• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
تعلیم و تربیت (بازدید: 1289)
يکشنبه 6/9/1390 - 13:5 -0 تشکر 393176
زیبایی شناسی از منظر علامه جعفری و پیامدهای تربیتی آن

پیامدهای تربیتی اندیشه های زیبایی شناختی علامه
 

نظام های آموزشی مختلف بر مبنای نوع نگاه و میزان اهمیت به هر یک از حوزه های مختلف و میزان توانایی در پاسخ گویی به نیازهای جدید و استعدادهای مختلف مورد ارزیابی قرار می گیرند و بی توجهی به هر یک از این حوزه ها که در تکوین یک شخصیت متوازن تأثیر فراوانی دارد، از اثر بخشی و کارآیی نظام آموزشی به ویژه از منظر پرورش انسان های کامل تنزل می یابد. کارکردهای مختلف نظام تعلیم و تربیت در راستای این هدف به طور هماهنگ دارای اهمیت بوده و رشد و بروز استعدادها و
قابلیت های شناختی، عاطفی و مهارتی باید به طور همه جانبه انجام گیرد تا یک شخصیت متعادل و متوازن به دست آید.
از آن رو که بی توجهی به این بعد در نظام آموزشی و بالتبع در دانش آموختگان، مشهود است و انسان را دچار تعارضات و کشمکش های جدی و نفس گیر می کند، علامه ضمن تأکید بر این بعد مهم آموزشی، معتقد است تا کنون احساس لزوم آموزش و تربیت انسانی از نمودهای هنری برای اکثریت مردم یک تکلیف و احساس ضروری تلقی نشده است. این مسئله حرکتی تک بعدی در آموزش است که راه را به سوی حیات معقول می بندد. علامه با تأکید بر یک نگرش جامع، همه ی طبقات اهداف نظام آموزش را در کنار هم معنی دار می بیند و این هدف را با حرکت هماهنگ همه ابعاد وجودی و رغبت درونی انسان قابل وصول می داند. از این رو، حتی هنر را نیز بدون توجه به جهان و هدف انسان و به دور از آموزش سودمند بی فایده می داند، او در این باره می گوید:
... وحدت متشکل کننده همه ابعاد حیات در مکتب اسلام، یک وسیله اساسی برای هدف اعلای حیات محسوب شده است. این حقیقتی است که مغزهای رشد یافته و صاحب نظر ضرورت و عظمت آن را به خوبی درک نموده اند. این عبارت زیر را که از موزیل نقل می کنیم مورد دقت قرار بدهید:نیروی زندگی یکپارچه را باید حفظ کرد... فرهنگ تقسیم کار اجتماعی و روانی، که این وحدت را به پاره های بی شمار تقسیم می کند، بزرگ ترین دشمن روح است. (جعفری، 1369، ص118)
این نیاز، مورد توجه اندیشمندان بسیاری بوده و فلاسفه و مربیان تربیتی مختلف بر آن تأکید داشته اند، اما شاید کمتر کسی به این دقت به قدرت تربیت زیبایی شناختی در امور آموزش پرداخته است. در بخش پایانی، با پرداختن به این آرای تربیتی، ضمن در نظر گرفتن ارتباط متقابل تعلیم و تربیت و هنر و حس
زیبایی شناختی انسان، به برخی از تأثیرات آن اشاره می کنیم و اندیشه بزرگی را که در دیدگاه های علمای تعلیم و تربیت در مغرب زمین هم ذکر شده در حیطه دیدگاه اسلامی مورد توجه قرار می دهیم و پس از پاسخ گویی به سؤالات قبلی، نظریات علامه را در رابطه با کاربرد این تربیت در تعلیم و تربیت تبیین می نماییم.(1)

متولیان تعلیم و تربیت در تربیت زیبایی شناختی علامه
 

رویکرد علامه به هنر چیزی شبیه به یک روش کلی است که از طریق هر موضوعی می توان آن را آموخت و در واقع، تمامی اشکال تعلیم و تربیت جنبه های گوناگون تربیت زیبایی شناختی محسوب می گردند و همه معلمان و تمام مباحث و در حقیقت، تمام فعالیت ها در مدرسه، تجربه و درک زیبایی شناختی دانش آموزان را افزایش می دهند. از این رو، از نظر وی، متولیان امر آموزش هنرمندند و مهم ترین وظیفه تعلیم و تربیت در قبال این نوع زیبایی این است که به مربی این آگاهی را بدهد که اگر به تحیّر و تموّجی که به وسیله هنر در فراگیر ایجاد می شود بسنده کند، هنر چیزی جز یک وسیله معمولی برای ایجاد یک پدیده ای روانی زودگذر در انسان نیست، بلکه باید در مرحله نخست، متعلمان را آماده بهره برداری از هنر متعالی نماید و با معیارهای هنر خوب، که پیش تر مورد بحث قرار گرفت، از منابع هنر خوب و مفید یا به قول علامه، «پیشرو» استفاده کند تا احساس تعقل به نظام آموزشی با ایجاد یک حس درونی زیبا و مملو از خلاقیت ناشی از تجربیات شیرین یادگیری ایجاد گردد و به مرور این زیبایی لذت بخش خود رضایت خاطر عاطفی و فردی بیشتری را فراهم سازد. در این میان، وظیفه مهمی که بر عهده رهبران و مربیان جامعه قرار دارد این است که با تعلیم و تربیت صحیح ضوابط یک نمود هنری سازنده و امکان بهره برداری از آن در مراحل مختلف با ایجاد موقعیت های گوناگون مردم از نظر شرایط ذهنی در مجرای آموزش قرار دهند(جعفری، 1369، ص21) و اگر راهبران خردمند واقعاً برای مردم جامعه خود، حیات معقول را می خواهند، مجبورند به وسیله تعلیم و تربیت و دیگر رسانه ها، هنر و نتایج آن را برای مردم قابل درک بسازند و خواسته های معقول و احساسات عالی آنان را تفسیر و قابل درک و پذیرش نمایند. (جعفری، 1367، ص141)
مدیران آموزشی نیز باید نسبت به مسئله زیبایی شناختی در برنامه ریزی رویدادهای مدرسه و اعتلای درک هنری حساس باشند و تأکید این است که هنر را نباید تنها بخش جداگانه ای از برنامه درسی مطرح نمود، بلکه بعکس، باید آن را به عنوان یکی از شیوه های مؤثر در تعلیم و تربیت قلمداد کرد. چنان که به تجربه ثابت شده است در برنامه های درسی اگر هنر جداگانه آموزش داده شود، فقط دانش آموزان موفق خواهند شد کارهای هنری بهتری انجام دهند، ولی نتایج یک آموزش بر اساس بعد عاطفی را نخواهد داشت. از این رو، برنامه ریزان درسی باید به دنبال برنامه هایی برای ارتقای زیبایی باشند؛ برنامه هایی که تجربیات را جذّاب، مناسب، و لذت بخش سازد و با قرار گرفتن در معرض آثار آن، انسان نسبت به تجربیات موجود قانع نشده، ترغیب گردد به دنبال چیزی باشد که اصیل تر و شرافتمندانه تر است.
آنها عناصر لذت بخشی را انتخاب کرده، بر آن تأکید می کنند، به نوعی که در این برنامه ریزی زیبایی شناختی به جای آنکه وسایل تفّنن تعلیم و تربیت باشند اظهارات قوی ای هستند که یادگیری ارزش و قدرت انگیزشی می دهند؛ ضمن آنکه رسالت اخلاقی هدایت جامعه را نیز بر عهده دارند. آنچه از دقت در توصیه های علامه به
متولیان امر تعلیم و تربیت و هنر حاصل می شود، این است که باید فراگیر را از طریق آموزش، مطالعات و مباحثات برای این تجربیات عاطفی و لذت بخش یادگیری آماده نمایند؛ وظیفه ی معلمان و مربیان هم این است که با حفظ تعادل و توجه به شرایط روحی و روانی، متعلمان، امتیازات تعقّل و ضرورت مراعات احکام آن را به آنها گوشزد نمایند.
مربیان فهیم باید به متعلّمان خویش بیاموزند که در مواجهه با یک اثر هنری، تنها نباید به نمود عینی و ملموس آن توجه کرد، بلکه یک اثر هنری مفید می تواند حامل پیامی ارزشمند در پس این نمود عینی باشد، به شرطی که گیرنده های فرد برای دریافت آن آماده و حساس باشند. در نظام آموزشی، معلم می تواند مانند یک هنرمند به جای اینکه با ارائه نمود یک زیبایی فقط روح را از حالت یکنواختی خارج کند، احساس درک زیبایی و لذت آن حس را به فراگیر منتقل و روح او را فعال سازد و با قرار دادن فرصت های ابراز وجود و ضمن کنترل کردن ارتباط بین وی، جهان و خدا فراگیر را به عنوان اولین ارزیاب انتقادی، با یک دید قوی و موشکافانه پرورش دهد. [معلم باید توجه داشته باشد] حس زیبایی دانش که با افزایش سن کاهش یافته و حس کنجکاوی و بعد از آن روح خلاق را کم رنگ می کند [به توجه و پویایی احتیاج دارد.] (جعفری، 1369، ص102)

زیبایی شناسی علامه و عناصر آموزش
 

از نظر علامه، کل نظام تعلیم و تربیت باید آمیخته به زیبایی و هنر باشد و به تبع آن، تمام تلاش های جدی مربوط به تدریس باید به قصد خلق شرایطی صورت گیرد که طی آن، تجربه یاد گیرنده جنبه زیبایی شناختی پیدا کند؛ زیرا اساساً یکی از روش های موفق در آموزش این است که هر حقیقت شایسته برای فراگیری، باید به گونه ای ارائه شود که متعلّم، آن را یکی از پدیده ای منبعث از ذات خود احساس کند، همچنان که غذا و آب را ضرورتی برای احساس ذاتی گرسنگی و تشنگی خود قلمداد می کند. بر این اساس، در تمام موضوعات یادگیری در آموزش باید معلم به قلمرو معیارهای زیبایی شناختی وارد گردد و لذت عمیق دانستن جایگزین هر نوع لذت ظاهری گردد. ریاضی دانان و اندیشمندان بسیاری در رابطه با تجربیات زیبایی شناختی که ریاضیات و یا کشف حقیقت در آنها ایجاد کرده، مطالبی نوشته اند که باید این حالت را در فراگیر ایجاد کرد، و می تواند این نقطه شروع و پایان آموزش و تنها رسالت آن باشد. این تربیت به پرورش درک صحیح کمک می کند و در این راه، درک از طریق حالات درونی یا شناخت ضروری حاصل می گردد و یادگیری درونی می شود. تنوع در یادگیری و جلوگیری از کسالت و ملالت نیز با استفاده از فنون زیباشناختی امکان پذیر است و در یادگیری تربیت زیبایی شناختی، فراگیر شخصاً نسبت به موضوع متعهد شده، وارد عرصه می گردد و تمام نیروهای انسان، از قبیل تخیّل، حافظه و ذهن به کار گرفته می شود.
اگر چه علامه اساساً از روش خاصی در تدریس، بخصوص در تربیت زیبایی شناختی، سخن به میان نمی آورد، اما با توجه به رویکرد او به آموزش فعال که توجه او را به این نوع از تربیت هم معطوف کرده است و روش او به عنوان یک معلم پرسش محور، به نظر می رسد دقت در شیوه تدریس و انتخاب شیوه هایی بر مبنای کشف و جست و جو مورد تأکید اوست. اهمیت دادن وی به ایجاد روحیه ی پرسشگری
در فراگیر و از آن مهم تر، اهمیتی که برای خود مقاله «سؤال و پرسشگری» قائل می باشد، از شیوه های کاربردی خود او در تدریس است. او کسی را روشن فکر واقعی می دانست که همواره در دنیای جست و جو و سؤال زندگی کند، و از آن رو که معتقد است تعلیم و تربیت باید رویکردی «سؤال محور» داشته باشد- به ویژه در عصری که پر کردن مغز دانش آموزان با اطلاعاتی که همواره در حال افزایش و تغییر است، رویکردی ناموفق بوده و پاسخگوی نسل جوان نخواهد بود- تربیت زیبایی شناختی را که بر پایه درک درونی و کنجکاوی فعالانه و خلاق است، پیشنهاد می کند. از این رو، در این نوع تربیت، تدریس معنا آفرین و انرژی بخش و رضایت آفرین مورد توجه و تأیید است که بر اساس سؤال و طرح مسئله و موشکافی اجرا می گردد. البته به دلیل آنکه در این نوع تدریس صرفاً لذت بردن از تجربه زیبایی شناختی هدف نیست، علامه معتقد است برنامه ریز آموزشی برای برنامه ریزی این تجربه باید دلایلی اقامه نماید که از لحاظ تربیتی ارزشمند بوده و در ذهن فراگیر سؤال و حرکت ایجاد کند تا این به وجود آوردن اثر هنری آموزشی قابل احترام باشد. نکته ظریفی که در اینجا وجود دارد، توجه به شرایط و موقعیتی است که فرایند انتقال از مرحله تکیه بر احساسات به مرحله تعقّل، انجام می گیرد و از این رو، این تجربیات لذت بخش در هر مرحله و برای هر شرایط سنی متفاوت بوده و برای جلوگیری از خطاهای آموزشی که از تکیه مطلق بر احساسات و کوتاهی ورزیدن در فعالیت های تعقلی یا بعکس، گریبانگیر انسان می شود، مؤثر است. در برخی موارد، تبیین محاسن خردورزی در ارتباط با واقعیات تأثیر بیشتری دارد. گاهی نیز بیان روش عقلانی شخصیت های بزرگ و نیز بیان داستان های معقول و استخراج نتایج تعقّل از آنها اثربخش خواهد بود. با توجه به چنین راه کارهایی، می توان به گذر از مرحله احساسات به تعقل امیدوار بود. این آن چیزی است که تعلیم و تربیت انسان در حال تکامل از تجربه زیبایی شناختی می خواهد، اما ابزارها و فنون زیبایی شناختی در آموزش به شرطی
می تواند سودمند باشد که معلمان، کلاس های خود را با توجه به وقوع شیوه های گوناگون ابزارها، تعامل ها و پاسخ ها، محیطی برای آفرینش های هنری عقلانی تلقّی کرده و حالات و نگرش های فراگیر و قدرت آنها را مورد توجه قرار دهند و در عین حال، به روح درونی و قدرت تأثیر گذاری آن در جهت صحیح اشراف داشته باشند و از آن برای شناخت واقعیت و ایجاد حرکت یادگیری استفاده کنند. علامه در این باره با اشاره به مختصات ذهنی هنرمند و هنربین، به علمای علوم انسانی یادآور می شود:متأسفانه اهمیتی که به خود نمودها داده می شود و انرژی های مادی و معنوی که درباره خود نمودها مصرف می شود، درباره اصلاح و تنظیم و به فعلیت رسانیدن خود نیروها و استعدادهای مغزی و روانی صرف نمی شود. (جعفری، 136،ص15)

نتیجه
 

هدف و جهت گیری کلی این مقاله اشاره به این مطلب بود که آنچه علامه به آن می اندیشید، مبنی بر اینکه تربیت شناختی قادر است بر محتوا و برنامه و موضوعات اندیشیدن و یادگیری و موفقیت نظام آموزشی تأثیر عمیق بگذارد، و قابل دسترس و قابل اجراست، استفاده از تربیت زیبایی شناختی و حرکت به سوی نظام آموزشی پایدار و تربیت انسان کامل است. از این رو، با توجه به مشکلات خاص نظام های آموزشی در سال های اخیر در حوزه های شناختی و ذهنی دانش آموزان و مشکلات روحی فراگیران، زمان آن رسیده تا برای بالابردن رشد کارایی نظام های آموزشی در پرورش انسان های رشد یافته و خلاق و پایبند به ارزش ها و هنجارهای اجتماعی و فرهنگی، با نگاهی تیزبین و ظریف، به تجلیات زیبایی شناختی و اعتبار بخشی و رسمیت آن در نظام آموزشی بپردازیم. علامه با جدیت دنبال همین مسئله بود و بر آن تأکید داشت؛ به گونه ای که او تعلیم و تربیت عاری از هر نوع لذت و زیبایی را تعلیم و تربیتی بدون معنا و تعالی می دانست؛ چرا که از یک طرف، مبانی
این نوع تربیت به عنوان راهبردهای اندیشه که نوعی تفکر پرورشی اکتشافی است، در ارزش گذاری فرد به استدلال مؤثر است و دوام آن را تضمین می کند و تعلیم و تربیت برای تربیت انسان هایی که راه اندیشیدن را می دانند، وارد کار می شود و این جنبه از عقلانیت، اندیشه ی هری برودی در مورد پذیرش ارزش عقل را به ذهن متبادر می سازد که برای دست یابی به آن باید حیطه عاطفی در عناصر مختلف آموزشی تأثیرگذار شده، این تغییرات را در تمام مؤلفه های رسمی آموزشی نظیر راهبردهای سازمانی سطح مدرسه، ساختار کلاس درس، برنامه های سلامت روان، برنامه های ایجاد مهارت های اجتماعی، برنامه های جامع آموزشی و راهبردهای آن ایجاد کند. از طرف دیگر، همراه با توجه به بعد عاطفی و تعدیل احساسات در این نوع نظام، روح زیبایی شناختی بر برنامه درسی حاکم شده، معلمان، کتب درسی و همه مظاهر ساختمان و عوامل ابزاری و فیزیکی هنرمندانه و متأثر از اصول زیبایی شناختی تعیین می گردد و حتی عناصری در شبکه پیچیده آموزش (سرایدار و دفتردار ...) هم به این حالت تغییر و روح عاطفی در همه عناصر دمیده می شود. تأثیرگذاری زیبایی شناختی حوزه وسیعی را پوشش می دهد که این تأثیرات در نظام آموزشی پس از ورود به بعد عاطفی در جوانب مختلف زندگی فراگیر را می توان مانند نمودار شماره 1 ترسیم کرد.
تأثیراتی که علامه در حوزه درون فردی آموزش مطرح می کند، با این تغییرات در فراگیر همراه است؛
- رشد آگاهی و تقویت فرایندهای عقلانی و ابداع خلاقیت و درنوردیدن مرزبندی های ساختگی و ایجاد فرصت برای استفاده از این فرایند در پرورش روحیه آفرینندگی و خودباوری و توانایی حل مسئله و واقعیت آزمایی و کسب یادگیری پایدار؛
- روحیه نقادی و مکاشفه و تفکر سازنده و کاوشگر و دوری از نگاه قالبی؛
- استقلال و رشد اعتماد به نفس و تقویت خودپنداره و افزایش اعتماد به نفس از طریق تجربیات موفق و خوشایند؛
- رشد مسئولیت پذیری و شایستگی اجتماعی و توجه به فرهنگ و میراث پیش برنده (پیشرو)؛
- ارتقای سلامت روانی با پرورش حس امیدبخشی و شادی بخش در فراگیر؛
آنچه را علامه در حوزه برون فردی آموزش اشاره می کند می توان در این موارد خلاصه کرد:
- ایجاد فضای هدایتگر برای یادگیری (درک و فهم عمیق و جریان یادگیری جذابیت)؛
- روح بخشی به جامعه ی آموزشی هدفمند و هماهنگ با اهداف تکاملی و ایجاد محیط آموزشی مملو از استعاره و معنا برای دریافت و ترغیب به کشف و حل مسئله ؛
- فراهم کردن بسترهای اجتماعی مناسب یادگیری و ارائه معنا از طریق بیان و ابزار تجلیات درونی با توجه به تفاوت های فردی و با شناخت استعدادها و ایجاد عدالت و دوام آموزشی؛
- تغییر در نظام ارزشیابی با طراحی تجارب کاوشگری و حل مسئله.
علامه تأثیر در حوزه الهی این تربیت را با ایجاد درک صحیح از خود و دیگران از یک طرف، و با امکان تجسم اسماء جلاله در کل زندگی با شناخت زیبایی از طرف دیگر بیان می کند، چون این نوع از تربیت بر اساس تجربیات شهودی و حضوری صورت می گیرد، برای ارتباط نزدیک با خداوند، بهترین راه و کوتاه ترین مسیر را معرفی کرده، حیات معقول را در پشت درهای زیبایی قابل حصول می داند.
با توجه به مطالب فوق، به نظر می رسد آنچه ما را به توجه به این نوع تربیت در نوشته های علامه راهنمایی می کند، این است که تعلیم و تربیت معاصر به یک کارآیی و نوسازی در اثر بخشی نیاز دارد که بتواند در ذهن دانش آموز سؤال تولید کند، نه اینکه با تلاش در جهت ارائه صرف اطلاعات، تموّج افکار و خلاقیت و لذت مکاشفه را از او بگیرد، تربیت زیبایی شناختی در ایجاد این حس خودجوشی موفق بوده؛ زیرا اساس طرح ریزی تجربیات زیباشناختی را بر آگاهی و ادارک از طریق رغبت درونی و شهود قلبی پایه گذاری می کند. و شاید یکی از راه کارهای موفق برای رفع چالش های موجود در نظام آموزشی باشد؛ چرا که در عصر اطلاعات، رسالت آموزش و پرورش ازدیاد اطلاعات نیست، بلکه باید به راه های هضم و تولید اندیشه بپردازد. برای این تغییر و ارتقای وضعیت با رسمیت تربیت زیبایی شناختی، به زمینه هایی احتیاج است که از جمله آنها می توان به تغییر بنیادهای فکری و نگرش نسبت به این مقوله و تحول فکری سیاست گذاران نظام آموزشی و مدیران و برنامه ریزان و بالا بردن مهارت حرفه ای معلمان در ایجاد تجربیان خلاق پایدار و خوشایند یادگیری و توجه به احتیاج به شیوه های ارزشیابی کیفی اشاره نمود.

My Name Is SRM KAbir

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.