• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 889)
يکشنبه 18/10/1390 - 14:4 -0 تشکر 414060
درسهایی از آیت الله میرزا محمد علی شاه آبادی

 روح لطیفش تجلى واقعى عرفان و رفتار و خلق كریمانه‏اش نمادى از حضور عالمان آگاه در سطح جامعه بود

 

در ادامه شرح بخشهایی از زندگی استاد عرفان امام خمینی رحمة الله علیه، توصیه ها و آموزه هایی از ایشان آورده می شود.

 

 

 

 

 

 

خدا در همین نزدیکی است
يکشنبه 18/10/1390 - 14:19 - 0 تشکر 414068

امام خمینی(ره) درباره آشنایی خود با آقای شاه‌آبادی و تلمذ نزد ایشان می‌فرمایند: «من در حوزه که بودم همواره احساس می‌کردم گمشده‌ای دارم و برای پیدا کردن این گمشده بسیار تلاش می‌کردم. از جمله کسانی که از این حال من اطلاع داشت حاج آقا میرزا محمدصادق شاه‌آبادی (برادرزاده آقای محمدعلی شاه‌آبادی) بود.

 روزی او در مدرسه فیضیه به من برخورد و گفت: «اگر گمشده‌ات را می‌خواهی در فلان حجره نشسته است، او همان گمشده توست». وقتی متوجه حجره مورد نظر او شدم، دیدم مرحوم آقای شاه‌آبادی با مرحوم آقای حائری نشسته‌اند و بحث می‌کنند.


در کنار ایشان عده دیگری نشسته بودند و به بحث آن‌ها گوش می‌دادند و احیاناٌ در بحث شرکت می‌کردند. من هم در گوشه‌ای به انتظار ایستادم، پس از تمام شدن بحث مرحوم آقای شاه‌آبادی به طرف منزل حرکت کردند و من هم به دنبال ایشان رفتم.

در بین راه تقاضا کردم که با ایشان یک درس فلسفه داشته باشم، اما زیر بار نرفتند. در همان حال که ما راه می‌رفتیم مردم و بازاری ها می‌آمدند و خدمت ایشان سلام می‌کردند و پس از عرض ادب سؤال هایی می‌پرسیدند.

مرحوم آقای شاه‌آبادی جواب‌هایی می‌دادند که متناسب با سطح فکری این افراد نبود، از این رو به ایشان عرض کردم: آقا جواب‌های شما برای این افراد قابل فهم نیست، شما چرا این مطالب را می‌گویید؟ ایشان فرمودند: بالاخره این قدر هست که این حرف‌های کفری به گوش آن‌ها بخورد.
خلاصه تا قبل از رسیدن به منزل ایشان را راضی کردم که درس فلسفه را شروع کنند. وقتی پذیرفتند، گفتم: آقا من فلسفه نمی‌خواهم، گمشده من چیز دیگری است، بحث عرفان می‌خواهم، اما زیر بار نرفتند تا اینکه سرانجام به منزل ایشان رسیدیم. در این هنگام مرحوم آقای شاه‌آبادی به من تعارف کردند تا وارد شوم من هم برای اینکه به نتیجه برسم تعارف ایشان را پذیرفتم.

در منزل ایشان حالتی پیدا کردم که گویی هرگز نمی‌توانم از ایشان دست بردارم. آنقدر اصرار و تقاضا و خواهش کردم تا ایشان قبول کرده و عصر یک روز را معین کردند.

خدا در همین نزدیکی است
يکشنبه 18/10/1390 - 14:21 - 0 تشکر 414074

از آن عصر موعود تحصیل من در خدمت ایشان شروع شد. پس از دو سه جلسه، به جایی رسیدم که دیدم نمی‌توانم از ایشان جدا شوم. ابتدا فقط در درس عرفان آقای شاه‌آبادی شرکت می‌کردم، اما بعد به جلسه درس‌های اخلاق ایشان هم رفتم که در مسجد عشقعلی در شب‌های پنجشنبه برگزار می‌شد. ایشان پس از خواندن نماز به آنجا می‌رفتند و جلسه‌های درس را تشکیل می‌دادند.


پس از آن در تمام جلسه‌هایی که ایشان تشکیل می‌دادند حضور پیدا می‌کردم و خودم را به این کار مقید کرده بودم. تمام بحث‌های ایشان را هم می‌نوشتم، چه آن‌هایی را که برای عوام مطرح می‌کردند و چه بحث‌های ویژه خودشان. به این ترتیب، روز به روز علاقه  من به مرحوم شاه‌آبادی بیشتر می‌شد.

اکنون می توانم بگویم که در تمام عمرم روحی به لطافت روح مرحوم آقای شاه‌آبادی ندیدم. برنامه من در تمام مدت هفت سالی که مرحوم شاه‌آبادی درقم سکونت داشتند ادامه داشت. من تمام این ایام را خدمت ایشان تلمذ می‌کردم و از جلسه‌های مختلفشان بهره می‌بردم، تا اینکه به تهران آمدند و من از آنجا که در قم به بحث و مباحثه مشغول بودم نتوانستم تمام وقتم را با ایشان بگذرانم، مگر در روزهای تعطیل.

به مجرد اینکه به تعطیلی برخورد می‌کردم به عنوان عاشورا، ماه مبارک رمضان و یا هر عنوان دیگر، خودم را به تهران می‌رساندم تا در جلسه‌های ایشان حضور یابم. دیگر برایم فرق نمی‌کرد که این جلسه‌ها در منزل تشکیل شده باشند یا در مسجد و حتی‌المقدور سعی می کردم تا زمانی که در تهران هستم در خدمتشان باشم.»

خدا در همین نزدیکی است
يکشنبه 18/10/1390 - 14:23 - 0 تشکر 414075

امام خمینی حیات روحانی خود را مرهون استاد خویش دانسته و با عباراتی نظیر شیخ عارف کامل از او یاد می‌کند. در تایید این علاقه روحی و الهی بین استاد و شاگرد حکایتی نقل شده که استاد مشاهدات غیبی و اسرار الهی را به شاگرد بازگو می‌نماید، آقای حاج شیخ نصرالله شاه‌آبادی از امام نقل می‌فرمایند که امام به بنده فرمودند:


«من یک نکته به تو می‌گویم ولی باید تا زمانی که من زنده هستم جایی بیان نشود. زمانی که در قم در خدمت مرحوم والد شما بودم بسیار به ایشان علاقه داشتم، به طوری که تقریباٌ نزدیکترین فرد به ایشان بودم و ایشان هم مرا نامحرم نسبت به اسرار نمی‌دانستند.

روزی ایشان برای من مسیر حرکت را بیان کردند و فرمودند: «تو انقلاب خواهی کرد و پیروز هم می‌شوید و جنگی برایتان رخ می‌دهد که یکی از اقوام ما نیز در آن جنگ به شهادت نایل خواهد شد»، سپس فرمودند: «حالا البته زود است تا آن زمانی که این مسیر شروع شود، زود است اما می‌رسد

خدا در همین نزدیکی است
يکشنبه 18/10/1390 - 14:27 - 0 تشکر 414078

علم در کاغذ نیست

عده ای شایع کرده بودند که آقای شاه آبادی، حکیم است نه مجتهد.

روزی در تهران، یک نفر که برای پرداخت سهم مبارک امام ( ع) نزد ایشان آمده بود، از ایشان خواست که اجازه های اجتهادشان را ببیند! ایشان که به شدت از این عمل ناراحت شده بودند، از همسرشان خواستند صندوقی را که اجازه های اجتهادشان در آن قرار داشت، بیاورند و آن گاه در مقابل چشم او، همه را پاره کردند، و در حالی که با دست به سینه ی خود اشاره می کردند، فرمودند:

« علم در کاغذ نیست. قوه ی اجتهاد در این جاست. اگر علماء به من اجازه ی اجتهاد داده اند، به خاطر صلاحیت علمی من بوده، ولی من خودم هرگز به دنبال گرفتن این اجازه ها نبوده ام

در میان اجازات اجتهادی که ایشان از اساتید خود داشت، تنها یک اجازه به دست آمده، و آن هم اجازه ای است که آیت الله العظمی میرزا محمد تقی شیرازی (میرزای دوم) به ایشان داده بود، و در میان یکی از کتابهای ایشان جا مانده بود.

همسر ایشان هرگاه از این قضیه یاد می کرد، می گفت: ای کاش آن روز هیچ یک از اجازات را به آقا نمی دادم.

خدا در همین نزدیکی است
يکشنبه 18/10/1390 - 14:28 - 0 تشکر 414079

هر روز حرف تازه ای داشت

امام برای درس آیت الله شاه آبادی ارزش و احترام زیادی قائل بودند و می فرمودند: « اگر ایت الله شاه آبادی هفتاد سال تدریس می کرد، من در محضرش حاضر می شدم، چون هر روز حرف تازه ای داشت

خدا در همین نزدیکی است
يکشنبه 18/10/1390 - 14:29 - 0 تشکر 414080

تلاوت سوره حشر

آیة الله محمد رضا توسلی نقل می کنند  :

من در سفارش های امام به فرزندشان مرحوم حاج احمد آقا، و هم در بیانات خود ایشان دیده ام که می فرمود:

« استاد مرحوم شاه آبادی ، به من سفارش می کردند که سوره ی حشر را زیاد بخوان، مخصوصا" آیات آخر سوره را که می فرماید: یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و لتنظر نفس ما قدمت لغد و اتقوا الله ان الله خبیر بما تعملون.»

خدا در همین نزدیکی است
يکشنبه 18/10/1390 - 14:31 - 0 تشکر 414083

آیة الله نصرالله شاه آبادی نقل می کنند :

مرحوم والد می فرمودند:

« در نوافل شب، به مقام شامخ حضرت زهرا سلام الله علیها توجه کنید و بدانید که استمداد گرفتن از آن حضرت، موجب ترقی و قرب معنوی می شود و خداشناسی انسان را زیاد می کند. همچنین قبل از اذان صبح، صلوات حضرت زهرا سلام الله علیها را بفرستید

خدا در همین نزدیکی است
يکشنبه 18/10/1390 - 14:33 - 0 تشکر 414085

برای دنیایتان هم که شده  سحرها بیدار شوید !

آیة الله نصرالله شاه آبادی نقل می کنند :

موضوع دیگری که مرحوم والد به آن عنایت ویژه ای داشتند و آن را در قرب به حق مؤثر می دانستند، بیداری شب و سحر خیزی بود...

می فرمودند:

« اگر برای نافله ی شب بیدار شدید برای نافله خواندن آمادگی روحی ندارید، بیدار بمانید. بنشینید، حتی چای بخورید. انسان بر اثر همین بیداری، آمادگی برای عبادت را پیدا می کند.»

همچنین می فرمودند:

« بیداری سحر، هم برای مزاج مادی مفید است و هم برای مزاج معنوی

در منبرهایشان مکررا" می فرمودند:

« برای دنیایتان هم که شده، سحرها بیدار شوید. چون بیداری سحر، وسعت رزق، زیبایی چهره و خوش اخلاقی می آورد.»

خدا در همین نزدیکی است
يکشنبه 18/10/1390 - 14:36 - 0 تشکر 414086

روحی فداه  !

مرحوم آیة الله مطهری می گفت:

من هرگز از امام نشنیدم که اسم مرحوم شاه آبادی را بیاورند و دنباله اش « روحی فداه» را نگویند.

فرزند  آیة الله شاه آبادی نقل می کنند :

علاقه ی امام به مرحوم پدرم، علاقه ای قلبی و عمیق بود. در نجف روزی در خدمت امام در مورد مطلبی بحث شد که طی آن اسم یکی از اقایان آمد.

 امام تصور کردند که من آن آقا را با پدرم مقایسه می کنم. برای همین بسیار ناراحت شدند و به تندی به من فرمودند:

« تو پدرت را نشناحته ای، اصلا" قابل قیاس نیستند. پدرت را با این فرد و امثال او نمی توان مقایسه کرد.»

خدا در همین نزدیکی است
يکشنبه 18/10/1390 - 14:40 - 0 تشکر 414089

سه دستور اخلاقی

**********************************************

یکی از بازاریان  که از شاگردان مرحوم شاه آبادی بود، نقل می کرد که ایشان، یک شب در یکی از سخنرانی هایشان، با ناراحتی اظهار داشتند:

« چرا افرادی که در اطراف ایشان هستند، حرکتی از خود در جنبه های معنوی نشان نمی دهند؟

می فرمودند:

آخر، مگر شماها نمی خواهید آدم شوید؟ اگر نمی خواهید من این قدر به زحمت نیفتم.»

همین فرد می گوید:

« بعد از منبر، ما چند نفر خدمت ایشان رفتیم و گفتیم که آقا ما می خواهیم آدم بشویم. چه کنیم؟

ایشان فرمودند: من به شما سه دستور می دهم، عمل کنید، و اگر نتیجه دیدید، آن وقت بیایید تا برنامه را ادامه دهیم

سه دستور ایشان چنین بود:

1- مقید باشید نماز را در اول وقتش اقامه کنید. هر کجا باشید و دیدید صدای اذان بلند شد، دست از کارتان بکشید و نماز را اقامه کنید و حتی المقدور هم سعی کنید به جماعت خوانده شود.

2- در کاسبی تان انصاف به خرج دهید، و واقعا" اقل منفعتی را که می توانید، همان را در نظر بگیرید . در معاملات، چشم هایتان را ببندید و بین دوست و آشنا و غریبه و شهری و غیر شهری فرق نگذارید. همان اقل منفعت در نظرتان باشد.

3- از نظر حقوق الهی، گر چه می توانید برای ادای آن تا سال صبر کنید و امام معصوم علیه السلام به شما مهلت داده اند، اما شما ماه به ماه حق و حقوق الهی را ادا کنید.

همین فرد می افزاید: من دستورات ایشان را که از ماه رجب شنیده بودم، اجرا کردم تا به ماه رمضان رسید. قبل از ماه رمضان در بازار پاچنار می آمدم که، صدای اذان بلند شد. خود را به مسجد نایب رساندم و پشت سر مرحوم حجت الاسلام سید عباس آیت الله زاده مشغول نماز شدم.

در نماز دیدم که ایشان گاهی تشریف دارند و گاهی ندارند. در قرائت نیستند ولی در سجده و رکوع هستند. پس از نماز به ایشان عرض کردم: شما در حال نماز کجا تشریف داشتید؟ نبودید.

ایشان متحیر شد. تعجب کرد و فرمود که معذرت می خواهم. من از مسجد و منزل ناراحت شدم، لذا در نماز، گاهی می رفتم دنبال آن اوقات تلخی و بعد از مدتی، متوجه می شدم و بر می گشتم.

این اولین مشاهده ی من بود که در اثر دستورات آیه الله شاه آبادی برایم حاصل شده بود. در اثر دو ماه و نیم التزام من به این سه دستور، دید ما باز شد و برنامه را هم چنان ادامه دادم که مشاهدات بعدی من، دیگر قابل بیان نیست.

خدا در همین نزدیکی است
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.