• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
فرهنگ پایداری (بازدید: 1353)
دوشنبه 17/4/1387 - 19:35 -0 تشکر 46984
مناطق خونین رنگ....

سلام. من این تاپیك رو گذاشتم تا بیاییم این تو و با مناطق جنگی آشنایی پیدا كنیم. پس ای تو كه وارد این تاپیك شدی اطلاعاتت رو به ماهم بده. یه وقت تنهامون نذاری ها!!!!! یا حق

 

 

خدایا ریشه ی شادی های مرا در غم دیگران قرار مده... 

 

سه شنبه 30/11/1386 - 19:40 - 0 تشکر 30757

گفتم می‌شنوی چه آهنگ حزینی دارد ؟ گفت: آری این صدای ... است كه می‌خواند. گفتم: نه, نه خوب گوش كن من صدای قافله را می‌گویم قافله دو كوهه كه دارد دور می‌شود .
گفت: دور نمی‌شود عزیزم دارد گم می‌شود. گفتم: من نمی‌گذارم كه صدای زنگ قافله دو كوهه در دالان گوش‌های من گم شود. گفت: گم می‌شود دیر یا زود این جبر تاریخ است. گفتم :تاریخ مدیون دو كوهه است.من هنوز صدای نیایش‌ها را می‌شنوم من هنوز صدای زیارت عاشوراها را می‌شنوم. باور كن كه دوكوهه زنده است. گفت:این انعكاس دور صدایی است كه سال‌های سال مرده است.
گفتم : من جا مانده‌ام باید بروم.قافله دوكوهه دارد می‌رود. گفت: می‌رود نه بگو رفت. گفتم: هوای آن روز ها را كرده‌ام هوای دوكوهه را هوای بی‌رنگی را هوای یك رنگی هوای آن مردان بی‌ادعا گفت:اصحاب كهف شده‌ای سكه بی‌وقت می‌خواهی؟ گفتم:دلم برای آن روزها تنگ شده حسرت یك شبش را دارد من اینجا زنده نمی‌مانم من با دوكوهه زنده‌ام. گفت: چشمهایت را باز كن تقویم بالای سرت است . سال دو هزار را گذراندیم.دوره دل دادگی ها به خاطره ها پیوست.
از اینترنت حرف بزن. گفتم:دیسكت برای گنجاندن شبهای دوكوهه سرد است. من نمی توانم حاج همت را با آن همه عظمت را توی حقارت سی دی جا دهم. گفت: دیروز ها تمام شدند.دوكوهه ها و حاج همت ها رفتند.چشمهایت را باز كن دنیای خودت را ببین. گفتم:دنیای من دوكوهه ها و حاج همت ها و با كری هاست..خاطرات من تاریخ مصرف ندارند . آنها تمام نمی شوند. گفت : شعار نده به خیابانهای شهرت نگاه كن آیا خاطرات گذشته ات را می بینی؟ گفتم:نه هیچ كدامشان را ...اما گاهی ... گفت: گاهی چه؟ گفتم:گاهی سایه كسی را می بینم كسی مثل محمد زمانی , مجید پازوكی, آقاسی,ابو الفضل سپهر. گفت :اینها كه گفتی امروز قاب عكس شده اند فردا همایش خواهند شد و فرداتر فراموش. گفتم:اما اینها با خونشان تاریخ را رنگ زده اند. رنگ تاریخ این سرزمین همیشه سرخ خواهد بود. گفت:باران گناه رنگ ها را با خودش می برد.
راه دوری نرو,توی همین صندلی نشین ها, آنها كه دم از غم مردم می زنند,آیا كسی را شبیه به با كری می بینی؟ گفتم: نه انگار هیچ كس همرنگ او نیست. گفت:آیا رد حاج همت را می بینی؟ گفتم: نه گفت:جای پایش را توی این همه دود و غبار می توانی پیدا كنی؟ گفتم: نه انگار... گفت : انگار نه مطمئن باش كه راه آنها گم شده است. گفتم:اما من هنوز می بینمشان حی و حاضر و زنده . گفت :چشمها را باید شست , جور دیگر باید دید.
گفتم: را كه گم نمی شود .راه می ماند مقصد می ماند. آدمها گم می شوند . آنها كه كورند آنها كه كر شده اند و صدای قافله را نمی شوند. گفت: جنگ تمام شد دروازه های شهادت را بسته اند چفتش را هم انداخته اند. گفتم: شهادت را با زخم و تیر نمی دهند خیلی ها شهید شده اند قبل از آنكه بمیرند.
گفت:رفته ایم توی سال هشتادوپنج . سال خودت را باور كن شهادت غزل معاصر نیست. خاك و خاكریز رفته توی عكس ها . گفتم: توی خیابان هم می شود خاكریز زد.
دشمن لباس خاصی ندارد. خاكریزها هم تقویم ندارند. گفت: باور كن از دوكوهه تنها اسم وخاطره اش مانده بیا حرف روز بزنیم. گفتم: باور كن من هنوزهر صبح با صدای اذان دوكوهه از خواب بیدار می شوم . گفت:اینجا تهران است دوكوهه نیست.باید مراقب باشی كه چه می گویی و چه می كنی.
گفتم: من همه جا را دو كوهه می بینم و چه حیف كه تهران دو كوهه ی قشنگی نیست.

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

يکشنبه 5/12/1386 - 18:21 - 0 تشکر 31571

دوکوهه

و تو می پرسی از صفا و نورانیت اینجا و جرعه جرعه آرامشی که در قلبت می ریزند...

می گویند ...از ارواح عشاقی است که غل و زنجیر نفس واکرده و طریق نورالانوار حق را پیموده اند و به منادی ایمان پاسخ داده و با تمام وجود لبیک گویان ( فآمنا ) ها را در قنوت نمازهاشان تکرار کرده اند و نامشان در اهالی مع الابرار ثبت شده...

انشاالله که پیرو حقیقی راهشان باشیم...

m_k

زندگی بی بندگی شرمندگی ست...
شنبه 15/4/1387 - 11:35 - 0 تشکر 46627

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

يکشنبه 16/4/1387 - 12:5 - 0 تشکر 46806

با وضو وارد شوید (اینجا دوكوهه است)

«دوكوهه» آخرین ایستگاه قطار بود؛ بچه­ها از همین جا به مناطق مختلف در خطوط مقدم اعزام می­شدند. دوكوهه نام آشنای همه رزمنده‌هاست. ردپای همه شهیدان را می­توانی توی دوكوهه پیدا كنی. دوكوهه پادگانی نزدیك اندیمشك و متعلق به ارتش كه زمان جنگ، بخش جنوبی آن سهم سپاه شد.

این ساختمان‌های خالی هر كدام حكایتی هستند برای خودشان. گوش‌ات را روی دیوار هر كدام كه بگذاری، صدایی می­شنوی. صدای یكی كه روضه­ قاسم می­خواند، صدای كسی كه روضه­ علی اكبر...، اینجا دیوارها هم چون بچه‌ها زخمی­اند هنوز. نگاه كن شاید پوكه فشنگی تو را مهمان گذشته كند، تعجب نكن. گاهی وقتها، عراقی‌ها بمبهایشان را یكراست سر همین پادگان خالی می­كردند، تا شاید اینجا خالی شود.

همه بودند. اصفهانی، اراكی، همدانی، خراسانی همه لهجه‌ای صبح‌ها ورزش صبحگاهی داشتند؛ یك، دو، سه... شهید! اگر خوب گوش كنی صدای دلنشین شهید گلستانی را هم می­شنوی. كه با صدای دلنشین پادگان را گلستان می‌كرد، هنوز صدایش از بلندگوهای سرتاسر پادگان می­آید: اللهم اجعل صباحنا، صباح الابرار...

تابلوی تیپها و گردانها را هنوز برنداشته­اند، خوش سلیقگی كرده­اند تا تو بروی و بخوانی: حمزه، كمیل، میثم، سلمان، مالك، عمار، ابوذر... اینجا همه شیطنت می­كنند، سر به سر هم می­گذراند، شور و حال دارند. به خوبی می­دانند كه بعد از عملیات، خیلی­هایشان پرنده می‌شوند، بچه­ها می­گردند تا برای سفر آسمانی­شان، همسفر پیدا كنند.

گاهی كه عملیاتی در پیش باشد، دوكوهه پر از نیرو می‌شود. آنقدر كه فضای اطراف ساختمانها هم چادرهای بزرگ و كوچك برپا می­كنند. آن وقت تو فكر كن دم اذان است. دوكوهه است و یك حوض كوچك و یك حسینیه­ كوچك. بسیجی­ها می‌ریزند دور حوض، اصلا صف می­گیرند دور حوض. «قربان دستت، داری می‌روی حسینیه به امام جماعت هم بگو قامت نبندد ما هم برسیم!» چه دست‌ها كه در این حوض وضو نگرفت و در میدان مین نیفتادند.

نمازهای حسینیه حال و هوای دیگری داشت. سرسری نبود. همه­اش تضرع و گریه و خوف... تن آدم می­لرزید. این همه یار خمینی ؟! كه همه چیزشان را فدای نگاه او می‌كنند. خدایا اگر مهدی(عج) می‌آمد چه می‌شد؟!

دوكوهه، سردار زیاد داشت. حاج احمد متوسلیان، حاج همت و... . همت می­گفت فرمانده­ای كه عقب بنشیند و بخواهد هدایت كند، نداریم. خودش می­رفت خط مقدم. آخرش هم شد سردار بی­سر خیبر. اسم حسینیه هم شد «حاج همت». باید همت كنی تا به راز نهفته دوكوهه پی ببری.

وقت عملیات، سكوت پر معنا و حزن انگیزی فضای پادگان دوكوهه را فرا می­گیرد. كسی هم اگر می­ماند، همه­اش به این فكر می­كرد كه حالا سینه چند نفر، سپر گلوله­های دشمن شده است. نه فقط ایمان و خلوص بلكه، حس میهن پرستی را هم باید در چشم­های رزمنده­های اینجا پیدا می­كردی. خانه و زندگی و سرمایه جانشان را می­دادند برای این یك وجب خاك، «ایران!»، راستی كجا بودند آنانی كه در بد حادثه در كنار شومینه‌ها در دل زمستان لم می‌زدند، به یاران خمینی ناسزا می‌گفتند و دم از ایران می‌زدند، كجا بودند آنانی كه یك لحظه گرمای پنجاه درجة جنوب را درك نكردند و در رستوران‌های شمال شهر بستنی هفت‌رنگ ایتالیایی می‌خوردند و دم از ایران می‌زدند.

اگر شلمچه را با غروبش می­شناسند، دوكوهه را هم با شبهایش می‌شناسند. دلت می­خواهد توی تاریكی شب، لابه­لای این ساختمانها پیچ و تاب بخوری، بروی، بیایی و در این رفتن و آمدن‌ها، بعضی حقایق­، دستگیرت شود.

این وسط، چاشنی دیوانگی­های تو، جملاتی است از شهید سبز، سید مرتضی آوینی كه تو را همراهی می­كند قدم به قدم.

«دوكوهه مغموم است و دلتنگ یاران عاشورایی خویش است...» و می‌توانی بفهمی «شرف المكان بالمكین» یعنی چه؟ یعنی كسی كه روزی اینجا نشسته بود، وضو گرفته بود نمازخوانده بود. اهل آسمان بود پس اینجا آسمان است نه!

یكی از بسیجی­ها روی یكی از دیوارها نوشته: «ای كسانی كه بعداً به این ساختمان­ها می­آیید، تو را به خدا با وضو وارد شوید.»

«دوكوهه مغموم مباش كه یاران آخر الزمانی­ات از راه می­رسند...» و شاید تو هم یكی از آنها باشی.

منبع :امتداد 

چفیه من بوی شبنم میدهد

عطر شبهای محرم میدهد

يکشنبه 16/4/1387 - 12:9 - 0 تشکر 46807

ایستگاه دل‌های بی‌قرار حسین(ع) (حسینیه)

حسینیه یعنی عطر صلوات رزمندگانی كه خسته و كوفته از عملیات برمی‌گشتند تا با هم‌عهد و پیمانی ببندند كه تا راه دوستانی كه كفن از خون داشتند را ادامه دهند؛ یعنی خاطره‌ شربت‌‌ها و چایی‌ها، خنده‌ها و شوخی‌های قبل از عملیات و گریه‌ها و مرثیه فراق دوستان همرزم در بعد از عملیات، حسینیة یعنی سرزمین هیئتی كه حسینی شدند.

38 كیلومتری جاده اهواز به خرمشهر، دست راست چشمت به ایستگاه راه‌آهن حسینیه می‌خورد كه از ایستگاه‌های بین راهی است. قبل از جنگ، فعال بود و محل ایست و كنترل قطارها.

جاده پاسگاه زید یكی از مسیرهای حمله عراق بود نزدیك این ایستگاه كه سه‌راهی مهم و استراتژیكی حسینه را شكل می‌دهد.

این ایستگاه در عملیات بیت‌المقدس از دست عراقی‌ها خارج شد و از محورهای اصلی عملیات بود چرا كه پس از آزادسازی، حفظ و پدافند در آن منطقه برای نیروهای اسلام بسیار مهم بود. از طرفی ارتش عراق با توجه به دشت وسیع اطراف آن و راه ارتباطی خرمشهر ـ اهواز بسیار تلاش می‌كرد آن را بازپس بگیرد كه پس از قبول ناتوانی بازپس‌گیری، با آتش شدید توپخانه در این نقطه، جهنمی از آتش درست كرد.

در جریان عملیات رمضان، یكی از اصلی‌ترین محورهای هجوم به دشمن بود كه در آن، پاسگاه بسیار مهم زید از دست بعثی‌ها آزاد شد.

همزمان با عملیات خیبر، یكی از محورهایی كه در آن رزمندگان اسلام با اجرای تك فریب، باعث پیشروی نیروهای اسلام و كم شدن فشار در شرق دجله و جزایر مجنون گردید، همین ایستگاه است.

این ایستگاه در جریان عملیات‌های كربلای 4 و 5 و 8 و بیت‌المقدس 7 هم به‌ عنوان یكی از عقبه‌های مهم و فعال یگان‌های خودی بود. تعداد زیادی از یگان‌های عمل كننده در اطراف این ایستگاه استقرار داشتند و ایستگاه بازرسی و كنترل هم در این منطقه دایر شد كه تردد نیروها را كنترل می‌كرد و این پست دژبانی تا پایان جنگ دایر بود.

در هفت كیلومتری ایستگاه حسینیه، در جادة شهید شركت، بیمارستان بزرگ صحرایی امام حسین(ع) قرار دارد كه در عملیات‌های كربلای 4 و 5 بیشتر مجروحان به این بیمارستان مجهز منتقل می‌شدند و پس از مداوا برای ادامه درمان به پشت جبهه منتقل می‌شدند و همین امر این ایستگاه را بسیار حیاتی و با اهمیت كرده بود.

دشمن همواره با بمباران هوایی این منطقه، بر آن بود كه امنیت را از این منطقه سلب كند و پدافندهای مستقر در اطراف این ایستگاه، كمی از فشار دشمن را كم می‌كرد.

بچه‌ها به‌ش می‌گفتند محمود سوسول. بچه كُله‌رود و ساكن شاهین‌شهر بود. شب مرحله سوم عملیات كربلای 5 گوشه‌ای از قرارگاه، نزدیك ایستگاه حسینیه، نشسته بود و گریه می‌كرد. ما كربلای چهار را با آن وضعیت دیده بودیم. رفقایمان پیش چشممان پرپر شده بودند. خیلی‌ها فكر می‌كردند محمود ترسیده. رفتم سراغش. پرسیدم: چی شده؟ گفت: ولم كن. گفتم: محمود، بچه‌ها می‌گویند تو ترسیدی. گفت: بگذار هر فكری كه می‌خواهند بكنند. خیلی اصرار كردم كه چرا گریه می‌كند. گفت: داداش محمد، من فردا شب شهید می‌شوم. مانده‌ام كه چطور به ملاقات حضرت زهرا(س) شرفیاب شوم.

جدی نگرفتم. فردا كه رفتیم برای عملیات، توی پنج ضعلی معروف شلمچه، یك بار دیگر دیدمش. آمد با من دست داد و روبوسی كرد. می‌خواست به خط مقدم برود. گفت: محمد، بعد از بریدگی سمت راست، نزدیك اولین تانك منهدم شده بیا سراغ من.

سه ـ چهار ساعت بعد، یكی از بچه‌ها به من گفت: محمود رفت. گفتم: كجاست؟ دقیقا همان نشانی‌ای را داد كه قبل از عملیات به من داده بود. تیر درست توی صورتش خورده بود.

عملیات بیت المقدس7 معروف شده بود به «عملیات عطش». بچه‌هایی كه عمل كرده بودند، برگشتند به همین موقعیت. بازماندگان، از یك قدمی شهادت برگشته بودند. لب‌ها خشك بود و زبان از تشنگی حركت نمی‌كرد. اما به هر كدام جرعه‌ای آب و شربت می‌دادیم نمی‌خوردند. همه به یاد رفقایی كه تشنه جان داده بودند، فقط گریه می‌كردند.

«قرارگاه عملیاتی جنوب كربلا» در هشت كیلومتری ایستگاه حسینیه قرار دارد كه روزی قرار دل‌های بی‌قرار حسین(ع) بود.

چفیه من بوی شبنم میدهد

عطر شبهای محرم میدهد

دوشنبه 17/4/1387 - 12:26 - 0 تشکر 46953

سلامجناب traway مطلبتون بسیار زیبا و تاثیر گذاره ممنون میشم ازتون اگر مطلب دیگرتون (نهر عرایض)رو هم در همین تاپیك ثبت كنید تا همه استفاده كنند.منتظر مطالب زیبای بعدیتون در همین تاپیك هستیم.تا بعد...

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

 انجمن فرهنگ پایداری


دوشنبه 17/4/1387 - 12:58 - 0 تشکر 46955

قایق‌هایی كه آن شب مركب شهدا بودند (نهر عرایض)

از خرمشهر به سمت شلمچه كه می‌روی به دژبانی شلمچه و بعد، به نهری می‌رسی كه به آن می‌گویند: نهر عرایض. پلی كه از رویش عبور می‌كنی، بازسازی شدة پلی است كه امروز به آن می‌گویند «پل نو».

این پل، نه تنها دروازه ورود بیگانه‌ها به ایران بود، بلكه پل مقاومت نیز هست و چه بسیار مقاومت‌های جانانه‌‌ای كه به خود ندیده است در شهریور ماه 59. همان شهریور سیاهی كه با خون بچه‌ها سرخ شده بود. نهری زیر این پل جاری است كه از اروندرود منشعب شده است و نخلستان‌های خرمشهر را سیراب می‌كند. پل را زده بودند روی عرایض كه خرمشهر را با روستاهای مرزی اطراف شلمچه، ارتباط دهند. در محل اتصال نهر به اروندرود، یك سمت گمرك و سمت دیگر قصر ویران شده شیخ خزعل قرار دارد. كربلای چهار و پنج، در كنار این نهر؛ كربلا شد؛ گویی این نهر فرات بود و حماسه‌های كنار آن، حماسه حسینیان!

در معبر یا داغ می‌بینی یا ذكر می‌شنوی. نهر عرایض معبر است. صدای «یا زهرا(س)» بود كه به گوش‌ می‌رسید. بعضی موقع‌ها می‌خواهی جایی بروی، اما نمی‌دانی چه در انتظارت هست. می‌بینی آتش چه حجمی دارد. خیلی هنر می‌خواهد كه فرار نكنی. سخت است باورش كه چپ و راست تو قایق‌ها یكی پس از دیگری منهدم شوند و تو بایستی... كاش می‌شد گفت در این نهر چه اتفاقی افتاد و این آب آرام چه روزهایی كه به خود ندید! عكس و فیلمی هم نیست كه تو را روشن كند و برایت از حماسه‌های كربلای چهار و پنج بگوید.

نقطه استارت كربلای چهار، نهر عرایض بود. از دهكده عرایض تا رودخانه، چهار كیلومتر راه است. شبی كه برای كربلای چهار حركت كردیم، از كنار جاده، خودمان را به نهر رساندیم. نزدیكی پل نو و در همان حوالی قصر شیخ خزعل، سنگر حاج حسین خرازی بود كه هنوز هم آثارش هست. نزدیكی‌های شهر، آتش شدید دشمن روی سر ما بود. عملیات لو رفته بود و دشمن آگاهی كامل از ما داشت؛ حتی مسیر ما را دقیق می‌دانست. تمام آتش و حجم آن روی این نهر بود. آتش وحشتناكی بود. قایق‌ها آماده بود. هر قایق یازده نفر جا داشت. چون می‌خواستیم از نهر عبور كنیم، مهمات كامل برداشته بودیم. قایق‌ها هم بنزین اضافه برداشته بودند. یك گلوله كافی بود تا آن قایق‌های آماده انفجار را با بچه‌هایی كه كوله‌پشتی‌شان پر از مهمات بود، تبدیل به خاكستر كند. این اتفاق افتاد. گلوله‌ای به یكی از قایق‌ها اصابت كرد و بعد، انفجار... . بچه‌ها همه پر می‌كشیدند بالا. خیلی از قایق‌ها آتش گرفته بود. دیدبان‌های دشمن متوجه شدند و آتش چندین برابر شد. حالا دیگر نهر عرایض شده بود جای پرواز ملائك. بچه‌هایی را می‌شد ببینی كه آتش گرفته بودند و می‌سوختند.

شهید سید محسن حسینی، مسئول دسته بود. پسر آرامی درست مانند پدر دور و بر بچه‌ها، دورشان می‌چرخید. آخرین نفری بود كه می‌خوابید و اولین نفر بود كه بیدار می‌شد. خیلی هوای نیروهایش را داشت. وقتی می‌خواستیم از نهر خارج شویم، توی قایق، یك تیر خورد به دستش. دستش از مچ قطع شد. بین دو زانوی پاهاش دستش را گرفت لای پایش و می‌خندید. می‌دانستیم كه یك كالیبر چه درد وحشتناكی دارد، اما او می‌خواست روحیه بچه‌ها خراب نشود. فقط می‌خندید. فرهاد رهنمایی می‌رفت زیر آب و بچه‌ها را بیرون می‌كشید؛ اول آتش بچه‌هایی را كه در حال سوختن بودند را خاموش می‌كرد و بعد از آب بیرونشان می‌آورد.

اینها روایت نهری است كه امروز تو از آن عبور می‌كنی تا به شلمچه برسی. آب می‌بینی و حاشیه و نیزار؛ اما آن شب، این نهر رنگ و بوی خون داشت و بوی سوختن بهترین فرزندان این سرزمین را می‌داد.

هنگام عملیات هم شهدا و زخمی‌ها را كه می‌آوردند كنار همین نهر زمین می‌گذاشتندشان تا آمبولانس از راه برسد. نهر معبر ما بود برای رسیدن به كربلای چهار. در كربلای پنج، بازمانده‌های كربلای چهار از روی نهر حركت كردند به سمت شملچه. بچه‌ها كه از كنار این نهر رد می‌شدند، به یاد رفقایشان می‌سوختند، می‌گریستند و با آنها تجدید عهد می‌كردند. می‌گفتند بچه‌ها داریم می‌آییم پیشتان. منتظر باشید. كمی آن طرف‌تر در شملچه خیلی از بازمانده‌های این عملیات كه شاهد مظلومیت بچه‌ها در نهر عرایض بودند، پشت سر حاج حسین راهی عرش خدا شدند.

آخرهای جنگ، یكی از خط‌های پدافندی ما حاشیه همین نهر بود. برای آنهایی كه می‌دانستند اینجا چه خبر است، شب‌ها كنار این نهر غوغایی بود. این نهر زیارتگاه بود. تا همین اواخر، تكه‌پاره‌های قایق‌های حامل به عرش رفتگان را همین جا پیدا می‌كردیم؛ قایق‌هایی كه آن شب مركب شهدا بودند.

یادشان به خیر؛ شهید حاج علی باقری، شهید حاج محمد زاهدی، جانبازی كه چشمی را قبلاً فرستاده بود بهشت، فرمانده گردان امام رضا، شیخ جواد قاسم‌پور، معاون گردان، سید محسن حسینی، عباس سرائیان، اصغر امامی، حسین فروجانی، كیوان داریان، شهید رهنما، شهید ابراهیم، منصور رنجبران و حسن منصوری غواص و...! حال بچه‌ها قبل از كربلای چهار، معنویتشان، روحانیتشان، همه و همه بی‌سابقه بود.

آخر جنگ، این نهر خط مقدم شد؛ آن طرف با فاصله‌ای حدود یك كیلومتر عراقی‌ها بودند و این طرف ما بودیم.

از خرمشهر به سمت شلمچه كه بیایی، به نهری می‌رسی كه معبر زمین و آسمان شد و در یكی از همین شب‌های عاشورایی جنگ، بچه‌های عاشق كربلا را به مهمانی حسین(ع) برد.

منبع : طبق معمول امتداد 

چفیه من بوی شبنم میدهد

عطر شبهای محرم میدهد

دوشنبه 17/4/1387 - 20:11 - 0 تشکر 46988

تاریخچه شرهانی

شرهانی

شرهانی آخرین بازمانده دفاع مقدس از لحاظ آثار طبیعی جنگ در شهرستان دهلران و استان ایلام است . این منطقه نه به عنوان یك یادمان بلكه به عنوان یك پایگاه فرهنگی مهم در این شهرستان و بازگو كننده رشادتهای مردمی شیعی مذهب كه در دوران سخت انقلاب اسلامی بدون وجود هیچگونه سیستم سمعی و بصری در حد فاصل دو استان ایلام و خوزستان نقش بسزایی از خود نشان داده اند . هدف از ارائه این مجموعه معرفی این منطقه بعنوان سندی از آثار دفاع مقدس است كه در زیر می آید .

مفهوم لغوی شرهانی :

شرهانی لفظ عربی است كه برخی از اسامی مردان عرب شرهان است و یك طایفه بزرگ در بین اعراب شرهان می باشد و از نظر لغوی به معنی گوشت جدا شده از استخوان است و اگر با ( ح ) یعنی شرحانی نوشته شود . مفهوم گستردگی را دارد . به هر حال شرهانی مفهوم چیزی واضح و بدون غل و غش می رساند

موقعیت و وسعت شرهانی :

شرهانی در اوج ارتفاعات جبل الحمرین ( كوههای سرخ ) واقع شده است .

جبل الحمرین رشته ارتفاعاتی است كه از شهر مهران بصورت نواری طبیعی موازی با مرز ایران و عراق بوجود آمده و دقیقا تا منطقه شرهانی ختم می شود . از شرهانی به سمت فكه ارتفاعات سهل العبور شده تا حدی كه در فكه منطقه بصورت دشت وسیع در می آید .

شرهانی در دوران دفاع مقدس :

سرزمین عملیات های مهم رزمندگان اسلام بخصوص عملیات محرم است . در مرحله سوم عملیات محرم 15 روز به طول انجامیده است منطقه شرهانی حدود 10 بار دست به دست شده است . عمده شهدای مفقود الاثر مربوط به این عملیات است . كه تا كنون درخاك عراق قرار دارند

آثار بجامانده از جنگ تحمیلی در شرهانی :

ـ ایجاد میادین مین در ردیفهای چندگانه در طول نوار مرز كه منطقه فكه و چزابه ادامه دارد .

ـ انواع سیم های خاردار ـ نبشی ـ موانع خورشیدی ـ فرشی و موانع ایذائی دیگر

ـ یك كانال بسیار عظیم و منحصر به فرد به طول 90 كیلو متر و عمق 4 متر و عرض 6 متر كه در وسط میادین مین احداث شده است . كه در داخل آن انواع مین و موانع وجود داشته . ضمن اینكه با هدف استتار و پنهان كاری خاك برداشت شده در نقاط دور تری بدون اینكه در جناحین كانال ریخته شود انتقال داده شده است . تا نیرو های خودی در هنگام شب در مواجهه با آن با مشكل روبرو شوند .

ـ سنگرها و استحكامات بسیار طولانی و مهم كه با بتون و آرماتور احداث شده اند .

ـ خاك ریزه های دو جداره

ـ جاده آسفالت عراق از بیدات تا جاده اصلی دهلران ـ اندیمشك ( عین خوش )

شرهانی پس از دوران دفاع مقدس :

با پایان گرفتن جنگ تحمیلی و پذیرش قطعنامه نیروهای خودی در صفر مرز مستقر شدند .

بدنبال نیروهای مرزبان گروههای تفحص وارد منطقه می شوند . اولین گروه تفحص لشكر 14 امام حسین ( ع)‌با فرماندهی شهید علیرضا غلامی است . شهید غلامی كه با هدف شناسایی و ارائه گزارش وضعیت در این منطقه مستقر می شود در اولین روز تفحص پیكر شهید را به نام منتظر القائم كشف می كند . و همین باعث توسل آنها حضرت قائم ( عج ) و حضور مستمر نیروهای این لشكر در شرهانی می شود .

تفحص پیكر مطهر شهداء در منطقه شرهانی :

از سال 70 تا 76 كار تفحص پیكر مطهر شهدا وسیله گروههای تفحص یگانهای سپاه و كمیته مفقودین بصورت كوتاه مدت و دایر كردن چادرهای گروهی و یا استقرار در شهر دهلران و موسیان آغاز می شود . از سال 76 تا 78 بعد از شهادت شهید علیرضا غلامی كار متوقف می‌شود . اما از سال 78 بصورت دائم و احداث تعداد سنگر و یك معراج شهداء كه به صورت گنبدی بسیار زیبا با حال و هوای دوران دفاع مقدس گروه تفحص لشكر 14 امام حسین ( ع) اصفهان مستقر می شوند .

ـ یك كانال بسیار عظیم و منحصر به فرد به طول 90 كیلو متر و عمق 4 متر و عرض 6 متر كه در وسط میادین مین احداث شده است . كه در داخل آن انواع مین و موانع وجود داشته . ضمن اینكه با هدف استتار و پنهان كاری خاك برداشت شده در نقاط دور تری بدون اینكه در جناحین كانال ریخته شود انتقال داده شده است . تا نیرو های خودی در هنگام شب در مواجهه با آن با مشكل روبرو شوند .

ـ سنگرها و استحكامات بسیار طولانی و مهم كه با بتون و آرماتور احداث شده اند .

ـ خاك ریزه های دو جداره

ـ جاده آسفالت عراق از بیدات تا جاده اصلی دهلران ـ اندیمشك ( عین خوش )

این گروه فعالیت خود را در دو بخش برون مرزی و درون آغاز می كند . در بخش برون مرزی از محور فكه و درون مرزی در منطقه شرهانی و در اواخر فعالیت تا محدوده غرب كشور ( مناطق مهران ـ سومار ـ قصر شیرین و فكه ) با روشهای گوناگون پیكر معطرشهداء را جمع آوری در معراج شهداء نگهداری می‌نماید.

حوادث مهم در شرهانی :

اولین و برجسته ترین حادثه در شرهانی غرق شدن حدود 400 نفر از نیروهای تیپ امام حسین ( ع ) در اولین شب عملیات محرم در رودخانه دویرج است .

توصیف این اتفاق به این صورت است : كه عملیات محرم در دهم آبان ماه 1361 آغاز می شود آن شب بارندگی شدیدی صورت می گرد . آب رودخانه طغیان می كنند . نیروهای عراقی در آن دست رودخانه قرار دارد و نیروهای خط شكن باید از رودخانه عبور كنند و كمین های دشمن را بزنند و چنانچه این كار صورت نمی گرفت یگانههای جناح راست ( لشكر علی ابن ابیطالب + 8 نجف و 25 كربلا به محاصره می افتند . اما با وجود تاخیر در شروع عملیات آب همچنان كاهش پیدا نمی كند . 1 گردان از نیروهای اما حسین ( ع ) به میان آب می زنند كه حدود 376 نفر از بچه ها را آب می برد و تعداد اندكی از آنها از رودخانه می گذرند و كمینهای دشمن را می زنند .

حادثه های دیگر آخرین روزهای دفاع مقدس است رژیم بعثی این محور عملیات بسیار سنگین را در شرایط نامساعد آب و هوایی ( 52 درجه )‌تدارك نمود و با بمبارانهای شیمیایی و هوایی نیروهای ارتش را در این منطقه به محاصره در آورد‌و‌تعداد‌زیادی از آنها را در یك فاجعه انسانی به شهادت رساند و یا اسارت‌در‌آورد نحوه عقب نشینی و نیز تعقیب‌دشمن و‌آب‌و‌هوایی‌بسیار نا‌مساعد باعث‌شد كه این صفحه به عنوان حادثه مهم مرسوم 21/4/67 نامگذاری شود

حوادث دیگر شرهانی شهادت تعداد چند نفر از نیروهای تفحص از یگانهای مختلف در این حوزه است كه محل شهادت آنها مشخص و تابلو هایی با ذكر مقتل شهیدان نصب شده است . این شهداء عبارتند از شهید سید امیر تشت زرین ـ شهید ابراهیم لحمد پوری شهید سید علی موسوی ـ شهید علیرضا غلامی و شهیدان صابری و شاهدی و محمود غلامی

ویژگی های طبیعی و مصنوعی در شرهانی :

از ویژگیهای طبیعی شرهانی وجود گلهای سرخ ( شقایق ) در فصل بهار است در شرهانی حدود 5 ماه از سال هوا بسیار معتدل و بهاری و سایر ایام هوا گرم و سوزان است .

از نظر ویژگی‌های مصنوعی در محل یادمان ، اقدامات زیادی از جمله برپایی پرچم كه به اعتقاد عراقی‌ها (عشایری شیعه عراق ) سرزمین پرچم‌ها نامگذاری شده است همچنین وجود تعداد 10 دستگاه تانك و نفر بر به جا مانده از دوران جنگ تحمیلی و تعدادی ادوات دیگر و خاكریز دو جداره زیبایی خاصی به این منطقه داده است

یک بار تو یه وبلاگ رفتم در مورد شهدا و مناطق جنگی بود که این مطلب رو از اونجا گرفتم.

قبل از اینکه تو اون وبلاگ برم نمی دونستم شرهانی کجاست.

آدرس وبلاگ:                   www.sharhani.blogfa.com

راه رسيدن به موفقيت يک درصد نبوغ و نود و نه درصد تلاش و کوشش است...

سه شنبه 18/4/1387 - 17:3 - 0 تشکر 47079

بسم رب شهدا

سلام

سیب سرخ عزیز خیلی ممنون اما چنین بحثی قبلا ایجاد شده اگر لطف كنی و از این به بعد مطالبی كه در این زمینه داری رو در تاپیك سرزمین عشق ثبت كنی ممنون میشم.

جناب پور سرخ لطفا شما هم مطلب زیباتون رو یكبار دیگه در تاپیك مربوطه ثبت كنید.

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

 انجمن فرهنگ پایداری


سه شنبه 18/4/1387 - 17:24 - 0 تشکر 47085

تاریخچه شرهانی

شرهانی

شرهانی آخرین بازمانده دفاع مقدس از لحاظ آثار طبیعی جنگ در شهرستان دهلران و استان ایلام است . این منطقه نه به عنوان یك یادمان بلكه به عنوان یك پایگاه فرهنگی مهم در این شهرستان و بازگو كننده رشادتهای مردمی شیعی مذهب كه در دوران سخت انقلاب اسلامی بدون وجود هیچگونه سیستم سمعی و بصری در حد فاصل دو استان ایلام و خوزستان نقش بسزایی از خود نشان داده اند . هدف از ارائه این مجموعه معرفی این منطقه بعنوان سندی از آثار دفاع مقدس است كه در زیر می آید .

مفهوم لغوی شرهانی :

شرهانی لفظ عربی است كه برخی از اسامی مردان عرب شرهان است و یك طایفه بزرگ در بین اعراب شرهان می باشد و از نظر لغوی به معنی گوشت جدا شده از استخوان است و اگر با ( ح ) یعنی شرحانی نوشته شود . مفهوم گستردگی را دارد . به هر حال شرهانی مفهوم چیزی واضح و بدون غل و غش می رساند

موقعیت و وسعت شرهانی :

شرهانی در اوج ارتفاعات جبل الحمرین ( كوههای سرخ ) واقع شده است .

جبل الحمرین رشته ارتفاعاتی است كه از شهر مهران بصورت نواری طبیعی موازی با مرز ایران و عراق بوجود آمده و دقیقا تا منطقه شرهانی ختم می شود . از شرهانی به سمت فكه ارتفاعات سهل العبور شده تا حدی كه در فكه منطقه بصورت دشت وسیع در می آید .

شرهانی در دوران دفاع مقدس :

سرزمین عملیات های مهم رزمندگان اسلام بخصوص عملیات محرم است . در مرحله سوم عملیات محرم 15 روز به طول انجامیده است منطقه شرهانی حدود 10 بار دست به دست شده است . عمده شهدای مفقود الاثر مربوط به این عملیات است . كه تا كنون درخاك عراق قرار دارند

آثار بجامانده از جنگ تحمیلی در شرهانی :

ـ ایجاد میادین مین در ردیفهای چندگانه در طول نوار مرز كه منطقه فكه و چزابه ادامه دارد .

ـ انواع سیم های خاردار ـ نبشی ـ موانع خورشیدی ـ فرشی و موانع ایذائی دیگر

ـ یك كانال بسیار عظیم و منحصر به فرد به طول 90 كیلو متر و عمق 4 متر و عرض 6 متر كه در وسط میادین مین احداث شده است . كه در داخل آن انواع مین و موانع وجود داشته . ضمن اینكه با هدف استتار و پنهان كاری خاك برداشت شده در نقاط دور تری بدون اینكه در جناحین كانال ریخته شود انتقال داده شده است . تا نیرو های خودی در هنگام شب در مواجهه با آن با مشكل روبرو شوند .

ـ سنگرها و استحكامات بسیار طولانی و مهم كه با بتون و آرماتور احداث شده اند .

ـ خاك ریزه های دو جداره

ـ جاده آسفالت عراق از بیدات تا جاده اصلی دهلران ـ اندیمشك ( عین خوش )

شرهانی پس از دوران دفاع مقدس :

با پایان گرفتن جنگ تحمیلی و پذیرش قطعنامه نیروهای خودی در صفر مرز مستقر شدند .

بدنبال نیروهای مرزبان گروههای تفحص وارد منطقه می شوند . اولین گروه تفحص لشكر 14 امام حسین ( ع)‌با فرماندهی شهید علیرضا غلامی است . شهید غلامی كه با هدف شناسایی و ارائه گزارش وضعیت در این منطقه مستقر می شود در اولین روز تفحص پیكر شهید را به نام منتظر القائم كشف می كند . و همین باعث توسل آنها حضرت قائم ( عج ) و حضور مستمر نیروهای این لشكر در شرهانی می شود .

تفحص پیكر مطهر شهداء در منطقه شرهانی :

از سال 70 تا 76 كار تفحص پیكر مطهر شهدا وسیله گروههای تفحص یگانهای سپاه و كمیته مفقودین بصورت كوتاه مدت و دایر كردن چادرهای گروهی و یا استقرار در شهر دهلران و موسیان آغاز می شود . از سال 76 تا 78 بعد از شهادت شهید علیرضا غلامی كار متوقف می‌شود . اما از سال 78 بصورت دائم و احداث تعداد سنگر و یك معراج شهداء كه به صورت گنبدی بسیار زیبا با حال و هوای دوران دفاع مقدس گروه تفحص لشكر 14 امام حسین ( ع) اصفهان مستقر می شوند .

ـ یك كانال بسیار عظیم و منحصر به فرد به طول 90 كیلو متر و عمق 4 متر و عرض 6 متر كه در وسط میادین مین احداث شده است . كه در داخل آن انواع مین و موانع وجود داشته . ضمن اینكه با هدف استتار و پنهان كاری خاك برداشت شده در نقاط دور تری بدون اینكه در جناحین كانال ریخته شود انتقال داده شده است . تا نیرو های خودی در هنگام شب در مواجهه با آن با مشكل روبرو شوند .

ـ سنگرها و استحكامات بسیار طولانی و مهم كه با بتون و آرماتور احداث شده اند .

ـ خاك ریزه های دو جداره

ـ جاده آسفالت عراق از بیدات تا جاده اصلی دهلران ـ اندیمشك ( عین خوش )

این گروه فعالیت خود را در دو بخش برون مرزی و درون آغاز می كند . در بخش برون مرزی از محور فكه و درون مرزی در منطقه شرهانی و در اواخر فعالیت تا محدوده غرب كشور ( مناطق مهران ـ سومار ـ قصر شیرین و فكه ) با روشهای گوناگون پیكر معطرشهداء را جمع آوری در معراج شهداء نگهداری می‌نماید.

حوادث مهم در شرهانی :

اولین و برجسته ترین حادثه در شرهانی غرق شدن حدود 400 نفر از نیروهای تیپ امام حسین ( ع ) در اولین شب عملیات محرم در رودخانه دویرج است .

توصیف این اتفاق به این صورت است : كه عملیات محرم در دهم آبان ماه 1361 آغاز می شود آن شب بارندگی شدیدی صورت می گرد . آب رودخانه طغیان می كنند . نیروهای عراقی در آن دست رودخانه قرار دارد و نیروهای خط شكن باید از رودخانه عبور كنند و كمین های دشمن را بزنند و چنانچه این كار صورت نمی گرفت یگانههای جناح راست ( لشكر علی ابن ابیطالب + 8 نجف و 25 كربلا به محاصره می افتند . اما با وجود تاخیر در شروع عملیات آب همچنان كاهش پیدا نمی كند . 1 گردان از نیروهای اما حسین ( ع ) به میان آب می زنند كه حدود 376 نفر از بچه ها را آب می برد و تعداد اندكی از آنها از رودخانه می گذرند و كمینهای دشمن را می زنند .

حادثه های دیگر آخرین روزهای دفاع مقدس است رژیم بعثی این محور عملیات بسیار سنگین را در شرایط نامساعد آب و هوایی ( 52 درجه )‌تدارك نمود و با بمبارانهای شیمیایی و هوایی نیروهای ارتش را در این منطقه به محاصره در آورد‌و‌تعداد‌زیادی از آنها را در یك فاجعه انسانی به شهادت رساند و یا اسارت‌در‌آورد نحوه عقب نشینی و نیز تعقیب‌دشمن و‌آب‌و‌هوایی‌بسیار نا‌مساعد باعث‌شد كه این صفحه به عنوان حادثه مهم مرسوم 21/4/67 نامگذاری شود

حوادث دیگر شرهانی شهادت تعداد چند نفر از نیروهای تفحص از یگانهای مختلف در این حوزه است كه محل شهادت آنها مشخص و تابلو هایی با ذكر مقتل شهیدان نصب شده است . این شهداء عبارتند از شهید سید امیر تشت زرین ـ شهید ابراهیم لحمد پوری شهید سید علی موسوی ـ شهید علیرضا غلامی و شهیدان صابری و شاهدی و محمود غلامی

ویژگی های طبیعی و مصنوعی در شرهانی :

از ویژگیهای طبیعی شرهانی وجود گلهای سرخ ( شقایق ) در فصل بهار است در شرهانی حدود 5 ماه از سال هوا بسیار معتدل و بهاری و سایر ایام هوا گرم و سوزان است .

از نظر ویژگی‌های مصنوعی در محل یادمان ، اقدامات زیادی از جمله برپایی پرچم كه به اعتقاد عراقی‌ها (عشایری شیعه عراق ) سرزمین پرچم‌ها نامگذاری شده است همچنین وجود تعداد 10 دستگاه تانك و نفر بر به جا مانده از دوران جنگ تحمیلی و تعدادی ادوات دیگر و خاكریز دو جداره زیبایی خاصی به این منطقه داده است

یک بار تو یه وبلاگ رفتم در مورد شهدا و مناطق جنگی بود که این مطلب رو از اونجا گرفتم.

قبل از اینکه تو اون وبلاگ برم نمی دونستم شرهانی کجاست.

آدرس وبلاگ:                   www.sharhani.blogfa.com

راه رسيدن به موفقيت يک درصد نبوغ و نود و نه درصد تلاش و کوشش است...

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.