• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادب و هنر > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادب و هنر (بازدید: 8243)
چهارشنبه 22/3/1387 - 14:1 -0 تشکر 42959
خانه هنرمندان تبیان

با یاد دوست 

از کلیه ی دوستان عزیزی که دستی در هنر دارند و فعالیت هنری خاصی انجام می دهند دعوت می شود که در این مبحث به معرفی خود و هنرشان بپردازند.  

برای ما توضیح بدهید که چی شد به این راه کشیده شدید و هنر در هر نوع آن، چه تاثیری در زندگی شما داشته است؟!

در صورت امکان اطلاعات اولیه ای در خصوص رشته ی هنری خود ثبت کنید.

ممنون می شویم تصویری از کارهای هنری خود درج کنید یا اگر در زمینه ی موسیقی فعالیت دارید قطعه ای از آثارتان را برای ما قرار بدهید، اگر هم از هنرهایی مثل آشپزی بهره مند هستید دعوتمان کنید حضورا خدمت می رسیم ...   

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

پنج شنبه 23/3/1387 - 13:52 - 0 تشکر 43065

.:: سلام ::.

من نقاشی کار میکنم. از بچگی عاشقش بودم.

با مدادرنگی و کنته و راپید و رنگ روغن کار کردم.

ولی استعدادم تو طراحی و مدادرنگی بیشتره.

رنگ روغن رو زیاد خوشم نمیاد... به نظر من کسی که رنگ روغن کار میکنه با اونی که تو کار مدادرنگیه

استعداداشون خیلی باهم فرق داره. تکنیک های این دو کاملاً متفاوت اند.

ذغال و راپید هم خیلی دوست دارم ولی زیاد تخصصی باهاشون کار نمیکنم.(کاغذ خط خطی می کنم)

نقاشی هم مثل یه بناست که باید اصولی کار بشه. باید پایه سازی کار درست باشه.

ولی منم مثل خیلی های دیگه از زمین خاکی شروع کردم. اصول و مبانی و تقارن و ... نمیدونم

این چیزا سرم نمی شد.

از همون اول با سایه زنی کشیدن رو شروع میکردم! و به عقیده ی خودم

 همین باعث شد تو این

زمینه مهارتم بالا بره و خطوط اولیه رو تو نیم ثانیه تو ذهنم بکشم.

البته این روش به عقیده ی همه اشتباست.

اطلاعات اولیه ای که میتونم به دوستان بدم اینه که ولی اگه شما هم مثل من عجولید و

صبرتون کمه از همین شیوه استفاده کنید حتماً موفق میشید.

البته هست نقاشی هایی که شیوه ی کشیدنشون باید به همین صورت باشه,

یعنی سایه زنی مرحله ی اول کار هست. مثل نقاشی های کاستیان با مداد قرمز.

این از اطلاعات اولیه.

در مورد عکس هم یکی هست که خودم خیلی دوسش دارم.

(البته تو این عکس خیلی از ریزه کاری ها و حتی زمینه عکس هم درست و حسابی دیده نمیشه. پیشاپیش بابت کیفیت افتضاحش شرمنده...! )

Click Here

کارایی که با راپید دارم هم خیلی قشنگ میشن... (البته از نظر خودم!)

خودم خیلی لذت می برم ازشون.

از یه کاغذ خط خطی شده هم لذت می برم...البته خط خطی که هنری باشه.

خودم خیلی میکشم.خیلی زیاد.

گوشه ی هر کاغذ سفیدی رو خط خطی میکنم. اینارو واسه این گفتم که

 خودتون رو دست کم نگیرید... خط خطی کردن خودش هنره. یکی از دوستام همینطوری وارد این هنر شده...

(نقاشی های پیکاسو رو حتماً دیدید دیگه؟)

در مورد تاثیر و اینا هم خیلی تو زندگیم تاثیرگذار بوده نقاشی...

لذت عجیبی برای آدم داره. مخصوصاً اگه خودتون کشیده باشینش.

بخواید از راپید هم چند تا میکشم میزارم برای آشنایی دوستان با این وسیله و

چیزایی که میشه باهاش کشید...

 آخه معمولاً خیلی ها نقاشی با راپید و قلم آهنی رو دوست دارن و بدشون نمیاد امتحانش کنن.

.:: در پناه حق ::.

جمعه 24/3/1387 - 2:5 - 0 تشکر 43166

سلام آقا دانیال

نقاشی بسیار زیبایی بود ... احسنت!

مشتاقانه منتظر دیدن آثار دیگرتان هم هستیم ...

در مورد راپید و کاربرد آن هم برای ما بیشتر توضیح بدهید ممنون می شم.

الهی عاقبت بخیر شید  

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

جمعه 24/3/1387 - 9:36 - 0 تشکر 43184

.:: سلام ::.

سلام

ممنونم

در مورد راپید...

کاری که راپید انجام میده اینه که روی کاغذتون نقطه میزاره.همین!

و شما باید نقطه ها رو طوری فاصله بدید که یه شکل به وجود بیاد. (به این کار میگن طراحی با نقطه)

نوک راپید در اندازه های مختلف وجود داره.

تصاویر جالبی میشه باهاش ایجاد کرد...

حتی می تونید منظره هم بکشید... و هر چیز دیگه

اینم یه نمونه از منظره. (عکس از یه کتابیه)

این هم یه عکس که با راپید کشیدم.(سمت چپ با راپیده)

حوصله ی خطوط اولیه رو نداشتم.اگه کج و ماوج شده شرمنده!

بابت کیفیت عکس هم ...! اگه خواستید بگید حتماً یه عکس دیگه میگیرم.

می بینید که بعضی جاها هیچ نقطه ای نباید گذاشت.(جاهایی که نور می تابه)

و بعضی جاها کاملاً مشکیه. راستی یادتون باشه نباید با راپید خط بکشید...

حتی جاهایی رو که کاملاً باید سیاه باشند رو باید با نقطه ها بکشید.

سمت راست هم با قلم آهنی کشیدم.

با قلم آهنی بخواید چیزی بکشید محدودترید.

بازم اگه خواستید مطلب میزارم.

امیدوارم مفید بوده باشه.

.:: در پناه حق ::.

جمعه 24/3/1387 - 12:39 - 0 تشکر 43207

چقدر زیبا و جالب !

به نظر می رسد طراحی با راپید کار مشکلی باشد و نیازمند مهارت خاص خودش هست ...

کاربرد قلم آهنی هم مشابه راپید هست یا تفاوت هایی با هم دارند؟

ممنون می شم در مورد ابزار و تکنیک های دیگری هم که در طراحی و نقاشی به کار می برید توضیح بدهید ...

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

جمعه 24/3/1387 - 19:40 - 0 تشکر 43262

.:: سلام ::.

سلام

نه... خیلی هم سخت نیست...

واسه همین خیلی ها بهش علاقه مند میشن

البته اون منظره هه یکمی سخته

نه نه... کاربرد قلم آهنی یه چیزه دیگه ست...

برای کشیدن نقاشی های مثل همونی که اونجا گذاشتم

ولی به جای راپید هم ازش استفاده میشه

هر نقاشی رو اگه با قلم آهنی بکشید قشنگ در نمیاد...

و باید دستتون هم تند باشه, چون خطوط رو باید تند تند کشید تا قشنگ شه.

متاسفانه الان وقت ندارم. ولی چشم بازم میام.

موفق باشید

.:: در پناه حق ::.

چهارشنبه 29/3/1387 - 12:13 - 0 تشکر 43925

سلام به هنر دوستان تبیان البته من واقعا هیچ وقت نتونستم به خودم بگم هنر مند چون هنر واقعا مقدسه و طهارتی می خواد که حس می کنم تو زمین نمیشه ادعای هنرمندی کرد چون اگه آلوده هم نباشی حتما می شی . خوب منم اومدم تا فقط کارهامو نشون بدم البته کارهایی رو که تو کاغذ کشیدم رو فعلا نمی تونم قرار بدم اما من به صورت بهتره بگم غریزی نقاشی چهره رو یاد گرفتم عکس نویسنده ها بازیگرا و عکسای روزنامه ها رو از بچگی می کشیدم و تا چند سال پیش یک آن دیدم چیزی که کشیدم خیلی شبیه شده به عکس و اون موقع گفتم آره فکر می کنم دیگه بتونم نقاش خوبی باشم . با رنگ روغن یه بار کار کردم ، چند سال پیش بود ، می تونستم برم بوم بخرم اما خودم دلم نیومد برم بوم بخرم و اونو خرابش کنم و روش نقاشی بکشم البته اگه اسمشو بشه گذاشت نقاشی . یه بوم ساختم البته با راهنمایی یکی از آشنایان که نقاش خوبی هستند و ابتدا در سنین کودکی پیش ایشون نقاشی رو یاد گرفتم البته خیلی به صورت ابتدایی و هنوز هم اون نقاشی اولی رو که کشیدم رو بلدم بکشم و خیلی دوستش دارم با اینکه هیچ جایی دیگه نکشیدمش و فقط خاطره ای شد و رفت به همراه همه ی چیزهای دوران کودکیم . بوم رو ساختم چه بومی واقعا جاش بود که یه پس گردنی از یه استاد اونجا بخورم تا ادم بشم و دیگه نرم سراغ هنر نقاشی ، خلاصه شروع کردم به ریختن رنگ و بالاخره کشیدن اسمان به سبک استاد لذت نقاشی شبکه چهار که اسمشون رو متاسفانه نمی دونستم و نمی دونم . جالب بود چون تمام نقاشی داشت ازش رنگ می ریخت و خودمم اعصابم خورد شد و تا چند وقتی این نقاشی سوژه شده بود و من دیگه سراغ رنگ روغن که نرفتم. رنگ روغن رو البته دوست دارم ولی خیلی راحت می گم نمی تونم باهاش بکشم و باید فنشو بلد باشی . اما تنها چیزی که تو دست من التماس می کنه می گه منو تکون بده مداد و خودکاره که هم تو نویسندگی و هم تو نقاشی بهم قدرت میده ، البته مداد خاصی هم استفاده نکردم تا حالا و در کل بگم من تا حالا از ابزار تا این چند روز پیش استفاده نکرده بودم . دوست عزیزمون گفت راپید ، شاید خنده دار باشه ولی من اصلا نمی دونستم راپید چیه ولی وقتی دیدم جلوی دستم بوده و ازش استفاده نمی کردم واقعا دیگه خندم گرفت ولی واقعا ابزار چه قدر کار آدم رو ساده می کنه واقعا راپید عالیه و من اون رو یه ابزار خیلی خوب می دونم برای کاریکاتور . همیشه دغدغه ی من این بود که چرا خودکار خطوط رو نمی تونه تو کاریکاتور از هم تفکیک کنه ولی حالا این کار رو به راحتی میشه با راپید انجام داد و باید بگم که در کاریکاتور به نظر من جزئیات زیاد مهم نیستند و راپید هم به نظرم وسیله ای هست که به جزئیات نمیشه باهاش پرداخت . ا ما مداد بهترین ابزاره از نظر من . اما من یک روز نشسته بودم پای رایانه و داشتم به یک موسیقی زیبا گوش می کردم صفحه ی نقاشی رو باز کردم نرم افزار پینت و شروع کردم به کشیدن با موس . وقتی بعد از دقایقی به کار نگاه نکردم ( من معمولا در نقاشی هایم سیاهی می بینم یا به گذشته میرم یا به آینده یا چیزایی رو می بینم که به واقعیت مربوط نباشه و در کل یه حالت خواب بهم دست میده البته با چشمان باز و اطرافم رو اصلا نمی بینم ) برام عجیب بود آخه اصلا باورم نمی شد میشه با موس هم نقاشی کشید . فکرش هم نمی کردم ولی من کشیدم و خیلی زیبا بود البته پاکش کردم . این نقاشی رو هم چند روز پیش کشیدم و تمام کار در پینت انجام شده و البته یه ایده ی دیگه ای هم دارم که شاید بعدا اون رو انجام دهم و قرار بدم . اما در مورد نویسندگی ، نوشته های زیادی دارم که البته هنوز در جایی قرار ندادمشون ، خیلی دوست دارم نوشته هام انسانها رو جادو کنند شاید خیلی بد باشه ولی من هم از سو می گم و هم از نظر خوبی . خیلی دوست دارم تو نوشته هام یه تاریکی رو به همه نشون بدم و این تاریکی رو ادامه بدم در جایی روشنش کنم و دوباره خاموشی . خیلی دوست دارم سبک خاصی داشته باشم و دارم تلاشم رو می کنم تا یه سبک رویا دنیایی رو تحویل جهان بدم شاید خنده دار باشه ولی دارم می نویسم اما فقط داستانهای کوتاه و هیچ وقت نتونستم داستانی بلند رو مدیریت کنم و این کار واقعا سخته و یه کم هم ممکنه اسیر بشی و ترجیح می دم شخصیت نسازم با اینکه تو ذهنم و تو مغزم دنیایی وجود داره که می تونه تبدیل شه به یک نوشته اما هر بار اومدم بنویسم نتونستم ولی باید بنویسم چون این وظیفه ی من که بنویسم از دنیایی که تو رویا ساخته شده و رویاهایی که اون دنیا رو می سازند تمامیشون به دنیا آمدند و زیباست که ما نمی دانیم چیزی را که بهتر می داند که دنیا هیچ وقت به دنیا نمی تواند آید بلکه دنیا به رویا می آید و ما به دنیا به دنیایی که به رویا آمده است . آره رویا جاییست که دنیای ماست و زیباست که دنیا رویای ماست نمی دونم چرا هنوز نفهمیدیم رویا دنیای ماست . فی البداهه بود از جمله ای که مضمون همه ی نوشته هامه . نمی خواستم این قدر زیاد شه ولی نویسندگی رو بیشتر دوست دارم کلمات جادو می کنند ، مانند دو دست از نوشته بیرون می آیند و گردنت را می گیرند و فشار می دهند و کلمات قدرتمند نفس تو را می کشند گاهی سو گاهی بر عکس تاثیر کلمات روی آدم خیلی مهمه . اما نقاشی همانند گردابیست که هر چه عمیق تر باشد تو را بیشتر به خود فرو می برد و تو غرق در آن می شوی و ذهنت شسته می شود . اما فیلم ، فیلم قفسیست که تو را در خود زندانی می کند و تو فریاد می زنی همه دورت جمع می شوند ولی هیچ کس جز کارگردان قادر به دیدن قفس نیست و کارگردان قفس را می بیند و تو را و می خندد و می خندد و خوشحال است که تو را نیز اسیر کرده است .و تو گریه می کنی و در یک جا ثابت می نشینی و فیلمهای بعدی را می بینی ، آری تو دیگر در انجمادی سخت اسیر شده ای و دیگر کسی به دادت نخواهد رسید . خوب اینم از من و از هنرم بازم خندم می گیره بگم هنرم ، هنر خیلی مقدسه دست منو تو نمیدند مطمئن باش هیچ کس هنرمند نیست جز اونی که خیلی پاکه و اون فکر نکن کسیه که اسمشو گذاشتند خدا و ... اون کسیه که توی زندان دل ما اسیره ، خودشو می زنه به دیواره های قلب بستگی به قلبت داره باید ببینی که جنسش چیه ولی بالاخره قلبت می شکنه مطمئن باشه چه شیشه ای باشه چه فولادی . قربون همه ی بچه های انجمن فرهنگ ( یه خانه ی هنرمندان تشکیل بده خانم مدیر تا همه جمع بشیم همانند هنرمندای فیلم مهران مدیری به گفت و گو بپردازیم ، خیلی خوبه نه ؟ )خوب دیگه بیشتر از این وقتتون رو نمی گیرم .

خدا یارو نگهدار همه ی هنر دوستان باشه

اینم عکسی که چند روز پیش کشیدم با نرم افزار پینت

یا حق

چهارشنبه 29/3/1387 - 20:6 - 0 تشکر 43989

سلام

یه سوال داشتم آیا مداحی و قاری قرآن هنر محسوب می شه و اگه هست ادامه جواب رو میدم.

http://rahpoyvesal.blogfa.com
جمعه 31/3/1387 - 1:3 - 0 تشکر 44195

اگه اذان را قبول کنید منم هستم

(تو موذن هام از غلوش خیلی خوشم میاد)

خدايا،منعمم گردان به درويشي و خرسندي
سه شنبه 4/4/1387 - 2:50 - 0 تشکر 44798

پس خیلی هنرمندید آقا محسن! ممکنه طرز تهیه بوم را به ما هم یاد بدهید؟

من بچه که بودم یه دوره کلاس طراحی و رنگ روغن رفتم ... طراحیم خوب بود اما از رنگ روغن خوشم نیامد ... یعنی راستش حس می کردم ظرافتی که  در کار نقاشی باید وجود داشته خیلی با رنگ روغن میسر نمی شه ... نقاشی با آبرنگ را بیشتر می پسندیدم ... اما ادامه ندادم ...

تنها هنری که پایبندش ماندم گلدوزی با دست هست ... تقریبا 10 ساله بودم که بر طبق طرح های گلدوزی سنتی مجارستان یه رومیزی گلدوزی کردم ...

انشاالله عکس طرح های مجاری را قرار می دهم ...

 اخیرا یه رومیزی دیگه که طبق الگوهای سوزن دوزی رایج در ایران هست را تمام کردم

خلاصه اش اینکه من هنرمند نیستم اما هنرمندان را دوست دارم ... و اصلا نمی دونم چرا خودم را به این تاپیک معرفی کردم

(( نتیجه ی اعتماد به نفس کاذبه دیگه  ))

کلا کاری توی این دنیا بجز نوشتن بلد نیستم ...

و با اینکه سر و کارم فقط با نوشتنه، اما همین نوشتن هست که خستگیم را رفع می کنه ... و هرزچندگاه مدیدی همون گلدوزی غیرحرفه ای با دست

آهان! هدفم از شرکت در بحث پاسخگویی به سوالات دوستان بود ...

البته که مداحی و قرائت قرآن و اذان هم هنر محسوب می شه ...

و اگر از دید هنر به این مقولات نگاه کنیم، بسیار مفید و اثرگذار خواهد بود ...  

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

سه شنبه 4/4/1387 - 21:39 - 0 تشکر 44905

خلاصه اش اینکه من هنرمند نیستم اما هنرمندان را دوست دارم ....

یاد مسئله ای افتادم خندم گرفت ، بله بنده ام هنرمندان رو خیلی دوست دارم ... خوب اول کلام گویم سلام به خانه ی خودم ، خوشحالم که بالاخره خونه ی هنرمندان احداث شد ( این طوری بهتره کم کم جلسات حقیقی هم بذارید ، هر جای ایران باشه من میام : وجودیتم را برای هنر گذاشتم و قلبم را . خانم صحرایی نوشته های من فعلا بایگانی شده ، اگه من نوشته هام رو بذارم جهان به مبارزه با من بر می خیزد ، من تو نوشته هام از سحری استفاده کردم که دنیا نمی تونه اون رو کشف کنه مطمئن باش . من در رویا می نویسم و رویا دنیا رو به اسارت گرفته پس نوشته های من دنیایی ها رو از بین خواهد برد اونها رو منقلب خواهد کرد ، یه چیزایی هم در دست احداث دارم . گلدوزی هم هنر جالبیه .همه چیز هنره حتی نفس کشیدن ، مباحات هم هنره . دوست دارم یه روز از خواب پاشم ببینم دنیا یه تابلوی نقاشیه و یکی بهم بگه بکش بکش به نام خدایی که خلق کرد تو را بکش و من شروع کنم به کشیدن . آی دنیا چه می کشم از دست تو چه می کشم .. کشتی منو تو ... رویا خیلی از دنیا باوفا تره تا آخرش باهات هست تا آخرش ... ما همه به رویا باز خواهیم گشت به رویایی که دنیا نیز از آن آمده است . امیدوارم همه ی آدما رویا داشته باشند وگرنه فقط اون می دونه که چی میشه . خانم صحرایی ازتون خواهش می کنم این خونه رو حفظ کنید می خوام بیام اینجا هر چی که وجودم رو پر کرده رو خالی کنم هر چیزی که تو قلبم نگه داشتم و به کسی نگفتم ، اینجا رو بذار ازت خواهش می کنم برای آدمایی که می دونند احساس چیه ، برای کسانی که دلاشون پره ، هنر آدم رو دیوونه می کنه دیووووووووووووووونه . خونمه دوست دارم داد می زنم . ببین یه چایی بردار بیار دهنم خشک شد ( با شما نبودما با این آقاهه بودم که اینجا مسئول تدارکاته ) . از اون نوشیدنی ها هم بذارید ، از کدوما آقای خسرو ؟ -چی سوال می پرسی می خوای کلت رو بکنم تو رنگ . از همونایی که هنرمندا معمولا می خورند . – آقای خسرو دقیق تر می فرمایید ؟ - ده باید مثل اینکه بگیرم بزنمتا می خوای گریه ام در بیاد تو مگه نمی دونی ما هنرمندا دل نازکی داریم از همونا دیگه در گوشتو بیار .پچ پچ پچ پچ ، فهمیدی ؟ - گرفتم آق خسرو ، - آفرین بچه ی چیز فهم فقط مواظب باش بچه ها نبینن ، می دونی که اذهان عمومی بد میدونه دیگه ، برای آشفتگی ذهنی باید بخوریم تا تمرکزمون بره بالا ... – آقای خسرو سیگار هم می خواید ؟ - صداتو بیار پایین آبرومو بردی سیگار نه یه چی بیار فاز تخیل بده می خوام داستان بنویسم باید یه مقدار داستانم تخیلی شه می فهمی که ...؟ - آقا خسرو منم بلدم داستان بنویسما ، چند تا هم نوشتم ، مثلا من اومدم بز بز قندی رو بازنویسی کردم یه تغببرانی هم دادم – واقعا خوب چی کار کردی آفرین ؟ - لطف دارید شما ، من اومدم سیاسیش کردم شنگول با هپه ی انگور یه مقدار از نظر سیاسی مشکل دارند . ببین همین باعث میشه شنگول همه رو لو بده و در رو رو گرگ باز کنه . بعد خودشم خورده میشه ولی خوب هپه ی انگور قایم میشه و قهرمان داستان میشه . می خواستم هالیوودیش کنم . – باریک الله پسر خوشم اومد ... ادامه بده یه چی می شی . – چشم آق خسرو . بفرمایید اینم چایی پر رنگ – ده مگه من عملی ام برو عوضش کن . عجب روزی بودشا این خونه چه قدر راحته احساس راحتی می کنم ، تی وی رو بزنیم ببینیم فلان شبکه چی داره ، پسر اون قابلمه رو چرا خرابش کردی ؟ چرا خراب نشون میده می خوام پخش زنده ی فوتبال یورو 2008 رو بدون سانسور ببینم خسته شدم بس که وسط بازی تصاویری مجهول از آدمایی در فاصله ی 100 کیلومتری رو نشون دادند دقتم ولی زیاد شده بابت این همش دنبال می گردم ببینم تو جمعیت می شه مورد پیدا کرد بعدش کلی بخندم که صدا و سیما سوتی داد . امان از دست این صداها و سیما هایی که دارند برامون برنامه پخش می کنند . خوب دیگه باید بگیرم بخوابم ، فردا قراره با رضا کیانیان و دوستان بریم جنگل چوب بازی ببخشید چوب جمع کنیم ، چون قراره رضا یه موجود ناشناخته رو با چوب درست کنه ، عجب روزی بشه فردا ؟ چه قدر خسته شدم امروز از صبح بیست خط نوشتم امیدوارم تا دو سال بعد که قرار دادم تموم میشه بتونم فیلمنامه رو تموم کنم واقعا تا اون روز این همه اوقات بیکاری رو باید چی کار کنم بهتره یه بپرسم ببینم کلید اینجا رو میدند بهم با بچه ها پارتی بگیریم . شقایق صحرایی ببخشید میشه لطف کنید این سوییچ مک لارنتون رو ببخشید حواسم نبود این کلید اینجا رو بدید به من ؟ می خولم در اوقت تنهایی یه کم فکر کنم . ( خدا کنه بگه آره تا برو بچ اینجا رو بترکونیم ) بهتره دیگه بخوابم یه دونه از اینا رو بخورم . آهان آخیش ...............اوه اینجا دیگه چه خبره ، اینا رو واییییییییی همه جا قرمز شده ووووووووووووووووووووووووو کامیون نههههههههههههههههههههههههههههه . نه نمردم نترسید توهم بود . بی شوخی بچه ها اینجا می تونیم یه خونه واسه خودمون داشته باشیم هر هنری فرقی نداره ، همه چیز هنره و همه هنرمندند ( البته باز می گم هنر مقدسه ) صوت قرآن ، اینکه دیگه سوال نداره ، معلومه که هنره . من خودم قبلنا البته خیلی وقت پیش دوران جوونی بود می رفتم کلاس قرآن و استاد می گفت صوت زیبایی داری ولی با بالا رفتن سن و از بین رفتن صدام فکر نمی کنم دیگه صدایم دلنواز باشه ، در کل قرآن باید با صوت زیبا خونده شه و نیاز به یک هنرمند داره . مداحی چرا آخه دلمو قلقلک می دین یاد بچگی هام افتادم ، اشک تو چشام جمع شده نمی دونید چه حسی دارم . مداحی ، یه بار برای اولین بار و آخرین بار تو عمرم مداحی کردم خیلی ها تشویقم کردند ولی چشامو که باز کردم دیدم نمی تونم بخونم دیدم اینجا جای من نیست جای کسایی که می تونند بخونند برای امامشون برای خدا ، بعده ها هم زیاد دنبال نکردم این هنر رو . هنر زیباییه ولی وقتی برای خدا باشه نه برای ملت و پولو و حاجی و ولش کن ، گذشته هام رو پاک کردم با یه پاک کن تمیز ، جالب بود پاک کن باز هم سفید بود وقتی همه چیز پاک شد . افتخار می کنم گذشته ی خوبی داشتم و از آینده و حال می ترسم . اذان هم بله هنر محسوب میشه ، اینهایی که شما می گید جزو هنرهای اسلامیه و ثبت شده . کیه که با شنیدن اذان مرحوم موذن زاده از حال بی حال نشه ، هنر اسلامی تازه از هنر های ما پاک تره چون هنریه که انسان رو ارتقا میده .

از دانیال جان می خوام بیشتر فعال شند به شخصه علاقه مند شدم با ایشون بیشتر آشنا شم و امیدوارم بیشتر با هنر ایشون آشنا شم . کارهایی رو که با کامپیوتر و خودکار و مداد کشیدم رو در حضور بعدیم ثبت می کنم .

اهل خونه فعلا خدانگهدار

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.