• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
فرهنگ پایداری (بازدید: 1026)
چهارشنبه 11/8/1390 - 20:57 -0 تشکر 382496
یه شاعر خوش ذوق!

درعرصه دفاع مقدس یه شاعر خوش ذوق داریم که این روزا کمتر اسمش به میون مباد.

شاعری که اتل متل هاش تا همیشه در قلب تاریخ حک شده.

شاعر معاصری که ما رو به لمس واقعیات امروز وادار می کنه.

شاعری که مادران و خانواده های شهدا با اشعارش زندگی می کنند.

مرحوم    " ابوالفضل سپهر "

هرکسی شعری از ایشون داره اینجا بذاره تا یه مجموعه زیبا به یاد ایشون داشته باشیم.

. امام علي (ع) مي فرمايند بهره خرد پند گرفتن واحتياط است و دستاورد ناداني غفلت و فريب خوردگي. و باپاکدامنان و فرزانگان بنشين وباانان زياد گفتگو کن زيرا اگر نادان باشي تورا دانش اموزند و اگر دانا باشي بردانش تو افزوده شود. خداوند به ماتوفيق بندگي بي چون وچرابده. اللهم عجل لوليک الفرج والعافيه والنصر.

منتظر شما در انجمن زن ريحانه آفرينش . کليک کن دوست عزيز

 

چهارشنبه 11/8/1390 - 21:4 - 0 تشکر 382505

اولین شعر رو خودم میذارم. به نظرم خیلی زیبا و لطیف بود. اسمش هست "دارا و سارا "
هنگام جنگ دادیم صدها هزار دارا
شد کوچه های ایران مشکین ز اشک سارا

سارا لباس پوشید با جبهه ها عجین شد
در فکه و شلمچه دارا به روی مین شد

چندین هزار دارا، بسته به سر سربند
یا تکه تکه گشتند یا که اسیر و دربند

سارای دیگری در، مهران شده شهیده
دارا کجاست؟ او در ، اروند آرمیده

دوخته هزار سارا ،چشمی به حلقه در
از یک طرف و دیگر ، چشمی زخون دل، تر

سارا سؤال می کرد، دارا کجاست اکنون
دیدند شعله ها را در سنگرش به مجنون

خون گلوی دارا آب حیات دین است
روحش به عرش و جسمش، مفقود در زمین است

. امام علي (ع) مي فرمايند بهره خرد پند گرفتن واحتياط است و دستاورد ناداني غفلت و فريب خوردگي. و باپاکدامنان و فرزانگان بنشين وباانان زياد گفتگو کن زيرا اگر نادان باشي تورا دانش اموزند و اگر دانا باشي بردانش تو افزوده شود. خداوند به ماتوفيق بندگي بي چون وچرابده. اللهم عجل لوليک الفرج والعافيه والنصر.

منتظر شما در انجمن زن ريحانه آفرينش . کليک کن دوست عزيز

 

چهارشنبه 11/8/1390 - 21:11 - 0 تشکر 382513

ادامه :
در آن زمانه رفتند صدها هزار دارا
در این زمانه گشتند ده ها هزار "دارا"

هنگام جنگ دارا گشته اسیر و دربند
دارای آن زمان با بنزش رود به دربند

دارای این زمانه ، بی سر درون کرخه
سارای این زمانه ، درکوچه با دوچرخه

درآن زمانه سارا باجبهه ها عجین شد
دراین زمانه ناگه ، چادر "لباس جین " شد

با چفیه ای گلگون از خون صد چو دارا ست
سارا خود، از برای جلب نظر بیاراست

دارا و گوشواره ، حقا که شرم دارد!
در دستهایش امروز ، او بند چرم دارد

با خون و چنگ و دندان ، دشمن زخانه راندیم
اما به ماهواره تا خانه اش کشاندیم

جای شهید اسم خواننده روی دیوار
آنها به جبهه رفتند، اینها شدند طلبکار!

. امام علي (ع) مي فرمايند بهره خرد پند گرفتن واحتياط است و دستاورد ناداني غفلت و فريب خوردگي. و باپاکدامنان و فرزانگان بنشين وباانان زياد گفتگو کن زيرا اگر نادان باشي تورا دانش اموزند و اگر دانا باشي بردانش تو افزوده شود. خداوند به ماتوفيق بندگي بي چون وچرابده. اللهم عجل لوليک الفرج والعافيه والنصر.

منتظر شما در انجمن زن ريحانه آفرينش . کليک کن دوست عزيز

 

چهارشنبه 11/8/1390 - 21:36 - 0 تشکر 382532

سلام. ممنون علیه جونم که این تاپیک و زدی.

خیلی قشنگ میشه. من شعرهاشو  دارم مینویسم

          کربلای جبهه ها یادش به خیر       سرزمین نینوا یادش به خیر               

 

       "شادی روح امام و شهدا صلوات"          

 

                                               

 
 
چهارشنبه 11/8/1390 - 22:48 - 0 تشکر 382579

سلام
چقدر شعر زیباییه، خدا روحشونو قرین رحمت کنه.
یا علی

پنج شنبه 12/8/1390 - 14:3 - 0 تشکر 382769

سلام
من کتاب دفتر آبی ایشون رو داشتم و تقریبا خوندم
واقعا شعر های خیلی قشنگی دارن

شاید تقدیر قابل تغییرنباشد،اما تغییر قابل تقدیر است.
پنج شنبه 12/8/1390 - 16:2 - 0 تشکر 382824

haniehz گفته است :
[quote=haniehz;454874;382769]سلام
من کتاب دفتر آبی ایشون رو داشتم و تقریبا خوندم
واقعا شعر های خیلی قشنگی دارن

سلام. هانیه جون اگه میشه شعرهاشو بنویس حالا که کتابشو داری:)

          کربلای جبهه ها یادش به خیر       سرزمین نینوا یادش به خیر               

 

       "شادی روح امام و شهدا صلوات"          

 

                                               

 
 
پنج شنبه 12/8/1390 - 16:49 - 0 تشکر 382855

آهای آهای بزرگا،این ماجرا رو دیدین

آهای آهای بچه ها،این قصه رو شنیدین

قصه ازدواج جوون مردی پهلوون،قصه ازدواج دختر شاه پریون

یه روزی روزگاری یه پهلوون عاشق

رفت به خواستگاری دخت ماه و شقایق

پدر می گفت پهلوون،تو این روز بهاری     قول می دی که هرگز اونو تنها نذاری؟

پهلوون مکثی کرد،چشماشو به زمین دوخت    انگار جوابی نداشت،انگار دلش خیلی سوخت

پدر قهقهه می زد،چشم پدر درخشید

انگاری با این سوال خیلی چیزارو فهمید

گفت که منتت رو به جون و دل می خرم

آهای آهای عزیزم،چایی بیار دخترم

از توی آشپزخونه یکدفعه و خیلی زود،دختر با خجالت که شادی ام درش بود

قدم گذاشت به روی دیده های پهلوون،چایی گرفت جلوی جوون مرد قصه مون.

وقتی سینی رو گرفت جلوی اون جوون مرد

پهلوون قصه مون با اون نگاش سوال کرد:

اگه اینو بفهمی اگه اینو بدونی،

تو این دنیای خاکی،من میرم تو می مونی

من میرم و تو دندون روی جگر میذاری

بعد من این تویی که پرچم و برمیداری

واونهایی که امروز میخندن و زبونن،فردا که من نبودم قلبتو میسوزونن

برای بچه ما مادری و هم پدر

حالا جوابت چیه؟چیه جواب آخر؟

برای عشق پاکت یه پهلوون قابله؟

دختر با نگاهش انگار جواب داد،بله.

بابای من سوال کرد مادر من جواب داد

چشمه نرگس هر دو ابری شد و گلاب داد

پهلوون با نگاش گفت:

دلم می خواد بدونی تو این گود زمونه،تو خیلی پهلوونی

عقد این دوتا عاشق چقدر قشنگ و زیباست

اسم بابام ابالفضل،اسم مامان فریباست.

          کربلای جبهه ها یادش به خیر       سرزمین نینوا یادش به خیر               

 

       "شادی روح امام و شهدا صلوات"          

 

                                               

 
 
پنج شنبه 12/8/1390 - 17:35 - 0 تشکر 382868

ادامه...

دو روز بعد عروسیش از باباجون جدا شد

بابای تازه داماد راهی جبهه ها شد

میگن بابا دوید و زد از تو خونه بیرون   مادر نوعروسم دویید به دنبال اون

بابای تازه داماد دویدش و دویدش        مادر نوعروسم دیگه اونو ندیدش

آی دونه دونه دونه     نون و پنیرو پونه

یه پهلوون تو جبهه      یه فرشته تو خونه

پهلوونه تو جبهه        تفنگ گرفت به دستش

فرشته توی خونه        به پای اون نشستش

پهلوون تو جبهه         حماسه ها آفرید

فرشته توی خونه         خواب تشنگی رو دید

خواب دیدش             توباغه نشسته روی تخته

پرنده ای تو قفس         به شاخه درخته

خواب دیدش پرنده       نفس نفس میزنه

آب و دون داره اما       تن به قفس میزنه

مامان جونم توی خواب     سوی قفس پریدش

بابام میون دشمن         نعره زدل کشیدش

انگار یه دستی از غیب      در قفس و وا کرد

دشمن سربابام رو        از بدنش جدا کرد

یه دفعه اون پرنده از تو قفس پریدش

رفت و رسید به خشکی      مامان دیگه ندیدش

بابی بی سرمن      می خورد هی پیچ و تاب

همینجا بود که مادر   یهو پریدش از خواب

مامان پریدش از خواب با یک دل پر از درد

باباجون و صدا زد گریه کرد و گریه کرد

با گریه گفت پهلوون، پهلوون آهای آهای

همون وقتی که رفتی فهمیدم که نمیای

فهمیدم که نمیای،آهای آهای شنفتی

خواستگاریم یادته؟با اون نگات چی گفتی

وقتی بابام بهت گفت:تو اون روز بهاری      قول میدی که هرگز منو تنها نذاری

سکوتت و یادته؟یادته مکثی کردی؟

اونجا بودش که گفتم:میشه که برنگردی

سلام بدیم به اون دل     که تنگ و بی قراره

صبرکنید جوونا      قصه ادامه داره...

          کربلای جبهه ها یادش به خیر       سرزمین نینوا یادش به خیر               

 

       "شادی روح امام و شهدا صلوات"          

 

                                               

 
 
پنج شنبه 12/8/1390 - 17:42 - 0 تشکر 382870

ادامه...

آی دونه دونه دونه        نون و پنیر و پونه

پهلوون قصه رو آوردنش به خونه

مامان نشست کنارش         باباجونو نگا کرد

با اون نگاه نازش            باباجونو صدا کرد

با اون نگاش می پرسید:     بالاخره اومدی؟

با اون نگاهش می گفت:     چقدر خوشگل شدی

چقدر خوشگل شدی         اومدی خواستگاری؟

دیگه باید قول بدی           من و تنها نذاری

باچشماش اینجوری گفت:

پهلوون آهای آهای          یه چیز بگو جوون مرد

مگه منو نمی خوای؟

با دیده بوسه میزد          به پیکر پهلوون

چشاش به کاغذی خورد     توی جیب باباجون

یه کاغذ سوخته رو دیدش تو جیب بابا

بابا با این جمله زیبا         دوستت دارم فریبا

فرشته عزیزم              همسر بی قرارم

حالا بهت قول میدم         تورو تنها نذارم

این بار مامان سوال کرد   بابای من جواب داد

آهای آهای جوونا          بوی گلاب نمیاد

فکر نکنید جوونا که این آخر کاره                تا این بوی گلاب هست قصه ادامه داره

لینک صوتیش:

http://20uploads.com/files/1390/aban/1-sepehr.mp3

          کربلای جبهه ها یادش به خیر       سرزمین نینوا یادش به خیر               

 

       "شادی روح امام و شهدا صلوات"          

 

                                               

 
 
پنج شنبه 12/8/1390 - 18:32 - 0 تشکر 382886

sardarane_eshgh گفته است :

سلام. هانیه جون اگه میشه شعرهاشو بنویس حالا که کتابشو داری:)

haniehz گفته است :
[quote=sardarane_eshgh;461195;382824]

[quote=haniehz;454874;382769]سلام
من کتاب دفتر آبی ایشون رو داشتم و تقریبا خوندم
واقعا شعر های خیلی قشنگی دارن

سلام 

راستش من یه سری از کتابام خونه پدربزرگمه باید برم از اونجا بیارم هر وقت آوردم چشم در خدمتم 

شاید تقدیر قابل تغییرنباشد،اما تغییر قابل تقدیر است.
برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.