• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 5472)
پنج شنبه 5/2/1387 - 23:3 -0 تشکر 38027
شیطان ( ابلیس پر تلبیس)

سلام دوستای عزیز...اینم یه تاپیك برای آشنایی بیشتر شما با جناب شیطان(لعنت الله)....بهتره تا آخر با ما باشید.چون خیلی چیزا میفهمید...یا حق

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

پنج شنبه 5/2/1387 - 23:6 - 0 تشکر 38029

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
تعریف شیطان
از قدیم الایام ، افسانه شیطان ، همواره انسانها را در دنیایى از وحشت و ابهام فرو برده بود و هم چنان ادامه دارد.
مى گویند: بچه هاى بازى گوش و نافرمان و زیرك شیطان اند، افراد منحرف را شیطان اغوا كرده ، هر كار بد فرجامى از وسوسه هاى شیطان است و در هر كار بدشگونى شیطان دست دارد.
مى گویند: شیطان در همه جا هست ، اعوان و انصارش در همه جا وجود دارند، او با همه مردم كار دارد، در برابر همه قد علم مى كند، هر انسانى را به بهانه اى فریب مى دهد و دام هاى گوناگون در اختیار دارد.
شیطان در ذهن بچه ها عامل وحشت و ترس و وسیله اى براى رام كردن و ترسانیدن آنان است . قصه نویسان ، براى سرگرمى كودكان از شیطان یك موجود خیالى ساخته و از نخستین سال هاى زندگى ، یك شبح وحشتناك و یك قدرت اسرارآمیز در ذهنشان مى آفرینند.
مى گویند: براى بزرگ سالان ، شیطان عامل فریب و گناه است ، انسان را به معصیت وا مى دارد، تمایلات نفسانى را بیدار مى كند، موجب سقوط و لغزش انسان مى شود، خواسته ها نامشروع را پدید مى آورد، باعث تجاوز و تعدى مى گردد، شهوات ویران گر را تحریك مى كند، خشم و غضب را شعله ور مى سازد، مصیبت و رنج مى آفریند، آدمى را به تباهى و فساد مى كشاند، لجاجت و خودسرى را رونق مى دهد.
و نیز: تمامى این صفات از شیطان و كار او است ، انسان از روى ندامت با فریادى بلند مى گوید: نفرین بر شیطان ، لعنت خدا و ملائكه بر او باد، این شیوه از زمان حضرت آدم علیه السلام معمول بوده كه شیطان را مسئول هر كارى و عصیانى مى دانسته اند.
در تعریف او گفته اند: شیطان ، قدرتى است نابكار و بسیار بدكردار، نیرو و روحى است پلید و سركش و طغیان گر؛ حقیقت مطلب این است كه شیطان ، اسم خاص نیست تا بر موجودى معین و مشخص دلالت كند و وجود مستقلى ندارد، اسمى است بى نشان ؛ مانند سیمرغ كه وجود خارجى ندارد و هیچ نام و نشانى براى او نیست ، اغلب جاها كه نام شیطان برده مى شود مراد همان ابلیس است كه از دستورهاى خداوند سرپیچى و تكبر كرد.
شیطان و طرف دارانش در طول تاریخ در مقابل نیكان و نیك سیرتان قرار داشته اند و خواهند داشت ،
كلمه شیطان در قرآن هفتاد بار به صورت مفرد و هیجده بار به صورت جمع به كار رفته است كه روى هم 88 مرتبه مى شود

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

پنج شنبه 5/2/1387 - 23:10 - 0 تشکر 38030

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
شیطان اولین کسی که...
شیطان : نخستین كسى بود كه بعضى كارها را مرتكب شد و پیش از او كسى آنها را انجام نداده بود. و آنها از این قراراند:
- اولین كسى كه قیاس نمود و خود را از حضرت آدم علیه السلام برتر و بالاتر دانست و گفت : من از آتشم و او از خاك در حالى كه آتش از خاك بالاتر است .
- اولین كسى كه در پیشگاه با عظمت الهى تكبر نمود و به دستور خالق خود عمل نكرد.
- اولین كسى كه كه معصیت و نافرمانى خدا را كرد و آشكارا با او مخالفت نمود.
- اولین كسى كه به دروغ گفت : خدا گفته از این درخت نخورید، چون درخت جاوید است و اگر كسى از آن بخورد تا ابد زنده مى ماند و با خدا شریك مى شود.
- اولین كسى كه كه قسم به دروغ خورد و گفت : من شما را نصیحت مى كنم .
- اولین كسى كه نماز خواند و یك ركعت آن چهار هزار سال طول كشید.
- اولین كسى كه منبر رفت و براى ملائكه سخنرانى و صحبت كرد.
- اولین كسى كه كه به خدا مشرك شد.
- اولین كسى كه كه غنا و آواز خواند، همان زمانى كه آدم علیه السلام از درخت نهى شده خورد.
- اولین كسى كه از خوشحالى سرود خواند و آن هنگامى بود كه آدم به زمین آمد.
- اولین كسى كه نوحه خواند و گریست ؛ چون او را به زمین فرستادند، به یاد بهشت و نعمتهاى آن نوحه و گریه كرد.
- اولین كسى كه لواط كرد
چون زمانى كه به میان قوم لوط آمد خود را در اختیار آنان قرار داد تا با او لواط كنند.
- اولین كسى كه دستور ساختن منجنیق را داد تا حضرت ابراهیم علیه السلام را با آن در آتش اندازند.
- اولین كسى كه دستور ساختن حمام را در زمان حضرت سیلمان علیه السلام داد تا نظافت كنند.
- اولین كسى كه ساختن نوره را در زمان حضرت سلیمان داد، براى این كه موهاى اضافى پاى بلقیس پادشاه سبا را از زمین ببرند.
- اولین كسى كه دستور ساختن شیشه را داد تا حضرت سلیمان علیه السلام آن را روى خندق گذارد و بلقیس را آزمایش كند.
- اولین كسى كه دستور ساختن صابون را داد تا مردم بدن و لباس خود را بشویند.
- اولین كسى كه دستور ساختن آسیاب را داد تا مردم گندم هاى خود را آرد كنند.
- اولین كسى كه با ابوبكر بیعت كرد تا مردم را منحرف كند و از مسیر حق برگرداند.
- اولین كسى كه خدا را در آسمان ها پرستید.
- اولین كسى كه عبادت و بندگى او، فرشتگان را به تعجب در آورد!
- اولین كسى كه به خداى خود اعتراض كرد.
- اولین كسى كه شبیه شدن به دیگران را مطرح و مردم را به آن تشویق كرد.
- اولین كسى كه كه سحر و جادو كرد و آن دو را به مردم یاد داد.
- اولین كسى كه ساز درست كرد و خود، آن را نواخت
- اولین كسى كه براى زیبایى ، زلف گذاشت .
- اولین كسى كه براى مخالفت با پیامبران ریش خود را تراشید.
- اولین كسى كه براى مست شدن مردم ، شراب درست كرد.
- اولین كسى كه ساختن آلات لهو و لعب و موسیقى را به قابیل آموخت .
- اولین كسى كه وقتى وارد جهنم مى شود، خطبه مى خواند.
- اولین كسى كه مكر و حیله و خدعه نمود.
- اولین كسى كه نقاشى كرد و چهره كشید.
- اولین كسى كه آتش حسدش شعله ور شد.
- اولین كسى كه به ناحق مخاصمه و جدال كرد.
- اولین كسى كه خداى تعالى به او لعنت نمود و از ناراحتى فریاد كشید.
- اولین كسى كه به خدا كفر ورزید.
- اولین كسى كه گریه دروغى نمود.
- اولین كسى كه عبادت و خلقت خود را ستود.
- اولین كسى كه صورت هاى مجسمه و بت را ساخت .
- اولین كسى كه جبرئیل و میكائیل و اسرافیل او را لعنت كردند.
- اولین كسى كه از ترس ملائكه فرار كرد و خود را مخفى نمود.
- اولین كسى كه دستور مساحقه داد. امام باقر علیه السلام فرمود: ((وقتى خواسته ابلیس در قوم لوط عملى شد، خود را به صورت زن در آورد و سراغ زنان آمد و گفت : آیا مردان شما با هم لواط مى كنند؟ در جواب گفتند: آرى . دستور داد شما نیز با هم مساحقه كنید)).

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

پنج شنبه 5/2/1387 - 23:41 - 0 تشکر 38034

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
معنی شیطان

شیطان دو معنى دارد: یكى اصطلاحى ، و آن همان معنایى است كه بر سر زبان مردم است . وقتى كلمه شیطان گفته مى شود، ذهن مردم متوجه آن ملعونى مى شود كه رو در روى خدا ایستاد و نافرمانى كرد و در برابر آدم علیه السلام سجده نكرد.
دیگرى معنى لغوى آن است ، شیطان از ((شطش )) و ((شاطن )) گرفته شده و هر دو به معنى پلید، خبیث ، پست و موجودى سركش ، متمرد و نافرمان به كار برده مى شود. به عبارت دیگر، به هر چیز مرموز، موذى و آزار دهنده گفته مى شود. هم چنین به معنى منحرف و منحرف كنند، یاغى و طاغى ، شریر و شرارت كننده ، دور بودن و دور شدن از حق و حقیقت ، دور شدن از رحمت و مغفرت الهى ، بدخوى و سخت دل ، بدجنس و بد ذات و ناپاك ، هلاك شده و هلاك شونده آمده است . این معانى و صفات در انسان باشد یا در جن ، در چهار پایان باشد یا وحوش ، خزندگان و غیره همه این ها از معانى و مصادیق شیطان است .
و فرد شاخص آن ، همان معنا و مفهوم اصطلاحى آن است كه در میان مردم معروف و مشهور است و آن ابلیس و لشگریان و اعوان و انصار و یاوران او است . همان كسى كه باعث بدبختى خود و آدم علیه السلام ، باعث بیرون شدن خود و آدم علیه السلام از بهشت شد.

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

پنج شنبه 5/2/1387 - 23:49 - 0 تشکر 38036

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
خلقت شیطان

خداوند سه گونه موجود عاقل و با شعور آفریده : یك نوع در آسمان ها هستند كه همان فرشتگان اند و از نور به وجود آمده اند كه شهوت جنسى و خور و خواب و شهوات دیگر ندارند؛ گناه از آنان سر نمى زند، تسلیم محض ‍ پروردگار مى باشند و یك لحظه نافرمانى او را نمى كنند، خلقت آنها جلوتر از جن و انس بوده .
نوع دیگر؛ انسان است كه خداوند متعال او را با دو دست قدرت خود پدید آورد و ملائكه بر او سجده كردند و استاد آنان شد، هم عقل و هم شهوت در وجودش گذاشت ، و از خاك و آب به وجود آمده است .

نوع سوم ؛ نژاد جن است كه خداوند ایشان را از آتش بى دود(و باد) پدید آورد، و مثل انسان عقل و شهوت به آنها داده شده است . خلقت جن قبل از خلقت آدم و هم زمان با خلقت نسانس بوده است . خداوند درباره خلقت آنان چنین فرموده :
والجان خلقناه من قبل من نار السموم
((ما طایفه جن را قبل از انسان از آتش گرم و سوزان - و شعله ور بدون دود - آفریدیم )).

همان طور كه خداوند، نخست آدم علیه السلام را خلق نمود و همسرش ‍ ((حوا)) را بعد از او از جنس خودش آفرید، پدر جن ها هم كه ((مارج )) نام داشت از آتش و سپس همسرش ((مارجه )) را نیز از او خلق نمود. ((مارج و مارجه )) با هم ازدواج كردند ((جان )) متولد شد و فرزندان ((جان )) دو طایفه شدند، یك طایفه ، همان جن ها كه در میان آنان ، هم مؤمن پیدا مى شود و هم كافر؛ طایفه دوم ؛ شیاطین شدند كه پدر بزرگشان ((ابلیس )) مى باشد. ابلیس یكى از فرزندان جان است .

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

جمعه 6/2/1387 - 0:0 - 0 تشکر 38042

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

نام ها و صفات شیطان
چه تلبیس ابلیس منظور شد
ملائك پس سجده ماءمور شد
یكایك بدین سجده اقرار كرد
جز ابلیس كز سجده انكار كرد
به خود گفت من ز آتشم او ز خاك
گر از سجده روى از تو تابم چه باك
تكبر به سویش چه آورد روى
بشد طوقى از لعنتش در گلوى
2. وسواس ؛ به معناى چیز وسوسه گر، وسوسه كننده ، كلامى كه در باطن انسان مى گذرد از درون خود انسان بجوشد یا شیطان و یا از كس دیگرى - كه از بیرون عامل آن شود وسواس گویند. وسواس در اصل صداى آهسته است كه از به هم خوردن زینت آلات بر مى خیزد و به هر صداى آهسته اى هم گفته مى شود. معناى دیگر آن افكار بد و نامطلوب و مضرى است كه به ذهن انسان خطور مى كند. یا با صداى آهسته به سوى چیزى دعوت كردن و مخفیانه در قلى كسى نفوذ نمودن هم وسوسه نام دارد. كلمه و ماده وسواس ‍ در قرآن پنج بار استعمال شده :
((من شر الوسواس الخناس ، الذى یوسوس فى صدور الناس ))

((فوسوس لهما الشیطان ))
((فوسوس الیه الشیطان ))
((و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما یوسوس به نفسه ))
3. خناس ؛ به معناى كنار رفتن ، عقب گردكردن و پنهان شدن است ؛ چون هنگامى كه انسان به یاد خدا بیفتد و نام او را ببرد، شیطان عقب گرد مى كند. پنهان و مخفى مى شود. این واژه نیز به چند اعتبار معناى خاصى پیدا مى كند؛ مثلا رجوع كردن و برگشتن به این اعتبار كه انسان وقتى از خدا غافل شد و او را فراموش كرد، شیطان براى وسوسه و اغوا نمودن بر مى گردد. پنهان كارى ، از این رو كه انسان وجود وسوسه را كمتر حس مى كند، و همه جا هست ، با ظاهرى مى آید و خود را در لعابى از حق ، در پوسته اى از راست در لباس عبادت و گمراهى در پوشش هدایت ، جلوه گر مى شود.
دشمنى دارى چنین در سر خویش
مانع عقل است و خصم جان و كیش
یك نفس حمله كند چون سوسمار
پس به سوراخى گریزد در فرار
در دل او سوراخ ‌ها دارد كنون
سر زهر سوراخ مى آرد برون
كه خدا آن دیو را خناس خواند
كو سر آن خار پشتك را بماند
مى نهان گردد سر آن خارپشت
دم به دم از بیم صیاد درشت
تا چو فرصت یافت سر آرد برون
زین چنین مكرى شود مارش زبون)
4. رجیم ؛ به معناى سنگسار كردن ، سنگ زدن ؛ سنگ زده شده ؛ از روى گمان سخن گفتن ؛ رانده شده از خیرات و رحمت خدا و جمع فرشتگان آسمان ؛ زده شده با سنگ هاى شهابى است و وقتى مى خواهد به آسمان عروج كند ملائكه او را با سنگ هاى شهابى مى زنند و بر مى گردانند.
حضرت عبدالعظیم فرمود: از امام هادى علیه السلام شنیدم كه مى فرمود: ((رجیم )) یعنى رانده شده از مواضع خیر، هیچ مؤمنى را به یاد نمى آورد مگر آن كه بر او لعن نماید. در علم خدا گذشته است : هنگامى كه حضرت مهدى (عج ) قیام كند مؤمنى نیست مگر آن كه شیطان را سنگ مى زند.
از امام صادق علیه السلام مى پرسند: چرا شیطان ((رجیم )) نامیده شده ؟ حضرت فرمود: براى آن كه او رجم و سنگسار مى شود. عرض كردند: آیا به سبب رجم و سنگسار، او از بین مى رود و یا اعضا و جوارحش شكسته و قطع مى شود؟ آن حضرت فرمودند: خیر، بلكه از بین نمى رود؛ زیرا در علم خدا گذشته كه شیطان در زمان قیام حضرت قائم رجم و سنگسار مى شود.

5. عزازیل ؛ این كلمه لغت ((عبرى )) است و به معنى عزیز شده ؛ كسى كه در میان ملائكه عزیز و با احترام بوده ، كسى كه عزت و توانایى ظاهرى داشته باشد. شیطان را از این دو عزازیل گفته اند كه در میان ملائكه عزیز و با احترام و در عبادت خدا كوشا و سخت مقاوم بوده است .
تكبر عزازیل را خوار كرد
به زندان لعنت گرفتار كرد
و نیز عزازیل ، نام بزى است كه كفاره گناهان را بر او مى گذارند و در وادى بایر و بى آب و علف رها مى كنند تا كفاره گناهان قوم را به جایى نامعلوم ببرد.
6. حارث ؛ در حدیث طولانى از امیر المومنین علیه السلام نقل شده كه : از آن حضرت سؤال شد: اسم ابلیس در میان ملائكه آسمان چه بوده ؟ آن حضرت فرمود: حارث و نیز در حدیث صافى از امام رضا علیه السلام نقل شده : نام او حارث بوده ولى ابلیس نامیده شد، زیرا از رحمت خدا ماءیوس گردید.
7. صاغر؛ یكى از صفات شیطان است . به معناى پست و ذلیل ، ذلیل بودن به واسطه رفتن عزت و حكومت و استقلال ، از بین رفتن حیثیت و مقام و حقیر و زبون بودن و.....
بعد از آن كه شیطان انسان را سجده نكرد و در مقابل خدا تكبر نمود، خداوند خطاب به او كرد و فرمود:
فاخرج انك من الصاغرین .
((از بهشت خارج شو؛ زیرا تو از افراد ذلیل و زبون و درمانده و پستى )).

به خاطر سجده نكردن از مقام عزت و بلندى به زیر افتادى و سرنگون شدى ، نه این كه سود نبردى ، بلكه ضرر و زیان هم كردى .
8 و9. مذئوم و مدموره ؛
یعنى ذلیلا نه و با خوارى رانده شده ؛ راندن به قهر و غلبه ؛ طرد كردن از رحمت ، معیوب شده ، ننگ عار و تمام این ها درباره شیطان صادق است ، چون او را با خفت و خوارى و با قهر و غلبه از بهشت بیرون كردند.
10. مذموم ؛ سرزنش شده ؛ زیرا خداوند بعد از آن كه شیطان سجده نكرد او را سرزنش كرده و خطاب نمود: چرا سجده نكردى ؟ آیا كافر شدى یا از بلند مرتبه گان بودى ؟

11. غوى ؛ یعنى راه هلاكت را در پیش گرفتن ؛ نومیدى از رحمت خدا؛ گمراه شدن و گمراه كردن ؛ كارى جاهلانه كه از اعتقاد نادرست و فاسد سرچشمه گرفته و جهل و نادانى كه ناشى از غفلت باشد؛ از مقصد بازماندن و به مقصد نرسیدن .
چون شیطان در آغاز خودش گمراه شد و بعدا حضرت آدم علیه السلام و اولاد او را گمراه نمود، و آن اعتقاد فاسد و نادرست خود را ظاهر كرد، از مقصد خودش باز ماند و از رحمت خدا ناامید شد.
12. عفریت ؛ یعنى قوى ، پرزور، زیرك ، گردش كش ، و خبیث ؛ اگر جن خبیث باشد همان را شیطان مى گویند و یا اگر با داشتن خباثت و شرارت نیروى زیادى هم داشته باشد عفریت نامیده مى شود. همان طور كه در داستان حضرت سلیمان علیه السلام آمده ، وقتى كه حضرت فرمود: چه كسى تخت بلقیس را براى من مى آورد؟ عفریتى از جن گفت : من مى آورم ، معلوم مى شود كه به اسم اعظم واقف بوده است ؛ زیرا مى خواست در یك مدت كمى تخت را كه صدها كیلومتر از آن جا دور بود بیاورد.
13 و 14. مارد و مرید؛ كه معنى هر دو تقریبا یكى است و به معنى شیطان سركش و متمرد؛ ظالم و عصیان گر، بى شخصیت اعم از انسان و جن و شیطان ؛ عارى از خیر و نیكى و بركت و فایده و (شیطان مارد و شیطانا مریدا) در قرآن به همین معنى آمده است .
15. شیصبان ؛ مرحوم علامه مجلسى مى گوید: یكى از نامهاى شیطان شیصبان است و به بنى عباس هم بنوشیصبان مى گویند؛ زیرا شیطان در نطفه بعضى از آنها رسوخ كرده بود.
16. ابومره 17. ابوخلاف ، 18. ابولبین ، 19.ابیض ؛ كه او مردم را به خشم مى آورد.
20. وهار؛ به خواب مؤمنان مى آید و آنان را اذیت مى كند.
21. ابولبینى ؛ یكى از دختران ابلیس ((لبینى )) است و لقبى براى ابلیس ‍ است .
22 و 23. نائل ، و ابوالجان است .

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

جمعه 6/2/1387 - 0:38 - 0 تشکر 38044

چه می كنه این  mandegaryممنون.تا اینجاش كه حسابی استفاده كردم.موفق باشی.

جمعه 6/2/1387 - 9:46 - 0 تشکر 38071

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

.:ازدواج شیطان:.

راجع به ازدواج ابلیس كه چه موقع بوده ، و با چه كسى ازدواج نموده و همسر او چگونه پیدا شده و دختر چه كسى است ؟ دو قول نقل شده :
مجمع البحرین در لغت شیطان مى نویسد: وقتى خداوند متعال ، اراده كرد كه براى ابلیس همسر و نسلى قرار دهد غضب را بر وى مستولى ساخت و از غضب او تكه آتشى پیدا شد، از آن آتش براى او همسرى آفرید.

در نقل دیگرى آمده : ابلیس - كه اسم اولى او عزازیل است - از همان اوان جوانى ، در میان قوم خود مشغول عبادت و بندگى خداوند بود تا بزرگ شد و موقع ازدواج او رسید. وقتى تصمیم به ازدواج گرفت ، با دختر ((روحا)) به اسم ((لهبا)) كه آن هم از طایفه جن بود، ازدواج نمود. بعد از آن كه ایشان با هم ازدواج كردند، فرزندان زیادى از آن ملعون به وجود آمد كه از شمارش ‍ به طورى كه زمین از آنها پر شد. همه آنها مشغول عبادت شدن و مدتى طولانى ، خدا را ستایش نمودند. در میان ایشان عبادت و بندگى خود ابلیس ‍ از همه آنان بیشتر بود. از همین جهت ، بعد از آن كه خداوند اختلاف و خون ریزى را در میان طایفه جن و نسناس (طایفه اى به جاى انسان فعلى بودند) دید، هر دو طایفه را هلاك كرد، و از میان آن طایفه فقط ابلیس را نگاه داشت . بعدا فرشتگان او را به آسمان بردند. آن ملعون هم ، در آسمان اول مدتى در میان ملائكه ، خدا را عبادت كرد بعد به آسمان دوم و سوم تا آسمان هفتم پیش رفت و با ملائكه هر آسمان خدا را ستایش كرد تا وقتى كه خداوند آدم علیه السلام را خلق فرمود، و دستور سجده داد او هم سرپیچى كرد و رانده شد.
پس زن و فرزندان او هم جزء هلاك شدگان هستند. او بدون زن و فرزند به آسمان رفته و آن جا هم كه احتیاج به زن نداشت ، بعد از بیرون آمدن از بهشت هم ، زنى براى او به وجود نیامد.

*******

شازده كوچولوی عزیز ممنونم امیدوارم  كه این مطالب رو تا آخر دنبال كنید

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

جمعه 6/2/1387 - 9:48 - 0 تشکر 38072

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

چرا خداوند شیطان را آفرید؟

بسیارى مى پرسند: با این كه خداوند مى دانست او سرچشمه همه وسوسه ها و گمراهى ها و فریب كارى ها مى شود و همه بدبختى هاى انسان از او خواهد بود، آن هم موجودى هوشیار، زرنگ ، كینه توز، پرفریب و مصمم . چرا او را آفرید؟ اگر خدا انسان را براى تكامل و رسیدن به سعادت ، از طریق بندگى خود آفریده ، وجود شیطان كه یك موجود ویران گر و ضد تكامل است چه دلیلى مى تواند داشته باشد؟
در پاسخ مى توان گفت : اولا، خداوند شیطان را از آغاز آفرینش انسان نیافرید، چون خلقت او از اول پاك و بى عیب بود و به همین دلیل سالیان درازى در میان صف فرشتگان مقرب خدا جاى گرفته بود. اگر چه از نظر خلقت و آفرینش جزء آنان نبود، ولى بعدا با سوء استفاده از آزادى ، بنا را بر طغیان و سركشى گذاشت و رانده درگاه خداوند و فرشتگان گردید و لقب شیطان گرفت .
ثانیا؛ اگر اندكى فكر كنیم خواهیم دانست كه وجود شیطان ، این دشمن خطرناك نیز كمكى است به پیشرفت و تكامل انسان ها و براى آن كسانى كه ایمان دارند و مى خواهند راه حق را بپیمایند وجود او مضر و زیان آور نیست ، بلكه پیشرفت و تكامل آنان است .
راه دور نرویم همیشه نیروهاى مقاوم در برابر دشمنان سرسخت ، جان مى گیرند و سیر تكاملى خود را مى پیمایند، وجود یك دشمن قوى در مقابل انسان باعث پرورش و ورزیدگى او مى گردد. هم چنین همیشه در میان تضادها بالندگى و رشد معنا پیدا مى كند، هیچ موجودى راه كمال را نمى پوید مگر این كه در مقابل دشمن نیرومندى قرار گیرد.
به عبارت دیگر، انسان تا در برابر دشمن نیرومند و با قدرت قرار نگیرد هرگز نیرو و نبوغ خود را بروز نمى دهد و به كار نمى اندازد، همین وجود دشمن مایه جنبش هر چه بیشتر انسان و ترقى او خواهد بود. مثلا فرماندهان و سربازان ورزیده و نیرومند، كسانى هستند كه در جنگ هاى بزرگ ، با دشمنان سخت در گیر بوده اند. سیاست مداران با تجربه و پر قدرت ، آنهایى هستند كه در بحران هاى سخت سیاسى با دشمنان نیرومند دست و پنجه نرم كرده اند.
قهرمانان بزرگ ، كسانى هستند كه با حریفان نام آور و سخت ، زور آزمایى كرده اند؛ بنابراین ، چه جاى تعجب كه بندگان بزرگ خدا با مبارزه مستمر و پى گیر در برابر شیطان ، روز به روز قوى تر و نیرومندتر شوند. دانشمندان امروز در مورد فلسفه وجود میكرب هاى مزاحم مى گویند: اگر آنها نبودند، سلول هاى بدن انسان در یك سستى و بى حالى فرو مى رفتند و احتمالا رشد و نمو انسان از 80 سانتى متر تجاوز نمى كرد و همگى به صورت آدم هایى كوتوله بودند و به این ترتیب ، انسانهاى كنونى با مبارزه جسمانى با میكرب هاى مزاحم ، نیرو و نمو بیشترى كسب كرده اند.
هم چنین است روح انسان در مبارزه با شیطان ، گر چه او در برابر اعمال خلاف و زشت خود مسئول است ، ولى وسوسه هاى او براى بندگان خدا و آنهایى كه مى خواهند در راه حق قدم بردارند ضرر و زیانى نخواهد داشت ، بلكه به طور غیر مستقیم براى آنها ثمر بخش خواهد بود

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

جمعه 6/2/1387 - 9:57 - 0 تشکر 38077

بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

چرا خداوند شیطان را مهلت داد؟

سئوال دیگرى پیش مى آید و آن چنین است : بعد از این كه شیطان خلق شد و نافرمانى خدا را نمود، در مقابل عظمت ، بزرگى و شوكت او تكبر ورزید، از میان ملائكه ، بهشت و نعمت هاى آن رانده شد. چرا خداوند به او مهلت داد؟ چرا در خواست او را درباره عمر طولانى و ادامه حیات او پذیرفت ؟ چرا فورا او را نابود نكرد كه این گونه به جنایت و خیانت خود ادامه دهد و مردم را بیشتر به سوى بدبختى و شقاوت و جهنم و عذاب بكشاند؟
جواب این كه : جهان جاى آزمون است ، و مى دانیم كه آزمایش جز در برابر دشمنان سرسخت و طوفان ها و بحران هاى خطرناك ، امكان پذیر نیست . وجود نامبارك شیطان و حیات و زندگى او به عنوان یك دشمن و نقطه منفى براى تقویت پایه هاى دین باورى و نقاط مثبت دیگر، نه تنها ضرر نداشته و ندارد، بلكه مؤ ثر نیز خواهد بود.
قطع نظر از وجود شیطان ، در وجود خود ما، غریزه هاى دیگرى نیز هست كه انسان در همه زمینه ها، مى آزمایند تا در برابر نیروهاى عقلانى و روحانى قرار گیرد. به این ترتیب ، در این میان روح انسان پروش مى یابد. مهلت شیطان و ادامه حیات او نیز تقویت این تضاد است ، و تا او نباشد راه راست و مستقیم شناخته نخواهد شد و صفت خوب نیكو سیرتان و بد بدسیرتان مشخص نمى شود.
دیگر این كه ، اگر به او مهلت داده شد به خاطر آن همه ستایش و بندگى در برابر خداوند متعال بوده و عمر طولانى و مهلت او مكافات و پاداش ‍ عبادتهاى او است .
سوم این كه ، خواسته تا وى بیش تر در عذاب خدا غرق شود، زیرا هر چه عمر او طولانى تر گردد و مهلت بیشتر یابد، گناهش بیشتر خواهد شد. چنان چه خداوند مى فرماید:
((آنها كه كافر شدند (راه طغیان را پیش گرفتند) تصور نكنند اگر به آنان مهلت مى دهیم به سود آنها است . ما به آنها مهلت مى دهیم كه بر گناهان خود بیفزایند و عذاب خوار كننده اى براى آنها مى باشد))
از این مهم تر، هر چند خداوند شیطان را در انجام وسوسه هایش آزاد گذاشته ، ولى انسان را در برابر او بى دفاع نیافریده است . به او نیروى عقل و شعور، و خرد داده كه مى تواند شد محكم و نیرومندى در مقابل وسوسه هاى شیطان بسازد.
یكى دیگر از راههاى دفاعى او، انگیزه پاك و عشق به تكامل است كه به عنوان یك عامل سعادت در نهادش گذارده شده است .
هم چنین ، فرشتگان را كه الهام بخش نیكى ها هستند. به كمك انسان هایى كه مى خواهند از وسوسه هاى شیطانى بر كنار بمانند فرستاده . قرآن مى فرماید:
((فرشتگان بر آنها نازل مى شوند و براى تقویت روحیه آنان انواع بشارت ها و دل گرمى ها را به آنها الهام مى كنند و مى گویند: نترسید و غمگین نباشید، بشارت باد بر شما به آن بهشتى كه به شما وعده داده شده است .

اللهم ‌ارزقنا توفیق‌الشهادة فی سبیلك تحت لواء ولیك

همراه شما در انجمن سیاسی anjoman.siasi@tebyan.org

و انجمن ورزش و تندرستی anjoman.varzesh@tebyan.org

جمعه 6/2/1387 - 14:31 - 0 تشکر 38101

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

دوستان سلام با خودم گفتم خوبه كه كلام بزرگی رو در مورد شیطان یراتون نقل كنم.

اون بزرگ چنین  فرمودند كه شیطان وقتی خواست حضرت آدم و حوا رو تشویق كنه كه از درخت ممنوعه بخورند براشون قسم خورد كه من خیرشما رو میخوام "وقاسمهما انی لكما لمن الناصحین "داداعراف /21 ولی فریبشون داد .ولی درمورد ما فرزندان حضرت آدم به عزت خداوند سوگندخورده كه فریبمان بده "قال فبعزتك لاغوینهم اجمعین " ص /82 پس حواسمون رو خیلی جمع كنیم و یك لحظه هم از حضرت دوست غافل نشیم كه این نا بكار بد سری داره !   علی یارتان باشد!

یازهرا           

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.