انجمن ها > انجمن مهدویت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
مهدویت (بازدید: 177)
دوشنبه 7/9/1390 - 11:13 -0 تشکر 393747
زمینه سازی معصومان برای پذیرش غیبت امام زمان (علیه السلام)

ب- اقدامات عملی
 

معصومان (علیه السلام) تنها به کارهای علمی و پیشگویی و خبردهی بسنده نکردند، بلکه با انجام برخی اقدامات عملی، شیعیان را برای تحمل دوران غیبت امام (علیه السلام) آماده ساختند. آنان دو گونه اقدام را به انجام رساندند. این دو اقدام از دو گونه نیاز شیعیان برخاسته بود: نیاز به رتق و فتق امور مالی جامعه شیعه که نمی خواست در درون دستگاه خلافت و حکومت غاصب و جور هضم شود و نیاز به فراگیری معالم دینی و دریافت پاسخ برای پرسش های متعدد اعتقادی، فقهی و اجتماعی و سیاسی.

1. نصب وکیلان خاص
 

پایان حکومت اموی، توسعه اقتصادی جامعه اسلامی در اوایل قرن دوم هجری و روی کار آمدن حکومت عباسی، ارتباطات مالی امام و شیعه را گسترش داد و امامان (علیه السلام) سازمان وکالت را برای تدبیر امور مالی شیعیان، پی نهادند و با تبیین مسائل خمس، زکات و دیگر انفاق های واجب و مستحب، وکیلانی را از سوی خدا برای اخذ، ارسال و توزیع این وجوه مالی نصب کردند (ر.ک: پژوهشی پیرامون نهاد وکالت: ص 53).
این وکیلان همه از افراد معتبر و مورد اعتماد مردم و گاه عالم بودند و بویژه در مناطق دوردست جامعه اسلامی، نیاز مردم را در حوزه ارتباطات مالی با امام و نیز اوقاف حل می کردند. این سازمان در روزگار امامت امام صادق (علیه السلام)، در دهه های میانی قرن دوم هجری شکل گرفت (ر.ک: تاریخ سیاسی غیبت امام: ج 2 ص 134) و به دلیل حبس طولانی و شدید امام کاظم (علیه السلام) به سرعت نضج گرفت و در روزگار امام هادی و امام حسن عسکری (علیه السلام) به دلیل محدودیت ارتباط با امام، کارآیی خود را نشان داد و راه را برای غیبت صغرای مدت امام، هموار کرد. امام زمان (علیه السلام) با استفاده از این نهاد سامان یافته، نائبان خاص خود را در روزگار غیبت نصب کرد و رابطه خود را با مردم از طریق ایشان سامان داد و پس از مدتی ارتباط خود را با این بزرگان نیز به تدریج کاهش داد و شیعیان را برای باور امام ناپیدا و پیروی از فرمان های غیر مستقیم پیشوای نهان، آماده ساخت.
گفتنی است در کنار سازمان وکالت، ما با افراد دیگری به نام ابواب ائمه (علیه السلام) نیز روبرو هستیم، اینان خواصّ ائمه (علیه السلام) و نزدیکترین کسان به ایشان بودند و گاه که وضعیت ارتباط مردم با امام (علیه السلام) به حداقل می رسید و حبس ها و فشارهای سیاسی، مانع حضور گسترده امام در جامعه می شد، باب ها، دریچه اتصال مردم با امامان می گشتند و این نکته، آمادگی عملی مردم را برای تحمل فقدان امام بالا می برد و سرانجام همین نهاد دوران غیبت صغری را با چهار نائب خاص حضرت ولی عصر (علیه السلام) به عنوان دوره گذار از حضور همیشگی به غیبت مطلق با موفقیت پشت سر نهاد (ر.ک: راز داران حریم اهل بیت (علیه السلام: ص 53 تا 60).

2. نصب عام عالمان
 

نیاز دیگر شیعیان به امام، پاسخگویی به پرسش های فقهی،اعتقادی و هر آنچه به کار زندگی اخروی ایشان می آید، بود ائمه (علیه السلام) این نیاز را در طول دو قرن و نیم زندگی خود به نحو احسن برطرف ساختند افزون بر راهنمایی پیروان و شاگردان خود به سوی آبشخور معرفت و کلام الهی، و تعلیم قواعد و روش های استفاده از قرآن، سنّت پیامبر (صلی الله علیه و آله) را به روشنی بیان کردند و تا تطبیق آن بر ریزترین مسائل جاری زندگی پیش رفتند. آنان میراث علمی بزرگی را از خود بر جای نهادند و اصول علم را ترسیم کردند و راه تفریع و نتیجه گیری را نیز به مسلمانان آموختند. آنان با تعلیم راه و روش اجتهاد منطقی و درست به یاران بزرگ خویش، اندک اندک آنان را به جای خود نهادند و شیعیان را به تدریج به سوی آنان سوق دادند و بدینسان شیعه را برای قرنها، دست کم در مسائل نه چندان حادّ و دشوار شخصی و اجتماعی، خوداتکا نمودند. منابع عظیم علم به یادگار مانده از امامان، قدرت فراگرفته اجتهاد و مشروعیت کسب شده از ارجاعات ائمه (علیه السلام)، عالمان عادل شیعه را به عنوان جانشینانی لایق در توضیح مسائل علمی و اقناع مراجعان، فراز آورد و وظیفه عملی شیعه را در روزگاران غیبت معین کرد.
این جانشینی به صورتی تدریجی و بسیار نرم به فرجام رسید. سرچشمه های این جریان بزرگ تاریخی را می توان در سخنان امام علی (علیه السلام) یافت. ایشان بر بالای منبر کوفه چنین فرمود:
إن غاب عن الناس شخصهم ... فلم یغب عنهم قدیم مثبوت عملهم...؛ اگر خودشان حضور ندارند، دانش کهن انتشار یافته شان حاضر است (الکافی: ج 1 ص 339 ح 13).
امام حسین (علیه السلام) نیز در خطبه آتشین خود در عرفه، عالمان را مسئول قیام دانسته و مجاری بسیاری از کارها را به دست آنها می داند (تحف العقول: ص 238). امام باقر (علیه السلام) نیز به ابان بن تغلب، یار پدر، خود و فرزندش امام صادق (علیه السلام) فرمود:
اجلس فی مسجد المدینه و أفت الناس؛ در مسجد مدینه بنشین و فتوا بده (فهرست نجاشی: ص 10 رقم 7).
و می دانیم که تربیت محمّد بن مسلم و زرارة که دو مرجع علمی عالمان معاصر خود بودند از دامان امام باقر (علیه السلام) شروع شد.
و امام صادق (علیه السلام) نیز به مسلم بن أبی حیة که هنگام وداعش، درخواست توشه ای معنوی می کند، می فرماید: نزد ابان بن تغلب برو که او از من بسیار حدیث شنیده است. همچنین امام صادق (علیه السلام) شاگردانی مانند هشام بن حکم و هشام بن سالم، حمران و مؤمن طاق و دیگران را برای ارجاعات کلامی و عقایدی تربیت کرد و افراد را به اینان ارجاع می فرمود (ر.ک: الکافی: ج1 ص 74 و ص 171). و اینها در کنار تربیت راویان فقیه و عالمی مانند ابوبصیر و برید و جمیل بن درّاج و ارجاع راویان و پرسشگران به کسانی مانند محمد بن مسلم و حارث بن مغیره بوده است (ر.ک: وسایل الشیعه: ج 27 ص 145 ح 23 و 24 و نیز ح 25). به گونه ای که در کنار حلقه اصلی درس امام صادق (علیه السلام)، دهها حلقه از مدینه و صدها حلقه در کوفه و دیگر شهرها، مسئولیت پاسخگویی و حل مشکلات علمی و دینی مردم را به عهده داشتند (راجع: وسائل الشیعه: ج 27 ص 136، باب وجوب الرجوع فی القضاء والفتوی إلی رواة الحدیث).
این سیره در اواخر قرن دوم به گونه ای معمول و متعارف شد که از امام رضا (علیه السلام) درباره مصداق ها و عالمان شایسته مراجعه، و نه اصل جواز آن، سوال می شود (ر.ک: وسائل الشیعه: ج 27 ص 146 ح 33 تا 35 درباره یونس بن عبدالرحمان و ح 27 درباره زکریا بن آدم).
در سال های نزدیک به وقوع غیبت و دوره ارتباط غیر حضوری و مکاتباتی شیعیان با «امام جواد و هادی (علیه السلام) نیز، بسیاری سوالها از وکیلان و عالمان پاسخ گرفته می شود و در این روزگار امام هادی (علیه السلام)»
در پاسخ احمد بن حاتم بن ماهویه و برادرش، اخذ معالم دین را از کسانی توصیه می فرماید که عمری را در محبّت اهل بیت (علیه السلام) سپری کرده و در امر امامت استوار گام و با سابقه باشند (وسائل الشیعه: ج 27 ص 151).
در اینجا می توان سخن مشهور امام حسن عسکری (علیه السلام) در معرفی عام و نصب کلی همه عالمان عادل برای جواز تقلید و پیروی شیعیان از ایشان را نیز افزود:
و اما من کان من الفقهاء صائنا لنفسه، حافظا لدینه مخالفا علی هواه، مطیعا لامر مولاه فللعوام این یقلّدوه؛ و اما مردم می توانند از هر کدام از فقیهان که خویشتندار، دین نگهدار، مخالف با هوای نفس و مطیع فرمان مولایش بود، تقلید کنند (وسائل الشیعه: ج 27 ص 131 ح 20).
پس از امام حسن عسکری (علیه السلام)، امام عصر (علیه السلام) خود نیز در روزگار غیبت صغرا به صراحت می فرماید:
و اما الحوادث الواقعة فارجعوا فیها إلی رواة حدیثنا، فانّهم حجّتی علیکم و أنا حجّة الله علیهم؛ و اما در پیشامدهایی که روی می دهد، به راویان حدیث ما مراجعه کنید که آنان حجّت من بر شما و من حجّت خدا بر ایشان هستم (کمال الدین: ص 485).
و افزون بر این به نائبان خاصّ و برخی عالمان اجازه می فرماید که واسطه پرسش ها و استفتائات مردم واقع شوند و امام (علیه السلام) خود نیز پاسخ ها را از طریق همین نائبان و عالمان ارسال می فرمایند (ر.ک: کمال الدین: ص 482 تا 522 باب 45).

My Name Is SRM KAbir

دوشنبه 7/9/1390 - 11:15 - 0 تشکر 393748

3. تبیین آسیب های روزگار غیبت

بخش مهمی از پیشگویی های ائمه (علیه السلام) به هدف زمینه سازی برای رویارویی با پیشامدهای سخت روزگار غیبت است. ائمه (علیه السلام) می دانستند که فتنه ها، آشوب ها و حوادث توانفرسای این روزگار، پیروان آنها را آزار می دهد و برخی را به حیرت و گمراهی فرو می برد و عده ای را نیز به انکار امام می کشد و تنها دسته ای از استوارگامان ولایت مدار را در گردونه باور به ولی عصر نگاه می دارد. آنها این وضعیت را بیان کردند؛ چه، آگهی از سختی، از رنج آن می کاهد و آمادگی تحمل آن را افزایش می دهد.
3-1. حیرت و ضلالت
برای همگان معلوم بود که غیبت کوتاه ولیّ امر و پیشوای جامعه، مشکل حادّی را پدید نمی آورد و به سادگی می توان آن را پذیرفت، اما معصومان (علیه السلام) می دانستند که غیبتی به درازای عمر چندین نسل، از پس حضور دائمی و بدون انقطاع سلسله متصل امامت، با آسیب هایی همراه خواهد بود. آنان به یکی از مهمترین آسیب های این غیبت طولانی اشاره کردند یعنی شک و حیرت در اصل وجود امام و رفع نیاز انسان با امام از دیده ها نهان. ایشان با پیشگویی الهام گونه خود وقوع گمراهی ها و حتی ارتجاع و ارتداد برخی باورمندان امامت را تذکر دادند.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نخستین کسی بود که گمراهی مردمان را در روزگار غیبت مهدی (علیه السلام) تذکر داد:
تکون له غیبة و حیرة حتّی تضلّ الخلق عن ادیانهم؛ برای او چنان غیبتی [و برای مردم] حیرتی خواهد بود که مردم دینشان را گم کنند (الکافی: ج 1 ص 341 ح 21).
و با زبانی دیگر فرمود:
تکون له غیبة و حیرة تضلّ فیها الاُمم (اعلام الوری: ج 2 ص 226).
ایشان شک مردم را تا آنجا گسترده و ژرف دانست که در اصل تولّد و تکوّن حضرت مهدی (علیه السلام) نیز شک می کنند. از این رو فرمود:
حتی یقول اکثر الناس: ما لله فی آل محمّد حاجة و یشک آخرون فی ولادته؛ تا آنجا که بیشتر مردم می گویند: خداوند به خاندان محمّد کاری ندارد و بقیه مردم نیز در ولادتش تردید می کنند (کمال الدین: ص 51 ح 2) .
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بر همین پایه، چنگ زدن به دین را در این روزگار فرمان داد و از امتش خواست که شک و تردید به خود راه ندهند تا شیطان منفذی برای رخنه به دلهای ایشان و به در بردن از راه دین نیابد.
امام علی (علیه السلام) نیز اندیشناک این آسیب خطرناک بوده است. اصبغ بن نباته، از اصحاب خاص امیر مومنان (علیه السلام) اندیشناکی حضرت را می بیند و می پرسد چرا سر به جیب تفکر فرو برده ای؟ امام (علیه السلام) پاسخ می دهد:
فکرت فی مولود یکون من ظهری، الحادی عشر من ولدی، هو المهدی یملأها عدلاً کما ملئت جورا و ظلما، تکون له حیرة و غیبة، یضلّ فیها اقوام و یهتدی فیها آخرون؛ در فرزندی از نسل می اندیشم که یازدهمین نفر از فرزندان من است و مهدی نام دارد، [زمین] را از عدل و داد پر می کند، همان گونه که ظلم و ستم پر شده است، او را حیرت و غیبتی است که گروه هایی در آن سرگردان می شوند و گروه هایی دیگر راه می یابند (الکافی: ج 1 ص 338 ح 7)».
امام علی (علیه السلام) سخن دیگر با اصبغ بن نباته، سخن و پیشگویی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) را تأکید کرده و فرموده است:
أما لیغیبنّ حتّی یقول الجاهل: ما لله فی آل محمّد حاجة؛ هان که او غایب خواهد ماند تا آنجا که نادان می گوید: خدا را با خاندان محمّد کاری نیست (کمال الدین: ص 302؛ الغیبة: ص 140 ح 1).
امام حسین (علیه السلام) با لحنی صریحتر، ارتداد برخی از مردم را متذکر شده و فرموده است:
له غیبة یرتدّ فیها اقوام و یثبت فیها علی الدین آخرون؛ او را غیبتی است که گروه هایی در آن از دین باز می گردند و گروههایی دیگر استوار می مانند (کمال الدین: ص 317 ح 3).
همین تعبیر را امام کاظم (علیه السلام) آورده و این وضعیت را آزمون الهی نسبت به خلقش دانسته است. ایشان می فرماید:
لابدّ لصاحب هذا الأمر غیبة حتّی یرجع عن هذا الأمر من کان یقول به، إنّما هی محنة من الله عزوجل امتحن بها خلقه؛ صاحب این امر، غیبتی حتمی دارد تا آنجا که معتقدان به این امر نیز از باور خود از می گردند، آن آزمونی از جانب خدای عزوجل است تا خلقش را با آن بیازماید (الکافی: ج 1 ص 336 ح 2).
ما اکنون تحقق این پیشگویی ها را با نگریستن به آن از پس قرن های متوالی مشاهده می کنیم. آخرین حلقه پیشگویی ها درباره ضلالت و حیرت، سخن پدر بزرگوار امام زمان، امام حسن عسکری (علیه السلام) است که فرموده:
أما إنّ له غیبة یحار فیها الجاهلون و یهلک فیها المبطلون و یکذب فیها الوقّاتون؛ هان او را غیبتی است که نادان ها در آن حیران و باطل اندیشان هلاک شوند و وقّاتان [تعیین کنندگان زمان ظهور] دروغ ببافند (کفایة الأثر: ص 292).

3-2. فتنه و یأس

توصیف دوران غیبت به دوران فتنه و نیز روزگار یأس، بخش دیگری از آماده سازی شیعه برای فهم آسیب های غیبت و گذار از این دوران سخت است.
امام باقر (علیه السلام) افزون بر وقوع شک و تردید، یاس پی جویان امام را نیز پیشگویی می کند و درست بر خلاف این دو دلی ها و ناامیدی ها فرمان به امیدواری می دهد و می فرماید:
و قال الناس: مات القائم أو هلک، بأیّ وادٍ سلک، و قال الطالب: أنّی یکون ذلک و قد بلیت عظامه، فعند ذلک فارجوه؛ و مردم بگویند: قائم مُرد یا هلاک شد و معلوم نشد به کجا رفت، و جستجوگر بگوید: این [ظهور] چگونه می شود، در حالی که استخوان هایش پوسیده است پس در این زمان به ظهورش امیدوار باشید (الغیبة: ص 154 ح 12).
گفتنی است، امام صادق (علیه السلام)، امام کاظم (علیه السلام) و امام حسن عسکری (علیه السلام) نیز این حیرت را پیشگویی کرده اند (ر.ک: ح 14، 19 و 23) و از درافتادن به وادی حیرت هلاکت بر حذر داشته اند. این هشدارهای به هنگام، بسیاری از باورمندان نظام امامت را در مواجهه با پدیده غیبت، هوشیار و در رویارویی با جریانهای انحرافی و شکاکان آماده ساخت.
گفتنی است بر اساس تفسیر فتنه به فضای شبهه آلود، می توان تصویری این گونه از روزگار غیبت امام عصر (علیه السلام) در اختیار داشت که مردمان بسیاری از گزینش راه درست و انتخاب راهبر حقیقی باز می مانند.
کلینی (رحمة الله) روایاتی که آسیب یأس و فتنه را در این روزگار تذکر داده در کتاب کافی گزارش کرده است (الکافی: ج 1 ص 369 باب المتحیص و الامتحان).

3-3. بلا و محنت

امامان شیعه، این دوره را دوره محنت و آزمون سخت پیروان خویش خوانده و بدینسان آنان را برای تحمّل زبانه های سهمگین بلا آماده کرده اند. بلایی که همچون غربال راستگویان پایدار را از مدعیان دروغگو جدا می کند و همان خلوصی را به استوارگامان بر باور هدایت و غیبت می بخشد که آتش به طلای ناب می دهد تا از ناخالصی های خود جدا شود.
امام حسین (علیه السلام) که خود اسوه تحمل و شکیبایی است چندین گونه از سختی های دوران غیبت امام عصر (علیه السلام) را بدینسان برشمرده است:
له غیبة یرتدّ فیها اقوام و یثبت فیها علی الدین آخرون، فیؤذون و یقال لهم: «متی هذا الوعد ان کنتم صادقون؛ او غیبتی دارد که گروه هایی در آن مرتد می شوند و برخی بر دینشان استوار می مانند، اینان اذیت می شوند و به آنان زخم زبان می زنند و می گویند: اگر راست می گویید این وعده [ظهور] کی واقع می شود (عیون اخبار الرضا: ج 1 ص 68 ح 36).
امام حسین (علیه السلام) در ادامه سخن، پیروان خود را به صبرو بردباری در برابر این سخنان نیش دار و زهرآلود دعوت کرده و با فراز آوردن پاداش های کلان خداوند بر این شکیب خردمندانه، به گونه ای لطیف تذکر می دهد که مقاومت در برابر هجوم تبلیغاتی دشمن کمتر از پایداری در برابر سلاح نظامی او نیست.
امام در دنباله می فرماید:
اما إنّ الصابر فی غیبه علی الاذی و التکذیب بمنزلة المجاهد بالسیف بین یدی رسول الله (صلی الله علیه و آله)؛ به هوش باشید که در روزگار غیبتش، شکیبایی بر آزار و تکذیب و انکار، مانند جهاد با شمشیر در پیش روی پیامبر خدا (صلی الله علیه و آله) است.
این تشبیه زیبا در سخنان امام سجاد (علیه السلام) نیز دیده می شود و این امام همام افزون بر این، شیعیان باورمند امام عصر (علیه السلام) و منتظران ظهور را مخلصان حقیقی و شیعیان راستین و دعوتگران به دین خدا در پیدا و نهان خوانده است (کمال الدین: ص 319 ح 2).
امام صادق (علیه السلام) نیز آزارهای زبانی در روزگار غیبت را بدین گونه تذکر داده است:
اما والله لیغیبنّ عنکم مهدیکم حتّی یقول الجاهل منکم: مالله فی آل محمّد حاجة، ثمّ یقبل کالشهاب الثاقب؛ هان، به خدا سوگند، مهدی شما غایب می ماند تا آنجا که
نادان های شما بگویند: خدا را با خاندان محمّد ، کاری نیست، در آن هنگام است که مانند شهاب فروزان پیش می آید (همان: ص 341 ح 22).

3-4. اختلاف و درگیری

اختلاف و درگیری، دیگر پیشامد روزگار غیبت است که ائمه (علیه السلام) یاران خود را نسبت به آن هوشیار کردند و آن را از رویدادهای پیش از ظهور حضرت (علیه السلام) و برچیدن آن را یکی از اهداف قیام حضرت قائم دانستند. امام حسن مجتبی (علیه السلام) از نخستین کسانی است که رویداد اختلاف و درگیری شیعیان را در روزگار غیبت پیش گویی کرد. و فرموده است:
لا یکون هذا الأمر الذی تنتظرون حتّی یبرأ بعضکم من بعض و یلعن بعضکم بعضا و یتفل بعضکم فی وجه بعض و حتّی یشهد بعضکم بالکفر علی بعض؛ این امری را که منتظرید، واقع نمی شود تا آنجا که برخی از شما از برخی دیگر بیزاری بجویند و همدیگر را لعنت کنند و به صورت هم، آب دهان بیندازند و یکدیگر را تکفیر کنند (الغیبة للطوسی: ص 437 ح 429).
این پیشگویی را امام صادق (علیه السلام) نیز با الفاظی مشابه فرموده است (الکافی: ج 1 ص 340 ح 17).
می توان این اختلاف را سر برآورده از هوی و هوس برخی مدعیان و جاه طلبان دانست که در نهایت به پدیدار شدن داعیه ها و پرچم های مختلف می شود. هر مدعی، دیگران را به خود می خواند و پرچم خودخواهی خویش را برافراشته می کند و با فراخواندن مردم به سوی خود، آنان را از دیگری باز می دارد و هواخواهان خود را به سوی نزاع و درگیری با طرفداران رقیب خود می برد. این کژروی و خلط مدعیان راستگو و دروغگو، در احادیث و پیشگویی معصومان (علیه السلام) گوشزد شده (الکافی: ج 1 ص 338 ح 8 و ح 11) است، و آنان راه کارهایی را برای تشخیص مدعیان صادق از کاذب در اختیار ما نهاده اند.
یکی از این راهها، آزمودن مدعیان با پرسش هایی است که پاسخ آنها را جز امامان مرتبط با غیب و ملکوت هستی نمی دانند (2).
3-5. انکار امام
ناگوارترین آسیب روزگار غیبت، تاب نیاوردن در برابر شبهه ها، طعنه ها و یاس های حاصل از به درازا کشیدن غیبت و در نتیجه انکار امام غایب است. از این رو می توان تلاشهای معصومان را بیشتر در این باره دانست. معصومان (علیه السلام) به موازات پافشاری بر وقوع غیبت، از انکار امام غائب بر حذر داشتند و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نخستین هشدارها را در این زمینه دادند:
من أنکر القائم من ولدی فی زمان غیبته فمات، فقد مات میتة جاهلیة؛ هر کس قائم از میان فرزندانم را در روزگار غیبتش انکار کند و با این انکار بمیرد، به مرگ جاهلی مرده است (کمال الدین: ص 412 ح 12).
و امام صادق (علیه السلام) در خطابی صریحتر و عام که محمّد بن مسلم آن را برای شیعیان نقل کرده فرموده است:
إن بلغکم عن صاحب هذا الأمر غیبة فلا تنکروها؛ اگر خبری از غیبت صاحب این امر به شما رسید، آن را انکار نکنید(الکافی: ج 1 ص 328 ح 10).
آری معصومان (علیه السلام) انکار برخی باورمندان به امامت را پیش بینی کرده و در خطابی مستقیم آنها را از این خطر، بر حذر داشتند.
امامان برای رویارویی با این آسیب خطرناک، امام عصر (علیه السلام) را به برخی پیامبران پیشین و صالحان و بزرگان تاریخ تشبیه نموده، زمینه انکار را زدوده و بستری هموار را پذیرش غیبت ایشان فراهم آوردند. ایشان غایب شدن دو پیامبر الهی، حضرت یوسف و حضرت خضر (علیه السلام) را گوشزد کردند و از غیبت ذوالقرنین نیز سخن به میان آوردند (کمال الدین: ص 384 و 385 ح 1) و با این یادآوری، استبعاد و انکار دیرباوران را برطرف ساختند؛ زیرا تفاوتی میان پیامبر و امام در این زمینه نیست و به ویژه غیبت خضر چون طولانی است، بسیاری از شبهات درباره غیبت ولی عصر را برطرف می کند.

My Name Is SRM KAbir

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی