• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن اجتماعي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
اجتماعي (بازدید: 1916)
جمعه 29/7/1390 - 15:13 -0 تشکر 377998
اخبار حوادث ایران

با سلام

در این تاپیک اخبار حوادث در ایران رو سعی میکنم بذارم. البته اگه قبلا این تاپیک وجود نداشته باشه.

 

هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن

.......................اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛

.....................................يرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...

...چارلز ديكنز ...
جمعه 29/7/1390 - 15:15 - 0 تشکر 378000

حادثه در خوابگاه دختران امیر کبیر

خوابگاه‌های دانشگاه امیر کبیر در هفته‌های اخیر خبرساز شدند و حادثه‌های خوابگاه‌های این دانشگاه نقل محافل دانشجویی است. اولین حادثه روز دوشنبه 11 مهرماه در حمام خوابگاه شهید مرادی این دانشگاه رخ داد و دختری دانشجو به علت گازگرفتگی ناشی از بخار اسید جان خود را از دست داد.

این حادثه واکنش‌های متعددی را به دنبال داشت و مسئولان دانشگاه قول پیگیری این ماجرا را دادند اما با گذشت کمتر از دو هفته سقوط آسانسور در یکی دیگر از خوابگاه‌ها اعتراض دانشجویان را برانگیخت و بار دیگر نام این دانشگاه را بر سر زبان‌ها انداخت.

در این حادثه که در خوابگاه دخترانه احمدی واقع در خیابان فلسطین رخ داد آسانسور خوابگاه از طبقه چهارم سقوط کرد و در حالی که چند دانشجوی دختر در آن حبس شده بودند درهای آن برای 20 دقیقه بسته ماند.

یکی از دانشجویانی که در این خوابگاه سکونت دارد این وضعیت را غیرقابل تحمل می‌‌داند و به خراسان می‌گوید: از آغاز سال تحصیلی آسانسور خوابگاه چندین مرتبه دچار مشکل شد و چند نفر در آن گرفتار شدند. به همین دلیل برخی از بچه‌های این خوابگاه از آسانسور می‌ترسند. به خصوص به این دلیل که شنیده‌اند مدتی قبل در یکی دیگر از خوابگاه‌ها به دلیل سقوط کابین آسانسور پای یک دانشجو قطع شد.

این دانشجو درباره حادثه‌ای صحبت می‌کند که در سال 87 در خوابگاه پسران رخ داد. در این حادثه به دلیل نقص فنی آسانسور در ساختمان خوابگاهی 14 طبقه، یکی از دانشجویان پسر یک پایش قطع شد و با خوش‌شانسی زنده ماند. بعد از این حادثه مسئولان آسانسور را به حال خود رها و اعلام کردند در صورت وقوع هر حادثه‌ای مسئولیتی در قبال آن ندارند. آن‌ها از دانشجویان خواستند از آسانسور استفاده نکنند. این در حالی بود که زندگی در ساختمانی 14طبقه برای دانشجویان کار دشواری بود.

این دانشجو درباره حادثه‌ای که جمعه‌شب در خوابگاه دختران رخ داد می‌گوید: «جمعه شب صدای مهیبی دانشجویان را به راهروی طبقه سوم کشاند. صدا آن قدر زیاد بود که همه فکر کردند بخشی از سقف فرو ریخته است اما چند لحظه بعد معلوم شد آسانسور از طبقه چهارم سقوط کرده و بین طبقه سوم و چهارم متوقف شده است. چند نفر داخل کابین گرفتار و به شدت ترسیده بودند. آن زمان مسئول تاسیسات در ساختمان نبود و حدود 20 دقیقه طول کشید تا مسئول تاسیسات خود را به آسانسور رساند و در را باز کرد. دانشجویانی که در کابین بودند وحشت زده بودند و هنوز شرایط روحی خوبی ندارند».

به گفته این دانشجو از ابتدای سال تحصیلی بارها این اتفاق رخ داده و قول مسئولان برای رفع مشکلات خوابگاه احمدی به جایی نرسیده است. آن‌چنان که بعد از این حادثه به دنبال اعتراض دانشجویان، طاهری مدیرکل دانشجویی دانشگاه امیر کبیر در جمع دانشجویان حاضر شد و به آن‌ها قول داد مشکلات خوابگاه به زودی رفع می‌شود.

در همین حال هاشم‌خانی مسئول روابط عمومی دانشگاه صنعتی امیر کبیر که از این حادثه بی‌اطلاع بود در گفت‌وگو با خراسان اظهار داشت که این ماجرا را پی‌گیری و نتایج آن را اعلام می‌کند.

از سوی دیگر طاهری، مدیرکل دانشجویی دانشگاه امیرکبیر نیز به دلیل بیماری نتوانست پاسخ‌گو باشد و تلاش‌های خبرنگار خراسان برای گفت‌وگو با مجیدی، مدیر کل اداری مالی دانشگاه امیرکبیر که گفته می‌شود مسئول عقد قرارداد با پیمانکاران تاسیسات خوابگاه‌هاست نیز به جایی نرسید و وی اعلام کرد حاضر به پاسخ‌گویی در این‌باره نیست.

منبع: خبرآنلاین

هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن

.......................اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛

.....................................يرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...

...چارلز ديكنز ...
جمعه 29/7/1390 - 15:15 - 0 تشکر 378002

درگیری در برابر خانه مدیر عامل سابق بانک ملی ایران .....

برخی روزنامه نگاران درتورنتو که برای تهیه گزارش برابر منزل محمود رضا خاوری مدیر عامل مستعفی وفراری   بانک ملی ایران در تورنتو، رفته بودند تا درمورد اختلاس 3 هزار میلیاردی و فرار محمود رضا خاوری به تورنتوی کانادا، با او صحبت کنند نه تنها پاسخی دریافت نکردند بلکه اصرار آنها برای تهیه گزارش، منجر به درگیری فیزیکی دربرابر منزل خاوری شده است.

ابتدا سرایدار منزل با عصبانیت خطاب به مراجعه کنندگان گفته هرچه سریعتر از اینجا بروید و الا به پلیس تلفن می کنم و در آخر مهدی خاوری فرزند خاوری وارد شده و گفته اگر نروید از شما شکایت می کنم. آنها در برابر پرسش های مراجعه کنندگان با برخوردی خشن به درگیری فیزیکی و لفظی روآوردند.

هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن

.......................اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛

.....................................يرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...

...چارلز ديكنز ...
شنبه 30/7/1390 - 2:29 - 0 تشکر 378393

کشف شیشه از فوتبالیست ایرانی در ایتالیا
جام جم آنلاین: بازیكنی كه به اتهام حمل 600 گرم ماده مخدر شیشه در فرودگاه میلان ایتالیا بازداشت شده یك فوتبالیست مطرح و سرشناس نیست. این بازیكن هر چند در لیگ فوتبال اسپانیا بازی می‌كند، اما بازیكن نام آشنایی نیست و همراه همدستش بازداشت شده است.

به گزارش مهر، برخی منابع خبری خارجی از بازداشت یكی از بازیكنان بین‌المللی فوتبال ایران در فرودگاه میلان خبر داده‌اند كه هنگام ورود به فرودگاه مالپنسا مواد مخدر را در كفش خود جاسازی كرده بود، اما ماموران امنیتی در حین بازرسی متوجه این مواد شدند و او را بازداشت كردند.

در این خبر تاكید شده كه این بازیكن بین‌المللی ایران در باشگاه‌های اسپانیایی بازی می‌كند و زمانی كه قصد ورود به فرودگاه میلان را از طریق پرواز تهران داشته با خود 600 گرم مواد مخدر (شیشه) حمل می‌كرده است كه این مواد را در پاشنه كفشش جاسازی كرده بود.

خبرگزاری فرانسه به نقل از آژانس خبری آنسا این خبر را اعلام كرده و بدون این‌كه نامی از این بازیكن ببرد، نوشته است: این بازیكن بین‌المللی ایران هنگامی كه از پرواز تهران به میلان وارد فرودگاه شد، بازداشت شد.

 این خبرگزاری جزئیات بیشتری در مورد این بازیكن منتشر نكرده است. پس از این خبر همه نگاه‌ها به سمت مسعود شجاعی و جواد نكونام معطوف شد، اما نكونام در تمرینات اوساسونا حضور داشت و مسعود شجاعی نیز در بیمارستانی در آلمان روز پنجشنبه تحت عمل جراحی قرار گرفته بود.

عصر جمعه روزنامه ماركا نام این بازیكن را اعلام كرد. حسن عمولشگریان بازیكن مورد نظر است كه به عنوان یك بازیكن آماتور در لیگ‌های اسپانیا بازی می‌كند.

براساس خبر ماركا این بازیكن 27 ساله است و 690 گرم شیشه به ارزش 250 هزار یورو را در كفش خود جاسازی كرده بود.

پویان آقاجان 32 ساله كه مقیم رم است و مهدی رحمانی 39 ساله مقیم ونیز نیز این بازیكن را همراهی می‌كرده‌اند.

شنبه 30/7/1390 - 20:16 - 0 تشکر 378660

ماجرای قتل یک خانواده  ۵ نفره زاهدانی  که هنگام بازگشت از عروسی به ضرب گلوله کشته شدند  هنوز در هاله ای از ابهام است .

نخستین روز مهرماه امسال ۵ عضو خانواده‌ای در زاهدان سوار خودروی زانتیای خود شدند تا برای شرکت در یک مراسم عروسی راهی شهرستان خاش شوند. آن روز مراسم عروسی به‌خوبی برگزار شد و روز بعد آنها تصمیم گرفتند به خانه بازگردند؛ غافل از اینکه بین راه حادثه شومی در کمین آنهاست. سید امیر، پسر جوان خانواده در گفت‌وگو با همشهری می‌گوید: خواهرم پشت فرمان زانتیا نشسته بود و به غیر از او مادرم، برادر ۲۱ ساله‌ام و ۲ خواهر‌زاده ۱۷ و ۱۰ ساله‌ام به نام‌های بی‌نظیر و احمد نیز سوار ماشین بودند.

او ادامه می‌دهد: آنها وقتی برای شرکت در مراسم عروسی خانه را ترک کرده بودند، هر چه طلا داشتند همراه خودشان برده بودند و روز بعد در مسیر برگشت به زاهدان بودند که در نزدیکی شهرستان خاش آن حادثه اتفاق افتاد.

رگبار مرگ

خودروی زانتیا در جاده خاش – زاهدان در حرکت بود. عقربه‌های ساعت ۵ بعدازظهر را نشان می‌داد که یک دستگاه پژو ۴۰۵ نقره‌ای پشت سر این خودرو قرار گرفت و برای سبقت وارد خط مخالف شد.

زن جوان که پشت فرمان زانتیا بود ناگهان متوجه شد که تمامی سرنشینان پژو صورتشان را با دستمال پوشانده‌اند اما پیش از اینکه چیزی بگوید، صدای رگبار گلوله فضا را پر کرد. یکی از گلوله‌ها به سر زن جوان اصابت کرد و او در دم جان باخت. زانتیا که با سرعت زیادی در حرکت بود پس از مرگ راننده از مسیر خارج و در شانه خاکی جاده واژگون شد. ۳ مرد نقابدار که اسلحه در دست داشتند از ماشین بیرون آمدند و خودشان را به زانتیا رساندند. در همین هنگام راننده یک خودروی عبوری به تصور اینکه خودروی زانتیا دچار سانحه شده، توقف کرد و به سرعت از ماشین پیاده شد. مردان نقابدار با دیدن این مرد چند گلوله به اطراف او شلیک کردند و وی که به‌شدت ترسیده بود با عجله خودش را به خودرویش رساند و از محل دور شد.

امیر ادامه می‌دهد: آن مرد که تنها شاهد حادثه بود چند متر آن‌طرف‌تر از محل حادثه دوباره توقف کرد و دید که چطور مردان مسلح نقابدار با شلیک گلوله اعضای خانواده‌ام را که سوار زانتیا بودند به قتل رساندند. این افراد پس از جنایت، تمامی طلاهای آنها را سرقت کردند و سوار بر خودروی خود پا به فرار گذاشتند.

در جست‌وجوی قاتلان

با فرار عاملان جنایت از محل، تنها شاهد ماجرا پلیس را در جریان قرار داد و تیمی از ماموران راهی محل حادثه شدند. آنها وقتی به محل رسیدند که تمامی ۵ سرنشین زانتیا جان باخته بودند و از همان زمان تحقیقات برای شناسایی عاملان جنایت شروع شد. با گذشت ۲۵ روز از این حادثه گرچه تعدادی مظنون در این خصوص دستگیر شده‌اند، اما هنوز از عاملان اصلی جنایت اطلاعی در دست نیست و تحقیقات برای شناسایی و دستگیری آنها ادامه دارد.

هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن

.......................اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛

.....................................يرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...

...چارلز ديكنز ...
يکشنبه 1/8/1390 - 14:54 - 0 تشکر 378981

زن عموی قاتل دستگیر شد
جام جم آنلاین: در پی قتل پدر و پسر اسلامشهری، زن‌عموی این خانواده به عنوان عامل جنایت دستگیر شد و به ارتكاب دو فقره جنایت اعتراف كرد.

عامل جنایت پس از فرار از محل حادثه، با سد كردن راه یك شهروند اسلامشهری، او را به مرگ تهدید كرده و از وی چادر زنانه و تلفن همراه خواسته بود.

به گزارش «جام‌جم»، شامگاه شنبه هفته گذشته ساكنان كوچه ارشاد دوم در شهرك قائمیه اسلامشهر از توابع استان تهران با شنیدن صدای شلیك‌های گلوله، سراسیمه از منازلشان خارج شدند.

آنها مشاهده كردند فردی نقابدار از خانه یكی از همسایه‌ها بیرون آمد و متواری شد. با ورود به خانه همسایه معلوم شد مرد صاحبخانه به نام حبیب با شلیك دو گلوله زخمی و پسرش، ‌حسین با سه گلوله كشته شده است.

به دنبال این حادثه، جسد مرد جوان به پزشكی قانونی و مرد مجروح به بیمارستان امام رضا(ع)‌ در اسلامشهر انتقال یافت.تلاش پزشكان برای نجات مرد میانسال آغاز شد؛ اما وی نیز به دلیل شدت خونریزی در بیمارستان درگذشت.

در پی مرگ پدر و پسر اسلامشهری، پرونده‌ای تشكیل و تحقیقات ماموران آگاهی در این زمینه آغاز شد. با تحقیق از خانواده مقتولان معلوم شد یك نقابدار مسلح به خانه آنها حمله كرده و مرگ دو عضو خانواده را رقم زده است.

در مرحله بعدی تحقیقات معلوم شد، عموی این خانواده با آنها اختلاف داشته و چند بار یكی از پسران این خانواده را به مرگ تهدید كرده است.

با مشخص شدن این موضوع، روند رسیدگی به پرونده وارد مرحله جدیدی شد و عموی خانواده به عنوان تنها مظنون پرونده تحت تعقیب قرار گرفت تا این‌كه چند روز بعد از حادثه دستگیر شد.

انكار به ارتكاب جنایت

این مرد در بازجویی‌های پلیسی ادعا كرد، اختلاف‌هایی با خانواده مقتولان داشته؛ ولی مرتكب این جنایت نشده و از مرگ آنها ناراحت است.

در حالی كه تحقیقات از این مرد به عنوان تنها مظنون پرونده ادامه داشت، مردی با حضور در پلیس آگاهی مدعی شد راز این جنایت را می‌داند و عامل حادثه یك زن است.

او كه شاهد فرار عامل جنایت از محل حادثه بود، به پلیس گفت: شب حادثه در حال بازگشت به خانه بودم كه فردی نقابدار سلاح به دست، راهم را در خیابان سد كرد و با تهدید از من خواست به او یك چادر زنانه بدهم.

وی اضافه كرد: قصد خلع سلاح كردن او را داشتم كه نقاب را به كناری انداخت و سلاح را به سمتم گرفت و دوباره مرا تهدید كرد.

مرد شاهد گفت: باورم نمی‌شد نقابدار مسلح یك زن باشد. داد و فریاد راه انداختم تا همسایه‌ها به كمكم بشتابند. با صدای كمك‌خواهی‌ام چند نفر به خیابان آمدند اما زن مسلح سراسیمه به آن سوی خیابان دوید و در تاریكی شب ناپدید شد.

وی افزود: از آن شب بشدت شوكه شده و قدرت صحبت كردن با خانواده‌ام را نیز نداشتم تا این كه چند روز پیش متوجه شدم در حوالی خانه‌مان پدر و پسری از سوی یك نقابدار مسلح كشته شده‌اند. دیگر مطمئن شدم قاتل فراری همان زن مسلح است.

با اطلاعات به دست آمده از این مرد، تصویر رایانه‌ای از زن مسلح فراری به خانواده مقتولان حادثه نشان داده شد كه آنها به محض دیدن تصویر بیان كردند او زن عمویشان اعظم است.

با مشخص شدن هویت عامل جنایت، تحقیق از شوهر بازداشت شده او آغاز شد و وی در اظهاراتش مدعی شد از چندی پیش در پی اختلاف با همسرش، به تنهایی زندگی می‌كند و از سرنوشت اعظم و این كه در كجا زندگی می‌كند، بی‌خبر است.

اعظم ـ زن متهم به قتل ـ تحت تعقیب قرار گرفت تا این كه مخفیگاه وی در یك خانه اجاره‌ای در غرب تهران شناسایی و او بعدازظهر پنجشنبه گذشته ـ 28 مهرماه ـ دستگیر شد.

در بازرسی از خانه متهم، نقاب سیاه و سلاح مورد استفاده وی در دو جنایت كشف شد.

مواجهه حضوری با شاهد راز گشود

زن بازداشت شده در بازجویی‌های مقدماتی اظهارات متناقضی را بیان كرد و مدعی شد، شوهرش با خانواده مقتولان اختلاف داشته و نمی‌داند عامل جنایت چه كسی است. در مرحله بعدی تحقیقات، وقتی ماموران او را در مواجهه حضوری با مردی كه شاهد فرار او از صحنه حادثه بود قرار دادند، متهم گریست و به قتل پدر و پسر اسلامشهری اعتراف كرد.

دو جنایت به انگیزه انتقام

اعظم ـ متهم به قتل ـ در اظهاراتش گفت: هشت سال پیش پسر بزرگ‌تر خانواده مقتولان با شوهرم همكار بود، اما چندی پیش با هم اختلاف پیدا كردند و همین درگیری باعث بدرفتاری شوهرم و عاقبت قهر من از خانه شد. برادرزاده شوهرم را مقصر این حادثه می‌دانستم و درصدد انتقام از او و خانواده‌اش بودم. به همین دلیل، با خرید یك سلاح نقشه قتل آنها را طراحی كردم.

متهم به قتل اضافه كرد: شب حادثه با پوشیدن لباس مردانه و سلاح به دست در حوالی خانه آنها پرسه می‌زدم و منتظر فرصتی برای وارد شدن به آنجا بودم. یك ساعت پیش از حادثه با دیدن در نیمه‌باز حیاط، وارد خانه شده و در پشت بام خود را پنهان كردم. به محض ورود پسر بزرگ‌تر خانواده به خانه‌اش در طبقه سوم، نقاب را به چهره زدم و با رفتن مقابل در خانه‌اش، محكم به در كوبیدم و چند تیر شلیك كردم كه از ترس بیرون نیامد.

عامل حادثه افزود: در همین موقع، یكی از برادران او به سمت راه‌پله‌ها آمد و به او شلیك كردم كه كشته شد. دستپاچه شده و قصد فرار داشتم كه برادر شوهرم ـ حبیب ـ سر رسید و دو گلوله به او شلیك كردم. دیگر پسر خانواده كه می‌خواست سد راهم شود را نیز به مرگ تهدید كرده و سراسیمه از خانه بیرون رفتم. در میانه راه، با سد كردن راه یك شهروند اسلامشهری از او خواستم برایم گوشی تلفن همراه و یك چادر زنانه از خانه‌اش تهیه كند كه مقاومت كرد و به ناچار متواری شدم.

بنابر این گزارش، زن متهم به قتل با قرار قانونی در بازداشت به سر می‌برد. تحقیقات تكمیلی از او و شوهرش كه در بازداشت به سر می‌برند، ادامه دارد.

دوشنبه 2/8/1390 - 22:3 - 0 تشکر 379607

قتل فجیع توسط مرد شیشه ای

عاقبت کمک به شوهر کردن دختر شیشه ای


مردی كه دو دوستش را در پی مصرف شیشه به قتل رسانده‌ است در جلسه محاكمه‌اش جزییات این دو جنایت را توضیح داد.

متهم 45 ساله در دفاعیاتش مدعی شد، روز حادثه ساعت‌ها شیشه، كراك و تریاك مصرف كرده‌بود و زمان قتل، حالت عادی نداشت.

در ابتدای جلسه محاكمه، نماینده ‌دادستان تهران در جایگاه حاضر شد و خطاب به قضات شعبه 113 دادگاه كیفر‌ی استان تهران گفت: ایرج دو سال قبل دو دوست خود به نام‌های هاشم و هادی را به قتل رساند.

این متهم در پی درگیری لفظی كه با مقتولان داشت به آنها حمله كرد و باعث مرگ‌شان شد. این پرونده با شكایت همزمان خانواده دو مقتول تشكیل شد.

این دو خانواده به پلیس گفتند، فرزندان‌شان به‌طور ناگهانی گم شده‌اند. بررسی‌های پلیس ورامین در این خصوص آغاز شد و دوستان و آشنایان این دو مفقودی مورد بازجویی قرار گرفتند.

در جریان این تحقیقات، همسر ایرج گفت، شوهرش مدتی قبل در حالی‌كه دستش زخمی بود به خانه آمد اما علت آن را نگفت. زمانی كه ایرج مورد بازجویی قرار گرفت مدعی شد، دستش حین كار با تراكتور زخمی شده‌ بود. در ادامه شاهدی پیدا شد كه همه چیز را تغییر داد.

این شاهد گفت روز گم شدن دو مرد آنها را با ایرج دیده ‌است. وقتی ایرج دوباره مورد بازجویی قرار گرفت، گفت كه دو دوستش را كشته ‌است. این مرد محل اختفای اجساد را هم نشان داد و گفت اول هاشم را زدم بعد هادی رسید و اعتراض كرد و پیشنهاد داد هاشم را به بیمارستان برسانیم، من هم قبول كردم و وقتی سوار وانت شدیم و چند كیلومتر رفتیم، هاشم فوت شد و هادی به من حمله كرد و من او را هم كشتم و اجسادشان را مخفی كردم.

سیدرضایی ادامه داد: در این قتل، ایرج ابتدا هاشم را با ضربات چاقو كشته و بعد هادی را به قتل رسانده و اجساد آنها را مخفی كرده ‌است.

زمانی كه جسد هاشم پیدا شد حیوانات جسد او را خورده ‌بودند اما بررسی‌های پزشكی قانونی ثابت كرد جنازه متعلق به هاشم است. همچنین جسد هادی هم از داخل یك چاه بیرون كشیده ‌شد. نماینده دادستان تهران در پایان با توجه به مدارك موجود در پرونده برای متهم درخواست صدور حكم قانونی كرد.

در ادامه اولیای‌دم مقتولان در جایگاه حاضر و هر دو خانواده خواستار قصاص متهم شدند. سپس ایرج در جایگاه حاضر شد. او كه سوابق متعددی در سرقت دارد گفت: اتهام قتل را قبول دارم. من دوستانم را كشتم اما اصلا نمی‌دانم آن روز چه اتفاقی افتاد. روز حادثه همسر و فرزندانم خانه نبودند و من هم داشتم آماده می‌شدم تا برای كار بیرون بروم. هاشم آمد. او با چوب به من حمله كرد و فحش داد من هم عصبانی شدم و او را زدم. اول با لوله زدمش، بعد وقتی چاقو كشید، چاقو را از او گرفتم و چندین ضربه به او وارد كردم.

هاشم خون‌آلود روی زمین افتاده‌ بود كه هادی رسید و به من گفت چرا این كار را كردی. می‌خواست به برادر هاشم خبر دهد تا او را به بیمارستان برسانیم كه من اجازه ندادم و گفتم خودمان او را می‌بریم اما بعد با هادی درگیر شدم و او را هم زدم.

ضربات زیاد بود با این حال هادی به من كمك كرد تا هاشم را پشت وانت گذاشتیم، چند كیلومتر رفته ‌بودیم كه هادی گفت هاشم مرده ‌است چند دقیقه بعد خود هادی هم فوت شد و من هم اجساد را مخفی كردم.

در این هنگام نماینده‌ دادستان تهران خطاب به متهم گفت: تو خودت در بازجویی‌ها گفته‌ای هادی را در ماشین به قتل رساندی. تو گفته‌ای كه وقتی هاشم جان باخت، هادی به شیشه ماشین كوبید، من ایستادم، او عصبی شد و به من حمله كرد، من هم با سنگ و چاقو او را زدم و هادی هم فوت شد و من جسدها را به جوی آب و چاه انداختم. نماینده دادستان ادامه داد: «به چه دلیل حالا ادعا می‌كنی مقتول دوم را هم در خانه زدی؟»

متهم جواب داد: من به یاد ندارم چه گفته‌ام اما فكر می‌كنم اشتباه كردم. من از صبح مواد مصرف كرده‌ بودم چون زن و فرزندم در خانه نبودند آن روز ساعت‌ها كراك، و شیشه و تریاك كشیده‌ بودم و چیزی یادم نمانده‌ است.

بعد از متهم، وكیل مدافع او در جایگاه حاضر شد او گفت: متهم به هر دو فقره قتل اعتراف كرده است بنابراین دفاعی در این زمینه نمی‌توانم از او بكنم اما با توجه به اینكه متهم زمان قتل، شیشه مصرف كرده بود درخواست دارم پزشكی قانونی در مورد اینكه او زمان قتل در حالت عادی بوده یا نه دوباره تحقیق ‌كند.

در پایان متهم یك‌بار دیگر برای بیان آخرین دفاع در جایگاه حاضر شد او گفت: من و هاشم مثل برادر بودم همدیگر را دوست داشتیم هر چند وقت یك‌بار با هم دعوا می‌كردیم بعد هاشم از من عذرخواهی می‌كرد.

او مثل یك برادر زمانی كه می‌خواستم دخترم را شوهر بدهم به من كمك كرد و جهیزیه تهیه كردیم. از اولیای‌دم هادی و هاشم عذرخواهی می‌كنم. در زندان عذاب وجدان دارم و حالم خوب نیست و كابوس می‌بینم و درخواست دارم من را ببخشند.

در پایان هیات قضات برای تصمیم‌گیری وارد شور شدند.

منبع: شرق

هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن

.......................اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛

.....................................يرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...

...چارلز ديكنز ...
چهارشنبه 4/8/1390 - 22:29 - 0 تشکر 380301

تجاوز به 14 زن توسط سه مرد جوان

سه مرد جوان كه متهم هستند 14 زن را ربوده و مورد آزار جنسی قرار داده‌اند به زودی برای آخرین دفاعیات خود در دادگاه حاضر می‌شوند.
سه مرد جوان كه متهم هستند 14 زن را ربوده و مورد آزار جنسی قرار داده‌اند به زودی برای آخرین دفاعیات خود در دادگاه حاضر می‌شوند.

این سه جوان شش سال قبل به جرم آزار 14 زن بازداشت و در دادگاه انقلاب محاكمه و به اعدام محكوم شدند اما رأی صادره از سوی دیوان‌عالی كشور نقض و پرونده برای رسیدگی مجدد به شعبه 79 دادگاه كیفری استان تهران فرستاده‌شد.

اعضای باند در حالی بازداشت شدند كه دختری جوان را ربوده بودند و قصد داشتند او را به قتل برسانند. زمانی كه ماموران كلانتری آدران جاده چالوس به پیكان طوسی رنگ مشكوك شدند، آن را متوقف كردند و صدایی غیرمتعارف را از صندوق عقب ماشین شنیدند.

ماموران از سرنشینان اتومبیل خواستند پیاده شوند آنها وقتی در صندوق عقب ماشین را باز كردند با دختری روبه‌رو شدند كه بر اثر نرسیدن اكسیژن و جراحاتی كه بر بدنش وارد شده‌ بود، نیمه‌هوش بود.

وقتی این دختر از صندوق عقب بیرون آورده ‌شد و توانست صحبت كند به ماموران گفت: من در حصارك كرج به عنوان مسافر، سوار پیكان شدم تا به عظیمیه بروم، می‌خواستم عمه‌ام را ببینم اما سه جوانی كه سوار ماشین بودند من را كتك زدند و كیف و موبایلم را گرفتند و با تهدید خواستند كه ساكت باشم.

آنها به سمت آریاشهر تهران حركت كردند و در محلی خلوت مرا مورد آزار جنسی قرار داند. سپس به یك كوچه فرعی پیچیدند، خیلی ترسیده ‌بودم فكر كردم دوباره قصد دارند به من تجاوز كنند فریاد زدم و از مردم كمك خواستم یكی از متهمان من را محكم گرفت و دستش را روی دهانم گذاشت بعد مرا به صندوق عقب انداخت. حالم بد بود و داشتم خفه می‌شدم كه ماموران پیدایم كردند. با توجه به گفته‌های این دختر.

پلیس سه مرد جوان را كه امیر، حسین و مهدی نام دارند مورد بازجویی قرار داد. حسین كه 19 سال داشت و كم سن‌ترین فرد گروه بود. گفت: وقتی قبول كردم با مهدی همكاری كنم قرار بود زنان را سوار ماشین كنیم و پول‌هایشان را بدزدیم. اصلا قرار نبود به كسی تجاوز كنیم. ماشین هم برای مهدی بود. مطابق قرار او سهم بیشتری نسبت به ما می‌گرفت. در چند مورد اول از زنان فقط سرقت كردیم، اما در یك مورد وقتی دختری جوان را به‌عنوان مسافر سوار كردیم و پول‌هایش را دزدیدیم، مهدی او را مورد تجاوز قرار داد و گفت ما هم می‌توانیم این كار را بكنیم.

ما هم زن جوان را كه به شدت هم ترسیده‌بود، مورد آزار قرار دادیم. او از ترس حتی نمی‌توانست حرف بزند. بعد از آن در هر سرقتی این كار را می‌كردیم.

حسین گفت: بیشتر قربانیان ما زنان و دختران جوان غرب تهران بودند و ما در اكباتان و آریاشهر این زنان را مورد آزار قرار می‌دادیم و فقط مورد آخر بود كه در كرج دختر جوانی را ربودیم. تحقیقات بعدی پلیس نشان داد، این سه جوان 14 زن را مورد آزار جنسی قرار داده و اموال آنها را ربوده‌اند. این زنان كه برخی از آنها قبلا شكایتی در دادسرا مطرح نكرده‌بودند، بعد از بازداشت متهمان به دادسرا رفتند و آنها را شناسایی كردند.

با تكمیل تحقیقات پرونده با اتهام محاربه به دادگاه انقلاب تهران فرستاده و متهمان در این دادگاه محاكمه و هر سه مجرم شناخته و به اعدام محكوم شدند. وكلای مدافع متهمان به رأی صادره اعتراض كردند و در لایحه خود نوشتند این متهمان باید در دادگاه كیفری‌استان تهران محاكمه شوند. سپس پرونده در دیوان‌عالی كشور مورد بررسی قرار گرفت و اعتراض وكلا مورد تایید قرار گرفت و حكم صادره نقض و دادگاه كیفری‌استان تهران صالح دانسته و پرونده برای رسیدگی به شعبه 79 دادگاه كیفری‌استان تهران فرستاده شد.

متهمان در زمان مقرر برای برگزاری دادگاه در جلسه حضور یافتند؛ اما چون شاكیان پرونده دیگر حاضر نبودند به دادگاه بیایند این پرونده چندین بار تجدید وقت شد. در نهایت در اولین جلسه رسیدگی به اتهام تجاوز به عنف، آدم‌ربایی و سرقت سه متهم جوان برای دفاع از خود در جایگاه حاضر شدند. متهمان این بار اتهام تجاوز به عنف را رد كردند و گفتند، با چند زن كه از آنها سرقت كردند رابطه داشتند؛ اما این رابطه به زور نبود آنها همچنین مدعی شدند كه قصد نداشتند دختر كرجی را مورد آزار قرار دهند و از ترس او را در صندوق عقب ماشین مخفی كرده‌ بودند.

بعد از پایان اولین جلسه محاكمه قاضی محمدی‌كشكولی، رییس شعبه 79 دادگاه كیفری‌استان تهران با توجه به پایان وقت جلسه آخرین دفاعیات متهمان را به بعد موكول كردند و با وقت تعیین شده متهمان در روزهای آینده آخرین دفاعیات خود در برابر قضات و شاكیانی كه حاضر شدند در جلسه دادگاه شكایت كنند، بیان خواهند كرد.

منبع: شرق

هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن

.......................اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛

.....................................يرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...

...چارلز ديكنز ...
چهارشنبه 4/8/1390 - 22:29 - 0 تشکر 380304

دو بار اعدام شیطان فردا در ملاء عام


مرد جنایتکار که زن سالمند و نوه اش را در قرچک قربانی وسوسه شیطانی خود کرده بود سحرگاه فردا در ملاءعام اعدام می شود.

در این جنایت که 12 مرداد سال 88 رخ داد مرد 29 ساله ای به نام بخشعلی پس از ورود به خانه همسایه اش در قرچک، جیران 86 ساله و نوه 8 ساله اش نگین را با چاقواز پا درآورد.

پس از افشای جنایت ماموران ردپای یک آشنا را در این دو قتل کشف کردند که بدون مقاومتی وارد خانه شده و نقشه شومش را عملی کرده بود.

با تجسسهای گسترده مرد معتاد همسایه به عنوان مظنون اصلی پرونده دستگیر شد. او پس از بازداشت به قتل و جنایت سیاه اعتراف کرد و گفت: به خاطر اعتیاد شدید و ناتوانی در تهیه مخارج زندگی و خرید مواد، سرقت طلاهای پیرزن فکرم را مشغول کرد.

او ادامه داد: صبح روز حادثه به بهانه اینکه کلیدم را جا گذاشته ام از زن سالخورده همسایه خواستم اجازه دهد از دیوار حیاط خانه آنها وارد خانه ام شوم. پس از ورود او را از پشت سر غافلگیر کردم و با چاقو به جانش افتادم.

وقتی سراغ طلاهایش رفتم چشمم به نگین (نوه 8 ساله)  افتاد که شاهد ماجرا بود. بنابراین دست و پای دختر بچه را بسته و پس از آزار و اذیت، او را نیز به قتل رساندم تا راز جنایت فاش نشود.

پس از اعترافهای تکان دهنده عامل جنایت هولناک، قضات شعبه 77 دادگاه کیفری استان تهران او را به اتهام 2 فقره قتل عمد و آزار و اذیت دختر بچه به 3 بار اعدام در ملاء عام، 10سال حبس و 74 ضربه شلاق محکوم کردند.

این حکم از سوی قضات دیوان عالی کشور نیز تایید شد و با استیذان آن از سوی رئیس قوه قضاییه مرد جنایتکار ساعت 6 صبح فردا در محل جنایت به دار مجازات آویخته می شود.

منبع: مهر

هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن

.......................اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛

.....................................يرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...

...چارلز ديكنز ...
دوشنبه 9/8/1390 - 20:57 - 0 تشکر 381803

پدرم را بخاطر مشاهدهٔ فیلم‌ مستهجن كشتم!
حدود دو ماه قبل اهالی منطقه‌ای در شرق تهران شاهد حضور چندین ماشین پلیس و آمبولانس در مقابل آپارتمانی در اطراف خانه خود بودند. آن‌ها جنازه غرق در خون یكی از همسایگان خود را دیدند كه توسط ماموران پزشكی قانونی داخل آمبولانس گذاشته شد.
آفتاب: حدود دو ماه قبل اهالی منطقه‌ای در شرق تهران شاهد حضور چندین ماشین پلیس و آمبولانس در مقابل آپارتمانی در اطراف خانه خود بودند. آن‌ها جنازه غرق در خون یكی از همسایگان خود را دیدند كه توسط ماموران پزشكی قانونی داخل آمبولانس گذاشته شد.

دقایقی بعد همسایه‌ها شاهد انتقال مونا دختر ۱۶ساله مقتول به پلیس آگاهی بودند. مونا البته تنها نبود چرا كه مادرش نیز همراه وی بود. آنچه كه در این میان جلب توجه می‌كرد دستبندی بود كه بر دستان این دو نفر زده شده بود. شایعاتی هم كه شنیده می‌شد حاكی از ارتباط این دو نفر با این قتل بود.

اعترافات مونا

مونا نه سعی در پنهان كردن این قتل داشت و نه می‌توانست این كار را انجام دهد. همه چیز حاكی از آن بود كه وی پدر خود را با چاقو از پا درآورده است.

در حالی كه بدن مقتول كاردآجین شده بود گزارش پزشكی قانونی حاكی از مرگ مقتول بر اثر ورود ۱۷ ضربه چاقو به بدن وی داشت.

مونا اعتراف كرد كه به همراه ملیحه مادر خود، علی پدرش را از پا درآورده است. مونا به كارآگاهان اداره دهم پلیس گفت: از پدرم متنفر شده بودم و تصمیم داشتم او را بكشم. برای همین با مادرم هماهنگ كرده و تصمیم به كشتن وی گرفتیم. روز حادثه مقداری مرگ موش تهیه كرده و در آبمیوه وی ریختیم تا به این وسیله نقشه خود را اجرا كنیم اما تاثیری نداشت و پدرم فقط كمی حالش بد شد. بعد مقداری مرگ موش در غذای او ریختیم ولی باز هم پدرم خورد و دچار دل‌درد شد ولی نشانه‌ای از اینكه بخواهد بمیرد نبود. بعد از گذشتن دقایقی كه از مرگ وی ناامید شدیم مادرم با چاقو به سمت وی هجوم برده و ضربه‌ای را به شكم وی زد. پدرم كه متوجه نقشه ما شده بود خود را به سمت آیفون رساند تا از مردم كمک بخواهد كه من قبل از اینكه وی موفق به این كار شود خود را به او رسانده و با واردكردن ضربات متعدد چاقو به بدن وی، او را كشتم.

اظهارات ضدونقیض درباره جنایت

با تایید این اظهارات توسط ملیحه، كارآگاهان در جست‌وجوی انگیزه این جنایت برآمدند.

به همین خاطر مونا بار دیگر مورد بازجویی قرار گرفت. دختر نوجوان مدعی شد كه پدر خود را به خاطر مشاهده فراوان فیلم‌های مستهجن كشته است. وی به ماموران گفت: پدرم علاقه زیادی به دیدن فیلم‌های‌ مستهجن داشت و من از این كار وی نفرت داشتم به‌همین‌خاطر هم او را كشتم. ماموران اما در بازرسی از خانه مقتول هیچ فیلم مستهجنی پیدا نكردند به همین خاطر این ادعای دخترک رد شد.

مونا در بازجویی بعدی گفت پدرش را به خاطر تحت فشار گذاشتن برای قطع رابطه با پسری جوان كشته است.

ماموران این پسر را پیدا كرده ولی با انجام تحقیقات متوجه شدند مونا دو سال قبل با این پسر دوست شده بوده و مقتول نیز این موضوع را فهمیده بوده است. اما وی به دخترش گفته بود می‌تواند این رابطه را ادامه دهد ولی فعلاً در سن ازدواج نیست و وقتی بزرگ‌تر شد می‌تواند درباره ازدواجش با این پسر تصمیم بگیرد. بنابراین این فرضیه نیز رد شد.

ملیحه، مادر مونا هم با بیان اینكه من دلیلی برای قتل شوهرم نداشتم و فقط به توصیه مونا این كار را كردم برپیچیدگی موضوع افزود.

در حال حاضر مونا تحت بازجویی قرار دارد تا انگیزه جنایت وی مشخص شود.

هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن

.......................اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛

.....................................يرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...

...چارلز ديكنز ...
دوشنبه 9/8/1390 - 20:57 - 0 تشکر 381805

انتشار فیلمی منتسب به قتل سه دختر به دست پدر
مردی که سه دختر خود را با شلیک گلوله به قتل رسانده است، در حالی همچنان تحت تعقیب پلیس قرار دارد که دیروز فیلمی منتسب به این جنایت در سایت‌های اینترنتی منتشر شد.
آفتاب: مردی که سه دختر خود را با شلیک گلوله به قتل رسانده است، در حالی همچنان تحت تعقیب پلیس قرار دارد که دیروز فیلمی منتسب به این جنایت در سایت‌های اینترنتی منتشر شد. 

این مرد 53 ساله که مهرداد نام دارد و به مرادسیاه معروف است، پیش از این به جرم قاچاق اسلحه محاکمه و به حبس ابد محکوم شده بود. 

او در شهریور ماه سال جاری به دلیل اینکه دختر 19ساله‌اش قصد داشت ازدواج کند با سپردن وثیقه از زندان مرخصی گرفت.

مهرداد که ساکن روستای تختگاه کرمانشاه است، روز حادثه به بهانه اینکه برای جشن عروسی قصد خرید دارد، سه دختر 19، 12 و هفت ساله خودش را سوار بر وانت آبی‌‌رنگش کرد و به منطقه‌ای خلوت رفت. او سپس هر سه دختر خود را با شلیک سلاح کلاشینکف از پا درآورد. 

مهرداد که به ماده مخدر شیشه اعتیاد دارد، بعد از قتل به خانه بازگشت و به همسرش خبر داد دخترانش را کشته است. او نشانی محل رها شدن اجساد را نیز اعلام کرد و گفت به دلیل اینکه زندانی بوده و می‌دانسته در نبود او فرزندانش آینده خوبی نخواهند داشت و با فقر و بدبختی زندگی خواهند کرد، تصمیم به این جنایت گرفته است. او بعد از گفتن این جملات فراری شد و از آن زمان ردی از وی به دست نیامده است. 

دیروز فیلم منتسب به این جنایت هولناک روی سایت‌های مختلف اینترنتی قرار گرفت. این صحنه با دوربین موبایل و توسط دختر بزرگ مهرداد-آخرین قربانی-تهیه شده و در آن دیده می‌شود متهم بعد از متوقف کردن اتومبیل در منطقه‌ای مسطح و خلوت سلاحی را در دست می‌گیرد و آن را مسلح می‌کند. در این هنگام سه دختر او به فاصله از یکدیگر ایستاده‌اند و هرچند سلاح را در دست پدر خود می‌بینند، اما هرگز تصور نمی‌کنند چه سرنوشتی در انتظارشان است. 

در واقع رفتار این دختران نشان می‌دهد برای آنها مسلح بودن پدر اتفاقی عادی و طبیعی است. در همین هنگام ناگهان مهرداد فرزند هفت ساله خود را هدف می‌گیرد و دو گلوله به او شلیک می‌کند. پس از آن فیلمبردار و خواهرش در حالی که جیغ می‌کشند، شروع به دویدن می‌کنند اما مهرداد به راحتی به سمت فرزند 12ساله‌اش تیراندازی می‌کند و بعد از شلیک دو گلوله سراغ دختر بزرگش می‌رود و او را نیز به قتل می‌رساند. 

این پرونده اکنون در دادسرای کرمانشاه در جریان است و پلیس همچنان می‌کوشد عامل این کشتار را دستگیر کند.

هرگز اين چهار چيز را در زندگيت نشكن

.......................اعتماد ، قول ، رابطه و قلب ؛

.....................................يرا اينها وقتي مي شكنند صدا ندارند ، اما درد بسياري دارند ...

...چارلز ديكنز ...
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.