• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
فرهنگ پایداری (بازدید: 1024)
چهارشنبه 19/4/1387 - 20:13 -0 تشکر 47262
بازی در جبهه ...

تو جبهه یه سری بازی های جذاب هم بین رزمنده ها رایج بوده كه من تعدادی از اون ها رو براتون معرفی می كنم .

فكر می كنم براتون جالب باشه

یا علی مدد

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

چهارشنبه 19/4/1387 - 20:16 - 0 تشکر 47263

هفت سنگ

برای بازی هفت سنگ در جبهه گاهی از قوطی‌های خالی کمپوت و کنسرو استفاده می‌شد. هفت قوطی خالی را روی هم می‌چیدند و به فاصله هفت متر یک نفر از دو گروه، ‌توپی را به طرف آن هفت سنگ پرتاب می‌کرد.


6 نفر پشت سر او از دسته‌ اول قرار داشتند که به ترتیب توپ را به سنگ ها می‌زدند. به محض اینکه توپ به سنگها اصابت می‌کرد و انها را بر زمین می‌ریخت، بقیه افراد به سرعت فرار می‌کردند چون بلافاصله بچه‌های دسته دیگر توپ را بر می داشتند و آنها را هدف قرار می‌دادند.


 در این فاصله دوباره گروه اول باید سعی می‌کرد به هر نحو برگردد و سنگها را روی هم قرار دهد و گاهی در همین شرایط هواپیماهای دشمن محل بازی را گلوله باران می‌کردند یا با توپ‌خانه و خمپاره انداز می‌زدند و همه چیز به هم می‌ریخت. در یکی از همین بازیها، قاسم غفاریان از بچه‌های جهرم به شهادت رسید و دوستان او دیگر در منطقه هفت‌سنگ بازی نکردند.

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

چهارشنبه 19/4/1387 - 20:18 - 0 تشکر 47264

باستانی  

روایت اول: در تیپ زرهی 20رمضان قبل از عملیات والفجر  در جفیر، برادران برای اولین بار با پوکه توپ به شماره‌ها و اندازه‌های مختلف میل ورزش باستانی درست کردند. این ورزش تا حد لشکر و قرارگاه توسعه یافت.

روایت دوم: در اوضاع و احوالی که سخت نیاز به تحرک بود، کاستی‌های لوازم جنگی نمود نداشت. بعضی باستانی کار می‌کردند و در حالی که قابلمه غذا، ضربشان بود و تفنگ، میل و تخته، شنایشان و قبضه آر.پی.جی، کباده‌شان.


از پوکه نوپ 106 میل درست می‌کردیم، دسته‌ای به آن جوش می‌دادیم و اگر قابلمه غذا نبود منبع آبی را که با ترکش ضدهوایی آبکش شده و بلا استفاده بود،‌ طبل می‌کردیم و به هر تیب خودمان را حرکت می‌دادیم.

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

چهارشنبه 19/4/1387 - 20:19 - 0 تشکر 47265

گردو بازی

 از جمله اقلام اهدائی گردو بود که بچه‌ها با آن گردو بازی راه می‌انداختند. گردو بازی مثل تیله بازی به چند روش معمول بود. گذاشتن گردو به صورت افقی  و از فاصله چندمتری با گردوی دیگری با دست و از روی زمین( دو انگشتی) شوت زدن و در صورت برخورد، تصاحب همه گردوهای توافقی دیگر و گاهی  به صورت ایستاده و پرتابی و سایر روشها.

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

چهارشنبه 19/4/1387 - 20:20 - 0 تشکر 47266

لیوان پر و خالی 

دو نفر از جا بلند می‌شدند. قرار بازی  این بود که هریک هرکاری می‌کرد دیگری نیز همان کار را بکند. اولی یک لیوان آب بر می‌داشت، ‌دومی همین کار را می‌کرد. اولی شروع می کرد که به نوشیدن آب، ‌دومی در حالی که چشمش به دست و دهان اولی بود، لیوان آب را نزدیک دهان خود می‌برد و به همان نسبت و سرعت آب را در دهان نگه‌داشته و ننوشیده بود، ‌آن را به داخل لیوان برمی‌گرداند و دومی که دیگر آبی در بساط نداشت،‌ هاج و واج او را تماشا می‌کرد. اولی آب ذخیره شده را می پاشید به او و دومی کنف می شد و بازی خاتمه می‌یافت.

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

چهارشنبه 19/4/1387 - 20:20 - 0 تشکر 47267

کشتی

در جبهه روزهایی که هوا خیلی گرم نبود و منطقه نسبتا آرام بود و می شد رفت بیرون سنگر، گوشه خلوتی پیدا می‌کردیم و مشغول بازی می‌شدیم.

بعضی‌ها گل یا پوچ بازی می‌کردند. ما هم با هم کشتی می‌گرفتیم. هر کس برنده می‌شد باید از همه کسانی که آنها را خواسته یا ندانسته در حین بازی ضرب و شتم کرده بود و معذرت خواهی می‌کرد و با اظهار خشوع از دلشان در می‌آورد.

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

چهارشنبه 19/4/1387 - 20:22 - 0 تشکر 47268

کلاغ پر

نیروی باقی‌مانده از گردان وقتی از خط مقدم برمی‌گشتند، با هم کلاغ پر بازی می‌کردند. منتها با سبک و سیاق منطقه‌ای.

به این ترتیب که یک نفر از بچه‌ها شروع می‌کرد به ذکر نام دوستان شهید و غیرشهید. با شنیدن نام شهید مثلا سراج و یا حکیمی، باید جواب می‌دادند "پر"، یعنی شهید پرواز کرده و از زمسن کنده شده است و اگر در پاسخ نام کسی که هنوز زنده بود، گفته می‌شد پر، طرف می‌سوخت و جریمه‌اش این بود یک خاطره از جبهه تعریف کند.

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

چهارشنبه 19/4/1387 - 20:23 - 0 تشکر 47269

کفش گردانی

از جمله بازیهای ساده قرار دادن یک جفت کفش به حالت افقی و عمودی روی هم بود. یعنی یکی را ستون عمودی و دیگری را ستون افقی کردن و دست به دست چرخاندن در نهایت آرامش و تمرکز حواس.

این کفش‌ها به ترتیب روی دست بچه‌ها حرکت می کرد. وقتی کسی تعادلش را از دست می داد و کفش‌ها از دستش می‌افتاد، بقیه با مشت بر پشتش می‌کوبیدند و می‌گفتند:« کدیگو می‌کوبیم اندر مصلا» که اصطلاحی محلی بود.

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

چهارشنبه 19/4/1387 - 20:25 - 0 تشکر 47270

قطار بازی

در این بازی و سرگرمی، به نوبت یک دسته، دسته دیگر را کولی می‌داد. از هر دسته یک نفر جای لکوموتیو می‌ایستد و بقیه اعضای گروه خم می‌شدند و هر کدام پشت پیراهن نفر جلوئی خود را می‌گرفت. آن وقت افراد دسته دوم به ترتیب سوار آنها می شدند.

قطار حرکت می‌کرد و به ستون یک همه راه می‌افتادند. کسانی که سوار بودند از شادی مثل قطار سوت می‌کشیدند و بعضی‌ها هم صدای هم صدای حرکت واگن‌ها را روی ریل تقلید می‌کردند.

نوع دیگر: قطار سواری روی سوار برف قرار می گرفت، بچه‌ها می‌رفتند روی ارتفاعاتو یک نفر  با چوب بلند نقش لکوموتیوران را بازی می کرد. همه پشت سر او می‌نشستند، وقتی کاری فوری پیش می‌آمد و قرار بود قطار بایستد، همه با علامت راننده قطار، پاهای خود را داخل برف می کردندو دوباره بیرون می‌آوردند و با سرعت به سمت دره سرازیر می‌شدند.

وقتی همه بادگیر پوشیده بودند، البته بازی لذت بخش‌تر می‌شد. خصوصا اگر بعضی واگن‌ها (افراد گروه) از ریل خارج می‌شدند و به صورت سر و ته به پائین غلت می خوردند.

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

چهارشنبه 19/4/1387 - 20:26 - 0 تشکر 47271

سیاه بازی

غیر از رسم خواندن دعا قبل و بعد از غذا و در آخر مراسم سوگواری و مجالس قرآن یا شبهای مخصوص دعا و ایام آن، گاهی که فرصتی دست می‌داد و همه دور هم جمع بودند، دایره‌وار هر کس دستش را رو به آسمان بلند می‌کرد و دعا و خواسته‌ای را بر زبان می‌آورد و بعد دستش را به صورت بغل دستی خود می‌کشید و به این ترتیب، نوبت او بود که دعا کند.


 در میان بچه‌ها، بعضی پیشاپیش دستهای خود را با دوده ته کتری چای و یا وسایل دیگر، سیاه‌ کرده و منتظر بودند تا نوبت به آنها برسد، آن وقت چهره کسی که تبرکا و تمینا! بچه‌ها دست‌ها را به صورتش کشیده بودند، دیدن داشت!


به کلی آن حال و فضای دعا به هم می‌ریخت و آنچه نباید بشود،‌ می‌شد.

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

چهارشنبه 26/4/1387 - 6:23 - 0 تشکر 48033

پتو پتو

برای شروع بازی چهارنفر کافی بود. از دو نفر اول معمولا یکی را که کارکشته‌تر بود به بازی دعوت می‌کردند.


ظاهر قضیه این بود که باید دو نفر بازیکن زیر پتویی می‌رفتند و دو نفر دیگر بالای سر آنها می‌ایستادند و آن دو را با دمپایی می‌زدند و آنها باید می‌گفتند که از چه کسی کتک می‌خوردند و در صورت تشخیص درست، طبیعتا جایشان را با یکدیگر عوض می‌کردند.


بعضی مواقع شخص زرنگی می‌کردو با تبانی قبلی دستش را از زیر پتو دراز می‌کرد و یک دمپایی از کسی که بیرون پتو بود، می‌گرفت و آن را بر سر نفر دوم ازهمه جا بی‌خبر می‌زد و به این ترتیب، او هیچ وقت نمی توانست بفهمد چه‌ کسی بر سر او ضربه می زند.


یا اینکه دمپایی را به زمین می‌زد و داد و فریاد راه می‌انداخت و به دروغ نام کسی را به عنوان ضارب می‌برد و ودیگران که مثلا ناظر بودند، می‌گفتند "درست نیست". در ضمن اگر کسی به هر دلیلی سرش را زیر پتو بیرون می‌آورد، او را "خاطی" قلمداد و تنبیه می‌کردند و این وضع ادامه داشت تا قضیه لو برود.

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.