• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 327)
چهارشنبه 25/8/1390 - 10:24 -0 تشکر 388351
« شبكه وكالت» ابتكار امام علی‌النقی(ع) برای آمادگی شیعیان در پذیرش امام غائب

دهمین پیشوای شیعیان، حضرت امام علی بن محمد الهادی (ع) در نیمه ماه ذی‌ الحجه، سال 212 هجری متولد شدند، آن امام همام با فعالیت‌های خود به جهاد فكری و فرهنگی در جامعه زمان خود پرداخته و با ابتكاراتی چون شبكه «وكلا» زمینه را برای آمادگی شیعیان جهت پذیرش امام غائب آرام آرام فراهم آوردند.

به گزارش ایسنا، نام مبارک یازدهمین پیشوای شیعیان، «علی» و نیز از جمله القابشان: نقی، نجیب، مرتضی، هادى، عالم، فقیه، امین است كه مشهورتر از همه «هادی» و «نقی» است.

پدر آن حضرت، پیشوای نهم، حضرت امام جواد (ع) و مادرشان بانوی گرانقدر و با فضیلتی به نام «سمانه» است.

قدر و منزلت این بانوی گرامی بدان پایه بود که امام هادى (ع) درباره‌ ایشان فرمود: «مادرم عارف به حق من و اهل بهشت است و خداوند حافظ و نگهبان او است و او در زمره مادران صدیقین و صالحان قرار دارد.»

مدت امامت ایشان 33 سال و تاریخ شهادت آن حضرت در سال 254 هجری قمری در سن 41 سالگی و محل شهادت در شهر سامرا است.


خلفای معاصر آن حضرت

1- معتصم، برادر مامون،2- واثق، پسر معتصم، 3- متوکل، برادر واثق، 4- منتصر، پسر متوکل، 5- مستعین، پسر عموى منتصر، 6- معتز، پسر دیگر متوکل.


امام هادی و شبكه وكالت

شرایط بحرانى که امامان شیعه در زمان عباسیان با آن روبرو بودند، آنان را واداشت تا ابزارى جدید براى برقرارى ارتباط با پیروان خود جستجو کنند. این ابزار چیزى جز شبکه ارتباطى وکالت و تعیین نمایندگان و کارگزاران در مناطق مختلف توسط امام نبود.

هدف اصلى این سازمان جمع آورى خمس، زکات، نذور و هدایا از مناطق مختلف توسط وکلا و تحویل آن به امام و نیز پاسخگویى امام به سؤالات و مشکلات فقهى و عقیدتى شیعیان و توجیه سیاسى آنان توسط وکیل امام بود.

این سازمان کاربرد مؤثرى در پیشبرد مقاصد امامان داشت. امام هادى (ع) که در سامراء تحت نظر و کنترل شدیدى قرار گرفته بود، برنامه تعیین کارگزاران و نمایندگان را که پدرش امام جواد (ع) اجرا کرده بودند را ادامه داد و نمایندگان و وکلایى در مناطق و شهرهاى مختلف منصوب کرد و بدین وسیله یک سازمان ارتباطى هدایت شده و هماهنگ به وجود آورد که هدف‌هاى یاد شده را تامین مى‌کرد.

فقدان تماس بین امام و پیروانش، نقش مذهبى سیاسى وکلا را افزایش داد، به نحوى که کارگزاران(وکلاى) امام، مسئولیت بیشتری در گردش امور یافتند.

وکلاى امام به تدریج تجربیات ارزنده‌اى را در سازماندهى شیعیان در واحدهاى جداگانه به دست آوردند. گزارش‌هاى تاریخى متعدد نشان مى‌دهد که این وکلا، شیعیان را بر مبناى نواحى گوناگون به چهار گروه تقسیم کرده بودند؛

نخستین ناحیه، بغداد، مدائن و عراق (کوفه) را شامل مى‌شد. ناحیه دوم، شامل بصره و اهواز بود. ناحیه سوم، قم و همدان، و بالاخره ناحیه چهارم، حجاز، یمن و مصر را دربر مى‌گرفت.

هر ناحیه به یک وکیل مستقل واگذار مى‌شد که تحت نظر او کارگزاران محلى، منصوب مى‌شدند. اقدامات سازمان وکالت را در دستورالعمل‌هاى حضرت هادى (ع) به مدیریت این سازمان، مى‌توان مشاهده کرد.

ترس و وحشت متوکل از نفوذ معنوى امام در میان مردم را مى‌توان از انتخاب محل سکونت حضرت فهمید. در عصر امام هادى (ع) مکاتب عقیدتى متعددى همچون «معتزله» و «اشاعره» رواج یافته و آراء و نظریات کلامى فراوانى در جامعه اسلامى پدید آمده بود و بازار مباحثى؛ همچون جبر، تفویض، امکان یا عدم امکان رؤیت خدا، جسمیت خدا و امثال اینها بسیار داغ بود.

مطالعه و بررسى حیات علمى امام علی النقی (ع) نشان مى‌دهد که اکثر مناظرات ایشان پیرامون این‌گونه موضوعات کلامى بوده و روایات متعددى از آن حضرت در این زمینه نقل شده است که برترى مبانى اعتقادى شیعه را به روشنى ثابت مى‌کند.

از جمله گروه‌هاى باطل و منحرفى که در دوران امامت امام هادى (ع) فعال بودند، گروه «غلات» را باید نام برد که افکار و عقاید بى‌اساسى داشتند و خود را شیعه وانمود مى‌کردند.

آنان درباره امام غلو نموده و براى او مقام الوهیت قائل مى‌شدند و گاهى نیز خود را منصوب از طرف امام قلمداد مى‌کردند و بدین وسیله موجبات بدنامى شیعیان را درمیان فرقه‌هاى دیگر فراهم مى‌کردند.

امام هادى از این گروه اظهار دوری و بیزاری نموده، با آنان مبارزه کرده و تلاش مى‌كرد که با طرد آنان، اجازه ندهد لکه ننگى بر دامن تشیع بنشیند.


مناقب اخلاقی حضرت علی النقی (ع)

ابن شهر آشوب از مورخان اسلامی می‌گوید: "او خوش قلب‌ترین و راست گفتارترین مردمان بود. چون خاموش می‌شد پرده‌ای از وقار در چهره آن حضرت هویدا می‌شد".

گفتار دیگری درباره امام هادی(ع) نیز می‌گوید: وی به تحقیق، مردی بزرگوار، نیکوکار و فاضل بود.


مناظره‏هاى علمى و اعتقادى امام هادی (ع)

امامان معصوم (علیهم السلام) چشمه‏هاى جوشان معرفت و گنجینه‏هاى دانش الهى‏اند و چون چراغى پر فروغ و زوال ناپذیر، فراسوى علم را با پرتو افشانى خود روشن مى‏كنند.

دولت عباسى، همواره به دنبال برپایى جلسه‏هاى مناظره و گفت‏وگوى علمى بود كه برقرارى این گونه جلسه‏ها در زمان مأمون عباسى به اوج خود رسید و این روند تا دوران امامت امام هادى (ع) نیز ادامه یافت.

برپایى این مجالس هدفدار براى در هم شكستن چهره علمى امامان و زیر سؤال بردن دانش و حتى امامت آنان تشكیل مى‏شد. البته با این كار، آنان نه تنها به مقصود خویش نمى‏رسیدند، بلكه موجب رسوایى آنان نیز مى‏شد؛ چرا كه آن بزرگ پیشوایان دانش و معرفت، از این فرصت براى روشن كردن اذهان عمومى و نشر فرهنگ اصیل اسلامى بهره بردارى مى‏كردند.

دولت عباسى مى‏كوشید تا با زیر نظر گرفتن امام و كنترل شدید ملاقات‏هاى ایشان با شیعیان، از روشن شدن افكار مردمى جلوگیرى كند و جلوى فیضان این سرچشمه بزرگ را بگیرد، ولى برپایى نشست‏هاى علمى در تناقض با این سیاست بر مى‏آمد و تمام تلاش‏هاى عباسیان را بیهوده مى‏ساخت. پى‏گیرى این سیاست متناقض از سوى سردمداران نفاق، حاكى از كوته‏فكرى، ناكارآمدى، نارسایى در چاره جویى و بن بست‏هاى فكرى آنان در برابر اهداف معین خود بود.

متوكل عباسى براى این منظور، دو تن از دانشمندان به نام‏هاى «یحیى بن اكثم» و «ابن سكیت» را به خدمت خواند تا نشستى علمى با امام على النقى (ع) ترتیب دهند. در نشستى كه به این منظور ترتیب داده شده بود، متوكل از ابن سكیت خواست تا پرسش‏هاى خود را مطرح كند. او نیز پرسید: «چرا موسى (ع) با عصا بر انگیخته شد، عیسى (ع) با شفاى بیماران و زنده كردن مردگان و محمد (ص) با قرآن؟»

امام در پاسخ فرمود: «موسى (ع) با عصا در دوره‏اى بر انگیخته شد كه مردم تحت تأثیر جادو قرار گرفته بودند. او نیز به همین منظور برایشان معجزه‏اى آورد كه جادویشان را از بین ببرد و حجت را برایشان تمام سازد.

عیسى (ع) با شفاى بیماران خاص و بدون درمان و با زنده كردن مردگان بر انگیخته شد، زیرا در آن زمان پزشكى و پیشرفت‏هاى آن، مردم را شگفت زده كرده بود و او به فرمان خدا، مردگان را زنده مى‏كرد و بیماران بى‏درمان را شفا مى‏داد. محمد (ص) نیز با قرآن در دوره‏اى بر انگیخته شد كه شعر بر اندیشه مردم حكمرانى مى‏كرد. او نیز با قرآن تابنده بر شعر مردم آن عصر چیره گشت و پیام خدا را به آنان رساند و حجت را بر آنها تمام كرد».

شكست ابن سكیت در این گفت‏وگوى كوتاه و آن هم فقط با یك پرسش ساده، خشم یحیى بن اكثم را بر انگیخت. او نیز سوالاتی را از امام پرسید كه امام با نهایت دقت، ظرافت و كمال به پرسش‏هاى وى پاسخ داد و افزون بر اثبات جایگاه علمى خود، سیزده پرسش پیچیده و مشكل را براى شیعیان پاسخ گفت و به صورت غیر مستقیم، معارف واقعى اسلام را در اختیار خواهندگان قرار داد.

پاسخ‏هاى امام هادى (ع) آن چنان كوبنده و دقیق بود كه یحیى بن اكثم در پایان این رویارویى به متوكل گفت: «پس از این جلسه و این پرسش‏ها دیگر سزاوار نیست كه از او درباره مسئله دیگرى پرسش شود؛ زیرا هیچ مسئله‌اى پیچیده‏تر از اینها وجود ندارد [و او از عهده پاسخ‏گویى به همه آنها بر آمد ] و این پاسخ ها موجب آشكار شدن بیشتر مراتب علمى او و موجب تقویت شیعیان خواهد شد».


رفع شبهه‏هاى دینى

افزون بر شبهه‏هاى خرد و كلانى كه از سوى دانشمندان مزدور و فرقه‏هاى مرجع آن دوران در حوزه دین مطرح مى‏شد، كشمكش‏هاى بزرگ بر سر مسائل بنیادین و زیر بنایى اسلام، هر از چند گاهى رخ مى‏نمود كه دامنه فتنه انگیزى آن، اندیشه قشر گسترده‏اى از مسلمانان و گاه شیعیان را در بر مى‏گرفت.


مبارزه فرهنگى با گروه‏هاى منحرف عقیدتى

همان گونه كه گفته شد، دوران امام هادى (ع)، اوج پیدایش مكتب‏هاى گوناگون عقیدتى بود كه بستر آن با ایجاد فضاى فكرى از سوى حكومت عباسى فراهم شده بود. گردانندگان و نظریه پردازان این حركت‏ها را نیز مشتى عناصر فریب خورده، فرصت طلب و سودجو تشكیل مى‏دادند. در مورد گروه «غلات» توضیحاتی داده شد حال اشاره‌ای به دیگر گروها می شود:

صوفیه

از دیگر اندیشه‏هاى منحرفى كه با رخنه در جامعه اسلامى، سبب بدنامى شیعه و تشویش افكار عمومى جامعه مسلمانان شده بود، «تصوف» بود. پیروان این مكتب، با نمایاندن چهره‏اى زاهد، عارف، خدا پرست، بى میل به دنیا و پاك و منزه از پستى‏ها و آلایش‏هاى دنیایى، مردم را گمراه مى‏كردند. آنها نیز چون غلات از همگى این عنوانها در راستاى اهداف سود جویانه خود در زمینه‏هاى گونه گون بهره‏مند مى‏شدند. آنها در اماكن مقدسى چون مسجد پیامبر(ص) گرد هم مى‏آمدند و به تلقین اذكار و اوراد با حالتى خاص مى‏پرداختند، به گونه‏اى كه مردم با دیدن حالت آنها مى‏پنداشتند با پرهیزكارترین افراد رو به رو هستند و تحت تأثیر رفتارهاى عوام فریبانه آنان قرار مى‌گرفتند.

واقفیه

«واقفیه» از دیگر فرقه‏هاى دوران امامت امام هادى (ع) بودند كه امامت على بن موسى الرضا (ع) را نپذیرفته و پس از شهادت پدر گرامى ایشان، امام موسى بن جعفر (ع)، متوقف در ولایت پذیرى ائمه شده و در امامت و رهبرى جامعه دچار ایستایى شدند.

آنان با انكار امامان پس از امام كاظم (ع) و موضع‏گیرى در مقابل امامان، حتى مردم را از پیروى ایشان منع كردند. امام هادى (ع) نیز براى اثبات جایگاه امامت و پیشوایى خود با آنان دست به رویارویى فرهنگى زد و آنان را نیز مانند غلات و صوفیان، مشمول لعن و نفرین خود كرد تا آنان را به مردم بشناساند.

مجسمیه

این گروه مى‏پنداشتند خداوند جسم است. آنان برداشت‏هایى بسیار سطحى و ابتدایى از دین داشتند و از درك مجردات و چیزهایى كه از سیطره جسم و ماده خارج است، بسیار ناتوان بودند. از این رو، همواره بسیارى از حقایق هستى را كه خارج از دایره ماده بود، انكار مى‏كردند یا آن را تا عالم ماده پایین مى‏كشیدند. كم كم آنها و اندیشه‌هاى بدوى و یكسویه‏شان در بین شیعیان رسوخ كرد و عقاید آنان را نیز تحت تأثیر سطحى‏نگرى و كوته‏بینى خود قرار داد. خبر به امام هادى (ع) رسید و شیعیان از امام كسب تكلیف كردند. امام به آنها نوشت؛

«پاك و منزه است آن خدایى كه هیچ حد و مرزى ندارد، هرگز این گونه توصیف نمى‏شود، هیچ مثل و مانندى ندارد و او شنواى داناست».

باورمندان به رؤیت

اشاعره گروهى بودند كه مى‏پنداشتند خداوند را در روز رستاخیز خواهند دید. حتى آنها بر این عقیده بودند كه خداوند با همین چشم مادى قابل دیدن است. شیعیان درباره این گروه به امام نامه نوشته و توضیح خواستند. امام در پاسخ نوشت:

«پایبندى به این نظریه به هیچ وجه جایز نیست. مگر نه این است كه باید بین چشم شما و شى‏ء انعكاسى صورت گیرد كه حامل نور باشد و دیدن صورت پذیرد؟ حال اگر انعكاسى و نورى در میان نباشد و این ارتباط برقرار نشود، چگونه امكان دیدن آن شى‏ء وجود دارد؟ در این نظریه اشتباهى بزرگ وجود دارد؛ زیرا بیننده چیزى را مى‏تواند با چشم خود ببیند كه در جسم بودن، با خود او مساوى باشد و در صورت دیده شدن، هر دو بسان هم [جسم ]خواهند بود و لازمه آن، جسم دانستن خداست؛ چرا كه علت‏ها با معلول‏هاى خود رابطه‏اى جدایى‏ناپذیر دارند».


تحریر رساله كلامى

از جمله تلاش‏هاى علمى _ فرهنگى امام على النقى (ع) در گستره اعتقادات، نوشتن رساله كلامى است كه آن را به انگیزه پاسخ‏گویى به مشكلات اعتقادى اهالى اهواز نگاشته است. امام در این رساله، با ایراد بحث‏هاى مستدل درباره قرآن و عترت و معرفى ثقلین و لزوم تمسك به آن، مبحث جبر و تفویض را كه از پیچیده‏ترین مسائل كلامى است، با بیانى بسیار روشن و شیوا مطرح و نقد كرده و نظر امامیه را با عنوان «الأمرُ بینَ الأمرینِ» به اثبات رسانیده است.

همچنین روایت شده كه فرمود: مردم در عقیده به سه دسته تقسیم مى‏شوند:

"دسته‏اى مى‏پندارند كه كار به آنها وانهاده شده است كه آنان خدا را در سلطه و قدرتش سست دانسته و خود را به هلاك انداخته‏اند.

دسته‏اى دیگر مى‏پندارند كه خداى عزوجل، بندگان را به نافرمانى مجبور ساخته و آنان را به آنچه توان انجامش را ندارند، مكلف فرموده است. اینها نیز خداوند را ستمگر مى‏انگارند كه سبب هلاك خود را با این اندیشه فراهم آورده‌اند.

دسته‏اى دیگر معتقدند كه خداوند بندگان را به اندازه توانشان مكلف فرموده و تكلیفى بیش از توان بر دوش آنها ننهاده است. آنها چون كار نیك انجام دهند، خدا را بستایند و چون بد كنند، از او آمرزش بخواهند كه اینان به حق رسیدگانند".

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.