• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
کتاب و کتابخوانی (بازدید: 3424)
جمعه 23/10/1390 - 16:4 -0 تشکر 416520
پائولو كوئیلو

چند سال پیش كه كتابهای پائولو كوئیلو در ایران رونق گرفته بود ، یكی از كتابهایش كه اسمش هم الآن یادم نیست به دستم رسید و خواندمش...

اسم كتاب فراموشم شده داستانش درباره فردی بود كه برای رسیدن به یك گنج سفر می كند و نهایتا در مصر در حالیكه احساس می كند در یك قدمی گنج است پی می برد كه گنج واقعی تلاشی است كه برای رسیدن به آن انجام داده بود . چیزی قریب به این مضمون بود داستان ....

ولی چیزی كه از آن رمان در ذهنم باقی مانده یك جمله بود كه جای جای این كتاب اشاره شده بود : "به نشانه ها توجه كن" قهرمان با استفاده از نشانه ها و تعبیراتی كه آنها می كرد می توانست سختی ها و بیایانها را با موفقیت پشت سر بگذارد...

این ذهنیت در خاطرم باقی مانده است سالها...

یكی دو سال ایت با سخنرانی های دكتر رائفی پور و بحثهای او درباره نماد گرایی و فراماسونری و اینا آشنا شده ام ...

این دو مقوله را در ذهن داشته باشید و بروید به پست بعدی كه از بین آخرین مقاله آقای رائفی پور بیرونش كشیدم ...

قضاوت با خودتان 

هزار دشمنم ار مي كنند قصد هلاك  گرم تو دوستي از دشمنان ندارم باك

حافظ عليه الرحمه

امضا: نيري

جمعه 23/10/1390 - 16:5 - 0 تشکر 416523

"انرژی هوشمند"

صهیونیست هایی که عمری بر طبل داروینیسم می کوبیدند به یک باره با ساخت مستند " EXPELLD" (این مستند به صورت زیر نویس در فضای سایبری موجود است.) به آن حمله کرده و باز هم از انرژی هوشمند نام بردند.

مطلبی که در کتابهای پائولو کوئیلو بارها با آن روبرو می شوید و اینجاست که تصمیمی جهانی را برای ارائه دینی نوین به جهانیان می بینید .

"اعتقاد به انرژی هوشمند به جای خداوند بزرگ"

آری جریان صهیونیزم نیک دانسته است که بشر امروزی ، پس از چند دهه بی دینی به فریاد رسیده است و به دنبال خدا می گردد، اینجاست که طبق معمول به پیشگیری پرداختند و برای خدا جایگزینی طرح نمودند.

منبع: مصاف

هزار دشمنم ار مي كنند قصد هلاك  گرم تو دوستي از دشمنان ندارم باك

حافظ عليه الرحمه

امضا: نيري

جمعه 23/10/1390 - 23:30 - 0 تشکر 416611

سلام

ممنون جناب نیری

این کتابی که فرمودید "کیمیاگر" هست اسمش... من چندسال پیش خوندمش...

چه جالب میگن آقای رائفی پور:)

حقیقتش من خوشم نمیاد از کتابای آقای کوئیلو و زیاد هم دور و بر کتاباش نمیگردم...به مذاقم خوش نمیاد!

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

جمعه 23/10/1390 - 23:31 - 0 تشکر 416612

چقدر هم البته کتابای پائولو تو ایران فراوونه.. خواننده خیلی داره.... خیلی راحت عقاید خودشونو پیاده میکنن.. و به گمونم این از کم کاری شیعیان هست که راه رو براش باز کردن با عرضه ی کم ِ کتاب...

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

يکشنبه 25/10/1390 - 15:19 - 0 تشکر 417263

با نام خدا و سلام
ما نشسته ایم و دشمنانمون با سرعت جلوتر از ما در حال حرکت.

«اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم» 

رواق منظر چشم من آشیانه توست         کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

انجمن تعلیم و تربیتیها 

سه شنبه 27/10/1390 - 16:24 - 0 تشکر 418214

سلام من دو تا از کتاباشو خوندم کوه پنجم و پدران ,پسران,نوادگان کتابای خوبی بودن حالا دلیل نمیشه به خاطر یک کتاب ارزش بقیه کتابهای نویسنده زیر سوال بره.

بیایید لبخند را در تمام جهان مسری کنیم
سه شنبه 27/10/1390 - 19:46 - 0 تشکر 418334

کاش یه کتابشو بررا موبایل میذاشتید همه میخونیدم و نقدش می کردیم.
اینجوری به نظر منم منصفانه نیست!

تنت به ناز طبيبان نيازمند مباد

it is god who cures 

مدير انجمن بهداشت و سلامت

يکشنبه 2/11/1390 - 22:4 - 0 تشکر 420540

dehkade2010 گفته است :
[quote=dehkade2010;591792;416612]چقدر هم البته کتابای پائولو تو ایران فراوونه.. خواننده خیلی داره.... خیلی راحت عقاید خودشونو پیاده میکنن.. و به گمونم این از کم کاری شیعیان هست که راه رو براش باز کردن با عرضه ی کم ِ کتاب...

بله همینطوره.

دشمن بیشتر از ما معتقد به ظهور امام زمانه 

به جز تلاشهای نظامی و سیاسی، در حوزه اعتقادی و فرهنگی خیلی كار كرده ...

هزار دشمنم ار مي كنند قصد هلاك  گرم تو دوستي از دشمنان ندارم باك

حافظ عليه الرحمه

امضا: نيري

پنج شنبه 6/11/1390 - 11:16 - 0 تشکر 421849

medman گفته است :
[quote=medman;497712;418334]کاش یه کتابشو بررا موبایل میذاشتید همه میخونیدم و نقدش می کردیم.
اینجوری به نظر منم منصفانه نیست!

سلام دکتر

حق با شماست.. ولی خطِ فکری یه نویسنده رو میشه کلا تعیین کرد... به هرحال، من که سیستمم مشکل داره، اون قول مسابقه رو نتونستم اجرا کنم.. شرمنده... کتابای ایشونو نمیدونم الکترونیکی یا همراهش هست یا نه... من کیمیاگرش رو خوندم...  گمونم بتونید راحت پیداش کنید...

فعلا

یاحق

 السلام علیــــــــــک یا ابا عبدالله

 

ای شیـــــعه تو را چه غــم ز طوفـــان بلا

آن جا که سفینة النجـــــــاة است حسیـــــن (ع)

 

یابن الحســـــن روحـــــــــی فداک

جمعه 7/11/1390 - 1:2 - 0 تشکر 422133

sonbole گفته است :
[quote=sonbole;624799;418214]سلام من دو تا از کتاباشو خوندم کوه پنجم و پدران ,پسران,نوادگان کتابای خوبی بودن حالا دلیل نمیشه به خاطر یک کتاب ارزش بقیه کتابهای نویسنده زیر سوال بره.

موافقم با حرفتون.

پس بیاین دقیقتر به نوشته های كوئیلو نگاه كنیم

یه سرچ گذرا كه توی گوگل كردم لینكی به تورم خورد كه مربوط به نقد كتاب "یازده دقیقه" پائولو كوئیلو ست.

خلاصه كتاب رو می تونید از اینجا بخونید.

البته نقد با اشاره به عین جملات كتاب آورده شده اگر فرصت یا حوصله خواندن خلاصه كتاب را كه لینكش را در بالا گذاشته ایم، ندارید  زیاد مهم نیست. 

سوگواری قلم در فراق ادب تحلیل و نقد کتاب once minotus اثر پائولوکوئیلو
پائولوکوئیلو نویسنده معنویت گرای برزیلی که به زعم خود مروج معنویت در جهان امروز است در نوشته¬ای متفاوت از دیگر آثارش، هنر نویسندگی خود را با موضوعی پیوند زده که به معنویت ادعایی وی مهر انحطاط زده است.
کوئیلو که در کتاب¬های دیگرش درصدد حل معمای «هدفمندی» بر آمده و تلاش می¬کرد با ارائه ایده¬ها و طرح مفاهیم معنوی، نشاط و سرزندگی را به حیات آدمیان بر گرداند در این کتاب موضوع سکس را انتخاب نموده است و به ماجرای زندگی دخترکی فاحشه و روسپی به نام «ماریا» پرداخته است.
ماریا همچون دیگر قهرمانان کتب کوئیلو فردی سرگردان و بلا تکلیف است و در پی یک زندگی مطلوب و کسب تجربه¬های لازم به ماجراجویی می¬پردازد. وی در جستجوی چیزی است که به زندگی او مفهوم ببخشد. دخترک گاهی به تبدیل شدن به ستاره بین المللی می¬اندیشد گاهی به ثروت، گاهی به شوهر ایده¬آل و گاهی به تجربه متفاوت جنسی و گاهی به مبارزه برای زنده ماندن (ص 63 ) و گاهی هم مطلوب وی «جستجوی خویشتن» است (همان ص 123 )در نهایت نیاز خود را در عاشق شدن و عشق ورزیدن می بیند و بس.( همان ص250 )
کوئیلو طبق معمول منکر برنامه و حیانی برای اداره زندگی بشر می¬شود و از زبان یک کشیش می¬گوید: «آن چه خداوند از ما انتظار دارد نمی¬دانیم، اجدادمان نیز نمی¬دانستند.» (همان ص 274)

در کتاب یازده دقیقه چند محور اساسی مورد توجه و استفاده مولف قرار گرفته است.
الف) عشق
در این کتاب نویسنده تلاش میکند ارتباط جنسی آزاد را با عشق گره بزند و بین این دو ارتباطی ناگسستنی ایجاد نماید. موضوع عشق چنان در این کتاب پر رنگ است که گویا ماریا برای دستیابی به عشق و عاشق ماندن حاضر است تمامی سختیها و حتی سوء برداشتها و طعن و کنایه های اطرافیان را تحمل کند به گونه ای که این موضوع به بزرگترین موضوع زندگی ماریا تبدیل میشود (همان 151) تا جایی که اساساً او بخاطر عشق زنده است. (همان ص 25)
کوئیلو بارها به مطلوب بودن عشق و نیاز آدمیان به عشق میگوید. (همان 8/13/14/17/31/148/253/123/203 و ...) گاهی هم از عشق بعنوان احساس خطرناک و مخرب یاد میکند. (همان ص 15/21/26/157)
یکی از مشتریان ماریا که پسرکی به نام رالف است بعنوان احیا کننده عشق ماریا وارد جریان زندگی ماریا میشود. ماریا با وجود دلبستگی فراوان به رالف اصالت و اهمیت را به خود عشق میدهد نه به رالف.
این ایده برای ماریا قوت میگیرد که مهم، وجود عشق است نه معشوق، و عاشق ماندن مهمتر از وجود یا عدم معشوق است. اصولاً دیدن یا ندیدن رالف برای ماریا هیچ اهمیتی ندارد بلکه آن چه تعیین کننده است عاشق ماندن است. (همان ص 177/203/298/296)
در این کتاب عشق به عنوان توجیه گر زندگی عنوان میشود. باید اضافه کرد این مفهوم از نگاه کوئیلو تعریف روشنی ندارد و در بیان آن تنها میتوان گفت: « یک احساس است».

ب) بی¬هدفی و سرگردانی
کوئیلو بارها و بارها از بلاتکلیفی و شک و تردید و سرگردانی شخصیت¬های داستان سخن می گوید. در تبیین کوئیلو زندگی از عنصر «هدف» تهی است و منطق و غایتی برای زیستن تصویر نمی¬شود از همین جهت لازم است نگاه انسانها تغییر کند تا زندگی مفهوم یابد. دخترک از روی تحیر و بی¬هدفی، روسییگری را انتخاب می¬کند و بارها در تصمیم خود شک می¬کند و منطق آن را مورد تجدید نظر قرار می¬دهد دست آخر آن چه باعث انگیزش دخترک می شود پول، کسب تجربه و ماجراجویی است.
واژه¬های مختلفی درکتاب بلاتکلیفی شخصیت¬های داستان را منعکس نموده اند و عبارات و سطور زیادی برای تبیین این سردرگمی به کار گرفته شده اند. این بلاتکلیفی بیش از 30 بار در کتاب به بحث گذاشته شده است. (نمونه¬هایی از این مسئله در صفحات 87/89/93/94/98/101/105/111/115/118/128/135/136/141/142/144/146/148/149/155/153/158 ... منعکس شده است)
مطالبی که مولف در ترویج اباحی گری و لا ابالیگری آورده همه و همه به خلاء " منطق زیستن "بر می¬گردد یعنی اگر خلاء «غایت معقول» نبود به قلم فرسایی کوئیلو در باب لاابالیگری نیازی نبود.
توضیحات کوئیلو در باب اباحی¬گری عموماً با تایید و حتی تبلیغ همراه است (ص 31/39/66/67/92/93/100) آنچه در ترویج الکل و مشروبات الکی و موسیقی و رقص و آواز خوانی و دود و سیگار و رقابت دختران برای جذب مشتری در این کتاب نگاشته شده بر فضای کتاب سایه انداخته و این اثر را به تبلیغ میخانه و توصیف عشرتکده تبدیل نموده است.

ج) سکس و ارتباطات آزاد جنسی
کوئیلو در کتابش برای برگرداندن آبروی رفته و توجیه کار نویسندگی خود روسپگری را تهدیدی برای ثبات خانواده به حساب نمی¬آورد و از تلاش روسپی¬ها برای پایدار ماندن زندگی مشتریان خود سخن می¬گوید. (همان ص 210)
از طرف دیگر آزادی که انتخاب در ارتباط جنسی را به همراه دارد از نگاه نویسنده یک مطلوب تلقی می¬شود. (همان ص 81 و 105)
از آنجا که کتاب به سرگذشت یک روسپی مربوط می¬شود کوئیلو در موارد متعدد به جزئیات ارتباطات جنسی وارده شده و بازگو کردن فنون ، حالتها و روش های روابط جنسی را برای خود به صورت یک ماموریت در آورده است. در یک جمله می¬توان گفت این کتاب در توصیف سکس است که این توصیف از این جهت که با تکرارهای بی مورد و ملال آور همراه شده از تبلیع سکس و ترویج آن نمی¬تواند جدا باشد.
در یک رصد محتوایی، رقم صفحاتی که به صراحت به این موضوع پرداخته شده به 20 فراز بالغ می¬شود.
با تاسف باید گفت این اثر به طور ناشایستی به جزئیات این موضوع پرداخته به گونه¬ای که بدآموزی¬ها و آموزش¬های منفی زیادی را تعلیم و آموزش می¬دهد.
این آموزش¬¬های منفی لایه¬های مختلفی دارد از توصیف یکی از مشتریان ماریا بعنوان پاک¬ترین فرد زندگی (همان ص 259) تا توصیف میخانه به «مکان آبرومند» و «مکانی که عده¬ای در آن حضور دارند دارند که قادرند نور را در چهره دیگران کشف کنند» (همن ص 209 و 251) و توصیف فاحشه¬گری بعنوان امری که به استحکام خانواده لطمه¬ای نمی¬زند و این موضوع با پایداری خانواده مشتری منافاتی ندارد (همان ص 210) و این که سکس ضد ارزش محسوب نمی¬شود (همان ص 196) و سکس فراتر از یک ملاقات ساده است (همان ص 216) بلکه عاملی برای فراموشی مشکلات و آرامش یافتن طرفین است. (همان ص 215)
از همه این ها بالاتر «ترویج خشونت» است که به عنوان راهی تسکین دهنده و آرامش بخش به مخاطب معرفی می¬شود (همان ص 221)
کوئیلو در ضمن پرداختن به موضوع ارتباط آزاد جنسی، پرده از رازی بر می¬دارد که از نگاه او انسان را به مرز "خود" نزدیک می¬کند و نوعی خودشناسی به دنبال دارد و آن «رنج کشیدن و تحقیر شدن » است. گویا سکس می¬تواند منجر به این گونه خودشناسی شود و انسان را به حالتی برساند که ضمن رنج، لذت ببرد.
در نگاه وی یکی از راههای لذت، رنج کشیدن و رنج دادن دیگران است (همان ص 229/236/238/235) انگار آزار دادن به دیگران از اصول زندگی انسان¬ها محسوب می¬شود. (همان ص 226) این رنج خود ساخته نوعی از نور بری انسان به ارمغان می¬آورد و خلایی همچون بهشت برای انسان ایجاد می¬کند (همان ص 240/242)در این رنج کشیدن و تحقیری که از ناحیه دیگران متوجه انسان می¬شود انسان به دنیای دیگری می¬رود و احساس مذهبی به او دست می¬دهد (همان ص 223) و انسان احساس آزادی کامل می¬یابد (224 و 228)

پیوند معنویت و خود فروشی
آن چه یک انحراف واضح و مغالطه روشن را در پی دارد و در نتیجه یک آسیب اجتماعی برای اجتماع در پی دارد و یک کج راهه برای انسانهای معنویت گرا ایجاد می کند ارتباطی است که کوئیلو بین معنویت و بی بندباری برقرار نموده است. وی بیش از 30 مورد از " وجود نور" در چهره دخترک فاحشه صحبت به میان می آورد وبرای روسپی گری تاریخی مقدس می شمارد و ادعا می کند معنویت با روسپی گری منافاتی ندارد و در صفحات متعددی ابتذال معنویت ادعایی خود را به نمایش می گذارد.

منبع: پرسمان دانشجویی

هزار دشمنم ار مي كنند قصد هلاك  گرم تو دوستي از دشمنان ندارم باك

حافظ عليه الرحمه

امضا: نيري

جمعه 7/11/1390 - 1:12 - 0 تشکر 422137

حالا كه بحث به اینجا كشید و خواستید بیشتر درمورد خود نویسنده بدانیم تا بهتر بتونیم آثارشو نقد كنیم توجهتونو به یادداشتی در نقد افكار این نویسنده جلب می كنم:

نقد عرفان پائولو کوئیلو

انسان برای رفع تشنگی و بقای حیاتش به دنبال آب می رود. بشر امروز فراموش کرده است که روح او نیز نیاز به آب دارد. این تشنگی اکنون در غرب بیشتر محسوس شده است، چرا که انسان غربی دین را به کناری نهاد، و خود را وقف زندگی مکانیکی نموده است.
پائولو کوئیلو

پائولو کوئیلو

کسانی که می خواهند دین به کناری نهاده شود، تا از یاد و خاطره ی مردم فراموش گردد، غافل از این هستند که با بحران هویت و انسانیت روبرو خواهند شد. برای رفع این بحران معنویت و تشنگی باید فکری می شد؟! باید سرابی به نمایش در می آمد تا مردم را مدتی بدان سرگرم نمایند. یکی از همین سراب ها داستان سرائی های پائولو کوئیلو است.

پائولو کوئیلوی خود با بحران معنوی بر خورد کرده، و با آن دست و پنجه نرم نموده است. پاسخی مناسبی که او برای بحران در نظر گرفت، رجوع به مواد مخدر، سحر، جادو و مشروبات الکلی بود.

کوئیلو اقرار می کند به مواد روان گردان، مساکلین و حتی ماری جوانا و هر چیزی که می یافته، می شتافته است، در این کار نیز راه افراط را برمی گزیده. ۱

بهتر است بیشتر با شخصیت او آشنا شویم:

او تا به حال سه ازدواج ناموفق را در کارنامه ی خود ثبت کرده است. در کارنامه او تجربه ی فرقه های همچون کریشنا، بودا، هندو، و حتی بی دینی و الحاد به چشم می خورد. ۲

کوئیلو مدال دیگری بر سینه دارد، و آن این که او به هیچ چیز در جهان اطمینان ندارد.

او که از مواد مخدر نصیب ها برده است، با طرح مسئله ی سحر و جادو به مصاف با رنج های معنوی بشر می رود. به زعم وی، اگر بُعد جادو و سحر آمیزی به زندگی اضافه کنیم، مشکل ارزش و معنای زندگی حل شده، شور و نشاط به زندگی پوچ غم زدگان تمدن غرب باز می گردد.

پیشینه ی اخلاقی و اجتماعی ایشان نیز بسیار منفی و تاریک است. وی در تئاترهای ضد اخلاقی و مستهجن نقش ایفا می کرد. یک کتابی را که داستان های ضد اخلاقی بود، به نام «کرینگ ها» را منتشر کرد. این کتاب بقدری برای افراد مُضر بود که دولت برزیل آن را به حال فرهنگ عمومی مردم مضر دانسته و کوئیلو را به خاطر آن زندانی نمود. ۳

شخصیت او را از دیگر نوشته هایش نیز می توان دریافت. چرا که شخصیت او در نوشته هایش باز تاب گشته است. به طور نمونه در کتاب ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد؛ اذعان می کند که این کتاب را در بیمارستان روانی که در برزیل بستری بوده است، به نگارش در آورده است. کوئیلو که اقدام به خودکشی در اعمال او دیده شده و سه بار توسط والدینش در بیمارستان روانی بستری شده است، باید کتاب «ورونیکا تصمیم می گیرد بمیرد» را بنویسد.

«دیدگاه ها»

به برخی از اندیشه های او اشاره می کنیم:

۱٫سحر و جادو

ساحر در مورد زنان بکار می رود و جادوگر در مورد مردان. کارائی سحر و جادو این است که میان دنیای مرئی و نامرئی ارتباط ایجاد کرده و از این رو نیروهای جادویی را از جهان نامرئی در دنیای مرئی به کار گرفتن و کارهای خارق العاده انجام دادن است. با دقت در آثار پائولو معلوم می شود دنیای نامرئی که او از آن سخن می گوید، جهان مرئی نیست، بلکه در برابر دنیای واقعی است و حقیقتی غیر از توهم ندارد. از این رو به صراحت سحر و جادو را موهوم و تخیلی اعلام می کند. ۴

کارهای خارق العاده ی که ساحران و جادوگران آثار کوئیلو انجام می دهند، تحول احساسی و هیجانی در زندگی است، که با شور آفرینی و نشاط انگیزی، زندگی را ارزش مند، معنا دار و جذاب ساخته، و به خرد اعظم نزدیک می شوند.

جادوگری یکی از راه های نزدیکی به خرد اعظم است؛ اما هر کار دیگری که آدم می کند، تا زمانی که با قلبی سر شار از عشق کار می کند، می تواند او را تا این مرحله برساند. ۵

۲٫ روح کیهانی

همه ی عالم جنبه نامرئی و پنهانی دارد که به واسطه ی آن با خداوند ارتباط بر قرار کرده، نیروی زندگی و حیات را از سوی او دریافت می کند. جهان نامرئی ماوراء پر از نیروهای سحر آمیز و جادوئی است. آموزه های سرِی و جادویی کمک می کند تا انسان از بعد مرئی جهان بگذرد و کالبد کیهانی را به روح کیهانی پیوند زند. با درک ربط جهان مرئی و نامرئی، حضور روح کیهانی در همه چیز احساس می شود و نوعی از حیات و زندگی در تمام پدیده های عالم محسوس می گردد. از این رو در کتاب بریدا می نویسد، آن هنگام که «ویکا» به «بریدا» می گوید:

همیشه خود را روی پل جهان مرئی و نامرئی بگذارد؛ تمام کیهان جان دارد، سعی کن همیشه با این زندگی ارتباط داشته باشی. این زندگی زبان تو را می فهمد و کم کم جهان اهمیت دیگری پیدا می کند. ۶

۳٫افسانه ی شخصی

افسانه ی شخصی، نیرویی جادویی دارد و شخص را به جهان نامرئی نزدیک می کند و او را به روح جهان می رساند. افسانه ی شخصی رؤیایی است که هر کس از دوران کودکی یا نوجوانی با آن زندگی می کند. در همان آغاز، رؤیای خود را تحقق پذیر می پندارد و بدون ابهام و تردید آن را می خواهد و معنای زندگی خویش را در آن افسانه ی شخصی و رؤیا می یابد؛ اما همین که افراد به زندگی واقعی یا شاید هم ساختگی روزمره ی اجتماعی پا می گذارند، راه هایی خط کشی شده و مشخص هست که باید از آنها عبور کرد؛ تحصیلات، مدرک، شغل، و حرفه ای آبرومند از نظر دیگران که در آمد مناسب داشته باشد، ازدواج، زندگی، و پیشرفت شغلی. اما افراد این زندگی واقعی را بر افسانه ی شخصی ترجیح می دهند.

در نتیجه رؤیای شان از دست رفته، احساس بی معنایی و افسردگی تمام وجود شان را فرا می گیرد. در این وضعیت آن چه را که امنیت می پنداشت به تکراری فرساینده و سرد تبدیل می شود، در حالی که راه درست زندگی و معنادار زیستن، حفظ افسانه ی شخصی و سیر به سوی آن است؛ زیرا آنها را به جهان مرئی نزدیک کرده و نیروهای جادویی را در زندگی شان جاری می سازد. ۷

افسانه ی شخصی هر کس چیزی تحقق نیافته در عالم مرئی است که در اثر کوشش و پی گیری می تواند محقق شود. بنابراین، دنبال کردن افسانه ی شخصی کاملاً جادویی است؛ زیرا چیزی را از وضعیت نامرئی به دنیای مرئی و مشهود آوردن است. با دست یابی به نیروی جادویی است که زندگی از شور و هیجان پر می شود و زیستن ارزش می یابد. ۸

کوئیلو در نوشته هایش می کوشد تا نشان دهد بازگشت به رؤیاهای دوران کودکی و تلاش برای تحقق آنها زندگی را از شور، نور، هیجان و شکوه سرشار می کند و چنان معنا بر انگیز و روشن بوده و گرمی به زندگی می دهد که انسان می تواند سختی های بزرگ را تحمل کند، رنج ها را به جان بخرد و در نهایت فریاد بر آورد که زندگی ام به مبارزه ام و رنج هایی که کشیدم، می ارزد. ۹

در کتاب کنار رود پیدار نشستم و گریستم، که داستان عشق مرد کشیش به دوست دختر دوران نوجوانی اش را باز می گوید که پس از سال ها فاصله ی رؤیای عشق شان را واقعی می سازند. سایر آثار او نیز، نمونه هایی از معنای زندگی و خروج از مسیر پیش بینی شده ی زندگی و مبارزه و رنج برای تحقق افسانه شخصی است.

۴٫ شهامت

رفتن به سوی جهان نامرئی، گام برداشتن در تاریکی است. بدون شهامت نمی توان به سمت جهان نامرئی رفت و به کشف نیروهای جادویی رسید.

هنگامی انسان شهامت خود را در باور نداهای جهان نامرئی و دنبال کردن رؤیاها از دست، بدهد، احساساتش از بین می رود و اشتیاقی به آرزوها و رؤیاهایش باقی نمی ماند؛ حتی نفرت و دشمنی در برابر شکست و ناکامی هایی که ممکن است او را زمین بزند، تحلیل می رود، آماده ی شکست می شود و دیگر برای مبارزه و نبرد روشنایی، نیرویی برایش نمی ماند. چون امید و اشتیاقی ندارد، ناامید هم نمی شود، فقط سرد و بی روح است؛ زیرا با مرگ رؤیاها، روح هم می میرد. ۱۰

«نقد»

۱٫بدون تردید روح انسان به این زندگی مادی رضایت نداده، افقی فراتر و عرصه ای فراخ تر از این را می جوید و محتاج سیری معنوی است که به عالمی واقعی و البته غیر مادی برسد. سیری که او را از محدودیت، کدورت، نابودی و رنج به بی کرانگی، روشنائی، ابدیت و لذت برساند. این گونه بودن و این گونه زیستن به حیات بشری ارزش و معنا می بخشد و روح را به هیجان و جنبش وا می دارد. سیری تحول بخش که انسان را از همه ی محدودیت های بشری و کدورت های مادی رها کرده، از صفات الاهی برخوردار گرداند، تحولی به سوی خدای شدن که انسان را به اوج رضایت، شادمانی و شکوفائی می رساند.

انسان

خداوند، پیامبران را برای رساندن انسانها به زندگی پاک و پرفروغی که حیات طیبه نامیده، به سوی آنها فرستاد. از این رو دعوت پیامبر را فراخوانی به زندگی معرفی کرده است «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُم ؛اى کسانى که ایمان آورده‏اید! دعوت خدا و پیامبر را اجابت کنید هنگامى که شما را به سوى چیزى مى‏خواند که شما را حیات مى‏بخشد»(انفال/۲۴).

دست یابی به این زندگی، در گرو تکاپو و سفر روح به سوی خداوند است. در این سفر انسان زائر اصل خویش است و خود را در اوج شکوفائی، ظرفیت های برای خدائی شدن و خدای بودن مشاهده کرده، به وجد می آید.

تو در آنجا عشق و شادمانی و لذتی را تجربه می کنی که اکنون تحمل آزمودن آن را نداری.

کوئیلو برای جهان های تشنه ای معنویت و سیر به سوی خداوند، دنیایی را می گشاید که در تخیل و توهم آنها تحقق دارد. او به جای سیر واقعی و حرکت ایجاد کردن در انسان ها آنها را در همان جای که هستند، با پردازش جهانی با شکوه و پر رمز و راز به هیجان وا می دارد؛ جهان نامرئی و نیروهای جادوئی که شور و اشتیاق به زندگی را بر انگیخته و انگیزه ای برای زیستن به او می دهند. او سفرهای تخیلی رمان هایش را نه به عنوان نمونه ای از یک سیر معنوی بلکه جایگزین سیر حقیقی مردم می کند.

هیچ کس با خواندن آثار کوئیلو نمی تواند گامی به سوی خداوند بر دارد. وی با بکارگیری زبان ساده، نمادین و پر از ابهامش تخیل و قوه ی وهم خوانندگان را به کار می گیرد، تا آنها نیز در آفرینش اثر شریک شده، معانی مأنوس و مطلوب خویش را در کلمه های و جمله های چند پهلو و پر از نماد او بخوانند.

به همین علت او توانسته است مخاطبینی را در فرهنگ های بسیار گوناگون به پای نوشته های خویش دعوت کند. صد البته که این هنر بزرگی است؛ اما در بیان حقیقت و آموزش معنویت فریبی هنرمندانه و چیره دستانه ای به شمار می آید.

۲٫دیگر این که کوئیلو نه تنها افراد را به سوی عرفان نمی تواند راهنمای نماید، بلکه خوانندگان آثار او حتی نمی توانند زندگی خود را تغییر دهند، زیرا او اصلاً چنین پیشنهادی طرح نمی کند.

وی می گوید: عادی باشید و در همین عادی بودن راز زندگی را بجوید. او می کوشد از لحظات زندگی حتی ساعات افسردگی و پریشانی شاهدی دلربا بسازد و سر خوشی موهمی جایگزین رنج هایی سازد که اگر با استفاده از داروهای مخدر و توهم زا یا مشروبات همراه شود، بهتر نتیجه می دهد. حداکثر تحولی که وی برای زندگی پیشنهاد می کند این است که در برابر دیگران بایستید و کاری که دوست دارید انجام دهید، از خطا کردن، سرزنش شدن، گناه و آبروریزی نهراسید.

۳٫مطلب دیگری که به عنوان نقد می شود مطرح کرد بحث آرامش و شادمانی است. کوئیلو خدایی خطاکار را باور دارد که با وجود او آسوده تر با ناملایمات زندگی و گناه کاری خود کنار می آید؛ در حالی که شناختن خدای کامل و حکیم بسیار آرامش بخش تر و در رنج های زندگی گوارا کننده تر است.

اگر همه ناملایمات با برنامه ای حکیمانه و در تدبیر پروردگاری دانا و مهربان شناخته شود، همواره در پی آنها رشدی، توفیقی، یا شادکامی و سروری خواهد بود.

۴٫نکته ی دیگر این که وی اساساً با شکافی که میان خرد و ایمان ایجاد می کند، یا کنار گذاشتن زندگی در جهان دیگر، خداشناسی ناموجه، هوس محوری و سایر نقدهای طرح شده، برای افراد معمولی در زندگی و عمل اگر به سخنان او اعتماد کنند بحران هایی رفتاری، معرفتی ایجاد می کند. ۱۱

کوئیلو کتاب های گوناگونی نوشته شده است، و سبک خاصی دارد و قلم قوی ناگفته نماند که کتاب های او بسیار جذاب مینماید آثار او طرفداران زیادی در دنیا دارد و کتاب هایش به زبانهای زیادیی ترجمه میشود منظور ما از درج این مقاله اینست که اگر با یکی از آن کتاب ها مواجه شدید و نظر شما را به خود جلب کرد آگاه باشید که آنچه در دست دارید نمیتواند یک برنامه وو الگوی کامل برای شما باشد

چون او ذهن مخاطب را با دنیایی ناشناخته درگیر میکند او به خوبی از زبان قصه برای القای باور خود به مخاطب بهره میبرد.

نکته ای که باید همه بدانیم این است که اگر میخواهیم وارد دنیای مطالعه شویم باید با یک دید منطقی وارد شویم و نقادانه یک اثر را مورد مطالعه قرار دهیم نه اینکه از هر اثری که در دست میگیریم متأثر شویم .

باور کوئیلو با توجه به تجربه هایی که در زندگی خود داشته نمیتواند الگوی سالمی باشد برای کسی که در مکتب اسلام پرورش یافته است و مبانی ای دقیق و منطبق با عقل برای خود دارد .
منبع:www.psyop.ir

دوستان مطالعه کتاب دکتر فعالی با عنوان آفتاب و سایه ها را به شما پیشنهاد میکنم.درمورد عرفان های نوظهور است.من خودم شخصا در سخنرانی ایشون شرکت کردم.مباحث بسیار جالبی رو مطرح کردند.

لینك

هزار دشمنم ار مي كنند قصد هلاك  گرم تو دوستي از دشمنان ندارم باك

حافظ عليه الرحمه

امضا: نيري

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.