• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 11297)
يکشنبه 3/2/1391 - 20:12 -0 تشکر 447832
اعراب به ما آموختند که ....

اعراب به ما آموختند که آنچه را که میخوریم "غذا" بنامیم و حال آنکه در زبان عربی غذا به "پس آب شتر" گفته میشود.

اعراب به ما آموختند که برای شمارش جمعیّتمان کلمۀ "نفر" را استفاده کنیم و حال آنکه در زبان عربی حیوان را با این کلمه میشمارند و انسان را با ... کلمۀ "تن" میشمارند؟ شما ۵ تن آل عبا و ۷۲ تن صحرای کربلا را بخوبی میشناسید.

اعراب به ما آموختند که "صدای سگ" را "پارس" بگوئیم و حال آنکه این کلمه نام کشور عزیزمان میباشد؟

اعراب به ما آموختند که "شاهنامه آخرش خوش است" و حال آنکه فردوسی در انتهای شاهنامه از شکست ایرانیان سخن میگوید.

آیا بیشتر از این میشود به یک ملّت اهانت کرد و همین ملّت هنوز نمیفهمد که به کسانی احترام میگذارد که به او نهایت حقارت را روا داشته اند و هنوز با استفادۀ همین کلمات به ریشش می خندد.

آیا در کتاب سفینه البهار نمیخوانیم که بالاترین ایرانی از پست ترین عرب پست تر است؟!!!!

نمیگم که ازشون دفاع نکنیم!!!!!!!!!!!!!! اما حد اقلّ بیائید با یک انقلاب فرهنگی این کلمات و این افکار (حقارت پذیری) را کنار بگذاریم.

بجای "غذا" بگوئیم "خوراک"

بجای "نفر" بگوئیم "تعداد" و یا "تن"(هرچند عربیست)

بجای "پارس سگ" بگوئیم "واق زدن سگ"

بجای " شاهنامه آخرش خوش است " بگوئیم "جوجه را آخر پائیز میشمارند"و.....

درضمن دیگه دوره ی تعصب هم گذشته، پس تعصبی نشید.

موفق باشید.

هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن

.......................اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛

.....................................يرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...

...چارلز ديكنز ...
يکشنبه 3/2/1391 - 20:30 - 0 تشکر 447836

سلام

عالم بزرگ زمخشری که ایرانی بود اونقدر به زبان عربی تعصب داشت و از زبان و ملیت خودش فاصله گرفته بود که میگفت:

به عربی دشنام دهند بهتر از آن است که به پارسی ستایشم کنند


زدودن واژگان تازی از زبان پارسی ناشدنی است


(نفوذ این زبان در زبان ما اونقدر عمیقه که تو سطر بالا خواستم از کلمات عربی استفاده نکنم جونم بالا اومد:D)




 

 

يه سري به خدا بزنيم

خيلي زود

بي بهانه...

يکشنبه 3/2/1391 - 20:43 - 0 تشکر 447839

vahidmiladi گفته است :
[quote=vahidmiladi;415987;447836]

(نفوذ این زبان در زبان ما اونقدر عمیقه که تو سطر بالا خواستم از کلمات عربی استفاده نکنم جونم بالا اومد:D)



جلوی ضرر رو از هر وقت که بگیری منفعت هست...... "تمامی کلماتی که گفتم عربی بود"

هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن

.......................اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛

.....................................يرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...

...چارلز ديكنز ...
دوشنبه 4/2/1391 - 9:38 - 0 تشکر 447891

سلام

پس تو همین تاپیک شروع کنیم به گفتن معادل فارسی واژگان تازی

 

 

يه سري به خدا بزنيم

خيلي زود

بي بهانه...

دوشنبه 4/2/1391 - 9:40 - 0 تشکر 447892

به جای واژه "ابتکار " بگوییم: نو آوری

به جای واژه "اتصال " بگوییم: پیوستگی

به جای واژه "آتی " بگوییم: آینده

 

 

يه سري به خدا بزنيم

خيلي زود

بي بهانه...

دوشنبه 4/2/1391 - 9:48 - 0 تشکر 447893

به جای واژه " بابت" بگوییم: درباره

به جای واژه "باطل" بگوییم:  پوچ

به جای واژه" باطن" بگوییم: اندرون

 

 

يه سري به خدا بزنيم

خيلي زود

بي بهانه...

سه شنبه 5/2/1391 - 22:8 - 0 تشکر 448344

سلام.
یه نکته ای هست که اونی که شما می فرمایید «غَذا» یعنی پساب شتر، این طوریا نیست، این واژه ها جزو منسوخ هاست و توی زبان امروز اعراب کاربردی نداره.
توی عربی فتحه رو یه جور دیگه بگیم فرق پیش میاد. از این هم که بگذریم ما در فارسی «غَذا» رو این طوری تلفظ می کنیم، «غزا» یا حتی «قزا» که فکر نکنم یه عرب همچین تلفظی رو بفهمه.
اما «غِذا» رو در عربی اینطور معنی کردن

غِذاءٌ.
والغِذاءُ، ككِساءٍ: ما به نَماءُ الجِسْمِ وقِوامُهُ. غَذاهُ غَذْواً وغَذَّاهُ واغْتَذَى وتَغَذَّى.


اینکه یه کلمه وارد  زبان ما می شه؛ فتحه  و کسره هاش رو خودمون تغییر دادیم

عرب ها کی می تونن فارسی رو به ما یاد بدن؟؟؟ فارسی یا پارسی میراثی هست که کلی ادیب و شاعر واسه ما مونده، حالا یا شما درست می گی یا شیخ اجل و حافظ و مولانا و ...!
یادمه معلم ادبیات فارسیم میگفت زبانی که نتونه کلمات جدید رو از زبان های دیگه رو در خودش هضم کنه یه زبون مرده است؛ از خواص زبان فارسی اینه که کلمات رو مثل فرهنگ ها در خودش هضم می کنه و مثل بعض زبان ها نیست که بعد از یه مدت اشغال، یا کلا زبان مادری نابود میشه و میشه انگلیسی یا چیزی شبیهش.

اگر بنا باشه این طوری استدلال کنیم؛ زبان انگلیسی یا فرانسوی هم در زبان ماها هست، پس ایا منطقی هست که بگیم فرانسوی ها یادمون دادن؟! یا انگلیسا!

فکر نکنم مسئله اینقد حاد باشه.

یا شما درست می فرمایید یا حضرت حافظ، که از همین عبارت به ظاهر عربی و مورد اعتراض شما شعری به این پرکاربردی گفته: الا یا ایها الساقی....

یا مولوی همین غذا رو اینجوری استفاده کرده :

چرب و شیرین از غذای عشق خور

یا سعدی :

غذا گر لطیف است و گر سرسری            چو دیرت به دست اوفتد خوش خور

یا جامی در هفت اورنگ لیلی مجنون

شد مهر زمانه سرد بر من        کس مرحمتی نکرد بر من

یک زنده، غذا چو من نخورده      یک مرده، به روز من نمرده


در اخر هم عرض کنم می فرمایید تعصبی نشیم ولی اصل بحث یکم از روی تعصب هست.


یا حق

جمعه 29/2/1391 - 18:17 - 0 تشکر 454823


لطفا این مطلب را یا نخوانید، یا تا انتها بخوانید


حتما شما هم در اینترنت یا در inbox گوشی خود با چنین مطلبی مواجه شدید:


1. اعراب به ما آموختند که آنچه را که میخوریم "غذا" بنامیم و حال آنکه در زبان عربی غذا به "پس آب شتر" گفته میشود.


2. اعراب به ما آموختند که برای شمارش جمعیّتمان کلمۀ "نفر" را استفاده کنیم و حال آنکه در زبان عربی حیوان را با این کلمه میشمارند و انسان را با ... کلمۀ "تن" میشمارند؟ شما ۵ تن آل عبا و ۷۲ تن صحرای کربلا را بخوبی میشناسید.


3. اعراب به ما آموختند که "صدای سگ" را "پارس" بگوئیم و حال آنکه این کلمه نام کشور عزیزمان میباشد؟


4. اعراب به ما آموختند که "شاهنامه آخرش خوش است" و حال آنکه فردوسی در انتهای شاهنامه از شکست ایرانیان سخن میگوید.


5. آیا بیشتر از این میشود به یک ملّت اهانت کرد و همین ملّت هنوز نمیفهمد که به کسانی احترام میگذارد که به او نهایت حقارت را روا داشته اند و هنوز با استفادۀ همین کلمات به ریشش می خندد.


6. آیا در کتاب سفینه البهار نمیخوانیم که بالاترین ایرانی از پست ترین عرب پست تر است؟!!!


حالا می خواهیم بررسی کنیم که تا چه حد این مطالب صحت دارد:


1- کلمه غذا


با مراجعه ای آسان به یک لغت نامه عربی به فارسی متوجه خواهیم شد که غذا در عربی و فارسی به معنی آن چیزی است که انسان برای سیر شدن می خورد و هیچ کجا معنی به عنوان "پس آب شتر" برای آن نیست. 1


لازم به ذکر است غذا کلا واژه ای عربی استو خود آنها هم از آن به معنی مواد خوردنی یاد می کنند. از مشتقات دیگر آن می توان به تغذیه،اغذیه،مغذی اشاره کرد!


2- کلمه نفر


شاید تمسخرآمیز ترین قسمت متن فوق که شعور خواننده را نادیده می گیرد، شرحی است که برای کلمه نفر آورده شده، در توضیح باید گفت کلمه نفر را کلا به معنای گروه استفاده می کنند و مختص به شتر نیست! و این خود ما هستیم که از نفر فقط برای شمارش شتر و انسان استفاده می کنیم!


علاوه بر آن "تن" کلمه ای فارسی است و اصلا عرب ها چنین کلمه ای ندارند!


3- کلمه پارس


این کلمه نیز مشخصا واژه ای فارسی است که توسط برخی افراد برای صدای سگ استفاده می شود،در حالی که در کتاب های دوران دبستان نیز ما می خوانیم که صدای سگ را "واق واق سگ" گویند، بنابراین اگر کسی برای صدای سگ از کلمه ای غیر از واق واق کردن استفاده می کند باید مشکل را در خودش جستجو کند نه اعراب!


4- شاهنامه آخرش خوش است


به نظر می رسد، نویسنده متن اساساً اعتقادی به تحقیق و پژوهش ندارد، چرا که با جستجوی عبارت "ریشه ضرب المثلهای فارسی" در اینترنت براحتی می توانست علت استفاده از ضرب المثل "شاهنامه آخرش خوش است" و بسیاری ضرب المثلهای دیگر را بیابد. علی الحساب توجه شما را به ریشه تاریخی استفاده از ضرب المثل "شاهنامه آخرش خوش است" جلب می کنم: ریشه تاریخی این ضرب المثل از آن سرچشمه گرفته است که نقل شده فردوسی پس از سرودن هجانامه موفق گردید یک نسخه از هجانامه را به وسیله دوستان و طرفدارانی که در دستگاه سلطنت محمود غزنوی داشت مخفیانه به آخر شاهنامه موجود در کتابخانه سلطنتی الحاق و اضافه نماید و همین عمل موجب شده است بعد ها که از شاهنامه کتابخانه سلطنتی به وسیله نساخان و خطا طان به منظور تکثیر و توزیع نسخه ها بر می داشته اند قهرا آن هجانامه آخر شاهنامه را هم می نوشته اند.


با این توصیف اجمالی که صحت و سقم آن بر عهده راویان اخبار است سابقا هر کس شاهنامه مطالعه می کرد چون مکرر به مدح و ستایش از سلطان محمود غزنوی برخورد می کرد به گمان خود همت و جوانمردانی سلطان را که مشوق فردوسی در تنظیم شاهنامه گردیده است از جان و دل می ستود و بر آن همه عشق و علاقه به تاریخ و ادب ایران آفرین می گفت! بی خبر از آنکه شاهنامه آخرش خوش است زیرا وقتی که به آخر شاهنامه می رسید و منظومه هجاییه را در آخر شاهنامه قرائت می کرد تازه متوجه می شد که محمود غزنوی نسبت به سلطان ادب و ملیت ایران تا چه اندازه ناجوانمردی و ناسپاسی کرده است.


به همین جهت هر کس در ازمنه گذشته به قرائت شاهنامه می پرداخت قبلا به او متذکر می شدند تا زمانی که کتاب را به پایان نرسانده باشد و در قضاوت نسبت به سلطان محمود غزنوی عجله نکند زیرا شاهنامه آخرش خوش است یعنی در آخر شاهنامه است که فردوسی محمود غزنوی راه به خواننده کتاب می شناساند و با این قصیده هجاییه حق ناسپاسی و رفتار توهین آمیز را در کف دستش می گذارد. 2



5- شماره پنج را واگذار می کنیم به خواننده که چه کسی به شعور او توهین می کند!



6- کتاب سفینه البهار!


لطفا اگر کسی از اولین فردی که متن بالا را در اینترنت منتشر کرده خبر دارد به او بفهماند که " سفینه البحار" صحیح است نه سفینه البهار، اما در جواب باید گفت که اشاره نویسنده متن فوق به حدیثی جعلی است که پان ایرانی های لاییک به حضرت امام حسن علیه السلام نسبت داده اند و از اساس غلط است و هرگز در تاریخ چنین نقل قولی وجود نداشته است.3



در پایان باید گریست! همین و بس!


باید گریست به حال هموطنانی که آنقدر زودباور شده اند که دشمنان چنین خزئبلاتی را براحتی به خورد آنها می دهند و آنها نیز بدون حتی اندکی فکر، به انتشار هرچه بیشتر آن می پردازند!!!


دشمنانی که آنقدر گستاخ شده اند که حتی بدیهی ترین مسائل را به بازی گرفته و جهت پیشبرد اهداف کثیف خود استفاده می کنند.


اما زهی خیال باطل، بدانند که ما ساکت نخواهیم نشست


1- دیکشنری عربی به فارسی و برعکس http://dic.abadis.net/


2- دیکشنری عربی به عربی http://www.baheth.info


3- ریشه ضرب المثل های فارسی http://sarapoem.persiangig.com/link7/zarbolmasal1.htm


4- تحریف احادیث سفینه البحار http://www.askquran.ir/thread11035.html#post117286

سه شنبه 16/8/1391 - 18:35 - 0 تشکر 572116

soroosh_dehkadeh_it گفته است :
[quote=soroosh_dehkadeh_it;341704;447832]
آیا در کتاب سفینه البهار نمیخوانیم که بالاترین ایرانی از پست ترین عرب پست تر است؟!!!!

درضمن دیگه دوره ی تعصب هم گذشته، پس تعصبی نشید.


با سلام
 شما سفینة البحار را دیده اید؟
همین لغت بحر و بهر که نوشتید دقت کنید
بحر=دریا
بهر=؟
سفینة از مرحوم شیخ عباس قمی(ره) است
که ایرانیه
 وجود نازنین خاتم الانبیاء و معجزه ایشان
 قران کریم بهترین تعلیمی که به ما داد:
ان اکرمکم عندالله اتقاکم
همانا نزد خداوند گرامی ترین شما پرهیزگارترین شماست

گاهی ابی لهب ولو عموی پیامبر باشد می گوید تبت یدا=یعنی دستش بریده باد
و سلمان فارسی می شود=سلمان منا اهل البیت=سلمان از اهل بیت می شود
سلمان محمدی

ملاک به عرب و عجم بودن نیست بلکه ملاک به تقواست
موفق باشید



   

مدیر انجمن حوزه علمیه 

تماس بامن:

forum:www.mahdiyavar.mihanbb.com

e-mail:ya_lasaratelhosain@yahoo.com


 

سه شنبه 16/8/1391 - 23:3 - 0 تشکر 572188

استفاده کردم از مباحث زیبای دوستان و درسها آموختم
درود بر شما عزیزان فرهیخته

سه شنبه 28/9/1391 - 20:45 - 0 تشکر 579715

سلام
شما اصلا عربی بلدید؟
اعراب توی حروف الفباشون اصلا پ ندارن

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.