• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن خانواده > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
خانواده (بازدید: 587)
يکشنبه 14/3/1391 - 23:13 -0 تشکر 459248
فراتر از مرزها در جوانی

انتقال باورهای مذهبی به نوجوانان و جوانان اساسا توسط خانوده صورت می گیرد و مدرسه و اماکن مذهبی نیز نقش ثانوی خود را در این انتقال ایفا می کنند.
باورهای مذهبی هم در نحوه تفکر فرد درباره هستی، هم در احساسات و عواطف او نسبت به خود و دیگران، و هم در رفتار او در برخورد با مسائلی که با آنها روبرو است تاثیر غیرقابل انکاری دارد.

از منظر روایات ، جوان نه تنها از ارتباط با خداوند گریزان نیست که مشتاق آن نیز هست و گرایش به دین در این دوره بیش از دوران دیگر در او بروز می کند. علاقه به دین، خود بخشی از گرایش های نوجوان است. جوان در جستجوی معنویت و کمال جویی است و از آنجا که دین این گرایش را به بهترین وجه پاسخ می دهد، جوان تمایل زیادی به امور معنوی و دینی دارد. دین، جوانان را با کمال ها و زیبایی های واقعی آشنا می سازد و روح ظریف و لطیف آنان را به کامل ترین موجود هستی که خالق دیگر موجودات است، پیوند می دهد. بعلاوه در پرتو این آشنایی و ارتباط است که جوان هویت و جایگاه واقعی خویش را در می یابد و از این روست که در قرآن و روایات، اشتیاق، دلبستگی جوانان به امور معنوی و دینی که گاه از آن به " خیر" تعبیر شده است، بسیار بیشتر از بزرگسالان برآورد شده است.

 قرآن کریم در داستان حضرت موسی(ع) به این نکته تصریح کرده است که این جوانان قوم موسی بودند که به او ایمان اوردند و با وجود خوف و ترسی که از فتنه های فرعون و نیروهایش وجود داشت، دلداده شریعت موسی(ع) شدند.

امام صادق (ع) می فرماید: جوانان را دریاب. زیرا آنان شتاب بیشتری نسبت به هر امر نیکویی دارند. ( کافی. ج 8.ص 93)

در روایت دیگری پیامبر اکرم(ص) ضمن توصیه به توجه هر چه بیشتر به جوانان، علت این توصیه را قلب پاک، نرم و پذیرای آنان بیان کرده و از خاطره روزهای آغاز بعثت یاد می کند که بزرگسالان و پیران با دعوت و تعالیم او سر مخالفت داشتند و این جوانان بودند که با او عهد و پیمان بستند.

در مطالعاتی که در مورد رابطه میان مذهبی بودن والدین و مذهبی شدن فرزندان صورت گرفت این نتیجه بدست آمد که نقش مادر در مذهبی شدن دختر و نقش پدر در مذهبی شدن پسر بیشتر است و در صورتیکه بین مادر و پدر اتفاق نظر و عمل مذهبی وجود داشته باشد این تاثیر هم روی دختران و هم روی پسران بیشتر خواهد بود. همچنین شرکت والدین در تکالیف و مراسم های مذهبی و بحث و گفتگوهای مذهبی در خانوده باعث انتقال باورها و عملکردهای دینی به نوجوانان می شود. بخصوص پسران از این بابت تاثیر پذیری بیشتری دارند.

همچنین ثبات و استمرار عقاید و عملکردهای دینی پدران نقش اساسی را در شکل گیری باورهای و عملکرد دینی پسران نوجوان دارد.

تحقیقات نشان می دهد که نوع رابطه در خانواده باعث ایجاد فضایی از زندگی می شود که تاثیر مهمی در افزایش یا کاهش باورهای دینی فرزندان نوجوان و جوان به جای می گذارد. آن دسته از والدین که هم از فرزندان حمایت می کنند و هم روی آنان کنترل دارند،فرزندانی را تربیت می کنند که ارزش های دینی و اخلاقی مشابه والدین خود خواهند داشت. اما والدینی که فرزندان خود را کاملا حمایت می کنند ولی کنترلی روی آنان ندارند و نیز والدینی که نه حمایت چندانی از فرزندان خود می کنند و نه کنترلی روی آنان دارند، فرزندانی تربیت خواهند کرد که باورها و ارزش های اخلاقی آنان شباهت چندانی به باورها و ارزش های اخلاقی پدر و مادرشان نخواهند داشت. بعبارت دیگر وجود تعارض در خانواده مانع از انتقال ارزش های دینی به فرزندان می شود.

امام صادق(ع) فرمود: در نوجوانی به شدت به عبادت خدا مشغول بودم، پدرم که چنین وضعیتی را دید، مرا بازداشت و فرمود: پسرم، به خود سختی نده و جانب اعتدال و وضعیت روحی و روانی خویش را رعایت کن، زیرا خداوند اگر بنده ای را دوست داشته باشد، به عبادت کم او هم راضی است. (کافی، ج2، ص 87)

ریشه علاقمندی جوان به دین را گذشته از فطرت جویای حقیقت و توحید گرای او ، باید در نتایج و پیامدهای جذاب دین برای جوان جستجو کرد.جوان این امر را برخلاف دوره کودکی که از قدرت تفکر انتزاعی و عقلی اندکی برخوردار است ، به خوبی درک می کند و به دین و معنویت تمایل نشان می دهد. روانشناسان نیز علاقمندی به دین را از جمله ویژگی های دوره نوجوانی و جوانی می دانند.

باورهای مذهبی نوجوانان منعکس کننده سطح رشد شناختی آنان نیز می باشد. این باورها در فاصله سنی 12 تا 18 سالگی از حالت خشک و لفظی خود خارج می شود و جنبه انتزاعی  پر قدرتی به خود می گیرد. مثلا مفهوم خدا که در سال های قبل از نوجوانی به صورت پدری توانا و مهربان در نظر کودک بود حال در دوره نوجوانی به صورت برترین وجود مجرد و بی همتا در ذهن و دل نوجوان جای می گیرد.

استانلی هال معتقد است که در 16 سالگی حداکثر احساسات مذهبی به چشم می خورداما این مسئله یعنی دین پذیری و حقیقت جویی جوانان را نباید بی آسیب پنداشت، بویژه آن که جوان در آغاز دوره جوانی دستخوش تحولات و تنش های روحی شدید است. بنابراین امکان جذب شدن جوانان به دسته ها و گروه های فکری و عقیدتی که بهره ای از حق ندارند، ولی اسم حق و حقیقت جویی را با خود یدک می کشند، وجود دارد. مارگارت سینگر، که متخصص روانشناسی فرقه گرایی است ، می نویسد: تقریبا هر فردی ، در یک دوره آسیب پذیری از زندگی خود، وضعیتی پیدا می کند که ممکن است جذب فرقه معینی بشود" دوره های انتقالی ( مثلا از نوجوانی به جوانی ) دوره ه هایی که فرد دچار سختی های زیاد و تجربه فقدان می شود،زمانی که فرد عمیقا احساس تنهایی می کند یا با خانواده خود درگیر مشکلات جدی است، نمونه هایی از این دوره های آسیب پذیری و افتادن به دام فرقه های افراطی است. عضویت در این فرقه ها، که فرد را بطور کامل در خود می پذیرند، نوعی اطمینان خاطر و احساس تعلق بوجود می آورد و نوجوان یا جوانی که عضو آن می شود راه گریزی برای خود پیدا می کند، به جبران کمبودهایش می پردازد و مشکلاتش را از یاد می برد.

بنا بر پژوهش عده ای از روانشناسان و آنچه از تحقیقات  ایشان بر می آید اینست که عامل اصلی کم اعتقادی گروهی از نوجوانان و جوانان به مذهب، عملکردهای نادرست متولیان مذهب و برخی نگرش ها و دستورالعمل هایی است که به اصل باورهای دینی لطمه می زند.

به نظر شما والدین برای اینکه فرزندانشون بیشتر سمت خدا بروند و واجباتشون و به نحو احسن انجام بدهند چه باید بکنند؟

 

  به طواف كعبه رفتم ،به حرم رهم ندادند          كه برون درچه كردي، كه درون خانه‌آئي

 

                                    

دوشنبه 15/3/1391 - 4:33 - 0 تشکر 459262

سلام


اینکه خدا و دین رو چگونه به نوجوان و جوان معرفی کنیم خیلی مهمه


اگر خدا یه موجود ترسناک زورگویی باشه که باید همش ازش بترسیم و یه سری  بکن نکن رو مشخص و یه تعداد اعمال رو واجب کرده و همش در پی اینه ما دست از پا خطا و  ترک واجب کنیم تا در دنیا و آخرت عذابمون بده هیچ عقل سلیم و روح لطیفی به سوی این خدا و  این دین نمیره


اگر به جای ترس از خدا عشق به خدا رو در دل نوجوانان و جوانان بیاندازیم انوقت هیچ عاشقی دوس نداره معشوقش رو با گناه ناراحت کنه


اگر فلسفه و چرایی احکام اسلامی رو براش مشخص و روشن کنیم....اگر مثلا وقتی پرسید چرا باید روزه گرفت و گشنگی کشید ؟به جای اینکه بگیم خب از واجبات دین ماست ....زیاد پرسید بگیم بچه جون خدا گفته رو حرف خدا که نمیشه حرف زد


خدا ما رو مجبور کرده که روزه بگیریم ....به جای این نوع پاسخ ها و استدلال ها براش روشن کنیم که روزه یه نوع تمرینه برای تزکیه نفس و تقویت اراده....اونوقت دیگه جلوی ما نمیگه روزه ام و در خفا روزه خواری نمیکنه




ما چقدر از مهربانی خدا گفتیم؟...آخر باید اونقدر از مهربانی گفت که مهرش به دل بیافته


اما تا دلتون بخواد از عذاب و انتقام و خشم خدا و جهنم گفتیم 


روزه ات رو بخوری میری جهنم....جهنم مار داره آتیش داره
نماز نخونی خدا حسابتو میرسه...وای شب اول قبر.....فشار قبر.....با اینا چه میخوای بکنی بدبخت؟
قشنگ براش فیلمم درست کردیم.....
عاقبت جوان بی نماز
نمیدونم سیاحت غرب
سیاحت شرق....

ایمانی که حاصل رعب و وحشت باشه دوزارم نمیارزه


با این وضع اگر نوجوان یا جوان نمازی میخونه یا دروغ نمیگه و یا روزه اش رو میگیره و کلا ترک محرمات و عمل به واجبات میکنه همش از ترسه
مبادا بره جهنم و خداوند عذابش بده


خب این بندگی نیست بردگیه!




این بردگی بچه هم تا یه سنی جواب میده....بعدش وقتی بزرگ شد و با سایر ادیان و عقاید اشنا شد و به عقلش رجوع کرد با خودش میگه انگار خدای سایر ادیان خیلی مهربون تره.....چرا من این همه مدت بردگی این خدا رو میکردم؟


کشیش مسیحی میگه بیا جلو خدای ما تو رو بی روسری هم دوس داره ....انوقت میبینیم دسته دسته جوونا دارن از دست میرن و مسیحی میشن


اگر جوان ما از  این خدای زورگو و ازاین دینی که سرتاسر تحکم آمیز هست(البته در واقعیت  اینگونه نیست و اینطور معرفیش کردن) دست برمیداره تقصیر ماست


ما اینجوری براش معرفی کردیم
به جای تبلیغ دم به ساعت اوراق مشارکت سد دوقوز آباد....بین برنامه های تلویزیون بگین چگونه از نماز لذت ببریم؟!



انسان فطرتا به دنبال آزادگیه.....بشر تاب حرف زور رو نداره......باید برای نوجوان یا جوان روشن کرد که واجبات دینی زورگویی نیست بلکه برعکس یه نعمت و رحمتی هست  از طرف پروردگار تا بشر با عمل بهش بهتر و سالم تر زندگی کنه

 

 

يه سري به خدا بزنيم

خيلي زود

بي بهانه...

دوشنبه 15/3/1391 - 11:18 - 0 تشکر 459317

سلام
بله شما کاملا درست میگین
دین ما خیلی زیباست ولی متاسفانه از همون دوران دبستان که در مدارس آموزش میدند فقط از عذابهاش میگن و تازه همه بچه ها را میترسونن از این دین اون زمانم بود که ماها گوش میکردیم بچه های الان خیلی بیشتر از زمان ما میفهمند وحاضر نیستند همه چی و قبول کنن.
اصلا تو دوران تحصیلمون سخت ترین درس درس معارف بود چه دوران مدرسه چه در دانشگاه برا همینه جوونها زده میشن از دین..

 

  به طواف كعبه رفتم ،به حرم رهم ندادند          كه برون درچه كردي، كه درون خانه‌آئي

 

                                    

دوشنبه 15/3/1391 - 12:36 - 0 تشکر 459345

سلام
به نظر من:
اینکه باید برای نوجوان خدا رو مهربون معرفی کنیم و فلسفه احکام رو بگیم قبول دارم. خیلی هم قبول دارم. اما:
باید هر دو باهم باشه. خوف و رجا رو میگم.
ما نباید بگیم اگه ایمان با ترس باشه دوزارم نمی ارزه. چون می ارزه. ولی نه به اندازه ایمانی که با عشق باشه. آخه رستگاری میتونه هم با ترس از جهنم باشه هم با شوق بهشت و هم با عشق به خدا. ولی دوتای اولی کجا و آخری کجا!
نباید از اون ور بوم بیافتیم...

حرمت نگه دار دلم! كاين اشك، خون بهاي عمر رفته من است. "حسين پناهي"

دوشنبه 15/3/1391 - 13:20 - 0 تشکر 459356

ghaf گفته است :
[quote=ghaf;389402;459345]سلام
به نظر من:
اینکه باید برای نوجوان خدا رو مهربون معرفی کنیم و فلسفه احکام رو بگیم قبول دارم. خیلی هم قبول دارم. اما:
باید هر دو باهم باشه. خوف و رجا رو میگم.
ما نباید بگیم اگه ایمان با ترس باشه دوزارم نمی ارزه. چون می ارزه. ولی نه به اندازه ایمانی که با عشق باشه. آخه رستگاری میتونه هم با ترس از جهنم باشه هم با شوق بهشت و هم با عشق به خدا. ولی دوتای اولی کجا و آخری کجا!
نباید از اون ور بوم بیافتیم...

بله باید خوف و رجا گفته بشه ولی از همون اول پله پله باید رفت جلو اول از مهربونیای خدا  گفت تا جوان ما جذب بشه بعد هم مراحل بعدی گفته بشه مطمئن باشین جوان ما وقتی مهربونیا را درک کنه خودشم میفهمه که اگه عمل نکنه خدا ناراحت میشه ولی اگه از همون اول بگیم جهنم هست زده میشه...

 

  به طواف كعبه رفتم ،به حرم رهم ندادند          كه برون درچه كردي، كه درون خانه‌آئي

 

                                    

سه شنبه 16/3/1391 - 11:56 - 0 تشکر 459530

vahidmiladi گفته است :
[quote=vahidmiladi;415987;459262]
سلام

اگر فلسفه و چرایی احکام اسلامی رو براش مشخص و روشن کنیم....اگر مثلا وقتی پرسید چرا باید روزه گرفت و گشنگی کشید ؟به جای اینکه بگیم خب از واجبات دین ماست ....زیاد پرسید بگیم بچه جون خدا گفته رو حرف خدا که نمیشه حرف زد


خدا ما رو مجبور کرده که روزه بگیریم ....به جای این نوع پاسخ ها و استدلال ها براش روشن کنیم که روزه یه نوع تمرینه برای تزکیه نفس و تقویت اراده....اونوقت دیگه جلوی ما نمیگه روزه ام و در خفا روزه خواری نمیکنه

ما چقدر از مهربانی خدا گفتیم؟...آخر باید اونقدر از مهربانی گفت که مهرش به دل بیافته

اما تا دلتون بخواد از عذاب و انتقام و خشم خدا و جهنم گفتیم 


روزه ات رو بخوری میری جهنم....جهنم مار داره آتیش داره
نماز نخونی خدا حسابتو میرسه...وای شب اول قبر.....فشار قبر.....با اینا چه میخوای بکنی بدبخت؟
قشنگ براش فیلمم درست کردیم.....
عاقبت جوان بی نماز
نمیدونم سیاحت غرب
سیاحت شرق....
ایمانی که حاصل رعب و وحشت باشه دوزارم نمیارزه


با سلام
این مساله که باید خوف و رجاء تواما باشه رو قبول دارم. اگر از خوف خدا میگیم باید از رجاء هم بگیم. خصوصا هر فرد باید خصوصیت خود را شناسایی کنه که بیشتر خوفی است یا رجایی یعنی بیشتر ترس از خدا دارد یا بیشتر  به بخشش خدا امید داره. واگر خوفی است سعی کنه به همون نسبت به خدا رجائ داشته باشه و برعکس
ولی در هر حال ایمان حاصله از رعب و و حشت ارزش داره ولی پایین ترین مرحله ایمانه. بالاخره برای مومن شدن باید از مرحله ای شروع کرد . ولی توقف در ترس از خدا توقف نابجایی است و به خاطر معرفت کمه. در هر حال خداوند در عین رئوف بودن، شدید العقاب هم هست و صفات جلالی بسیاری داره . به این نکته هم باید توجه داشت. 
اگر ما فقط به خاطر فلسفه احکام و عبادات ، آن را انجام بدیم و در صورتی که فلسفه امری رو نفهمیم انجام ندیم این بندگی خدا نمیشه . این تسلیم خدا بودن نیست . 
خدایی که در مسیحیت مطرح میشه رئوفه ولی در عین حال مساله خدا و مسیح و روح القدس و وحدت خدا در این دین پیچیده و عجیب و غریبه و اشکالات زیادی به مسیحیت ( به شکل مرسوم غربی و کلیسا)  وارده  که اگه فردی فقط به خاطر آسان گیری مسیحیت به این دین بگروه مطمئنا مشکلی غیر از ترس از خدا داشته. دین درست، دین جامع باید باشه. نه دینی که خدای آن جمال داره ولی جلال نداره. 

خدا در همین نزدیکی است
چهارشنبه 17/3/1391 - 1:59 - 0 تشکر 459678

سلام

خوف و رجا رو سوادم نمیرسه بفهمم

اما به نظرم تسلیم از روی آگاهی و میل باطنی هست که ارزشمنده وگرنه خود خداوند هم در قرانش میفرماید اگر میخواستم به زور همه بندگانم رو تسلیم میکردم

حالا اگر یه وجود و قدرت برتر و مطلق کائنات(خداوند) بندگانش رو که در برابرش هیچ قدرت دفاعی ندارن بخواد با ترس از عذاب و خشم و جهنمش مطیع  و تسلیم خودش کنه من واقعا نمیدونم اگر این زور و اجبار نیست پس چیه؟


ببنید دوستان تسلیم یعنی سر فرود آوردن در برابر حقانیت و آن هم از روی آگاهی واختیار ....وگرنه هر اطاعتی غیر از این تسلیم نیست بلکه ترس حاصل زور و اجباره!

یه وقتی هست من اونقدر به علم استادم ایمان پیدا کردم که بهش میگم هر چی شما بگی همون درسته و تسلیمش شدم ....یه وقتی هست استادم زیر گلوم چاقو گذاشته و میگم هر چی شما بگی درسته .......در اولی من تسلیمم ولی در دومی ترسیدم!

در اولی ایمان دارم و در دومی ترس

در اولی اگه استاد منو کتکمم بزنه بازم میگم شما درست میگی ولی در دومی اگه یه کم مجال پیدا کنم از دستش فرار کنم برمیگردم بهش میگم شما خیلی هم اشتباه میکنی

بین تسلیم و ترس باید فرق بگذاریم و یکیش ندونیم

من واقعا نمیدونم چه فضیلتی در اطاعت از روی ترس و اجبار وجود داره؟!و اگرترساندن یه موجودی که هیچ دفاعی از خودش نمیتونه بکنه و مجبور و مقهور یه قدرت برتر و زورگوئه اگر اجبار نیست پس این چیه؟!




همه برتری انسان بر سایر موجودات به خاطر اختیار و آزادی عملشه......درواقع یعنی اعمال انسان به این خاطر ارزشمنده که از روی ترس و اجبار نیست و اختیاریه!

من به شخصه در تسلیم و اطاعتی و بندگی  که بویی از اختیار و میل باطنی ازش به مشامم نرسه هیچ ارزش و اختیاری نمی بینم و این نه بندگی بلکه بردگی محضه!

اینکه خداونداز من چیزی رو بخواد که من بشر نمیفهمم(البته منظور عقل جمعی مسلمین) این خدا نعوذبالله خدای نافهم و دیکتاتوریه....چون برای مکلف تکلیفی غیر قابل فهم و درک رو تععین کرده!

تسلیم یعنی اطاعت از روی آگاهی


اگر من به خاطر ترس از جهنم نماز بخونم من خداوند رو ستایش نمیکنم .....دارم از روی ترس جلوش خم و راست میشم .....خم و راست میشم چون ازش میترسم

این ستایش نیست این ترسه

این خداست نیست نعوذبالله هیولاست

 با استدلال هایی این چنین از خداوند هیولا نسازیم

اگر خداوند خودش رو در قران انتقام گیرنده و عذاب دهنده معرفی میکنه برای اینکه ظالمین حواسشون جمع باشه و به خیال اینکه خداوند سرتاسر مهربانیه و این مهربانیش عدالتشم تحت شعاع قرار میده به بندگانش ظلم نکنن

اتفاقا به این خاطره که خداوند در قیامت از حق خودش میگذره ولی از حق الناس هرگز!

به هر حال خدای شما رو نمیدونم ولی من خدایی که اطاعت از روی ترس براش ارزشمند باشه و فرق تسلیم و ترس رو ندونه رو قبول ندارم و نمیپرستم

خدای من ازم بندگی میخواد نه بردگی


در مورد این مفاهیم و مباحث مذکور  کلی میشه بحث کرد  ولی متاسفانه نمیشه که.....

 از هر 4 خطی که تایپ میکنی دو خطش فردا ناپدید میشه!!

 

 

يه سري به خدا بزنيم

خيلي زود

بي بهانه...

چهارشنبه 17/3/1391 - 18:49 - 0 تشکر 459851

سلام
من که سواد و اطلاعاتم زیاد کفاف بحث راجع به این امور رو نمیده ولی اون چیزی که به نظرم میرسه اینه:
اون که خدا گفته اجباری در دین نیست، فقط برا این خاطره که اختیار ذاتی وجود انسان رو ازش نگرفته. مثلا ما تو دانشگاه اگه درس نخونیم میافتیم! پس درس خوندن اجباریه! از طرفی میتونیم نخونیم و بیافتیم. پس اختیاریه! ولی اگه نخونیم تبعاتی داره که اونم پاس نکردن اون درسه. پس این دو تا مسئله نباید قاطی بشه. جالبه حتی برا درس خوندن هم خوف و رجا هست. یه روز من حال دارم و عشق به درس خوندن، میشینم با کلی دقت و علاقه درسم رو میخونم. اما اگه یه روز حال نداشته باشم، به خاطر امتحان هم که شده، درسمو میخونم. اتفاقی که برای خود من افتاد. من بسیار به رشته ام علاقه داشتم و دارم. اما یه ترم حال درس خوندن نداشتم! درس نخوندم و نتیجه بدی گرفتم. اگه ترس از نتیجه بد که دوباره تکرار بشه نداشتم، شاید دوباره شروع نمیکردم. اما اون شروع دوباره که شاید فقط به خاطر گرفتن نمره بود، به تدریج تلاش و علاقه من رو بیشتر هم کرد و نتیجه گرفتم. خیلی هم نتیجه گرفتم. شروعش با اجبار بود.نه به خاطر علاقه به خود درس. اما ادامه ش ... حالا شما بگو این دو تا کنار هم مکمل هم نیستن؟

حرمت نگه دار دلم! كاين اشك، خون بهاي عمر رفته من است. "حسين پناهي"

چهارشنبه 17/3/1391 - 19:13 - 0 تشکر 459854

این دو مسئله خوف و رجا در کنار همه ولی نه برای یه کودک و یه نوجوانی که تازه فکرش و عقایدش داره شکل میگیره من هنوزم میگم اول باید از خوبیای دین گفت وقتی نوجوان به سن دبیرستان میرسه اون موقع از عذابها بگیم .
و باید کتابهای معارف خیلی شیرین کنن.

 

  به طواف كعبه رفتم ،به حرم رهم ندادند          كه برون درچه كردي، كه درون خانه‌آئي

 

                                    

پنج شنبه 18/3/1391 - 3:59 - 0 تشکر 459899

ghaf گفته است :
[quote=ghaf;389402;459851]سلام
من که سواد و اطلاعاتم زیاد کفاف بحث راجع به این امور رو نمیده ولی اون چیزی که به نظرم میرسه اینه:
اون که خدا گفته اجباری در دین نیست، فقط برا این خاطره که اختیار ذاتی وجود انسان رو ازش نگرفته. مثلا ما تو دانشگاه اگه درس نخونیم میافتیم! پس درس خوندن اجباریه! از طرفی میتونیم نخونیم و بیافتیم. پس اختیاریه! ولی اگه نخونیم تبعاتی داره که اونم پاس نکردن اون درسه. پس این دو تا مسئله نباید قاطی بشه. جالبه حتی برا درس خوندن هم خوف و رجا هست. یه روز من حال دارم و عشق به درس خوندن، میشینم با کلی دقت و علاقه درسم رو میخونم. اما اگه یه روز حال نداشته باشم، به خاطر امتحان هم که شده، درسمو میخونم. اتفاقی که برای خود من افتاد. من بسیار به رشته ام علاقه داشتم و دارم. اما یه ترم حال درس خوندن نداشتم! درس نخوندم و نتیجه بدی گرفتم. اگه ترس از نتیجه بد که دوباره تکرار بشه نداشتم، شاید دوباره شروع نمیکردم. اما اون شروع دوباره که شاید فقط به خاطر گرفتن نمره بود، به تدریج تلاش و علاقه من رو بیشتر هم کرد و نتیجه گرفتم. خیلی هم نتیجه گرفتم. شروعش با اجبار بود.نه به خاطر علاقه به خود درس. اما ادامه ش ... حالا شما بگو این دو تا کنار هم مکمل هم نیستن؟

سلام
نه منظورم آیه لا اکراه فی الدین نیست.....منظور این آیه است:
اگر خداوندت میخواست همه اهل زمین ایمان میاوردند آیا تو میخواهی مرمان را به ایمان مجبور سازی ؟/ یونس 99
اختیار ذاتی یعنی چی؟یعنی انسان مختاره راه شر رو بره یا راه خیر دیگه درسته؟
خب این اختیار نیس این رهاسازیه!
اختیار زمانی معنا پیدا میکنه که شما تهدید نشی
مثلا شما به فرزندت میگی تومختاری درس بخونی یا کار کنی....اما....اما اگه کار رو انتخاب کنی یه سیلی بهت میزنم نتونی از جات بلند بشی.....خب شما هیچ اختیاری به فرزندت ندادی....اتفاقا داری با تهدید سلیقه خودت رو بهش تحمیل میکنی
خب مشخصه این بچه درس رو انتخاب میکنه......چون تهدید شده
پس این اختیار نیست...رهاسازیه....یعنی یه قدرت مطلق قبلا مشخص کرده که کسانیکه فلان کار رو انجام ندن عذاب میبینن..حالا بزار هر چقدر میخوان آزاد باشن بعدا باهاشون کار دارم
اما مقایسه دانشگاه با دنیا 
ببخشید ولی این قیاس مع الفارقه
اصلا هیچ اجباری وجود نداره که شما دانشگاه برین.....ولی وجود ما در این دنیا اجباریه....یعنی ما در خلق خودمون و حضور در این عالم هیچ اختیاری نداشتیم.....قیاس این دو صحیح نیست

 

 

يه سري به خدا بزنيم

خيلي زود

بي بهانه...

پنج شنبه 18/3/1391 - 16:32 - 0 تشکر 459979

اختیار را خدا در انسان قرار داده ولی گفته من با قرآن ، پیامبر و امامان هدایتون کردم و باید به فرمان من باشین درسته اختیار داریم ولی نه مطلق ...
و ما برای ادامه حیاتمون باید خیلی از کارهایی که دلمون نمیخواد و انجام بدیم چون دیدیم کسایی که اون کارها را نکردن و سر پیچی کردن به فساد کشیده شدن پس یه جورایی این اختیاره جنبه جبریم داره...

 

  به طواف كعبه رفتم ،به حرم رهم ندادند          كه برون درچه كردي، كه درون خانه‌آئي

 

                                    

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی