زن ریحانه آفرینش (بازدید: 258)
يکشنبه 4/4/1391 - 15:14 -0 تشکر 465196
این دردها به درد دل من نمی خورد



بعد از ازدواج احساس می‌کرد متوقف شده. فقط گاهی یادش می‌آمد که آرزو داشته دکتری بخواند، آرزو داشته عربی یاد بگیرد، آرزو داشته لیست صد رمانش را تمام کند. بعد از ازدواج فقط توانسته بود به ضرب و زور، پایان‌نامه‌ی ارشدش را تمام کند. حتی دو ترم آخر زبان انگلیسی‌اش هم نیمه‌کاره ماند. لیست صد رمانش به‌جز چند تیکی که جلوی چند کتاب، آن هم در دوران مجردی خورده بود، گوشه‌ای رها شده. بعد از ازدواج افتاده بود توی گرداب «خاله‌خانباجی‌ها». از خودش خجالت می کشید، اما بالاخره او هم وارد این سیکل معیوب شده بود؛ حتی او هم!


------------------------



نمی‌دانم به‌خاطر جایگاه اجتماعی پایین ما در صد سال گذشته است، یا به‌خاطر سنت‌ها و نقش‌ها و روابط و یا اصلا به‌خاطر خصوصیات جنسیتی‌مان در توجه به جزئیات و روابط و فرایندهاست؛ روابط زنانه، گاه دچار آسیب‌هایی‌ست که آن را به‌شدت نازل و حتی پوچ می‌کند. وارد جمع‌های زنانه که می‌شوی، انگار که رفته‌ای زیر میکروسکوپ. لبا‌س‌هایی که پوشیده‌ای، با مد روز تطابق داده می‌شود. ارزش زیورآلاتت به قیمت روز سنجیده می‌شود. زمانی که از آخرین رنگ مویت گذشته، محاسبه می‌گردد. رابطه‌ات با همسرت مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و زمان مناسب به‌دنیا آوردن فرزند اول و دوم و غیره‌ات مشخص می‌شود و اگر طبق زمان مقرر فرزنددار نشده باشی، گمانه‌زنی‌ها برای علت‌های احتمالی فرزند نداشتنت آغاز می‌گردد!

و این همان جایی است که من نام گرداب خاله‌خانباجی را به آن می‌دهم.

 

 

 

 

در ابتدا به‌نظر می‌رسد دوران این‌گونه خاله‌خانباجی‌گری‌ها به پایان رسیده، اما گویی این خصلت در برخی از زنان، موروثی‌ست و صد البته وجود یک یا چند خاله‌خانباجی به‌راحتی می‌تواند یک جمع خانوادگی و یا یک مهمانی را به این گرداب تبدیل کند. شاید به‌نظر برسد این‌طور خاله‌خانباجی‌گری، از زنان ۶۰ سال به بالا، بی‌سواد و سنتی سر می‌زند، اما در کمال تعجب می‌بینیم حتی زنان جوان و حتی‌تر تحصیل‌کرده، خاله‌خانباجی‌های قهاری هستند! گفتم که، موروثی است!

دخالت‌ها آزاردهنده‌تر هم می‌شود وقتی از کسانی سر بزند که ما «قوم شوهر» می‌نامیم‌شان! قوم شوهر، به‌ویژه اگر مادرشوهر، جاری یا خواهرشوهر باشند و به‌ویژه‌تر اگر خصلت خاله‌خانباجی‌گری داشته باشند، خود را صاحب حق می‌دانند درباره‌ی همه‌ی شئون زندگی شما نظر دهند و خاله‌خانباجی‌گری راه بیندازند. وقتی وارد خانه‌تان می‌شوند، همه‌ی جزئیات را رصد کنند و اوضاع را تجزیه و تحلیل کنند و…

 

 

 

تازه کاش همه چیز به همین جا ختم می‌شد. گاه نتیجه‌ی تحقیقات، به اقدامات عملی، دخالت‌ها و کشاندن پای مردان بیچاره (که هیچ از این خاله‌خانباجی‌گری‌ها سر در نمی‌آورند) به این گرداب هولناک می‌انجامد، که زنت در فلان مهمانی این را گفت و این کار را کرد و آن کار را نکرد که عروس شهلا خانوم می‌کند و این کار را بلد نیست و عروس لیلا خانوم بلد است و چنان است و چنین! این‌جاست که زنِ تازه‌وارد برای در امان ماندن از شر این رفتارها مجبور است دوز خاله‌خانباجی‌گری خود را بالا ببرد و با همان روشی که با او رفتار می‌شود، مقابله کند و این یعنی پای نهادن در گرداب!

دیگر تمام ذهن و فکر، مشغول فلان زخم‌زبان و فلان انتظار و رقابت بر سر لباس و زیورآلات می‌شود و دکتری، یادگیری زبان جدید و لیست صد رمان به باد فنا می‌رود!




دختر‌ها تا زمانی که ازدواج نکرده‌اند، کاملا مختارند که وارد این بحث‌ها و جمع‌ها نشوند، اما وقتی ازدواج می‌کنند، دیگر کاملا مختار نیستند! آن‌ها نقش جدیدی را پذیرفته‌اند که به‌شدت مستعد فروغلتیدن در این گرداب است؛ نقش عروس خانواده. این است که افت می‌کنند و دغدغه‌های ذهنی‌شان تنزل می‌یابد. از دخترانی که فعال اجتماعی بوده‌اند تا دانشجویان دکتری و محققان و غیره و غیره من دیده‌ام که دچار این گرداب شده‌اند. اگر شما ازدواج کرده‌اید و موجی از این گرداب پرتان را نگرفته، از همین جا به شما تبریک می‌گویم.




بله. همه نوع زنی دیده‌ام که گرفتار شده‌اند؛ حتی زنان موفق که دغدغه‌های والاتری دارند؛ از تربیت صحیح فرزند تا گرم کردن کانون خانواده تا موفقیت‌های شغلی و تحصیلی و ارتقای موقعیت اجتماعی. حتی این‌ها هم در برهه‌هایی گرفتار گرداب بوده‌اند،

 

 اما این‌جا یک فرق کوچک هست.

 

 

 زنانی که تن به گرداب خاله‌خانباجی‌گری نسپرده، دغدغه‌های بزرگ را پی گرفته‌اند، بی‌شک جایی به خود گفته‌اند: «این دردها به درد دل من نمی‌خورد». جایی گرداب را دور زده‌اند، به‌جای غرق شدن و شکستن هر روزه و هر روزه در آن و یا حتی بدتر، دگردیسی و تبدیل شدن به یک خاله‌خانباجی دیگر. لحظه‌ای از زندگی بوده که این مدل زن‌ها غصه‌های نازل را دور ریخته‌اند، برای دکتری خیز برداشته‌اند، لیست رمان‌ها را پیش رو گذاشته‌اند و شروع به یادگیری زبان جدید کرده‌اند.



(منبع:چارقد)

خدا در همین نزدیکی است
يکشنبه 4/4/1391 - 15:21 - 0 تشکر 465197

سلام دوستان 

به نظرم این مقاله خیلی جالب بود.



نظر شما چیه؟

آیا شما تا به حال در این گرداب گرفتار شده اید؟

واکنش شما به این خاله خانباجیها ! چه بوده ؟

آیا روی خودتون فشاری حس کردید؟ 

راه کار رهایی از این رفتار ها برای شما چه بوده؟ 








خدا در همین نزدیکی است
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی