• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن طنز و سرگرمی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
طنز و سرگرمی (بازدید: 302)
دوشنبه 12/10/1390 - 11:55 -0 تشکر 410950
هفت سین اینترنتی

بازیگران:

یك عدد پسر
یك عدد دختر
عده ای برای خالی نبودن عریضه (سیاهی لشگر)



سمنو (پرده اول)
یك عدد پسر پای اینترنت نشسته چت میكند و بی خیال با همه حرف می زند. (همه در اینجا همان سیاهی لشگر های این نمایش هستند) ناگهان دختری وارد چت روم میشود و پسر كمی دلش یك جوری می شود.با دختر حرف میزند.ازasl و اسم و محل زندگی شروع میكند...
-asl plz?
-من رویا از تهران و سنم هم نمیگم...مگه نمیدونی نباید از یك خانم سنش را پرسید...!
و كم كم این دختر با بقیه برایش متفاوت میشود و قضیه كمی احساسی می شود.(از این به بعد آهنگ تایتانیك پس زمینه نمایش است.)
-چه غذایی را دوست داری؟
- بیف استر..
-وا..مگه همچین غذایی هم هست!
-همون بیف استراناگف است!!ولی می دونی ما بس كه خوردیم با اسم كوچیك صدایش میكنیم!!
از شكلكهای مسنجری كه برایش می فرستد حالی به حالی می شود و بافنت های دختر احساسش فرق می كند!! كار به جاهای باریكتر میكشد و تلفن رد و بدل میكنند. پای تلفن با شنیدن صدای هم حسابی دلباخته هم میشوند .
صدایی شبیه صدای بوق تریلی می گوید : چقدر صدای تو قشنگه!!
و صدایی شبیه صدای مرغ میگوید : صدای تو كه بهتره!!
و دهان جفتشان مثل سمنو شیرین میشود!!

سیب (پرده دوم)
قرار ملاقات می گذارند. هم دیگر را می بینند.هفته ای یك بار گردشی در جاهای خوش آب و هوا ی تهران و پاركهایی مثل پارك جمشیدیه میروند.
پسر هنوز خودش را برای دختر میگیرد و دختر ادای آدمهای كاملا عاشق را در می آورد.": تو چه خوب باشی و چه بد من همین جوری دوستت دارم."
یكی از نظراتی كه پسر می دهد این است كه :" من اگر جای شهردار بودم حتما این پارك را تنها برای دختر ها و پسرها می ساختم و اصلا اجازه نمی دادم كسی تنها وارد شود!!."و دختر هم حرفهای پسر را تایید می كند!!
پسر تمام سعی اش را میكند كه مثل آرنولد یا تام كروز خودش را نشان بدهد .مثلا در یك صحنه كاملا ساختگی جلوی ماشین میپرد كه مثلا دختر خانم خدایی نكرده زیر ماشین نرود!! و دختر هم مثل جنیفر لوپز رفتار میكند!!و گاهی خودش را با سوفیا لورن عوضی میگیرد!!
و بعد از این قضایا به این نتیجه می رسند كه نمی توانند این همه دوری را تحمل كنند و باید با هم ازدواج كنند (البته بعد از چند د?عه بیرون رفتن نمیدانم....) و قضیه به خواستگاری و مراسم سنتی می كشد.
و خلاصه دختر و پسر به عقد هم در می آیندو همه چیز به خوبی و خوشی....."
_ ا...فكر كردم فیلم هندی است...ببخشید....پس ادامه میدهیم.

سماق (پرده سوم)
كم كم كمی كارشان حالت رسمی پیدا می كند. مدام با هم بیرون می روند و از تمام پاركهای تهران و حومه !!خاطره می سازند. اسم این مرحله را گذاشتیم سماق چون مثل سماق روی كباب خوشمزه است..!!
حرفهای عشقی وش و رفتارهای رمانتیكانه از مراحل لاینفك این مرحله است.
و مدام سعی می كنند به هم ثابت كنند كه "تو همونی هستی كه من می خواستم."

سكه (پرده چهارم)
پسر كمی به فكر فرو میرود .او باید شغلی دست و پا كند و شاید هم برای همسرش (همان دختر ) هم كاری بجوید چون " زندگی كه شوخی بردار نیست ننه جون!!""
از این به بعد نامش سكه است.چون پسر بدو كار بدو....كجا به هم برسند خدا عالم است...
دختر كمی از وضعیت نا به سامان اقتصادی ناراضی است و زبان به غر غر میگشاید و پسر هم كلافه میشود.

سیر (پرده پنجم)
این پرده كمی وسایل احتیاج دارد...ترجیحا لوازمی كه راحت خرد شوند!! سر همان مسائل مادی یا دیگر مسائل مهم از جمله طرز راه رفتن و مدل مو و .....دعوا آغاز میشود..
-تو از اول منو نمی فهمیدی ....
-ا...نه بابا ...تو خیلی می فهمی!!
-یعنی میگی من نفهمم!!؟
-آره میگم...می خوام بدون چه كار می توونی بكنی...
و از اینجا همان وسایل مذكور وارد گود میشوند و بر سر هم خرد میكنند...
البته لازم به ذكر است كه دعوا مثل سیر ترشی است كمش مزه زندگی است زیادش باعث اذیت می شود و دل را می زند....

سركه (پرده ششم)
حالت قهر بعد از دعوا هم كمش خوب است و زیادش دل را میزند و گلو را میسوزاند...
_.......(پسر سرش را تا جایی كه بتواند روی روزنامه خم میكند.)
-......(دختر هم به طرز خیلی تابلویی تلویزیون گوش میدهد و محل نمیگذارد.)
ان شاالله هیچ كس زیاد از سركه نخورد...آمین...بگو آمین..ا..ا....بگو آمین...حالا شد...خدا از دهنت بشنود.

سبزه (پرده هفتم)
كنار سفره هفت سین نشسته اند.پارسال این موقع هیچ كدام همدیگر را نمی شناختند ولی امسال كاملا همدیگر را میشناسند چه شناختنی!!كم كم برای هم جا می افتند و به هم عادت می كنند...عادتی عاشقانه... (در ضمن بالاخره با هم آشتی میكنند.) از این جا به بعد تمام زندگی شان سبزه است....مثل سبزه رشد می كنند و بارور می شوند و می شكفند

هر كس كه با زندگي ميسازد ميبازد. بازندگي نساز زندگي را بساز.
شنبه 17/10/1390 - 13:9 - 0 تشکر 413436

آخرش مثل این فیلم های ایرانی به خیر و خوشی تموم شد

   سعید امامی - بابل  

***                   ***

چو مـــازندران شهر ما یاد باد    ***    همه بروبــومــــش آبـــــــاد بــــــــاد

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.