• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن نصف جهان > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
نصف جهان (بازدید: 14556)
چهارشنبه 1/3/1387 - 16:23 -0 تشکر 40602
"اصفهان" در ادبیات ایران و جهان

با یاد دوست 

 

اصفهان از قدیم الایام به سبب ویژگی های خاص خود، همواره مورد توجه ادیبان و سیاحان ایرانی و غیرایرانی بوده است. تا آنجا که حتی ردپای اصفهان را می توان در افسانه های قدیم دنبال کرد.  

علاوه بر شاعران و نویسندگان ایرانی که در نوشته های منظوم و منثور خود از اصفهان به عنوان منبع الهام برای خلق آثار ادبی بهره برده اند یا در باب آن گفته اند و نوشته اند، سیاحان غیرایرانی بسیاری، بخصوص از اروپا در دوران های مختلف به این شهر سفر کرده و ضمن خلق سفرنامه های درخورتوجه، اصفهان را همچون بسیاری دیگر از عناصر خاص و قابل توجه فرهنگ شرق، به اهالی مغرب زمین معرفی کرده اند.

در این تاپیک ضمن گردآوری آثار ادبی شاعران و نویسندگان ایرانی، اعم از اشعار، داستان ها، سفرنامه ها و ...  با موضوع اصفهان، به بررسی نوشته های سیاحان و نویسندگان غیرایرانی در باب اصفهان می پردازیم. 

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

جمعه 3/3/1387 - 13:3 - 0 تشکر 40731

هوا لعزیز

سلام

پرفسور "اوژنیو گالدیری" محقق مرمت گر و آشنا به تاریخ معماری و شهرسازی اصفهان مسئول مرمت کاخ های دوره صفویه ی اصفهان بوده است ، تحقیقات گالدیری دروازه ی عظیمی بر پژوهشگران در مورد مسجد جامع و تاریخ و تحول معماری مسجد از شروع اسلام در ایران تا سده ی دهم گشود  و بحق این پژوهشگر و مرمت گر ماهر موسسه ی ایتالیائی خاورمیانه و دور مرکز تعمیرات که از طرف سازمان ملی حفاظت آثار باستانی ایران در اصفهان مشغول به کار بود، کاخ های صفوی را از تخریب و ریزش زود رس نجات داد.

گالدیری مضاف بر روشن کردن موضوع تاریخچه ی بنا و نظریات معمارانه و یا در واقع موشکافی هسته ی اولیه ی بنا و موقعیت مکانی و تاریخی آن با میدان نقش جهان تمامی ادوار تاریخی و وقایع را برمی شمرد.

هر چند آقایان گدارد و بلان نیز پیش از آن به استناد از شرح وقایع اسکندر بیک منشی شاه عباس به تاریخ عالی قاپو اشاره داشته اند اما موشکافی های گالدیری از تمامی سلسله مراتب و وقایع ای که بر این بنا گذشته است پرده بر می دارد .

««« تبیان »»»

 

دوشنبه 6/3/1387 - 20:48 - 0 تشکر 41094

با یاد دوست 

رابرت بایرون (Robert Byron) از جمله سیاحان جوانی است که در دوران مابین دو جنگ جهانی از جزایر بریتانیا تا دورافتاده ترین سرزمین های دنیا را بازدید کرده است. وی در سال 1937 همراه با کریستوفر سایکس (Christopher Sykes) به اصفهان سفر کرد. بایرون در قسمتی از سفرنامه ی خود با عنوان « جاده ی اکسیانا » در باره ی اصفهان می نویسد:

« زیبایی اصفهان ناخودآگاه ذهن را به خود مشغول می دارد. این طرف و آن طرف شهر به راه می افتی؛

در طی خیابان هایی از درختانی با تنه های سپید رنگ و در زیر سایبان هایی از شاخه های درخشان،

گنبدهای قدیمی فیروزه ای و زرد بهاری در آسمانی از آبی کبود شفاف؛

در امتداد رودخانه ای که با نهرهای پرپیچ و خم شاخه شاخه می شود و آن آبی در این نقره ای گِل آلود گرفتار می آید. رودخانه ای که با بیشه زارهای پَر مانند حصاربندی شده؛ آنجا که از حرکت باز می ایستد؛

از این سو به آن سوی پل هایی از شیرینی زرد آجر، تاق نماها چنان در پی هم چیده شده که ردیفی از غرفه ها را شکل می دهد و ارتفاعات یاسی رنگ آنها را در برگرفته است؛ با کوه صفه که به برآمدگی یک مشت می ماند و دیگر رشته کوه هایی که همچون موج برف گون به ساحل رسیده، به خط شده اند؛

و پیش از آنکه تو بفهمی که چگونه، اصفهان فراموش ناشدنی گردیده است، و تصویر خود را در نگارخانه ی مکان هایی که برای هر کسی قلبا عزیز است، جای داده است. »

پ.ن. از آنجا که مطلب فوق ترجمه ی دست و پا شکسته ی خودم می باشد، متن زبان اصلی را برای بهره برداری بیشتر و بهتر دوستان قرار می دهم:

The beauty of Esfahan steals on the mind unawares. You drive about, under avenues of white tree-trunks avd canopies of shining twigs; past domes of turquoise and spring yellow in a sky of liquid violet-blue; along the river patched with twisting shoals, catching that blue in its muddy silver, and lined with feathery groves where the sap calls; across bridges of pale toffee brick, tier on tier of arches breaking into piled pavilions; overlooked by lilac mountains, by the kuh-i-Sufi shaped like Punch"s hump and by other ranges receding to a line of snowy surf; and before you know how, Esfahan has become indelible, has insinuated its image into that gallery of places which everyone privately treasures.

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

پنج شنبه 9/3/1387 - 0:25 - 0 تشکر 41328

اصفهان را نیمه جهان گفتند

نیمی از وصف اصفهان گفتند

ملک الشعرای بهار

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

سه شنبه 21/3/1387 - 1:35 - 0 تشکر 42777

شعر صائب در وصف زاینده رود

صائب تبریزی ملك شعاری عصر شاه عباس دوم که درمراسم افتتاح پل شاهی ( پل خواجو) درنوروز سال 1060 هجری قمری در حضور پادشاه بوده است، درباره زاینده‏رود اصفهان اشعاری سروده است:

پل ز آراستگی تخت سلیمان شده است اصفهان یك دل روشن چراغان شده است
كمر پل ز می لعل بدشخان شده است باده چون سیل ز هر چشمه روان گردیده است
كهكشان دگر از خاك نمایان شده است از گل و شمع كه افروخته و ریخته است
طاقها از می گلرنگ فروزان شده است چون مه عید كه گردد شفق چهره فروز
شادی د عشرت ایام دو چندان شده است عالم آب دو بالا شده از عشرت پل
چشمها مشرق خورشید درخشان شده است رنگ سیلاب طلایی شده از نور چراغ
مع و گل چهره حوراست كه تابان شده است می دهد یاد سر پل ز خیابان بهشت
سایانها كه ز اطراف نمایان شده است بادبانهاست پی كشتی درای دل می
از تماشا پر وبال نگه الوان شده است شده چون قوس قزح هر خم طاقی رنگین
جوی شیری است كه در خلد خرامان شده است

زنده رود از كف مستانه كه بر لب دارد

ازگل سرخ زمین چهره مستان شده است از رگ ابر هوا چنگ به دامان دارد
مغز ابر از اثر عطسه پریشان شده است

بس كه در مغز هوا نكهت گل پیجیدست

زهد، خاروخس سیلاب بهاران شده است

توبه عاجز ز عنان داری تقوی گشته است

لنگر توبه خراباتی توفان شده است

كشتی میشده هر طاق پل از باده ناب

همچوموم از نفس گرم چراغان شده است

توبه كز سنگدلی داشت ز فولاد اساس

كوچه‌ها از می گلرنگ رنگ كان شده است

خون خاك آمده از جرعه فشانان در جوش

كه می و طرب و معشوق فراوان شده است

روزگار طرب و مستی و بی پروریست

دامن خاك پر از گوهر غلطان شده است

مد احسان ز رگ ابر كشیده است بهار

زهد ازتوبه ود بس كه پشیمان شده است

خون خود می خورد و خاك به لب میمالد

چرخ، تنگ شكر ازخنده مستان شده است

خاك ازسبزه مینا شده چون طوطی مست

بط كه شهبا دل باده پرستان شده است

می زند قهقه كبك به طاووس بهشت

كه ز تردستی فرهاد گلستان شده است

بی ستونیست پر از صورت شیرین سر پل

كه كبود ازاثر سیلی اخوان شده است

ابر گریان گل رخسار مه كنعانیست

زندگیبخش چو سر چشمه حیوان شده است

چشم بدور از این عهد كه هر چشمه پل

كه مقام طرب خسرو ایران شده است

كمر خدمت شه بسته زپل زرین رود

كیمیای طرب عالم امكن شده است

شاه عباس جوانبخت كه ازبخت جوان

كه از وروی زمین یك گل خندان شده است

روزش از روزدگر خوشتر و نیكو تر باد

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

پنج شنبه 3/5/1387 - 17:37 - 0 تشکر 49076

با یاد دوست

روح بخشی ای نسیم صبحدم

خود مگر می آیی از ملک عجم

تازه گردید از تو درد اشتیاق

می رسی گویا ز اقلیم عراق

مرده ی صد ساله یابد از تو جان

تو مگر کردی گذر از اصفهان

شیخ بهایی

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

سه شنبه 15/5/1387 - 1:7 - 0 تشکر 50607

در ادبیات معاصر تا آنجا که در بعضی غزل ها خوانده ام، اصفهان به واسطه ی ویژگی هایی که در طول تاریخ داشته و یا در حال حاضر برای آن مطرح هست معمولا به عنوان یک نماد و یا یک مضمون مطرح می شود. 

شکل دریا شده ای، معنی دریا که تویی

بندرعباس غزل می شود آنجا که تویی

اصفهان غزلت، آخر خاتم کاری ست

به خود مشرق آیات تماشا که تویی

پشت آن جاری امواج غزل غیر تو کیست؟

از خودت هیچ نپرسیده ای آیا که تویی؟!

در نگاهم تو به رقص آمده ای یا که منم؟

من در آیینه به حرف آمده ام یا که تویی؟

ما چو گنجشک، گرفتار در این حجم غریب

بگریزیم از این پنجره وا که تویی

عاشقی فهم محمدعلی بهمنی است

بر من آسان نشد این سخت معما که تویی

علیرضا قزوه

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

پنج شنبه 14/6/1387 - 19:40 - 0 تشکر 55494

غزل زیبای سید ابوالفضل صمدی از دیگر آثار معاصری است که در آن "اصفهان" و زاینده رود همیشه جاری آن الهام بخش شاعر است:

با گریه در برابر هم خوابمان گرفت

پائیز روی شانه ی ما آشیان گرفت

دوری حصار، عاشقی و دوستی حصار

انبوهی از حصار مرا در میان گرفت

هر نامه ای که می رسد آغاز حسرتی ست

با نامه های ابر دل آسمان گرفت

من زنده ام به عشق تو هرگز نمی شود

زاینده رود را شبی از اصفهان گرفت

محتاج شانه های غریبانه ی تو ام

لختی بمان که هق هق من بی امان گرفت

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

يکشنبه 12/8/1387 - 16:33 - 0 تشکر 68431

اصفهان را نیمه خوانند از جهان
صد جهان من دیده ام در این جهان

هفت دست و هشت خلد و چهار باغ
جنت و باغ ارم رشك جهان

استاد همایی

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

يکشنبه 12/8/1387 - 16:35 - 0 تشکر 68432

آن رشك جهان را كه لقب نصف جهان است
زان نصف جهان است كه نصفش به جنان است

گر كل جهان نیست ولی كمتر از آن نیست
ور نصف جهان نیست ولی خوش تر از آن نیست

استاد امیری فیروزكوهی

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

يکشنبه 12/8/1387 - 16:37 - 0 تشکر 68433

كه گوید اصفهان نصف جهان است
جهان نقشی ز اصفهان است
جهانی از جهان جمع است اینجا
نگین این جهان نفش جهان است

سیف الله خادمی

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.