• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
ایران سرای من (بازدید: 185)
چهارشنبه 21/4/1391 - 11:16 -0 تشکر 471387
«دین، میهن، گذشته و آینده»

بسمه تعالی

بنام خداوند بخشنده و مهربان
كه تا نفس هست عبد اویم همچنان
گر از این دنیا روم به آخرت پروازكنان
                               بار دیگر تا قیامت عبد اویم همچنان                                

«دین، میهن، گذشته و آینده»

سپاس و ستایش خداوندی را سزاست كه به واسطه ارسال رُسُل و ابلاغ كتب ، دلهای رمیده را آرمیده ساخت و عفوش خطا پوش است .

الهی ، چون تو حاضری چه جویم و چون تو ناظری چه گویم ؟

دردنامه ای دارم از دل دردمندم ، كه در اطرافم می بینم . صاحب دلی هستم كه نابودی و تباهی گذشته و  آینده ی دین و میهنم را كه در پوست ، جان ، خون و استخوانم تنیده شده است احساس می نمایم. دوست دارم برای دین و میهنم جانفشانی كنم و با دشمنان دیرینه و تشنه به خون آن كه در معرض « تهاجم فرهنگی » قرار گرفته است ، مبارزه ای جانانه ای داشته باشم تا آنان در هیچ لحظه ای چنین اندیشه ای را در ذهن خود ساخته و پرداخته نكنند . لحظه شماری روزی را می كنم كه جانم فدای دین و میهنم بشود .

میهن برای هر كسی به مانند مادر است و تاریخ آن كه به گذشته اش مربوط است همانند پدر. زمان حال او معنای زندگی كردن و مبارزه كردن و آینده آن معنی آزادی را می دهد . مردمان هر سرزمین نیز فرزندان همان سرزمین بشمار می آیند كه تاریخ را از گذشتگان خود به ارث می برند و برای آیندگان به ارث می گذارند .

میهن پرستی برای ساكنان هر سرزمینی همچون عشقی می ماند كه فرزند به مادر دارد و هر كس به تاریخ سرزمین خود علاقه نداشته باشد و نیز دلسوزی نكند و حتی از آن درس نگیرد ، مبارزه كردن برایش مفهومی ندارد و آینده اش تباه خواهد شد و در ادامه ، آزادی را نیز درك نخواهد كرد و همینطور نسلهای بعد از خودش هیچ بهره ای نخواهند برد .

این چند سخن بهره گرفته از تعالیم و آموزه های ادیانی است كه توسط پیامبران الهی و بخصوص توسط پیامبر عظیم الشأن اسلام و ختم نبوتِ رُسُل حضرت محمد مصطفی ( ص ) ، به بشر آموخته شده و همواره آدمیان را به این راه دعوت كرده اند . هدف والای پیامبران بس همین بوده است كه انسانها را بسوی یكتا پرستی هدایت نمایند و تنها خدای یگانه را بپرستند. البته دعوت آنان به سوی خالق هستی ، با سختی ها و رنج های بسیاری بوده است كه از سوی اطرافیان و مردمان زمانه خود متحمل می شدند . اما  چون هدف آنان متعالی بوده ، در این راه ناملایمات فراوانی را به جان خریدند و با تمام استقامت و نیرو گرفتن از قدرت لایزال الهی و ایمان راستین به خالق هستی بخش ، بر سر اهداف تأثیر پذیر و والای خود ایستادگی نمودند .

انسانهای وارسته و اندیشمندان و دانشمندان نامی و معروف جهان نیز ، با الهام گرفتن از همین آموزه های دینی كه از سوی پیامبران ارائه شده است ، با اندیشیدن ، تفكر ، تعقل و تأمل به كشف علوم و حقایق ناشناخته های كره زمین چه در خاك آن و چه در اعماق اقیانوسها و دریاها و یا در دیگر اجرام آسمانی و كهكشانها و همینطور به جمادات ، نباتات و حیوانات و حتی موجودات احتمالی فضاهای دیگر و در نهایت به سرانجام رسانیدن اندیشه ها و رویاهای خودشان توانسته بودند با سعی و كوشش فراوان و اعتقاد راسخ به نظریات و تئوریهای ساخته شده در ذهن خودشان بدینگونه راههای ناهموار و پر از مرارتها را در راه نجات بشر و هم نوعان خود ادامه بدهند و با هر رنج و سختی و مشقت به موفقیت ، سعادت و خوشبختی برسند . بهترین نمونه و الگو پذیرترین از همین انسانهای وارسته ، حضرت امام علی ( ع ) است كه اكثر اندیشمندان و صاحب نظران دنیا از ایشان به نیكی یاد می كنند و من نیز او را اینگونه یاد می كنم :

او انسان بی مانندی است كه جهان كنونی ، تاكنون نظیر او را ندیده است . او در كلام ، اخلاق ، رفتار ، اندیشه ، مروت و فتوت ، معرفت و مردانگی ، رشادت و مبارزه طلبی ، ایثار و از جان گذشتگی ، راهنمای راه تعالی و سعادت بخش تمامی انسانها ، الگوی تمام خوبیها و پاكی ها ، ایمان قوی به دین و خدای متعال ، یار و غمخوار پیامبر گرامی اسلام ( ص ) ، دلسوز محرومین و مظلومین زمانه خود در تمام بلاد اسلامی ، نمونه ترین پدری مهربان برای فرزندان خود و نیز یتیمان پدران از دست داده ، همسری ارزشمند و گرانقدر در زندگی پر از معنوی شان و والاترین اندیشمند زمانه خود و همینطور در تمام دورانها است ، كه هر یك از ما بنوعی می خواهیم در زندگانی از او الگو بگیریم .

امید است بعد از این عمری برایمان باقی بماند ، تا بتوانیم اندیشه های امام اول شیعیان مسلمانان جهان اسلام را بخوبی عمل نماییم ، تا تمام خوبیهای دنیا در ذهن و اندیشه های ما به تصویر كشیده شود و در آخر به واقعیت تبدیل گردد .

اندیشه های بلند و بزرگ ، هم در روزگاران خود غریب می افتند و هم در روزگاران بعد از خود ، چون هم تعمیم پذیرند و هم تأویل پذیر . آن كسی موفق است كه مظلوم است .

امام حسین ( ع ) با مظلومیت خویش ، موفق گردید آن حماسه عظیم الهی و دینی خود را در دشت زیبای كربلا ، كه بر دوشش احساس میكرد و بر خود تكلیف میدانست به سرانجام برساند ، تا تمامی نسلهای بشر در تمامی دوره های متوالی ، از آن عبرت بگیرند و درسهای گوناگونی را از حماسه اش بیاموزند .

ای دوست مظلومیت من سكوت من است                                           هر آنكس كه نفهمید بدان فریاد من است

برای عشق به حسین ( ع ) ، آن سیدالشهداء گرامی و بزرگوار تمامی شهدای اسلام ، چه در صدر اسلام و چه در این روزگار عالم ، هیچ توصیفی بهتر از این نمی توانم بیان نمایم :

عشق به حسین ، عشق زیباست
چون روی حسین ، روی زیباست
گر یاد حسین ، یاد زیباست
چونكه كربلا ، دشت زیباست
عاشق كه شوی ، فقط زیباست
مختص به حسین ، اوج زیباست

شكوه انسانهای بزرگ به دانایی و خرد آنان است و شِكوه كردن دائمی از روزگار و اطرافیان و حتی از گذشتگان خود ، كار افراد بی همت و ساده لوح .

باید به دین و میهن ، عشق و علاقه بسیاری داشت و آنرا به آزادی پیوند زد و  نیز گذشته را نباید فراموش و رها كرد و  باید آنرا با آینده به هم آمیخت . بعبارت دیگر نباید گذشته و آینده را از دست بدهیم و باید با الهام پذیری از تجربیات گذشتگان ، چه اینكه بدون افتخار بوده باشد و چه بصورت افتخار آمیز ، یاد بگیریم كه هر دو را با هم داشته باشیم . اگر چه دشوار و ناممكن است اما این ناممكن را می توان ممكن ساخت .

هر كس هفت تیرش را بسوی گذشته اش شلیك كند ، آینده توپ هایش را به سوی او آتش خواهد كرد . درخت به كمك ریشه هایش برومند می گردد و آینده از آن كسانی خواهد بود كه گذشته خود را بر دوش می كشند . دست یافتن به خرد عشق پس از كمال خرد عقل میسر است .

این همان فرهنگی است كه می بایست سرلوحه اندیشه و ذهن هر ایرانی قرار بگیرد تا در زندگانی به استقلال فكری برسند و مایه مباهات دیگران و كشورش گردد .

برای داشتن چنین فرهنگ مطلوبی  ، باید هر یك از ما می بایست از خودمان شروع بكنیم و بدان عمل نماییم . اگر مانند بعضی از گذشتگان خود كه البته باید از كارهای آنان درسها آموخت و تجربه ها اندوخته كرد ، چنانچه بخواهیم بنشینیم و چشم بدوزیم كه دیگرانی در خارج از مرزهای كشور ، بیایند و آینده  را برای ما بسازند چنین كاری بس عبث و بیهوده ای خواهد بود  و اگر فرض بگیریم كه كار آنان نتیجه موقت بدهد ، باز  مانند بعضی از نیاكان تاریخ گذشته خود خواهیم شد كه دوست داشتند همرنگ جماعت بشوند و  راحت طلبی را در زندگانی خود داشته باشند  !

با اینكار نه تنها هیچ كس به هیچ نتیجه ای نخواهند رسید ، بلكه اینبار این ما هستیم كه می خواهیم به تنبلی و سستی خودمان ادامه بدهیم . چون از خیلی وقت پیش از اینها ، به چنین سستی و تنبلی عادت كرده ایم و دوست هم نداریم به هر طریق ممكن تن به سختی بدهیم . در حقیقت دوباره خواسته ایم از حقایق موجود در اطرافمان فرار كرده و با واقعیتها روبرو نشویم و یا اینكه در كل به آن اهمیت ندهیم .

حاصل تنبلی و سستی و عدم برنامه ریزی مدوّن و هدفمند در ذهن و اندیشه هر یك از  ما و عمل ننمودن به انجام كارهای بایسته و ضروری در كشور و جامعه چه بصورت فردی و چه بصورت جمعی ، خواب عمیقی را به همراه خواهد داشت كه دیگر هیچ بیداری در آن متصور نیست .

درست در همین نقطه و مكان یعنی سستی و تنبلی و نتیجه خواب بدون بیداری است كه در جهان كنونی و فعلی اطراف خودمان و حتی پیرامون كشورمان از سوی بیگانگان و دشمنان تشنه به خون در خارج از كشور ، مورد « تهاجم فرهنگی » داخلی قرار می گیریم و به همین راحتی كه حال حاضر در زندگانی خود مشاهده می نماییم ، با محصولات وارد شده غربیان و دیگر بیگانگان ، با دستان خود آینده خودمان را از دست می دهیم و همراه با آن وابستگی بیشتر از این را در وجودمان پرورش و بازیابی می نماییم تا آنان بیش از این ذهن و فكر ما را در اختیار داشته باشند و فقط آنها برای ما تعیین و تكلیف نمایند كه آینده خودمان را چگونه بسازیم .

آنان می خواهند با حذف ارزشهای دینی و میهنی در ذهن و اندیشه های هر یك از ما ، فرهنگ خودشان را در وجود ما جا بیندازند تا ما آنرا هضمش نماییم . آنها سعی می كنند ارزشهای قومی و فرهنگی خودمان را به تاریخ بسپاریم و به ما بفهمانند كه بعد از این می باید فرهنگ كشورمان را در موزه ها بیابیم و در آنجا درباره اش سخن بگوییم .

كانت كه به قول خودش با اندیشه هایش انقلاب كپرنیكی كرده است ، می گوید : عقل تنها اموری را می تواند بشناسد كه فقط در زمان و مكان باشد و چون حقایق فراتر از زمان و مكانند ، شناخت آنها از سوی عقل ممكن نیست .

اما فردوسی حكیم و دانا ، در مقام سخن گوی راستین فرهنگ ایرانی سخنانی را بیش از یك هزار سال پیش گفته است كه ما اكنون دوباره آنرا از زبان كانت می شنویم ! حكیم ناز گوهر ایران اینچنین سخن می گوید :

خرد را و جان را همی سنجد او
دراندیشه سخته كی گنجد او
به هستیش باید كه خستو شوی
ز گفتار بیكار یكسو شوی

یعنی اثبات و پذیرش وجود خدا ، بقای روح ( نفس ) و لزوم رستاخیز و معاد فقط بعهدی عقل عملی است و دریافت ظواهر دنیوی محدود به عقل نظری ، تا عقل عملی زمینه پذیرش یا خستو  شدن به این حقایق را فراهم بیاورد . با چنین دیدگاهی از سوی فردوسی در بیش از یك هزار سال پیش ، ما به ارزش بی نظیر اندیشه های این مرد والا مقام و اسطوره جاودانی ایران زمین پی خواهیم برد كه درود بی پایان ما بر او و تربتش باد . سعدی ، شاعر دیگر نامی ایران در خصوص فردوسی چنین می سراید : چه خوش گفت فردوسی پاكزاد / كه رحمت بر آن تربت پاك باد .

فلسفه فرزند عقل است و حكمت زاده خرد و این فلسفه فكری و اندیشه فردوسی خردورز است كه او حكیم بوده است و از مجموعه ی دانش های روزگار خود ، دانا و توانا :
توانا بود هر كه دانا بود / ز دانش دل پیر برنا بود .

نظام معرفت شناسی فردوسی شیرین سخن ، همانا نظام معرفت شناسی در فرهنگ ایران است . كتاب شاهنامه ، كتاب خرد است و پر از حكمت . حكمتی كه او در شاهنامه از آن سخن می راند حكمت ملی ایران است . توجه و تأمل بر ابیات شاهنامه ، منظر فكری و فلسفی حكیم فردوسی را روشن می سازد و نشان می دهد كه او نه فقط زنده كننده زبان پارسی ، اساطیر ایرانی و تاریخ ایران بوده است كه زنده كننده « حكمت ملی ایران » نیز بوده است كه در این زمانه ، اكثر فلاسفه اندیشمندان دنیا آنرا بعنوان « حكمت اشراقی » می شناسند . سرایش شاهنامه بهترین كارزار فكری و فرهنگی دهقان زاده توس و روستا زاده پاژ است . كارزاری سخت و طاقت فرسا كه به گفته خودش 30 سال به طول انجامید . اسطوره زنده و صاحب ادبیات فارسی ایران در این باره گفته است :

بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده كردم بدین پارسی
پی افكندم از نظم كاخی بلند
كه از باد و باران نیابد گزند

نمیرم از این پس كه من زنده ام
كه تخم سخن را پراكنده ام

شاهنامه جلوگاه حكمت نظری و عملی است كه در آن دریایی از حكمت نظری و عملی ملی ایران به چشم می خورد . علاوه بر این فردوسی دلباخته و مجذوب مفاهیم حكمت اسلامی است و اگر در شاهنامه خلاف مفاهیم اسلامی وجود داشت ، در جوامع اسلامی دوران ما ، در دلها نمی نشست . آنجا كه حسنین هیكل روزنامه نگار كشور مصر كه او هم می داند مصریان نیز همانند ایرانیان پیشینه ای دیرینه در تاریخ خود دارند و از فرهنگی گرانمایه برخوردار است می گوید: اگر ما مصریان خویشتن را پاس نداشته ایم و مصری نمانده ایم ، از آن روی بوده است كه چون ایرانیان ، فردوسی و شاهنامه نداشته ایم و اگر ما هم یك فردوسی داشتیم ، به زبان خودمان صحبت می كردیم .

مطمئنا" این یك واقیعت است كه اگر ما هم فردوسی و شاهنامه را نداشتیم ، امروز اصالت خودمان را نمی یافتیم و نگاهمان متفاوت می شد . حال اگر از آنچه داریم راضی هستیم بخش عمده ای از آنرا می بایست مدیون فردوسی و شاهنامه اش باشیم و بدانیم كه شاهنامه قطعه مهمی از قطعات تاریخی ملت ایران است . او احیاء حیا ایرانیان است و مردانگی خویش را در این راه و اثر ارزشمند خود ، تاكنون به ما به اثبات رسانیده است و اثر گذار جاودانی و ابدی در ریشه و ذهن هر یك از ما شده است . همانگونه كه حضرت علی ( ع ) امام اول شیعیان جهان اسلام می فرمایند : معرفت ریشه مردانگی و ثمره میوه اش حیا است .

زیر آسمان شهر ، خیلی چیزها تازگی ندارد و تازگی اگر هست آن لباس تازه ای است كه بر پیكره اندیشه های كهن می پوشانیم . باید در پوشانیدن این لباس توانایی و مهارت كافی داشته باشیم تا دریابیم كه اندیشه های اصیل فرهنگی ایران ، كهنِ ناشدنی است .

با تهاجم فرهنگی كافران خدانشناس و زورگویان كشورهای به اصطلاح قدرتمند و ابرقدرت جهان در آن سوی سرزمین ها به داخل كشور ایران اسلامی ، متأسفانه بعضی از مردمان بی تفاوت در داخل ، باعث گردیده شده اند كه بدون هیچگونه مقاومتی كه انشاءالله ناآگاهانه بوده باشد ولی گاها" آگاهانه مشاهد شده است ، اصول بی ارزش و پوچ غربیان را در زندگانی خود قرار بدهند و در این تهاجم ویرانه ساز ، همسو با آنان بشوند و مشتاقانه به استقبال كالاهای فرهنگی بی ارزش دشمنان دین اسلام و از خدا بی خبر بروند ، تا آنان در سرزمین هایشان در امنیت و عدالت و ارزانی و وفور نعمت بسر ببرند و فرهنگ مهجور و مظلوم به ارث رسیده از نیاكان و گذشتگان مان را كه مردمان بسیاری از همین مردم آب و خاك كشور ، در گذشته های نه چندان دور برای آن مبارزه كرده اند و بر سر آن جانها باخته اند ، در این زمانه در حال نابود شدن ببینیم و حتی به نابود شدن آن اهمیت ندهیم . اگر به فرهنگ اصیل ایرانی اهمیت داده نشده است ، فقط بدین خاطر بوده كه هیچ عزم و اراده ای در هر یك از بعضی از مردمان ایران كه در این مدت از خداوند متعال عمر گرفته اند دیده نمی شود و به همین دلیل مستدل است كه فرهنگ غربی را جایگزین فرهنگ مظلوم خودشان و در ذهن و اندیشه های خودشان كرده اند . كسی كه دوستی میهن را ندارد در نظرم ، مرده از آن خوب تر است.

انشاءالله بعد از این و در نظر خداوند كریم و دانا ، آگاه و توانا ، همگی ما بدون استثناء بعنوان یك دیندار واقعی در دین و عاشق حقیقی به وطن دیگر اینگونه نباشیم .

چنانچه با همت و اراده مصمم و قوی و استوار در كشور دینی و باستانی ایران زمین ، بتوانیم و بخواهیم اولین قدم و ابتدا به ساكن را از همین حالا جهت پیشرفت و توسعه فرهنگ كهن ناشدنی سرزمین مان برداریم ، می بایست از ابتدا برای رسیدن به چنین پیشرفتی ، فرهنگ درونی خودمان را كه همانا فكر و اندیشه مخصوص خود ما می باشد تغییر بدهیم . یعنی هر كاری را می باید اول از همه از خودمان شروع نماییم تا بتوانیم با تلاشهای بسیار طولانی ، دشواریها و سختی های آنرا به جان بخریم تا انشاءالله به سعادت و كامیابی كه از مدتها پیش خواهان آن بوده ایم و در افق های دور دست آنرا جستجو می كرده ایم برسیم . اگر چنین مرحله ای را بتوانیم پشت سر بگذاریم ، در مراحل بعدی نیز می توانیم با بازیابی و احیاء همان فرهنگی باشیم كه از مدتها پیش در درون خودمان گم كرده بودیم . بعد از این مراحل است كه می توانیم با تأثیر گذاری از افكار هدفمند و اثربخش خود بر روی دیگران و فرزندان میهن ، یك جامعه ایرانی پویا و قدرتمند با غنایی از فرهنگ ریشه دار و منطبق با منطق و اندیشه های اصیل ایرانی و با تأسی از آموزه های دینی كه همانا دین مبین اسلام است بسازیم و به آن ببالیم و حتی با آن نیز می توانیم به تمام دنیا فخر بفروشیم .

وقتی چنین جامعه ای را در درون كشورمان بسازیم ، آنوقت است كه قدرتمندانه می توانیم بطور كامل مستقل بشویم و در تمامی عرصه های جهانی عرضه اندام نماییم و با تولیدات محصولات فرهنگی ، صنعتی و كشاورزی و حتی سیاسی و نیز قضایی و از همه مهمتر در ادبیات زبان فارسی كه چون نگین هُمام انگیز در كشور ایران اسلامی می درخشد ، به دیگر كشورهای دنیا صادر نماییم . در ادامه باعث خواهیم شد تا جوامع دیگر و به خصوص همان بیگانگان و دشمنان قسم خورده فعلی ایران ، جهت نیازهایشان و خرید تولیدات ما در داخل كشور ، خودشان بسوی ما روی بیاورند تا بعد از گذشت قرنها ، بار دیگر افتخارات گذشته ما در خاك گوهربار ایران اسلامی مجددا" احیاء شده و بدرخشد و اینبار این فرهنگ متعالی ما است كه بر روی افكار مردمان سرزمینهای دیگر تأثیر خواهد گذاشت و پیشتازی خواهد كرد تا از لحاظ تمامی ابعاد فرهنگی ، اقتصادی و سیاسی سرآمد همه آنان بشویم .

پس از سالهای طولانی ، موهای سپیدم را در آئینه و درون خودم می دیدم كه نشان از سخت ترین رنجهای عمرم و پیری بوده است و ندانستم كه در زندگانی ، عشق می باید باشد تا بتوانم شور و اشتیاق داشته باشم .

هموطن ، با عشق به دین و میهن چه در گذشته و چه در آینده ، هر دو را با هم دوست داشته باشیم . اگر در وجودمان ، با احساسِ شعف و افتخارِ عمیق به هر دوی آن بیاندیشیم ، آنگاه با عشق می توانیم زمان حال و اكنون خود را دگرگون نماییم .

كه من گفتم چه خوش گفتم / كه تو شنوی و خوش شنوی

نام من هست داریوش
فرزند ایران زمین
سرباز خاك كهن
خاك پاکش دلنشین
ایمانم استوار
حافظ آئین و دین
همرزمانم بیشمار
جملگی پاسدار دین
عشق من باشد وطن
از كجا آرَم چنین
سرزمینم افتخار
افتخارم با حیدر همنشین

                                                                                                         والسلام                                 

                                                                            داریوش دوسرانی

                                                                          كارشناس طبقه بندی طرحها و پردازش اطلاعات سیستمها

                                                                          اداره كل امور مشتریان و واگذاری مدارات

                                                                         معاونت نگهداری و مدیریت شبكه

                                                           شركت ارتباطات زیرساخت وابسته به وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات

وبلاگ : http://tavabam.tebyan.net ( شعرهای داریوش دوسرانی )

پست الكترونیكی : darioush_13432000@yahoo.com

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.