• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن طنز و سرگرمی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
طنز و سرگرمی (بازدید: 995)
شنبه 27/3/1391 - 18:20 -0 تشکر 462374
طنز ورزشی

با اجازه از مدیر انجمن محترم جاده دوستی عزیز میخوام اینجا مبحثی ارائه بدم با عنوان طنز ورزشی

از دوستان عزیز هم میخوام از درج ابراز احساسات و... خودداری کنند تا بین مطالب فاصله زیادی نیفته

گدای فاطمه(س)

شنبه 27/3/1391 - 18:22 - 0 تشکر 462375

آیا خیابانی حق علیفرد را خورده!

تنها افتخار دیدن نیمه ی دوم بازی اوکراین و سوئد به نگارنده دست داد؛ اما در همین یک نیمه گزارشگر این بازی  "کوروش علیفرد" ثابت کرد حقش بسیار خورده شده و توانایی اش در دادن گاف و اظهار نظرات تخیلی نادیده انگاشته شده است.

یکی از آگاهان در این خصوص گفت: "متاسفانه این سال ها و با حضور استاد جواد خیابانی، برخی افراد دیگر که در زمینه گاف دادن توانمند هستند کمتر به چشم آمده و تشویقی برای شکوفایی این استعدادشان نشده اند! واقعاً معلوم نیست چرا بدون داوری یا نظرسنجی، رسانه ها مقام شاخص "گاف دهنده ترین مجری" را به خیابانی اعطا فرموده اند؟!


1 - کلاس آموزشی برای تماشاگرنماها!

سوئد بدون توجه به بازیکن تیم حریف که از درد به خود می پیچید حمله اش را از میانه ی میدان ادامه داد و همان حرکتش گل می شود! چند دقیقه ی بعد دوباره تیم سوئد همین عملش را تکرار می کند و هنگامی که بازیکن تیم حریف روی زمین افتاده توپ را به بیرون نمی زند، منتظر بودیم که گزارشگر بگوید سوئدی ها بد هستند و از این حرف ها! اما آقای گزارشگر در اظهار نظری کارشناسانه عنوان کردند که: "همونطور که مشاهده می کنید سوئدی ها توجهی به بازیکنی که روی زمین افتاده ندارند! این یک کلاس درس واسه بازیکنان و مربیان ما هست! وقتی یک نفر افتاد روی زمین نیازی نیست توپ رو به بیرون بزنین!"

در همین راستا و از آنجا که ما کلاً نمی دانیم "بازی جوانمردانه" به چه معنا است؛ نتیجه می گیریم:

کلاً هر کاری که در فوتبال اروپا صورت گیرد درست بوده و برای ما کلاس درس محسوب می شود. در همین راستا نتیجه می گیریم اگر آقای علیفرد گزارشگر بازی پرتغال-آلمان بود، بعد از آنکه تماشاگران به سمت بازیکن پرتغالی که می خواست کرنر بزنند آشغال پرت کردند می گفت: "این صحنه ها کلاس آموزشی برای تماشاگرنماهای ماست! چرا صندلی می شکنند؟! می توانند اعتراض خود را با پرت کردن کاغذ دور ساندویچشان به داخل زمین چمن نشان دهند!"
یحتمل اگر یک بازیکن اروپایی دست در بینی اش هم بکند، برخی از مجری ها می گویند: "این یک کلاس آموزشی برای بازیکنان ماست! ببنید چقدر استادانه دست در بینی اش می کند!"


2- علی دایی هنوز هم می تواند بازیکن تیم ملی باشد!

کارشناس در بین دو نیمه ی بازی در خصوص تیم اوکراین می گوید: "اینکه یک تیم به یک ستاره متکی باشد اصلا کار درستی نیست، خب آن بازیکن را مهار می کنند و تیم اوکراین نمی تواند کاری انجام دهد!"؛ البته بعدش یک عالمه همه ی این کارشناسان و مجری از "شوچنکو" تعریف کردند! 

بازی انجام می شود و همین ستاره ی 37 ساله دو گل می زند! و تحلیل های کارشناس همه نقش بر آب می شود!

بعدش ما به یاد می آوریم زمانی را که "علی دایی" سی و اندی سن داشت و همه ی کارشناسان می گفتند: "مهاجم نباید اینقدر سن داشته باشد!" ... و این سئوال فلسفی برایمان بوجود می آید: "چرا در اروپا می شود مهاجم 37 ساله باشد، اما در ایران نه!" ... اینقدر کارشناسان از پیر بودن علی دایی گفتند و گفتند که بالاخره خود دایی هم باورش شد و بیخیال تیم ملی شد ... وگرنه همین الآن هم یک تمام کننده ی توپ در خط حمله داشتیم!


3- عمل غیراخلاقی تماشاگران زردپوش برای گول زدن گزارشگر!

سوئد گل اول را می زند! تصاویر به سمت تماشاگرانی می رود که لباس زرد به تن دارند. گزارشگر با توجه به آنکه اوکراین میزبان است و ایضا لباس تیم میزبان زرد است می گوید: "با گل تیم سوئد، سکوت تمام ...  " بعد که با دقت به تصاویر نگاه می کند گویا متوجه می شود تماشاگران زردپوش نه تنها ناراحت نیستند، بلکه در حال خوشحالی هستند!

و بعد جمله اش را اینگونه ادامه می دهد: " با گل تیم سوئد سکوت تمام ... نیمکت و بازیکنان اوکراین را در بر می گیرد!!" – ایشان بعد از اینکه اوکراین هم گل تساوی را می زند متوجه می شود که تماشاگران اوکراین هم در یک عمل غیراخلاقی برای گول زدن مجری لباس زرد پوشیده اند!


4- کارگردان بیشعور اروپایی!

از آنجا که هوای اروپا گرم است و کارگردان اروپایی هم بیشعور، صدا و سیما هم وقتی کارگردان بیشعور اروپایی تماشاگران زن را نشان می دهد با مشکل روبرو می شود! در همین راستا هزار دفعه گل اول اوکراین به خورد بینندگان تلویزیون داده شد و هر بار که این صحنه ی گل نشان داده می شد، گزارشگر می گفت: "خب از یک زاویه ی جدید گل اول اوکراین رو می بینیم!"؛ این زاویه جدید و دوربین عنکبوتیت توی حلقم! آقای گزارشگر مطمئن باش وقتی این صحنه های تکراری گل نشون داده میشه بازی رو گزارش نکنی و چیزی نگی کسی بهت خرده نمی گیره!


5- پیشگویی های آقای گزارشگر!

کلاً گزارشگر بازی از هوش فوق العاده و توانایی پیشگویی بالایی نیز برخوردار بود. به عنوان مثال وی گفت: "به نظرم الآن دیگه شوچنکو باید تعویض بشه!" چهار پنج ثانیه ی بعد دیدیم در کنار زمین تابلویی در دست داور است. حالا نمی دونیم که آیا این پیشگویی ها به هوای گرم اروپا و کارگردان بیشعور اروپایی هم ربط داره یا خیر!!


6 - زانو توی کمر و تمارض!

دقیقه 90 بازی است. یکی از بازیکنان سوئدی که از باخت تیمش لجش گرفته با زانو توی کمر یک بازیکن اوکراینی می زند. این صحنه چندبار نشان داده می شود. بازیکن اوکراینی از درد به خود می پیچد. گزارشگر بازی می گوید: "اتفاقی نیفتاد، بازیکن اوکراینی داره تمارض می کنه تا وقت بازی تموم شه!"


* راستی هر چند سوئد گل اول را زد اما در انتها این تیم اوکراین بود که توانست بازی را دو بر یک ببرد.

گدای فاطمه(س)

شنبه 27/3/1391 - 18:24 - 0 تشکر 462377

طنز شهرام شکیبا درباره شیث رضایی و نصرتی


شهرام شکیبا طنزنویس چیره دست ایرانی در اخرین یادداشت خود با نگاهی تازه به بحث جنجالی اتفاق میان شیث رضایی و محمد نصرتی پرداخته است


در این یک هفته‌ای که گفتم ذهنم درگیر ماجرا بوده، تأملات فراوانی داشتم که هرکدام‌شان را می‌شود دستمایه یک مطلب طولانی کرد اما ترجیح می‌دهم همه‌شان را کتره‌ای و درهم، یک‌جا بنویسم و خیال خودم را راحت کنم.


1- باید زودتر بساط این رفتارها را در ورزش جمع کنند. حالا این ماجرا در فوتبال شروع شده اما اگر به ورزش‌های دیگر برسد، واویلاست. فکر کنید اگر این چیزها در کشتی که ورزش ملی ماست، باب شود، باید چه کنیم؟


2- اگر بنابر مجازات باشد، باید ببینیم که شخص آسیب‌دیده از شخص آسیب‌زننده شکایتی داشته یا خیر،‌ علی‌الظاهر شکایتی در کار نیست.


3- ما باید ورزش‌های شلوغ را از لیست ورزشی کشورمان حذف کنیم تا بهتر بشود نظارت کرد. در ورزش‌های تیمی اساساً صحنه‌ها شلوغ‌ و پلوغ می‌شود و خوب به چشم نمی‌آید که کی چه‌کار می‌کند.


4- اشتباه مال آدمیزاد است. این جوانان برومند هم انسان هستند و جایز‌الخطا. یک عذرخواهی بکنند، تمام شود. برگردند توی تیم‌شان لگد به توپ بزنند و بر افتخارات بیفزایند و غرور ملی‌مان را رشد بدهند. حالا یک اتفاقی افتاده. ذات این ماجرا هم به گونه‌ای است که آسیب اصلی‌اش به یک نفر می‌رسد، نه همه. در این مملکت سه‌هزار میلیارد اختلاس می‌شود و کل اقتصاد مملکت و جمعیت رنجه می‌شود، وزیر اقتصاد می‌رود مجلس با یک عذرخواهی سروته ماجرا هم‌می‌آید. این قضیه که دیگر مشکلش شدیدتر از ماجرای اختلاس اخیر نبود.


5- باید این بحران و ماجرا جدی گرفته شود. تا امروز هر بحرانی داشته‌ایم، دست اجانب در آن بوده اما این تنها ماجرایی است که همه دیده‌اند دست چه کسی درکار بوده و هم صاحب دست و هم آستینی که دست از آن درآمده، صددرصد از تولیدات داخلی خودمان است. لذا ماجرا را باید کاملاً یک بحران ملی دانست.


6- خسارت و جریمه باید با هم همخوانی داشته باشد. مثلاً اگر کسی به عمد به ماشین بنده ضربه بزند، باید به همان میزان خسارت بدهد. برای خراب‌شدن یک گلگیر که نباید خسارت یک ماشین کامل را گرفت. دوستان باشگاه پرسپولیس چطوری و چند حساب کرده‌اند که یک فقره جریمه بازیکن خاطی در این جریان 300 میلیون تومان است؟ یک کمی از مجلس شورا یاد بگیرند هم بد نیست.


7- هر دو اتفاق در زمان شادی بازیکنان بعد از گل رخ داده است. من نمی‌دانم ما در این مملکت اساساً چرا با شادی مشکل داریم و یک کارهای عجیبی می‌کنیم وقتی حالمان خوب است و شادیم؟ لذا بر مسئولان سختکوش فرهنگی فرض است که در اسرع وقت یک مرامنامه و اساسنامه اخلاقی برای شادی کردن درست کنند وگرنه بعد از این هر تیمی گل بزند، باید عوض شادی دسته‌جمعی، هرکدام از بازیکنانش از یک طرف فرار کنند.


8- لازم به ذکر است که عمل مورد اشاره از باب تحبیب و عمق دوستی صورت گرفته، چون اگر ریشه در دشمنی داشت، از سوی تیم بازنده، بازیکنان تیم برنده رنجه می‌شدند. از قدیم هم گفته‌اند: «بین‌الاحباب تسقط الآداب»

منبع: خبر آنلاین

گدای فاطمه(س)

يکشنبه 28/3/1391 - 9:56 - 0 تشکر 462493

آن سرمربی سخت کوش و واقع گرا ... آن که مبلغ قراردادش به پا کرده بود ماجرا!


سرویس خواندنی های «فردا»:مطلب پیش روی از سری مطالب ستون ویژه "تذکرة الرجال " فردا است.  "رفیق بی کلک" و "پ.خالتور" نویسندگان این بخش هستند که در نظر دارند با نگاهی متفاوت و طنزگونه به بررسی احوالات چهره های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و .. بپردازند. در این مطلب «رفیق بی کلک» به سراغ «کارلوس کیروش»رفته‌ است.


************************


آن علاقه مند به برنامه‌ریزی در فوتبال، آن مربی پیشین رئال مادرید پرتغال! آن که تهدید کرده بود به استعفا، آن که طالب حمایت همه جانبه بود از باشگاه ها! آن که مخالفش بودند مایلی کهن و مظلومی و دادکان، آن که برای بردن ایران به جام جهانی آمده بود تهران! آن دستیار سابق الکس فرگوسن، آن که کم سن و سال می زد با وجود داشتن 59 سال سن! آن سرمربی سخت کوش و واقع گرا، آن که مبلغ قرار دادش به پا کرده بود ماجرا! آن که این روزها بود کمی ناراضی و ناخوش، کارلوس مانوئل بریتو لئال، کِـیروش!


متولد موزامبیک بود و لباسش در میادین رسمی و غیر رسمی بسی شیک بود و کارنامه مربی گری اش در چشم دوست و دشمن نیک بود و اخلاقش از دید برخی رقبا آنتیك بود و زمین چمن استادیوم های ایران در نظرش چون تپه ی مارلیك بود!


نقل است كه در دوران خردی عزم گل كوچیك كرد و در آن حین شوتی جانانه نثار توپ كرد. از قضا توپش به خانه ی همسایه شان افتاد که اهل دود و دم بود! پس دستش بر روی زنگ گذاشت و برنداشت! چون در بر رویش گشوده شد، فریاد همی زد كه: «توپم! توپم! توپم!» پس مرد دودی از این اتفاق شاكی شد و گفت: « خوب بچه ژون! منم توپ توپم! این كه دیگه داد و فریاد نداره!!!» پس اینگونه بود كه كارش بالا گرفت و به مقامات عالیه نائل آمد!


نقل است که مولانا طالب امکانات و برنامه ریزی بلند مدت برای تیم ملی بود و از آنجا که گیر عده ای مردان کوتوله همت افتاده بود، از هدفش به کلی دور مانده بود!


از مرام و سلوک عرفانی او گفته اند که بیشتر اهل وقت بود، یعنی درست بر عکس مولانا کفاشیان، که بیشتر اهل حال بود و قیل و قال و البته کسب شهرت و وجه و مال! الله اعلم!


نقل است که چون چندی در ایران بماند و از چند و چون اوضاع با خبر شد، به فراست دریافت که این جماعت برنامه ریزی بلند مدت را خوش نمی دارند!! پس به نشانه ی اعتراض به فدراسیون فوتبال رفت و به قبای مولانا کفاشیان - آن ژکوند ایرانیان- در آویخت که : « آخر حکمت این همه بی توجهی به تیم ملی چیست؟!» پس مولانا کفاشیان لبخندی نثار فرمود! پس دوباره پرسید و مولانا کفاشیان، این بار قدری بیشتر از خود مایه گذاشت و قهقه ای مستانه نثار فرمود!!! پس سوم بار پرسید و رئیس فدراسیون ایران آنچنان خنده ای کرد که از شدت شوق اشکی ضمیمه ی آن خنده های دلفریب شد! پس مولانا کیروش که دیگر از دریافت پاسخی صریح نا امید شده بود، سر در گریبان خویشتن فرو کرد و با دو دانگ صدایش زمزمه کرد:


دیدی آن قههه ی آدم سرخوش، کیروش ؟! - که ز فوتبال و پروگرام تیمش غافل بود؟!!!


پس چون خبرنگاران ماحصل این دیدار را از او جویا شدند، پاسخ داد:


گفتم ببینمش مگرم دردم این زمان – ساکن شود، بدیدم و دردمندتر شدم!


پس چون، این بیت به گوش مولانا مایلی کهن رساندند، فرمود: «اگر به من هم این همه امکانات می دادند، طبع شاعری ام گل می کرد و مثنوی هفتاد منی تحویلتان می دادم که مپرس!» پس این جملات بر زبان آورد و به ناگاه گویی سیمش وصل شد و همچون شبانی ساده دل خطاب به خداوند عرضه داشت: «خدایا به دایی شهرت داده ای و به تختی عزت و به کی روش طبع شاعری و ثروت! نکند ما به تماشای جهان آمده ایم!!؟» پس چون پاسخی ناشنید، با خود گفت حتما: «سکوت باری تعالی علامت رضاست!» پس راضی شد به رضایش!!!


آورده اند که چون او را گفتند: «آیا فدراسیون فوتبال شما را در حل مشکلات تیم ملی یاری می کند یا نه؟!» فرمود: «در همین حد بگویم، که عجب سوال خوبی بود!»


نقل است که روزی عده ای از مریدان او را پرسیدند که: «عجیب ترین نکته ای که در این مدت مشاهده کردی چه بود؟!» پاسخ داد: «از عجایب کشورتان این است که زین پیشتر اگر کسی چشم می خورد، برایش تخم مرغی بشکستند، اما کنون چون کسی تخم مرغی خورد، فی الفور چشم می خورد!»


رفیقِ بی کلک


گدای فاطمه(س)

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.