• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن سياسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
سياسي (بازدید: 1292)
يکشنبه 30/11/1390 - 17:3 -0 تشکر 433494
شوخی های سیاسی

سلام

این تاپیک ایجاد شده تا با سیایت وسیاستمداران کمی شوخی کنیم.چه داخلی ها وچه خارجی ها..این شوخیها میتونه تصویری باشه ویا نوشتاری.....

منتها باید:

اولا:مقررات انجمن سیا ست رو رعایت کنیم

دوما:با شوخیمون به افراد توهین نکنیم

 سوما:از سوما به بعد رو به عهده ی خودتون میذارم

اولین شوخی با رئیس جمهورمون:

                          این نیز بگذرد.....
دوشنبه 1/12/1390 - 8:32 - 0 تشکر 433649

تعظیم مسئولین!

دوشنبه 1/12/1390 - 9:20 - 0 تشکر 433662

سلام
شعر زیر را با نام "آقازاده"، "سعید سلیمان پور" سروده است که به نقل از کتاب "یک بغل کاکتوس" در ذیل این مطلب منتشر می شود:

ای نوزده ساله قرةالعین!
ای گنده شده به طرفةالعین!

آن روز که هفت ساله بودی
چون خوار به گُل اماله بودی

اکنون که به نوزده رسیدی
دیلاق شدی و قد کشیدی

پس گوش به پندهای من کن
آویزه‌ی گوش خویشتن کن

آنجا که بزرگ بایدت بود،
از نام پدر تورا رسد سود

با زور پدر سپه شکن باش
فارغ ز وصال خویشتن باش

از زیر در آی بی محابا
بالا بنشین به لطف بابا

تا از دَمِ گردنِ کلفتت
بارد شب و روز، پول مفتت

دولت طلبی، نسب نگه دار
با دولتیان ادب نگه دار

باچهره ظاهرالصلاحت
با لطف و مراحمِ جناحت

تا رو نکند به تو کسادی
رو کن به فسادِ اقتصادی

پروا نکن از بی آبرویی
این آب بزن به پول شویی

غافل نشوی ز رانت، باری
عزت بطلب ز رانت‌خواری

گر گفت کسی که «آن حرام است»
القصه بدان که از عوام است

هرچند که رانت را خواص است،
در خوردن آن شگردِ خاص است،

خود را ز قضای بد نگه‌دار
در خوردن رانت حد نگه‌دار

رانت ارچه همه حلال خیزد
از خوردنِ پُر ، ملال خیزد

بینی به بهانه‌های واهی
گشتی دو سه روز دادگاهی

البته بدان در این مواقع
کک هم نگزد تو را به‌واقع

اِعراب قضا چو بی محل است،
دل بد نکنی، قضیه حل است

خود را تو بزن به بی خیالی
کان را بکنند ماست مالی

از لطف قضا و دستگاهش
سازند دو روزه رو به‌راهش

کز نام پدر تو را نشان است
احوال تو چون «میتی کومان» است

هرجا که نشان دهی نشانت،
حکّام شوند جان‌ فشانت

تا جام اجل نکرده‌ای نوش،
هی رانت بخور، یه آب هم روش

                          این نیز بگذرد.....
دوشنبه 1/12/1390 - 12:6 - 0 تشکر 433712

سلام

گفت: خبرنگار یک سایت ضد انقلاب در لس آنجلس از رضا ربع پهلوی پرسیده است؛ سلطنت طلب ها با منافقین و مارکسیست ها و اصلاحاتی ها چه نسبتی دارند که در جریان آشوب های اخیر با آنها متحد شده اند؟
گفتم: خب! ربع پهلوی چه جوابی داده؟
گفت: خودش جواب نداده ولی یکی از سلطنت طلب ها در پاسخ گفته است برای مقابله با رژیم اسلامی می توان به همه مخالفان رژیم کمک مالی و سیاسی کرد، چون شاه ایران به همه محرم است.
گفتم: از شخصی پرسیدند؛ به نظر تو چه کسی به همه محرم است؟ و یارو جواب داد «گاو» چون به همه شیر می دهد!

                          این نیز بگذرد.....
دوشنبه 1/12/1390 - 14:11 - 0 تشکر 433768

سلام

همان‎طور که می‏دانید مجلس زنده است و هر چیز زنده ای رگ دارد و هر رگی نیز می‎تواند باد کند. اما برخی رگ‎ها قابل کنترل بوده و در صورت نیاز می توانند بنا به فرموده باد کنند یا نکنند. این نوع رگ‎ها که به رگ‎های دو منظوره معروف هستند، گاهی چنان باد می شوند که روی هر چی باد است را کم می‎کنند و گاهی چنان پنچر می شوند که هر نسیمی جلوی آنها می‎شود طوفان!

مثلاً یکی از مواقعی که رگ مجلس ترجیح داد باد کند زمانی بود که مسئول هدفمندی یارانه ها رفته بود مجلس. پس از ماجرای آن روز رگ غیرت مجلس چنان برای دفاع از حیثیت مجلس باد کرد که نگو و نپرس. اما همین رگ ترجیح داد وقتی که آقای..... از کلمات دلنشین «... » استفاده کرد، باد نکند. البته اشکال از باد یا رگ نیست ها؛ کار، کار سوزنیست که هی باد این رگ را خالی میکند. البته مشکل اینجاست که سوزن افتاده دست بد سوزن بانی!

                          این نیز بگذرد.....
دوشنبه 1/12/1390 - 17:51 - 0 تشکر 433825

سلام
ببخشید پارازیت می اندازم یه لحظه به نظرم اومد جناب لینخو از اعضای قدیمی باشه چون شجاعت شوخی با سیست مداران رو از افسانه شجاعان یاد گرفته:)

سه شنبه 2/12/1390 - 9:14 - 0 تشکر 434021

سلام

در خبر ها آده بود:

چرا آیت ا..هاشمی رفسنجانی حکم ریاست دانشجو بر دانشگاه آزاد را امضاء نمی کنند؟

جواب:

آقا جان حق دارند...ما از اون موقعی که یادمون میاد این آقا دانشجو بوده ..

آیا شما جایی رو سراغ دارید که یه دانشجو رئیس دانشگاه شده باشه..نه دیگه ..هیچ جا اینطور نیست..پس...

آقای دانشجو سعی کنن سریعا فارغ التحصیل بشندوبعد از تایید مدرک توسط وزارت علوم اونوقت انشاا...مشکل حل میشه

                          این نیز بگذرد.....
سه شنبه 2/12/1390 - 9:32 - 0 تشکر 434024

QaEtha گفته است :
[quote=QaEtha;562786;433825]سلام
ببخشید پارازیت می اندازم یه لحظه به نظرم اومد جناب لینخو از اعضای قدیمی باشه چون شجاعت شوخی با سیست مداران رو از افسانه شجاعان یاد گرفته:)

سلام

شما از کجا فهمیدی؟نکنه خودتون هم  دون -فان -بوبای- باشی

شنبه 6/12/1390 - 9:37 - 0 تشکر 435411

سلام
مصاحبه با یک کاندیدای انتخابات:
منبع:سایت ایران سبزوار خبر
***************************************
سئوال :بی مقدمه عرض کنم که حضرت عالی بر چه اساسی پا به این رقابتهای نفس گیر گذاشتید؟

جواب: بنده به پشتوانه سوابق خوب و درخشان خودم به این رقابت ها آمده ام وشک ندارم مردم ...

سئوال :میشه این سوابق درخشان را فهرست وار بیان کنید؟

جواب :بله .دقت بفرمائید بنده از سال ۱۳۵۷ که انقلاب شد ۱-شعار داده ام۲- به راهپیمائی ها آمده ام ۳-عضو هیئت امنا ی مسجد محله بوده ام۴-در کتابخانه حاج ملا هادی عضو شده ام ۵- عضو فعال پایگاه بسیج محله هستم ۶- در فتنه ۶۵ و۷۸و۸۸ سکوت نکرده ام ۷- دنبال ارازل و اوباش راه نیفتاده ام ۸-خیات و مبرات کرده ام۹- پنجشنبه ها به مصلی رفته ام و.....

سئوال :بفرمائید مدرک تحصیلیتان چیه ؟

جواب:بنده دیپلم اقتصاد قدیم دارم .یک دوره مدیریت یک ساله هم در جزیره کیش رفته ام البته زمان آقای ...بودکه لطف کردند و ما را هم شرکت دادند البته دروغ گفته نشه من بخاطر مشغله کاری نرسیدم برم فقط اسم نوشتم خودشان لطف کردند مدرک را فرستادند.

سئوال:شما در کدام لیستها منظورم جبهه ها قرار گرفته اید؟

جواب:من خداییش خیلی سعی کردم که اسمی از جبهه نیارم چون برای رضای خدا رفتم ولی حالا که شما می فرمائید عرض کنم که بنده سه ماه و نیم در جبهه سوسنگرد بودم و دوماه هم در گیلان رشت .البته پنجاه و سه روز هم برای جهاد سازندگی رفیم خرمشهر

سئوال:منظور ما جبهه های فعلی بود جبهه پایداری .جبهه متحد جبهه اصولگراها .جبهه اصلاح طلب های معتدل نیمه معتدل .جبهه پایداری .جبهه ایستادگی . ...

من تا به حال سرم به کار خودم بوده واصلا از این حبهه ها ی جدید خبر ندارم یعنی شما می فرمائید اینها جبهه جنگ است.چطور شده که ما خبر نداریم ؟

سئوال :اینها جبهه جنگ نیست جبهه انتخاباتی است.شما باید بری تو یکی از اینها قرار بگیری و الا رای نمی یاری ...

جواب:ای بابا امیدت به خدا باشه وقتی من کاندیدا نمی دونم این جبهه ها چیه می خاد اون مرد و زن دهاتی که فردا می یاد رای بده بدونه؟اینها به نظر ما سوسول بازی بعضی حزب هاست.من حالا منظور شما را فهمیدم.

سئوال :پس می دونی اینها چه جوری درست شدند؟

جواب:بله زمان جنگ و انقلاب ما می گفتیم حزب اله ماشا اله حالا اینها قرتی بازی در آوردند هی ادا و اصول درست کردند.

سئوال : پس شما داخل احزاب نیستی ؟

نه به خدا اگه باور نداری جون بچم قسم بخورم .من فقط ولایت و انقلاب رو قبول دارم نه یک ذره بیشتر نه یک ذره کمتر!

سئوال: ببخشید ها منظوری ندارم ولی اول کاری همه همینو میگن میگن ما ولائی هستیم ما انقلابی هستیم ما راه امامی هستیم.بعد که به جائی می رسن توزرد از آب در میان !

جواب:من یکی اهل این حرفا نیستم .من فقط و فقط به انقلاب و ولایت اعتقاد دارم و برای خدمت به خلق اله آمده ام بقیه هرجور هستن به خودشان مربوطه !

سئوال: شما برای تبلیغات چیکار کردین یعنی چه برنامه ای دارین ؟

جواب:واله حالا که هنوز وقت زیاده ولی دور و بری ها میگن اون سردار و تیمسار رو از جلو اسمت وردار مردم به سردارها اعتماد دارن ولی رای نمی دن.بهتر جاجی یا همون برادر زمان جنگ رو پیشوند کنی .

سئوال:مگه شما سردار شدی .شما که گفتی چند ماه بیشتر به جبهه نرفتی ؟

جواب:خوب دیگه حالا چه فرقی داری یکی چند سال رفته یکی چند ما ه مهم رفتن بوده که ما هم رفتیم .

سئوال :نه بابا این حرفا چیه سردار بودن که الکی نیست .نکنه باورت شده سرداری ؟یا می خوای سو استفاده کنی ؟

جواب:نه بابا شوخی کردم .می خواستم بدونم شماها که هی تو این وامونده ها می نویسی کی امد و کی رفت و کی چی خورد و کی چی برد حواست هست!

سئوال :ای بابا حالا چه وقت شوخیه با ما .برو برنامه ریزی کن که رای بیاری حاجی سردار آقا دکتر مهندس برادر

جواب:دیگه داره این مصاحبه بیخ پیدا میکنه .من دیگه با شما مصاحبه نمی کنم .شما هم جناح چپی هستی اصلا از اول هم معلوم بود .

سئوال :شما که گفتی از این جبهه و جناح ها چیزی نمی دونی .مرد حسابی چرا دروغ میگی .شما با دروغ می خوای بری نماینده بشی .؟

جواب:اصلا به شما مربوط نیست بله دوست دارم دروغ بگم .بنده اول انقلاب اون وری بودم بعد امدم این وری حالا هم هر دو طرفی ام به تو هم مربوط نیست .

سئوال : ما این حرفا برامون عادیه ولی تو یکی عجب مارمولکی هستی ها فکر کردی مردم نمی دونند منحرفی ؟ما خودمان پرونده های تو را داریم به وقتش برسه رسوات میکنیم.حالا برو خوش باش ۴ اسفند بشه همه چی معلوم میشه!

جواب:نه نه به جون بچم غلط کردم نکنید اینکارا رو ما یه غلطی کردیم .اصلا میرم انصراف می دم ....ادامه درد.

                          این نیز بگذرد.....
چهارشنبه 10/12/1390 - 13:30 - 0 تشکر 436857

سلام

سیاستمدار گفت:


«مشکلی نیست. شما من را راه بده، من خودم بقیه اش رو حل می کنم»


فرشته گفت «اما در نامهء اعمال شما دستور دیگری ثبت شده،


شما بایستی ابتدا یک روز در جهنم و سپس یک روز در بهشت زندگی کنید.


آنگاه خودتان بین بهشت و جهنم یکی را انتخاب کنید»


سیاستمدار گفت:


«اشکال نداره. من همین الان تصمیمم را گرفته ام. میخواهم به بهشت بروم»


فرشته گفت:


«می فهمم. به هر حال ما دستور داریم. ماموریم و معذور»


و سپس او را سوار آسانسور کرد و به پایین رفتند.


پایین ... پایین... پایین... تا اینکه به جهنم رسیدند.





در آسانسور که باز شد، سیاستمدار با منظرهء جالبی روبرو شد.


زمین چمن بسیار سرسبزی که وسط آن یک زمین بازی گلف بود و در کنار


آن یک ساختمان بسیار بزرگ و مجلل. در کنار ساختمان هم بسیاری از


دوستان قدیمی سناتور منتظر او بودند و برای استفبال به سوی او دویدند.


آنها او را دوره کردند و با شادی و خنده فراوان از خاطرات روزهای زندگی


قبلی تعریف کردند. سپس برای بازی بسیار مهیجی به زمین گلف رفتند و


حسابی سرگرم شدند.


همزمان با غروب آفتاب هم همگی به کافهء کنار زمین گلف رفتند و


شام بسیار مجللی از اردک و بره کباب شده و نوشیدنی های گرانبها صرف کردند.


شیطان هم در جمع آنها حاضر شد وشب لذت بخشی داشتند..








به سیاستمدار آنقدر خوش گذشت که واقعاً نفهمید یک روز او چطور گذشت.


راس بیست و چهار ساعت، فرشته به دنبال او آمد و او را تا بهشت اسکورت کرد.


در بهشت هم سیاستمدار با جمعی از افراد خوش خلق و خونگرم آشنا شد،


به کنسرت های موسیقی رفتند و دیدارهای زیادی هم داشتند.


سناتور آنقدر خوش گذرانده بود که واقعا نفهمید که روز دوم هم چگونه گذشت،


گرچه به خوبی روز اول نبود.








بعد از پایان روز دوم، فرشته به دنبال او آمد و از او پرسید که آیا تصمیمش را گرفته؟


سیاستمدار گفت:


«خوب راستش من در این مورد خیلی فکر کردم..


حالا که فکر می کنم می بینم بین بهشت و جهنم من جهنم را ترجیح می دهم»


بدون هیچ کلامی، فرشته او را سوار آسانسور کرد و آن پایین تحویل شیطان داد.


وقتی وارد جهنم شدند، اینبار سیاستمدار بیابانی خشک و بی آب و علف را دید،





پر از آتش و سختی های فراوان. دوستانی که دیروز از او استقبال کردند


هم عبوس و خشک، در لباس های بسیار مندرس و کثیف بودند.


سیاستمدار با تعجب از شیطان پرسید:


«انگار آن روز من اینجا منظرهء دیگری دیدم؟


آن سرسبزی ها کو؟


ما شام بسیار خوشمزه ای خوردیم؟ زمین گلف؟ ...»


شیطان با خنده جواب داد: «آن روز، روز انتخابات بود... امروز دیگر تو رای داده‌ای».


                          این نیز بگذرد.....
چهارشنبه 10/12/1390 - 13:36 - 0 تشکر 436862

سلام

بیماری انتخاباتی:

سندرم اخلاق انتخاباتی، جدیدترین بیماری شناخته‌شده‌ی اخلاقی است که با استفاده از کیت‌های تشخیصی (اجرایی) و(نظارتی) قابل شناسایی نیست و در محدوده‌ی زمانی یک ماه قبل از انتخابات تا پایان روز شمارش آرا شیوع پیدا می‌کند. این بیماری خوش‌خیم که فقط بعضی از کاندیداهای محترم بدان مبتلا می‌شوند، خوشبختانه مسری نیست لذا اگر احدی از مبتلایان در روزهای اخیر به شما دست داده یا روبوسی کرده‌اند یا مکرر دستگیره‌ها و شستی زنگ حیاط شما را لمس نموده‌اند، نگران سرایت بیماری نباشید. اگر بعد از رفتن آن‌ها جمله‌ی (ولش کن…) را به کار برده‌اید خود و خانواده محترم را واکسینه کرده‌اید. فقط کسانی که از غذای بیمار استفاده کرده‌اند حامل ویروس مخفی و غیرفعال بیماری‌اند و باید مراقب سلامتی خود باشند. برای اطلاع شما ۱۵ علامت بیماری را یادآور شده و توصیه می‌کنیم از نزدیک شدن به ستادهای انتحاراتی! آن‌ها خودداری نمایید و حتی‌المقدور به ستادهایی که بهداشت انتخاباتی را رعایت نموده‌اند مراجعه و با تزریق یک رأی به صندوق انتخابات، شهر را از آلودگی و اپیدمی حفظ نمایید.

1. وقوع معجزه‌ی زیبایی در چهره‌ی آن‌ها آن‌گونه که عکس(تصویر پوستر و…) با واقعیت تطبیق نمی‌کند.

2. تغییرات شدید و مثبت اخلاقی، دینی، رفتاری و عرفانی در آن‌ها و نزدیک شدن به الگوی انسان کامل و کثرت تعداد لبخندها، چشم‌بستن‌ها، مصافحه، روبوسی و ….

3. تغییرات شدید گفتاری (انقلاب در محاوره) به طوری که کلمات عاشقانه از سر مهر و توام با عطوفت و مهربانی تمام فضای گفت‌وگو را پر می‌کند.

4. افتادگی و فروتنی فصلی، دست به سینگی! خمیدگی شدید ستون فقرات و کوچک شمردن خود در مقابل مردم حتی از نوع مردم بسیار آسیب‌پذیر!

5. احساس فامیلی، خویشاوندی و دوستی بیش از حد نزدیک با هر عابر پیاده و سواره و مصداق واقعی (بنی‌آدم اعضای یکدیگر) شدن!

6. کاربرد کلمات غرورآفرین پزآور و هندوانه زیربغل‌کن! برای مخاطب، آن‌گونه که مخاطب به کشف جدیدی از توانایی‌ها و شخصیت پنهان و البته عظیم و نامکشوف خود پی می‌برد!

7. دست‌ودل‌بازی، ول‌خرجی، مهمان‌نوازی، طایفه‌دوستی، اتحادگستری، وحدت‌پروری و آشتی‌مندی شدید و رقابت نعل‌به‌نعل با حاتم طایی اسبق!

8. افزایش شدید قوای بدنی، توان کاری (غیر از کار اداری) ، آشکار شدن علایم بیش فعالی، مهارت در تجدید ارتباطات فامیلی متروک و فعالیت شدید شبانه‌روزی بدون استفاده از مواد نیروزا ! (به استثنای بعضی مواد غذایی رأی‌آور!)

9. ایجاد حالت روحانی و ملکوتی در چهره و رفتار و فوران فضایل اخلاقی و انسانی و ذکر تجربه‌های متعدد دینی

10. ارتباط با عالم غیب و دیدن رؤیاهای صادقه و خواب‌هایی در اطراف اماکن مقدس، طی‌الارض، نورانیت باطن و هدایت غیبی!

11. توجه و دقت در نظافت و نزاکت ظاهر، آراستگی، شیک‌پوشی، مدگرایی و خوش‌بویی بدون سابقه‌ی قبلی و به صورت فی‌البداهه!

12. افزایش میزان صدقات، نذورات، کمک مردمی و خداپسندانه به شناسنامه‌های تحویلی، مدد از ائمه‌ی اطهار، پابوسی امام‌زاده‌ها، برگزاری مراسم و اعیاد مذهبی به طور مکرر و مجدد!

13. شرکت فعال، به موقع و بدون سابقه‌ی قبلی در مراسم مختلف سرکشی، ختم سوم تا سالگرد، عروسی، ختنه‌سوران و… سایر مراکز تجمع انسانی بدون اطلاع قبلی!

14. حادث شدن اتفاقات غیرمترقبه! در اطراف محل زندگی آن‌ها مثل تیراندازی، آتش‌سوزی، معرکه‌گیری، پخش غذای نذری، سورچرانی، انصراف از مقام اداری و …

15. آمدن نام آن‌ها برای اولین بار در متن اطلاعیه‌های اداری یا حاشیه‌ی بخشنامه‌ها و جراید محلی، اعلامیه‌های شادباش، تبریک، ترحیم، تسلیت و…

                          این نیز بگذرد.....
برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.