• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعلیم و تربیت (بازدید: 307)
دوشنبه 7/9/1390 - 10:2 -0 تشکر 393711
اساس تربیت فرزند

چکیده
در این مقال میخوانیم که دوران طـفـولیت , جوانى و پیرى , هر كدام مراحل مختلفى از زندگى یك انسان هستند, ولى این مراحل مختلف با یكدیگر تفاوت كلى دارند. جوان امروز را نمى توان به صورت همان كودك دیروز مطالعه كرد. پیر سالخورده را نمى توان همان جوان دیروز پنداشت . بـدیـن تـرتیب وضع یك یا چند قانون كلى براى نحوه تربیت , امكان پذیراست ,اما یك مربى دانا و با تدبیر ـ با توجه به آنچه اهل فن گفته و نوشته اندخود موقع شناس و احیانامبتكر است . او مى داند در هر موردى چگونه رفتارى داشته باشد كه مفید و موثر در پیشرفت برنامه هاى تربیتى او باشد.ضمنا به این نتیجه خواهیم رسید که اخلاق از تربیت مهم تر است و این دو واژه لازم و ملزوم یکدیگرند.و در پایان اینکه مهمترین زمان تربیت همان کودکی است.و در پایان نکاتی را که در تربیت موثر است، یاد آور شده ایم.
کلید واژه ها
تربیت ، کودکی ، تربیت بچه ، دروغ
مقدمه
شاید یکی از اهداف مهم ازدواج که در آثار و متون دینی بدان توجه داده شده است؛ تربیت فرزند صالح و شایسته می‏باشد، که بزرگترین مسؤولیت خانواده محسوب می‏شود، و موفقیت در آن، بهره‏مندی از نعمت عظیم الهی است .در آثار دینی ترغیب به ازدواج شده است تا والدین موفق به تربیت انسانی الهی شوند، نه اینکه غرض از ازداواج تنها اطفای شهوات که مشترک بین انسان و حیوان است باشد که در متون دینی به این واقعیت بسیار اشاره شده است.مثلا در سوره بقره میفرماید: نِساوُئکُمْ حَرْثٌ لَکُمْ فَاْتُوا حَرْثَکُمُ أنّی شِئْتُمْ و قَدِّمُوا لِاَنْفُسِکُمْ ...) (1) همسران شما کشتزاران شما هستند، با بذرافشانی در کشتزار خود از نعمت فرزند شایسته بهره‏مند شوید. و روایات رسول‏اللّه (ص) و عترت رسول‏اللّه (ص) هم بر این اصل تأکید دارد . از امام صادق (ع) رسیده است که از سعادت انسان داشتن فرزند شایسته است: (مِنْ سعادة المرء الولد الصّالح ). (2) از حضرت نیز نقل شده که فرزند شایسته گلی است که خداوند سبحان بر پدر و مادر هدیه می‏کند: (الولد الصالح ریحانةٌ مِن اللّه ). (3) و نیز از حضرتش نقل شده است: یادگار و میراث بنده‏ی مؤمن فرزند شایسته است که برای او طلب مغفرت می‏کند: (میراثِ اللّه مِن عبده المؤمن الولد الصالح یستَغفر له.) (4) بنابراین از اهداف مهمّ و مقدّس دیگر ازدواج تربیت فرزند صالح و شایسته است که در آیات و روایات تأکید زیادی بر آن شده است، که برای نمونه به چند مورد اشاره شد.

فرق تربیت و اخلاق

در این مورد شهید مطهری میفرماید: با اینكه اخلاق هم خود نوعی تربیت است و به معنی كسب نوعی خلق و حالت و عادت می‏باشد . تربیت مفهوم پرورش و ساختن را می‏رساند و بس . از نظر تربیت فرق نمی‏كند كه تربیت چگونه و برای چه هدفی باشد .یعنی در مفهوم تربیت ، قداست نخوابیده كه بگوئیم " تربیت " یعنی كسی‏را آنطور پرورش بدهند كه یك خصایص مافوق حیوان پیدا كند ، بلكه تربیت‏جانی هم تربیت است ، و این كلمه در مورد حیوانات نیز اطلاق می‏شود . یك‏سگ را هم می‏توان تربیت كرد ، اعم از اینكه تربیت شود برای اینكه با صاحبش رفتار خوبی داشته باشد ، یا برای گله كه گرگ را بگیرد و یا برای‏اینكه خانه را پاسبانی كند . همه تربیت است .اما در مفهوم " اخلاق " قداستی نهاده شده است ، و لهذا كلمه "اخلاق " را در مورد حیوان به كار نمی‏برند . مثلا وقتی اسبی را تربیت‏می‏كنند ، نمی‏گویند كه به او اخلاق تعلیم می‏دهند . اخلاق اختصاص به انسان‏دارد و در مفهومش نوعی قداست خوابیده است . این دیگر تابع غرض ماست كه طرف را چگونه و برای چه هدفی پرورش دهیم . اما علم اخلاق‏یا فن اخلاق امری تابع غرض ما نیست كه بگوئیم اخلاق بالاخره اخلاق است ، حال هر جور كه ما بار بیاوریم . نه ، در مفهوم اخلاق نوعی قداست خوابیده‏است كه باید ملاك و معیار قداست را به دست آوریم. (5)

کودکی حساس ترین دوران

دوران کودکی یکی از حساسترین دوران شکل‏گیری و تربیت‏پذیری انسان است. گرچه کودک با زمینه سعادت و یا انحراف و شقاوت متولد می‏شود، امّا با لحاظ اهمیت الگوپذیری کودک، این دوران می‏تواند زمینه‏ها را کاملاً تغییر دهد. بنابراین کودکی هم که با زمینه‏ی سعادت متولد شده، ممکن است در اثر رعایت نکردن اصول تربیتی منحرف گردد. و یا اگر با زمینه‏ی شقاوت متولد شده، با مراقبتهای لازم و رعایت اصول تربیتی سعادت او فراهم آید. بدین جهت همان‏طور که در مورد دوران بارداری فرمودند: (الشّقی من شَقِی فی بطن امِّه والسعید مَنْ سَعدَ فی بطنِ امّه )،(6)در مورد دوران کودکی هم آمده: (قَلْبُ الحَدَثِ کالارض الخالیه ما اُلْقِیَ فیها مِن شی‏ءٍ قَبِلْتُه ). (7) قلب کودک همانند زمین خالی که پذیرش هر بذری را دارد، می‏باشد.و تأکید شده که به تربیت افراد در دوران کودکی اهمیت قائل شوید، که اگر قلب خالی را تصرف کردی و در آن بذرافشانی نمودی مالک آن خواهی بود، وگرنه دیگران آن را تصاحب و در اختیار خواهند گرفت. مانند زمین موات که هر کسی حیا نمود، مالک آن است. لذا از امام صادق (سلام الله علیه) روایت این چنین آمده که قبل از اینکه گروههای منحرف به سراغ کودکان و نوجوانان شما بروند شما آنها را دریابید و با احکام معارف الهی آنان را آشنا کنید: (بادِروُا أحْداثکم بالحدیث قبل اَنْ تَسبِقکم اِلَیهِمْ المرجئه ).(8) و یا در روایت دیگر آمده: (عَلَیکَ بِالاحداث فانَّهم أسرع اِلی کل خیرٍ)( 9 )کودکان و نوجوانان را دریابید که آنان به خیر و سعادت نزدیکند و سریعتر، تربیت می‏پذیرند.اگر در این دوران زمینه‏ی هدایت و رشد فراهم شد، و یا خدای ناخواسته زمینه گمراهی فراهم شد، زدودن آن بسیار مشکل خواهد بود، چنانکه این هشدار را در روایات داده‏اند که اثر یک صحنه‏ی تحریک‏آمیز در دوران کودکی برای همیشه باقی خواهد ماند: (عن رسول‏الله (صلی الله علیه و آله و سلم) لو اَنَّ رجلاً غَشی امرأته و فی البیت صبی مستیقظ یَراهما و یسمع کلامهما ونَفَسَهُما ما افلح ابداً ...)(10) هر مردی که با همسرش در اطاقی آمیزش کند که در آن اطاق کودک حضور دارد و بیدار است و آن دو را می‏بیند، کلام و نفسهای آنها را می‏شنود؛ آن کودک هرگز رستگار نخواهد شد. که سهل‏انگاری در مسائل تربیتی و حتی رعایت نکردن یک اصل، این چنین عوارض غیر قابل جبران به بار می‏آورد. در اهتمام اسلام به تربیت همین بس که حتی اجازه نمی‏دهد یک صحنه‏ی تحریک‏آمیز در حضور کودک تحقق یابد. با توجه به اهمیت تربیت‏پذیری کودک لازم است به رعایت اصول تربیتی کمال اهمیت داده شود، که هیچ‏گونه سهل‏انگاری در آموختن مسائل تربیتی و به کار بستن آن روا نیست و این مسؤولیّتی بزرگ و الهیست، در انجام آن باید از خدای سبحان استمداد طلبید که هیچ کاری بدون مدد الهی انجام نخواهد گرفت، و به لحاظ همین اهمیّت تربیت فرزندان است که امام سجاد (سلام الله علیه) برای موفقیّت در این مسؤولیت مهم از خدای سبحان استمداد کرده عرض می‏کند: (واَعِنّی علی تربیتِهمْ و تَأدییهمْ وَ بِرِّهِمْ ). (11) خدایا مرا در تربیت فرزندان و ادب کردن و نیکی بر آنان یاری نما. خداوند سبحان قدم به قدم در مراحل مختلفِ رشد کودکان، ما را راهنمایی نموده، امید است با استمداد از خدای سبحان در آموختن و به کارگیری این اصول موفق باشیم.

تربت بچه‏ها

متاسفانه خانواده ها آن مقداری که به تیپ و قیافه بچه هامی رسند ولی به تربیت دینی و اخلاقی بچه ها نمی رسند .تربیت فرزندان و اصولاً پدر و مادر بودن، وظیفه‏اى بس دشوار و حساس است. قـرآن كـریـم كـه سعادت بشر را در داشتن یك زندگى سالم و برانداختن انگل هاى اجتماعى و تـقـویـت روحـى و جـسـمى انسان مى داند و با برنامه هاى جاودانى خویش زمینه را براى ساختن اجتماع سالم و پیشرو فراهم مى سازد ـدرباره آن طبقه اى كه مزاحم ترقى و رشد انسانیت هستند و سـررشـتـه مـفـاسد را به دست دارند و مایلند كه در جامعه , زشتى ها و انحراف هاى اخلاقى رواج داشـته باشد تا خود بهره بردارى هاى بلهوسانه شخصى بنمایند,چنین مى گوید: إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشِیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُون(12)یعنی: همانا براى كسانى كه دوست دارند زشتى‏ها درباره‏ى اهل ایمان شایع گردد، در دنیا و آخرت عذاب دردناكى است، و خداوند مى‏داند و شما نمى‏دانید.كودكان‌ موجودات‌ در حال‌ رشدی‌ هستند و براساس‌ این‌ كه‌ در سال‌های‌ اولیه‌ زندگی‌ چگونه‌ تربیت‌ شوند و آموزش‌ ببینند، سبك‌ خاص‌ رفتاری‌ پیدا می‌ كنند. این‌ سبك‌ رفتاری‌ الگویی‌ تقریباً ثابت‌ و دائمی‌ برای‌ آنها به‌ وجود می‌آورد، و تعیین‌ كنندهِ نحوه‌ ارتباطات‌ و برخوردهای‌ آنان‌ نیز می ‌باشد. هر خانواده‌ در ارتباط‌ با فرزندان‌ شیوه‌ خاص‌ خود را دارد؛ و این‌ نحوه‌ برخورد، در تلاقی‌ با ساختار ژنتیكی‌ هر فرد، باعث‌ می‌ شود كه‌ شخصیت‌هایی‌ بسیار متفاوت‌ و متمایز شكل‌ بگیرند. یكى از مؤثرترین راهها براى آموختن رفتار درست به بچه‏ها آن است كه هر گاه بر طبق نظر شما حرف زدند و یا عمل كردند آنها را تشویق كنید. مثلا در متون دینی وارد شده که: امیرالمومنین على"علیه السّلام "به عباس (ع) فرمود: بگو یك، گفت یك. فرمود بگو دو. عرض كرد حیا میكنم با زبانى كه یك گفته‏ام دو بگویم و این خود اشاره به یك لطیفه ی توحیدى است، یعنى موحدین و یكتا پرستان هرگز به شرك و دوگانه پرستى نمی گرایند على (ع) بمنظور تشویق و تحسین كودك، چشمهاى فرزند خود را بوسید.(13)

نکات موثر در آموزه های تربیتی

خیلى از پدر و مادرها هستند كه به جنبه دینى و ایمانى اولاد توجه كافى ندارند و آنها را از آداب و تكالیف مذهبى خود بى اطلاع گذاشته و با بى اعتنائى از كنار آن رد مى‏شوند ولى به در آمد مادى و دنیوى آنها اهمیت بیشتر مى‏دهند، در كتاب (جامع الأخبار) روایت شده است: نظر النبى صلى الله علیه و آله و سلم الى بعض الأطفال فقال صلى الله علیه و آله و سلم: ویل لأولاد آخر الزمان من آبائهم فقیل: یا رسول الله من آبائهم المشركین؟ فقال آبائهم المؤمنین لا یعلّمونهم شیئاً من الفرائض و إذا تعلّموا- یعنى اولادهم- منعوهم و رضوا عنهم بعوض یسیر من الدنیا فأنا منهم برئ و هم منّى براء یعنی : (روزى) پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم به دسته‏اى از اطفال نگاه كرد و فرمود: واى به حال بچه‏هاى آخر الزمان از دست پدرانشان!، پرسیدند اى رسول خدا از پدران مشركشان؟! فرمود: بلكه از پدران مؤمنشان، چیزى از واجباتشان را براى آنها تعلیم نمى‏كنند، اگر خودشان هم یاد گیرند، مانع مى شوند و به ناچیزى از (مال) دنیا، راضى مى شوند، پس من از آنها بریء و دور و آنها نیز از من بدورند. در ادامه به برخی از این نکات اشاره میشود:
1.برخى از دروغ‏هاى كوچك والدین ، الگوى ناپسند و بدى براى فرزندان است و به آنها یاد مى‏دهد كه دروغگویى در برخى مواقع به دردبخور و قابل قبول است.دروغ یکی از آفتهای تربیتی بزرگ و نادرست میباشد.در تعریف دروغ گفته اند: دروغ، سخن بر خلاف حقیقت است و دروغ گو كسى است كه بر خلاف حقیقت،خبرى مى‏دهد. شما اگر گرسنه باشید و به منزل دوست‏خود بروید، او براى شما غذا بیاورد، شمابگویید من سیر هستم، این سخن دروغ است، چون بر خلاف حقیقت است; شما نیزدروغ گو هستید، زیرا بر خلاف حقیقت‏خبر داده‏اید. كم را بیش گفتن یا بیش را كم گفتن، دروغ است و گوینده‏اش دروغ گومى‏باشد، چنان كه بود را نبود و یا نبود را بود خبر دادن دروغ گویى مى‏باشد و نیزبد را خوب و خوب را بد یا كوچك را بزرگ و بزرگ را كوچك خواندن، دروغ‏خواهد بود. امیر المؤمنین‏علیه السلام مى‏فرماید: (ان اعظم الخطایا عند الله اللسان الكذوب) (14) یعنی: بزرگ‏ترین گناهان نزد خدا، زبان بسیار دروغ گو است.
2- زمانى كه مطمئنیم فرزندمان كار اشتباهى انجام داده، بار دیگر از خود او در مورد آن سؤال نپرسیم. این نوع سؤال‏ها بر بچه فشار مى‏آورد تا به طور طبیعى با دروغ گفتن در مقابل آن عكس‏العمل نشان بدهد. على علیه السّلام فرموده است: آداب و رسوم زمان خودتان را با زور و فشار بفرزندان خویش تحمیل نكنید زیرا آنان براى زمانى غیر از زمان شما آفریده شده‏اند. (15)
3- زمانى كه بچه‏ها خطاهایشان را مى‏پذیرند و از آن شرمنده مى‏شوند، آنان را به سختى تنبیه نكنیم زیرا در این صورت آنها ناخودآگاه مى‏خواهند از تنبیه سخت فرار كرده، پس به ناچار دروغ مى‏گویند.در این مورد امام صادق (علیه السلام) میفرماید:الغلام یلعب سبع سنین، و یتعلم الکتاب سبع سنین، و یتعلم الحلال و الحرام سبع سنین(16) یعنی:پسر ، هفت سال باید بازی کند،هفت سال تعلیم قرآن ببیند و هفت سال حلال و حرام تعلیم ببیند . از اینکه فرمود هفت سال باید بازی کند،استفاده میشود که در این سن نباید زیاد سرزنش شود چون در این صورت به ناچار دروغگو بار می آید.
4- طبیعى است به چیزى شك كنیم یا بدبین شویم و چیزهایى در آن ارتباط از بچه‏ها بپرسیم اما نباید زیاد عصبانى شویم. اگر فرزند ما خطایش را مى‏پذیرد، باید نشان دهیم از صداقتش خوشحالیم و او را تشویق كنیم كه همیشه راستگو باشد. . امیر المؤمنین‏علیه السلام مى‏فرماید:لا ادب مع غضب (17) یعنی: با خشم تربیت ممکن نیست و یا در حدیث دیگری اینکه از فرزندم
به امام کاظم شکایت کردم حضرت فرمودند: اورا نزن،با او قهر کن ،ولی طول نده.(18)
5 – به طور جد ، زمانیکه وعده ای به کودک میدهیم یدان وعده عمل کنیم زیرا کودکان ما را امین خود میدانند و در این صورت ما را در ضمیر ناخود آگاهشان متهم به دروغگوئی میکنند.به دیگر بیان ، از هنگامی که کودک به مرحله درک میرسد،در تعامل خود با والدین ، با وعده هایی برخورد میکند که این وعده ها گاه عملی میشوند و گاه عملی نمیشوند. در آموزه های دینی این مساله مورد توجه قرار گرفته و نسبت به وفای به عهد ، توصیه اکید شده است.پیامبر خدا فرمودند:کودکان را دوست بدارید و با آنان مهربان باشیدو هر گاه چیزی را به آنان وعده دادید ، بدان وفا کنید؛زیرا آنان جز این ندارند که شما روزی آنها را میدهید.(19) در این مورد باید توجه داشته باشیم بچه‏هایمان و بخصوص نوجوانان به حد معینى نیاز به استقلال دارند بنابراین لازم نیست با كنجكاوى‏هاى خارج از حدّ و غیر معقولانه آنان را وادار به دروغگویى نماییم. بر عكس، بر والدین فرض است تا حدودى استقلال فرزندان خود را محترم شمرده و از بازخواست دائمى‏شان خوددارى ورزند.

My Name Is SRM KAbir

دوشنبه 7/9/1390 - 10:0 - 0 تشکر 393709

 بایسته های اخلاقی همسران و نقش آن در تربیت فرزندان

چکیده

این مقاله، با رویکرد تحلیلی و نظری به بررسی بایسته های اخلاقی همسران و آثار آن در تحکیم خانواده می پردازد. از منظر آموزه های دینی و روان شناختی، هر یک از همسران در برابر دیگری وظایفی دارند که التزام به آنها در ایجاد فضای مثبت و با نشاط خانوادگی، تأثیر قابل توجهی دارد. تکریم، رعایت ادب، قدردانی، خوش خلقی، محبت، خوش بینی، صیانت از آبروی یکدیگر، مدارا و...از مسائلی است که همسران با عمل به آنها، می توانند روابط میان خود را جذاب و مستحکم سازند. با نگاهی روان شناختی به آموزه های مزبور، در می یابیم که تعهد همسران به وظایف اخلاقی، موجب احساس همگرایی و همدلی مثبت اندیش شده، و فضای خانوادگی در اثر این نتایج، بالنده و با نشاط خواهد شد. همچنین فرزندان چنین خانواده ای در اثر یادگیری اجتماعی و مشاهده ای، به سوی خیر، صلاح و تعهدمداری سوق پیدا می کنند.
کلید واژه ها: اخلاق، محبت، دیدگاه اسلامی، یادگیری مشاهده ای، آموزه های روان شناختی.

مقدمه

آرزو و تمایل درونی همه ی انسان های سالم این است که در محیطی آرام، باطراوت، صمیمی، اخلاقی و انسانی زندگی کنند. کمتر انسانی پیدا می شود که از این شرایط گریزان باشد. همه علاقه مندند همسری مهربان، باادب، وظیفه شناس، زیرک، متواضع و...داشته باشند. همه ی انسان ها از فضاها و محیط های بی روح و بی عاطفه گریزان هستند و دوست ندارند در این مکان ها حضور یابند. با این وجود، تمایلات و گرایش ها در درون همه ی افراد جامعه، چه بسا با راه کارها و زمینه های ایجاد این شرایط (محیط آرام و جذاب) ناآشنا یا کاملاً بیگانه باشند. اما مسئله مهم این است که، همه دوست دارند از این راه کارها مطلع شوند و آنها را در زندگی به کار بندند و به رضایت و خشنودی بیشتری دست یابند. این راه کارها در آموزه های اسلامی با عنوان «اخلاق معاشرت» بیان گردیده است.
خانواده بهترین پناهگاه و ساحل آرامش و اطمینان است. ارکان اصلی خانواده، زن و شوهر است و اگر این دو عنصر اصلی، توافق و همدلی و سازگاری داشته باشند، سایر اعضای خانواده نیز در آسایش روانی خواهند بود. از این رو، در این مقاله به وظایف اخلاقی و انسانی همسران می پردازیم که نقش زیادی در پویایی، نشاط، آرامش و تربیت خانواده دارد.
پیش از پرداختن به وظایف اخلاقی همسران، منظور خود را از «اخلاق» در این نوشتار بیان می کنیم؛ معنا و مفهوم اخلاق در کتاب های اخلاقی و در منظر عالمان و دانشمندان اخلاق، به مجموعه ی صفات روحی و باطنی و به عبارت دیگر مجموعه ی صفات و ویژگی های درونی و ملکه شده که منشأ صدور کارهای نیک می گردد، اطلاق گردیده است.(1) امّا هدف و منظور ما از مفاهیم اخلاقی و وظایف اخلاقی در این مقاله، مجموعه ی کارهای پسندیده ای است که همسران وظیفه دارند در مقابل همدیگر انجام دهند. این وظیفه بر خلاف وظایف حقوقی، از پشتوانه ی حکومتی و قانونی نیز برخوردار نیست و صرفاً به نیّت انجام وظایف اخلاقی و نیل به کمالات معنوی و حتی گاهی به نیّت شیرینی و صمیمیت بیشتر در زندگی خانوادگی انجام می شود.

جایگاه اخلاق در روابط همسران

برای تعامل مطلوب و به منظور شکوفایی، تکامل معنوی، اجتماعی و تربیتی همسران، توصیه های ارزشمندی در آموزه های دینی و اسلامی و روان شناختی منعکس شده است که بیشتر به بُعد اخلاقی وظایف همسران توجه دارد.

1. احترام و تکریم

احترام و تکریم یکدیگر از آموزه های اخلاقی دو جانبه در روابط همسران است؛ یعنی همان طور که زن وظیفه دارد به شوهر خود احترام بگذارد و شأن و منزلت او در مقام همسر، مدیر خانواده و پدر فرزندان رعایت بکند، مرد نیز متقابلاً باید زن را تکریم کند و منزلت همسری و مادری او را رعایت کند. هر فردی به شخصیت و منزلت خویش علاقه مند است و از خدشه دار شدن آن رنج می برد. در پرتو تکریم و احترام متقابل، حدود و جایگاه افراد حفظ می شود و لطمه ای به شخصیت آنان وارد نمی گردد. رعایت این اصل (احترام متقابل) درباره ی همسران، که به طور طبیعی سالیان زیادی با همدیگر انس، الفت و معاشرت دارند، اهمیتی مضاعف پیدا می کند و رعایت آن موجب استحکام و ثبات بیشتر خانواده می گردد. زن و شوهر هرگز نباید به دلیل ارتباط و انس زیاد با یکدیگر، از این امر غفلت داشته باشند، بلکه به دلیل همین ارتباط زیاد موظف هستند در هر حال، شأن و موقعیت یکدیگر را درک کرده و رعایت کنند.
در آموزه های حیات بخش اسلام، توصیه های ارزشمندی به مردان و به زنان درباره ی تکریم همسر بیان شده است. امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید:
«از رحمت و مغفرت پروردگار دور است زنی که شوهر خود را آزار و اذیت کند و سعادت مند زنی است که شوهر خویش را اکرام و احترام کرده، اذیتش نکند و از او در همه ی حالات اطاعت و فرمانبرداری نماید».(2) پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله درباره ی اکرام زن می فرماید: «کسی که زنی را به همسری انتخاب می کند، باید او را احترام کند و منزلت او را حفظ نماید».(3) امام سجاد علیه السلام نیز در این باره می فرماید: «حق زن بر مرد آن است که بداند خداوند زن را مایه ی آرامش و انس مرد قرار داده است و بداند که زن نعمتی الهی می باشد، پس باید او را اکرام کرده و نسبت به او مهربان باشد».(4)

نمودها و مصادیق تکریم و احترام

احترام متقابل میان زن و شوهر گونه های مختلفی دارد که نمونه هایی از آنها به شرح ذیل است:

الف)سلام کردن به همدیگر

سلام نوعی اعلام محبت، دوستی و مهر در آغاز گفت و گو و هنگام داخل شدن به منزل است. سلام همچنین نوعی اظهار ادب و نوعی تکریم و احترام است. حضرت علی علیه السلام درباره ی جایگاه سلام در تعاملات اجتماعی و بین فردی می فرماید: «زبانت را به نرمی و لطیف گویی و سلام کردن عادت بده تا دوستدارانت زیاد و دشمنانت اندک گردند».(5) پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد صلی الله علیه و آله نیز می فرماید: «آیا شما را به چیزی راهنمایی بکنم که اگر انجامش دهید، محبوب یکدیگر خواهید شد؟ سلام کردن میان خودتان را آشکار کنید».(6)
آغاز سخن با سلام و تحیت، نوعی اظهار تمایل به ارتباط کلامی و نوعی اظهار علاقه است. بی شک، سلام کننده از این راه، دوستی و محبت را میان خود و همسرش افزایش می دهد و به همین نسبت، زمینه های کدورت و دشمنی را برطرف می سازد. همچنین هر قدر سلام رساتر و خالصانه تر و نیز سرشار از احترام و تکریم باشد، اثرش در جذب دیگران، به ویژه همسر، قوی تر و پایدارتر خواهد بود.

ب)رعایت ادب در برخورد با همسر

آدمیزاده اگر بی ادب است انسان نیست
فرق ما بین بنی آدم و حیوان ادب است
یکی دیگر از مصادیق تکریم، رعایت ادب در برخورد با همسر است. ادب، نیکوترین هدیه و بارزترین مصداق احترام و تکریمِ دیگران به ویژه همسر است. حضرت علیه علیه السلام در این باره می فرماید: «ادب نیکو بهترین کمک کار و برترین همراه است».(7) همچنین آن حضرت فرمودند: «ادب نیکو سبب تزکیه و پاک سازی اخلاق است».(8)
نقش ادب در روابط میان انسان ها همانند نقش محافظ است که بسیاری از آفت ها را رفع می کند و آنها را از آسیب مصون می دارد. به کارگیری الفاظ نامناسب یا رکیک و رعایت نکردن عفت کلام، افزون بر اینکه از مراتب معنوی انسان می کاهد، موجب از بین رفتن صمیمیت و محبت در میان همسران می گردد و آنان را نسبت به همدیگر جسورتر می کند.

ج)استقبال و بدرقه ی شوهر

استقبال از همسر هنگام وارد شدن او به منزل یا بدرقه ی او هنگام بیرون رفتن، نشانه ی علاقه مندی و صمیمیت میان آنان است. این عمل زن، افزون بر اینکه اجر معنوی در پی دارد، موجب افزایش مهر و محبت در میان آنان می گردد. زن با این کار نشان می دهد که از نبود شوهر دلتنگ می شود و از آمدنش خوشحال می گردد. از این رو، تا آخرین لحظه ی خروج از منزل از او جدا نمی شود و در اولین لحظه ورود نیز به دیدارش می شتابد و از او به گرمی استقبال می کند. این کار همسر، نوعی اظهار ارادت قلبی، نشانه تکریم، حفظ شأن مرد و اظهار بزرگی مرد برای افراد خانواده است و موجب مجذوب شدن مرد به خانه و مصون ماندن از رفیق بازی و مسائل دیگر می گردد.
در آموزه های آسمانی، این کار زن از وظایف اخلاقی او تلقی شده و پاداش معنوی برای آن مقدر گردیده است. در روایتی از حضرت محمد صلی الله علیه و آله نقل شده است: «حق مرد بر زن آن است که چراغ خانه را روشن کند (حفظ منزل نماید)، غذا را آماده کند و هنگام ورود مرد به خانه، تا جلوی در به استقبال او برود و به او خوش آمد بگوید».(9)
اهمیت دادن به حضور همسر در منزل و اظهار خوشحالی به هنگام ورود شوهر به خانه و اهمیت دادن به شخصیت و جایگاه او، به ویژه در حضور فرزندان و میهمانان، موجب به وجود آمدن این تصور در شوهر می شود که در خانه و میان اهل خانه عزیز و محبوب است. از این رو، وقتی در کنار افراد خانواده است، احساس رضایت خاطر درونی می کند و خستگی کار و تلاش از او رفع می شود و روز بعد، با انرژی و امید فراوان به طرف کار و تلاش خود می رود. اما اگر خانواده، به ویژه زن، به شوهر بی اعتنا باشند، وی سرخورده شده و انگیزه حضور در خانه را از دست می دهد و آرام آرام نه تنها به خانواده توجهی نمی کند، بلکه به دنبال رفیق بازی یا انحراف اخلاقی می رود تا خلأ عاطفی خود را تأمین کند.
جان گری،(10) یکی از روان شناسان غربی و از کسانی که در مشاوره و مسائل خانواده مطالعات زیادی کرده است، می نویسد: «اگر همسران در طول شبانه روز لااقل چهار بار همدیگر را در آغوش بگیرند و اظهار محبت به همدیگر بکنند و به ویژه این کار را در موقع ورود همسر به خانه انجام دهند، بسیار در روابط آنان مؤثر خواهد بود».(11) بر اساس پژوهش ها نیز ثابت شده است که تماس مکرر، به واکنش عاطفی مثبت می انجامد و باعث نزدیکی بیشتر می گردد.(12) البته، باید توجه داشت که این اعمال هرگز نباید در حضور بچه ها باشد؛ زیرا باعث تحریکات جنسی آنان می گردد و آسیب های اخلاقی به دنبال خواهد داشت.

د)قدردانی و سپاسگزاری از همسر

قدردانی و سپاسگزاری از همسر از آموزه های اخلاقی دو جانبه است؛ یعنی هم زن و هم مرد باید در مقابل کارهایی که انجام می گیرد، از همدیگر قدردانی کنند. سپاسگزاری، بازتاب عاطفی محبت و خوش اخلاقی در روان آدمی است. هر انسانی به طور طبیعی دوست دارد از نیکی و محبت و فداکاری دیگران قدردانی کند و همچنین دوست دارد از او قدردانی شود. قدردانی از دیگران در مقابل انجام دادن کاری، یکی از صفات پسندیده و از بزرگ ترین رمزهای جلب دوستی و لطف دیگران است.
گرچه به تشکر و قدردانی از دیگران سفارش شده است،(13) اهمیت آن درباره ی همسران مضاعف بوده، نقش تعیین کننده ای در گرمی و صمیمیت میان آنان دارد. به طوری که این امر جزو وظایف اخلاقی همسران تلقی شده است. امام صادق علیه السلام می فرماید: «بهترین زنان شما آن بانویی است که اگر به او چیزی دهند (و یا خدمتی کنند) سپاسگزاری می کند و چنانچه از او باز گیرند، راضی و خشنود می شود».(14)
تحسین و قدردانی هر یک از همسران از دیگری، بنابر قانون تقویت در شرطی سازی کنشگر،(15) آنها را در انجام دادن کارهای خانه یا بیرون خانه به طور شایسته تر دلگرم می سازد و احساس محبت را در کام آنها شیرین می گرداند. این تأثیر در زنان که عاطفی تر و مهربان تر هستند بیشتر خواهد بود. قدردانی از زحمات همسر در برابر خدمات و زحماتی که می کشد (اعم از وظایف الزامی و یا غیرالزامی) یک مؤلفه ی قوی در جهت پیوند عاطفی بیشتر همسران و یک عامل تعیین کننده در ایجاد دلبستگی و علاقه مندی میان آنان است. این امر در عصر حاضر، بر خلاف نظام خانوادگی سنّتی که انجام وظایف بیرونی و درونی منزل را از وظایف هر کدام از همسران می دانست و بدون چشمداشت انجام می شد، اهمیتی مضاعف پیدا کرده است و با توجه به تغییر ساختار خانواده، همسران توقع بیشتری دارند تا در مقابل زحمات آنان قدردانی شود.
بر اساس پژوهشی که در این زمینه انجام گرفته است، 87 درصد همسران اعلام کرده اند که توقع دارند از زحمات آنان در خانه قدردانی شود.(16) کارل راجرز(17) که یکی از روان شناسان غربی است در این باره می گوید: «انسان نیاز دارد به اینکه دیگران برای او قدر و منزلتی قائل باشند و قدرش را نیز بدانند. اهمیتی که شخص به این موضوع می دهد، در کنش های درونی و جنبه های تحریکی ارگانیسم و در رفتار او اثر فراوان می گذارد. از سوی دیگر، نیاز به قدردانی دیگران و نیاز به قدردانی خویشتن در رفتار و کردار آدمی مؤثر است».(18) جان گری درباره ی قدردانی زن ازمرد می گوید: «هر وقت زن به خاطر کاری که مرد کرده است از او قدردانی و تشکر می کند، مرد بابت آن قدردانی به زن امتیاز می دهد؛ چون حس می کند زن دوستش دارد. مردان برای امتیاز دادن به زن لزوماً نمی خواهند زن برای آنها کاری انجام دهد و فقط می خواهند زن دوست شان بدارد و قدردان باشد. لذا لازم است زنان از مردان قدردانی کنند؛ والاّ انجام وظایف از ناحیه ی مردان بی اهمیت می شود.

My Name Is SRM KAbir

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.