• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
کتاب و کتابخوانی (بازدید: 798)
دوشنبه 21/1/1391 - 0:26 -0 تشکر 445042
♣گنجینه ی آسمانی♣ سید مرتضی

 

چند خط از کتاب:

حالا به آخرین پایگاه خویش رسیده ایم و از این پس باید در انتظار عملیات باشیم. خدا می داند که چند روز باید منتظر بمانیم. یکی از بچه های مشهد که دستش را حنا گذاشته، مشغول پاک کردن لپه است. حنا را برای استحباب می گذارند، اگر چه در این سرمای عجیب کوهستانی، حنا دست ها و پاها را از ترک خوردن محفوظ می دارد. انجام وظیفه دشوار است. برای تحصیل رضای خدا یک روز باید راه رفت، روز دیگر باید جنگید و چه بسا که روز سوم باید آشپزی کرد. یکی از کردهای مبارز عراق در کنار آتش دلپذیر اجاق، خود را با خراطی سرگرم کرده است و چوب سیگار می سازد.

 

چند خط درباره کتاب:

«گنجینه آسمانی» کتابی مربعی شکل، مشتمل بر گفتار متن «روایت فتح» است که مثل اغلب کتب برجای مانده از آوینی، بعد از شهادتش «کتاب» شد. اگر چه این اثر فاخر، بیشتر و پیشتر از آنکه «خوانده» شده باشد، «دیده و شنیده» شده، لیکن به نظر من، «گنجینه آسمانی» بهترین کتاب سیدمرتضی آوینی، و در حکم گنجینه آثار اوست. هر هنرمندی، بهاری دارد و فصل ممیزه ای، و «گنجینه آسمانی» نقطه عطف آثار آوینی است. این کتاب، حقیقی ترین، واقعی ترین، مستندترین، قصه ترین، رمان ترین، شعرترین و عاشقانه ترین چیزی است که درباره جنگ و جبهه ساخته شده است. اگر به فرزندم بخواهم ۸ سال دفاع مقدس را «درست» و «همانکه و همانچه بود»، بشناسانم، پیشنهاد مطالعه این کتاب، یکی از اولویت های من است. «گنجینه آسمانی» اول بار در سال ۱۳۸۱ توسط «نشر ساقی» به زیور طبع آراسته شد و چه کار نیکی بود. کتمان نمی کنم که دیدن و شنیدن مستند روایت فتح، لطف بی مانند خودش را دارد، اما از آنجا که مستند آوینی، حتی صدای خوش او، تکیه بر هنر قلمش داده، حلاوت و طراوت خواندن «گنجینه آسمانی» که شاهکار قلم اوست، بر همگان عیان می شود. «گنجینه آسمانی» هرگز چیزی اضافه بر سازمان نیست، بلکه اتفاقا بهترین و قشنگ ترین اثر هنرمندی است که مهم ترین هنر این دنیایی او، حتی قبل از تولید مستند، «قلم» بوده است. اگر آوینی، «سید شهیدان اهل قلم» است، پس خواندن «گنجینه آسمانی»، واجب می نماید، چرا که در هیچ کدام از آثار «راوی فتح»، تا این حد، قلم آوینی، ترک تازی نکرده است. هر آنچه جمله زیبا از سیدمرتضی می دانیم، حتما در این کتاب یافت می شود. از اینها گذشته، «گنجینه آسمانی» مشخص می کند که چرا آوینی، از راهی که داشت می رفت، برگشت. او در این کتاب، «دوکوهه» را یافته بود و… خودش را. در این کتاب، سری هم هست! هر کجای کتاب را که دست بگیری، ناخودآگاه، «صدای مرتضی» به قلب توی خواننده «سلام» می کند.

 

 چند خط درباره آوینی:

 به شدت تنها بود. روزگاری بود که هیچ کس برای تحویل گرفتن آوینی، دلیلی نداشت. نه روشنفکران، نه حتی بچه های حزب الله، که گاهی جواب سلامش را هم نمی دادند! آوینی، اگر چه وابسته به انقلاب اسلامی بود، اما «آدم خودش» یا بهتر بگویم «آدم خدایش» بود و عالم خودش را داشت و کاملا «آزاد» بود. اگر احساس می کرد از فلان فیلم باید تعریف کند، می کرد تا حزب اللهی ها بایکوتش کنند، و اگر احساس می کرد باید علیه توسعه و ظاهر و باطن تمدن غرب، بنویسد، می نوشت تا از روشنفکران فحش بشنود. تنها جایی که سیدمرتضای بی قرار، در آن، آرام و قرار گرفت، «قتلگاه فکه» بود. او نمرد، پیش از آنکه بمیرانندش، بلکه به دست خود، و البته با پای خود شهید شد، پیش از آنکه ذره ذره شهیدش کنند! آوینی دل خوشی از این دنیا نداشت. دل خوش او، دنیای دیگری بود. با این همه، سیدمرتضی، این «شهید خاص»، وقتی که رفت، محبوب همگان شد! برای شناخت بهتر او، حرف هیچ کس را نباید گوش داد، و حتما حرفهای مرا… اگر می خواهید آوینی را بشناسید، فقط کافی است آوینی را بخوانید و ببینید و بشنوید. «شهید خاص» انقلاب اسلامی را جز خودش، کس دیگری نمی تواند مصادره کند!!

 

چرایی معرفی کتاب:

 ۱: خیلی ها «گنجینه…» را نمی خرند و نمی خوانند، با این دلیل که تمام این کتاب، در مجموعه مستندهای «روایت فتح» هست! دیده شده و شنیده شده! و باز هم دیده می شود و شنیده می شود! و دیدن و شنیدن، بسی راحت تر و ارزان تر تمام می شود تا خریدن و خواندن! این اما از جمله ظلم هایی است که توسط من و شمای بچه حزب اللهی به سید شهیدان اهل قلم وارد می شود. «گنجینه آسمانی» به یک معنی اصلا ربطی به «روایت فتح» ندارد، چرا که ساحت رسانه کتاب، از ساحت رسانه تلویزیون جداست، و اگر چه «روایت فتح» هم، کار، بلکه شاهکار عظیم آوینی است، لیکن، باورم هست «گنجینه آسمانی»، از آنجا که امتزاجی از قلم آوینی با تخیل ذهن من و شما هنگام تورق کتاب است، چیزی بیش از دیدن و شنیدن «روایت فتح» دستگیرمان می کند. این لطف را از خودتان دریغ نکنید و حتما این مزه جدید از سیدمرتضی را بچشید.

 

 ۲: «گنجینه آسمانی» دفاع از انقلاب اسلامی است، اما نه در میدان سیاست، بلکه در میدان جبهه و جنگ و کار و تراکتور و آشپزی و گلوله و خط مقدم و آستین خالی حسین خرازی. «گنجینه آسمانی» را بخوانیم تا بفهمیم که با زبان هنر، و در میدانی خارج از سیاست هم می شود از انقلاب اسلامی، حتی از سیاست این نظام الهی دفاع کرد.

 

۳: «گنجینه آسمانی» برای مقوله «جذب حداکثری» از جمله بهترین کتاب هاست برای هدیه دادن به پسرخاله ای که لزوما مثل ما فکر نمی کند! هنر، از آنجا که تلفیق عقل و عشق است، راهی میان بر، برای جذب و ایجاد کشش است. لااقل در این یک قلم، هنرمند، بیش از معلم، حتی مدیر و فیلسوف و علامه و… جواب می دهد. اگر حرفم را قبول ندارید، این کار را می توانید امتحان کنید. «گنجینه آسمانی» فقط کتاب درستی نیست، بلکه «قلم زیبایی» هم دارد. به تاثیر «زیبایی» در مقوله «جذب حداکثری» اعتماد کنید، که دفاع از انقلاب اسلامی، علاوه بر فکر و ذکر و فلسفه و دلیل و برهان و منطق و مناظره و دعوی و داد و بیداد، اندکی هم «هنر» و «فرهنگ» می خواهد. «گنجینه آسمانی» در اوج هنر نوشته شده و در قله فرهنگ، نشسته است. شک نکنید که این کتاب، بیش از «جنگ»، درباره «زندگی» است، اما آن سبک خاص از زندگی که با همه بزرگی و قشنگی اش، جزء کوچکی از «شهادت» بود.

 

 ۴: «گنجینه آسمانی» از آن دست کتاب هایی است که گویی تجمیع چند کتاب کوچک است در یک کتاب بزرگ. کتاب هایی هست که خوانده می شوند، اما کتاب هایی هست که می توان آنها را به مرور و اندک اندک نوشید و مستی کرد. از این دسته است «گنجینه آسمانی».

 

۵: منهای بحث «تعهد»، و فقط از حیث «تخصص»، البته که قلم آوینی، فوق العاده فوق العاده فوق العاده است. تبلور این قلم در کتاب «گنجینه آسمانی» عالی و چشمگیرتر از سایر آثار اوست. اگر می خواهید از خواندن یک کتاب، لذت ببرید و دم به ساعت «به به» بگویید، حتما «گنجینه آسمانی» را بخوانید. آوینی در این اثر، که البته گردآوری اش در رسانه کتاب، محصول تلاش دوستانش بوده، با مهارت هر چه تمام تر عرش و فرش را به هم دوخته است. نکته ظریف این جاست که آوینی هرگز، این نوشته ها را به قصد کتاب شدن ننوشته! بلکه «گنجینه آسمانی» گفتار متن «روایت فتح» است. با این همه، قلم آوینی زیباست، و زیبایی یک قلم، در هیچ رسانه ای مثل «کتاب» به چشم نمی آید. «گنجینه آسمانی»، «رمان» نیست، اما هیچ کم از یک رمان جذاب ندارد… «پیکان قرمزی که آن کرد روستایی از آن سخن می گفت، لهیده و پر خون، به نشانه عشق بی شائبه منافقین به خلق، در کنار جاده افتاده بود. جاده اسلام آباد به باختران، آینه عبرتی است که…».

 

-----------------------------------------------

از قطعه26

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.