• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن مهدویت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
مهدویت (بازدید: 195)
پنج شنبه 10/9/1390 - 14:35 -0 تشکر 394986
عناصراصلى برنامه ریزى قیام و ظهور

1- هدفدارى :

یكى از عوامل پیروزى ، داشتن هدف است به ویژه هدفى عالى و تاءمین كننده تمام ابعاد سعادت بشر در مورد مصلح آینده حضرت مهدى (علیه السلام) تمام پیامبران و امامان و كتب آسمانى و ادیان حقیقى ، خبر از ظهور او را در آخرالزمان داده اند، و این عقیده در اسلام جزء بافت و اركان اسلام است ، بر همین اساس ، هدف مشخص و غیر مبهم است ، و بروز نهضتها و قیامها براى رسیدن به این هدف ، كوركورانه و مبهم نیست .
امام خمینى قدس سره در یكى از سخنان خود كه در روز نیمه شعبان 1360 شمسى ایراد نمود فرمود: “باید خودمان را مهیا كنیم از براى آمدن آن حضرت ، من نمى دانم اسم رهبر روى ایشان بگذارم ، بزرگتر از این است ، نمى دانم بگویم كه شخص اول است ، براى ان كه دومى در كار نیست ایشان را نمى توانم ما با هیچ تعبیرى تعبیر كنیم ، الا همین كه (مهدى موعود ) هدف دار بودن این عقیده را مشخص مى كند، و هدف است كه قیامها را خط و جهت داده و از سرنگونى در مى آورد و به راه صاف و راست رهنمون مى نماید، بنابراین باید در این برنامه ریزى به این هدف توجه گردد.

2- توجه به جهانى بودن ظهور:

پایه دوم این برنامه ریزى این است كه ظهور و امامت امام زمان علیه السلام مربوط به كل جهان است ، و پس از ظهور اسلام حقیقى با تمام ابعادش در همه جهان بدست با كفایت آن حضرت در سطح جهان حاكم و پیاده مى شود.
امام صادق علیه السلام فرمود:
“ اذا قام القائم لا یبقى ارض الا نودى فیها شهادة لا اله الا اللّه و ان محمدا رسول اللّه ؛”
“وقتى كه قائم (علیه السلام) قیام كرد، هیچ نقطه اى از زمین نیست مگر این كه آواى توحید و پذیرش رسالت پیامبر صلى اللّه علیه و آله و سلم در آن بلند است .” (365)
بنابراین در این برنامه ریزى باید همه جهان با انواع فرهنگ ها و سنتها و انحرافات و عقاید گوناگون را در نظر گرفت و طرحى جامع براى براندازى همه فسادها و انحرافات همه جهان ، كه از آن گاهى تعبیر به صدور انقلاب اسلامى مى شود ارائه داد.
با توجه به این كه جهان همچون حلقه هاى زنجیر در شؤ ون مختلف به هم ارتباط دارد و همین ارتباطات تاءثیرات مثبت و منفى نسبت به همدیگر دارند، اگر ما نقطه اى را از انحراف بیرون آوردیم كافى نیست چرا كه خواه ناخواه تاءثیرات اطراف این نقطه ، مانع وصول به هدف در آن نقطه خواهد شد.

3- جهش و انقلاب :

همان گونه كه از نام انقلاب جهانى حضرت مهدى (علیه السلام) پیدا است باید براى وصول به این انقلاب به صورت انقلابى كار كرد، با میانه روى و محافظه كارى و خط لیبرالى نمى توان به این هدف بزرگ رسید، چرا كه پر واضح است براى برنامه ریزى یك چنین انقلاب عظیمى كه موانع بسیارى سر راه دارد، باید جهاد كرد، جهادى پى گیر و بزرگ ، و تبدیل انحرافات عقلى و عملى و اخلاقى به اعتدال و صراط مستقیم ، كه یك تحول بى نظیر و عظیمى است چنین تحولى با میانه روى و محافظه كارى ، به دست نمى آید.
بنابراین باید حركتهاى این نهضت ، اسلامى و مكتبى باشد، و از حركتهاى غیرمكتبى چنین تحولى میسر نیست .
چنانكه در روش انبیاء و پیامبران الهى علیهم السلام از جمله پیامبر اسلام صلى اللّه علیه و آله و سلم به خوبى این انقلاب و جهش را در سطح محدود خودشان مى بینیم ، البته چنانكه خواهیم گفت این مطلب به این معنا نیست كه ما در این كار عجله كنیم و سطحى به پیش رویم .
قابل توجه اینكه طبق بعضى از روایات ، آن حضرت در روز عاشورا قیام مى كند. (366)
و به فرموده امام صادق علیه السلام در شب بیست و سوم ماه رمضان بنام آن حضرت ندا شود و روز عاشورا قیام كند. (367)
دقت در این نكته كه در روایات اسلامى وارد شده در شب تولد امام زمان علیه السلام زیارت امام حسین علیه السلام را بخوایند، با توجه به محتواى این زیارت و ارتباط این دو، نتیجه مى گیریم ، كه مساءله راحت طلبى در كار نیست بلكه مساءله قیام و انقلاب و شهادت طلبى و جهاد تا سر حد شهادت و نفرت شدید از دشمن است و باید با چنین روشى خود را به امام زمان علیه السلام نزدیك كنیم ، در اینجا نقل این روایت بجا است ، امام صادق علیه السلام در ضمن حدیثى فرمود:
“ اذا قام قائمنا سقطت التقیة و جرد السیف و لم یاءخذ من الناس و لم یعطهم الا بالسیف ؛”
“وقتى كه قائم (علیه السلام) ما قیام كند تقیه برداشته شود و شمشیر كشیده گردد و با مردم (متمرد) در داد و ستد جز شمشیر (حكومت ) در میان نباشد.” (368)

4- پیشرفت عمیق و استوار:

در برنامه ریزى لازم است ، توجه كامل شود كه در تمام ابعاد به طور صحیح و عمیق و استوار به پیش رفت و واحدهاى این بناى عظیم را از اساس و شالوده درست و محكم و خلل ناپذیر ساخت و به همین ترتیب رگه هاى دیگر این بنا با استوارى به پیش رود و گرنه كوچكترین طوفانى آن بنا را ویران خواهد كرد، بنابراین نباید در این كار عظیم ، عجله كرد و به عبارت دیگر باید هر چه مى توانیم بر كیفیت كار توجه كنیم ، نه كمیت بدون كیفیت .
در اینجا بد نیست به یك فراز تاریخى عجیب “ كه مى توان از آن درس ‍ نیكى گرفت گر چه از بیگانگان است “ اشاره كنیم .
در جنگ جهانى دوم وقتى قواى متحدین (آلمان ، ایتالیا، ژاپن ) فرانسه را كه جزء قواى متفقین (انگلیس ، آمریكا، شوروى ) بود شكست دادند، و در جولاى سال 1940 میلادى انگلستان در میدان نبرد جهانى با دشمن پیروزمند، تنها ماند ، در پاریس كنفرانس سرى بین سه نفر از سران جنگ جهانى یعنى چرچیل (رهبر انگلستان) ، هیتلر (رهبر آلمان ) و موسولینى (رهبر ایتالیا) در قصر “فونتن بلوى “ به وجود آمد. در این كنفرانس هیتلر به چرچیل گفت : حال كه سرنوشت جنگ معلوم است و بزرگترین نیروى اروپا و متفق انگلیس یعنى فرانسه شكست خورده است ، براى جلوگیرى از كشتار بیشتر، بهتر است انگلستان قرارداد شكست و تسلیم را امضاء كند تا جنگ متوقف شود و صلح به جهان بازگردد.
چرچیل در جواب گفت : بسیار متاسفم كه من نمى توانم چنین قراردادى را امضاء كنم ، زیرا هنوز انگلستان شكست نخورده است و شما را فاتح نمى شناسم .
هیتلر و موسولینى از این گفتار چرچیل عصبانى مى شوند، به تندى با او برخورد مى كنند، چرچیل با خون سردى مى گوید: عصبانى نشوید، انگلیس ‍ به شرطبندى ، خیلى اعتقاد دارد، آیا حاضرید براى حل قضیه با هم شرط ببندیم ؟ در این شرط هر كه برنده شد باید بپذیرد كه فتح با او است .
سران فاشیست (هیتلر و موسولینى) با خوشروئى این پیشنهاد را قبول كردند، در آن لحظه هر سه نفر در جلو استخر بزرگ كاخ نشسته بودند.
چرچیل گفت : آن ماهى بزرگ را در استخر مى بینید هر كس آن ماهى را تصاحب كند برنده جنگ است ، هیتلر فورا پارابلوم خود را از كمر كشید به این سو و آن سوى استخر پرید و شروع به تیراندازى هاى پیاپى به ماهى كرد ولى سرانجام بى نتیجه و خسته و درمانده بر صندلى خود نشست ، و به موسولینى گفت حالا نوبت تو است .
موسولینى لخت شد و به استخر پرید، ساعتى تلاش و تقلا كرد، او نیز بى نتیجه و درمانده بیرون آمد و بر صندلى خود نشست .
همین كه نوبت به چرچیل رسید، صندلى راحت خود را كنار استخر گذاشت لیوانى به دست گرفت ، در حالى كه با تبسم سیگار برگ خود را دود مى كرد شروع به خالى كردن آن استخر نمود.
رهبر آلمان و ایتالیا كه مى خواستند ببینید نخست وزیر سالخورده و چاق و سنگین انگلستان در برابر آنان چه تاكتیكى جهت صید ماهى پیش خواهد گرفت ، وقتى او را در چنین وضعى دیدند با تعجب پرسیدند: چه مى كنى ؟
چرچیل گفت : من عجله براى شكست ندارم با حوصله ، این روش مطمئن خود را ادامه مى دهم ، سرانجام پس از تمام شدن آب استخر، بى آنكه صدمه اى به ماهى بخورد صید از من خواهد بود. (369)
این واقعه عجیب گر چه از بیگانگان است ولى مى توان از آن این درس را آموخت كه : براى وصول به هدف آن هم هدف بزرگ نباید عجله كرد و سطحى به پیش رفت ، بلكه باید با برنامه ریزى عمیق و اطمینان بخش هر چند دراز مدت و در عین حال با كمترین ضایعات كار را ادامه داد، و این كار نیاز به طرح هاى بسیار استوار و محكم خواهد داشت . البته تحقق چنین امر مهمى نیاز به طول زمان دارد، از این رو خداوند متعال به حضرت مهدى علیه السلام طول عمر عنایت فرموده است (دقت كنید) تا آمادگى در مردم جهان پیدا شود. (370)

5- اخلاص :

براى پیشروى و دست یازى به مقدمات ظهور، هیچ عاملى در كاربرد امور، و پیمودن پله ها و پشت سرگذاشتن موانع مانند “اخلاص “ در كار نیست ، اخلاص ، در كارها روح و نشاط مى بخشد، و به طور اتوماتیك بدون دردسر، چرخهاى عظیم موتورهاى انقلاب را به حركت در مى آورد، اخلاص انسان را به آخرین درجه آمادگى و اراده قاطع و طبیعى بودن بدون منت كه همان انتظار ظهور است سوق مى دهد، خداوند متعال پشتیبان افراد مخلص است ، شیطان و هوسهاى نفسانى كه ضررها و ضربات سختى بر رشد انسانها وارد مى آورند از افراد مخلص دورند. (371)
آزاد اندیشى واقعى در سایه اخلاص به دست مى آید، توكل به خدا و اعتماد به نفس ، و عزت و شرافت كه هر یك عاملى براى دستیابى به مقدمات ظهور حضرت بقیة اللّه (علیه السلام) است در پرتو اخلاص ، جان مى گیرند و تحقق مى یابند. در روایتى از امام باقر علیه السلام مى خوانیم :
“هر بنده اى چهل روز در راه خدا مخلصانه قدم برداشت خداوند درد و درمان را به او نشان مى دهد و ریشه هاى حكمت و دانش را در دلش استوار مى سازد.” (372)
امام صادق علیه السلام در سخنى فرمود:
“ اذا كان مخلصا لله اخاف اللّه منه كل شیئى حتى هوام الاءرض و سباعها و طیر السماء؛”
“هر گاه مؤمنى كارها را تنها براى خدا انجام دهد، خدا همه چیز حتى جنبندگان و درندگان زمین و پرندگان آسمان را از او مى ترساند.” (373)
بنابراین در این برنامه ریزى باید اخلاص در كارها سرلوحه برنامه ها قرار گیرد.

6- تخصص و تعهد:

تخصص و تعهد و به عبارت دیگر علم و ایمان ، و توسعه دادن به این دو در همه ابعاد زندگى ، بهترین زمینه ساز براى فراهم شدن ظهور امام زمان علیه السلام است ، و این دو همچون دو بال پرنده اند كه آن پرنده با آن دو بال به پرواز در مى آید، اگر هیچیك از این دو نباشد، پروازى نیست و اگر یكى باشد و دیگرى نباشد باز نتیجه بخش نیست چرا كه با یك بال نمى توان پرواز كرد.
تخصص بدون تعهد، مثالش در این شعر مثنوى مولوى آمده :
تیغ دادن در كف زنگى مست
به كه آید علم ، ناكس را بدست
تعهد بدن تخصص نیز در بسیارى اوقات به جاى پیشرفت بر مشكلات كار مى افزاید و احیانا خسارت ناپذیرى بر انسان وارد مى سازد و مثالش ‍ همچون ماشینى است كه بدون چراغ در بیابان هولناك و پر فراز و نشیبى حركت مى كند كه جز سقوط و سرگردانى نتیجه اى ندارد.
پیامبر خدا صلى اللّه علیه و آله و سلم فرمود:
“ من عمل على غیر علم كان ، ما یفسد اكثر مما یصلحه ؛”
“كسى كه بدون علم و دانش كارى انجام مى دهد، ضرر و زیان آن بیش از نفع آن است .” (374)
از سخنان امیرمؤ منان على علیه السلام است كه فرمود:
“كمر مرا دو گروه شكستند:
1 دانشمندان منحرف
2 مردم نادان “ (375)
قرآن مجید در یك آیه ، پیشروى و پیمودن درجات عالى و پیروزى را در سایه تخصص و تعهد (علم و ایمان ) هر دو دانسته و مى فرماید:
“ یرفع اللّه الذین آمنوا منكم و الذین اوتوا العلم درجات ؛”
“خداوند از شما، آنان را كه ایمان آوردند و تحصیل علم و دانش كردند، چندین درجه بر دیگران برترى مى بخشد.” (376)
با توجه به اینكه علم و شناخت ، انسان را به عوامل رشد و ترقى و دستورات حیاتبخش و سازنده مكتب حركت آفرین و غنى اسلام آگاه مى سازد، و تعهد و ایمان ، آن عوامل را اجراء مى نماید.

7- مانع شناسى :

اكثرا حركت فراهم مى شود، ولى موانع سر راه ، چرخهاى آن عوامل را از حركت باز مى دارد، باید موانع را بشناسیم تا آنرا از سر راه برداریم ، مثلا انحطاط مذهبى و اخلاقى ، عدم استفاده از علوم گوناگون و عفلت از وضع زمان ، اختلاف و تفرق ، كارهاى اساسى و اصلى را فداى امور جزئى و فرعى كردن ، مقدم داشتن منافع شخصى بر منافع عمومى و... از موانع سر راه است ، حتما به این جهت نیز باید در برنامه ریزى توجه گردد، همه پیامبران و اولیاء خدا علیه السلام آرزو داشتند كه به هدف برسند ولى موانع سر راه مانع وصول آنها به هدف عالیشان شد، شاید یك فلسفه اینكه خداوند عمر حضرت مهدى (علیه السلام) را طولانى كرده این باشد كه در این مدت موانع شناخته گردند و از سر راه برداشته شوند.
بر همین اساس است كه امام صادق علیه السلام مى فرماید:
“ العامل على غیر بصیرة كالسائر على غیر طریق و لا تزید سرعة الا بعدا؛”
“عمل و حركت بدون بصیرت و شناخت مانند حركت در غیر راه اصلى است و سرعت در این راه جز دورى بیشتر از هدف ، نتیجه دیگرى ندارد.” (377)

8- هشیارى و هوشمندى :

یك فرد با ایمان باید “كیس “ و هوشیار باشد و به جاى دو چشم با چهار چشم اطراف خود را ببیند و كاملا مراقب باشد، كه از ناحیه دشمن غافلگیر نگردد، و به طور خلاصه مؤ من در این دنیا باید خود را همواره در جبهه مقدم جنگ با دشمن ببیند و مواظب باشد كه اگر دشمن از در رفت ، از پنچره وارد نشود، اگر در جبهه نظامى شكست خورد در جبهه اقتصادى پیروز نشود و...
به عنوان مثال ؛ حكومت عثمانى یك حكومت مقتدر اسلامى بود، هیچ قدرتى را یاراى مقابله با آن نبود ولى بر اثر عدم هشیارى و به خاطر غفلت و غوطه ور شدن در امور گذرا و مادى ، آنچنان غافلگیر شد كه با یك پیش آمد یعنى جنگ جهانى دوم از هم پاشید و به چندین قسمت تجزیه شد و در نتیجه در مارس 1925 میلادى اسلام به معنى یك قدرت آشكار سیاسى و اجتماعى و كانون مشتعل از اندیشه ها و احساسهاى نو و نیرومند زائیده از صحنه حوادث جهان رخت بر بست و از میدانهاى گرم كار و پیكار به گوشه سرد و آرام خزید و رفته رفته راه سقوط و تفرق را پیش گرفته ، نه تنها در جبهه نظامى و سیاسى شكست خورد بلكه اسلام جوشان و خروشان و حركتزا و جنبش آفرین در میانشان به اسلام فرسوده و بى روح در آمد، دشمنان از فرصت استفاده كرده و به پیش تاختند. (378)
در این راه باید از عوامل بازدارنده و غافل كننده مانند سنت گرائى و گذشته نگرى غلط، شخصیت گرائى ، پیشداورى و گم بودن ، عجب و خودبینى كه پیروى از هوس هاى نفسانى ، تكیه بر حدس و گمان ، وابستگى ها و...، به شدت پرهیز كرد.
این مطلب مهم را رسول اكرم صلى اللّه علیه و آله و سلم در یك عبارت كوتاهى فرموده است :
“ و لو لا كثیر كلامكم و تمریج فى قلوبكم لراءیتم و ارى و سمعتم ما اسمع ؛”
“اگر زیاده روى در سخن شما (شعار تو خالى )، هرزه چرانى در دل شما (پر كردن ذهن از امور واهى) نبود هر چه من مى بینم شما هم مى دیدید و هر چه من مى شنوم شما هم مى شنیدید.” (379)

9- دورنمایى از امكانات عظیم دنیاى اسلامى و نتیجه بحث :

در اینجا با توجه به مطالب یاد شده درباره امكانات مسلمانان فعلى دنیا به طور فشرده ، سخنى به میان مى آوریم كه اگر به راستى این امكانات براى یك برنامه ریزى جامع و حساب شده در جهت اجراى اسلام كه زمینه سازى ظهور حضرت مهدى (علیه السلام) است به كار گرفته مى شد چقدر مثمر ثمر و نتیجه بخش بود!
امكانات مسلمانان را از چند جهت مى توان بررسى كرد:

الف : از جهت نیروى انسانى و اتحاد:

امروز حدود یك میلیارد نفر مسلمانان در دنیا زندگى مى كنند و یك چهارم جمعیت كرده زمین را تشكیل مى دهند و حدود 47 كشور مستقل دراند، و در بسیار از كشورها هم داراى نیروى عظیم مى باشند، مثلا هندوستان یك كشور اسلامى نیست ولى داراى یكصد و پنجاه میلیون مسلمان است و در شورویى (سابق) شصت تا هفتاد میلیون مسلمان وجود داشت و در سایر كشورها نیز تعدادشان بسیار زیاد است . اگر اینها متحد شوند، هیچ قدرتى در دنیا بدون جلب رضاى اینها نمى تواند حاكم باشد، با توجه به اینكه اگر نفوس یك میلیارد مسلمان بوسیله عقیده به اسلام ، مرتبط گردد چه قدرت عظیمى به وجود خواهد آمد!
و با توجه به اینكه در دنیاى امروز قدرتهایى كه وجود دارد، یكى از آن قدرتهاى ماركسیسم است كه در كشورهاى ماركسیستى هستند، كه با فروپاشى آن در شوروى ، از هم پاشیدند، و آنها كه باقى مانده اند، اگر تحت این عنوان با هم متحد شوند، چه مى توانند بكنند، با اینكه بین آنها نیز تفرقه شدید است ، كمونیستهاى چین و كمونیستهاى شوروى سابق را تكفیر مى كنند و به عكس ...
یكى از قدرتهاى ، قدرت مسیحیت است ، مى گویند در دنیا بیش از یك میلیارد مسیحى وجود دارد، اما مسیحى ها هم با هم اختلاف شدید دارند، نیروى عظیم پروتستان ، اصلا كاتولیكها را قبول ندارند، به علاوه مكتبشان یك مكتب زاینده و حركت بخش نیست ، یهودیها در دنیا حدود ده میلیون یا پانزده میلیون نفر مى باشند كه از تفرقه شدیدى برخوردارند.
بودائیها زیاد هستند، ولى یك تیپ خاصى مى باشند و داعیه اجتماعى و سیاسى ندارند، سیكها نیز چیزى نیستند، تنها قدرت عظیمى كه تحت پوشش آئین حركت آفرین اسلام بى بدیل و رقیب مى ماند، مسلمانان هستند، اگر اینها یك جریان خوب اجتماعى براى خود درست كنند، از ساخت حساسترین اسلحه هاى اتمى و سفینه هاى فضانوردى تا ساخت سوزن سنجاق براى خوشان امكان متخصص داشتن و تكنیك در سطح عالى وجود دارد...
بسیارى از همین مغزهاى اسلامى ، مراكز صنعتى اروپا و آمریكا را مى گردانند، به آنجا رفته اند و مانده اند و فسیل شده اند.
و در مجامع بین المللى ، مسلمانان 45 46 راءى مستقل دارند، كه اگر هر نفرشان بتوانند یك راءى از كشورهاى دیگر را به دست آورند داراى 90 راءى خواهند شد هیچ بلوكى در دنیا نیست كه آن همه راءى داشته باشد.
قدرتهاى غیر اسلامى ، به عنوان یك قدرت نیرومند وجه مشتركى ندارند كه آنها را به هم پیوند دهد، ولى اسلام با عنوان “حبل اللّه “ (رابط دینى خدا) همه را به هم پیوند مى دهد، و از قطرات باران سیل بنیان كن جارى مى سازد.

ب : امكانات جغرافیائى دنیاى اسلام :

اسلام داراى امكانات جغرافیایى عظیمى است كه با هیچ قدرتى در دنیا قابل مقایسه نمى باشد، خلیج فارس و تنگه هرمز، دو طرفش در دست مسلمانان است ، دو طرف كانال سوئز، در دست مسلمانان است ، یك طرف جبل الطارق در دست مسلمانان است ، عبور از اقیانوس هند بدون جلب رضایت مسلمانان ممكن نیست ، اقیانوسیه در دست مسلمانان است ، و در جنوب آفریقا مهمترین خط كشتیرانى دنیا وجود دارد، اگر مسلمانان مایل نباشند، عبور در آن ممكن نیست ، یك طرف دریا استراتژیكى مدیترانه در دست مسلمانان است ، تنگه دارانل و بسفور هم در دست مسلمانان است و...

ج : امكانات اقتصادى دنیاى اسلام :

وضع اقتصادى مسلمانان در حدى است كه تنها در اوپك حداقل 40سوخت دنیا از ناحیه مسلمانان تاءمین مى شود، و اگر این امر نباشد دنیا خاموش مى گردد، قاره آفریقا (كه 70 آن مسلمانان هستند) انبار باروت اروپاست ، اگر این انبار را ببندند اروپا خفه مى شود و نمى تواند ادامه زندگى دهد.
مثلا ژاپن یكپارچه به دنیاى اسلام وابسته است و اگر دو ماه رابطه اش را با دنیاى اسلام قطع كند به یك جزیره سرد و خاموش تبدیل مى شود. (380)
كوتاه سخن اینكه : دنیاى اسلام بدون نیاز اقتصادى به دنیاهاى دیگر مى تواند ادامه زندگى دهد اما دنیاهاى دیگر بدون نیاز به دنیاى اسلام نمى توانند ادامه زندگى دهند.
ما با سران حكومتهاى اسلامى كه خود را فروخته اند حرفى نداریم ، با ملتهاى مسلمان حرف مى زنیم ، اگر براستى آنها با نهضت خود و با تشكیل كنفرانسهاى جدى و عمیق آن همه امكانان را براى تحقق آرمان اسلامى بكار گیرند و با تشكیل كنفرانسهاى جدى و عمیق و برنامه ریزیهاى دقیق در جهت حكومت جهانى تحت رهبرى یك مصلح عادل و عالم حركت كنند، آن وقت است كه دنیا آماده ظهور حضرت مهدى (علیه السلام) خواهد شد و همه آن چیزهایى كه ناممكن تصور مى كردیم ، ممكن مى شود و تحقق مى یابد.
به امید یك چنین تحول عظیم و به كارگیرى امكانات دنیاى اسلام تحت فرماندهى عظیم و وسیع اسلام .

My Name Is SRM KAbir

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.