• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 2783)
يکشنبه 5/3/1387 - 6:18 -0 تشکر 40929
اقلیت های مذهبی

در کشور ما که اکثر مردم مسلمان هستند،اقلیت های مذهبی بین ما مسلمونها چه جایگاهی دارن؟

چقدر بهشون بهاء میدیم؟

اینقدری بهشون بهاء میدیم که به دین اسلام دعوتشون کنیم یا با اسلام آشناشون کنیم؟

 

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

چهارشنبه 22/3/1387 - 13:49 - 0 تشکر 42956

سلام
بابت موضوع، تشکر میکنم دوست عزیز...
من خیلی دوست دارم درباره اقلیت های ایرانی بیشتر بدونم. درمورد خودشون، وضع زندگیشون و از همه مهمتر اعتقاداتشون...
اطلاعاتم خیلی کمه. کسی چیزی میدونه؟... اگه کسی هست که اطلاعاتی داره و یا اصلا خودشون از اقلیت هان، واقعا خوشحال و ممنون میشیم که از وجودشون توی این انجمن استفاده کنیم.
درهرصورت هرگونه اطلاعاتی رو در این زمینه خریداریم...
دل شاد و شرزنده باشید...
یاحق
مجتبی

در نگاه آنانکه پرواز را نمی فهمند،                                                                        
هرچه اوج بگیری، کوچکتر می شوی...                                         
جمعه 24/3/1387 - 11:18 - 0 تشکر 43195

سلام

من فكر می كنم ما هیچ كوششی برای مسلمان كردن آنها نمی كنیم و در اصل خودمان هم رفتار و كرداری مسلمان گونه نداریم تا آنها به خاطر خوی و منش خوبی كه از ما می بینند و به اسلام بگروند.

امیدوارم همه ی ما سعی در تغییر رفتار و اسلامی كردن هرچه بیشتر رفتار، كردار و گفتارمان بكنیم و آنان را كه تا كنون مذهب خود را ترك كرده و به اسلام گرویده اند ناامید نكنیم.

یا حق

بی بی زهرا پشتیبانتان باشد.

يکشنبه 26/3/1387 - 21:4 - 0 تشکر 43556

 سلام

به نظر من اقلیت های مذهبی در ایران آزاد هستند و همه چیزهایی رو که باید از دین ما میدونن  ما تنها کاری که می تونیم انجام بدیم اینه که با احترام باشون برخورد کنیم تا نگاه بدی نسبت به دین ما نداشته باشند و با میل و رغبت حقیقت دین ما رو بشناسن و قبول کنند.

موفق باشید

پنج شنبه 30/3/1387 - 14:42 - 0 تشکر 44114

سلام

با اجازه تون من اول یک کمی اطلاعات درباره اقلیت های مذهبی میدم تا بعد بهتر بتونیم بحث رو پیش ببریم

خوبی و بدیشو دیگه خودتون ببخشبد .

اللهم عجل لولیک الفرج

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

پنج شنبه 30/3/1387 - 14:45 - 0 تشکر 44116

مسیحیان

از سده های نخست میلادی، رد پای برخی بازرگانان و اسقف های مسیحی را در تیسفون، شوش و فارس می توان دید. برخی این اسقف هانام یهودی دارند كه نشان می دهد، آنان از یهودیت به مسیحیت گرویده اند. در قرن دوم میلادی، همزمان با فرمانروایی اشكانیان، سازمان های مسیحی در ایران شكل می گیرد كه نشان آزادی دینی موجود در آن زمان است. یكی از نشانه های رشد و بالندگی مسیحیت درآن زمان را می توان در تأثیرپذیری مانویت از آیین مزبور مشاهده كرد. گورهای مسیحی در جزیره خارك كه شمارشان به صد و پنجاه قبرمی رسد، به سال 250 میلادی باز می گردد. از ادبیات مسیحی نیز متونی به زبان پهلوی و سغری باز مانده است. زبور مسیحی به زبان پهلوی نوشته شده و سغریان نیز آثاری مسیحی از خود به جای گذارده اند. كلیسای نسطوری در دوره اسلامی مورد قبول مسلمانان واقع شد و پنج منطقه اسقفی پدید آمد. در سده 14 میلادی در دوره تیموریان، رشدسطوریان كم شدو در سده 16 میلادی آنها میان دریاچه ارومیه و وان (تركیه، می زیستند، از فرقه سطوری دست كشیدند و به كلیسای كاتولیك روم پیوستند و از آن پس كلدانیان نام گرفتند. مسیحیان سطوری باقیمانده را اصطلاحا آسوری یا آشوری می نامند. در كناركلدانیان و آشوری ها، ارمنی ها نیز بخش مهمی از جامعه مسیحیان ایران را تشكیل می دهند كه سابقه حضور آنها به عنوان قوم ارمنی (و نه الزاما ارمنیان مسیحی) در ایران به پیش از میلاد مسیح باز می گردد.

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

پنج شنبه 30/3/1387 - 14:49 - 0 تشکر 44117

ارمنیان

ارامنه ایران از اقوامی هستند كه بنا بر روایات مكتوب تاریخی و شواهدموثق، از پیش از قرن سوم میلادی در ایران سابقه سكونت داشته اند. ازسوی دیگر پیوند ارامنه به عنوان ساكنان سرزمین ارمنستان با ایرانیان به گذشته های باستانی باز می گردد و سرزمین ارمنستان، به دلیل نقش واسطه بین شرق و غرب و ویژگی های تجاری و جغرافیایی خاص، از بدوتشكیل حكومت در ایران، مورد منازعه ایران و همسایگانش بوده است. نخستین حكومت های ایرانی، یعنی مادها و هخامنشیان برسرارمنستان با همسایگانشان نزاع داشتند و پس از آن نیز سلسله های مختلف ایرانی برای تصاحب این سرزمین، به خصوص با رومی هاجنگ های طولانی و مشهوری داشته اند و ارمنستان بیشتر تحت تابعیت ایران بوده است. 22

پس از تسلط كورش هخامنشی بر ارمنستان، وی مبادرت به ایجادسپاهی متشكل از 20 هزار پیاده و چهار هزارسواره نظام از سربازان ارمنی كرد كه این سپاه تا زمان سقوط هخامنشیان، همچنان پا بر جاماند. با آغاز حكومت اشكانیان، ارتباطات سیاسی و اجتماعی بین ایرانیان و ارامنه مستحكم تر گردید و تعدادی از بازرگانان ارمنی كه ارتباطات خویشاوندی با مردم داخل ایران داشتند، در شهرهای مختلف ساكن شدند. با روی كار آمدن اردشیر بابكان، جنگ های خونینی بین ایران و ارمنستان در گرفت و به گفته مورخان 113000 خانواده ارمنی به داخل فلات ایران كوچانده شدند و در مناطق مختلف ایران اسكان یافتند. تعداد زیادی از آنان به منطقه خوزستان و عراق فعلی برده شده ودر كارهای ساختمانی و كشاورزی به كار گرفته شدند. با اشغال ایران توسط عرب های مسلمان و آغاز حملات به فلات ارمنستان، ارامنه ازمناطق مختلف ارمنستان به عنوان اسیر، به داخل ایران آورده شدند یابه سرزمین های عراق و سوریه كوچانیده شدند. با آغاز حملات سلجوقیان به ارمنستان، در سال های 1048 و 1049، بار دیگر حدود150 هزار نفراز ارامنه به ایران آورده شده و در مناطق مختلف، نظیرآذربایجان و مناطق مركزی ایران سكنا یافتند. در حملات جدیدی كه الب ارسلان سلجوقی در سال های 1063 تا 1072 میلادی به فلات ارمنستان انجام داد، بار دیگر گروه جدیدی از ارامنه به ایران كوچانده شدند كه عمدتا در حوالی شهر سلطانیه جای گرفتند. در زمان هجوم مغولان به ایران، ارامنه نیز به همراه ایرانیان قتل عام شدند و تعداد آنهارو به كاهش نهاد؛ ولی در اندك مدتی به علت آوردن اسرای جدید ازارمنستان توسط مغولان، جامعه ارمنی در ایران بار دیگر رو به فزونی گذاشت و در اواخر دوران حكومت مغولان، ارامنه جوامعی در شهرهای تبریز، سلطانیه، مرند، مراغه، رشت، ری و غیره تشكیل دادند. در زمان حكومت ایلخانان، بزرگ ترین تجمع ارامنه در پایتخت وقت ایران، شهرسلطانیه بود كه به فعالیت های صنعتی و تجاری اشتغال داشتند. لذا باآغاز حكومت تیمور لنگ، اكثر ارمنیان ساكن سلطانیه به همراه آنهایی كه از قفقاز آورده شده بودند، به شمال افغانستان و مغولستان كوچانیده شدند و بدین ترتیب سلطانیه به مرور از وجود ارامنه خالی شد. با تسلطآقا قویونلوها و قره قویونلوها بر مناطقی از ایران و بروز جنگ های طولانی، در مدت زمانی كوتاه، كلیه جوامع ارمنی ساكن در مناطق مركزی و غربی ایران از هم پاشیدند. در اواخر قرن 16 میلادی و آغازحكومت صفویان، ارامنه عمدتا در آذربایجان متمركز شدند و تعداد كمی از آنها نیز در شهرهایی چون قزوین، اصفهان و ری به كار تجارت مشغول شدند. در سال 999 هجری قمری به موجب پیمان منعقده بین شاه عباس و سلطان مراد سوم، خلیفه عثمانی، تبریز، غرب ایران وارمنستان، شكی، شیروان، گرجستان و قره باغ تحت سیطره عثمانی درآمد. در سال 1013 هجری قمری، شاه عباس بخش اعظمی ازآذربایجان، ارمنستان و قره باغ را از عثمانیان باز پس گرفت؛ ولی به محض اطلاع از حركت سردار عثمانی از شیروان به سوی فارس، ساحل جنوبی رودخانه ارس، عقب نشینی كرد و دستور داد ارمنیانی كه در مسیرحركت سپاهیان عثمانی سكونت داشتند، به ایران كوچانده شوند. طبق فرمان شاه عباس، ارامنه به اصفهان و شهرهایی چون رشت، قزوین، شیراز، اراك، همدان، انزلی و كاشان برده شده و اسكان داده شدند. به دستور شاه عباس تجار و صنعت گران ارمنی در جنوب اصفهان درساحل جنوبی رودخانه زاینده رود سكنا داده شدند و ارامنه ساكن درنواحی روستایی اصفهان به كشاورزی، دامداری و باغداری اشتغال یافتند. شاه عباس برای اینكه ارامنه را به سرزمین جدید وابسته كند، به آنها اجازه داد تا با ساختن كلیساهای متعدد و برپایی خلیفه گری، امورمذهبی و اجتماعی خاص خود را داشته باشند، پس از در گذشت شاه عباس اوضاع ارامنه دگرگون شد و وضعیت آنها به وخامت گرایید! باسقوط حكومت صفویان و شروع حكومت افغانها و پس از آن سلطنت نادرشاه، ارامنه مجبور شدند تا به مناطق دیگر از جمله هندوستان و جاوه مهاجرت كنند و جوامع جدیدی را در آنجا تشكیل دهند. در دوران قاجار، تحول چشمگیری در اوضاع ارمنیان ایران حادث شد و به دنبال خدمات آنان در دوران مشروطیت، ارامنه سرانجام حقوق یك شهروند ایرانی رابه دست آوردند در این دوره ارامنه بیشتر در تهران، اصفهان و تبریزتمركز یافته بودند. 23

به طور كلی فعالیت های سیاسی و اجتماعی ارامنه در ایران را می توان به سه دوره زمانی تقسیم كرد: دوره اول فعالیت های سیاسی اجتماعی ارامنه در ایران به زمان شاه عباس صفوی باز می گردد. دوره دوم، از زمان مشروطه و حضور ارامنه در نهضت مشروطه شروع می شود و تا زمان پیروزی انقلاب ادامه می یابد. در این دوره ارامنه در تدوین قانون اساسی كه طبق آن به اقلیت ها حق شهروندی اعطا شد، به الگوبرداری از قانون اساسی فرانسه و بلژیك نقش داشتند، پس از انقلاب، ارامنه سومین دوره فعالیت های سیاسی ـ اجتماعی خود را تجربه می كنند و به جز دوره اول مجلس شورای اسلامی در تمام دوره ها نماینده داشته اند و پس ازدوره پنجم نیز تعداد نمایندگان آنها به دو نفر افزایش یافته است.

تصمیم گیری در جامعه ارامنه ایران درباره مسائل مختلف این جامعه، بر عهده شورای خلیفه گری ارامنه است كه به عنوان عالی ترین مرجع رسیدگی به امور مذهبی، وظیفه نظارت بر امور فرهنگی، اجتماعی، خیریه، امدادی، ورزشی، هنری و سیاسی را بر عهده دارد. این شورادارای 11 عضو است كه به صورت غیر انتفاعی فعالیت می كنند. وظیفه شورا اجرای مصوبات هیئت نمایندگان است كه خود این هیئت توسطآرای مستقیم جامعه ارامنه و برای یك دوره 4 ساله برگزیده می شود وتعداد آنها 55 نفر است. این هیئت تصویب لوایح و قوانین جامعه ارامنه را بر عهده دارد. اسقف اعظم در ساختار شورای خلیفه گری در رأس قراردارد و ارامنه در مواردی از قبیل ثبت ازدواج و طلاق، غسل تعمید، مسائل قضایی و... به این شورا مراجعه می كنند. ارامنه همانند دیگراقلیت های مطرح در قانون اساسی از آزادی كاملی بر انجام امور دینی وآموزش و پرورش برخوردارند و شمار زیاد كلیساها و مدارس آنها و مراكزفرهنگی، چون باشگاه آرارات بر این امر دلالت دارد.

ارامنه ایران را گریگوریان نیز می نامند كه این عنوان را از پیشوای بزرگ مذهبی ارامنه (گره گوار) یا (گریگوار مقدس) گرفته اند. بجزگریگوریان كه اكثریت ارامنه ایران را تشكیل می دهند، هم اكنون پنج فرقه دیگر نیز در ایران به سر می برند كه از نظر اعتقادات و آداب و رسوم مذهبی، اختلافات زیادی با هم دارند، فرق شش گانه ارامنه ایران عبارت است از:

1. ارامنه كاتولیك كه مانند سایر كاتولیك های جهان تابع پاپ وواتیكان هستند. بین ارامنه كاتولیك و گریگوریان سالیان درازی است كه اختلاف و كشمكش وجود دارد.

2. ارامنه گریگوری كه تابع گریگوار بوده و اكثریت ارامنه ایران راتشكیل می دهند. گریگوار در سال 301 میلادی كلیسای (اجمیچ میازین) را بنا نهاد كه نخستین عبادتگاه مسیحی در مشرق بود.

3. ارامنه ارتدكس كه بیشتر آنها در آذربایجان سكونت دارند ومذهبشان چون سایر مسیحیان ارتدكس جهان است. در حال حاضرتعداد این دسته از ارامنه بسیار ناچیز است.

4. ارامنه شنبه دار كه به جای روز یكشنبه روز شنبه را تعطیل می گیرند. این عقیده را عده ای از كشیشان آمریكایی بنا نهادند و معتقد بودند كه چون حضرت مسیح روز شنبه را منع نكرده، لذا همان روز را تعطیل كرد. در دوره شاه، شنبه دارها تشكیلات وسیعی داشتند كه با پول آمریكایی ها اداره می شد.

5. ارامنه كرملیت كه شعبه ای از كاتولیك ها هستند كه نخستین گروه كشیشان آنها در سال 1625 میلادی از جبل كرمل به ایران آمده و درمیان ارامنه به تبلیغ پرداختند. تعداد این فرقه ارامنه بسیار كم است وكلیسای به خصوصی هم ندارند.

6. ارامنه پروتستان كه زاییده سازمان های مسیحی آمریكایی هستندو به اعتقاد گروهی از ایرانیان، در زیر نام مذهب و رواج مسیحیت، كارهای سیاسی و اطلاعاتی می كرده اند. چنان كه محل كلیسای انجیلی واقعی در خیابان قوام السلطنه، مركز تشكیل لژهای فراماسونری اسكاتلند و محل تجمع مقامات انگلیسی مقیم پایتخت بوده است. 24

نخستین و بزرگ ترین عید ارامنه پس از گرویدن به مسیحیت، روزتولد حضرت مسیح است و ارامنه پیش از میلاد مسیح نیز درست درهمین روز عید بزرگ ستایش آفتاب را جشن می گرفته اند. ارامنه روز تولدمسیح را ششم ژانویه می دانند و سایر مسیحیان 25 دسامبر. از دیگراعیاد ارامنه جشنی است كه طی آن آتش روشن می كنند و نو عروسان وتازه دامادها از روی آن می پرند. این مراسم در روز 14 فوریه انجام می شود. افزون برعید پاك، در بین ارامنه مراسمی نظیر عید قربان نیزمعمول است، به این صورت كه كسانی كه در طول سال نذری كرده اند، به گوسفند نمك می خورانند و آن را ذبح كرده و بین مستمندان توزیع می كنند. در هر سال پنج روز بین ارامنه روزه برقرار است. مراسم خاص دیگری در میان ارامنه مرسوم است كه آن را هاقورتوم (Haghortoom)می نامند و به منظور تطهیر گناهكاران برگزار می كنند. 25 در كنار این اعیاد و مراسم ارامنه شعائر یعنی هفتگانه ای را به جا می آورند و معتقدندكه به وسیله این شعائر به فیض نامرئی خداوندی نائل می شوند. این شعائر هفتگانه عبارت است از غسل تعمید كه در سال اول زندگی كودك انجام می شود، تدهین (به معنی تایید یا مهر كردن) كه بلافاصله پس ازغسل تعمید انجام می شود، توبه كه معمولا به شكل جمعی و در حین آیین عشای ربانی صورت می گیرد، عشای ربانی كه در حین مراسم روزیكشنبه با تقدیس نان و شراب و تقسیم آن بین حاضران برگزارمی شود، انتصاب كه آیین خاص افرادی است كه پس از طی دوره آمادگی به جرگه روحانیان در می آیند، ازدواج كه مراسم آن توسط كشیش انجام می شود و تدهین كه امروزه فقط برای روحانیان ارمنی صورت می گیرد.

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

پنج شنبه 30/3/1387 - 14:53 - 0 تشکر 44118

آشوریان ایران

آشور یا آسور، نام سرزمین قدیمی است كه در بخش وسطای رود دجله و كوهستان های مجاور قرار داشته است و از آشور (رب النوع) گرفته شده است و پایتخت آن نخست شهر آشور و سپس كالح و بعدا نینوا بوده است. آشوری ها اصولا از نژاد سامی هستند و زبان آنان با سایر زبان های سامی، مانند عربی و... هم ریشه است. در تاریخ آمده است كه سامیان به دنبال آب و علفزار، از جنوب شبه جزیره عربستان به سوی شمال این شبه جزیره حركت كردند و در شمال سكنی گزیدند. آثار و شواهدی دردست است كه نشان می دهد، این توده های متراكم در اواخر هزاره چهارم پیش از میلاد به بین النهرین رسیدند و دنباله آنان همچنان به صورت سیلی از جنوب به طرف شمال در حركت بودند.

آشوری ها به سرعت شروع به ساخت شهرهای جدید كردند و به تدریج بر پیشرفت آنان در تمام زمینه های فرهنگی و نظامی افزوده شد. شهرآشور اولین پایگاه آشوری ها محسوب می شود و توسعه قدرت آنان ازهمین شهر آغاز شد، به طوری كه امپراطوری (میانه آشور) را تأسیس كردند و گستره قدرت آشوری ها در زمان فرمانروایی نیكولته نیتور تا(1207 ـ 1244 ق. م) به اوج خود رسید و آشوری ها حاكم مطلق سراسربین النهرین شدند.

پس از امپراطوری (میانه آشور) قدرت آشوری ها رو به اضمحلال گذاشت؛ به گونه ای كه تا دو یا سه قرن پس از امپراطوری (میانه آشور)توسط اقوام بی تمدن مورد دست درازی و غارت قرار گرفتند، تا اینكه به مرور به خود باوری رسیده و جان دوباره گرفتند و درست در همین زمان بود كه عظمت و شكوه گذشته شكوفا شد و تمدن بین النهرین شكل گرفت.

سرانجام امپراطوری قدرتمند آشور در سال 612 ق. م با هجوم متحدمادها و بابلیان سقوط كرد و قدرت از نینوا به بابل منتقل شد؛ اما حتی یك قرن نیز طول نكشید كه بابل سقوط كرد و عصر حكومت یكی ازبزرگ ترین امپراطوری های جهان به سر رسید.

براساس شواهد و مدارك موجود، آشوری ها، قرن ها در ایران سكونت داشته اند؛ لیكن نمی توان تاریخ دقیق ورود آنان را به ایران مشخص كرد. چندین نمونه از این گونه مهاجرت ها به شرح زیر است:

تیگلات پلاسر اول (1015 ـ 1077 ق م) در زمان سلطنت خود برامپراطوری آشور، چندین بار به سرزمین ماد، مخصوصا سرزمین های اطراف دریاچه ارومیه لشكر كشی كرد و تعدادی از آشوریان را در آنجاسكنی داد. همچنین از كتیبه ای كه از زمان سلطنت سارگن دوم به دست آمده است، این مطلب درك می شود كه بین سال های 721 ـ 705 ق م. گروه هایی از آشوری ها در فلات ایران و سرزمین ماد اسكان داده شده اند. براساس همین كتیبه، در این زمان حدود دویست هزار آشوری در ناحیه آذربایجان فعلی ساكن شده اند.

در زمان سناخریب، سر حدون و آشور بنی پال اسكان آشوری ها درایران ادامه داشت و در زمان سلطنت شاپور اول ( خسرو انوشیروان)، تعداد قابل توجهی از آشوری های ساكن در شهرهای روها (ارفه)، انطاكیه و نصیبین به ایران منتقل و در شهرهای توس، نیشابور و هرات اسكان داده شدند. خسرو پرویز نیز تعداد قابل توجهی از آشورهای سوریه و فلسطین را به ایران انتقال داد، پس از تصرف شهر (ارفه) به وسیله رومی ها و آزار مسیحیان آشوری ساكن این منطقه، تعداد قابل توجهی از آنان به نصیبین و سایر شهرهای ایران پناهنده شدند ومدرسه ارفه نیز كه به وسیله رومی ها تعطیل شده بود، به قلمرو ایران منتقل شد.

در زمان خلافت عمر، همه آشورهای شهر كوفه به جزایر و سواحل جنوبی خلیج فارس كوچانده شدند و بدین ترتیب، تعداد قابل توجهی ازآشوری ها در صفحات جنوبی ایران سكونت گزیدند. آخرین موج مهاجرت آشوری ها به ایران در قرن بیستم و در سال های اولیه جنگ جهانی اول صورت گرفت و آن زمانی بود كه عثمانیان پس ازكشتارعظیم ارامنه و آشوری های تركیه، عشایر آشوری را با كسب اجازه از ولیعهد ایران به مناطق خوی، سلماس و ارومیه كوچانیدند. براساس شواهد و مدارك به دست آمده از قبرها و كلیساهای تاریخی، به طور كلی می توان گفت كه اسكان آشوری ها در ایران با تاریخ این سرزمین عجین بوده است. واقعیت این است كه آشوری ها پس از سقوط امپراطوری دربین النهرین، جزئی از ملت ایران شده و با مردم این سرزمین سرنوشت مشترك داشته اند.

آشوری ها از بدو پیدایش مسیحیت بدین آیین گرویده اند. اكثریت آنان در قرن اول تا سوم میلادی به این دین روی آوردند. روایات متعددی نیزدر مورد نحوه و زمان مسیحی شدن آشوری ها به طوردسته جمعی وجوددارد كه به شهر ارفه یا ادسا كه یكی از مراكز مهم سیاسی، مذهبی وعلمی آشوری ها بود، مربوط است.

بنا به روایات آشوری، در زمان حیات مسیح، آبكار پنجم پادشاه دولت ارفه بود و از بیماری لا علاج رنج می برد. در همین زمان، اخبار مربوط به معجزات شفا بخش حضرت مسیح به گوش پادشاه رسید و به همین لحاظ پیك به جانب آن حضرت فرستاد و ایشان را دعوت كرد كه به شهراو بیاید و افزون بر آنكه به دور از آزار یهودیان به تبلیغ دین خودمی پردازد، او را نیز شفا دهد.

حضرت مسیح در پاسخ به پادشاه نوشت: من رسالتی از جانب خدا دارم كه موعد اتمام آن فرا رسیده است و با آنكه از تو سپاس دارم، امانمی توانم نزد تو بیایم؛ لیكن به جای خود، یكی از پیروانم را به سوی توخواهم فرستاد تا هم تو را شفا دهد و هم مردم شهر تو را به دین راستین هدایت كند. بدین ترتیب در حدود سال های اول میلادی یكی ازرسولان، به نام (ادی) یا تدئوس به ادسا اعزام شد و آبكار را شفا داد وبدین ترتیب، اكثریت مردم شهر ارفه به دین مسیحی گرویدند. نخستین كلیسای شرق آشوری در شهر ارفه (رها یا ادسا)، به وسیله این شخص تأسیس شد و آن را كلیسای شرق یا كلیسای پارسیان نام گذاشتند وقرن ها به وسیله این كلیسا، به تبلیغ دین مسیحیت و گسترش علوم وفنون همت گماشتند. ارفه از زمان تأسیس كلیسای مسیحیت فعالانه درامر گسترش مسیحیت شركت كرد و نخستین مدرسه تربیت مسیحیان و تحقیق در فلسفه مسیحیت و سایر علوم و فنون، به نام مدرسه پارسیان همه ساله تعداد قابل توجهی دانشمند تربیت می كرد و به اقصی نقاط ایران و سایر نقاط عالم، برای بشارت و موعظه مسیحیت، تأسیس مدارس، كلیساها، بیمارستان ها و سایر مراكز علمی و مذهبی اعزام می كرد. مدرسه ارفه به منزله پلی بود میان اعتقادات مسیحیان شرق وغرب. به وسیله این مركز علمی بود كه بین فلسفه یونان، روم و شرق رابطه ایجاد شد.

آشوری ها نیز همانند ارامنه، فرق مختلفی دارند كه عبارت است از:

1. كلیسای شرق آشوری: این كلیسا به نام های دیگر، مانند كلیسای یعقوبی و كلیسای نسطوری نیز شناخته می شود. این كلیسا مدعی است كه براساس تعالیم مستقیم و سنت دست نخورده صدر مسیحیت تشكیل شده و در طول تاریخ، بی تغییر و تحول اساسی، همچنان استقلال خود را در برابر كلیساهای خارج و مكاتب مختلف مسیحیت محفوظ داشته است. بیشتر پیروان این كلیسا آشوری هستند و در سراسرجهان پراكنده اند. بیشترین پیروان این كلیسا در عراق و سپس درامریكا، ایران، سوریه، لبنان، تركیه، هند و ممالك اروپایی زندگی می كنند. این كلیسای سنتی از لحاظ اعتقادات و مراسم مذهبی، قرابت نزدیكی با كلیساهای ارتدوكس دارد. كلیسای شرق آشوری ایران كه تابع مركز جهانی این كلیساست، در حال حاضر، زیر نظر مستقیم پاتریاریك، (عالی ترین مقام مذهبی) اداره می شود. رهبر جهانی كلیسای شرق آشوری، عالی جناب ماردنخای چهارم است و مركز اصلی این كلیسا درتهران است. عبادت در این كلیسا به زبان آرامی است و سلسله مراتب كلیسایی مخصوص به خود را دارد و تابع واتیكان نیست و پاتریاریك دررأس این كلیسا قرار دارد.

اصول اعتقادی این كلیسا، به اختصار از این قرار است: ایمان به خدا، عیسی پسر خداست، ایمان به روح القدس، گناهكار بودن انسان، كفاره شدن عیسی بر روی صلیب برای آمرزش انسان، مرگ و دفن عیسی، رستاخیز و صعود عیسی، بازگشت ثانوی عیسی، قیامت و داوری و اعتقادبه كتاب مقدس، به عنوان كلام خدا.

2. كلیسا كاتولیك (كلدانی آشوری): این كلیسا پس از تشكیل كلیسای شرق آشوری تأسیس شد و اگر چه خود را در شمار كلیساهای سنتی وقدیمی قرار می دهد؛ اما از لحاظ برخی اعتقادات خاص مربوط به شخصیت حضرت مریم و تعبیرات مربوط به اقنوم و شخصیت حضرت مسیح با كلیسای شرق و مكتب ارتدكس اختلاف اساسی دارد. این كلیسا زیر نظر كلیسای واتیكان اداره می شود؛ ولی از لحاظ زبان كلیسا، باكلیسای كاتولیك جهان متفاوت است؛ بدین معنا كه مراسم مذهبی كلیسای آشوری به زبان آشوری است و از این بابت شباهت كلی باكلیسای شرق آشوری دارد.

كلیسای كاتولیك آشوری و كلدانی در میان آشوریان ایران حدود 13هزار نفر پیرو دارد. رهبر كلیسای كاتولیك در ایران، در حال حاضر جناب اسقف رمزی است. مركز اصلی كلیسای كاتولیك آشوری در تهران قراردارد. اصول اعتقادی این كلیسا به اختصار از این قرار است: علاوه برقبول داشتن كتاب مقدس به احادیث و روایات مقدسین نیز احترام می گذارند. اعتقاد به مراسم و آیین های مقدس، مانند تعمید و عشای مقدس، نزدیك ترین فرد به خدا پس از عیسی حضرت مریم است. ایمان به این مطلب كه عیسی پسر خداست و از مریم باكره متولد شده است و به خاطر گناه بشر مصلوب شده و مدفون شده و روز سوم زنده خواهد شد و پس از چهل روز به آسمان صعود خواهد كرد. اعتقاد به روح القدس نیز از دیگر اعتقادات آنان است.

3. كلیسای انجیلی آشوری: این كلیسا از فرق پروتستان است و درنیمه اول قرن 19 میلادی توسط مبلغان مذهبی امریكایی در ایران تأسیس شد. این كلیسا تا چندی پیش، تحت نظر اتحادیه كلیساهای پروتستان ایران اداره می شد؛ ولی در حال حاضر، به صورت مستقل اداره می شود و مركز آن نیز در تهران قرار دارد. كلیسای انجیلی تابع تشریفات خاص مذهبی كلیساهای شرق آشور و كاتولیك نیست. زبان كلیساهمان زبان محاوره آشوری است. كلیسای انجیلی آشوریان در ایران دارای یك انجمن، گروه جوانان، بانوان و گروه های كر مذهبی است. این كلیسا در عرض سال برای كودكان كلاس های دینی و زبان قومی بر پامی كند.

4. كلیسای جماعت خدا یا برادران آشوری (پنطیكاستی): این كلیسا ازشعبه های كلیسای پروتستان است كه نخست در امریكا پدید آمد وسپس توسط كشیش اندریوس اورشان كه از آشوریان ایرانی مقیم امریكا بود، در سال 1910 میلادی در ایران تأسیس شد. تعداد اعضای این كلیسا در مقایسه با سه كلیسای یاد شده از همه كمتر است. وجه تمایز عمده این كلیسا با سایر كلیساها در این است كه علامت و نشانه تعمید بر روح القدس را تكلم به زبان های آسمانی می داند (مطابق كتاب اعمال رسولان، باب دوم انجیل مقدس). در رأس كلیسا شبان قرار داردكه سمت كشیش دارد و مسئول اداره امور كلیساست.

طلوع انقلاب اسلامی ایران برای آشوری ها نویدهای تازه ای داشت. آنان مانند سایر گروه های نژادی و گروه های مذهبی رسمی از نعمت آزادی و حریت استفاده كرده، زبان، آداب، رسوم، مذهب و سنن قومی خود را كه ضامن بقای قومیت آنان است، حفظ و حراست كردند و درمیان افراد جامعه خود آزادانه اشاعه دادند. تدریس زبان آشوری، یعنی آنچه در سراسر خاورمیانه منع شده و كشورهای همسایه آن را ممنوع می دانند، در مدارس اختصاصی آشوریان ایران مانعی ندارد. بر پایی مراسم و آیین های دینی و مذهبی در كلیساهای چهارگانه آشوری، ازمفاخر جامعه آشوری است. آیین هایی مانند انجام مراسم قربانی مقدس یا عشای ربانی برای كودكان و آموزش تعلیمات دینی در مدارس وكلیساهای آشوری با نظم و شكوه خاص برگزار می شود.

آشوریان دارای بیش از90 كلیسای تاریخی باقی مانده از نخستین سال های پذیرش مسیحیت هستند كه هنوز در روستاهایی كه برخی آنها فاقد حتی یك خانواده آشوری هستند، حفظ و نگهداری می شود وهمه ساله نیز در آن مكان ها مراسم خاص و باستانی بر پا می شود. آنچه بیش از همه برای آشوریان ایران مایه مباهات است، این است كه باوجود جمعیت اندك آنان در ایران كه شاید به جمعیت یك شهر نیزنمی رسد، در مجلس شورای اسلامی داری یك نماینده هستند. این نماینده صاحب اختیاراتی همانند 290 نماینده دیگر مجلس است و این مسئله در خاور میانه و كشورهای غربی كه به وجود آزادی در كشورشان می بالند، كم نظیر است.

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

پنج شنبه 30/3/1387 - 14:58 - 0 تشکر 44119

زرتشتیان

در آیین زرتشتی، دین یا به زبان اوستایی دئنا (Daena) به معنای (دیدن، شناختن، فهمیدن و نیز وجدان) آمده است. اشوب زرتشت، پیام و آموزه های خود را (دئنا و نگوهی) (Daena Vanguhi) نامیده كه به معنای دین خوب و وجدان خوب است. در دین زرتشتی، دیندار كسی است كه با كمك فرد، به دین و شناختن دنیای درون و پیرامون خودپرداخته، راه راستی و درستی را یافته و برگزیده باشد. نام های متعددی برای نامیدن زرتشتیان نظیر مزدایی، مزدسینی یا مزداپرست، اهورایی وبهرین به كار گرفته می شود. 6

تاریخ زرتشتیان با پیدایش اشوزرتشت آغاز می شود. اشوزرتشت كه نام اوستایی او (زرتوشترا) (Zarathushtra)است، براساس محاسبات نجومی و زبان شناسی، به 1767 سال پیش از میلاد مسیح باز می گردد واز آنجا كه او در سن 30 سالگی پیام خود را آشكار كرد، 1737 سال پیش از میلاد مسیح، تاریخ رسمی زرتشتیان است.

زادگاه زرتشت را سرزمین (ایران ویج) در شمال شرقی ایران، منطقه ای شامل آسیای مركزی، افغانستان و شمال غربی پاكستان دانسته اند. اوستا مكان زایش او را ساحل رودخانه (دارجا) می داند كه به احتمال زیاد رودخانه (سیحون) یا (آمودریا) است. زرتشت در سن سی سالگی دین خود را آشكار كرد. نخستین و بزرگ ترین كار او، به دورانداختن و انكار همه خدایان و خدای گونه هایی كه مورد پرستش مردم بودند و در برابر شناساندن (خداوند یگانه).

از این رو در آغاز به سختی با مقاومت ها روبرو شد و در مدتی نزدیك به ده سال، تنها پسر عموی او (مدیوماه) (Madiomah)به معنای نیمه ماه و سپس پسر بزرگ ترش (اسیدواستر)، با او همراه و همدین شدند. به همین دلیل به همراه گروه كوچكی زادگاه خود را ترك كرد و به سوی جنوب و جایی كه نام و آوازه ای از (ویشتاسب) یا (گشتاسب)، شاه كیانی داشت، رهسپار گشت. زرتشت نزدیك به دو سال به بحث و گفت و گوپرادخت، تا سرانجام ویشتاسب و همسرش آتوسا و وزیرانش (جاماسب) و (فرشوشتر)، پیام او را پذیرفتند و به دین وی گرویدند. دراین دوره بود كه شمار زرتشتیان افزایش یافت. در عصر هخامنشیان بیشتر پادشاهان و مردم زرتشتی بودند؛ بی آنكه دین زرتشتی، دین رسمی باشد. ساسانیان دین زرتشتی را دین رسمی كشور اعلام كردند وموجب گسترش بیش از پیش آن شدند.

در قرن هفتم میلادی، پس از ورود مسلمانان به ایران، بیشتر ایرانیان مسلمان شدند و اسلام به جای دین زرتشتی، دین رسمی كشور شد. درقرن نهم میلادی گروهی از زرتشتیان به هندوستان مهاجرت كردند و به پارسیان هند معروف شدند. گروهی دیگر در ایران ماندند و به عنوان زرتشتی به زندگی خود ادامه دادند. تاورینه كه در سال 1632 تا 1668، دردوره صفوی به ایران سفرهایی داشته و مشاهدات خود را به رشته تحریردر آورده، در كتاب چهارم سفر نامه خود چنین می نویسد: (در میان این ادیان متعدد و مختلف، پیروان سه آیین در ایران اكثریت را دارند. اول دین اسلام كه دین پادشاه و دین بیشتر مردم است. دوم دین گبرها(زرتشتیان) كه آیین قدیم ایرانیان است؛ پیش از آنكه دین اسلام رواج یابد. سوم، مذهب ارامنه كه اكثر آنها از عیسویان شرقی هستند وجلفامركزشان است؛ ولی در بسیاری از دهات و شهرهای ایران هم پراكنده هستند) در زمان قاجاریه مركز زرتشتیان ایران، یزد و كرمان بود و شمارزرتشتیان در شهرستان های دیگر حتی در تهران نیز بسیار اندك بوده است. 7

به طور كلی می توان گفت، در میان ادیان كهن ایران، زرتشتیان نه تنها از دیرباز در ایجاد و توسعه تمدن این مركز و بوم نقش داشته اند، بلكه پس از پذیرش آگاهانه دین مقدس اسلام توسط اكثر ایرانیان وگسترش آن در سرزمین های ایرانی، همواره با متانت و صداقت، به همگامی و همراهی خویش با مسلمانان هم وطن خود ادامه داده اند و درآبادانی و سازندگی ایران سهم بزرگی بر عهده گرفته اند. نخستین بانكدارمدرن، موسس آبیاری نوین و پدر شهرسازی جدید در ایران، زرتشتی بوده و در شماری از شهرها، زرتشتیان نخستین كارخانه های برق وخطوط تلفن را دایر كردند. مدارس زرتشتیان در تهران، یزد و كرمان، ازبرجسته ترین مدارس بوده است. سهم زرتشتیان در فرهنگ و بهداشت ایران ـ به نسبت جمعیت ـ بر اكثریت فزونی داشته و در بین آنان بی سوادوجود ندارد. زرتشتیان ـ به نسبت جمعیت ـ بیشترین شمار پزشك، مهندس و استاد دانشگاه را به میهن خود ایران داده اند.

آنان از دیرباز، در اغلب شهرها و دهات زرتشتی نشین، هیئت هایی به نام انجمن زرتشتیان بنیاد نهادند كه كلیه امور اجتماعی، آیینی، فرهنگی و خیریه زرتشتیان محل خود را اداره می كنند و به وضع مدرسه ها و دیگر نهادهای زرتشتی شهر یا روستای خود رسیدگی می كنند. همچنین در بیشتر مناطق زرتشتی نشین، سازمان دیگری به نام سازمان زنان زرتشتی برای رسیدگی به امور مربوط به دوشیزگان وبانوان جامعه زرتشتی بنیاد شده است. نخستین صورت جلسه انجمن زرتشتیان تهران به سال 1325 نوشته شده كه نشان دهنده تأسیس این انجمن در آن سال است.

از دیگر بنیادهای زرتشتیان، می توان به انجمن زرتشتیان اصفهان، انجمن زرتشتیان كرمان، باشگاه جوانان زرتشتی یزد، انجمن موبدان تهران، بنیاد خیریه گیو، بنیاد خیریه آبادیان و... اشاره كرد. شایان ذكراست كه زرتشتیان، دارای كنگره ای به نام كنگره زرتشتیان جهان هستند كه هدف تأسیس آن، افزایش همكاری بین انجمن ها وسازمان های زرتشتیان، به منظور حفظ میراث فرهنگی و دینی و بهبودشرایط زندگی و پیشرفت زرتشتیان در جهان است. این كنگره از نظرزرتشتیان سراسر دنیا، ارزش و اعتبار خاصی دارد و همواره شخصیت های برجسته سیاسی، فرهنگی و مذهبی كشورها به آنان توجه خاصی داشته اند. نخستین و ششمین كنگره جهانی زرتشتیان درایران برگزار شده است و دبیرخانه دائمی آن در تهران است.

در حال حاضر، زرتشتیان ایران را می توان دومین جمعیت غیرمسلمان از لحاظ تعداد دانست. جمعیت آنان طبق برخی آمارهای ذكرشده حدود 45000 نفر است كه در اغلب شهرهای ایران پراكنده اند؛ امادر تهران، كرمان، یزد، شیراز، اصفهان، زاهدان و اهواز، جمعیت بیشتری دارند.

زرتشتیان 9 مدرسه اختصاصی در تهران و حدود 8 مدرسه دیگر درشهرستان ها دارند كه درسه مقطع دبستان، راهنمایی و دبیرستان فعالند. آنها همچنین دارای یك مركز تربیت موبدیار هستند كه در انجمن موبدان تهران فعال است. از دیگر فعالیت های جامعه زرتشتیان می توان به فعالیت های مطبوعاتی آنان اشاره كرد. زرتشتیان دارای 10 نشریه هستند كه در موضوعات دینی، اجتماعی و فرهنگی كار می كند. برخی ازاین نشریات عبارت است از: فروهر، چیستا، وهومن، امرداد، پارسیان واشا. زرتشتیان همچنین یك انتشارات اختصاصی به نام فرو هر نیزدارند آنها در تهران دارای چهار آدریان و ده روحانی دینی هستند. زرتشتیان همچنین در شهرهای كرمان، یزد، شیراز، اهواز، كرج و برخی آبادی های یزد مانند شریف آباد، حسن آباد، رحمت آباد، خرمشاه، مریم آباد، قاسم آباد و... دارای آدریان هستند. زرتشتیان در دفاع مقدس شركت داشته و 15 شهید به كشور تقدیم كرده اند. آنها طبق قانون اساسی دارای یك نماینده در مجلس شورای اسلامی بوده و درتصمیم گیری های كشور خود مشاركت دارند. 8

دفتر دینی یا كتاب مقدس زرتشتیان (گاتها) نام دارد كه آموزش های زرتشت در آن قرار گرفته است. اشوزرتشت، چكیده پیام خود را در 17سروده گردآورده كه خود آنها را مانترا (Manthra)یا اندیشه بر انگیزخوانده كه بعدها (گاتها) نامیده شدند. این هفده سروده را از روی وزن وآهنگ، پنج بخش كرده اند كه هر یك نام ویژه ای دارد. هر یك ازسرودها دارای شماری از بندهاست. بلندترین سرود 22 بند و كوتاه ترین 6 بند دارد. نام پنج بخش گاتها عبارت است از: اهنود، اشتود، سپنتمر، وهوخشتر و وهشتواپیشت نخستین جانشینان و پیروان زرتشت نیزنیایش ها و سروده های خود را به سبك گاتها، بر آن افزودند كه تمامی مجموعه یاد شده را (ستوت یسن) (stot yasn) می گویند كه به زبان اوستایی (Staota Yasna) است. اوستا عنوان مجموعه ای از دفترها ونوشتارهای به یادگار مانده از تاریخ و فرهنگ ایرانیان در زمان های گوناگون است كه (ستوت یسن) و (گاتها) را نیز در دل خود جای داده است. بخش های گوناگون اوستا عبارت است از: یسن ها (در بردارنده گاتها)، یشت ها، و یسپرد، خرده اوستا و وندیداد.

(سپنتامینو) (Spenta Mainga)، وهومن (Voha Mana)و اشا(Asha)بنیان های زندگانی یا فروزه های مزدایی ـ انسانی دین زرتشتی راتشكیل می دهند: سپنتامینو به معنای فرد و روان نیك و افزاینده وفروزنده آفرینندگی فردا است. وهومن یا منش به معنای اندیشه و فردنیك و نیروی سنجش و تشخیص است. اشا نیز قانون و نظم و ترتیبی است كه آفرینش بر آن استوار بوده و تمام چرخ هستی بر آن می چرخد. به اشا قانون (دقت) نیز گفته می شود. دین زرتشتی شایست هایی نیزدارد كه هر فرد زرتشتی وظیفه دارد، از آغاز بلوغ تا پایان زندگی آنها را به كار گیرد. از جمله این شایست ها می توان به اندیشه نیك، گفتار نیك وكردار نیك، میانه روی، كار و آبادانی، گرامی داشت پدر و مادر و زیبایی وهنر اشاره كرد. 9

در آیین زرتشتی جشن ها رویهم رفته، دلایل طبیعی، تاریخی واجتماعی دارند. تا قرن هفتم میلادی كه دین زرتشتی دین رسمی بود، جشن ها همگانی بود؛ اما پس از اسلام این جشن ها به جشن های دینی (ماهانه، فصلی و سالانه) و جشن های ملی تقسیم شد. اصولا در دین زرتشت، شاد بودن و نشاط داشتن از واجبات دینی است و جشن وجشنواره از ویژگی های كشیش زرتشتی است. درگاه شماری زرتشتی، درهرماه، روزی را كه نام روز و نام ماه یكی باشد، آن روز را جشن می گیرند. در این گاه شماری، هر ماه را سی روز در نظر گرفته و هر روز نیز نامی دارد. پنج روز پایان سال نیز نام گاتهای زرتشت را برخوردارند. امروزه تمامی جشن های ماهانه گرفته نمی شود. جشن های مذهبی ماهانه مرسوم عبارت است از: جشن فرور دنیگان (هماروانان)، فروردین روز وفروردین ماه، جشن تیرگان ( تیر روز و تیرماه) و جشن مهرگان ( مهرروزو مهرماه).

جشن های دینی فصلی (گاهان بار نامیده) شده و جشن هایی هستندكه بخش طبیعی آنها مربوط به زمان و مكان است و این بیشتربخش های دینی و اجتماعی آنها است كه اهمیت دارد. مبنای برگزاری جشن های دینی فصلی، طبیعی و كشاورزی بوده و می توانند با توجه به زمان و مكان و برای كارایی بیشتر جا به جا شوند. این جشن ها عبارت است از:

میریوزرم گاه: از روز خورتادی به مهر در ادیبهشت ماه كه جشن میان بهار است.

میدبوشهیم گاه: از روز خور تادی به مهر در تیرماه كه جشن میان تابستان است.

پیتی شهیم گاه: از اشتاد تا انارام در شهریورماه كه جشن پایان تابستان است.

ایا سرم گاه: از اشتاد تا انارام در مهر ماه كه جشن آغاز زمستان است.

میر یاریم گاه: از مهرتا ورهرام در دی ماه كه جشن میان زمستان است.

همس پت میریم گاه: از اهنود تا وهشتواش گاه كه برای یكسان شدن شب و روز و سرما و گرما جشن گرفته می شود و آمدن نوروز جمشیدی رانوید می دهد.

در میان جشن های دینی سالانه نیز بابویه جشن نوروز، اورمزد روز وفروردین ماه، جشن زاد روز اشوزرتشت (نوروز بزرگ)، خورداد روز وفروردین ماه برابر با ششم فروردین و جشن سده، مهر روز و بهمن ماه برابر با دهم بهمن، صدمین روز از زمستان بزرگ اشاره كرد. نوروز، مهرگان، سده و یلدا نیز از جشن های ملی زرتشتیان است كه نوروز ویلداتوسط دیگر ایرانیان نیز برگزار و بزرگ داشته می شوند. 10

از مهم ترین زیارتگاه های زرتشتیان نیز می توان از پیرهریشت در 10كیلومتری یزد و 12 كیلومتری روستای شریف آباد، پیرناركی در 58كیلومتری یزد و نزدیكی شهر تفت، پیر بانوی پارس واقع در 112كیلومتری یزد، پیر سبز (چك چك) در 68 كیلومتری شمال یزد، پیرستی پیر در مریم آباد از روستاهای یزد و پیر نارستانه واقع در 30كیلومتری یزد نام برد. آیین سدره پوشی نیز از مهم ترین مراسم دینی زرتشتیان است كه همان اهمیت غسل تعمید را در مسیحیت دارد.

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

پنج شنبه 30/3/1387 - 15:0 - 0 تشکر 44120

كلیمیان (یهودیان)

یهودیان، بنی اسرائیل یا كلیمیان در لفظ ایرانی، دین یهود و تورات هستند. یهودیان از سامی ها هستند و سامی ها از اقوامی بودند كه آنان رااز اعقاب سام، پسر نوح، می دانستند. اكوی ها، آشوری ها، كنعانی ها، عرب ها عبری ها و آرامی ها از جمله اقوام سامی بودند كه همگی تا چهارهزار سال از میلاد مسیح در شبه جزیره عربستان زندگی می كردند و بعدبه دلیل تغییرات جوی و نبودن باران برای ادامه حیات، به تدریج مهاجرت كرده، به عراق، سوریه، فلسطین و لبنان آمدند. در حال حاضرجمعیت یهودیان جهان حدود13 میلیون نفر تخمین زده می شود كه بیشتر آنها به ترتیب در امریكا، سرزمین های اشغالی، روسیه و كشورهای اروپایی سكونت دارند و جوامع متعددی از آنها نیز در سایر كشورها ازجمله ایران به سر می برند. 12

پیشینه حضور یهودیان در ایران به 2700 سال پیش باز می گردد. دركتاب مقدس یهودیان به ویژه اسفار استر، دانیال، عزرا، نحیما و تواریخ ایام، شواهر تاریخی و لغوی بسیاری در تأیید این حضور به چشم می خورد. در كتاب مقدس نام شاهان ایران چون كورش، داریوش، خشایار شاه و اردشیر و نیز القاب ایرانی آمده است و در تلمود، صدها واژه كه ریشه ایرانی دارند، دیده می شود. سنت های شفاهی متداول در میان یهودیان ایران و وجود مقابر انبیا در خاك ایران، مانند آرامگاه دانیال درشوش، استرو مروخای در همدان، جیقو در تویسركان، زیارتگاه سازه تب آشر در نزدیكی اصفهان، سه یازدانیال (حنانیا، مشیائل و عزریا) درقزوین و آرامگاه های هاراو اورشرگاء در یزد و حاخام ملامشه هلوی دركاشان، از قدمت سكونت یهودیان در ایران حكایت می كند. یهودیان پس از ویرانی معبدشان توسط بخت النصر، فرمانروای قوم آشور، به مناطقی در جنوب عراق فعلی و ایران كه زیر سلطه آشوریان در آمده بود، كوچانده شدند. گفته می شود حضور تاریخی یهودیان به عنوان نخستین ساكنان منطقه گیلیارد یا گیلعاد در نزدیكی دماوند نیز به دوران آشور وتبعید اجباری باز می گردد. قبرستانی قدیمی از آن دوران باقیمانده است كه برای یهودیان ایران ارزش معنوی بسیاری دارد. 13

با فتح بابل توسط كورش در سال 538 پیش از میلاد مسیح، وی یهودیان را كه حدود نیم قرن در اسارت به سر می برند، آزاد كرد و به آنان اجازه داد كه به سرزمین خود كه دیگر بخشی از امپراتوری هخامنشی شده بود، باز گردند و معبد ویران شده خود را از نو بنا نهند، اما گروهی ازآنها بازتگشتزو در بابل ماندند و گروهی نیز به جنوب و مركز سرزمین ایران مهاجرت كردند. این روایت روا داری كورش نسبت به یهودیان درعهد عتیق آمده است و یهودیان با لقب (مسیح خدا) كورش را از ناجیان قوم خود می دانند. 14

در زمان ساسانیان، شاپور دوم با كوچاندن تعداد بسیاری یهودیان ازارمنستان به ایران، جمعیت یهودیان ایران را به شكل چشمگیری افزایش داد. منابع بسیاری، سپاهان (اصفهان كنونی) را پر جمعیت ترین شهر یهودی نشین آن دوره می دانند. در دوره ساسانی، تقریبا در سراسرایران از نهاوند تا بلخ و از خوارزم تا سواحل خلیج فارس، یهودیان جوامع متشكل داشتند و از لحاظ زبان و فرهنگ، در میان ایرانیان حل شده، یادر جریان حل شدن بودند. 15

پس از ورود اسلام به ایران یهودیان به اهل خبریه یا دیهیمی معروف شدند و با پرداخت مالیات به عنوان پیروان پیامبر الهی موسی (ع)، تحت حمایت حكومت اسلامی قرار گرفتند. پس از جنگ جهانی دوم عده ای از یهودیان كشور به دلیل تشویق ها و تحریكات سازمان های صهیونیستی یا به دلیل مشكلاتی كه داشتند، به سرزمین های اشغالی كوچ كردند و اغلب با شرایط دشواری در آنجا روبرو شدند؛ اما در دهه های بعد، عده ای از یهودیان ایرانی تبار، حتی به رده های بالای سیاسی دست یافتند كه از جمله می توان به موشه كاستاو، رئیس جمهور سابق رژیم صهیونیستی، پاشائول موفاز، وزیر پیشین دفاع این رژیم اشاره كرد. پس از انقلاب نیز موج تازه ای از مهاجرت در میان یهودیان ایران آغاز شد وجمعیت 80 تا 100 هزار نفری آنان به مرور كاهش یافت. در حال حاضر، جمعیت یهودیان ایران را حدود 25 ـ 30 هزار نفر تخمین می زنند. بیشترمهاجران یهودی كه پس از انقلاب ایران را ترك كردند، در كالیفرنیا ونیویورك امریكا ساكن شدند و گروهی نیز در اروپا و سرزمین های اشغالی سكونت یافتند. شهردار بعدی هیلز در شمال لسن آنجلس، در حال حاضر یك یهودی ایرانی تبار است كه سال ها پیش از انقلاب به امریكامهاجرت كرده است. در كل بخش مهمی از جمعیت این محله اعیان نشین را كلیمیان ایرانی تبار تشكیل می دهند. 16

بیش از نیمی از یهودیان ایران در تهران ساكن هستند و بقیه به ترتیب جمعیت در شیراز، اصفهان، كرمانشاه، یزد، كرمان، رفسنجان، بروجرد و ارومیه زندگی می كنند. كلیمیان تهران، مدارس متعددی ازگذشته احداث و بهره برداری كرده اند. مدارس آلیانس (به معنی اتحاد) ازجمله این مدارس هستند كه ابتدا در دوره قاجار و با حمایت موسسه آلیانس فرانسه تشكیل شده و گسترش یافت. در سال 84 پنج مدرسه اختصاصی آموزش كلیمیان درتهران فعال بوده است. این مدارس بامدیریت و قوانین آموزش و پرورش اداره می شوند؛ اما تسهیلاتی متناسب با ضروریات دین یهود و اعیاد مذهبی آنها در برنامه ها در نظرگرفته شده و دانش آموزان كتاب دینی خود را فرا می گیرند. 17 در شیرازنیز یهودیان دارای مدرسه اختصاصی هستند. در مجموع تعداددانش آموزان یهودی ایران 2500 نفر بر آورد شده است. تعداددانشجویان كلیمی را نیز بالغ بر 100 نفر برآورد كرده اند كه آزادانه در كلیه دانشگاه ها تحصیل دارند. 18

هم اكنون جامعه یهودیان ایران دارای كنیسه های متعدد، مجتمع های فرهنگی، سازمان های جوانان، دانشجویان و بانوان، برای سالمندان، كتابخانه مركزی، تالار اجتماعات و فروشگاه های مواد گوشتی طبق شرع یهود در مناطق و شهرهای یهودی نشین است. این جامعه دارای یك مجله با نام (افق بینا) است كه به عنوان ارگان انجمن كلیمیان تهران عمل می كند. نشریه تموز نیز از دیگر نشریات یهودیان ایران بوده كه تا سال 1368 منتشر شده است. بیمارستان دكتر سپیر و باشگاه ورزشی گیبور از دیگر مراكز مهم وابسته به یهودیان است. فعالیت های سیاسی جامعه یهودیان ایران حول سه محور مرجع دینی یهودیان، نماینده آنان در مجلس شورای اسلامی و هیئت مدیره انجمن كلیمیان تهران متمركز است و هرگونه اعلام موضع یا پیگیری مسائل حقوقی، سیاسی و اجتماعی جامعه یهودی، از طریق نهادهای مذكور صورت می گیرد. همان طور كه پیش تر ذكر شد، طبق قانون اساسی كلیمیان یك نماینده در مجلس شورای اسلامی دارند.

یهودیان ایران در انجام مراسم مذهبی خود آزاد بوده و تنها در تهران دارای 16 كنیسه اند. كنیسه كه در عبری، (بت هكنست) نام دارد، درلغت به معنای (خانه اجتماع) است. قدیمی ترین كنییه های تهران درمحله عود لاجان (خیابان مصطفی خمینی) قرار دارند و كنیسه یوسف آباد واقع در سید جمال الدین اسد آبادی از كنیسه های جدید تهران وبزرگ ترین و زیباترین آنها به حساب می آید. یهودیان از نظر اجرای آداب و رسوم دینی به دو دسته تقسیم می شوند: (سفارادی) و(اشكنازی). یهودیان سفارادی بیشتر در حوزه تمدن اسلامی ویهودیان اشكنازی بیشتر در غرب و در حوزه تمدن مسیحی زندگی می كنند. اصول دین یهود، به طور كامل مورد قبول علما و پیروان هر دوگروه است. كلیمیان ایران متعلق به گروه سفاراد و پیرو علمای اسپانیا (وبغداد در سده اخیر) هستند؛ اما به علت تعالیم روحانیانی كه در سده اخیراز اروپا (به خصوص پس از جنگ جهانی اول) به ایران آمدند، آداب ورسومی از یهودیان اشكنازی نیز در رفتار مذهبی آنان به چشم می خورد. 19

تورات، نویئیم و كتوبیم، كتاب های مقدس یهودیان است. تورات به معنای قانون یا شریعت، مهم ترین قسمت تنخ و متشكل از 5 سفر(جلد) است: برشیت (پیدایش، شموت (خروج)، و ییقرا، لاویان، بمیدبار(اعداد) و دواریم (تثنیه). همه دستورات و فرمان هایی كه یك یهودی موظف به اجرای آنهاست (613 فرمان)، از تورات نشأت گرفته است. نویئیم به معنای انبیا، دومین قسمت از تنخ و شامل 8 جلد است. كتوبیم به معنای مكتوبات به سومین بخش تنخ گفته می شود كه شامل 11كتاب است. كتاب مزامیر داود كه در میان كتاب های تنخ پس از تورات، بیشتر از كتاب های دیگر مطالعه می شود، از جمله این كتابهاست. تلمودیا تورات شفاهی نیز از دیگر كتب مقدس یهودیان است كه از دومجموعه مشینا و گمارا تشكیل شده است. تلمود در حقیقت توضیح وتفسیر دستورات تورات است.

یهودیان طبق دستور تورات، سه عید به نام های (پسح)، (شاووعوت)و (سوكوت) را جشن می گیرند. پسح به مناسبت سالگرد خروج بنی اسرائیل از مصر برگزار می شود و مدت آن 8 روز است. شاووعوت به مناسبت اعطای تورات (ده فرمان) به بنی اسرائیل در كوه سینا (طور)برگزار می شود و مدت آن دو روز است. عید سوكوت یا شمینی عصرت به یاد بود اقامت بنی اسرائیل در بیابان سینا و نیز پایان یك سال قرائت تورات برگزار می شود و مدت آن 9 روز است. افزون بر این سه عید، یهودیان اعیاد و مراسم دیگری را نیز جشن می گیرند كه از جمله می توان به روش هشانا (سال عربی)، روز توبه (یوم كیپور)، جشن حنوكا، جشن پوریم (ابطال حكم قتل عام یهودیان در ایران باستان) و جشن ایلانوت اشاره كرد. یهودیان علاوه بر روزه بزرگ ( یوم كیپور) در چهارهنگام از سال و یك روز نیز پیش از جشن پوریم، روزه می گیرند.

.

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.