• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 1760)
يکشنبه 18/4/1391 - 12:34 -0 تشکر 469860
خالص یعنی چه؟



امام صادق (ع)‌ می‌فرماید:‌ «النِّیَّةُ أَفْضَلُ مِنَ الْعَمَلِ أَلَا وَ إِنَّ النِّیَّةَ هِیَ الْعَمَل‏» « نیت برتر از عمل است، بلكه همان عمل است.»

هیچ عبادتی بی نیّت خالصانه مقبول درگاه حق تعالی نیست.  ( امام خمینی (ره) چهل حدیث امام، حدیث بیستم )



خالص یعنی چه؟


خالص یعنی پسند خدا را ببینی نه غیر او را


خالص یعنی فقط خدا ثناگویت باشد و برای جلب توجه و كسب آبرو و محبوبیت پیش غیر خدا كاری نكنی.


در كار خالص زیبایی و كیفیت و نیّت عمل مهمتر از كمیّت آنست. كار اندك،‌ با نیّت قرب را بر كار بسیار با ریا ترجیح دهی. خالص یعنی خودت را برای خدا بخواهی، نه خدا را برای خودت و در یك كلام خادم خدا شوی و ملك او و دلت خانه او..


خالص یعنی بعد از هر كاری مراقب باشی تا با ریا و منت و آزار تباهش نكنی و مبادا ! ذكری از آن بیاوری.


خالص یعنی شرك ریا در نیتت وارد نشود یا برای حبّ ریاست و مقام كاری نكنی.


در كار خالصِ برای خدا، رسیدن به حور و قصور بهشتی جایی نمی‌یابی كار خالص همه‌اش یقین است و قوت ایمان، شك و شرك راهی ندارد.



-------------------



هر چه به كار خود مغرور نشویم، خالصتریم.

هر چه در كارمان متواضع باشیم، خالصتریم.

هر چه كارهای خوبمان در برابر عظمت او، به چشممان نیاید، خالصتریم.

هر چه در كارمان توقع مدح دیگران را نداشته باشیم،‌ خالصتریم.

هر چه در كارمان مستقلاً ، اعتماد به غیر خدا نداشته باشیم خالصتریم.



اهل معرفت نماز شب می‌خوانند نه برای وسعت روزی ، صدقه می‌‌دهند نه برای دفع بلا. زكات مال می‌پردازند نه برای توسعه‌ی مال، كه همه و همه را برای قرب حق و رضایت دوست می‌دهند.

(برگرفته از سخنرانی استاد محترم سركار خانم زهره بروجردی  سایت http://www.emamraoof.ir )



خدا در همین نزدیکی است
يکشنبه 25/4/1391 - 17:44 - 0 تشکر 473034

اخلاص یعنی عمل برای ببه معبودی ختم شود که دیگران در مقابلش به نظر نیایند.
یعنی فقط خدا را دیدن و کسی را مد نظر من نداشتن
یعنی عالم را محضر خدا دیدن و فقط از او شرم و حیا کردن

نصرالدین کریمی(مُبین)
يکشنبه 25/4/1391 - 21:13 - 0 تشکر 473077

امام صادق (ع) فرمود:
بنده باید در تمام حرکات و سکنات خود نیت خالص داشته باشد زیرا اگر چنین نباشد غافل است و غافلان را خداوند چنین وصف کرده است که « آنان همچون چارپایانند و بلکه گمراه ترند.»

میزان الحکمه/جلد سوم/ص 1425

نصرالدین کریمی(مُبین)
يکشنبه 25/4/1391 - 21:15 - 0 تشکر 473078

امام علی (ع) فرمود:

غایت یقین، اخلاص است.

میزان الحکمه/جلد سوم/ ص 1425

نصرالدین کریمی(مُبین)
يکشنبه 25/4/1391 - 21:18 - 0 تشکر 473079

امام علی (ع) فرمود:

اخلاص، عالی ترین هدف است.
اخلاص، نهایت دین است.
اخلاص، عبادت مقربان است.
اخلاص، ملاک و معیار عبادت است.
اخلاص،  اوج ایمان است.
رهایی و نجات در اخلاص است.

میزان الحکمه/جلد سوم/ ص 1425

نصرالدین کریمی(مُبین)
يکشنبه 25/4/1391 - 21:22 - 0 تشکر 473082

جبرئیل در پاسخ به سؤال پیامبر از اخلاص:
مخلص کسی است که از مردم هیچ نخواهد تا خود بدان دست یابد و هرگاه بدان دست یافت خشنود شود و هرگاه چیزی از آن نزدش باقی ماند به دیگران بخشد زیرا کسی که از مخلوق چیزی نخواهد به عبودیت برای خدای عز و جل اقرار کرده است و چون به نیاز خود رسید و خشنود گشت از خدا خشنود شده است و هرگاه آنچه برایش باقی مانده برای خدای عز و جل ببخشد به مرتبه ی اعتماد به پروردگارش رسیده است.

نصرالدین کریمی(مُبین)
دوشنبه 26/4/1391 - 2:16 - 0 تشکر 473127

خالص یعنی خدا و دیگر هیچ
ممنون ازمطلب زیبای شما
موفق باشید

   

مدیر انجمن حوزه علمیه 

تماس بامن:

forum:www.mahdiyavar.mihanbb.com

e-mail:ya_lasaratelhosain@yahoo.com


 

دوشنبه 26/4/1391 - 6:12 - 0 تشکر 473192

yamohammad133yaali گرامی
خیلی از حضور شما و پاسخهاتون ممنونم. بحث رو تکمیل کردید.

جناب ولایت از حضور شما نیز سپاسگزارم

خدا در همین نزدیکی است
چهارشنبه 28/4/1391 - 16:0 - 0 تشکر 474104

با سلام..
خیلی خیلی متشکرم از هیون عزیز بخاطر ثبت این مبحث بسیار زیبا و مفید و بسیار بسیار مهم..

میدونید اکثر مطالب پیرامون این بحث خب درسته حقه حرفی توش نیست..یعنی حداقل فکر میکنم که میفهمم در حد خودم..و در حد خودم سعی میکنم خلوص عملی وحقیقی داشته باشم..
فقط..
یه چیزی برام سنگینه..وقتی بهش فکر میکنم تا یه جایی میرسم بعد توقف..برام شده یه چالش..یه شبهه..دغدغه..یه سوال..
ببینید تا اونجا که ریا نداشته باشیم درست..اینو میفهمم که به جای ماسوا باید خالص برای خدا باشیم..اما..

مگر نه اینکه خداوند به ما هیچ نیازی نداره؟ غنی مطلقه..خب پس وقتی خودمون رو برای خدا میخوایم در حقیقت برای نیاز خودمونه..یعنی حقیقتا اخلاص چه معنی ای میده وقتی من میدونم که بود و نبود من برای خدا فرقی نداره از اون جهت که نه نیازی به من داره و نه خوبی من به او سودی میرسونه و نه بدی من ضرری به او وارد میکنه..میخوام بگم حقیقتا ما اگه خدا رو پرستش میکنیم بخاطر به سعادت رسیدن و به کمال رسیدن خودمون هست..پس در نتیجه عملا خدا رو برای خودمون میخواهیم نه خودمان را برای خدا..


با توجه به این که گفتید:


خالص یعنی خودت را برای خدا بخواهی، نه خدا را برای خودت و در یك كلام خادم خدا شوی و ملك او و دلت خانه او..

مفهومه چی میگم؟؟ میخوام به ته ته اخلاص برسم ها..یعنی ته ته اخلاص باز هم نوعی خودخواهیه..البته خودِعالی خواهی..نه نفسانیت..

ما دست از عالم بشوییم و تنها فکر و ذکر و جانمون رو متوجه خدا بکنیم و جز او هیچکس و هیچ چیز را نپرستیم برای اینه که خداوند خود فرموده تا اینگونه نباشی، تا خالص نباشی، تا فقط منو عبادت نکنی به فلاح نمیرسی..به رضوان من نمیرسی، به رضای من نمیرسی..به قرب من نمیرسی..به هدف خلقتت نمیرسی..به لذت جاودان نمیرسی..
خب خداوند چرا اینه گفته؟ نگفته تا خودش احساس رضایت کنه..برای خودمون گفته..خدا هم ما رو برای خودمون میخواد نه خودش..
پس هدف غایی غایی غاییِ خلوص،  چه متوجه باشیم چه نباشیم.."سعادت خودمونه"..به لذت ابدی رسیدن خودمونه..
میبینید؟
کسی منظورم رو درک میکنه؟
خیلی خیلی ساده گفتم ها..سر سری نگیرید لطفا:)

یک نیمه ی من شعور افلاطون است، یک نیمه ی دیگرم دل مجنون است،،،من بر لب تیغ راه رفتم یک عمر،این رنگ حنا نیست به پایم، خون است

 


چهارشنبه 28/4/1391 - 17:7 - 0 تشکر 474123

helella16 گفته است :
[quote=helella16;399461;474104]با سلام..
خیلی خیلی متشکرم از هیون عزیز بخاطر ثبت این مبحث بسیار زیبا و مفید و بسیار بسیار مهم..

میدونید اکثر مطالب پیرامون این بحث خب درسته حقه حرفی توش نیست..یعنی حداقل فکر میکنم که میفهمم در حد خودم..و در حد خودم سعی میکنم خلوص عملی وحقیقی داشته باشم..
فقط..
یه چیزی برام سنگینه..وقتی بهش فکر میکنم تا یه جایی میرسم بعد توقف..برام شده یه چالش..یه شبهه..دغدغه..یه سوال..
ببینید تا اونجا که ریا نداشته باشیم درست..اینو میفهمم که به جای ماسوا باید خالص برای خدا باشیم..اما..

مگر نه اینکه خداوند به ما هیچ نیازی نداره؟ غنی مطلقه..خب پس وقتی خودمون رو برای خدا میخوایم در حقیقت برای نیاز خودمونه..یعنی حقیقتا اخلاص چه معنی ای میده وقتی من میدونم که بود و نبود من برای خدا فرقی نداره از اون جهت که نه نیازی به من داره و نه خوبی من به او سودی میرسونه و نه بدی من ضرری به او وارد میکنه..میخوام بگم حقیقتا ما اگه خدا رو پرستش میکنیم بخاطر به سعادت رسیدن و به کمال رسیدن خودمون هست..پس در نتیجه عملا خدا رو برای خودمون میخواهیم نه خودمان را برای خدا..


با توجه به این که گفتید:


خالص یعنی خودت را برای خدا بخواهی، نه خدا را برای خودت و در یك كلام خادم خدا شوی و ملك او و دلت خانه او..

مفهومه چی میگم؟؟ میخوام به ته ته اخلاص برسم ها..یعنی ته ته اخلاص باز هم نوعی خودخواهیه..البته خودِعالی خواهی..نه نفسانیت..

ما دست از عالم بشوییم و تنها فکر و ذکر و جانمون رو متوجه خدا بکنیم و جز او هیچکس و هیچ چیز را نپرستیم برای اینه که خداوند خود فرموده تا اینگونه نباشی، تا خالص نباشی، تا فقط منو عبادت نکنی به فلاح نمیرسی..به رضوان من نمیرسی، به رضای من نمیرسی..به قرب من نمیرسی..به هدف خلقتت نمیرسی..به لذت جاودان نمیرسی..
خب خداوند چرا اینه گفته؟ نگفته تا خودش احساس رضایت کنه..برای خودمون گفته..خدا هم ما رو برای خودمون میخواد نه خودش..
پس هدف غایی غایی غاییِ خلوص،  چه متوجه باشیم چه نباشیم.."سعادت خودمونه"..به لذت ابدی رسیدن خودمونه..
میبینید؟
کسی منظورم رو درک میکنه؟
خیلی خیلی ساده گفتم ها..سر سری نگیرید لطفا:)

سلام
حاجیه هللا ماشاءا... چقد توضیح میدین
بحث جالبی شد.به نظرم این که اینقدر خلوص نیت مهم و صدالبته کمیابه، شاید به همین برگرده که سخته.خیلی هم سخته.جاهایی خالص کردن نیت رو سخت تر از مجاهدت و کارزار دونستن.یا برای عملی درنگ و مکث کردن تا نیتشونو خالص کنن بعد عملو انجام بدن.ارزش نیت خالص به اینه که بهشت و جهنم رو قبول داشته باشی، ولی بتونی نیتتو بالاتر از اینا قرار بدی.نه واسه بهشت رفتن، نه واسه جهنم نرفتن.فقط واسه خدا، رضایتش، سپاسگذاریش عملو انجام بدی.البته نمیگم انجام عمل به نیت پاداش یا برای مصونیت از عذاب، مذمومه، این خوبه، خودش درجه ایه، ولی خوب «خالص خالص» یه چی دیگه است.

تو نهج البلاغه داریم :

 اِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللّهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ التُّجارِ وَ اِنَّ قَوْماً عَبَدوا اللّهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْعَبیدِ وَ اِنَّ قَوْماً عَبَدوا اللّهَ شُكْراً فَتِلْكَ عِبادَةُ الْاَحْرارِ

(گروهى خدا را به امید بخشش پرستش كردند، كه این عبادت بازرگانان است؛ و گروهى خدا را از روى ترس پرستش كردند، كه این عبادت بردگان است؛ و گروهى خدا را از روى سپاس گزارى پرستیدند، كه این عبادت آزادگان است.)

ما می تونیم وقتی میخوایم کاری رو انجام بدیم، سعیمونو کنیم نیتمونو خالص کنیم، به تعبیر منقولی خدا رو از بین همۀ نیتها و ذهنیتامون انتخاب کنیم.میشناسمتون، فیلسوف جماعت دیدش وسیعه، میخواین بگین خوب آخر آخرش که چی؟ سر خودمونو کلاه گذاشتن نیست؟! نیست به شرطی که بتونیم تا اون مرحله ای پیش بریم که نه پاداشو ببینیم نه رهایی از عذابو، نه هیچ نتیجۀ دیگه ای رو، فقط فقط خدا رو ببینیم و رضایتشو، سخته ولی شیرین، کاش بتونیم بچشیمش و کاش نصیبمون شه.این که میگن فلانی مراقبه داره، مواظبه کاراش هست، همینه که مدیریت زهن بلده، با تقوا بهش رسیده، ذهنش دست خودشه، فکرشو راحت هدایت میکنه، شیطون، نفس، زینتهای دنیا این ور اون ور ذهن مجال پرسه زدن ندارن و نمیتونن حواسشو پرت کنن.

یا علی

يکشنبه 1/5/1391 - 17:11 - 0 تشکر 476416

سلام..


صدبار اومدم ثبت کنم هی خطا داد:((


بله دیگه یه مسئله رو آدم هرجور به کسی بگه و جواب قانع کننده دریافت نکنه..یا اکثرا منظورت رو درک نکنن وسواس تو توضیح میاد سراغ آدم و..
سرخودمون رو کلاه گذاشتن نیست..به شرطی که..
نه...هنوزم شرطتوت واسم کامل نیست..میگم حتی وقتی نه عذاب رو میبینیم نه پاداش رو حتی وقتی فقط خدا رو میبینیم بازم داریم سرخودمون کلاه میذاریم..چون ته ته ته دل و مقصود ما از همون رضای خدا رسیدن به خداست که برای خودمون سعادت اصلی و ابدیه لذت جاودانه
برای اینکه تکرار حرفام نشه..تنها مثالی که میتونم تقریب کنم: حتی یه عاشق نسبت به معشوق خودش صددرصد به خلوص نمیرسه..چون تو اوج عاشقیش بازم به حسب نیاز عاشق شده..(وگرنه اصلا عاشق نمیشد)..آره تمام زندگیش و تمام وجودش رو فنای اون معشوق میکنه ولی چرا اینکارو میکنه؟چون فرمان دلشه..چون این طوری تو اوج رنج و عذاب دیدن از دردسرهای همین عشق، باز هم درونش با این کار به آرامش میرسه..اگه عاشقی نکنه احساس مخالفت با طبع و نیازش رو خواهد کرد..اصلا عاشق یه کمالاتی رو درون معشوق میبینه که جذبش میشه چرا؟ چون کمال طلبه..چون این عشق میتونه این فطرت رو این نیاز رو تامین کنه..
بازم پر گو شدم..منو ببخشید..
خلاصه اخلاص رو در درجات پایین میفهمم، اتفاقا اون آخرین درجه اخلاصه که نمیفهممش!
شاید بهتر باشه مثل قضیه "اراده" بجای بحثای نظری به دنبال عملی کردن اینا باشم..شاید فقط با "خالص شدن" بشه اخلاص رو کامل فهمید! فقط با همت پیشه کردن بشه چالش های "اراده و همت" رو فهمید.
----------
از شما بسیار متشکرم..بابت اون مبحث جواب خوشگل بده هم که پاسخ به اون خوبی دادید تشکر بدهکار بودم..سر همون (اراده) مسائلی ذهنم رو اذیت کرد که تصمیم گرفتم از بحث بیشتر روش صرف نظر کنم..
نظراتتون همیشه عالی هستن..و همیشه رو کمک فکری شما حساب میکنم:)

یک نیمه ی من شعور افلاطون است، یک نیمه ی دیگرم دل مجنون است،،،من بر لب تیغ راه رفتم یک عمر،این رنگ حنا نیست به پایم، خون است

 


برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.