• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 1578)
دوشنبه 25/2/1391 - 0:2 -0 تشکر 453262
حضرت علی (ع) و ادبیات فارسی

شبهای قدر را در سایه سار مولا امیرالمومنین علی (ع) بیشتر قدر بدانیم

عالِم اسرار ربِّ العالمینی یا امیرالمومنین    

                         تو ولیِّ حقیّ و اتمام دینی یا امیرالمومنین

اولین گشتی به ایمان، بعد احمد یا علی       

                       مومنان را پیشتازِ بی قرینی یا امیرالمومنین

تا که نازل گشت در شأنت، علی جان هل اتی     

                                  دین احمد را حصینی یا امیرالمومنین

شد پیمبر تا که جانانِ خداوندِ کریم           

                      روح و جان آن رسول آخرینی یا امیرالمومنین

آدم از جنت پی گندم برون گردید لیک        

                    تو نگشتی سیر از، نان جوینی یا امیرالمومنین

نوح کم آورد و نفرین کرد قوم خویش را     

                              تو به صبر خود، نشینی یا امیرالمومنین

تو ز ابراهیم گشتی بهتر ای شیر خدایی      

                  چون نیفزاید کسی، بر تو یقینی یا امیرالمومنین

بهتر از موسی عمران ،گشته ای در کار دین     

                    ره نیابد در دلت، هرگز غمینی یا امیرالمومنین

شد برون مریم ز بیت حق نماید وضعِ حمل    

                   تو درون کعبه را، بر می گزینی یا امیرالمومنین

شرح حال انبیا را دیده ام در هر کجا                       

                    تو به آنان هم، امیرالمومنینی یا امیر المومنین

انبیا را تک به تک کردم تفحص دیدمی       

                     غیر احمد از همه، تو بهترینی یا امیرالمومنین

در زمین همتا ی احمد، کفو زهرا گشته ای     

                   در سما هم بر ملک، بالانشینی یا امیرالمومنین

کس نشد اندر بلاغت در جهان همتای تو       

                       مرشد و استاد جبریل امینی یا امیرالمومنین

ای مسلمان چنگ زن بر ریسمان کردگار        

                 دین حق را تو فقط ،حبل المتینی یا امیرالمومنین

قصه ی سیلی و کوچه، آتشی بر درب خانه       

                      از غم اینها هماره ، تو حزینی یا امیرالمومنین

داغ زهرا ،آتشی بر جان عالم چون فکند     

                             روی خوش بعدش نبینی یا امیرالمومنین

لاله های سرخ باغت را، بدیدم در جهان           

                بس فلک کرده زباغت، لاله چینی یا امیرالمومنین

عاشق رخسار ماهت، گشته ام مولا علی       

                  روح و ریحان منی، جان «مبینی» یا امیرالمومنین

وزن شعر: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران / جمعه 1391/05/13 (14 رمضان 1433)

نصرالدین کریمی(مُبین)
دوشنبه 25/2/1391 - 0:6 - 0 تشکر 453264

در کتاب نشان از بی نشانها نقل شده است مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی این شعر را زیاد میخواندند:
زمانه بر سر جنگ است یا علی مددی
کمک ز غیر تو ننگ است یا علی مددی
گُشاد کار دو عالم به یک اشاره ی توست
ز کارِ ما چه درنگ است یا علی

نصرالدین کریمی(مُبین)
پنج شنبه 28/2/1391 - 19:28 - 0 تشکر 454659

رومی نشد از سرّ علی کس آگاه
زیرا که نشد کس آگه از سرّ الاه
یک ممکن و این همه صفات واجب
لا حول و لا قوه الا بالله

از مولانا جلال الدین رومی (مولوی) که مذهب حنفی داشت و در کتاب فرهنگ بزرگان اسلام و ایران ص 576 از او به فقیه حنفی یاد شده است.
نقل از کتاب امام علی (ع) خورشید بی غروب/ محمد ابراهیم سراج/ ص 316/انتشارات نبوی

نصرالدین کریمی(مُبین)
شنبه 30/2/1391 - 0:36 - 0 تشکر 454916

فارغ از هر دو جهانم به گل روی علی
از خُم دوست جوانم به خم موی علی
طی کنم عرصه ی ملک و ملکوت از پی دوست
یاد آرم به خرابات چو ابروی علی
از دیوان حضرت امام (ره) ص 311

نصرالدین کریمی(مُبین)
يکشنبه 31/2/1391 - 12:15 - 0 تشکر 455217


قسمتی از قصیده ی محتشم در منقبت حضرت علی (ع)


خوش آن زبان که شود چون زبان لوح و قلم


به مدح و منقبت شاه ذوالفقار علم


خون آن بنان که چو در خامه آورد جنبش


نخست ثبت کند مدحت امام امم


خوش آن بیان که بود همچو لعل در دل سنگ


دُرّ مناقب شاه نجف در آن مدغم


دمی ز نخل خیالت ثمر دهد شیرین


که جز به مدح شه نخل برنیاری دم


به خاک رفته فرو نظم آبدار تو به


اگر از آن نشود باغ منقبت خرم


درین جهان به ستایش مشو ندیم کسی


که در جهان دگر همینت ندیم ندم


فسانه طی کن و در مدحت کریمی کوش


که در کرم سگ او عار دارد از حاتم


به مدح کام دهی عقد نطق بند کزو


شوی به منعی بکری زمان زمان ملهم


به مجلس کرم از ساقیی طلب کن جام


که تا ابد نکنی عرض احتیاج به جم


برات خویش به مهر دهنده‌ای برسان


که در رکوع به خواهنده می‌دهد خاتم


حیات جو ز دم زنده‌ای که می‌آید


ز طفل مکتب او کار عیسی مریم


به سایه ی اسدی رو که گرگ مردم خوار


ز بیم او نتواند شدن غنیم غنم


ببر به محکمه قاضیی شکایت چرخ


که در میانه ی بازو کبوتر است حکم


به صدق شو سگ آن آستان که محترمند


سگان شیر خدا همچو آهوان حرم


بدان که در کتب آسمانی آمده است


ابوالحسن همه‌جا بر ابوالبشر اقدم


مهم خویش بود خلق را اهم مهام


مرا ثنای امام امم مهم اهم


رسید مطلع دیگر ز سکه خانه ی فکر


که می‌دود چو زر سکه‌دار در عالم


محتشم کاشانی


دیوان محتشم ص295و296 /تصحیح بهداروند/انتشارات نگاه

نصرالدین کریمی(مُبین)
دوشنبه 1/3/1391 - 1:21 - 0 تشکر 455343

 این غزل شهریار با لبان مبارک همه ی اعضای انجمن آشنایی دارد



علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را




که به ماسوا فکندی همه سایه هما را






دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین




به علی شناختم من به خدا قسم خدا را






به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند




چو علی گرفته باشد سر چشمه بقا را






مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ




به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را






برو ای گدای مسکین در خانه علی زن




که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را






بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من




چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا






بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب




که علم کند به عالم شهدای کربلا را






چو به دوست عهد بندد ز میان پاکبازان




چو علی که میتواند که بسر برد وفا را






نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت




متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را






بدو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت




که ز کوی او غباری به من آر توتیا را






به امید آن که شاید برسد به خاک پایت




چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را






چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان




که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را






چه زنم چونای هردم ز نوای شوق او دم




که لسان غیب خوشتر بنوازد این نوا را






«همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی




به پیام آشنائی بنوازد آشنا را»






ز نوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب




غم دل به دوست گفتن چه خوشست شهریارا



نصرالدین کریمی(مُبین)
دوشنبه 1/3/1391 - 11:10 - 0 تشکر 455458

کار شما زیباست.

چهارشنبه 3/3/1391 - 21:36 - 0 تشکر 456523

مَردی ز کَننده ی دَر خیبر پرس
اسرار کرم ز خواجه ی قنبر پرس
گر طالب فیض حق بصدقی حافظ
سر چشمه ی آن ز ساقی کوثر پرس

حضرت حافظ

نصرالدین کریمی(مُبین)
شنبه 6/3/1391 - 6:30 - 0 تشکر 457045

حیدر مدد

یا امیرالمومنین
حیدر مدد    

 کفو زهرا ساقی کوثر مدد


ای فدایت انس و جن و هم ملک   


ای سُرور قلب پیغمبر مدد


همچو هارونی به دین احمدی  


لایق  تــاج ولا بر سر مدد


باب شهر علم پیغمبر تویی      


 در بلاغت از همه برتر مدد


ننگ باشد گر مدد گیرم زغیر     


چون تویی تنها مرا سَرور مدد


بدر و خندق، در احد بودی امیر   


  لا فتی الا تو در خیبر مدد


هل اتی در شأن تو نازل شده    


  آیه ی تطهیر را محور مدد


دست حقی قاسم نار و جنان   


 جمله موجودات را رهبر مدد


در هوایت منتشر بوی خدا    


خود رسان ما را به آن داور مدد


روز خندق ضربتی کاری زدی    


 ای بدستت پرچم خیبر مدد


بر غلامانت همه من نوکرم     


عاجزم ای خواجه ی قنبر مدد


روز محشر با کوله باری از گنه  


مست کن ما را تو از ساغر مدد


اهل بیت تو امان بر خاکیان    


 دین و دنیا را تویی جوهر مدد


گر «مبین» شد طالب فیض خدا      


 ای تویی سرچشمه ی کوثر مدد


نصرالدین کریمی (مبین) از زیاران


 وزن شعر: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن

نصرالدین کریمی(مُبین)
شنبه 6/3/1391 - 15:53 - 0 تشکر 457134


سلام


ی علی، ای شاهکار خلقت باری تعالی



ای جمالت جلوه گاه ذات پاک کبریایی



ای علی، ای دست تو دست توانای الهی



ای علی، ای حکم عالمگیر تو حکم خدایی


*************************************





ای علی، نام تو و داغ تو اندر دل فکندم



من به لوح سینه درد آشنا نقش تو کندم



هر دم آهنگ علی برخیزد از نای وجودم



ای علی، بشنو نوای عشق را از بند بندم


*****************************************





رزم را یکتا سواری، فتح را تنها امیدی



هان، تویی شیرخدا سرحلقه شمشیر زنها



عدل را نیکو پناهی، رحم را تنها نشانی



هان، تویی یار یتیمان، یاور بیت الحزن ها


***********************





شب نخفتی تا یتیم بی امان آرام خوابد



گرسنه ماندی که خوان بی نوا بی نان نماند



خون دل خوردی که خون مردمی بی جا نریزد



خون خود را ریختی تا ظلم را بنیان نماند


************************************************





قصّه های زورمندان دیدم و بسیار دیدم



چون علی در عرصه عالم هماوردی ندیدم



از بزرگان داستان ها خواندم و بسیار خواندم



راستی در آفرینش چون علی مردی ندیدم


*************************************************





هرچه خواندم از علی سرمایه توحید من شد



من به نور شاه مردان یافتم راه خدا را



مکتب پیغمبران را او معلّم بود و من هم



در جمال پاک او دیدم جمال انبیا را


******************************





هیچگه در آفرینش بی علی سیری نکردم



من به نور صبحگاهی دیده ام نور علی را



از خدا هرگز ندانستم جدا او را که دیدم



روز و شب در گردش چرخ زمان دست ولی را


*********************************************





قصّه ها از پهلوانان خوانده ام، امّا چه گویم



پهلوان هرگز نریزد اشک پیش مستمندان



لیکن آی آگه دلان، تاریخ می داند که هر دم



دیده اند اشک علی را پیش روی دردمندان


**********************************************





عاجزی در دست ظالم، ظالمی بدخواه عاجز



هر که را غیر از علی دیدم، بدین هنجار دیدم



شاه مردان را به کوی دردمندان اشک ریزان



لیک با گردنکش خودکامه در پیکار دیدم


*************************************************





داستان پهلوانان را بسی خواندم، ولیکن



زورمندان را نباشد راه و رسم مهربانی



جز علی شیرخدا، کس را ندانم کز سر مهر



اشک ریزد بر یتیمان در شکوه پهلوانی


********************************************





روزها شیر خدا بود و دلِ مَردم نوازَش



شام ها اندوه مردم بود و چشم اشکبارش



در جوانمردی فرید دهر بود آن بی همانند



لافتی الاّ علی لا سیف الاّ ذوالفقارش


********************************************





ای علی، ای تک سوار پهن دشت آفرینش



من چه گویم؟ قطره وصف پهن دریا کی تواند؟



تو ابر مردی، یگانه گوهر بحر وجودی



بی قرینی در جهان، وین نکته را تاریخ داند


************************************************





آیه "الیوم اکملت لکم دین" فاش گوید



تو امید امّتی، شاهنشه خمّ غدیری



ای علی، بر شانه ی پاک محمّد پا نهادی



تا بداند عالمی در آفرینش بی نظیری


************************************************





گر بشر گویم ترا از گفته خود شرمگینم



ور خدا خوانم ترا  ز اندیشه خود بیمناکم



فاش گویم: در تو دیدم جلوه ذات خدا را



وین سخن حق است و از آن نیست نه شرمم نه


باکم


********************************************






چشم در راه تو دارم ای شه آزاد مردان



تا بتابی نوری از ملک ولایت در ضمیرم



راه حق پویم اگر نور تو گردد راهبانم



فیض حق یابم اگر دست تو باشد دستگیرم


*****************************************




شعر از مهدی سهیلی


                          این نیز بگذرد.....
شنبه 6/3/1391 - 22:28 - 0 تشکر 457206

برزخ عزیز سلام
از حسن انتخاب و همکاری شما در این مبحث سپاسگزارم
علی یارتان

نصرالدین کریمی(مُبین)
برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.