• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
فرهنگ پایداری (بازدید: 190)
دوشنبه 1/3/1391 - 22:29 -0 تشکر 455753
دانشجویی كه بادست خداخرمشهر را آزادكرد

خبرگزاری دانشجو: سید عبدالرضا موسوی، دانشجوی پزشكی دانشگاه تهران و جندی شاپور اهواز، دوست و هم پای شهید محمد جهان آرا و فرمانده سپاه خرمشهر است.

اویی كه بعد از شهادت جهان آرا كمرش می شكند، اما باید فرماندهی سپاه شهر را به عهده بگیرد. فرمانده سپاهی كه آرام و قرار ندارد. مهمات جابجا میكند، راننده آمبولانس می شود و حالا باید راه اندازی و سازماندهی رزمندگان در تیپ 22 بدر خوزستان را به پایان برساند.

سید هیچ مسئولیت رسمی در تیپ به عهده نگرفت و در اوج آزاد سازی خرمشهر سوار بر موتور به هماهنگی و جابجایی نیروها و شناسایی مواضع دشمن در خط مقدم می كرد. دست آخر هم در هنگام كمك به رزمنده ای زخمی هدف گلوله توپ دشمن قرار گرفت و آسمانی شد.

برای شناسایی پیكرش كارت كوچكی با آرم دانشگاه جندی شاپور از کیف دستی اش پیدا شد كه روی آن نوشته شده بود؛ سید عبدالرضا موسوی رشته پزشکی...

                                                 ***
سید عبدالرضا شاگرد پر تلاشی است كه همیشه ممتاز است و دوران تحصیل را با معدل 58/19 پشت سر می گذارد و رتبه اول را در كنكور اعزام به خارج كسب می كند. اما دانشگاه تهران را برای ادامه تحصیل در رشته پزشكی انتخاب كرده و با ورود به تهران در منطقه ای از جنوب شهر ساكن می شود و با تشكیل گروه  بچه های جنوب فعالیت های سیاسی خود را به صورت جدی آغاز می كند.

پس از چند ماه  بنا به تصمیماتی که با دوستان و همفکرانش میگیرد قرار بر این می شود كه هر کس به شهر و منطقه زندگی خود برگردد و با توجه به شناختی که از ویژگی ها و فرهنگ و سنت های بومی مردم منطقه خود دارد، بتواند رابطه جدی تری با مردم برقرار کند. به همین دلیل خود را به دانشگاه جندی شاپور اهواز منتقل می کند و در محیط جدید به فعالیت های سیاسی ادامه می دهد.

                                                     ***
در اواخر سال 1355 از طرف گارد دانشگاه به او اخطار می شود که اگر به فعالیت های خود ادامه دهد اخراج خواهد شد. اما او بی توجه به هشدارها فعالیت های خود را افزایش داده و پس از دومین اخطار از دانشگاه اخراج می شود. او نیز فرصت را مناسب می یابد تا با رفتن به خرمشهر فعالیت های مبارزاتی خود را سر و سامان بدهد.

                                                     ***
سید موسوی بعد از بازگشت به خرمشهر، با کمک فعالین شهر در برپایی تظاهرات، درگیری های خیابانی و بسیج مردم در تشکیل اولین حرکت های ضد رژیم، نقش عمده ای ایفا می كند و به دعوت سخنرانان و وعاظ و تکثیر و توزیع نوارها و اعلامیه های امام خمینی می پردازد.

با اوج گیری  فشار ساواک و پلیس رژیم، خانه ای اجاره می كند و به عنوان خانه تیمی به فعالیت نیمه علنی مشغول می شود. از سوی دیگر با عضویت در حزب الله خرمشهر با همرزم همیشگی اش محمد جهان آرا آشنا می شود.

به دنبال برقراری حکومت نظامی، تمامی جوانان فعال شهر از جمله عبدالرضا دستگیر شده و به زندان افتادند.

                                                     ***
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در آبان سال 58 برای ادامه تحصیل به دانشگاه باز می گردد و حدود یک ترم آنجا می ماند تا این که به خاطر وضع بحرانی خرمشهر و سپاه و به خاطر اصرار شهید جهان آرا دوباره درس را رها کرده و به سپاه بر می گردد.

حالا اوج فعالیت های سید بود. از مطالعات 10-11 ساعته ی روزانه در زمینه های شناخت، فلسفه، منطق و متون اسلامی و تدریس برای دوستانش گرفته تا فعالیت شبانه روزی در جهاد سازندگی خرمشهر و بعد از آن با تشكیل كلاس های ایدئولوژی در «كانون فتح»  آبادان و تدوین جزواتی در زمینه تفسیر نهج البلاغه به بالا بردن بینش جوانان خوزستانی تلاش می كرد.

سید به زبان عربی و انگلیسی مسلط بود و حتی از او برای کار در وزارت خارجه به عنوان دیپلمات دعوت کرده بودند؛ اما صلاح ندانست در شرایط حساس کشور به خارج بروند و در خرمشهر ماند.

حلقه محاصره خرمشهر تنگ و تنگ تر می شد. كارشكنی های بنی صدر هم روز به روز سختی های مضاعفی را ایجاد كرده بود. همه چیز در هاله ای از ابهام بود. سید با مصاحبه ها و حرف های خود به افشاء ماهیت «بنی صدر» خائن، و نقش او در از دست دادن خرمشهر می پردازد و پرده از كارشكنی های او بر می دارد.

                                                     ***
این چند خط هم فرازهایی از نامه شهید دكتر سید عبدالرضا موسوی به همسر و فاطمه یك ساله اش است؛ همسر عزیزم! از تو سخن گفتن هیچ گاه برایم بس نیست و میدانی که هرگز چنین سر نوشتی را برای فرزندم دوست نمی داشتم.
 
هیچگاه نمی خواستم نهالی را که هنوز پا نگرفته و غنچه ای را که هنوز نشکفته است در تنهایی رها کنم. اما عزیزم تو خود خوب می دانی من قبل از این که به تو و فرزندم متعلق باشم به انقلابم و به راهی که مرا در ادامه اش سخت یاری داده ای متعلقم و تو خود بارها و بارها اسباب رهایی ام را از قید های نفس را فراهم نمودی و برایم داشتی و این است که در عین حال که سخت به تو و فرزندم عشق می ورزم و دوستتان می دارم ولی به راهی که رفته ام بیشتر دل بسته ام.
 
آری هر چند دور ماندن و غربت و تنهایی درد ناک است ولی در عوض من به یاری خدا در راه طولانی سراسر افتخاری را گشوده ام و به لطف خدا و یاری و کمک فراوان تو، از دغدغه شما خود را رها حس می کنم. از خدا می طلبم تا وقتی که در صحنه پیکار حق و باطلم هیچگاه عشق به تو و فرزندمان لحظه ای بر انتخابم پرده نیافکند و مرا از صحنه افتخار بیرون نبرد. اکنون که وصیت نامه ام را خطاب به تو به پایان می برم امیدوارم که نبودن من هیچ کمبودی برای تو و فرزندمان در زندگی پدید نیاورد. وفای محکم و دوستی استوار و روح پر از صداقت و پاکی تو را فراموش نمی کنم.

پنج شنبه 9 بهمن 59

خدا حافظ – رضا

منبع:برگرفته از روزنامه كیهان، شماره 19250

گدای فاطمه(س)

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.