• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن اجتماعي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
اجتماعي (بازدید: 699)
پنج شنبه 29/4/1391 - 11:24 -0 تشکر 474377
مردم به‌دنبال خودروی توزیع گوشت!/عکس

نمایشگاه عرضه مستقیم کالا ویژه طرح ضیافت در مصلی امام خمینی(ره) آغاز به کار کرد.
 
به گزارش خبرگزاری ها سرپرست معاونت توسعه بازرگانی داخلی وزارت صنعت،‌معدن و تجارت پیش از این خبرداده بود حدود 12 قلم كالای اساسی و پرتقاضا در نمایشگاههای عرضه مستقیم ویژه ماه مبارك رمضان عرضه می‌شود كه برنج، روغن، حبوبات، لبنیات، شكر، گوشت، مرغ از آن جمله محسوب می‌شوند.
 
در تصاویر زیر که خبرگزاری مهر آن را منتشر کرده است ازدحام جمعیت در کنار یکی ماشین های توزیع گوشت منجمد را مشاهده می کنید. در همین تصاویر مردم پس از پایان فروش همچنان به خرید از این توزیع کننده اصرار دارند.











گدای فاطمه(س)

جمعه 30/4/1391 - 11:5 - 0 تشکر 474777

نمیدونم با دیدن این عکس باید خندید یا گریه کرد؟؟؟
مسولین

زندگي سفري است که به ما مي آموزد

             "دادن وگرفتن يکي ست"

                             وهدف از وجود ما عشق ورزيدن،بخشش وشوق گشودن دست ياري 

                                         به سوي ديگري ست 

یادمن باشد که : اندک است تنهایی من در مقایسه با تنهایی خورشید .

جمعه 30/4/1391 - 17:50 - 0 تشکر 475015

عکسای قابل تاملیه 

ممنون

جمعه 30/4/1391 - 22:27 - 0 تشکر 475109

اصلا وضعیت جالبی نیست...

شنبه 31/4/1391 - 0:49 - 0 تشکر 475154

هوالرحیم
سلام

آدمی در تعجب می ماند
که این چه ماه رمضان و خودسازی است؟
که از یک ماه قبلش همه در اضطراب می افتند
دولت نمیدونه دیگه از کدوم کشور مرغ و گوشت بیاره
که یه وقت صدای غرغر شکمی بلند نشه
هی طرح بذاره
این چه کم خوردنیه که همه به جون هم افتادن؟
سومالی هم اینطوری نبود:|
خب بگیم مسئولین در تربیت آدمها کم کاری کردند اما خود ما چه کردیم
عقلمان را دادیم دست یه تیکه گوشت

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ

 
شنبه 31/4/1391 - 0:50 - 0 تشکر 475156

مطلبی از یکی از دوستان دیدم بسیار جالب بود

اوایل دهه شصت نوجوانی بیش نبودم،

اما خوب به خاطر دارم آن روزهایی را كه تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود.






تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می كردیم و اگر شانس یارمان بود

و از همان شامپوها یك عدد صورتی رنگش كه رایحه سیب داشت گیرمان می آمد حسابی كیف می كردیم.

سس مایونز كالایی لوكس به حساب می آمد و پفک نمکی و ویفر شكلاتی یام یام تنها دلخوشی كودكی بود.




صف های طولانی در نیمه شب سرد زمستان برای 20 لیتر نفت،




بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كامیون در محله ها توزیع می شد،




خالی كردن گازوئیل با ترس و لرز در نیمه های شب.

روغن، برنج و پودر لباسشویی جیره بندی بود،

نبود پتو در بازار خانواده تازه عروسان را برای تهیه جهیزیه به دردسر می انداخت و پوشیدن كفش آدیداس یك رویا بود.




همه اینها بود، بمب هم بود و موشك و شهید و ...

اما كسی از قحطی صحبت نمی كرد



یادم هست با تمام فشارها وقتی وانت ارتشی برای جمع آوری كمك های مردمی وارد كوچه می شد

بسته های مواد غذایی، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازیر بود.

همسایه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهربانی بود، خب درد هم بود.




و اما امروز



امروز اما فروشگاه های مملو از اجناس لوكس خارجی در هر محله و گوشه كناری به چشم می خورند و هرچه بخواهید و نخواهید در آنها هست.

از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوی خارجی، لباس و لوازم آرایش تا موبایل و تبلت، داروهای لاغری تا صندلی های ماساژور، نوشابه انرژی زا تا بستنی با روكش طلا، رینگ اسپرت تا...




و حال با تن های فربه، تكیه زده بر صندلی های نرم اتومبیل های گرانقیمت از شنیدن كلمه قحطی به لرزه افتاده به سوی بازارها هجوم می بریم.

مبادا تی شرت بنتون گیرمان نیاید! مبادا زیتون مدیترانه ای نایاب شود!

متاسفانه اشتهایمان برای مصرف، تجمل، پُز دادن و له كردن دیگران سیری ناپذیر شده است ...




ورشكسته شدن انتشارت، بی سوادی دانشجوهامان، بی سوادی استادها، عقب افتادگی در علم و فرهنگ و هنر، تعطیلی مراكز ادبی فرهنگی و هنری و ...

برایمان مهم نیست ولی از گران شدن ادكلن مورد علاقه مان سخت نگرانیم! ...

می شود كتابها نوشت...

خلاصه اینكه این روزها لبخند جایش را به پرخاش داده و مهربانی به خشم.




فقط كافیه یك ذرّه احساس كنیم كه یكى مخالف نظر ماست اونوقت چنان نابودش می كنیم كه انگار هیچ خدایی رو بنده نیستیم

هركس تنها به فكر خویش است، به فكر تن خویش!

قحطی امروز قحطی انسانیت است؛

قحطى اخلاق است؛




قحطی همدلی؛

قحطى رأفت؛

قحطی عشق؛

که ما ایرانیان در این روزگاران آن را به وضوح لمسش می کنیم ...

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ

 
شنبه 31/4/1391 - 1:14 - 0 تشکر 475161

واقعاً جای تأسف دارد....

مملکت اسلامی و اینطور کارها...  بخدا زشته! همین تصاویر میره مردم اونور دنیا میبینن بعد مارو با قحطی زدگان سومالی مقایسه میکنند!!!

شنبه 31/4/1391 - 10:31 - 0 تشکر 475210

گدای فاطمه(س)

شنبه 31/4/1391 - 10:38 - 0 تشکر 475212

jtayebe گفته است :
[quote=jtayebe;393644;475156]مطلبی از یکی از دوستان دیدم بسیار جالب بود

اوایل دهه شصت نوجوانی بیش نبودم،

اما خوب به خاطر دارم آن روزهایی را كه تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود.






تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می كردیم و اگر شانس یارمان بود

و از همان شامپوها یك عدد صورتی رنگش كه رایحه سیب داشت گیرمان می آمد حسابی كیف می كردیم.

سس مایونز كالایی لوكس به حساب می آمد و پفک نمکی و ویفر شكلاتی یام یام تنها دلخوشی كودكی بود.




صف های طولانی در نیمه شب سرد زمستان برای 20 لیتر نفت،




بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كامیون در محله ها توزیع می شد،




خالی كردن گازوئیل با ترس و لرز در نیمه های شب.

روغن، برنج و پودر لباسشویی جیره بندی بود،

نبود پتو در بازار خانواده تازه عروسان را برای تهیه جهیزیه به دردسر می انداخت و پوشیدن كفش آدیداس یك رویا بود.




همه اینها بود، بمب هم بود و موشك و شهید و ...

اما كسی از قحطی صحبت نمی كرد



یادم هست با تمام فشارها وقتی وانت ارتشی برای جمع آوری كمك های مردمی وارد كوچه می شد

بسته های مواد غذایی، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازیر بود.

همسایه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهربانی بود، خب درد هم بود.




و اما امروز



امروز اما فروشگاه های مملو از اجناس لوكس خارجی در هر محله و گوشه كناری به چشم می خورند و هرچه بخواهید و نخواهید در آنها هست.

از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوی خارجی، لباس و لوازم آرایش تا موبایل و تبلت، داروهای لاغری تا صندلی های ماساژور، نوشابه انرژی زا تا بستنی با روكش طلا، رینگ اسپرت تا...




و حال با تن های فربه، تكیه زده بر صندلی های نرم اتومبیل های گرانقیمت از شنیدن كلمه قحطی به لرزه افتاده به سوی بازارها هجوم می بریم.

مبادا تی شرت بنتون گیرمان نیاید! مبادا زیتون مدیترانه ای نایاب شود!

متاسفانه اشتهایمان برای مصرف، تجمل، پُز دادن و له كردن دیگران سیری ناپذیر شده است ...




ورشكسته شدن انتشارت، بی سوادی استادها، عقب افتادگی در علم و فرهنگ و هنر، تعطیلی مراكز ادبی فرهنگی و هنری و ...

برایمان مهم نیست ولی از گران شدن ادكلن مورد علاقه مان سخت نگرانیم! ...

می شود كتابها نوشت...

خلاصه اینكه این روزها لبخند جایش را به پرخاش داده و مهربانی به خشم.




فقط كافیه یك ذرّه احساس كنیم كه یكى مخالف نظر ماست اونوقت چنان نابودش می كنیم كه انگار هیچ خدایی رو بنده نیستیم

هركس تنها به فكر خویش است، به فكر تن خویش!

قحطی امروز قحطی انسانیت است؛

قحطى اخلاق است؛




قحطی همدلی؛

قحطى رأفت؛

قحطی عشق؛

که ما ایرانیان در این روزگاران آن را به وضوح لمسش می کنیم ...



اگر این ها که میگید راست باشن پس ما تو این 30 سال هیچ کاری برای این مردم نکردیم دیگه وقتی ما نتونستیم علم و فرهنگ و ادب مردم رو ارتقاع بدیم پس عملا هیچی به هیچی.. خودتون دارین خودتون رو نقض میکنید جالبه.  در مورد این قسمت از بحث تون(بی سوادی استادها، عقب افتادگی در علم و فرهنگ و هنر) لطفا به اینجامراجعه کنید یعنی همه اینها دروغه؟ والا ما نفهمیدم دم خروس رو باور کنیم یا قسم...

گدای فاطمه(س)

شنبه 31/4/1391 - 11:14 - 0 تشکر 475240

alihunter1 گفته است :


اگر این ها که میگید راست باشن پس ما تو این 30 سال هیچ کاری برای این مردم نکردیم دیگه وقتی ما نتونستیم علم و فرهنگ و ادب مردم رو ارتقاع بدیم پس عملا هیچی به هیچی.. خودتون دارین خودتون رو نقض میکنید جالبه.  در مورد این قسمت از بحث تون(بی سوادی استادها، عقب افتادگی در علم و فرهنگ و هنر) لطفا به اینجامراجعه کنید یعنی همه اینها دروغه؟ والا ما نفهمیدم دم خروس رو باور کنیم یا قسم...
jtayebe گفته است :
[quote=alihunter1;658382;475212][quote=jtayebe;393644;475156]مطلبی از یکی از دوستان دیدم بسیار جالب بود

اوایل دهه شصت نوجوانی بیش نبودم،

اما خوب به خاطر دارم آن روزهایی را كه تنها شامپوی موجود، شامپوی خمره ای زرد رنگ داروگر بود.






تازه آن را هم باید از مسجد محل تهیه می كردیم و اگر شانس یارمان بود

و از همان شامپوها یك عدد صورتی رنگش كه رایحه سیب داشت گیرمان می آمد حسابی كیف می كردیم.

سس مایونز كالایی لوكس به حساب می آمد و پفک نمکی و ویفر شكلاتی یام یام تنها دلخوشی كودكی بود.




صف های طولانی در نیمه شب سرد زمستان برای 20 لیتر نفت،




بگو مگو ها سر كپسول گاز كه با كامیون در محله ها توزیع می شد،




خالی كردن گازوئیل با ترس و لرز در نیمه های شب.

روغن، برنج و پودر لباسشویی جیره بندی بود،

نبود پتو در بازار خانواده تازه عروسان را برای تهیه جهیزیه به دردسر می انداخت و پوشیدن كفش آدیداس یك رویا بود.




همه اینها بود، بمب هم بود و موشك و شهید و ...

اما كسی از قحطی صحبت نمی كرد



یادم هست با تمام فشارها وقتی وانت ارتشی برای جمع آوری كمك های مردمی وارد كوچه می شد

بسته های مواد غذایی، لباس و پتو از تمام خانه ها سرازیر بود.

همسایه ها از حال هم با خبر بودند، لبخند بود، مهربانی بود، خب درد هم بود.




و اما امروز



امروز اما فروشگاه های مملو از اجناس لوكس خارجی در هر محله و گوشه كناری به چشم می خورند و هرچه بخواهید و نخواهید در آنها هست.

از انواع شكلات و تنقلات گرفته تا صابون و شامپوی خارجی، لباس و لوازم آرایش تا موبایل و تبلت، داروهای لاغری تا صندلی های ماساژور، نوشابه انرژی زا تا بستنی با روكش طلا، رینگ اسپرت تا...




و حال با تن های فربه، تكیه زده بر صندلی های نرم اتومبیل های گرانقیمت از شنیدن كلمه قحطی به لرزه افتاده به سوی بازارها هجوم می بریم.

مبادا تی شرت بنتون گیرمان نیاید! مبادا زیتون مدیترانه ای نایاب شود!

متاسفانه اشتهایمان برای مصرف، تجمل، پُز دادن و له كردن دیگران سیری ناپذیر شده است ...




ورشكسته شدن انتشارت، بی سوادی استادها، عقب افتادگی در علم و فرهنگ و هنر، تعطیلی مراكز ادبی فرهنگی و هنری و ...

برایمان مهم نیست ولی از گران شدن ادكلن مورد علاقه مان سخت نگرانیم! ...

می شود كتابها نوشت...

خلاصه اینكه این روزها لبخند جایش را به پرخاش داده و مهربانی به خشم.




فقط كافیه یك ذرّه احساس كنیم كه یكى مخالف نظر ماست اونوقت چنان نابودش می كنیم كه انگار هیچ خدایی رو بنده نیستیم

هركس تنها به فكر خویش است، به فكر تن خویش!

قحطی امروز قحطی انسانیت است؛

قحطى اخلاق است؛




قحطی همدلی؛

قحطى رأفت؛

قحطی عشق؛

که ما ایرانیان در این روزگاران آن را به وضوح لمسش می کنیم ...



سلام
نمیدانم شاید سن و سال شما به دانشگاه رفتن نمیخورد یا اساتیدی که در حق دانشجوها کم لطفی می کنند و با پارتی وارد شده اند را ندیده اید , همیشه کنار خوبی ها بدی ها نیز هست که باید بدی ها رفع شوند, اگر خوبیی بیان می شود محض نیست و بدی نیز.
یا اینکه بسیاری از رفتارهای ناشایست اجتماعی که رو به افزایش هست و کسی دلسوزشان نیست را نمی بینید(این متنی هم که انتخاب شده نه اینکه منظورش این باشد همه اینگونه اند منظورش این است این رفتارها رو به افزایش است) , آنقدر که در مجلس اخیر کمترین تعداد کاندید برای کمیسیون فرهنگی بوده است
اینکه بسیاری از مسئولین دلسوز نیستند دلیل به کم کاری همه نمی شود , و مهمترین عامل خود مردم هستند که باید خواهان باشند و همکاری کنند که در بسیاری از موارد همکاری ندارند
چه مدرکی بهتر از این که جوانی چون شما این مدل قضاوتش درباره جز جز مملکتش و طرز بیانش باشد, دیگر لینکی لازم نیست, خیلی ها دارند به سختی کار میکنند به نفع مملکت با هزاران دست انداز موجود, نمی توان به این راحتی همه را زیر سوال برد, یا حداقل هر کسی اجازه زیر سوال بردن آنها را ندارد ولی همین هم باعث نمی شود انتقادهای صحیح برای بهتر شدن کنار گذاشته شود
گرانی و بی اقتصادی و... را به همه چی ربط دهیم , فرض جنسی خیلی گران شد, اگر همین مردم آن جنس را خریداری نکنند آیا از گرسنگی می میرند؟ ما ازین قضایا سر چای و اجناس دیگر کم نداشتیم , پس اگر اتفاقی برایشان نمی افتد نخرند(ولی حرفشان چیست؟ نخریم چه کنیم؟) همین نخریدن ببینید چه کسی دیگر قادر است با این قیمت بالا بفروشد
بازهم فکر میکنم سن شما کمتر از ماست یا گویی اصلا اطلاع ندارید که هر سال هر دولتی قبل از ماه رمضان قبل از عید برای اینکه صدایی درنیاید هزارتا برنامه جور میکند , آیا مشکل مملکت فقط در شکم ما خلاصه می شود؟

 اما مورد مهم تر  گذشته از همه صحبت هامون , تجربه نشان داده است که در این مواقع بیشترین کسانی که دامن به این قضایا می زنند , افرادی هستند که خورد وخوراک خوبی دارند یا حداقل خوبی دارند و مردم ضعیف تر ما صبورتر عمل میکنند اما خدا نکند لقمه ای از عده ای کم شود

*گرانی و وضعی که هر روز بار زیادی را بر خانواده ها تحمیل میکند انکار نمیکنم*

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ

 
شنبه 31/4/1391 - 11:19 - 0 تشکر 475247

alihunter1 گفته است :
[quote=alihunter1;658382;475210]نه خیر مسئولین بازار رو تنظیم کنند نمیخواد مردم رو تربیت کنند در ضمن قضیه گرانی گوشت مرغ ربطی به ماه مبارک نداره بیخودی مثل م-الف بحث رو به حاشیه نکشید. همه مقصرند به غیر از دولت؟

فقط شکم سیر کردن وظیفه مسئولین نیست
حقیقتا این همه سال بیشتر شکم سیر کرده است به کجا رسیده ایم و یا چقد سخت به خوبی ها دست یافتیم
حرفی به حاشیه نرفت, جنابعالی درست سخن برانید چون تصمیم گیرنده برای نظرات دیگران نیستید
کسی هم نگفت دولت بی تقصیر است
پس لطفا صحبت ها را درست مطالعه نمایید تا منظورها را درست متوجه شوید
باتشکر

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ

 
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.