• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن طنز و سرگرمی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
طنز و سرگرمی (بازدید: 305)
جمعه 5/12/1390 - 13:1 -0 تشکر 435142
جالبه بخونینش حتما..

 
چشم‌هایتان را باز می‌كنید. متوجه می‌شوید در بیمارستان هستید. پاها و دست‌هایتان را بررسی می‌كنید. خوشحال می‌شوید كه بدن‌تان را گچ نگرفته‌اند و سالم هستید.. دكمه زنگ كنار تخت را فشار می‌دهید. چند ثانیه بعد پرستار وارد اتاق می‌شود و سلام می‌كند. به او می‌گویید، گوشی موبایل‌تان را می‌خواهید. از این‌كه به خاطر یك تصادف كوچك در بیمارستان بستری شده‌اید و از كارهایتان عقب مانده‌اید، عصبانی هستید. پرستار، موبایل را می‌آورد. دكمه آن را می‌زنید، اما روشن نمی‌شود. مطمئن می‌شوید باتری‌اش شارژ ندارد. دكمه زنگ را فشار می‌دهید. پرستار می‌آید. 

«ببخشید! من موبایلم شارژ نداره. می‌شه لطفا یه شارژر براش بیارید»؟ 

«متاسفم. شارژر این مدل گوشی رو نداریم». 

«یعنی بین همكاراتون كسی شارژر فیش كوچك نوكیا نداره»؟ 

«از 10سال پیش، دیگه تولید نمی‌شه. شركت‌های سازنده موبایل برای یك فیش شارژر جدید به توافق رسیدن كه در همه گوشی‌ها مشتركه». 

«10سال چیه؟ من این گوشی رو هفته پیش خریدم». 

«شما گوشی‌تون رو یك هفته پیش از تصادف خریدین؛ قبل از این‌كه به كما برید». «كما»؟! 

باورتان نمی‌شود كه در اسفند1387 به كما رفته‌اید و تیرماه 1412 به هوش آمده‌اید. مطمئن هستید كه نه می‌توانید به محل كارتان بازگردید و نه خانه‌ای برایتان باقی مانده است. چون قسط آن را هر ماه می‌پرداختید و بعد از گذشت این همه سال، حتما بوسیله بانك مصادره شده است. از پرستار خواهش می‌كنید تا زودتر مرخص‌تان كند. 

«از نظر من شما شرایط لازم برای درك حقیقت رو ندارین». 

«چی شده؟ چرا؟ من كه سالمم»! 

«شما سالم هستید، ولی بقیه نیستن». 

«چه اتفاقی افتاده»؟ 

«چیزی نشده! ولی بیرون از این‌جا، هیچكس منتظرتون نیست». 

چشم‌هایتان را می‌بندید. نمی‌توانید تصور كنید كه همه را از دست داده‌اید. حتی خودتان هم پیر شده‌اید. اما جرأت نمی‌كنید خودتان را در آینه ببینید. 

«خیلی پیر شدم»؟ 

«مهم اینه كه سالمی. مدتی طول می‌كشه تا دوره‌های فیزیوتراپی رو انجام بدی».. 

از پرستار می‌خواهید تا به شما كمك كند كه شناخت بهتری از جامعه جدید پیدا كنید.. 

«اون بیرون چه تغییرایی كرده»؟ 

«منظورت چه چیزاییه»؟ 

«هنوز توی خیابونا ترافیك هست»؟ 

«نه دیگه. از وقتی طرح ترافیك جدید رو اجرا كردن، مردم ماشین بیرون نمیارن». 

«طرح جدید چیه»؟ 

«اگر راننده‌ای وارد محدوده ممنوعه بشه، خودش رو هم با ماشینش می‌برن پاركینگ و تا گلستان سعدی رو از حفظ نشه، آزاد نمی‌شه». 

«میدون آزادی هنوز هست»؟ 

«هست، ولی روش روكش كشیدن». 

«روكش چیه»؟ 

«نمای سنگش خراب شده بود، سرامیك كردند». 

«برج میلاد هنوز هست»؟ 

«نه! كج شد، افتاد»! 

«چرا؟ اون رو كه محكم ساخته بودن». 

«محكم بود، ولی نتونست در مقابل ارباس 
A380 مقاومت كنه». 

«چی؟!.... هواپیما خورد بهش»؟ 

«اوهوم»! 

«چه‌طور این اتفاق افتاد»؟ 

«هواپیماش نقص فنی داشت، رفت خورد وسط رستوران‌گردان برج». 

«این‌كه هواپیمای خوبی بود. مگه می‌شه این‌جوری بشه»؟ 

«هواپیماش چینی بود. فیلتر كاربراتورش خراب شده بود، بنزین به موتورها نرسید، اون اتفاق افتاد». 

«چند نفر كشته شدن»؟ 

«كشته نداد». 

«مگه می‌شه؟ توی رستوران گردان كسی نبود»؟ 

«نه! رستوران 4سال پیش تعطیل شد».. 

«چرا»؟ 

«آشپزخونه‌اش بهداشتی نبود». 

«چی می‌گی؟!... مگه می‌شه آخه»؟ 

«این اواخر یه پیمانكار جدید رستوران گردان رو گرفت، زد توی كار فلافل و هات‌داگ....». 

«الان وضعیت تورم چه‌جوریه»؟ 

«خودت چی حدس می‌زنی»؟ 

«حتما الان بستنی قیفی، 14هزار تومنه». 

«نه دیگه خیلی اغراق كردی. 12هزار تومنه». 

«پراید چنده»؟ 

«پرایدهای قدیمی یا پراید قشقایی»؟ 

«این دیگه چیه»؟ 

«بعد از پراید مینیاتور و ماسوله، پراید قشقایی را با ایده‌ای از نیسان قشقایی ساختن». 

«همین جدیده، چنده»؟ 

«70میلیون تومن». 

«پس ماكسیما چنده»؟ 

«اگه سالمش گیرت بیاد، حدود 2 یا 2 و نیم....». 

«یعنی ماكیسما اسقاطی شده؟ پس چرا هنوز پراید هست»؟ 

«آزادراه تهران به شمال هم هنوز تكمیل نشده». 

«تونل توحید چه‌طور»؟ 

«تا قبل از این‌كه شهردار بازنشسته بشه، تمومش كردن». 

«شهردار بازنشسته شد»؟ 

«آره». 

«ولی تونل كه قرار بود قبل از سال1390 افتتاح بشه». 

«قحطی سیمان كه پیش اومد، همه طرح‌ها خوابید». 

«چندتا خط مترو اضافه شده»؟ 

«هیچی! شهردار كه رفت، همه‌جا رو منوریل كشیدن. مترو رو هم تغییر كاربری دادن». 

«یعنی چی»؟ 

«از تونل‌هاش برای انبار خودروهای اسقاطی استفاده كردن». 

«اتوبوس‌های 
BRT هنوز هست»؟ 

«نه! منحلش كردن، به جاش درشكه آوردن. از همونایی كه شرلوك هلمز سوار می‌شد». 

«توی نقش‌جهان اصفهان دیده بودم از اونا...» 

«نقش‌جهان رو هم خراب كردن». 

«كی خراب كرد»؟ 

«یه نفر پیدا شد، سند دستش بود، گفت از نوادگان شاه‌عباسه، یونسكو هم نتونست حرفی بزنه». 

«خلیج‌فارس چه‌طور؟» 

«اون هم الان فقط توی نقشه‌های خودمون، فارسه. توی نقشه گوگل هم نوشته خلیج صورتی». 

«خلیج صورتی چیه»؟ 

«بعضی‌ها به نشنال‌جئوگرافیك پول می‌دادن تا بنویسه خلیج عربی، ایران هم فشار میاورد و مدرك رو می‌كرد. آخرش گوگل لج كرد، اسمش رو گذاشت خلیج صورتی...» 

«ایران اعتراضی نكرد»؟ 

«چرا! گوگل رو فیلتر كردن». 

«ممنونم. باید كلی با خودم كلنجار برم تا همین چیزا رو هم هضم كنم». 

«یه چیز دیگه رو هم هضم كن، لطفا»! 

«چیو»؟ 

«این‌كه همه این چیزها رو خالی بستم». 

«یعنی چی»؟ 

«با دوست من نامزد شدی، بعد ولش کردی. اون هم خودش را توی آینده دید، اما خیلی زود خرابش کردی. حالا نوبت ما بود تا تو را اذیت کنیم. حقیقت اینه که یك ساعت پیش تصادف كردی، علت بیهوشی‌ات هم خستگی ناشی از كار بود. چیزیت نیست. هزینه بیمارستان را به صندوق بده، برو دنبال زندگی‌ات»! 

«شما جنایتكارید! من الان می‌رم با رییس بیمارستان صحبت می‌كنم». 

«این ماجرا، ایده شخص رییس بیمارستان بود». 

«ازش شكایت می‌كنم»! 

«نمی‌تونی. چون دوست صمیمی پدر نامزد جدیدته».

 

  به طواف كعبه رفتم ،به حرم رهم ندادند          كه برون درچه كردي، كه درون خانه‌آئي

 

                                    

جمعه 5/12/1390 - 15:21 - 0 تشکر 435158

خیلی باحال بود.
کلی خندیدم
اولین بار متنی به این درازا رو تا اخر خوندم

تصورشو میکنم که اگه من جای اون مریض بودم پرستار رو حالشو میگرفتم.

 

 

دوران خوش آن بود که با دوست به سر شد ***باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود  

 

 

 

 

 

 

جمعه 5/12/1390 - 15:30 - 0 تشکر 435161

سلام
وااای خیلی جالب بود....فکرشو بکنین این همه دروغ تو یه لحظه برای یه نفربگین چه حالی میده!!!!!
خوشم اومد ....متنش با این که طولانی بود ولی خسته کننده نبود....هر خطش کلی حرف برا گفتن داشت:))))

امواج زندگی را بپذیر حتی اگر گاهی تو را به عمق ببرد، ماهی آسوده که بر سطح آبها می بینی مرده است!
جمعه 5/12/1390 - 16:12 - 0 تشکر 435170

سلام

خیلی جالب بود.

ممنون

جمعه 5/12/1390 - 22:16 - 0 تشکر 435317

سلام
عجب با حال بود مرسی یاس کبود عزیزم:))))))

هر كس كه با زندگي ميسازد ميبازد. بازندگي نساز زندگي را بساز.
جمعه 5/12/1390 - 22:28 - 0 تشکر 435323

ای ای از دست این نامردها!!!!!!

جمعه 5/12/1390 - 23:4 - 0 تشکر 435340

سلام
ایول خیلی باحال بود
دم نامزد گرم ...
واااااااااااااااااااااااااااااای عجب حالی کردمااااااااااااا...

 

غرق نعمتیم ؛ حالیمون نیست ...

الهی رضا برضائک!

 
جمعه 5/12/1390 - 23:39 - 0 تشکر 435361

بابا واقعا داستان جالبی بود ...
دم ایده پردازش گرم!

چهارشنبه 10/3/1391 - 13:12 - 0 تشکر 458337

خیلی باحال بود من بودم سنگ کوب میکردم ایدفعه واقعا میرفتم تو کما

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.