• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 392)
يکشنبه 4/4/1391 - 15:40 -0 تشکر 465202
خصلت های زیبا از امام زین العابدین

 با سلام 

میلاد امام سجاد (ع) بر همگان مبارک 

در این تاپیک خصلت های زیبا از امام زین العابدین ثبت می شود.

 

 

 

 

نصرالدین کریمی(مُبین)
يکشنبه 4/4/1391 - 16:40 - 0 تشکر 465226

حمران بن اعین از امام باقر (ع) نقل می کند که حضرت سجاد (ع):


1- شبانه روز هزار رکعت نماز می گذاشت مثل امیرالمومنین (ع) پانصد نخل خرما داشت پای هر نخلی دو رکعت نماز می خواند.


2- در حال نماز رنگش تغییر می کرد.

نصرالدین کریمی(مُبین)
يکشنبه 4/4/1391 - 16:41 - 0 تشکر 465227

3- مانند بنده ی ذلیلی که در برابر سلطان با عظمتی باشد به نماز می ایستاد.


4- بدنش در حال نماز می لرزید.


5- مثل کسی نماز می خواند که نماز آخرش را می خواند.

نصرالدین کریمی(مُبین)
يکشنبه 4/4/1391 - 16:42 - 0 تشکر 465228

6- روزی در حال نماز ردا از یک شانه اش افتاد با همان حال نماز را تمام کرد، یکی از اصحاب پرسید: چرا ردا را صاف نکردی؟ فرمود: می دانی در برابر چه کسی بودم؟ چیزی از نماز بنده قبول نمی شود جز آنچه با حضور قلب باشد. سائل پرسید: پس ما هلاک شدیم؟ فرمود: هرگز! خدا نقصها را به وسیله ی نافله ها جبران می کند.


7- شب تاریک انبانی پر از کیسه های درهم و دینار - گاهی غذا یا هیزم- به دوش می کشید و بر در خانه ی مستمندان می برد، در را میزد، هر که از خانه بیرون  می آمد به او می داد و می رفت.


8- هنگام عطای به فقیر صورت را می پوشاند که او را نشناسند، فقرا پس از وفات آنجناب فهمیدند مسکین نواز شب، علی بن الحسین (ع) بوده.

نصرالدین کریمی(مُبین)
يکشنبه 4/4/1391 - 16:46 - 0 تشکر 465234

9- چون بدن مبارکش را روی تخت غسالخانه نهادند دیدند پشت مبارکش چون سر زانوی شتر برآمده و این اثر بارهایی بود که به دوش می کشید و به در خانه ی مستمندان می برد.


10- روزی روپوشی از خز به دوش مبارکش بود در راه سائلی رسید و در روپوش آویخت حضرت جامه ی قیمتی رها کرد و رفت.


11- لباس خز را زمستان می خرید و تابستان می فروخت و پولش را تصدق می داد.

نصرالدین کریمی(مُبین)
يکشنبه 4/4/1391 - 16:47 - 0 تشکر 465235

12- روز عرفه چشمش افتاد به جمعیتی که گدایی می کردند. فرمود: وای بر شما روزی از غیر خدا سؤال می کنید؟این روزها چنان لطف حق همگانی است که امید میرود شامل حال جنینها در شکم مادران هم بشود و خوشبخت گردند.


13- از غذا خوردن با مادر خودداری می کرد گفتند: یابن رسول الله (ص) شما از همه با مادتان نکوکارترید، چرا با او هم خوراک نمیشوید؟ فرمود: دوست ندارم لقمه ای بردارم که مادرم به آن نظر داشته باشد.


14- مردی عرض کرد یابن رسول الله (ص) من برای خدا شما را سخت دوست دارم. حضرت عرض کرد: خداوندا ! پناه بر تو که مرا در راه تو دوست داشته باشند و تو خود مرا دشمن داری.

نصرالدین کریمی(مُبین)
يکشنبه 4/4/1391 - 16:47 - 0 تشکر 465238

15- بیست سفر در راه حج بر شتری سوار شد و یک تازیانه بر او نزد، چون شتر مُرد دستور داد به خاکش بسپارند تا طعمه ی درندگان نشود.


16- از کنیزی شرح حال آنجناب را پرسیدند، گفت مختصر بگویم یا مفصل؟ گفتند: مختصر، گفت: هیچ روز غذا برایش نبردم و هیچ شب بستر برایش نگستردم.


17- روزی به جمعی رسید که غیبت او می کردند. ایستاد و فرمود: اگر راست   می گویید خدا مرا بیامرزد و اگر دروغ می گویید خدا شما را بیامرزد.

نصرالدین کریمی(مُبین)
يکشنبه 4/4/1391 - 16:47 - 0 تشکر 465239

18- اگر کسی برای طلب علم خدمتش می رسید می فرمود: آفرین به کسی که پیغمبر(ص) سفارش او را کرده


19-صد خانوار از فقرای مدینه را اداره می کرد.


20- خرسند می شد که یتیم و نابینا و مسکین و بیچاره بر سر سفره اش حاضر شود و با دست مبارک به آنان غذا می داد و هر کدام عائله داشتند برای عائله شان هم میفرستاد.

نصرالدین کریمی(مُبین)
يکشنبه 4/4/1391 - 16:48 - 0 تشکر 465241

21- هیچ غذایی نمی خورد مگر این که اول همان اندازه صدقه می داد.


22- سالی هفت پوست از هفت موضع سجده اش جدا میکرد- که از کثرت نماز این موضع پینه میکرد- چون از دنیا رفت آن پینه ها را با وی دفن کردند.


23- بیست سال بر پدر بزرگوارش گریست، هیچ غذایی جلویش نمی گذاشتند جز این که گریه می کرد، یکی از غلامان گفت: یابن رسول الله (ص) اندوه شما به آخر نرسیده؟ فرمود: وای بر تو یعقوب پیغمبر دوازده پسر داشت یکی را خدا از جلوی چشمش برد، از بس گریست چشمانش نابینا و موی سرش سفید و کمرش خم شد با این که پسرش زنده بود، من به چشم خود دیدم که پدر و برادر و عمویم با هفده تن دیگر از بستگانم کشته، روی خاک افتاده اند، با این وصف چگونه غصه ام پایان پذیرد؟


نصایح/مرحوم مشکینی/ترجمه : آیت اله جنتی/ص 356تا358/ دفتر نشر الهادی/

نصرالدین کریمی(مُبین)
يکشنبه 4/4/1391 - 17:52 - 0 تشکر 465298

با سلام

و تشکر از حضرتعالی


امام سجاد علیه السلام


خدایا من در کلبه فقیرانه خود چیزی دارم که تو در عرش کبریائی خود نداری ، من همچون توئی دارم و تو چون خودی نداری 


   

مدیر انجمن حوزه علمیه 

تماس بامن:

forum:www.mahdiyavar.mihanbb.com

e-mail:ya_lasaratelhosain@yahoo.com


 

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.