• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 650)
يکشنبه 2/11/1390 - 16:57 -0 تشکر 420416
ضامن آهو

شهادت گل بوستان محمدی حضرت امام رضا(ع) تسلیت باد.

شنبه 1/11/1390 - 20:46 - 0 تشکر 420018

 صدای آشنا

به نام خدا

. . .

ای دوست

نشانی از من بی نشان پرس

میان

فوج فوج مریدان حالی از من بی نوا پرس

ندارم روی دیدارت به این سان

ای نگین هشت بند آستان

در میان دوستانت بی نشانم

ای شمس این ویرانه الشموسم

میان غریبان آشنایی به غربا

معینی بر سامان ضعفا

تویی که غوث اللحفان می خوان نندت

بر این ویرانه گذر کن ای روئفم

قاصدکها با نسیم مهرت آشنایند

هر دمادم خبر آرند برایم

گویند به پردیست غریبی

از میان دگر نجمان این خوشه غریبی

گویند

« گرچه غریب در غربت به میان گنج است

تا شام شود آن غریب دلتنگ است »

غریبی مکن ای مهربانا

تو میزبان این ویرانه ای مولا

ای دوست که روایتی رسیدست

کز سر رئفت بی بدیل است

کس نه بیارد به دیدهء یار

کنی شفاعت او در سو دیار

ای که به رضیت خدا رضا نام گرفتی

به رضای هان خدا ضمانی یارا

صاحب

توضیح :

بیتی که داخل گیومه گذاشتم در بلاد خراسان مشهور است و خاص آقا امام رضا(ع) می خوانند.

می گویند وقتی فرد از منزلش دور است اگر در بهترین هتل هم باشد و بهترین امکانات را هم داشته باشد، غروبی دلش میگیرد، وقتی برسه خونه یه نفس راحت میکشه میگه آخیش هیچ جا خونه خود آدم نمیشه.

امام ها دو دسته شده اند، یک عده در مدینه هستند و یک سری هم در عراق عرب، فقط امام رضا علیه السلام هستند که تک افتادند.

غوث اللحفان : چاره ی بی چارگان.

شمس الشموس : خورشید تر از خورشید (منظور مهربانی و رئفت آقا است، خورشید پدیده ای است که به امر خداوند نور و گرمایش را به تمام موجودات می تاباند این تعبیر می گوید امام خورشید خورشیدهاست).

غریب الغربا : غریب غریبان.

معین الضعفا : امید دردمندان و ضعیفان.

منظور از روایت بیان شده روایتی است که اگر کسی نه دفعه به زیارت آقا امام رضا علیه السلام برود، آن حضرت در روز قیامت نه بار به کمک او می آیند و شفاعت او را می کنند.

صاحب

1390.05.16

يکشنبه 2/11/1390 - 16:58 - 0 تشکر 420418


(ماه مشهد)
باز اندر ماسوا غوغا شده
ماتمی اندر جهان بر پا شده
زآسمان خون می چکد درهرسرا
تازه گشته در جهان شور عزا
قلب امت بشکند بار دگر
اشک غم جاری شود از هر بصر
شمس عزت ماه مشهد ان رضا
با شهادت می رود سوی خدا
بیست و نهم از صفر واویلتا
گشته مسموم آن ستاره از جفا
فاطمه اندرجنان غمگین شده
همچومهدی زارواندوهگین شده
شد پیمبر زین جفا زار و غمین
نوحه گر گشته امیرالمومنین
دل کند زین غصه یاد کربلا
یاد غمهای حسین سرجدا
یاد کوفه یاد حیدر می کند
یاد ان فرق مطهر می کند
می کند یاد مدینه از غمش
یاد آن پهلو شکسته مادرش
یاد تلخ روی نیلی می کند
دست بسته یاد سیلی می کند
زین مصیبت عرش لرزان می شود
امت غمدیده گریان می شود
می زند بر سینه و غم از سرش
سوزدو غمگین شود از ماتمش
یوسف زهرا خدا صبرت دهد
زین مصیبت ها که بر تو می رود
چون سروده شعر سوگش را «رها»
شافعش گردد یقین روز جزا
(بهروز _ رها)

يکشنبه 2/11/1390 - 17:19 - 0 تشکر 420442

سلام
شهادت ثامن الائمه، خورشید خراسان، علی بن موسی الرضا (ع) تسلیت باد.

يکشنبه 2/11/1390 - 17:21 - 0 تشکر 420443

استاد ممنون از شعر قشنگتون، خوش به حالتون که تو عزاداریها دستتون خالی نیست.


دل همیشه غریبم هوایتان کرده است
هواى گریه پایین پایتان کرده است

وَ گیوه‏هاى مرا رد پاى غمگینت
مسافر سحر کوچه هایتان کرده است

خداش خیر دهد آن کسى که بال مرا
کبوتر حرم باصفایتان کرده است

چگونه لطف ندارى به این دو چشمى که
کنار پنجره هایت صدایتان کرده است ؟

چگونه از تو نگیرم نجات فردا را؟
خدا براى همین‏ها سوایتان کرده است

چرا امید ندارى مدینه برگردى؟
مگر نه آنکه خدا هم دعایتان کرده است ؟

میان شهر مدینه یگانه خواهرتان
چه نذرهاى بزرگى برایتان کرده است

تو آن نماز غریب همیشه‏ها هستى
که کوچه‏هاى خراسان قضایتان کرده است

سپیده‏اى و به رنگ شفق در آمده‏اى
کدام زهر ستم جابجایتان کرده است

(علی اکبر لطیفیان)

يکشنبه 2/11/1390 - 17:21 - 0 تشکر 420444

خادمت پشت در قصر خبر می خواهد
از شب مبهم این فتنه سحر می خواهد

کاش آن خوشه مسموم زبانش می گفت:
لب شیرین تو انگور مگر می خواهد؟

تو عبا روی سرت می کشی و پا به زمین
رفتنت تا به در خانه هنر می خواهد

ای جگر گوشه که در حجره غم تنهایی
زهر از جان تو انگار جگر می خواهد

دل تو سوخته از درد به خود می پیچی
لب خشکیده تو دیده تر می خواهد

خوب شد اینکه جوادت به کنارت آمد
پدر از نفس افتاده پسر می خواهد

لحظه رفتن خود در نظرت می آمد
روضه مرد غریبی که نفر می خواهد

یاد آن حرف تو با ابن شبیب افتادم
یاد آن دشنه که از جد تو سر می خواهد

(محمد امین سبکبار)

يکشنبه 2/11/1390 - 17:22 - 0 تشکر 420445

با زمین خوردنت امروز زمین خورد زمین
آسمان خورد زمین عرش برین خورد زمین

وسط کوچه همینکه بدنت لرزه گرفت
ناگهان بال و پر روح الامین خورد زمین

این چه زهری است که داری به خودت می پیچی
گاه پشت کمرت گاه جبین خورد زمین

از سر تو چه بگوییم؟ روی خاک افتاد
از تن تو چه بگوییم؟ همین ... خورد زمین

دگرت نیست توان تا که ز جا برخیزی
ای که با تو همه ی دین مبین خورد زمین

داشت می مرد اباصلت که چندین دفعه
دید مولاش چه بی یار و معین خورد زمین

زهر اول اثرش بر جگر مسموم است
پهلویت سوخت که زانوت چنین خورد زمین

پسرت تا ز مدینه به کنار تو رسید
طاقتش کم شد و گریان و حزین خورد زمین

به زمین خوردن و خاکی شدنت موروثی است
جد تشنه لبت از عرشه ی زین خورد زمین

(جواد حیدری)

يکشنبه 2/11/1390 - 18:14 - 0 تشکر 420461

از شعرهای قشنگی که انتحاب کردی ممنونم

دوشنبه 3/11/1390 - 11:14 - 0 تشکر 420630

خراسان می‎دهد بوی مدینه
خراسان کوه غم دارد به سینه

خراسان را سراسر غم گرفته
در و دیوار آن ماتم گرفته

خراسان! کو امام مهربانت؟
چه کردی با گرامی میهمانت؟

خراسان راز دل‎ها با رضا داشت
چه شب‎هایی که ذکر یا رضا داشت

خراسان کربلای دیگر ماست
مزار زاده‎ی پیغمبر ماست

خراسان! می دهد خاکت گواهی
ز مظلومی، شهیدی، بی گناهی

به دل داغ امامت را نهادند
امامت را به غربت زهر دادند

دریغا! میهمان در خانه کشتند
چه تنها و چه مظلومانه کشتند

امامِ اِنس و جان را زهر دادند
به تهدید و به ظلم و قهر دادند

ز نارِ زهرِ دشمن، نور می‎سوخت
سرا پا همچو نخل طور می‎سوخت

ز جا برخاست با رنگ پریده
غریبانه، عبا بر سر کشیده

گهی بی‎تاب و گه در تاب می‎شد
همه چون شمع روشن آب می‎شد

میان حجره ی در بسته می سوخت
نمی زد دم ولی پیوسته می سوخت

ز هفده خواهر والا تبارش
دریغا کس نبودی در کنارش

به خود پیچید و تنها دست و پا زد
جوادش را، جوادش را صدا زد

دلش دریای خون، چشمش به در بود
امیدش دیدن روی پسر بود

پدر می‎گشت قلبش پاره پاره
پسر می‎کرد بر حالش نظاره

پدر چون شمع سوزان آب می شد
پسر هم مثل او بی‎تاب می شد

پدر آهسته چشم خویش می‎بست
پسر می‎دید و جان می داد از دست

پسر از پرده‎ی دل ناله سر داد
پدر هم جان در آغوش پسر داد

دوشنبه 3/11/1390 - 11:32 - 0 تشکر 420633

ممنونم سبحان جان
اجرت با آقا امام هشتم(ع)

دوشنبه 3/11/1390 - 14:13 - 0 تشکر 420675

سلام
با عرض تسلیت به همه ی ادیبان عزیز

فی البداهه:
روز آخر زصفر بود هوا گریان شد

اشک غم زعالم بالا همی باران شد

پسر آمد زمدینه به سرایی در طوس

روی زانوبگرفت راس پدر، نالان شد

آن پسر بود جواد(ع) وپدرش بود رضا(ع)

آمد ودرد غریبی پدر جبران شد

داد مامون عنب زهر بیالوده رضا

شد شهید وبه رسول دو سرا مهمان شد






                          این نیز بگذرد.....
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.