• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعلیم و تربیت (بازدید: 381)
دوشنبه 7/9/1390 - 10:15 -0 تشکر 393716
آسیب‌هاى تعلیم و تربیت دینی از نگاه آیت‌الله دكتر شهید بهشتی

اشاره:
 

مهمترین رسالت نظام اسلامى برنامهریزى براى رشد و پرورش انسانهاى مومن و عالم به تعالیم است. انجام این رسالت، علاوه بر بالندگی، دوام و استكمال نظام اسلامى را به دنبال دارد و هم بسترى فراهم مىكند تا آحاد و جامعه وظایفى را كه خداوند براى آنها معین فرموده انجام دهند و به سوى فلاح و رستگارى گام بردارند به همان میزان كه برنامهریزى براى تعلیم، تربیت و رشد دینی، لازم و ضرورى است، آسیبشناسى فرآیند تعلیم و تربیت نیز ضرورى مىباشد چرا كه شناسایى آفتهایى كه در طول این مسیر تربیت دینى ظاهر مىشود و رفع آنها بهبود نظام تعلیم و تربیت دینى را در نسلهاى آینده به دنبال خواهد داشت بررسى نظرات آیتالله دكتر شهید بهشتى پیرامون آسیبهاى تربیت دینى جایگاه و اهمیت ویژهاى دارد چرا كه وى شخصیتى است كه نه تنها خود صاحب اندیشه دینى است بلكه تربیت یافته دین نیز مىباشد و سالیان متمادى در كسوت روحانى در دو نهاد روحانیت و آموزش و پرورش با تعلیم و تربیت مانوس بوده است.این مقاله كوششى است در جهت پاسخگویى به دو سوال اصلى در زمینه آسیبهاى تربیت دینی؛
1- از نظر دكتر بهشتى چالشها، موانع و آسیبهاى تعلیم و تربیت دینى كدام است؟
2- از نظر ایشان نقش و سهم عوامل موثر یا بازدارنده تعلیم و تربیت دینى چیست؟

1- آسیبهاى تربیت دینى در زمینهها و محیط
 

تعلیم و تربیت دینى محصول كاركرد تمام دستگاههاى فرهنگى - تربیتى مثل مدرسه، خانواده، رسانههاى جمعی، تمام نهادهاى سیاسی، اقتصادی، قضائى و ... در كنار محیط اجتماعى است. وفادارى به باورها و آموزههاى دینى و تجلى آن در برنامهریزىها و تصمیمگیرىهاى عوامل مذكور، زمینهساز و تسهیل كننده تحقق اهداف تربیت دینى است و عدم پایبندى یا كاركردهاى نامطلوب آنها به عنوان مانع جدى و آسیبزا در فراروى مخاطبان تربیت قرار دارد. امرى كه شهید بهشتى به تناسب موضوعات به طرح آن پرداخته است.

1-1: خانواده
 

1-1-1: بىتوجهى به نیازهاى جسمی
خانواده به عنوان اولین كانون رشد و تعالى فرد باید زمینههاى پرورش ابعاد جسمى و روحى او را فراهم كند. ضرورت رفع نیازهاى جسمى از آن جهت در نظر شهید بهشتى اهمیت دارد كه بسیارى از مشكلات آموزش و یادگیری، به نقص و سوء تغذیه، بیمارى اندامها و دستگاهاى بدن دانشآموزان بر مىگردد. از جمله بیمارى دستگاه گوارش یا اندامهاى چشم و گوش(1)
درنگاه شهید بهشتی، عدم توجه به نیازهاى جسمى از سوى خانوادهها ناشى از فقر فرهنگى و اقتصادى آنهاست كه خود زمینه آسیبهاى گوناگونى را فراهم مىكند:
“خانوادهاى است كه از نظر اقتصادی؛ با درآمد كم، از نظر وقت و فراغت پدر و مادر؛ با فراغت و وقت كم و محدود، از نظر امكانات تامین حداقل خوراك و پوشاك و فرهنگ و بهداشت براى بچهها؛ كمبضاعت. در چنین خانوادهاى فرزندان دچار آسیبهاى گوناگون، آسیبهاى جسمى كه در روح موثر است و آسیبهاى روانى و اخلاقى و تربیتى مىشوند(2)
1-1-2: بىتوجهى به نقش الگویى خود
اقتضاى فطرت كودك و نیازهاى جسمى او سبب مىشود كه بیشترین ارتباط را با والدین داشته باشد. این در حالى است كه میزان تربیتپذیرى كودك از والدین بسیار عمیق و پابرجاست. كودك با اعتماد و اطمینان، تمام آنچه را كه از والدین سر مىزند درست و نیكو مىشمرد و بدینترتیب، تربیتپذیرى كودك به الگوپذیرى از والدین تبدیل مىشود.(3)
شهید بهشتى معتقد است كه الگوپذیرى كودك، فضایى را ایجاد مىكند كه خانواده مىتواند با تكیه بر آن، زمینههاى پرورش عادتها، خصلتها و خلقیات پسندیده را فراهم نماید. آنها مىتوانند با رفتار خود و با هوشیاری، زمینه را براى آموزش مفاهیم دینى مهیا سازند.(4) چراكه عمل و رفتار پدر و مادر تاثیر عمیق و ریشهدارى شبیه وراثت طبیعى در فرزندان دارد.(5)
هرچند اثرپذیرى فرزندان فرصت مناسبى را براى تربیت آنان فراهم مىكند، برخى از والدین بدون توجه به نقش الگویى خود، برخلاف اهداف تربیتى خویش عمل مىكنند:
“اگر من و شما با عاطفه، محبت و دلسوزى مراقب پدر و مادر بودیم بچهها خود به خود این را یاد مىگیرند. خانم، دختر شما كه در خانه دهها بار ناظر بوده كه به شوهرتان گفتید: آخر من تا كى باید در پرستارى كردن از مادرت باتو همكارى كنم؟! چه انتظارى دارید كه این دختر، فردا پرستار شما و شوهرتان باشد؟”(6)
از نظر شهید بهشتى بسیارى از ضعفهاى تربیتى كه در بزرگسالان دیده مىشود حاصل تربیتهاى ناخواسته والدین بوده است. به عنوان مثال از علل عمدهاى كه بچهها تاركالصلوه مىشوند یا به نماز اهمیت نمىدهند این است كه پدرشان با نماز این چنین برخورد مىكرده است.(7)

تضاد میان دو نسل
 

از مسائل بسیار مهم اجتماعى زمان حاضر، درگیرى دو نسل نوسال و جوان سال با نسل قبل از آن است. از نظر تعالیم اسلام این درگیرى در دو حوزه صورت مىپذیرد. اول: درگیرى دو نسل بر سر حق و باطل، عدل و ظلم، خیر و شر. دوم: رعایت حدود و حقوق پدر و مادر و فرزندان و حقوق متقابل.(8)
شهید بهشتى با تبیین ویژگىهاى جوانان و نوجوانان از قبیل حقگرایی، حقدوستی، حقپرستی، خیردوستى و عدلدوستی، این ویژگىها را در اغلب جوانان بیشتر از سایر افراد دانسته است و آن را زمینه مساعد خدادادى براى بهرهبردارى شایسته مىداند و بىتوجهى به آن را تیرهبختى مىنامد.(9)
براساس تبیین ایشان، جوانان مىخواهند مطابق گرایش فطرى خود، به حق عمل كنند و آن را در والدین نیز مشاهده نمایند ولى نسل قدیم ترمز نسل جدید مىشود و اجازه بالندگى و رشد را به آنان نمىدهند.(10) این در حالى است كه اسلام این درگیرىها را نه شوم دانسته و نه بد تلقى كرده، بلكه آن را عامل تكامل، تحرك و پویایى جامعه، معرفى نموده است.(11)
البته گاهى نیز نسل جدید ترمز نسل قدیم مىشود و آن زمانى است كه عشق و علاقه والدین به فرزندان مانع حركت آنها در مسیر رشد و تعالى مىشود. جلوگیرى از این آسیب در درون خانواده، تنها زمانى امكانپذیر است كه در خانواده، “حق” محور باشد و همه در برابر حق تسلیم باشند.(12)

1-2: دوستان و همسالان
 

تاثیر همسالان و دوستان در رشد شخصیت و رفتار كودكان مقام دوم را دارد .دوستان و همسالان مىتوانند برخى از رفتارها را در كودكان تقویت نمایند یا تغییر دهند.(13) به همین دلیل، والدین باید در انتخاب دوست براى فرزندانشان مشاركت فعال داشته باشند. آنان به حكم طبیعت به دنبال همبازى و رفیق مىروند. اگر خانواده براى آنان همبازى و رفیق متناسب با معیارهاى تعلیم و تربیت اسلامى تامین نكند سراغ دوستان فاسد مىروند و تلاش خانواده در تربیت آنها خنثى یا كماثر مىشود.(14(

1-3: رسانه ها
 

نقش رسانهها بویژه رسانههاى جمعى سمعى و بصرى در تكوین شخصیت آحاد جامعه بخصوص جوانان و نوجوانان نقشى غیرقابل انكار است. این رسانهها با استفاده از ابزارهاى هنرى در شناخت، نگرش و رفتار دانشآموزان اثر مىگذارند.
متولیان تعلیم و تربیت، باید باتوجه به میزان اثرگذارى این رسانهها از آنها بهرهگیرى نمایند و از انحصار در استفاده از ابزارهاى نوشتارى خارج شوند.(15)
باتوجه به تنوع و اثرگذارى رسانهها چنانچه آنها هماهنگ با برنامهریزىهاى نهادهاى تربیتى گام بردارند مىتوانند نقش بسیار مثبتى را براى رسیدن به اهداف تربیتى ایفا كنند. در غیر این صورت آسیبزا مىباشند و فرآیند تربیت رامختل مىنمایند: شهید بهشتى با اذعان به این مهم مىگوید:
“هر قدر برگوش او (دانشآموز) بخوانیم (تبلیغ كنیم) او یك خبر در روزنامه مىخواند، یك تصویر در روزنامه مىبیند، یك گزارش در تلویزیون مىبیند، یك فیلم در فلان جا مىبیند از زندگى دیگران و وضع دیگران و شكل كار دیگران مطلع مىشود و دلش در خانه دیگران است.”(16)

1-4: محیط و عوامل اجتماعی
 

شهید بهشتى با تاكید بر نقش ویژه محیط اجتماعى در فرآیند تعلیم و تربیت، چگونگى تاثیرگذارى آن در بیانى زیبا اینگونه ترسیم مىكند:
“همان گونه كه یك گل خوشبوى لطیف نازك، خیلى زودتر در برابر عوامل فساد متاثر و منفعل مىشود و به فساد و پژمردگى مىگراید، روح لطیف آدمى به مراتب از جسم او براى آلودهشدن حساستر و آمادهتر است و به دلیل خاصیت قبول و انفعالش ضمانت بیشترى مىخواهد تا در برابر عوامل فساد محیط مصون بماند.”(17)
در عین حال، اثرگذارى عوامل اجتماعى و اثرپذیرى انسان از آنها را محدود مىداند:
“هیچ انسانى محكوم هیچ غیراجتماعى نیست ولى كیفیت و روابط و مناسبات اجتماعى و اقتصادى روى انتخاب آگاهانه انسان اثر مىگذارد اما نه در حد جبر بلكه در حد اینكه انتخاب او را آسانتر یا دشوارتر، رفتن او را به این سو یا آن سو، آسانتر یا دشوارتر كند.”(18)
شهید مطهری(ره) نیز در بیانى جذاب نقش محیط را اینگونه تبیین كرده است:
“خداشناسى و خداپرستى طبعا مستلزم یك نوع تعالى روحى خاصى است، بذرى است كه در زمینهاى پاك رشد مىكند زمینهاى فاسد و شورهزار، این بذر را فاسد مىكند و از میان مىبرد.”(19)
از همین رو شهید بهشتى همه محیطها براى شكوفایى و بارورى انسان را یكسان نمىداند: محیطهایى هستند كه بارورى و رشد نیكخواهی، خیرخواهى و خداخواهى انسان را آسانتر مىكنند و برعكس محیطهایى هستند كه ضمن تضعیف ارزشهاى مذكور، فضا را براى شیطانپرستی، هواپرستى و تباهى فراهم مىآورند. از همین رو اسلام برخلاف لیبرالیسم نسبت به فساد و صلاح جامعه بىتفاوت نیست.(20)
“یكى از جنبههاى بسیار مهم در وظیفه بزرگ و خطیر امر به معروف و نهى از منكر دعوت زبانى و عملى به خیر این است كه محیط اجتماعى را براى پرورش استعدادها و آمادگى خیر در تودهها آماده مىكند و به عكس، جامعهاى كه در او گناه و فساد و تباهى و ظلم و ستم و عدوان رواج دارد چنین جامعهاى محیط مساعدى براى رشد نقطههاى ضعف بشرى و پژمردگى نقطههاى قوت و خیر بشرى است. حساب امر به معروف و نهى از منكر، ... حساب محیطسازى است. محیط سالم براى پرورش سالم و صحیح استعدادهاى خیر نهفته در انسانهاست، مسئله بهداشت محیط اجتماعى است.”(21)
در نظام اسلامى هر گونه آزادى كه زمینه فساد محیط را آماده كند ممنوع است چرا كه:
“این نوع آزادى زمینه اجتماعى را براى آسانتر شدن نفوذ فساد در انسانهاى دیگر و به بیراهه كشاندن انسانهاى دیگر را آماده مىسازد و نظام اسلامى در اداره جامعه باید مواظب این انحراف باشد.”(22)

1-5: حكومت
 

آسیبهاى ناشى از ناحیه حكومت از مهمترین آسیبها در تربیت دینى است. حكومتها به فكر و عمل جامعه جهت مىدهند و اندیشهها و باورهاى خود را در میان مردم مىگسترانند. سخن امام علی(ع) ناظر به همین مسئله است:
“الناس بامرائهم اشبه منهم بآبائهم”(23)
“مردم - در روشهاى اخلاقى و صفات اجتماعى - به حكومتهاى خود بیشتر شباهت دارند تا به پدران خویش.”
به همین دلیل شهید بهشتى در پاسخ به این سوال (مقدر) كه وظیفه مسلمانان در این خصوص چیست؟ مىگوید: بر هر انسان مسلمان متعهدى لازم است كه محیط را براى سالم زیستن خود و دیگران پاك نگه دارد و این زمانى اتفاق مىافتد كه مومنان عمل كننده به ایمان و اهل ایمان و عمل، قدرت را در دست بگیرند و بر كافران ناسپاس حقناشناس حق كش پیروز شوند.(24) و معتقد است كه:
“آن قدر كه عمال و كارگزاران جامعه به فكر و عمل جامعه جهت مىدهند خطبا و داعیان جامعه نمىتوانند آن اندازه به فكر و عمل جامعه جهت بدهند.”(25)
بنابراین اگر حكومت، حكومتى باشد كه سرشتش، سرشت عدل، حق، خدانگری، خداخواهی، خدمت به خلق خدا نباشد، این باورها قادر به رشد كردن و بالیدن در آن جامعه نمىشوند.(26)
از سوى دیگر، آن زمان كه حكومت، حكومت اسلامى باشد و مومنان، قدرت را در دست گرفته باشند، تربیت دینى از ناحیهاى دیگر ممكن است آسیب ببیند. به عقیده ایشان اگر در حكومت دینى و اسلامی، تلاش و كوششى و جهاد و جنبشى در راه آرمانها و باورهاى دینى صورت نگیرد، نه تنها دیگران بلكه مردم جامعه اسلامى نیز از آن رویگردان مىشوند و زمینه انحراف جوانان فراهم مىشود.(27)

2- آسیبهاى تربیت دینى در حوزه “منابع و محتوا
 

2-1:حذف عقل از منابع شناخت
 

گروهى از مسلمانان از جمله اشعرىها معتقدند كه عقل انسان قابلیت فهم شرع و و حق دخالت در شناخت احكام و معارف اسلامى را مطلقا ندارد. آنها آموزههاى دینى را اصولى یكسره تعبدى و فاقد پشتوانه و دلیل عقلانى مىدانند(28) شهید بهشتى منشا این خطاى خطرناك را اینگونه بیان كرده است.
“با كمال تاسف عدهاى در جهت تقویت وابستگى انسان مسلمان به كتاب و سنت و محكم كردن پایگاه حجیت و ارزش و سندیت كلام خدا و سنت رسول خدا(ص) به سوى افراط رفتند. این در حالى است كه عدم شناخت خوب و بد توسط انسان، به راستى خطرناك مىباشد.”(29)
این تصور درحالى است كه یكى از اهداف تربیت دینى درادیان الهی، تربیت انسان عاشق عاقل است نه عاشق بى عقل. انسانى كه با مطالعه و تفكر در زمینهها و مقتضیات و با درك درست از استعدادها و آمادگى خود، راه مناسب را انتخاب نماید(30) اسلام مىخواهد بشر با شناخت روشن اندیشه تحلیلگر (عقل) خود از بدیهىترین نقطهها و با روشنترین روندها آغاز كند و پیش برود. اسلام از وحى و پیغمبر شروع نمىشود بلكه از روشنترین شناختهاى به دست آمده از عقل بشر شروع مىشود.(31)
به عقیده صاحبنظران تعلیم و تربیت، غیر عقلانى معرفى كردن معارف و احكام دینی، پیامدهاى خطرناكى دارد، از جمله آنكه باعث مىشود تربیت دینى بر پایههاى سست و لرزان بنا شود كه خود عدم تقید به احكام اسلامى را در پى خواهد داشت.(32)
شهید بهشتى این آسیب را چنین تبیین مىكند:
تجربه نشان داده است آدمهاى خیلى متدین كه سعى دارند مطابق با قالبهاى شریعت زندگى كنند اگر بىدین شوند از كثیفترین، رذلترین و ناجوانمردنهترین انسانها از آب در مىآیند. این درحالى است كه در افراد دیگرى كه به خدا و دین و پیامبر و قرآن معتقد نیستند، یك نوع جوانمردی، ادب، عاطفه و نیكى قابل رویت است. چرا؟
والدینى كه از آغاز كودكى فرزندشان در تربیت و ترغیب او به كارهاى نیك، آنها را وابسته به امر خدا و ترهیب از كارهاى زشت، به نهى خدا استناد كردهاند، ذهن، منش و شخصیت عملى و رفتارى او را به یك نقطهاى مبدا (خدا) متصل كردهاند. حال كه این مبدا از دست او گرفته شده و بىخدا شده، تمام آنچه هم به دنبالش بوده مىرود و دیگر هیچ چیز برایش باقى نمىماند. این درحالى است كه در زندگى انسانى كه معتقد به خدا نبوده یا اگر بوده در تربیت او نقش منحصر به فرد نداشته، این اتفاق رخ نمىدهد. دینى كه اشعریون درست كردند انصافا سرنوشتش همان است.(33)
از دیگر آسیبها كه شهید بهشتى در حوزه منابع به آن اشاره مىكند، محدود نمودن منابع و مآخذ شناخت دین به قرآن كریم با شعار “حسبنا كتاب الله” مىباشد.(34)

2-2: انحراف مفاهیم دینی
 

ایشان آسیبها در حوزه انحراف مفاهیم دینى را در اشكال زیر معرفى مىكند:
1- التقاط؛ در شكل نوآورى و نوپردازى به منظور قابل قبول كردن اسلام براى كسانى كه دستخوش افكار مادى شدهاند.(35)
2- تفسیر به رای(36)، تاویلهاى انحرافى درباره آیات قرآن كریم(37) و برداشتهاى غلط و استنباطهاى نابجا از منابع دینی(38)
3- تمسك و استناد به روایات غیر صحیح، مخدوش و مجعول كه هیچ نسبت و ارتباط اصیلى با قرآن كریم و پیشوایان اسلام ندارند(39)
در دوران معاصر تحریف مفاهیم و تعالیم دینى از جانب بیگانگان به صورت منظم و با برنامهریزى كامل دنبال مىشود. آنان براى متزلزل كردن بنیاد اسلام و تحت عنوان استشراق و تحقیق پیرامون اسلام به تحریف مفاهیم دینى مىپردازند و از آنجا كه نویسندگانى خوش قریحه، خوشقلم، اهل كار و مطالعه، خوش سلیقه و بویژه آشنا به سلیقه جوانان مىباشند، اثر گذارند

My Name Is SRM KAbir

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.