• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن حوزه علميه > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
حوزه علميه (بازدید: 225)
پنج شنبه 4/3/1391 - 9:59 -0 تشکر 456599
شعر امام على النقى (ع )

شعر امام على النقى (ع )
امام دهم ، ابو الحسن ، على ، الهادى ، النقى ، فرزند محمد، الجواد بن على الرضا علیه السلام مى باشد. آن حضرت به عسكرى نیز معروف مى باشد؛ همچنان كه پسر آن حضرت ، امام یازدهم ، معروف به این لقب بوده است و علتش خواهد آمد. ابن خلكان ، در تاریخش درباره آن حضرت علیه السلام و نیز مسعودى در مروج الذهب در ذكر خلافت متوكل ، با اسنادش به محمد بن یزید مبرد مى گوید:
از او نزد متوكل سعایت كرده ، گفتند: در منزلش سلاح و كتب و جز آنكه براى شیعیان اوست ، موجود است . و متوكل را به توهم انداختند كه امام علیه السلام بر آن است كه خلافت را از آن خود سازد. پس شبى همراه عده اى از سربازان ترك به سوى امام گسیل شد. آنها به ناگاه به منزل امام على علیه السلام هجوم بردند. حضرت را تنها در اتاقى در بسته دیدند كه ردایى از مو بر دوش داشت و بر سرش ملحفه اى از پشم بود، در حالى كه آیاتى قرآنى را در وعد و وعید ترنم مى نمود. بین او و زمین چیزى نبود. به اطراف ایشان نگاه كردند، در منزل ایشان چیزهایى كه گفته شده بود نداشت و دلیلى علیه ایشان ، یافت نشد.
متوكل ، جامى كه به دستش بود به ایشان تعارف كرد، امام (ع ) فرمود: گوشت و خون من هرگز با شراب آمیخته نشده است ؛ مرا از آن عفو كن !
متوكل از این كار صرف نظر كرد و گفت : شعرى نیكو برایم بگو!
ایشان فرمود: من كمتر شعر مى گویم .
متوكل گفت : باید شعرى براى من بخوانى !
پس ایشان شروع به خواندن این شعر كرد و فرمود:

باتوا على قلل الاجبال تحرسهم
غلب الرجال فما اغنتهم القلل
واستنزلوا بعد عز من منازلهم (عن معاقلم - خ ل )
فاودعوا حفرا یا بئس ما نزلوا
ناداهم صارخ من بعد ما قبروا
این الاسره والتیجان والحلل ؟
این الوجوه التى كانت منعمه
من دونها تضرب الاستار و الكلل
فافصح القبر عنهم حین سائلهم
تلك الوجوه علیها الدوه تنتقل (تقتتل - خ ل )
قد طالما اكلوا دهرا و ما شربوا
فاصبحوا بعد طول الاكل قد اكلوا
و طالما عمروا دورا لبحصنهم
فخلفوها على الاعداء وارتحلوا
اضحت منازلهم قفرا معطله
وساكنوها الى الاجداث قد رحلوا
همه حاضرین بر جان امام علیه السلام برسیدند و گمان بردند كه از متوكل به او گزندى مى رسد. اما به خدا قسم ، متوكل مدتى طولانى گریه كرد؛ چنان كه اشكها محاسنش را خیس نمود و همه حاضران گریستند سپس متوكل به برچیدن بساط شراب امر كرد و به امام گفت : اى اباالحسن ! آیا دین و قرضى دارى ؟
فرمود: بلى ، چهار هزار دینار!
متوكل دستور داد كه مبلغ را به ایشان بدهند و با اكرام او را به منزلش باز گرداندند.(1033)
857- نذر مادر متوكل
شیخ مفید مى گوید:
ابوالقاسم ، جعفر بن محمد، برایم نقل كرد: متوكل بر اثر دمل و زخم بزرگ و عمیقى بیمار شد و در شرف مرگ بود و احدى جرات نداشت دست به زخمش بزند. مادرش نذر نمود كه اگر شفا یابد، مال بسیارى به ابوالحسن ، على بن محمد علیه السلام ببخشد.
فتح بن خاقان به متوكل گفت : كاش كسى را نزد آن مرد (امام دهم علیه السلام ) گسیل مى داشتى و از او كمك مى خواستى ! شاید نزد او چیزى باشد كه وسیله گشایش تو شود.
متوكل دستور داد تا چنین كنند؛ كسى نزد آن حضرت فرستادند و مرض او را گفتند. آن شخص بازگشت و این دستور را آورد كه : از پشكل گوسفند بگیرند و در گلاب حل كنند و بسایند و بر آن دمل گذارند، كه این اذن خدا نافع است .
پس به دستور عمل كرد و آنرا بر زخم گذاشت . زخم باز شد و هر چه در آن بود خارج شد. مادر متوكل چون خبر سلامتى فرزند را شنید، ده هزار دینار براى امام علیه السلام فرستاد و متوكل از بیمارى بهبود كامل یافت . چند روز بعد، بطحائى ، نزد متوكل از حضرت سعایت كرد كه اموال و اسلحه ها نزد اوست . متوكل به سعید حاجت دستور داد تا شبانه به خانه آن حضرت علیه السلام حمله برد و هر چه مال و اسلحه بیابد نزد او بیاورد.
سعید حاجب مى گوید: شبانه قصد خانه آن حضرت را كردم ، و نردبانى به همراهم بردم ، سر بام رفتم و در تاریكى مانده بودم كه چگونه و از كجا وارد خانه شوم . امام فریاد زد: اى سعید! به جاى خود باش تا برایت شمع بیاورند.
طولى نكشید كه شمعى آوردند و من فرود آمدم . دیدم آن حضرت ، جبه پشمینى پوشیده و كلاه پشمینى بر سر نهاده و سجاده اس از حصیر برابر اوست .
تردید نكردم كه مشغول نماز بوده است .
فرمود: این اتاقها در اختیار تو.
من به همه اتاقها رفتم و بازرسى كردم و چیزى نیافتم .یك كیسه اشرفى در خانه بود كه مهر مادر متوكل ، بر سرش پدیدار بود و یك كیسه دیگر هم با همان مهر موجود بود.
امام به من فرمود: این جا نماز را هم بازرسى كن !
من آنرا برداشتم كه یك شمشیر غلاف كرده ؛ زیرا آن بود، آنها را برداشتم و نزد متوكل بردم و چون به مهر مادرش نگاه كرد، او را خواست . مادرش نزد او رفت .
یكى از خدمتكاران خاصش از گفت و گوى آنان چنین مرا خبر داد كه مادرش به او گفت ، در بیمارى تو چون نا امید شدم ، نذر كردم ، كه اگر شفایابى ، از مال خود، ده هزار دینار براى او بفرستم ، و چون بهبود یافتى آنها را فرستادم و این هم مخر من است كه بر كیسه مى باشد. سپس كیسه دیگر را گشودند و در آن چهار صد اشرفى بود. متوكل یك كیسه پر از پول دیگر نیز بر آنها افزود و به من گفت : اینها را ببر و شمشیرش را نیز بدو باز گردان !
من نیز چنین كردم و خدمت امام رسیدم و از او شرم نموده ، گفتم : ورود بدون اجازه به خانه شما براى من سخت است ؛ ولى من ماءمورم و چاره اى ندارم .
ایشان در پاسخ فرمود: و سیعلم الذین ظلموا اى منقلب ینقلبون ؛ (1034)
و آنان كه ستم كردند، به زودى دریابند كه به چه كیفرگاه و دوزخى بازگشت مى كنند. (1035)
858- شرط رویت خدا
احمد بن اسحق مى گوید: خدمت امام هادى علیه السلام نوشتم كه نظر مباركشان در مورد دیدن خداوند متعال چیست ؟ زیرا این مساءله مورد اختلاف مردم است .
امام علیه السلام در جواب مى نویسد: دیدن چیزى ممكن نیست ، مگر آنكه میان آن چیز و بیننده ، هوا فاصله باشد و اگر هوایى نباشد و نیز نور هم نباشد، دیگر دیدن امكان ندارد و اگر بگوییم خداوند را مى توان دید، لازمه اش آن است كه خداوند را به دیگر مخلوقات تشبیه كرده باشیم .
859- دیدن خدا امكان ندارد!
شیخ جلیل طبرسى در كتاب احتجاج از احمد بن اسحاق از امام هادى علیه السلام نقل مى كند كه : نامه اى به آن حضرت نوشتم و در مورد دیدن خداوند سوال كردم و همچنین اختلاف میان مردم در این باره را ذكر كردم .
آن حضرت در جواب نوشتند: دیدن خداوند متعال امكان ندارد؛ زیرا اگر نور بخواهد اتصال میان بیننده و خداوند را برقرار سازد؛ لازمه اش تشبیه خداوند به دیگر موجودات است و خداوند برتر از شباهت داشتن به موجودات است . پس نتیجه مى گیریم كه خداوند را به چشمان نمى توان دید؛ زیرا سببها باید به مسببهاى خود متصل باشند. (1036)
1033-رساله امامت ، ص 224.
1034-شعراء آیه 227.
1035-رسالت امامت ، ص 225.
1036-رساله حول الرویه ، ص 46

نام كتاب : فضائل و سیره چهارده معصوم (ع) در آثار استاد علامه حسن زاده آملی

مؤ لف : عباس عزیزى

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.