• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن عمومی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
عمومی (بازدید: 428)
يکشنبه 6/9/1390 - 10:50 -0 تشکر 393145
باز این چه شورش است که در خلق عالم است

شمس الشعرا کمال الدین محتشم کاشانی پسر خواجه میر احمد از شعرای مدیحه شسرای ایران در قرن دهم هجری میباشدوی در خانواده ایی متمکین به دنیا آمد و در اغاز جوانی مانند پدرش بزازی پیشه کرد و به بازرگانی پرداخت و سپس از این پیشه روی گرداند و به شاعری روی اورد . در این فن شاگرد مولانا صدقی استرآبادی اختیار نمود . وی با شعرای عهد خویش از جمله وحشی بافقی رابطه داشته و با آنان مکاتبه  میکرده است محتشم در ابتدا قصیده سرایی مداح بود و پادشاهان و بزرگانی مانند شاه تهمسب را مدح میگفت ولی بعد به سرودن مراثی در واسطه تمایلات دینی و شور تشیع پرداخت و در این نوع شعر مشهور گشت . ترکیب بند او در مرثیه شهدای کربلا معروف است . مطلع  باز این چه شورش است ...  که از محتشم کاشانی نراقی است در میان هواداران شیعه جایگاه ویژه‌ای دارد. شاعران بسیاری پس از محتشم تا کنون از ترکیب بند یادشده در شعرها و نوحه‌هایشان سود برده‌اند. او فنون شاعری را از صدقی استرآبادی فرا گرفت و خود شاگردانی مانند تقی‌الدین محمد حسینی صاحب « خلاصه‌الشعار»، صرفی ساوجی ، وحشتی جوشقانی و حسرتی کاشانی را پرورش داد. وی با سرودن دوازده بند در مرثیه کشتگان کربلا که بند اول ترکیب بند وی با بیت باز این چه شورش است که در خلق عالم است؟        باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است ؟ آغاز می‌شود، مقام والایی در مرثیه سرایی کسب کرد. وی در جوانی به دربار شاه طهماسب صفوی راه یافت و به مناسبت قصیده و غزلهای زیبایش مورد لطف شاه قرار گرفت‌; محتشم پس از مدتی در زمره شعرای معروف عصرخود جای گرفت ولی نظر به معتقدات دینی خود و احساسات شیعی دربار شاهان صفوی که در صدد تقویت این مذهب بودند به سرایش اشعارمذهبی و مصائب اهل بیت که در نوع خود تازه و بی بدیل بود پرداخت‌. محتشم پس از چندی به یکی از بزرگ‌ترین شعرای ایران در سبک اشعار مذهبی و مصائب ائمه اطهارشیعه بدل گشت و اشعارش در سرتاسر ایران معروفیت خاصی یافت، بطوری که می توان وی را معروف‌ترین شاعر مرثیه گوی ایران دانست که برای اولین بار سبک جدیدی درسرودن اشعار مذهبی به وجود آورد. اولین اشعار مذهبی محتشم در سوگ غم مرگ برادرش بود که ابیات زیبائی در غم هجر او سرود و پس از آن به سرایش مرثیه‌هایی در واقعه جانسوز کربلا، عاشورای حسینی و مصیبت نامه های مختلف پرداخت‌. باز این چه شورش است؟ که در خلق عالم است         باز این چه نوحه وچه عزا وچه ماتم است؟ باز این چه رستخیز عظیم است؟ کز زمین               بی نفخ صور، خاسته تا عرش اعظم است این صبح تیره باز دمید از کجا؟ کزو                     کار جهان وخلق جهان جمله درهم است گویا، طلوع می‌کند از مغرب آفتاب                      کآشوب در تمامی ذرات عالم است گر خوانمش قیامت دنیا، بعید نیست                     این رستخیز عام، که نامش محرم است در بارگاه قدس که جای ملال نیست                     سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است جن وملک بر آدمیان نوحه می‌کنند                      گویا، عزای اشرف اولاد آدم است                               خورشید آسمان وزمین، نور مشرقین                               پروردهٔ کنار رسول خدا، حسین کشتی شکست خورده ی طوفان کربلا                 در خاک و خون طپیده میدان کربلا گر چشمروزگار به رو زار می گریست                خون می گذشت از سر ایوان کربلا نگرفت دست دهر گلابیبه غیر اشک                  زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا از آب هم مضایقه کردندکوفیان                        خوش داشتند حرمت مهمان کربلا بودند دیو و دد همه سیراب ومی مکند                خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا زان تشنگان هنوز به عیوق می رسد                  فریادالعطش ز بیابان کربلا آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم                  کردند رو به خیمه یسلطان کربلا                                آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد                                کز خوف خصم در حرم افغان بلندشد  علت سرودن این ترکیب بند در دیوان محتشم چنین آمده است : موقعی که مولانا محتشم در مرثیه برادرش عبالفنی که در سفر مکه فوت کرده بود نوحه گری میکرد . شبی در عالم رویا امیرالمومنین را دید . حضرت به او میفرمایند : چرا در مصیبت برادرت مرثیه میگویی و برای فرزندم حسین مرثیه نمی گویی ، عرض میکند یا علی مصیبت حضرت امام حسین خارج از حد و حصر بوده و من نمی دانم از کدام مصائب او شروع کنم آن وقت حضرت امیرالمومنین می فرمایند بگو " باز این چه شورش است که در خلق عالم است " محتشم از خواب بیدار میشود و بقیه را میگویت تا می رسد به شعر هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال و در مصرع بعد متحیر میماند که چه بگوید که شایسته مقام حضرت ربوببی باشد ولی باز مدد به او رسید و در خواب حضرت ولی عصر را میبیند و به او می فرماید بگو " کو در دل است و هیچ دلی بی ملال نیست " پس بیدار شده و آن بند را به پایان می رساند

خدا نکنه تا آدم نشدیم دنیا بهمون رو کنه

کربلا کربلا اللهم الرزقنا

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین (ع)

جمعه 11/9/1390 - 17:2 - 0 تشکر 395579

بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیك یا ابا عبدالله الحسین
السلام علیك یا ابا عبدالله صالح المهدی
سلام
 ایام حزن و عزای حسینی را تسلیت عرض می كنم.
از شما دعوت می كنم به  "تاپیك ٤٠ نفر عاشق بیایند"  تشریف بیاورید.


اللهم عجل لولیك الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.