• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن حوزه علميه > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
حوزه علميه (بازدید: 1327)
يکشنبه 1/8/1390 - 16:56 -0 تشکر 379061
آخرین جمله ها!!!

به نام خدا

با عرض سلام

تا الان فکر کرده اید موقع مرگ آخرین جمله ای که بر زبانمون  جاری میشه چیه!

فتامل

در این تاپیک می خوام آخرین جملات بزرگان دین رو

(باشه مشاهیر) رو در این تاپیک بگذارم

شما هم کمک بدید

متشکرم 

 


 

   

مدیر انجمن حوزه علمیه 

تماس بامن:

forum:www.mahdiyavar.mihanbb.com

e-mail:ya_lasaratelhosain@yahoo.com


 

يکشنبه 1/8/1390 - 17:6 - 0 تشکر 379064

پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم:

 برادرم را صدا بزنید تا بیاید در كنار بستر من بنشیند. همه فهمیدند مقصودش على است.

منبع 

حضرت علی علیه السلام:

به خدای کعبه که رستگار شدم

حضرت زهرا سلام الله علیها:

دختر پیامبر ( ص ) در بستر بیماری نیز ، در پاسخ کسانی که از او احوالپرسی می کردند ، سخنانی فصیح و بلیغ بر زبان می راند . سخنانی که در آن روز ، درد دل و گله و شکوه بانویی داغدیده و ستم رسیده می نمود

حضرت امام صادق علیه السلام:

نماز اول وقت 

بقیه حضرات در صورت پیدا کردن منبع تکمیل می گردد 

   

مدیر انجمن حوزه علمیه 

تماس بامن:

forum:www.mahdiyavar.mihanbb.com

e-mail:ya_lasaratelhosain@yahoo.com


 

يکشنبه 1/8/1390 - 17:8 - 0 تشکر 379066

آخرین جمله‌ای که آیت الله العظمی بروجردی گفت

آخرین جمله‌‌‌‌ای که بر زبان آن مرد بزرگ جاری شد این بود که خطاب به پزشکان و اطرافیان که هنوز مشغول تلاش بودند چنین فرمودند:

«مرگ است، مرگ … رها کنید … « یا الله، لااله الا الله …»

و پس از سه مرتبه تکرار این جمله، دیدگان پر فروغ و حق ‌‌بینش آهسته به روی هم قرار گرفت، لب‌‌ها بسته شد، قلب آرام گرفت

منبع 

   

مدیر انجمن حوزه علمیه 

تماس بامن:

forum:www.mahdiyavar.mihanbb.com

e-mail:ya_lasaratelhosain@yahoo.com


 

يکشنبه 1/8/1390 - 17:12 - 0 تشکر 379067

وصایاى اسكندر..... برون آرید از تابوت دستم

هنگامى كه اسكندر، نشانه هاى مرگ را در خود دید، وصیتهائى كرد كه ما در اینجا به ذكر چند نمونه از آنها مى پردازیم :
نخستین توصیه او این بود وقتى جنازه اش را در میان تابوت مى گذارند، دستش را از تابوت بیرون بیاورند، تا مردم بدانند كه اسكندر از این دنیا با دست خالى رفت و چیزى از متاع دنیا را با خود نبرد چنانكه در اشعار شعرا آمده است :شنیدم در وصایاى سكندر
كه گفتى با ارسطوى هنرور
كه از روز زمین چون دیده بستم
برون آرید از تابوت ، دستم
كه تا بینند مغروران سرمست
كه از دنیا برون رفتم تهیدست

   

مدیر انجمن حوزه علمیه 

تماس بامن:

forum:www.mahdiyavar.mihanbb.com

e-mail:ya_lasaratelhosain@yahoo.com


 

يکشنبه 1/8/1390 - 19:47 - 0 تشکر 379121

سلام
جناب ولایت ممنون از این مطلب زیبا.انسانهای بزرگ حتی لحظات عروجشون هم آموزنده است.
یا علی

دوشنبه 2/8/1390 - 21:32 - 0 تشکر 379591

با نام خدا و سلام
از کوزه همان برون تراود که دراوست
انسان کامل و بزرگ = جملات پرنغز و مغز

«اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم» 

رواق منظر چشم من آشیانه توست         کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست

انجمن تعلیم و تربیتیها 

جمعه 13/8/1390 - 15:46 - 0 تشکر 383161

سلام
خیلی مطالب خوبی بود چند مورد اول رو به خاطر سپردم

شاید تقدیر قابل تغییرنباشد،اما تغییر قابل تقدیر است.
پنج شنبه 19/8/1390 - 14:0 - 0 تشکر 385880

سلام
مطالب زیبایی بود
ممنون

امواج زندگی را بپذیر حتی اگر گاهی تو را به عمق ببرد، ماهی آسوده که بر سطح آبها می بینی مرده است!
چهارشنبه 2/9/1390 - 22:35 - 0 تشکر 391844

یا للعجب

عليک بالآخره تاتک الدنيا صاغره

  تو مراقب آخرتت باش دنيا ذليلانه پيش تو مي آيد.              اميرالمومنين علي (ع) 

دوشنبه 7/9/1390 - 23:4 - 0 تشکر 393992

سلام
چون جناب ولایت بعد از "بزرگان دین" گفتن "مشاهیر"، با اجازشون منم اینا رو نقل می کنم :

«لئوناردو داوینچی» قبل از این‌كه روح خود را تسلیم مرگ كند، اظهار داشت: «من به مردم توهین كردم! آثار من به آن درجه از عظمت نرسیدند كه من در طلبش بودم.»
«جورج ویلهلم فردریك» پدر مكتب دیالكتیك هگل تا آخرین لحظه زندگی بر عقیده خود پا برجا ماند. او در زمان مرگ زیرلب گفت: «تنها یك نفر بود كه در طول زندگی مرا درك می‌كرد.» و بعد از یك مكث كوتاه ادامه داد: «در حقیقت حتی او هم مرا نفهمید.»
«توماس كارلایل» مورخ و نویسنده اسكاتلندی درست قبل از این‌كه جان به جان آفرین تسلیم كند، گفت: «احساس كسی را دارم كه در حال مرگ است.»
«ماری آنتوانت» ملكه فرانسه در روز اعدام خود بسیار خوددار و متین بود. وقتی از سكوی اعدام بالا می‌رفت ناگهان لغزید و پای جلاد خود را لگد كرد. بعد رو به او كرد و گفت: «لطفا مرا به خاطر این كارم ببخش اصلا عمدی نبود.»
«نرون» امپراطور روم قبل از این‌كه بر زمین بیفتد و بمیرد فریاد زد: «چه بازیگر بزرگی در درون من می‌میرد!»
«واسلاو نیجینسكی»، «آناتول فرانس» «جوزپه گاریبالدی» و «جورج بایرون» قبل از جان دادن زیر لب گفتند: «مادر»!
كشیشی كه بر بالای سر «فردریك اول» پادشاه روسیه به هنگام مرگ دعا می‌خواند شنید كه او گفت: «انسان برهنه به این دنیا می‌آید و برهنه از دنیا می‌رود.» سپس فردریك دست كشیش را كشید و فریاد زد: «حق ندارید مرا برهنه دفن كنید. می‌خواهم یونیفورم كامل بر تن داشته باشم»
«فیودو تایچ» شاعر روسی گفت: «وقتی انسان نمی‌تواند كلمات مناسب را برای بیان احوالش بیابد چه شكنجه‌ای را تحمل می‌كند!»

«آگوست لومیر»یكی از مخترعین دوربین تصویر متحرك، گفت: «دارم از فیلم بیرون می‌دوم.»
آخرین كلمات «آلبرت انیشتین» را هیچ‌كس نفهمید زیرا پرستاری كه در كنارش بود آلمانی نمی‌دانست.
«تئودور داستایوفسكی » روز بیست و هشتم ژانویه سال 1881 از خواب بیدار شد. ناگهان دریافت كه آن روز آخرین روز زندگی اوست. او همچنان روی تخت دراز كشید و صبر كرد تا همسرش (آنا) از خواب برخیزد. (آنا) ابتدا حرف او را باور نكرد ولی او اصرار داشت كه همسرش كشیش را خبر كند. وقتی كشیش بر بالای سر داستایوفسكی دعا خواند، او از دنیا رفت.
«لئو تولستوی» آخرین روزهای زندگی خود را در دهكده‌‌ای در جوار یك ایستگاه راه‌آهن كوچك سپری كرد. او كه در 83 سالگی از زندگی در مایملك خود خسته شده بود، به همراه دختر و پزشك خانوادگی‌اش سوار قطار شد تا به طور ناشناس سفر كند. ولی به هنگام سوار شدن سرما خورد و مدتی بعد دكتر تشخیص داد كه مبتلا به ذات‌الریه شده است. آخرین جمله‌ای كه تولستوی زیر لب زمزمه كرد این بود: «من عاشق حقیقتم.» بعضی از اطرافیان او نیز می‌‌گویند او قبل از این‌كه نفس آخر را بكشد گفت: «مرگ را درك نمی‌‌كنم.»
«آنتوان چخوف»در اوایل صبح روز دوم ژوئن سال 1904 از دنیا رفت. او در آن زمان در هتلی در آلمان به سر می‌‌برد. پزشك آلمانی به چخوف گفت: «آخرین ساعات زندگی‌اش را سپری می‌‌كند» و سپس یك لیوان نوشابه به مرد در حال احتضار داد. چخوف به آلمانی گفت: «من دارم می‌‌میرم» و لیوان را سر كشید.
«الگا» همسر چخوف بعدها در كتاب (سكوت هولناك) درباره آن شب نوشت كه سكوت سهمگین اتاق را تنها یك پروانه عظیم‌الجثه سیاه‌رنگ می‌‌شكست. پروانه‌ای كه بی‌‌رحمانه در اتاق پرواز می‌‌كرد و خود را با تقلای بسیار به لامپ‌های روشن برق می‌‌كوبید و ترق‌ترق صدا می‌‌كرد.
در نمایشنامه «باغ آلبالو» لحظاتی مشابه این لحظات توسط چخوف به نگارش درآمده است «لوپاخین» تاجر، یكی از شخصیت‌های نمایشنامه باغ آلبالو را می‌‌خرد و از«رانوزكایا» كه فروشنده باغ است می‌‌خواهد به سلامتی این معامله جشن بگیرند و نوشابه بخورند. بعد از نوشیدن «رانوزكایا» از غصه از دست دادن باغ می‌‌میرد و در همان لحظه پرده‌های صحنه پایین می‌‌افتد و تنها صدایی كه به گوش می‌‌رسد صدای تبرهایی است كه در فاصله‌ای دور درخت‌ها را قطع می‌‌كنند.
«برنارد شاو»می‌‌گوید:« آرزو دارم كه تا آخرین رمق وجود من ثمر‌بخش باشد و هنگامی بمیرم كه از من هیچ خدمتی ساخته نباشد.» او همچنین می‌‌گوید: «از عجایب زندگی یكی این است كه مرگ درست وقتی ما را در می‌‌یابد كه آماده شده‌ایم تا از یك زندگی شیرین برخوردار شویم. او در آخرین لحظات زندگی‌اش این سخن را به میان آورد.»
«مترلینگ »درآخرین لحظات زندگی‌اش می‌‌گوید:«اگر مرگ نبود زندگی شیرینی و حلاوت نداشت» «اندی »می‌‌گوید:« اگر نتوانیم آزاد زندگی كنیم، بهتر است مرگ را با آغوش باز استقبال كنیم.»
«یوری گاگارین»اولین فضانورد دنیا درباره مرگ می‌‌گوید:« انسان هرچه بر سنش افزوده می‌‌شود، حافظه‌اش كوتاه‌تر و رشته خاطراتش درازتر می‌‌شود و همه این مسایل را در هنگام مرگ به یاد دارد كه مانند یك فیلم كوتاه داستانی از دیدگان او می‌‌گذرد.»

آخرین نوشته قبل از مرگ «آندره شینه» شاعر و رمان نویس فرانسه:
«بگذار هر چه زود تر مرگ فرا رسد.زیرا که از زندگی خسته شده ام.آخر به چه چیز این زندگی دل خوش کنم،کدام صفا و یک رنگی،کدام پایداری مردانه،کدام شرافت و پاکدامنی،کدام قدس و تقوایی که دادجویان در پی آنند،کدام سایه خوشبختی،کدام اشک مودت،کدام خاطره های نیکی های گذشته.کدام اثر دوستی،این جهان را آن ارزش میدهد که ترکش ملالی بدنبال داشته باشد.همه جا ترس،فرمانروایی و خدایی میکند،همه جا پستی و دورویی حکم فرماست همه جا،همه بجز مردمی پست و دور نیستیم.خدا حافظ ای دنیا.خداحافظ...»

منبعشم خود تبیانه :
http://www.tebyan.net/literary_Fragments/2009/5/21/92272.html

یا علی

جمعه 25/9/1390 - 16:11 - 0 تشکر 402296

سلام
بسیار جالب بود انشاءا... که بتونیم این جملات رو در لحظه ی مرگ به یاد داشته باشیم.

کوله بارت را ببند

شاید ابن چند سحر فرصت آخر باشد

که به مقصد برسیم

بشناسیم خدا را

و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم...

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.