• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 980)
دوشنبه 7/1/1391 - 8:43 -0 تشکر 442704
آهنگ آیات قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

در این مبحث نوشتاری در مورد آهنگ و موسیقی آیات قرآن ثبت می کنم.

موفق باشید.

تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد

it is god who cures 

مدير انجمن بهداشت و سلامت

دوشنبه 7/1/1391 - 8:54 - 0 تشکر 442707

بعضى از سوره هاى قرآن از نظر آهنگ مختلف است.به كوتاهى و بلندى سوره هم چندان مربوط نیست و حتى به كوتاهى آیه هم خیلى ارتباط ندارد.آهنگهاى آیات شریفه قرآن مختلف است و این اختلاف آهنگها بستگى دارد به محتوا و مضمون.مثلا آهنگ سوره حمد كه حالتش فقط حالت عبادت و مناجات با خداوند و انقطاع بنده با خداست آهنگ مخصوصى است، خیلى نرم و ملایم، خیلى خاضعانه و عابدانه:


الحمد لله رب العالمین الرحمن الرحیم مالك یوم الدین ایاك نعبد و ایاك نستعین اهدنا الصراط المستقیم...


حتى سوره توحید هم كه سوره بسیار كوتاهى است و آیاتش گاهى دو یا سه كلمه است باز چون فقط ثناى خداوند است آهنگ آن همان آهنگ نرم و ملایم است: قل هو الله احد الله الصمد لم یلد و لم یولد و لم یكن له كفوا احد .


ولى گاهى یك آیه مثلا مى خواهد یك حكم شرعى كلى فقهى را بیان كند، آن خیلى به اصطلاح ساده تر است و اغلب آیات خیلى طولانى آیاتى است كه بیان یك سلسله احكام مى كند یعنى یك ماده قانونى را بیان مى كند، آن باز لحن و آهنگ دیگرى دارد: یا ایها الذین امنوا اذا تداینتم بدین الى اجل مسمى فاكتبوه و لیكتب بینكم كاتب بالعدل ... كه طولانى ترین آیه قرآن است،


یا: حرمت علیكم امهاتكم و بناتكم و اخواتكم... 


و آیاتى از این قبیل كه زیاد هم داریم، آیات احكام در قرآن، اینها آهنگ دیگرى دارد.


همچنین آیات تهدیدآمیز آهنگ دیگرى دارد، خیلى خشونت بار و تند است و اغلب این گونه آیات، هم كوتاه است و هم رعایت سجع در آنها بیشتر شده.


این نكته كه آیات قرآن داراى آهنگهاى مختلف است و هر آهنگى با محتواى آن آیات تناسب دارد و در این جهت نهایت دقت و مراقبت شده، از مطالب تازه اى است كه در عصر اخیر به آن توجه كرده اند و خیلى توجه خوبى است.در میان كتابهایى كه در این زمینه دیده ام و به فارسى هم در آمده است بهترین كتاب(مى دانم كتابهاى دیگر هم هست، من ندیده ام، شاید هم بهتر باشد)كتابى است كه مرحوم آیتى خودمان ترجمه كرده اند(خدا او را بیامرزد)، كتاب مراة الاسلام طه حسین.شاید این كتاب آخرین كتاب یا جزو آخرین كتابهاى طه حسین باشد.


اوایلى كه شركت انتشار تاسیس مى شد در جلساتى كه مرحوم آقاى آیتى هم بود و شركت مى كردیم راجع به اینكه چه كتابهایى خوب است تالیف یا ترجمه بشود از جمله پیشنهاد شد كتاب مرآة الاسلام ترجمه بشود و مرحوم آقاى آیتى قبول كردند كه ترجمه كنند و ترجمه كردند به نام «آئینه اسلام » .این كتاب فصلى دارد تحت عنوان «قرآن » .آن فصل را مخصوصا بخوانید.همین مطلبى را كه الآن من عرض مى كنم در آنجا نسبتا خوب بیان كرده و سراغ سوره هاى مختلف قرآن رفته و محتواى این سوره ها و آهنگ آیات را در نظر گرفته است.


--------------------------------------------------------------


تا اینجا:


1-آیات قرآن بسته به معنا و مفهوم و محتوا آهنگ خاصی دارند. گاهی آرام... گاهی با شدت.


2- این توجه به آهنگین بودن آیات قرآن، اتفاقی است که در دوره اخیر افتاده است.


3- یکی از بهترین منابعی که به این آهنگین بودن ایات پرداخته کتاب "مرآه الاسلام" نوشته طه حسین و ترجمه مرحوم آیتی است.


=========================


با ما همراه باشید.

تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد

it is god who cures 

مدير انجمن بهداشت و سلامت

دوشنبه 7/1/1391 - 12:29 - 0 تشکر 442734

با نام خدا و سلام


با شماییم و جالب بود تا اینجا

«اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم» 

رواق منظر چشم من آشیانه توست         کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

انجمن تعلیم و تربیتیها 

سه شنبه 8/1/1391 - 8:34 - 0 تشکر 442832

ببینید چگونه تناسبى هست میان آهنگهاى مختلف این آیات و محتواهایى كه هست.مثلا آنچه كه در سوره «و الطور» خواندیم، با شدت خیلى فوق العاده اى است:


و الطور و كتاب مسطور فى رق منشور و البیت المعمور و السقف المرفوع و البحر المسجور ان عذاب ربك لواقع ما له من دافع .


سوره اقتربت الساعة و انشق القمر هم همین طور است ولى با روح خاصى.


همه این سوره یك روح دارد كه عرض مى كنم.حتى در این سوره چند داستان آمده ولى صورتى كه این داستانها در این سوره دارند با صورتى كه همین داستانها در سوره هاى دیگر قرآن دارند فرق مى كند. یعنى در آنجاها به جزئیات هم تا حدى پرداخته شده و در اینجا قطعه هاى مختصرى آورده شده تا حدى كه به آن روح كمك كند.


حال روح این سوره چیست؟روح این سوره مطلبى است كه كلى آن در قرآن به این صورت بیان شده: لئن شكرتم لازیدنكم و لئن كفرتم ان عذابى لشدید.


اگر بشر در مقابل نعمتها و انعامهاى الهى حالت سپاسگزارى و حق شناسى و قدردانى داشته باشد، سنت الهى بر این است كه آن نعمتها و انعامها را افزایش بدهد، و اگر به جاى آنكه عكس العمل سپاسگزارانه داشته باشد و قدرشناس و حق شناس آن نعمتها باشد، كفران و ناسپاسى و قدرناشناسى و حق ناشناسى كند نه تنها موجب زوال آن نعمت است بلكه موجب پیدایش یك نقمت هم به جاى آن هست.


آن شعر مى گوید:


شكر نعمت، نعمتت افزون كند


كفر نعمت از كفت بیرون كند


ولى قرآن بالاتر از این را مى گوید، نمى گوید كفر نعمت فقط از كفت بیرون كند، مى گوید كفر نعمت، نعمت را از كفت بیرون كند و به جاى آن یك نقمت بیاورد.این یك اصل كلى است كه در زندگى انسان، چه زندگى فردى چه زندگى اجتماعى، دنیوى و اخروى جارى است.


نعمتها متفاوت است.قهرا وقتى كه نعمتها متفاوت باشد شكرها و كفر نعمتها متفاوت مى شود و عكس العمل هاى الهى یعنى افزون كردن در یك جا و زایل كردن نعمت و بالاتر نقمت به جاى آن آوردن هم متفاوت مى شود، تا نعمت چگونه نعمتى باشد.


یك وقت خدا به انسان نعمت سلامتى بدن داده، نعمت وسعت رزق داده، همه اینها نعمت است و اقتضاى شكر و سپاس دارد.ولى یك وقت نعمت الهى نعمتى است فوق العاده با ارزش، نعمتى است كه حیات معنوى جاودانى انسان بستگى به آن دارد.اگر كفرى در این زمینه ها رخ بدهد عقوبتى كه انسان به آن دچار مى شود صد درجه شدیدتر است.


تعبیرى مى كنند، تعبیر درستى است، مى گویند خداوند غیور است.پیغمبر اكرم درباره سعد بن عباده خزرجى فرمود: «ان سعدا لغیور» سعد آدم غیورى است «و انا اغیر من سعد» و من از او غیورترم «و الله اغیر منى ».


سعد كه غیور بود غیرت او غیرت ناموسى به معنى ناموس انسانى یعنى نسبت به همسر خودش بود.در داستانى بود كه آیه نازل شد كه اگر كسى بیاید شهادت بدهد به اینكه زنش زنا كرده است تنها شهادت او كافى نیست و شاهد دیگرى باید باشد.گفت:یا رسول الله!اگر ما دیدیم زنمان زنا مى كند برویم شاهد بیاوریم؟من كه تاب تحمل چنین چیزى را ندارم.پیغمبر فرمود حكم الهى این است، در عین حال فرمود سعد آدم غیورى است.بعد فرمود:من از او غیورترم.غیرت پیغمبر در مقابل نوامیسى است كه خود پیغمبر دارد.نوامیس پیغمبر همان احكام الهى است.خدا كه از پیغمبر غیورتر است در مقابل نوامیس عام عالم است، نوامیس لقت به طور كلى كه شامل شریعت هم مى شود، یعنى قوانین و اصول خلقت كه خداى متعال قرار داده باید محترم باشد.


اگر انسان بر ضد نوامیسى كه خدا قرار داده عمل كند هتك ناموس الهى كرده است.وقتى انسان هتك ناموس الهى بكند، چنانكه هر غیورى وقتى كه ناموسش هتك مى شود عكس العمل شدید نشان مى دهد خدا هم عكس العمل شدید نشان مى دهد.این مقدمه را دانستیم.


اگر براى كسى وسایل هدایت و در واقع وسایل حیات جاودانى فراهم بشود و او این نعمت را حق ناشناسى و ناسپاسى كند، خودخواهى و خودپرستى و جاه و مقام و امثال اینها مانع بشود كه از آن بهره ببرد و حقیقت كه اینچنین به او رو آورده و دستش را به طرف او دراز كرده و مى خواهد او را براى همیشه نجات بدهد و حیات ابدى به وى بدهد، او به جاى اینكه دست حقیقت را بفشارد شمشیرش را بالا ببرد و این دست را قطع كند كه تو چرا آمده اى به سوى من، قطعا اینچنین هتك ناموس الهى از طرف خداى متعال عقوبت و عذابى بسیار شدید دارد.


پیغمبران كارخانه معجزه سازى نیاورده اند كه هر كسى بیاید اقتراح كند، مثل معركه گیرها، پیشنهاد كند این قدر مى دهم كه فلان نمایش را بدهى.


صحبت نمایش نیست، صحبت این است كه معجزه هاى پیغمبران آیتها و دلیلهاى خداست یعنى دست حقیقت است كه دراز شده و مى خواهد انسان را بگیرد براى اینكه او ایمان بیاورد و سر به جاده حقیقت بگذارد.حال اگر كسى معجزه یك پیغمبر را ببیند و مع ذلك جحود بورزد و مبارزه كند اینجاست كه عذاب الهى نازل مى شود.


عذابهاى الهى كه خداوند بر امتها نازل كرده است همه همان و لئن كفرتم ان عذابى لشدید است.كفران ورزیدید:نعمت خدا به سوى شما آمد، دست هدایت به سوى شما دراز شد و به جاى اینكه از او استفاده كنید آن دست را با شمشیرتان زدید.


++++++++++++++++++++++++++++++++++


تا اینجا شد:


1- روح سوره قمر این است که اگر نعمت خدا رو کفران کنید عذاب خداوند شدید است.


2- خداوند و پیامبر بسیار غیرتمند هستند و غیرت ایشان وقتی است که نسبت به نوامیس عالم یعنی احکام الهی تعرضی صورت گیرد.


3- وقتی نعمتی از نعمتهای الهی مورد ناسپاسی و کفران قرار گیرد، بسته به بزرگی و اهمیت آن نعمت، نقمتی نازل می شود.


=========================


با ما همراه باشید.

تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد

it is god who cures 

مدير انجمن بهداشت و سلامت

چهارشنبه 9/1/1391 - 9:49 - 0 تشکر 442924

سوره از "اقتربت الساعة و انشق القمر" شروع شد، بعد فرمود: "و ان یروا ایة یعرضوا و یقولوا سحر مستمر" هر آیتى و نشانه اى و دلیلى كه از خدا ببینند -كه هر آدم بى غرضى عاشق این است كه آیتى از خدا ببیند تا به دنبال آن برود-اینها در مقام توجیه و تفسیر و تاویل آن برمى آیند به گونه اى كه به اصطلاح عذرى براى خودشان و دیگران بتراشند.


بعد قرآن فرمود: "و لقد جاءهم من الانباء ما فیه مزدجر" خبرهایى كه در آنها ازدجارى باشد یعنى موعظه اى و امتناعى از این حرفها باشد به قدر كافى رسیده كه این كارها خیلى خطر دارد:معجزه اى رخ بدهد، دست هدایتى بیاید و انسان حقیقت را تشخیص بدهد، باز چشمهایش را ببندد، نعمتى به این اهمیت و عظمت براى انسان پیش بیاید و در عین حال انسان خودش را به آن راه بزند، این پشت سرش عذاب و عقوبت دارد.


بعد از مطرح كردن مساله قیامت، حال به عنوان نمونه چند قصه و داستان را بدون اینكه بخواهد جزئیات آنها را ذكر كرده باشد هر كدام را در چند آیه كوتاه نقل مى كند تحت همین عنوان كه این سنت قبل از شما هم اجرا شده است یعنى مانند شما هم مردمى بوده اند، پیغمبرانى آمده اند و این مردم را دعوت كرده اند، آیت و معجزه داشته اند و آنها به جاى اینكه بپذیرند با آنها مبارزه كردند، نعمت الهى را به این شكل كفران كردند و به حكم "و لئن كفرتم ان عذابى لشدید" عذاب الهى هم به آنها رسیده است.


ةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةة


تا اینجا:


1- بحث ما مستقیم روی سوره قمر متمرکز می شود و روح آیات ان عذاب الهی در صورت پس زدن نعمت خداوند.


2- مقدمه چیدیم برای بیان مثالهایی از این موضوع.


+++++++++++++++++++++++++++++


با ما همراه باشید

تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد

it is god who cures 

مدير انجمن بهداشت و سلامت

چهارشنبه 9/1/1391 - 15:49 - 0 تشکر 443064

سلام



بحث قشنگی رو شروع کردید... فقط دو تا پست رو خوندم:) ولی باقیشو هم میخونم.



قبل از ادامه بگم که منم این آهنگا رو دوست دارم.. واج آرایی هم دارن... توی یه آیه می بینی که همش یه حرفی تکرار شده و این زیبا میکنه آیه رو...

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

پنج شنبه 10/1/1391 - 9:21 - 0 تشکر 443211

به نام خدا و سلام


ممنون دهکده جان که به اینجا سر زدید.


....


چون سوره در مكه نازل شده این آیه ناظر به كفار قریش است كه عذاب الهى به شما هم قطعا خواهد رسید، و در اینجا از جنگ بدر خبر مى دهد، و در خود آیات جنگ بدر هم هست كه اساسا جنگ بدر امرى بود غیر قابل پیش بینى براى كفار.


اگر چه پیغمبر اكرم این تعبیر را در یك جاى دیگر فرموده ولى در اینجا هم صادق است، فرمود:مكه پاره هاى جگر خودش را بیرون فرستاده، یعنى آن عزیزهاى مكه بیرون آمدند.


رؤساى قریش واقعا هم طبقه اى بودند كه وضعشان با سایر اعراب جاهلیت فرق مى كرد، وضع اشرافى داشتند.مكه تقسیم مى شد به دو طبقه به اصطلاح بردگان و زیردستان و طبقه اى كه قریش بودند واینها در اعالى مكه بودند و آنها در ادانى مكه، جاهایشان هم با همدیگر فرق مى كرد.


در جنگ بدر این عزیزهاى مكه و به اصطلاح پاره هاى جگر مكه بیرون آمده بودند با تجهیزاتى كه باورشان نمى آمد كه چنین سرنوشتى پیدا كنند براى اینكه مسلمین در مدینه فوق العاده ضعیف بودند، عده و عده شان كم بود، تجهیزات جنگى نداشتند و وضع اقتصادى شان خیلى بد بود كه همه مورخین نوشته اند كه این سیصد و سیزده نفرى كه در جنگ بدر شركت كردند به قدر كافى زره نداشتند و حتى زره شان خیلى كم بود یعنى اگر جمعیت یكجا با همدیگر روبرو مى شدند اینها مجبور بودند كه بى زره به جنگ بروند.شاید سیصد و سیزده شمشیر در آنجا وجود نداشت ولى آنها كه با هزار نفر آمده بودند چنان مسلح و مجهز بودند كه غیر قابل توصیف بود و گویى همان سران قریش كه در این سیزده سال با پیغمبر اكرم اینچنین مبارزه كردند، همینها كه دیگران به تبع اینها آمدند و اصل اینها بودند، آمده بودند براى اینكه اینجا به خاك هلاكت بیفتند و برگردند.


در «بدر» هفتاد نفر از سران قریش به دست مسلمین، كشته شدند و بقیه فرار كردند.


قرآن این را از نظر عوامل معنوى، حتى قبل از جنگ بدر هم مرتب خبر مى دهد كه چنین سرنوشتى در همین دنیا خواهد بود و بعد هم مكرر تكرار مى كند:مردمى كه با پیغمبرشان آنچنان رفتار كنند چنین سرنوشتى خواهند داشت.


..................................


تا اینجا:


1- یکی از داستانهایی که در سوره قمر در چهارچوب همان، عواقب ناشکری و ناسپاسی بیان می کند، پیشگویی از جنگ بدر است.


2- خود این پیشگویی از عجایب و معجزات قرآن است.


3- مردمی که با پیغمبرشان بد رفتار کنند به سرنوشت بدی دچار می شوند.


-----------------------------------


با ما همراه باشید.

تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد

it is god who cures 

مدير انجمن بهداشت و سلامت

جمعه 11/1/1391 - 10:2 - 0 تشکر 443503

عرض كردم قرآن در این سوره بر این قصه ها مرور مى كند، چون فقط مى خواهد اجمالا بگوید كه پیغمبرى آمد، مردمى كذیب كردند و بعد از تكذیب چنین سرنوشتى پیدا كردند، ولى همین طور با آیات كوتاه كوتاه و با لحن خیلى سریع و تند و خشونت بار: "كذبت قبلهم قوم نوح"


پیش از اینها قوم نوح هم مانند اینها تكذیب كردند.نمى گوید چه را تكذیب كردند؟چون بعد دارد: "فكذبوا عبدنا".


مفسرین روى این جهت بحث كرده اند كه چرا دو بار «تكذیب » را ذكر كرده؟گفته اند براى اینكه اول كه مى گوید: "كذبت قبلهم قوم نوح" قوم نوح پیش از اینها بودند، آنها هم تكذیب كردند و


بعد مى فرماید "فكذبوا عبدنا" پس تكذیب كردند بنده ما را،


مى خواهد بگوید اینها كانه تكذیب پیشاپیشى داشتند، مثل تصدیقهاى پیشاپیش، مثل امضاهاى پیشاپیش كه انسان گاهى چیزى را سفید امضا مى كند، هنوز او ننوشته این امضا مى كند، هنوز كسى حرفى را نگفته و هنوز حرفى از دهان او بیرون نیامده و معلوم نشده كه او چه مى خواهد بگوید،


این قبل از اینكه او بگوید چون تصمیم گرفته تصدیق كند، مى گوید بله صحیح است، همین طور است كه شما مى فرمایید. عكس قضیه، هنوز او نگفته این تكذیب مى كند.این نشان مى دهد كه این تكذیب بر اساس منطق نیست چون تكذیب بر اساس منطق این است كه حرف طرف شنیده بشود، روى آن حساب بشود، بعد ببیند منطقى نیست، آنوقت تكذیب كند.ولى تكذیبهاى مصلحتى و در واقع منفعتى، این است كه شخص از اول تصمیم دارد كه آن را قبول نكند. "كذبت قبلهم قوم نوح" قوم نوح هم قبل از اینها تكذیب كردند، چه را؟همه چیز را آنها نمى خواستند قبول كنند. "فكذبوا عبدنا" پس چون چنین روحیه تكذیبى داشتند و روحیه شان روحیه تكذیب بود بنده ما را تكذیب كردند.


اینجا كه مى گوید: «بنده ما را تكذیب كردند» خداوند مى خواهد به خودش مربوط كند ، یعنى ما را تكذیب كردند.بنده ما را تكذیب كردند یعنى ما را تكذیب كردند.مثل اینكه-اگر چه این تشبیه خیلى تشبیه درستى نیست-شما كسى را به عنوان نماینده خودتان به جایى مى فرستید، بعد به آن نماینده تان توهین مى كنند. یك وقت مى گویید به آقاى الف توهین كردند.آن وقت خودش را در نظر گرفته اید.و یك وقت مى گویید به نماینده ما توهین كردند، یعنى به ما توهین كردند، یعنى گذشته از اینكه به شخص او توهین كردند به ما هم توهین كردند.


============================


تا اینجا:


1- داستان دوم رو در مورد قوم نوح بیان می کند که پیامبر خدا رو با روشی غیر منطقی و مصلحتی تکذیب کردند.


2- تکذیب پیامبر خدا، تکذیب خداست.


**********************************


با ما همراه باشید با ادامه سوره قمر

تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد

it is god who cures 

مدير انجمن بهداشت و سلامت

جمعه 11/1/1391 - 17:34 - 0 تشکر 443577

ممنون از مطالب


همراهیم

هزار دشمنم ار مي كنند قصد هلاك  گرم تو دوستي از دشمنان ندارم باك

حافظ عليه الرحمه

امضا: نيري

شنبه 12/1/1391 - 10:0 - 0 تشکر 443735

سلام.



جالب بود. تفسیر هم هست:)


میخونم...

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

شنبه 12/1/1391 - 10:19 - 0 تشکر 443740

"فكذبوا عبدنا" بنده ما را تكذیب كردند، چه گفتند؟حال ببینید چه توجیهاتى براى تكذیب خود ساختند: "و قالوا مجنون و ازدجر" دیوانه است، جن زده است. «مجنون » از ماده «جن » است چنانكه در فارسى هم دیوانه در واقع یعنى دیو زده است.چون در قدیم معتقد بودند كه دیوانه ها را دیو به اصطلاح مى زند و جن به آنها اصابت مى كند(اصابه الجن). "قالوا مجنون" دیوانه است، جن زده است «و ازدجر» دچار زجر الجن است. «زجر» منع را مى گویند و «ازدجار» یعنى منع را پذیرفتن.خلاصه جنها آمده اند این را زجر كرده اند و این هم آن حالت را از جن پذیرفته است، این حرفهایى كه مى زند حرفهایى است كه جنها به او الهام مى كنند.


دیگر قرآن به تفصیل بحث نمى كند چون اینجا جاى تفصیل نیست، جاى اجمال است: "فدعا ربه انى مغلوب فانتصر" .آنجا گفت: عبدنا بنده ما.در مقابل مى گوید: "ربه" نقطه مقابل "عبدنا" ربه ذكر شده .آنجا مى توانست بگوید: فكذبوا نوحا ولى گفت: فكذبوا عبدنا اینجا هم مى توانست مثلا بگوید: فدعا الله ولى گفت: فدعا ربه :آنها بنده ما را تكذیب كردند، بنده ما هم پروردگار خودش را خواند، آن كه تحت حمایتش بود.میان عبدنا و ربه مقارنه است.


"فدعا ربه" پروردگار خود را خواند، كه چه؟ "انى مغلوب فانتصر" پروردگارا من دیگر الآن مغلوبم، یعنى اینها از هر جهت بر من غلبه كرده اند(بدیهى است كه مقصودش غلبه ظاهرى بود)یعنى من دیگر الآن چاره اى ندارم، در چنگال اینها بیچاره هستم "فانتصر" خودت انتقام بگیر یعنى عذاب خود را نازل كن.


همین طور كه مفسرین گفته اند این فدعا ربه انى مغلوب فانتصر كه در سه چهار كلمه در اینجا گفته شده همانهاست كه در سوره انا ارسلنا نوحا در ضمن چند آیه بیان شده است ولى اینجا چون باید مطلب را به طور اجمال بیان كند به طور مختصر ذكر مى كند: فدعا ربه انى مغلوب فانتصر به قوم خودش نفرین كرد.


(((داخل پرانتز!!: این را من از مرحوم ابوى مان شنیدم، یادم نیست كه خودم هم در جایى دیده ام یا نه، و البته بعید هم نیست كه از كرامات شهید اول باشد.مى دانید كه شهید اول را متهم كردند و فتوا به قتلش دادند و قاضى اى به نام «جماعه » فتواى قتلش را صادر كرد و این مرد بزرگ را به شكل خیلى فجیعى به شهادت رساندند .مى گویند آن دم آخر كاغذى را از جیبش در آورد و نوشت: رب انى مغلوب فانتصر .البته ایشان نقل مى كردند كه مى گویند بعد كه كاغذ را دیدند، در زیرش نوشته یافتند: ان كنت عبدى فاصطبر.)))


====================================


تا اینجا: ادامه داستان حضرت نوح را داریم. فقط بسیار کوتاه و اجمالی:


1- حضرت نوح را تکذیب کردند.


2-چگونه: گفتند جن زده شده است. مجنون است.


3- حضرت نوح قوم خود را نفرین کرد.


------------------------------------------------------


با ما همراه باشید.

تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد

it is god who cures 

مدير انجمن بهداشت و سلامت

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.