• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
فرهنگ پایداری (بازدید: 418)
دوشنبه 29/12/1390 - 1:45 -0 تشکر 441981
هفت سین در بهشت زمینیان

انتظار خیلی سخت بود، اما من بالاخره آمدم ولی تو با آن لباس سراسر سفیدت هنوز آن زیر خوابیده‌ای، ردیف كنار همسایه‌هایت. امروز آمده‌ام تا وقتی ثانیه‌ها همراه با طبیعت سرود نو شدن را زمزمه می‌كنند دست در دست هم یا مقلب‌القلوب را بخوانیم و عطر شیرین و گرم سمنوی هفت‌سین را بو بكشیم و انگشتمان را تا ته توی ظرفش فرو كنیم و طعم عید را با لذت قورت بدهیم.

 

          کربلای جبهه ها یادش به خیر       سرزمین نینوا یادش به خیر               

 

       "شادی روح امام و شهدا صلوات"          

 

                                               

 
 
دوشنبه 29/12/1390 - 1:56 - 0 تشکر 441984

وقتی می‌آیم تو با آن لباس سراسر سفیدت هنوز آن زیر خوابیده‌ای. پارسال كه آمدم، هنوز آن حوض بزرگ میانه راه دست و پاگیر چشمم بود كه از لابه‌لای شرشر فواره‌ها جسم شفافت را با همان لباس سراسر سفیدت دیدم، درست روی قبرت.

داشتی خودت را می‌تكاندی و خاك دلمه شده روی موهایت را می‌تراشیدی. لبخندت درست یادم هست، همان لب‌ها، همان دندان‌ها، همان چشم‌ها و همان قیه كشیدن‌های همراه خنده‌ات.

به چه، نمی‌دانم ولی می‌خندیدی و خوشحال بودی. خیال نبود، من دو بال نازك و نرم را هم روی پشتت دیدم، اما با پلك زدنم آن دو بال هم رفت، ولی تو هنوز آنجا بودی. چقدر دلم تنگت بود، حسرت یك لحظه دیدنت، شوق چشم در چشم شدنت، دوباره همكلام تو شدن را كه نگو.

امروز دوباره آمده‌ام مثل خیلی‌های دیگر كه بار و بنه را بسته‌اند و قصد قربت كرده‌اند و به انتظار لمس هزارها مثل تو نشسته‌اند. راستی امسال سال كبیسه بود و یك روز بزرگ‌تر از سال قبل و این یعنی یك روز دیرتر پیش تو آمدن.

راستی گلدان‌های بالای سرت همه برگ داده‌اند و به گل نشسته‌اند. گل‌های داوودی بالای قبر مسعود هم همین طور. چنار كنار خرند باغچه هم دوباره سبز شده. چه كسی می‌گوید شماها مرده‌اید؟ من زنده بودنتان را حس می‌كنم، حتی درویش مرتضی را كه وقتی مُرد از زور پیری كمرش دو تا بود. می‌دانم كه عشق بوییدن گل‌های داوودی و مریم و سنبل مستتان كرده است. می‌دانم وقتی بوی سمنوی عمه زهرا را كه هر سال دیگ و اجاقش را در گورستان عَلَم می‌كند و مدام با كفگیر بلندش آن را هم می‌زند و صلوات می‌فرستد، سرتان را برمی‌دارد.

یادت هست آن ماهی قرمز با آن دم تورمانندش را كه برای اولین عید مشتركمان خریدیم، چقدر دوست داشتی؟ تو همیشه می‌گفتی به خاطر تنهایی او دلت برایش می‌سوزد؛ اما من می‌گفتم تنگ بلور، قصر پادشاهی اوست. تو زهر خندی می‌زدی و حرفم را قبول نمی‌كردی و آه می‌كشیدی. یادت هست یك روز با یك كیسه پر از آب و یك ماهی دم توری آمدی و آن را پیش ماهی قرمز تنها گذاشتی؟

یادت هست كه آن روز به هم قول دادیم هیچ‌وقت از پیش هم نرویم؛ اما تو بی‌وفایی كردی و رفتی؟ نمی‌دانم حالا كه آن زیر خوابیده‌ای مثل آن ماهی دلت برای تنهایی من هم می‌سوزد؟

راستی نوشته‌های روی سنگ مزارت چه كمرنگ شده‌اند! باید كار آفتاب باشد. فقط خدا كند طره‌های سوزان خورشید، چشمت را نزده باشد.ای وای چه حرف‌ها می‌زنم. انگار همه راست می‌گویند كه دیوانه شده‌ام؛ اما ولش كن حالا كه وقت گریه كردن نیست. الان بوی عید می‌آید و وقت خوشحالی است.

ملیحه را كه حتما می‌شناسی؛ همان كه قبرش 4 تا بعد از توست. امسال مادرش سنگ‌تمام گذاشته و سفره هفت‌سین ترمه‌اش را پر از سین‌های رنگارنگ كرده است، بخصوص یك سبد پر از سیب قرمز آورده؛ اما ای كاش علتش را از او نمی‌پرسیدم تا او مجبور نشود بگوید ملیحه عاشق سیب قرمز بود و آن وقت سیل اشك امانش ندهد و دلم را آتش بزند.

حسودیت نشود. من امسال یك عالم برایت سنجد آورده‌ام؛ از همان‌هایی كه دوست داشتی. سمنو هم هست. مگر می‌شود سبزه را فراموش كنم! پارسال یادت هست كه روی قبرت ایستاده بودی و با ولع به سبزه‌هایی كه دختر حاج‌محمد برایش آورده بود، نگاه می‌كردی؟ آخر سبزه پارسالم گندیده بود و سفره هفت‌سین‌ات سبزه نداشت؛ اما امسال دستِ پُر آمده‌ام. راستی این بار عیال‌وار شده‌ام و برای عزیز و آقاجون هم گندم سبز كرده‌ام. می‌دانم اگر سبزه‌ها را ببینند دلشان غنج می‌رود بخصوص عزیز كه عاشق روبان قرمز دور سبزه بود.

وای خدای من چه هوایی است. در بهار انگار همه عاشق می‌شوند، مست و نشئه می‌شوند و خواب به چشم‌هایشان داغمه می‌بندد. فكر می‌كنم بدانی امروز چه اتفاق بدی افتاد. تنگ ماهی علی‌كوچولو از دستش افتاد و ماهی قرمز و سفید كوچكش لای خرده شیشه‌های تنگ درست روی سنگ قبر مادرش پرپر زد. علی جیغ می‌كشید و باباش كه هول شده بود دنبال ظرفی می‌گشت، ولی من دویدم و تنگ ماهی‌هایت را جلویش دراز كردم و او ماهی بیقرار را به دست آب داد. حالا ماهی‌های عیدت 3 تا شده‌اند.

صبح كه آمدم همه جا خلوت بود اما حالا مردم فوج‌فوج برای دیدن عزیزانشان آمده‌اند. به یُمن نوروز، امروز سر مرده‌ها هم شلوغ است! نمی‌دانم چرا فكر می‌كنند سال تحویل را نباید به گورستان آمد. نمی‌دانم چرا می‌گویند شگون ندارد. نمی‌دانم چرا چو می‌اندازند كه خاكِ مرده سنگین است. مگر عزیزی كه حالا خاك شده است بدشگون می‌شود؟ مگر وقتی تو را 2 متر از سطح زمین پایین‌تر بردند و خاك رویت ریختند دیگر نمی‌شود دوستت داشت؟

اما ای كاش تو یكی روی زمین می‌ماندی و تنهایم نمی‌گذاشتی. ای كاش عید امسال را هم با هم جشن می‌گرفتیم و تو با آن خنده‌های بی‌پایانت آیینه و شمعدان را سر سفره می‌گذاشتی؛ ولی چه می‌شود كرد حالا تو و خیلی‌های دیگر با آن لباس‌های بلند و دست و پاگیر بر بستر خاك خوابیده‌اید، اما نمی‌دانم چه كسی گفت كه عمق گور، بین من و تو فاصله می‌اندازد. نمی‌دانم چرا می‌گویند خاك سردی می‌آورد و تو را از قلب من می‌برد. چرا مطمئنند كه وقتی گذر زمان گوش‌هایت را در خود حل می‌كند مشتی خاك از آنها می‌سازد دیگر صدای مرا نمی‌شنوی.

پارسال خودم تو را دیدم كه درست روی قبرت ایستاده بودی و خودت را می‌تكاندی و خاك دلمه شده روی موهایت را می‌تراشیدی و غنچه‌های نورسیده كوكب را با چشم‌هایت می‌بلعیدی!

امروز آمده‌ام تا وقتی ثانیه‌ها همراه با طبیعت سرود نو شدن را زمزمه می‌كنند دست در دست هم یا مقلب‌القلوب را بخوانیم و عطر شیرین و گرم سمنوی هفت‌سین را بو بكشیم و انگشتمان را تا ته توی ظرفش فرو كنیم و طعم عید را با لذت قورت بدهیم.

اینجا بهشت ما زمینی‌هاست، اما چه می‌شد اگر تو و همسایه‌هایت از آن زیر بیرون می‌آمدید و تو مثل پارسال با وسواس گرد و خاك لباست را می‌تكاندی و سنبل‌های صورتی را بو می‌كشیدی و من می‌ماندم و تو با همان لب‌ها، همان چشم‌ها و همان قیه كشیدن‌های همراه خنده‌ات.

          کربلای جبهه ها یادش به خیر       سرزمین نینوا یادش به خیر               

 

       "شادی روح امام و شهدا صلوات"          

 

                                               

 
 
دوشنبه 29/12/1390 - 2:19 - 0 تشکر 441989

سلام

جمعه ی آخر سال خدا لطف کرد تا بهشت زهرا باشیم... مزار شهدای گمنام....

انشاءالله همگی سال خوبی داشته باشید.

من خونواده رو آماده کردم که شاید تحویل سال رو برم مزار شهدامون.. ولی شایدم نرم.... نمیدونم:). هرکی رفت التماس دعا

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

دوشنبه 29/12/1390 - 17:26 - 0 تشکر 442095

بهار با شهدا
روز پنج شنبه سومین روز رستاخیز طبیعت میهمان شهید اصغریخواه هستیم بر سر مزارشون. سرکار خانم هاشمیان همسر والامقام شهیداصغریخواه ازما دعوت کردن که بهار را با شهدا آغاز کنیم.من که حتما به این مهمانی خواهم رفت.
15عصر پنج شنبه گلزار شهدای روستای فتیده لنگرود

خوشا شهیدان و خوشا آنان که با یاد شهیدان زنده اند

جمعه 4/1/1391 - 1:10 - 0 تشکر 442457

ما مثل هر سال موقع سال تحویل مزار شهدا بودیم
صفایی است که جای همه خالی است
جای شما هم خالی 

اللهم عجل لولیک الفرج
پنج شنبه 10/1/1391 - 22:31 - 0 تشکر 443419

سلام


ماهم جمعه آخر سال بهشت زهرا رفتیم سر قبر شهدا. خیلی خوب بود. رفتم سر قبر شهدای گمنام گل بذارم. تو اون قطعه شهید گمنام کم بود



توسل کردم به حضرت فاطمه زهرا یه قبر شهید گمنام پیدا شه این یه گل و بذارم روش. چند لحظه بعد پیدا شد:)



بعد فکر کردم خانوادم منتظر هستن ولی سیر نشده بودم از قبور شهدا دوباره اتفاقی افتاد که برگردم پیششون:)



امسال گلزار شهدای اصفهانم رفتم:) خیلی دوس داشتم اونجارو ببینم

          کربلای جبهه ها یادش به خیر       سرزمین نینوا یادش به خیر               

 

       "شادی روح امام و شهدا صلوات"          

 

                                               

 
 
دوشنبه 14/1/1391 - 0:37 - 0 تشکر 444094

sardarane_eshgh گفته است :
[quote=sardarane_eshgh;461195;443419]

سلام

ماهم جمعه آخر سال بهشت زهرا رفتیم سر قبر شهدا. خیلی خوب بود. رفتم سر قبر شهدای گمنام گل بذارم. تو اون قطعه شهید گمنام کم بود

توسل کردم به حضرت فاطمه زهرا یه قبر شهید گمنام پیدا شه این یه گل و بذارم روش. چند لحظه بعد پیدا شد:)

بعد فکر کردم خانوادم منتظر هستن ولی سیر نشده بودم از قبور شهدا دوباره اتفاقی افتاد که برگردم پیششون:)

امسال گلزار شهدای اصفهانم رفتم:) خیلی دوس داشتم اونجارو ببینم

خوش به سعادتت

به به خانوم اومدی اصفهان بی خبر؟!

می گفتی تا چشممون به جمالت روشن بشه

کاش گفته بودی می اومدم میدیدمت

حیف شد

زیارت قبول خانوم

خیلی با سعادت هستی خوش به حالت

اللهم عجل لولیک الفرج
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.