• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 15746)
چهارشنبه 28/10/1390 - 13:2 -0 تشکر 418564
ورزش در شعر

فراوان دیده شده که شعر شاعران تنها در مورد ورزش ، خواص آن، فوایدش و گاه به صورت نقد و طنز بوده که انشالله بتوانیم مجموعه ای از این سروده ها را در اینجا گرد آوریم.

و این همکاری شما عزیزان را می طلبد.

در امتداد نگاهم به خانه مي آيي

ز انتهاي افق عاشقانه مي آيي

برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال … بنگر که چگونه می افتی ؟!

 http://behrooz_raha.tebyan.net

تبلاگ تبیان  البرز باشکوه

 

 

چهارشنبه 28/10/1390 - 13:9 - 0 تشکر 418569

سلام

سپاس گزار از استاد به اطر ایجاد این تاپیک متفاوت


دوستان توی ورزش باستانی هم شعرایی خونده میشه اگه کسی اطلاع داره و اون اشعار رو هم بزار خوبه.

چهارشنبه 28/10/1390 - 13:9 - 0 تشکر 418570

این هم یک شعر ورزشی از استاد ملک الشعرای بهار که تقدیم میشود :

تن زنده والا به ورزندگی است

 که ورزندگی مایه زندگی است

به ورزش گرای و سرافراز باش

 که فرجام سستی سرافکندگی است

ز ورزش میاسای و کوشنده باش

که بنیاد گیتی به کوشندگی است

در امتداد نگاهم به خانه مي آيي

ز انتهاي افق عاشقانه مي آيي

برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال … بنگر که چگونه می افتی ؟!

 http://behrooz_raha.tebyan.net

تبلاگ تبیان  البرز باشکوه

 

 

چهارشنبه 28/10/1390 - 13:13 - 0 تشکر 418573

ممنونم سبحان جان که سریعتر از من حضور پیدا کردی و پاسخ دادی.

در امتداد نگاهم به خانه مي آيي

ز انتهاي افق عاشقانه مي آيي

برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال … بنگر که چگونه می افتی ؟!

 http://behrooz_raha.tebyan.net

تبلاگ تبیان  البرز باشکوه

 

 

چهارشنبه 28/10/1390 - 15:30 - 0 تشکر 418617

چه مبحث جالبیه

 

 

دوران خوش آن بود که با دوست به سر شد ***باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود  

 

 

 

 

 

 

چهارشنبه 28/10/1390 - 17:57 - 0 تشکر 418677

ورزش مفرّح جان است و روح و تن
چون ژاله است و گل، مَثَل ورزش و بدن
تا رخنه کرد رخوت و سستی، به سینه ات
بر سینۀ غم خود دست رد بزن

ورزش تو را به اوج نشاط است رهنمون
بی ورزش آدمی به نسیمی است سرنگون
ورزش جلا و صیقل روح است و جسم تو
اینگونه هم برون تو زیباست هم درون

چهارشنبه 28/10/1390 - 20:7 - 0 تشکر 418719

ممنونم شاهین جان
عالی بود

در امتداد نگاهم به خانه مي آيي

ز انتهاي افق عاشقانه مي آيي

برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال … بنگر که چگونه می افتی ؟!

 http://behrooz_raha.tebyan.net

تبلاگ تبیان  البرز باشکوه

 

 

چهارشنبه 28/10/1390 - 21:18 - 0 تشکر 418842

یک شعر برای ورزش بچه ها:

یک , با دو بشین پاشو
با یک , با دو بشین پاشو
با یک , با دو دستها بالا
با یک , با دو دستها بالا
با یک , با دو ستها پائین
با یک , با دو دستها جلو
با یک , با دو زود باش بدو
با دو مثل پروانه
دست و پا باز و بسته
یک و دو سه و چهار
یک وقت نشی تو خسته
حالا پاشنه پنجه , پاشته پنجه
حالا پاشنه پنجه , پاشته پنجه
حالا پاشنه پنجه , پاشته پنجه
بچه ها خسته شدید ؟ نخیر
یک , دو, سه , چهار


در امتداد نگاهم به خانه مي آيي

ز انتهاي افق عاشقانه مي آيي

برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال … بنگر که چگونه می افتی ؟!

 http://behrooz_raha.tebyan.net

تبلاگ تبیان  البرز باشکوه

 

 

چهارشنبه 28/10/1390 - 21:26 - 0 تشکر 418846


برگرفته از سایت نورپرتال

بررسی ادبیات زورخانه ای شعر، مرشد، ورزش ...

شاید سخن گفتن در این صفحه راجع ورزش چندان جالب توجه نباشد و شاید اگر در این صفحه ادبی واژه ورزش به نگارش درآید، برخی از خوانندگان پیش خود بپرسند، چه رابطه ای بین ورزش با ادب و هنر وجود دارد؟ البته شاید بین ورزش و ادبیات یك ارتباط مستقیم وجود نداشته باشد، اما با كمی تأمل در بسیاری ابیات و عبارات ادبی به خوبی این نكته برایمان روشن می شود كه ادبیات و ورزش با هم ارتباط دارند، حال این ارتباط چگونه است، بحثی است كه ما قصد داریم به بهانه هفته تربیت بدنی در باب آن مطالبی چند را به رشته تحریر درآوریم.
بی تردید در اغلب آثار ادبی، به خصوص اشعار ردپایی از ورزش و تحرك جسمانی به چشم می خورد كه این خصوصیت در ادبیات حماسی به عینه قابل مشاهده است، یعنی آنجا كه حكیم ابوالقاسم فردوسی رشته سخن را به میان میدان جنگ می برد، به خوبی بسیاری از حركات ورزشی را به شكل حركات جنگی به نمایش می گذارد و سر آخر به این نتیجه می رسد كه عقل سالم در تن سالم است و از سستی و تنبلی به جز كژی و سستی چیزی به دست نمی آید:
زنیرو بود مرد را راستی
زسستی كژی زاید و كاستی
بعد جناب فردوسی با شرح قهرمانی های افرادی چون «رستم»، «سهراب»، «اسفندیار»، «سیاوش»، «آرش كمانگیر» و... به خوبی انواع و اقسام ورزش های متداول آن زمان چون «كشتی»، «تیراندازی»، «سواركاری» و... را به نمایش می گذارد. جالب آن كه این توجه كردن به ورزش و حركات ورزشی در اغلب آثار ادبیات فارسی به خوبی نمایان است، به عنوان مثال سعدی شیرازی، به بهانه پند و اندرز دادن به مخاطب سراغ ورزش می رود و چنین می گوید:
چو پرورده باشد بر در شكار
نترسد چون پیش آیدش كارزار
به كشتی ونخجیر و آماج و گوی
دلاور شود مرد پرخاش جوی
مترس از جوانان شمشیرزن
حذر كن زپیران بسیار فن
حال كه سخن از ورزش و ادبیات به میان آمد، چه خوب است به سراغ یكی از كهن ترین ورزش های ایرانی، یعنی «ورزش زورخانه ای» یا «همان «ورزش باستانی» برویم، ورزشی كه قدمت آن به دوران قبل از اسلام و حتی دوران مادها می رسد. چرا كه ایرانیان از دیرباز به ضرورت دفاع نظامی توجه داشته اند و در زمان فراغت خویش از جنگ، برای آماده نگهداشتن جسم و روح خویش برای مقابله با حمله دشمنان از تفریحاتی كه از جنگ و نبرد نشأت می گرفت، استفاده می كردند. پس ایشان در دوران باستان با ساختن قطعه زمینی با نام «چرتا» كه به نوعی الهام گرفته شده از میادین جنگ بود، به اجرای ورزش هایی چون «اسب دوانی»، «پرتاب نیزه»، «شمشیرزنی» و «انواع كشتی» می پرداختند و رفته رفته این میادین كوچك ورزش های رزمی به حالت گرد درآمد و سرآخر ورزش زورخانه ای از آن پدیدار شد.
درست است در ورزش باستانی، اداوات كاربردی، الهام گرفته شده از ادوات جنگی است، مثلاً «میل» صورت تغییر یافته گرز است، «كباده» همان «كمان» است، «سنگ زورخانه» همان «سپر» است و «طبل زورخانه» یادآور طبل جنگی یا همان كوس است و گود زورخونه محلی برای پرورش تن و روح اما در این میان خواندن اشعار هم حكم همان رجزخوانی میادین جنگی را به خوبی ایفا كرده است با این تفاوت كه در اشعار رجزخوانی هدف ترساندن حریف و غلبه بر او بوده، اما در اشعار زورخانه ها هدف القای توان و نیرو به ورزش كاران است كه در این میان اشعار مورد نظر را با چاشنی پند و اندرز در مسیر غلبه بر نفس در نظر گرفتند.
مرشد در زورخانه حكم صوفی یا عارفی را دارد كه با خواندن اشعاری حماسی هدفش القای توان و نیروی ورزش است. مرشدان كه بیشتر بعد از صفویه در زورخانه ها نمایان شدند و تا اوایل قاجاریه از آنها تحت عنوان «كهنه سواران» یاد می شد، باید در كنار داشتن صدای خوب و رسا، توانایی هماهنگ كردن شعر، ریتم و هنر آواز را هم داشته باشند. زیرا اشعار خوانده شده در زورخانه، اشعار حماسی است كه ریتم آنها ضرباهنگ خاصی دارد و اغلب در «بحر متقارب» یعنی وزن اشعار «شاهنامه فردوسی» استفاده می شود. این اشعار رزمی كه با صدای بالائی و بیشتر با آهنگ های ضربی، «گل كشتی» و «گل چرخ» خوانده می شود، بیشتر شامل «حق خوانی»، «رخصت طلبی» و «دعای ختم ورزش» است. جالب این كه در كنار خواندن اشعار مختلف از شاعرانی چون «فردوسی» آنچه در زورخانه ها به عنوان شعر استفاده می شود اشعار شاعری پهلوان به اسم «پـهلوان محمود»، یا همان «پوریای ولی» است. این اشعار ضمن ستایش بزرگ مردی و جوانمردی، ورزشكاران را دعوت به ترك تعلقات دنیوی و پیوستن به معنویات می كند.
آنم كه دل از كون و مكان بركندم
وز خوان جهان به لقمه ای خرسندم
كندم زسركوی قناعت سنگی
آوردم و بر رخنه آز افكندم
و یا آن رباعی بسیار معروف:
گر بر سر نفس خود امیری مردی
گر بر دگری خرده نگیری مردی
مردی نبود فتاده را پای زدن
گر دست فتاده ای بگیری مردی
اما نكته جالب راجع اشعار زورخانه ها آن است كه اغلب این اشعار از میان ورزش های مختلف به ورزش كشتی توجه نشان داده و فنون این ورزش را به خوبی در میان ابیات مختلف به كار برده است. به عنوان مثال از شاعران دوره صفوی، شاعری چون «میر نجات اصفهانی» در مثنوی به نام «گل كشتی» اصطلاحات فنون كشتی را برای خواندن مرشدان به زیبایی سروده است. مثلاً یكی از فنون زورخانه، «تخته شلنگ زدن» به معنی «جستن و پا افشاندن كشتی گیران است كه چنین در سروده ای تعبیه شده:
چنین گر بر در مردم شلنگ تخته خواهی زد
ترقی گر كنی آخر تو كشتی گیر خواهی شد
و یا «دست فرو كوفتن» از رسم پهلوانان داخل گود بوده كه چون می خواستند با حریف مبارزه كنند به نشانه او دست می زدند:
گردون به زبر دستی برخیزد اگر با من
تا دست فرو كوبد پشتش به زمین باشد.
و هم چنین «روی دست» از فنون كشتی است:
«می توان پیش زبردستان نهادن پشت دست
روی دست از زیر دست خویش خوردن مشكل است.
در ادامه این نوشتار باید گفت؛ در میان اشعار زورخانه ای، اشعاری كه مربوط به ستایش خداوند، ستایش رسول اكرم (ص) و ثنای حضرت امام علی (ع) است، از جایگاه خاصی برخوردار است اشعاری كه اغلب از میان آثار حماسی چون «خاوران نامه» اثر باذل مشهدی انتخاب شده است.
هر چند دیرزمانی است زورخانه ها چونان گذشته آن حال و هوای سابق خودشان را ندارند و به جای ایشان مراكز ورزش های وارداتی چون «باشگاه های بدن سازی»، «بوكس» و... در اغلب محلات وجود دارند، اما بسیاراند افرادی كه از هنگامه گلریزان مرشدان و صلوات گرفتن «صلواتی ها» و... خاطراتی به یاد دارند و هماره از زورخانه ها و اشعار نغز و دلپذیرشان به نیكی یاد می كنند.

در امتداد نگاهم به خانه مي آيي

ز انتهاي افق عاشقانه مي آيي

برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال … بنگر که چگونه می افتی ؟!

 http://behrooz_raha.tebyan.net

تبلاگ تبیان  البرز باشکوه

 

 

پنج شنبه 29/10/1390 - 22:48 - 0 تشکر 419253

سلام
هم شعر، هم مطلب عالی بود، ممنون از زحمتی که کشیدین.
ما که زورخونه رو فقط از تلویزیون دیدیم و بس، خوش به حال شما
یا علی

جمعه 30/10/1390 - 0:19 - 0 تشکر 419297

لطفا مطلب هم تهیه بفرمائید.
از تشکرتان هم متشکرم ناز پسر.

در امتداد نگاهم به خانه مي آيي

ز انتهاي افق عاشقانه مي آيي

برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال … بنگر که چگونه می افتی ؟!

 http://behrooz_raha.tebyan.net

تبلاگ تبیان  البرز باشکوه

 

 

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.