• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن مهدویت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
مهدویت (بازدید: 1814)
سه شنبه 11/11/1390 - 21:44 -0 تشکر 424431
چه کنیم دلهایمان دستخوش انحراف نگردد ؟؟؟

به نام خدا

سلام

شهادت اقا امام حسن عسگری ع را به اقا صاحب الزمان عج وتمامی شیعیان عالم تسلیت عرض میکنم

 

شخصیت ثقه «احمد بن اسحاق بن سعد اشعری» می گوید: بر امام حسن عسگری ابومحمد - علیه السلام - وارد شدم و من می خواستم که از آن حضرت از خلیفهاش بپرسم. حضرت عسگری ابتدا به سخن کرد و فرمود: «ای احمد بن اسحاق! خداوند متعال از زمان خلقت آدم، زمین را از حجتش خالی نگذاشته تا اینکه ساعت قیامت فرا رسد و به وسیلهی همان حجت از اهل زمین، دفع بلا می شود و باران نازل می گردد، و برکات زمین بیرون می آید».

احمد می پرسد: ای فرزند رسول خدا! مشخصا امام و خلیفهی بعد از تو چه کسی است؟

حضرت عسگری - علیه السلام - با شتاب به اندرون خانه رفت و سپس

برگشت در حالی که بقیه الله فی الارض را با خود به همراه داشت و صورت آن حضرت همچون ماه شب چهارده میدرخشید و در این موقع، عمر آن حضرت سه سال بود، سپس امام حسن عسگری - علیه السلام - می فرماید: «ای احمد بن اسحاق! اگر تو پیش خدا و حجج خدا کرامت و موقعیت نداشتی، این پسرم را به تو نشان نمی دادم، او همنام و هم کنیهی رسول خداست که زمین را از عدل و قسط پر می کند، همچنانکه از ظلم و جور پر شده باشد.

ای احمد بن اسحاق! مثل او در این امت، مثل خضر و ذی القرنین است، سوگند به خدا!غیبتی خواهد کرد که فقط مردمی بر امامتش باقی میمانند که خداوند ایمان آنان را ثابت کرده باشد و به آنان توفیق دعا برای فرج آن حضرت داده باشد و گرنه هلاک میشوند».

احمد با شتاب گفت: آیا علامتی که اطمینان بیشتر قلبم باشد موجود است؟

حضرت امام منتظر - علیه السلام - به سخن آمد و فرمود:«من بقیه الله در زمینم و منتقم از دشمنان خدایم».

احمد وقتی که این علامت را از حضرت مهدی - علیه السلام - دید به آن اکتفا نمود و قلبش اطمینان بیشتری پیدا کرد و از منزل آن حضرت بیرون رفت در حالی که خوشحال و دلش آرام گرفته بود. و فردای آن روز هم به خانهی امام عسگری - علیه السلام - برگشت و وقتی که خدمت آن حضرت رسید گفت: ای فرزند رسول خدا! به آنچه دیروز برمن منت گذاشتی خیلی خوشحالم و سوالی دارم و آن اینکه سنتی که از خضر و ذی القرنین در امام منتظر هست، چیست؟

امام حسن عسگری - علیه السلام - فرمود:«طولانی شدن غیبت آن حضرت».

احمد، توضیح بیشتری خواست و حضرت فرمود: آری، سوگند به پروردگارم! غیبتش طولانی میشود که اکثر قایلین به آن حضرت، ارتداد پیدا می کنند کسانی که بر ولایت ما باقی میمانند کسانی هستند که خداوند ایمان را در قلب آنان راسخ کرده و مورد تایید خاصی خود قرار داده است. ای احمد بن اسحاق! این امری از امور خدا و سری از اسرار و غیبی از غیب الهی است، پس آنچه را به تو ارائه کردم داشته باش و پنهان دار و از شکرکنندگان باش که اگر چنین کردی در مقام علیین با ما هستی».

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

سه شنبه 11/11/1390 - 21:51 - 0 تشکر 424439

به نام خدا

سلام

این حدیث تکان دهنده  ای بود ،تو احادیث توصیه شده در دوران غیبت امام زمان عج این ایه رو زیاد تلاوت کنید

[مىگویند] پروردگارا پس از آنكه ما را هدایت كردى دلهایمان را دستخوش انحراف مگردان و از جانب خود رحمتى بر ما ارزانى دار كه تو خود بخشایشگرى (8)

رَبَّنَا لاَ تُزِغْ قُلُوبَنَا بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنَا وَهَبْ لَنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنتَ الْوَهَّابُ ﴿8﴾ سوره ال عمران

خدایا !بحق مولایمان صاحب الزمان عج قلوبمان را در دینت راسخ گردان ومارا از یاران صدیق اقا امام زمان عج قرار بده.

دوستان عزیز مهدوی بنظر شما چه عواملی باعث میشه دلهای ما از دین برگرده؟؟بیایید عوامل رو باهم بررسی کنیم .....تا با شناختن این عوامل پیشگیری قبل از درمان کنیم واجازه ندهیم این عوامل باعث سست شدن ما در دین شود

منتظر نظرات شما هستم

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

پنج شنبه 13/11/1390 - 12:9 - 0 تشکر 424973

فَإِنِّی أُوصِیكَ بِتَقْوَى اَللَّهِ أَیْ بُنَیَّ وَ لُزُومِ أَمْرِهِ وَ عِمَارَةِ قَلْبِكَ بِذِكْرِهِ وَ اَلاِعْتِصَامِ بِحَبْلِهِ وَ أَیُّ سَبَبٍ أَوْثَقُ مِنْ سَبَبٍ بَیْنَكَ وَ بَیْنَ اَللَّهِ إِنْ أَنْتَ أَخَذْتَ بِهِ أَحْیِ قَلْبَكَ بِالْمَوْعِظَةِ وَ أَمِتْهُ بِالزَّهَادَةِ وَ قَوِّهِ بِالْیَقِینِ وَ نَوِّرْهُ بِالْحِكْمَةِ وَ ذَلِّلْهُ بِذِكْرِ اَلْمَوْتِ وَ قَرِّرْهُ بِالْفَنَاءِ وَ بَصِّرْهُ فَجَائِعَ اَلدُّنْیَا وَ حَذِّرْهُ صَوْلَةَ اَلدَّهْرِ وَ فُحْشَ تَقَلُّبِ اَللَّیَالِی وَ اَلْأَیَّامِ وَ اِعْرِضْ عَلَیْهِ أَخْبَارَ اَلْمَاضِینَ وَ ذَكِّرْهُ بِمَا أَصَابَ مَنْ كَانَ قَبْلَكَ مِنَ اَلْأَوَّلِینَ وَ سِرْ فِی دِیَارِهِمْ وَ آثَارِهِمْ فَانْظُرْ فِیمَا فَعَلُوا وَ عَمَّا اِنْتَقَلُوا وَ أَیْنَ حَلُّوا وَ نَزَلُوا فَإِنَّكَ تَجِدُهُمْ قَدِ اِنْتَقَلُوا عَنِ اَلْأَحِبَّةِ وَ حَلُّوا دِیَارَ اَلْغُرْبَةِ وَ كَأَنَّكَ عَنْ قَلِیلٍ قَدْ صِرْتَ كَأَحَدِهِمْ فَأَصْلِحْ مَثْوَاكَ وَ لاَ تَبِعْ آخِرَتَكَ بِدُنْیَاكَ وَ دَعِ اَلْقَوْلَ فِیمَا لاَ تَعْرِفُ وَ اَلْخِطَابَ فِیمَا لَمْ تُكَلَّفْ وَ أَمْسِكْ عَنْ طَرِیقٍ إِذَا خِفْتَ ضَلاَلَتَهُ فَإِنَّ اَلْكَفَّ عِنْدَ حَیْرَةِ اَلضَّلاَلِ خَیْرٌ مِنْ رُكُوبِ اَلْأَهْوَالِ

پسرم؛ همانا تو را به ترس از خدا سفارش می کنم که پیوسته در فرمان اوباشی،و دلت را با یاد خدا زنده کنی و به ریسمان او چنگ زنی،چه وسیله

دلت را با اندرز نیکو زنده کن، هوای نفس را با بی اعتنایی به حرام بمیران، جان را با یقین نیرومند کن و با نور حکمت روشنایی بخش و با یاد مرگ آرام کن.

به نابودی از او اعتراف بگیر و با بررسی تحوّلات ناگوار دنیا به او آگاهی بخش و از دگرگونی روزگار و زشتی های گردش شب و روز او را بترسان .تاریخ ِ گذشتگان را بر او بنما وانچه بر سر پیشنیان امده است به یادش اور.

در دیار و اثار ویران رفتگان، گردش کن و بیندیش که آنها چه کردند؟ از کجا کوچ کرده و در کجا فرود امدند؟ از جمع دوستان جدا شده و به دیار غربت سفر کردند،گویا زمانی نمی گذرد که توهم یکی از انانی ... 

پس جایگاه اینده را آباد کن، اخرت را به دنیا مفروش و انچه نمی دانی مگو، و انچه بر تو لازم نیست بر زبان نیاور، و در جاده ای که از گمراهی ان می ترسی قدم مگذار، خوددار به هنگام سرگردانی و گمراهی بهتر از سقوط در تباهی هاست.


نامه ی 31 نهج البلاغه.

پنج شنبه 13/11/1390 - 13:58 - 0 تشکر 425015

SOHA_1990 گفته است :
[quote=SOHA_1990;373781;424973]

فَإِنِّی أُوصِیكَ بِتَقْوَى اَللَّهِ أَیْ بُنَیَّ وَ لُزُومِ أَمْرِهِ وَ عِمَارَةِ قَلْبِكَ بِذِكْرِهِ وَ اَلاِعْتِصَامِ بِحَبْلِهِ وَ أَیُّ سَبَبٍ أَوْثَقُ مِنْ سَبَبٍ بَیْنَكَ وَ بَیْنَ اَللَّهِ إِنْ أَنْتَ أَخَذْتَ بِهِ أَحْیِ قَلْبَكَ بِالْمَوْعِظَةِ وَ أَمِتْهُ بِالزَّهَادَةِ وَ قَوِّهِ بِالْیَقِینِ وَ نَوِّرْهُ بِالْحِكْمَةِ وَ ذَلِّلْهُ بِذِكْرِ اَلْمَوْتِ وَ قَرِّرْهُ بِالْفَنَاءِ وَ بَصِّرْهُ فَجَائِعَ اَلدُّنْیَا وَ حَذِّرْهُ صَوْلَةَ اَلدَّهْرِ وَ فُحْشَ تَقَلُّبِ اَللَّیَالِی وَ اَلْأَیَّامِ وَ اِعْرِضْ عَلَیْهِ أَخْبَارَ اَلْمَاضِینَ وَ ذَكِّرْهُ بِمَا أَصَابَ مَنْ كَانَ قَبْلَكَ مِنَ اَلْأَوَّلِینَ وَ سِرْ فِی دِیَارِهِمْ وَ آثَارِهِمْ فَانْظُرْ فِیمَا فَعَلُوا وَ عَمَّا اِنْتَقَلُوا وَ أَیْنَ حَلُّوا وَ نَزَلُوا فَإِنَّكَ تَجِدُهُمْ قَدِ اِنْتَقَلُوا عَنِ اَلْأَحِبَّةِ وَ حَلُّوا دِیَارَ اَلْغُرْبَةِ وَ كَأَنَّكَ عَنْ قَلِیلٍ قَدْ صِرْتَ كَأَحَدِهِمْ فَأَصْلِحْ مَثْوَاكَ وَ لاَ تَبِعْ آخِرَتَكَ بِدُنْیَاكَ وَ دَعِ اَلْقَوْلَ فِیمَا لاَ تَعْرِفُ وَ اَلْخِطَابَ فِیمَا لَمْ تُكَلَّفْ وَ أَمْسِكْ عَنْ طَرِیقٍ إِذَا خِفْتَ ضَلاَلَتَهُ فَإِنَّ اَلْكَفَّ عِنْدَ حَیْرَةِ اَلضَّلاَلِ خَیْرٌ مِنْ رُكُوبِ اَلْأَهْوَالِ

پسرم؛ همانا تو را به ترس از خدا سفارش می کنم که پیوسته در فرمان اوباشی،و دلت را با یاد خدا زنده کنی و به ریسمان او چنگ زنی،چه وسیله

دلت را با اندرز نیکو زنده کن، هوای نفس را با بی اعتنایی به حرام بمیران، جان را با یقین نیرومند کن و با نور حکمت روشنایی بخش و با یاد مرگ آرام کن.

به نابودی از او اعتراف بگیر و با بررسی تحوّلات ناگوار دنیا به او آگاهی بخش و از دگرگونی روزگار و زشتی های گردش شب و روز او را بترسان .تاریخ ِ گذشتگان را بر او بنما وانچه بر سر پیشنیان امده است به یادش اور.

در دیار و اثار ویران رفتگان، گردش کن و بیندیش که آنها چه کردند؟ از کجا کوچ کرده و در کجا فرود امدند؟ از جمع دوستان جدا شده و به دیار غربت سفر کردند،گویا زمانی نمی گذرد که توهم یکی از انانی ... 

پس جایگاه اینده را آباد کن، اخرت را به دنیا مفروش و انچه نمی دانی مگو، و انچه بر تو لازم نیست بر زبان نیاور، و در جاده ای که از گمراهی ان می ترسی قدم مگذار، خوددار به هنگام سرگردانی و گمراهی بهتر از سقوط در تباهی هاست.


نامه ی 31 نهج البلاغه.

به نام خدا

سلام

ممنون از شما بزرگوار

جناب سها گرامی میشه بفرمایید ما در این دوران چه کاری باید انجام بدیم تا در راه دین ثابت قدم بمونیم؟

دوست دارم تک تک این عوامل با کاربرای خوب مهدویت بررسی کنیم

اولین عامل بنظرم غرور هست نظر شما چیه؟خوشحال میشم نظرتون رو بدونم

با تشکر

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

پنج شنبه 13/11/1390 - 14:7 - 0 تشکر 425032

به نام خدا
سلام
یکی از عواملیکه باعث انحراف دل میشود "غرور" است
خداوند به شیطان امر کرد بر آدم سجده کن شیطان گفت :ایا براین سجده کنم که از خاک افریده شده؟
من از او برترم !
فرمود چون تو را به سجده امر كردم چه چیز تو را باز داشت از اینكه سجده كنى گفت من از او بهترم مرا از آتشى آفریدى و او را از گل آفریدى (12)
قَالَ مَا مَنَعَكَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُكَ قَالَ أَنَاْ خَیْرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ ﴿12﴾ اعراف
پس اگر ماهم دربرابر فرامین الهی تکبر ورزیم باید مطمئن باشیم که فردا درمقابل فرمان امام زمان عج هم می ایستیم وانجام نمیدهیم پس اگر میخواهیم یار صادق اقا باشیم باید تصمیم بگیریم غرور رو از خودمون دور کنیم
خدایا !مارو با صفت غرور آشنا کن واین صفت زشت را از وجود ما پاک کن .
آمین
ممنون از نظرات دوستان مهدوی

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

جمعه 14/11/1390 - 22:14 - 0 تشکر 426543

سلام.
راستش نمی دونستم قراره دونه دونه بحث پیش بره.
راجع به غرور، تجربه ی خودم اینه که دقیقا همون موقعی که به خواسته هام می رسم، حس غرور میاد سراغم، یه جورایی فقط زمانی سراغ ماها میاد که ما از اینکه به فلان خواسته ی نفس مون رسیدیم. این حس به نظرم مقدمه ی مغرور شدن ادمهاست.
شیطون راه خوبی بلده تا ادم رو بپیچونه، یه وقت هست که برای شخص ضعیفی، جای خیر و شر رو عوض میکنه، کار شری رو به چشم ادم خوب جلوه می ده که معمولا 80% ادم ها اینجوری نسخه شون پیچیده میشه و به اصطلاح گمراه میشه که عزیزی می گفت این روشش «اضلال» می گن، یعنی از اولش مقصد عمل ادم رو تغییر میده.
ولی برای ادمایی که یه نمه همچین قوی تر هستن و با این جا به جایی خیر و شر و جلوه دادن و اینا کارشون خراب نمی شه میره سراغ بازی با حس غرور ادما. غرور روشش حرفه ای تر هست، مثل اون کارتونای دوران کودکیم هست که وسط راه مثلا تابلویی که داره راه سمت راست رو نشون می ده می چرخونه سمت راه سمت چپف تا چند دقیقه بعد که خرگوشه رسید از راه سمت چپیه بره و گم بشه؛ بعدش مثلا خرگوش قصه راه رو اشتباه میره و رقیبش برنده میشه.
یعنی توی راه رسیدن به هدفش انحراف ایجاد می کنه تا دیگه به اون مقصد نرسه عملش، مقصد عمل رو تایید و تشویق می کنه ولی توی راه و ابزاری که می خوای برسی بهش، تابلوها رو عوض بدر می کنه.
مثلا من قصدم خدمت به امام حسین ع هست، به بزرگتر خودم بلند بلند حرف بزنم چون مامور انتظامات هیت شدم، غرور گرفته دیگه، اصل ماجرا خدمت هست ولی یهو اخر شب می بینی حق یه عذر خواهی پیش یه بنده خدا بدهکار شدی.
یه جورای اگه نتونه گمراه کنه مغرور میکنه.
اما وقتی ادم با غرور منحرف میشه برگشتنش سخت میشه، چون فکر می کنه که درست تشخیص داده ولی نمی دونه که داره اشتباه میکنه و بهش دلبستگی پیدا می کنه و نصیحت و حرف بقیه روش تاثیر نمی ذاره و اخرشم کار به جایی می رسه که دوروبریاش بهش مگن این ره که تو می روی به ترکستان است.
حضرت امیرالمومنین علی ع (فکر کنم حکمت 282 بود)می فرمایند که :«میان شما و پندپذیرى ، پرده اى از غرور و خود خواهى وجود دارد.»
یه جورایی شیطون با غرور ما رو در برابر نصیحت صالحان و بزرگان «کر و کور» می کنه و حتی می تونیم جِلوه شو توی واقعه ی کربلا هم ردگیری کنیم.
یه جای دیگه هم اول همین سال سخنرانی بود گوش میدادم اون بزرگوار می گفت که ریشه ی غرور جهل هست. البته جهل مرکب، جهلی که ما نمی دونیم که نمی دونیم، فکر می کنیم می دونیم.
منتظر شرکت دوستان هستم.
ممنون از صابخونه.
یا علی

شنبه 15/11/1390 - 0:0 - 0 تشکر 426610

SOHA_1990 گفته است :
[quote=SOHA_1990;373781;426543]سلام.
راستش نمی دونستم قراره دونه دونه بحث پیش بره.
راجع به غرور، تجربه ی خودم اینه که دقیقا همون موقعی که به خواسته هام می رسم، حس غرور میاد سراغم، یه جورایی فقط زمانی سراغ ماها میاد که ما از اینکه به فلان خواسته ی نفس مون رسیدیم. این حس به نظرم مقدمه ی مغرور شدن ادمهاست.
شیطون راه خوبی بلده تا ادم رو بپیچونه، یه وقت هست که برای شخص ضعیفی، جای خیر و شر رو عوض میکنه، کار شری رو به چشم ادم خوب جلوه می ده که معمولا 80% ادم ها اینجوری نسخه شون پیچیده میشه و به اصطلاح گمراه میشه که عزیزی می گفت این روشش «اضلال» می گن، یعنی از اولش مقصد عمل ادم رو تغییر میده.
ولی برای ادمایی که یه نمه همچین قوی تر هستن و با این جا به جایی خیر و شر و جلوه دادن و اینا کارشون خراب نمی شه میره سراغ بازی با حس غرور ادما. غرور روشش حرفه ای تر هست، مثل اون کارتونای دوران کودکیم هست که وسط راه مثلا تابلویی که داره راه سمت راست رو نشون می ده می چرخونه سمت راه سمت چپف تا چند دقیقه بعد که خرگوشه رسید از راه سمت چپیه بره و گم بشه؛ بعدش مثلا خرگوش قصه راه رو اشتباه میره و رقیبش برنده میشه.
یعنی توی راه رسیدن به هدفش انحراف ایجاد می کنه تا دیگه به اون مقصد نرسه عملش، مقصد عمل رو تایید و تشویق می کنه ولی توی راه و ابزاری که می خوای برسی بهش، تابلوها رو عوض بدر می کنه.
مثلا من قصدم خدمت به امام حسین ع هست، به بزرگتر خودم بلند بلند حرف بزنم چون مامور انتظامات هیت شدم، غرور گرفته دیگه، اصل ماجرا خدمت هست ولی یهو اخر شب می بینی حق یه عذر خواهی پیش یه بنده خدا بدهکار شدی.
یه جورای اگه نتونه گمراه کنه مغرور میکنه.
اما وقتی ادم با غرور منحرف میشه برگشتنش سخت میشه، چون فکر می کنه که درست تشخیص داده ولی نمی دونه که داره اشتباه میکنه و بهش دلبستگی پیدا می کنه و نصیحت و حرف بقیه روش تاثیر نمی ذاره و اخرشم کار به جایی می رسه که دوروبریاش بهش مگن این ره که تو می روی به ترکستان است.
حضرت امیرالمومنین علی ع (فکر کنم حکمت 282 بود)می فرمایند که :«میان شما و پندپذیرى ، پرده اى از غرور و خود خواهى وجود دارد.»
یه جورایی شیطون با غرور ما رو در برابر نصیحت صالحان و بزرگان «کر و کور» می کنه و حتی می تونیم جِلوه شو توی واقعه ی کربلا هم ردگیری کنیم.
یه جای دیگه هم اول همین سال سخنرانی بود گوش میدادم اون بزرگوار می گفت که ریشه ی غرور جهل هست. البته جهل مرکب، جهلی که ما نمی دونیم که نمی دونیم، فکر می کنیم می دونیم.
منتظر شرکت دوستان هستم.
ممنون از صابخونه.
یا علی

به نام خدا

سلام

ممنون از نظر خوبتون

انشالله خداوند این صفت زشت را در وجود ما ریشه کند

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 15/11/1390 - 0:32 - 0 تشکر 426627

به نا خدا
سلام
پس اولین قدم پرهیز از غرور بود
بنظر شما دومین قدم چیه؟

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 15/11/1390 - 0:50 - 0 تشکر 426643

goolha گفته است :
[quote=goolha;394803;426627]به نا خدا
سلام
پس اولین قدم پرهیز از غرور بود
بنظر شما دومین قدم چیه؟

شاید دوری از ریا ...

هزار دشمنم ار مي كنند قصد هلاك  گرم تو دوستي از دشمنان ندارم باك

حافظ عليه الرحمه

امضا: نيري

شنبه 15/11/1390 - 11:50 - 0 تشکر 426746

goolha گفته است :
[quote=goolha;394803;426610]

انشالله خداوند این صفت زشت را در وجود ما ریشه کند

پس اولین قدم پرهیز از غرور بود

بنظر شما دومین قدم چیه؟


سلام.
انشالله.
یکم از صحبت ها رو ادمه بدم و برسم راجع به این که بعدی چی هست.
اونطوری که من فکرم هست، ممکنه ادم مغرور هدفش درست باشه ولی توی تعریف وسیله و استفاده ی ازش اشتباه کنه و دچار غرور بشه.
این اشکال وقتی پیش میاد که به وسیله دل می بندیم، مثلا من دوست دارم جاودانه باشم، حس خوبیه. ولی وسیله اش دنیاست، از دنیا باید استفاده کنیم ولی دل می بنیدیم و به حیات دنیا دل بسته میشیم و ارامش و جاودانگی رو توی همین دنیا بهش راضی میشیم.
حس غرور به مال و ثروت یا علم و مراتب علمی و اینجور نعمت ها،.
البته ریا که عزیزمون فرمودن توی اون یکی بحث نظر دادم.
عامل بعدی که باید ازش پرهیز کنیم، به نظرم پرهیز از دنیای حرام و دل بستن به حیات دنیاست.
استفاده کنیم ولی دل نبندیم.
مثل مسافری که به مسافرخونه دل نمی بنده.

شنبه 15/11/1390 - 18:36 - 0 تشکر 426860

به نام خدا

سلام

دوستان به نکته خوبی اشاره کردند

1. ریا

2. پرهیز از دنیای حرام

3.دل بستن به دنیا

پس چون تقدم با جناب نیری گرامی هست اول درمورد ریا بحث میکنیم

نظر من اینه درمورد هر صفتیکه بحث میکنیم اندکی درباره این صفت توضیح بدیم وبیان سرگذشت گذشتگان ونظرات خود شخص ،اما فکر کردم خسته کننده باشه ودوستان همراهی نکنند چنین کاری نکردم حالا نظر شماها چیه ؟؟ایا بحث رو رو صفات بیشتر باز کنیم یا نه؟مثلا یکی از سرگذشتهاییکه میشد درباره غرور بیان کرد داستان بلعم باعورا بود که دچار غرور شد وادامه داستان وسرگذشتش

حتما نظر بدید تا به کمک شما بتونیم یک بحث مفید داشته باشیم

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.