه كافر شد، گفت:

من از تو بیزارم، من از خدا كه پروردگار جهانیان است، مى‏ترسم.

ورنه وجود انسان و حقیقت نفس با قطع نظر از این تعلّق، عقل است و داراى صفات ملكوتى و به اقتضاى سرشت خود:

ما عُبِدَ بِهِ الرَّحْمنُ، وَاكْتُسِبَ بِهِ الْجِنانُ. «7»

آنچه كه خداوند بدان پرستیده شود و بهشت به واسطه آن به دست آید.

باید با عوارض خطرناك و بنیان بركن آن تعلّق كه حالت بهیمى و سبعى‏شیطانى است جهاد كرد، تا از شرّ حیوانات در امان برود و گرنه در این خانه همیشه غوغایى از تهاجم و تنازع است.

سعدى مى‏گوید:

أعْدى‏ عَدُوِّكَ نَفْسُكَ الَّتى بَیْنَ جَنْبَیْكَ. «8»

 

دشمن‏ترین دشمن تو، نفس همیشه همراه توست.

از كسى معناى‏ را پرسیدند؟ گفت: به حكم آن كه به هر دشمنى احسان كنى دوست گردد، مگر نفس را كه هر چه احسان بیشتر نمایى مخالفت زیاده كند.

بى وصل او ز صحبت جانم خجالت است‏

 

جان را هم از مصاحبت تن ملالت است‏

من دانم و دلم كه چه مى‏بینم از غمش‏

 

كس را وقوف نیست كه ما را چه حالت است‏

یارب به سوى كعبه كه باشد دلیل ما

 

كین ره كه مى‏رویم طریق ضلالت است‏

چندان كه مى‏رویم به مقصد نمى‏رسیم‏

 

ما را از این تردّد ضایع خجالت است‏

هر درد را كه هست طبیبى كند دوا

 

درمان درد ما به وصالش حوالت است‏

     

(عماد فقیه كرمانى)

چه بسیار قلیل و نادرند آنانكه در راه خدا از طریق تعالیم رسول بزرگ اسلام صلى الله علیه و آله با هواى نفس مبارزه كنند.

به بهلول گفتند: دیوانه‏هاى شهر را مى‏دانى چند نفرند؟ گفت: شمردن آنها خیلى مشكل است از عقلا بپرسید تا بگویم.

از گناهان و معاصى و عوارض هواى نفس و خلاصه از این همه ثقل و سنگینى مادّى و شیطانى باید آزاد شد و داراى ثقل و سنگینى معنوى شد. كشتى در دریا چون داراى ثقل باشد از واژگون شدن، برخاستن و در معرض موج و باد قرار گرفتن‏ آرام است و گر نه مضطرب؛ انسان وقتى به حقایق ثقل اكبر كه قرآن است و ثقل اصغر كه اهل بیت و ائمّه معصومین‏اند ثقیل شد داراى نفس مطمئنّه مى‏گردد و در برابر تمام حوادث و طوفان‏ها و سیل‏ها آرام خواهد بود.

چون از ثقل مادى و بدنى و به خصوص از ثقل معاصى و بارهاى هواى نفس برهى- كه راه رهیدنش معرفت به اوضاع و احوال نفس از طریق قرآن و رسالت و امامت است و به كارگیرى دستورهاى آن منابع الهیّه- به معراج معنوى و كشف و شهود خواهى رسید.

 

حكایتى از علّامه طباطبایى‏

علّامه طباطبایى فیلسوف بزرگ و مفسّر كم نظیر مى‏فرمودند:

در مسجد سهله در مقام ادریس نماز مى‏خواندم و در نماز پس از حمد، سوره مباركه «ص» قرائت مى‏كردم، ناگهان دیدم از جاى خود حركت كردم ولى بدنم در زمین است، به اندازه‏اى با بدنم فاصله گرفتم كه او را دورترین نقطه مى‏دیدم تا پس از چندى به حال اول برگشتم.

خداوند در قرآن مجید در شأن ادریس مى‏فرماید:

وَرَفَعْناهُ مَكاناً عَلِیّاً» «9»

و او را به جایگاه و مقام بلندى ارتقا دادیم.

 

درختان عالم ملكوت‏

بینایان و بیداران، عارفان و والهان و واصلان و عاشقان بر اساس حقایق قرآنیّه و معارف الهیّه مى‏فرمایند:

عالم ملكوت را دو درخت است:

1- شجره طوبى‏

2- شجره زقّوم‏

هر یك شاخه‏هایى به دنیا دارند، هر یك از حسنات اخلاقى شاخه‏اى از شاخه‏هاى درخت طوبى است و هر یك از رذایل اخلاقى شاخه‏اى از شاخه‏هاى درخت زقّوم.

انسان اگر به مبارزه با هواى نفس برنخیزد و بگذارد شهوات و غرایز رذایل، نفس را میدان تاخت و تاز قرار دهند بدون شك هر یك از رذایل تبدیل به خُلق یا ملكه و رنگ ثابت شود و در حقیقت ریشه در ذات دوانده بلكه عین ذات گردد، آنوقت است كه انسان شاخه‏اى از آن درخت گشته و پس از جمع شدن بساط عالم، هیزم ثابت جهنّم شود. داستان در حسنات هم از این قرار است.

در «كافى» شریف آمده:

السَّخاءُ شَجَرَةٌ فِى الْجَنَّةِ، فَمَنْ كانَ سَخِیًّا أخَذَ بِغُصْنٍ مِنْها، فَلَمْ یَتْرُكْهُ ذلِكَ الْغُصْنُ حَتّى‏ یُدْخِلَهُ الْجَنَّةَ. وَالشَّحُّ شَجَرَةٌ فِى النّارِ، فَمَنْ كانَ شَحیحاً أخَذَ بِغُصْنٍ مِنْها، فَلَمْ یَتْرُكْهُ حَتّى‏ یُدْخِلَهُ النّارَ. «01»

سخاوت درختى در بهشت است، سخى شاخه‏اى از آن را در دست جان دارد، آن شاخه وى را رها نكند تا وارد بهشت نماید. و بخل درختى در جهنّم است، بخیل آویخته به شاخه‏اى از اوست، آن شاخه او را رها نكند تا وى را داخل در جهنّم كند.

آن كه دچار هواى نفس و رذایل اخلاقى است، آتشى است كه هم خود را مى‏سوزاند و هم آتش به خرمن زندگى و حقوق دیگران مى‏اندازد. و از همین جا عظمت رسالت رسول اللَّه صلى الله علیه و آله روشن مى‏شود كه براى مهار كردن و خاموش نمودن‏ این آتش كه در تنور نفس است آمده كه:

وَیُزَكّیهِمْ» «11»

و [از آلودگى‏هاى ظاهرى و باطنى‏] پاكشان كند.

براى نجات وجود از شرّ هواى نفس باید به حقیقت و واقعیّت یعنى به حقّ و قیامت و انبیا و امامان و قرآن آشنا شد و به آن منابع عالى عشق ورزید و به اطاعت از دستورهاى آن منابع الهیّه برخاست، كه حكما فرموده‏اند:

«چنانكه عشق مادّى یا مجازى سبب خروج جسم از عقیمى ومولّد فرزند و مایه بقاى نوع و نسل است، عشق حقیقى هم روح را و عقل را از عقیمى و بسته بودن در آورده، مایه ادراك اشراق و دریافت زندگى جاوید یعنى نیل به معرفت جمال حقیقت و خیر مطلق و زندگى روحانى است.» «12»

 

درد گناه‏

درد گناه و معصیت، درد خطا و اشتباه، بسیار درد بد و سنگینى است و طول زمانى این درد باعث هلاكت انسان و از بین رفتن خیر دنیا و آخرت آدمى است.

امیرمؤمنان علیه السلام مى‏فرماید:

لا وَجَعَ أوْجَعُ لِلْقُلُوبِ مِنَ الذُّنُوبِ و لاخَوْفَ أشَدُّ مِنَ‏الْمَوْتِ و كَفى بِما سَلَفَ تَفَكُّراً وَكَفى بِالْمَوْتِ واعِظاً. «13»

دردى براى دل‏ها دردناك‏تر از گناهان نیست و ترسى شدیدتر از ترس از مرگ نمى‏باشد، چیزى چون اندیشه در حوادث گذشته انسان را كفایت‏ نمى‏كند و مرگ براى بیدارى انسان از خواب غفلت كافى است.

درد ظاهرى قلب كشنده انسان است، و درد باطنى محصول و معلول گناه است و بدون شك درد معنوى كشنده‏تر از درد مادّى است.

فِى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً» «41»

در دلِ آنان بیمارىِ [سختى از نفاق‏] است، پس خدا به كیفرِ نفاقشان بر بیماریشان افزود.

اندیشه در احوال خود كه عمر در چه گذشت و تفكر در احوال دیگران و فكر در این كه لذّت گناه باقى نمى‏ماند ولى تبعات و آثار آن باقى است، تفكر در فناى دنیا و بقاى آخرت و اندیشه در مرگ آرزو داران پیش از رسیدن به آروزهایشان و حسن عاقبت صالحان و محسنان و سوء عاقبت ظالمان و متجاوزان، عبادت بزرگ است.

امام باقر علیه السلام به نقل از پیامبر اسلام صلى الله علیه و آله روایت مهمّى را در كیفیت مردن مردم- كیفیّتى كه محصول ومعلول عقاید و اخلاق و اعمال آنان است- نقل مى‏فرماید كه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:

النَّاسُ اثنانِ: واحِدٌ أراحَ، وَآخَرُ اسْتَراحَ. فامّا الذى اسْتَراحَ فَالمُؤمِنُ، اذا ماتَ اسْتَراحَ مِنْ الدُّنیا وبَلائِها، وامَّا الّذی اراحَ فَالْكافِرُ اذا ماتَ اراحَ الشَّجَرَ وَالدَّوابَّ وَكَثیراً مِنَ النَّاسِ. «15»

مردم در جهت مرگ بر دو دسته‏اند: یكى راحت مى‏نماید و دیگرى راحت مى‏شود. امّا آن كه راحت مى‏شود مؤمن است، چون بمیرد از دنیا و بلایش و تنگى و سختى‏هایش مى‏رهد. امّا آن كه راحت مى‏نماید كافر است، چون بمیرد درخت و جنبنده و بسیارى از مردم را با مرگ خودش راحت مى‏نماید.

درخت و جنبنده به زبان حال مى‏گویند: ما از خدمت به كافر ناراحتیم، چون كافر بمیرد درخت و جنبنده از مرگش راحت مى‏شوند و انسان هم از مزاحمت‏هایش كه معلول بى دینى و بى خبرى اوست.

 

نفس در كلام رسول خدا صلى الله علیه و آله‏

در زمینه نفس حدیثى بسیار جالب به مضمون زیر از رسول خدا در جوامع حدیث روایت شده:

دَخَلَ رَجُلٌ عَلى رَسُولِ اللّهِ صلى الله علیه و آله اسْمُهُ مُجاشِعُ فَقال: یا رَسُولَ اللَّهِ صلى الله علیه و آله كَیْفَ الطَّریقُ إلى مَعْرِفَةِ الْحَقِّ؟ فَقالَ: مَعْرِفَةُ النَّفْسِ.

فَقالَ: یا رَسُولَ اللَّهِ! كَیْفَ الطَّریقُ إلى مُوافَقَةِ الْحَقِّ؟ قالَ: مُخالَفَةُ النَّفْسِ.

فَقالَ: یا رَسُولَ اللَّهِ! فَكَیْفَ الطَّریقُ إلى رِضَا الْحَقِّ؟ قالَ: سَخَطُ النَّفْسِ.

فَقالَ: یا رَسُولَ اللَّهِ! فَكَیْفَ الطَّریقُ إلى وَصْلِ الْحَقِّ؟ قالَ: هَجْرُ النَّفْسِ.

فَقالَ: یا رَسُولَ اللَّهِ! فَكَیْفَ الطَّریقُ إلى طاعَةِ الْحَقِّ؟ قالَ: عِصْیانُ النَّفْسِ.

فَقالَ: یا رَسُولَ اللَّهِ! فَكَیْفَ الطَّریقُ إلى ذِكْرِ الْحَقِّ؟ قالَ: نِسْیانُ النَّفْسِ.

فَقالَ: یا رَسُولَ اللَّهِ! فَكَیْفَ الطَّریقُ إلى قُرْبِ الْحَقِّ؟ قالَ: التَّباعُدُ مِنَ النَّفْسِ.

فَقالَ: یا رَسُولَ اللَّهِ! فَكَیْفَ الطَّریقُ إلى انْسِ الْحَقِّ؟ قالَ: الْوَحْشةُ مِنَ النَّفْسِ.

فَقالَ: یا رَسُولَ اللَّهِ! فَكَیْفَ الطَّریقُ إلى ذلِكَ؟ قالَ: الْاسْتِعانَةُ بِالْحَقِّ عَلَى النَّفْسِ. «61»

مردى به نام مجاشع به محضر مبارك رسول اسلام صلى الله علیه و آله عرضه داشت: راه رسیدن به معرفت حق چیست؟ پیامبر فرمودند: شناخت نفس.

گفت: راه موافقت با حق چیست؟ حضرت فرمودند: مخالفت با نفس.

عرضه داشت: راه تحصیل خشنودى حق كدام است؟ فرمود: خشمگین بودن بر نفس.

پرسید: راه رسیدن به وصال حق چیست؟ فرمود: دورى از نفس.

گفت: راه طاعت حق كدام است؟ فرمود: روى گرداندن از نفس.

گفت: راه یاد حق كدام است؟ فرمود: فراموشى نفس.

پرسید: طریق قرب حق چیست؟ فرمود: فاصله داشتن با نفس.

عرضه داشت: راه انس با حق چیست؟ فرمود: وحشت از نفس.

گفت: راه به دست آوردن این همه كدام است؟ فرمود: یارى جستن از حق علیه نفس.

اى دولت آستانه صاحبدلان كجاست‏

 

كانجا مقابل حرم و قبله و دعاست‏

     

ما دردمند و تنگدل و خسته خاطریم‏

 

انفاس روح پرور اهل صفا كجاست‏

پاى طلب گشاده و بر بسته چشم عیب‏

 

تا این قدم كه دارد و تا این نظر كراست‏

یا ما گِلیم و صحت این زمره همچو گُل‏

 

یا خود مسیم و همّت این فرقه كیمیاست‏

در راه عشق رسم گدایى غریب نیست‏

 

سلطان اگر به كوى محبت رسد گداست‏

هر طاعتى كه علّت عُجب است و معصیت‏

 

هر نعمتى كه موجب كفران بود بلاست‏

     

(عماد فقیه كرمانى)

 

راه رسیدن به ولایت‏

امام صادق علیه السلام مى‏فرماید:

كُنْتُ مَعَ أبى حَتَّى انْتَهَیْنا إلى الْقَبْرِ و الْمِنْبَرِ و إذا اناسٌ مِنْ أصْحابِهِ، فَوَقَفَ عَلَیْهِمْ فَسَلَّمَ و قالَ: وَاللّهِ إنّى لَاحِبُّكُمْ و احِبُّ ریحَكُمْ و أَرْواحَكُمْ، فَأعینُونا عَلى ذلِكَ بِوَرَعٍ وَاجْتِهادٍ، فَإنَّكُمْ لَنْ تَنالُوا وَلایَتَنا إلّابِالْوَرَعٍ وَالْاجْتِهادِ. «71»

با پدرم حضرت باقر علیه السلام بودم تا كنار قبر ومنبر رسول خدا رسیدیم، در آن هنگام گروهى از یاران پدرم در آن جا بودند، امام باقر بالاى سرشان ایستاد و به آنان سلام داد و فرمود: و اللَّه قسم! شما و بوى شما و روح شما را دوست دارم، ما را در این دوستى با پاكدامنى و كوشش در راه حق براى رسیدن به رشد و كمال یارى كنید كه جز با پارسایى و كوشش در راه محبوب كسى به ولایت ما نمى‏رسد.

آرى، بدون مبارزه با هوا و غلبه بر نفس كه نتیجه‏اش ورع و تقوا و پاكى و طهارت قلب است ثابت ماندن در صراط مستقیم امكان ندارد، صراطى كه «أنعمت علیهم» است كه هر كس خارج از این صراط است یا مغضوب است یا گمراه.

أَفَمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى‏ نُورٍ مِن رَبِّهِ فَوَیْلٌ لِلْقَاسِیَةِ قُلُوبُهُم مِن ذِكْرِ اللَّهِ أُولئِكَ فِی ضَلَالٍ مُبِینٍ» «18»

آیا كسى كه خدا سینه‏اش را براى [پذیرفتن‏] اسلام گشاده است و بهره مند از نورى از سوى پروردگار خویش است [مانند كسى است كه سینه‏اش از پذیرفتن اسلام تنگ است؟] پس واى بر آنان كه دل‏هایشان از یاد كردن خدا سخت است، اینان در گمراهى آشكار هستند.

 

تزكیه نفس‏

آنچه باعث روشنایى دل است در اسلام بیان شده و هر آنچه علّت كدورت قلب است باز گو كرده‏اند. گناه و معصیت و رها كردن نفس، زمینه ساز سیاهى قلب، و مبارزه با هوا و هوس و امیال و شهوات غلط، علّت تجلّى نور ربّ در عرش دل است.

تصفیه و تزكیه نفس كه باعث نورانیّت دل و روشنایى جان است از اهمّ وظایف پیامبر بزرگ اسلام صلى الله علیه و آله بود، كه آن حضرت در این زمینه تا مرز ایثار جان اقدام به پیاده نمودن آن وظیفه و مسئولیّت كرد.

او خیر و شرّ نفس را براى مردم بیان كرد و راه آراستن نفس را به خیر و پیراستن این حقیقت را از شر پیش پاى مردم نهاد و در این مدرسه مردان و زنانى را تربیت كرد و در بستر تاریخ تربیت مى‏كند كه هیچ مدرسه‏اى نمونه آنان را نداشته و ندارد.

او با كتابى مبعوث به رسالت شد كه آن كتاب شفا بخش دردهاى قلبى و نفسى و عقلى بود. خداوند مهربان در تعریف آن كتاب مى‏فرماید:

یَا أیُّهَا النَّاسُ قَدْ جَاءَتْكُم مَوْعِظَةٌ مِن رَبِّكُمْ وَشِفَاءٌ لِمَا فِی الصُّدُورِ وَهُدىً وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِینَ» «91»

اى مردم! یقیناً از سوى پروردگارتان براى شما پند وموعظه‏اى آمده و شفاست براى آنچه [ازبیمارى‏هاى اعتقادى و اخلاقى‏] در سینه‏هاست و سراسر هدایت و رحمتى است براى مؤمنان.

قَدْ جَاءَكُم مِنَ اللّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِینٌ* یَهْدِى بِهِ اللّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ‏ سُبُلَ السَّلَامِ وَیُخْرِجُهُم مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَیَهْدِیهِمْ إِلَى‏ صِرَاطٍ مُسْتَقِیمٍ» «20»

بى‏تردید از سوى خدا براى شما نور و كتابى روشنگر آمده است.* خدا به وسیله آن [نور و كتاب‏] كسانى را كه از خشنودى او پیروى كنند به راههاى سلامت راهنمایى مى‏كند و آنان را به توفیق خود از تاریكى‏ها [ىِ جهل، كفر، شرك و نفاق‏] به سوى روشنایىِ [معرفت، ایمان و عمل صالح‏] بیرون مى‏آورد و به جانب راه راست هدایت مى‏كند.

رسول بزرگوار اسلام صلى الله علیه و آله به وسیله قرآن مجید دل‏ها را نوارنى و قلب‏ها را روشن و نفوس را تزكیه و سینه‏ها را شفا داد، او از میان سیاه چهره‏گان بلال و از میان بردگان صُهَیب و از بیابان نشینان ابوذر و از غیر عرب سلمان و از طایفه زنان خدیجه و زهرا و زینب ساخت.

 

معراج آدمیّت و انسانیّت‏

در كتاب‏ «انسان كامل» آورده:

معراج آدمیّت و انسانیّت باچهار چیز میسّر است:

1- معارف الهیّه: قرآن، كلمات انبیا و امامان و اولیا.

2- اقوال نیك.

3- افعال نیك.

4- اخلاق حسنه.

و این چهار كه از طریق مبارزه با هوا و هوس و جهاد با نفس به دست مى‏آید به قدرى مهمّ است كه گفته‏اند:

هر كه این چهار را ندارد آدمى نیست و هر كه دارد آدمى است و هر كس این چهار را به كمال برساند انسان كامل است.

چون به دنبال شناخت حقایق قرآنیّه ومعارف الهیّه رفتى و از آن دو منبع یعنى كتاب و حدیث كسب نور كردى و به عبادت و اطاعت قیام نمودى زمینه مبارزه با هوا و هوس و تزكیه نفس را به كمك حق و رسالت رسول اعظم فراهم آورده و به انتظار باش كه نورى كه محصول این مبارزه است تمام شئون حیات و جوانب وجودت را روشن كند، نورى كه رسول بزرگ صلى الله علیه و آله از خداوند عزّ وجلّ درخواست داشت:

اللّهُمَّ اجْعَلْ لى فى قَلْبى نُوراً وَفى لِسانى نُوراً و فى بَصَرى نُوراً و فى سَمْعى نُوراً و عَنْ یَمینى نُوراً و عَنْ یَسارى نُوراً و مِنْ فَوْقى نُوراً وَمِنْ تَحْتى نُوراً وَمِنْ أمَامى نُوراً و مِنْ خَلْفى نُوراً، وَاجْعَلْ لى فى نَفْسى نُوراً و أعْظِم لى نُوراً. «21»

پروردگارا در قلبم، در زبانم، در دیده‏ام، درگوشم، از راستم، از چپم، از بالاى سرم، از زیر پایم، از پیش رویم، از پشت سرم و در نفسم نور قرار بده و این نور را براى من عظیم گردان.

عرفا مى‏گویند:

مراد از این نور، قرآن و توفیق خاصّ الهى است و مقصود پیامبر صلى الله علیه و آله از این درخواست این است كه قرآن و باطن قرآن و سرّالسرّ قرآن و حقیقت آیات، تمام جوانب وجودش را پر كند، كه این خواسته در ازل مورد اجابت قرار گرفت و به نزول قرآن تجلّى آشكار كرد.

روضه را از چمن انس نثارى بفرست‏

 

یعنى از خاك در خویش غبارى بفرست‏

     

تا دگر عطر فروشى نكند باد بهشت‏

 

بانسیم سحرى بوى بهارى بفرست‏

جانم از باده دوشینه تو مخمور است‏

 

زان معطّر قدحش دفع خمارى بفرست‏

     

(عماد فقیه كرمانى)

امیر المؤمنین علیه السلام فرمود:

الْعارِفُ مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَأعْتَقَها و نَزَّهَها عَنْ كُلِّ ما یُبْعِدُها. «22»

عارف كسى است كه نفس خود و عوارضش را از شرّ و خیر شناخته باشد و آن را از جمیع شرور و رذایل آزاد نموده و تصفیه كرده و وى را از آنچه از خدایش دور مى‏كند حفظ نموده باشد.

مرا شیخ داناى مرشد شهاب‏

 

دو اندرز فرمود در روى آب‏

یكى آن كه در نفس خودبین مباش‏

 

یكى آن كه در خلق بدبین مباش‏

     

چون نفس را بشناسى از خودیّت و خودبینى نجات پیدا كنى و در راه صلاح و اصلاح آن با كمك قرآن و رسالت و امامت برخیزى و به این نتیجه برسى كه نفس، مملوك حق و امانت جناب او در دست توست و بر توست كه این امانت را از شرّ غولان و طاغوتیان و رذایل حفظ نمایى.

خودبینى و خود خواهى و عُجب و كبر و حرص و بخل و ... همه موانعى هستند بین نفس و بین حق، كه نمى‏گذارند فیوضات ربّانیّه و نفحات رحمانیّه به نفس برسند.

 

نفس در كلام میبدى‏

میبدى در «فتح ثالث» آورده:

شیخ سعدالدین حموى سواره به رودخانه رسید، اسب از آب نمى‏گذشت، امر كرد آب را بهم زده گل آلود كنند، در حال اسب عبور كرد. فرمود: تا خود مى‏دید از این وادى عبور نمى‏توانست كرد. چون مرض خودبینى و خود خواهى علاج شود و حالت خداجویى و خداخواهى پدید آید، حركت نفس به سوى مقام قرب و لقا با كمك طاعات و عبادات آغاز مى‏شود و به جایى مى‏رسد كه امام صادق علیه السلام مى‏فرماید:

انَّ رُوحَ الْمُؤْمِنِ لَأشَدُّ اتِّصالًا بِرُوحِ اللّهِ مِنِ اتّصالِ شُعاعِ الشَّمْسِ بِها. «23»

اتّصال روح مؤمن به روح خدا از اتّصال شعاع آفتاب به آفتاب شدیدتر است.

 

پی نوشت ها:

 

______________________________
<!--[if !supportLineBreakNewLine]-->
<!--[endif]-->

(1)- آل عمران (3): 164.

(2)- مجمع البحرین: 1/ 419، به نقل از غزالى.

(3)- بحار الأنوار: 67/ 65، باب 45، حدیث 7؛ وسائل الشیعة: 15/ 163، باب 1، حدیث 20216.

(4)- محمّد (47): 12.

(5)- اعراف (7): 175- 176.

(6)- حشر (59): 16.

(7)- بحار الأنوار: 1/ 116، باب 4، حدیث 8؛ وسائل الشیعة: 15/ 205، باب 8، حدیث 20288.

(8)- بحار الأنوار: 67/ 64، باب 45، حدیث 1؛ عوالى اللآلى: 4/ 118، 187.

(9)- مریم (19): 57.

(01)- كنز العمال: 6/ 391، حدیث 16208؛ تفسیر الثعالبى: 5/ 422؛ مجموعة ورام: 1/ 170.

(11)- بقره (2): 129.

(12)- هزار نكته: 186.

(31)- بحار الأنوار: 70/ 342، باب 137، حدیث 25؛ وسائل الشیعة: 15/ 304، باب 40، حدیث 20584.

(41)- بقره (2): 10.

(15)- بحار الأنوار: 6/ 151، باب 6، حدیث 1؛ الخصال: 1/ 39، حدیث 21.

(16)- بحار الأنوار: 67/ 72، باب 45، حدیث 23؛ عوالى اللآلى: 1/ 246، حدیث 1؛ مستدرك الوسائل: 11/ 138، باب 1، حدیث 12643.

(71)- الأمالى، شیخ طوسى: 722، حدیث 1522؛ ارشاد القلوب، دیلمى: 1/ 101؛ مجموعة ورّام: 2/ 90.

(18)- زمر (39): 22.

(91)- یونس (10): 57.

(20)- مائده (5): 15- 16.

(21)- صحیح مسلم: 2/ 182؛ میزان الحكمة: 4/ 3388.

(22)- غرر الحكم: 239، حدیث 4841؛ هزار نكته: 1/ 69.

(23)- الكافى: 2/ 166، حدیث 4؛ الاختصاص، شیخ مفید: 32.

منبع: پایگاه عرفان

گدای فاطمه(س)

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.